کد مطلب:2948 دوشنبه 3 آبان 1389 آمار بازدید:157

همسران رسول اكرم (ص) و لقب ام المؤمنين
شبكه ولايت - پاسخ به شبهات ديني

01:35:01

دانلود   5.44 مگابایت
بسم الله الرحمن الرحيم

آقاي نقوي
با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت شما بينندگان عزيز و گرامي برنامه امروز ما در مورد جشن گرفتن در روز ولادت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم و بزرگان دين است و در خدمت جناب آقاي ابوالقاسمي هستيم .
اگر ممكن است درباره نظر وهابيت درباره جشن گرفتن براي ولادت رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم و بزرگان دين توضيح دهيد ؟
آقاي ابوالقاسمي
متاسفانه وهابيون و عقايد فكري آنها براي دور كردن مردم از ابراز محبت به رسول خدا و خاندان آن حضرت فتوا دادند كه عيد گرفتن در روز ولادت آن بزرگواران حرام و بدعت است و از جمله ابن تيميه كه زمينه ساز فكري وهابيت است كتابي بنام اقتضاء السراج دارد كه در اين كتاب در جلد 1 صفحه 294 عباراتي دارد كه براي شما ميخوانم كه ميگويد عيد گرفتن اين روز بدعت است و هيچ موردي ندارد و هيچ كس از اهلبيت و غير آنها اين روز را عيد نگرفته است كه بيايند در آن اعمالي كه بدعت است انجام دهند « أَعيَادُ شَرِيعَهء مِنَ الشَّرَائِع » اعياد يكي از احكام ديني ما هستند و بايد در آنها از شارع تبعيت شود و بدعت گذاري نبايد شود « وَ إِنَّمَا يَفعَلُ مِثلَ هَذَا النَّصَارَي » اينكار شبيه كار مسيحيان است « أَلَّذِينَ يَتَّخِذُونَ أَمثَالَ أَيَّامِ حَوَادِثَ عِيسَي أَعيَاداً أَو يَهُود » مسيحياني كه روزهايي كه مربوط به حضرت عيسي و اتفاقاتي خاصي افتاده در آن عيد ميگيرند و اينكار مسلمانها شبيه كار مسيحيان است و يا شبيه كار يهود است و در ادامه ميگويد و همچنين بدعتهائي است كه برخي از مردم انجام ميدهند و شبيه مسيحيان در روز ولادت حضرت عيسي « وَ إِمَّا مَحَبَّهءً لِلنَّبِي وَ تَعظِيماً لَهُ » شايد هم بخاطر محبت پيامبر و تعظيم پيامبر باشد « فَإِنَّ هَذَا لَم يَفعَلُهُ السَّلَف » گذشتگان ما اينكار را انجام ندادند و اگر كار خوبي بود قطعاً آنها انجام ميدادند .
همين نظريه ابن تيميه در وهابيون هم نفوذ كرده است مثلاً عبد الرحمن بن حسن آل شيخ نوه محمد بن عبدالوهاب كه مدتي مفتي اعظم عربستان بوده در كتاب فتح المجيد صفحه 154 مي گويد « قَد أَحذَفَ هَوُلاَءِ أَعيَادً عِندَ القُبُورِ الَّتِي تَعبَدُ مِن دُونِ اللهِ » اين مشركين عيدهايي براي خودشان در كنار قبوري كه بجاي خداوند پرستش ميشود عيد ميگيرد « وَ يُسَمُّونَهَا عِيداً » و نام آن را عيد گذاشتند « كَمَولِدِ البَدَوِي بِمِصر أَو لِغَيرِهِ » مثل ولادت بدوي در مصر و يا غير آن « إِذَا يُوجَدُ فِيهَا مِنَ الشِّركِ وَ المَعَاصِيَ العَظِيمَهء » كساني كه براي بزرگان دين عيد ميگيرند مرتكب شرك و گناهان بزرگ شده اند .
اين نظر وهابيون درباره عيد گرفتن نسبت به خود پيامبر اكرم و ساير بزرگان دين اسلام است .
آقاي نقوي
از نظر علماء اهل سنت شب ولادت رسول خدا محمد مصطفي صلي الله عليه و آله و سلم چه ارزشي دارد ؟
آقاي ابوالقاسمي
همانطور كه ما در تمام برنامه هاي تكرار ميكنيم وهابيت از اهل سنت جدا هستند و نظر وهابيت و ابن تيميه را در اين باره براي شما خواندم اما بايد ديد كه نظر بزرگان اهل سنت در اين باره چيست ؟
بزرگان اهل سنت با سه دليل شب ولادت رسول خدا را حتي از شب قدر برتر ميدانستند ، عاصمي شافعي صاحب كتاب ساعهء النجوم در جلد 1 صفحه 305 عبارت بسيار زيبايي دارد « فَأَيُّمَا أَفضَل لَيلَهءُ القَدر أَو لَيلَهءُ مَولِدِهِ عَلَيهِ الصَّلاَهءُ وَ السَّلاَمِ أَفضَل مِن لَيلَهءِ القَدر ؟ » شب قدر با فضيلت تر است يا شب ولادت پيامبر فضيلتش از شب قدر بيشتر است ؟ « فَأَنَّ لَيلَهءُ مَولِدِهِ عَلَيهِ الصَّلاَهءُ وَ السَّلاَمِ أَفضَل مِن لَيلَهءُ القَدرِ مِن وُجُوهِهِ الثَّلاَثَهء » شب ولادت حضرت به سه جهت از شب قدر برتري دارد ، دليل اول : شب ولادت حضرت شب ظهور و تجلي وجود آن حضرت در اين عالم است و شب قدر هديه اي به آن حضرت بوده و فرع وجود آن حضرت بوده و هميشه اصل بر فرع برتري دارد و ارجحيت دارد و ولادت آن حضرت اصل بود و شب قدر فرع وجود آن حضرت بود و لذا شبي كه خود حضرت آمدند فضيلتش بيشترش است « وَ لاَ نِزَاعَ فِي ذَلِكَ » و هيچكس در اين مطلب شكي ندارد « فَكَانَت لَيلَهءُ المَولِدِ بِهَذَا الإِعتِبَارِ أَفضَل » شب ولادت حضرت به اين اعتبار برتر است .
دوم : فضيلت شب قدر به چيست ؟ در آيات قرآن آمده است كه « تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ » نزول ملائكه و روح سبب فضيلت آن شب شده و ملائكه و روح در شب قدر از آسمان به زمين مي آيند ، آيا در شب ولادت بزرگترين موجود عالم خلقت به زمين نيامدند ؟ « إِنَّمَا لَيلَهءُ القَدرِ شُرِّفَ بِنُزُولِ المَلاَئِكَهءِ فِيهَا » شرف شب قدر نزول ملائكه در آن شب شده است اما شرف شب ولادت پيامبر « بِوُقُوعِهِ فِيهَا » و كسيكه شب ولادت او شرافت پيدا كرده است بسيار بالاتر از شرفي است كه براي شبي قدر دارد .
سوم : فرمودند « إِنَّ لَيلَهءَ القَدرِ وَقَعَت تَفضِيلِ فِيهَا عَلَي أُمَّهءِ مُحَمَّد » شب قدر فضيلتي براي امت پيامبر و رحمتي براي امت پيغمبر است ولي شب ولادت پيامبر چه اتفاقي افتاد ؟ « رَحْمَةً لِلْعالَمينَ » روي زمين آمد « وَقَعَت تَفضِيلِ فِيهَا عَلَي سَائِرِ المُوجُودَات وَ هُوَ الَّذِي بَعَثَهُ الله رَحْمَةً لِلْعالَمينَ وَ عَمَّتِ النِعَمِ عَلَي جَمِيعِ الخَلاَئِقِ » او كسي است كه خداوند او را بعنوان رحمهء للعالمين فرستاده است و نعمت خداوند به سبب پيامبر شامل تمامي موجودات شده است ، آيا شبي كه رحمت و نفعش براي گروهي است افضل است يا شبي كه رحمت و نفعش براي تمام موجودات است افضل است ؟
ابن مقلان كه از علماء بنام شافعي است و تأليفات فراواني دارد در كتابي بنام الفجر المنير في مولد البشير النذير دقيقاً همان عبارت را مطرح كرده است .
مناوي بنقل از ابن مرزوق نقل در شرح جامع الضغير جلد 2 صفحه 323 نقل كرده است « فَإِنَّهَا لَيلَهءُ مَولِدِهِ » شب دوشنبه شب ولادت حضرت است « وَ قَد قَالَتِ المَرزُوقِ إِنَّهَا أَفضَل مِن لَيلَهءِ القَدرِ » ابن مرزوق گفته از شب قدر برتر است .
محمد بن عمر بن علي نبوي در كتاب نهايهء الذيل في ارشاد المنتبعين جلد 1 صفحه 135 چاپ دارالفكر بيروت ميگويد « وَ لَيلَهءُ المَولِدِ الشَّهِيرِ أَفضَل مِن لَيلَهءِ الإِسرَاءِ وَ لَيلَهءِ القَدرِ » شب ولادت حضرت از شب معراج و شب قدر برتر است « لِأَنَّهَا أَصلُهُمَا » شب ولادت پيامبر اكرم اصل آن دو شب است و اگر اين شب نبود آن دو شب اصلاً نمي آمدند .
در جلد 1 صفحه 198 عبارتي دارد « وَ أَفضَلُ للَّيَالِي لَيلَهءُ المَولِدِ الشَّهِيرِ » برترين شبها شب ولادت حضرت است « فَالقَدر وَ الإِسرَاءِ فَالعَرَفَهء وَ الجُمُعَهء وَ النِصفُ الشَّعبَانِ » و بعد از آن شب قدر و شب معراج و شب عرفه و جمعه و نيمه شعبان با فضيلت است .
شرواني در كتاب حواشي الشرواني بر تحفهء المرتاج جلد 2 صفحه 405 دقيقاً شبيه عبارات محمد بن عمر نبوي را مطرح كرده است .
بنابراين بنظر علماء اهل سنت شب ولادت پيامبر اسلام نه تنها شبيه نظر وهابيون است بلكه از شب قدر هم برتر است .
آقاي نقوي
آيا علماء اهل سنت در مورد جشن گرفتن در روز عيد ولادت رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فتوايي داده اند ؟ و چه نظري در اين زمينه دارند ؟
آقاي ابوالقاسمي
در اين زمينه من كلام سيوطي كه از علماء مشهور اهل سنت است و تقريباً همه اهل سنت با نام ايشان دارند مطرح ميكنم كه بخوبي پاسخگوي اشكالات وهابيون است كه در كتاب الهاوي للفتاوي جلد 1 صفحه 187 كلامي از ابن حجر اصغلاني شيخ الاسلام اهل سنت را مطرح ميكند « وَ قَد سُئِلَ شِيخُ الإِسلاَم حَافِظُ العَصرِ بِأَبُوالفجر عَن عَمَلِ المَولِدِ » از جشن گرفتن در روز ولادت از ابن حجر سؤال كردم و ايشان ميگويد اصل جشن گرفتن از هيچكدام از سلف ما در سه قرن اول نرسيده است اما با اينهمه انجام دادن اينكار برخي از نيكويي ها و برخي از بدي ها را دارد اگر كسي در انجام دادن جشن در روز عيد نيكي ها را انجام دهد و از بدي ها پرهيز كند اين بنظر ما اهل سنت بدعتي حسن و بدعتي نيكو است اما اگر بدي ها را انجام دهد درست نيست و در ادامه به دليلي استدلال كرده است « وَ قَد ظَهَرَ لِي تَخصِيصُهَا عَلَي أَصلِ الثَّابِتِ » روايتي كه در صحيحين آمده پيامبر اكرم وقتي به مدينه رسيدند ديدند كه يهود روز عاشورا را روزه ميگيرند « فَسَئَلَهُم » از يهود سؤال كردند و طبق روايتي كه سيوطي از ابن حجر نقل كردند يهود جواب دادند اين روز روزي است كه خداوند فرعون را غرق كرد و موسي را نجات داد و بخاطر همين ما خداوند را شكر ميكنيم ( و مشخص ميشود كه شكر خداوند براي نعمتها در روزي معين يكي از كارهاي نيكو است ) و هر سال اينكار را در همان روز انجام ميدهيم « وَ شَكَرَ لله » و خداوند را شكر ميكنيم با عنوان عبادت مثل سجده كردن و روزه و صدقه و قرآن خواندن « وَ أَيُّ نِعمَهءٍ أَعظَمَ مِنَ النِعمَهءِ العُرُوجِ هَذَا النَّبِي نَبِيَ الرَّحمَهءِ فِي ذَلِكَ اليَومِ » و كدام نعمت از نعمت ظهور پيامبر رحمت در آن روز بالاتر است « وَ عَلَي هَذَا سَيَنبَغِي أَن يَتَعَرَّفَ اليَومَ بِعِيدِ » بنابراين سزاوار است كه اين روز هم بعنوان يك روز مخصوص مورد عيد قرار بگيرد « حَتَّي يُشَابَهَ قِصَّهءَ مُوسَي فِي يَومِ عَاشُورَا » تا شبيه ماجراي موسي در روز عاشورا شود ، چطور در روز عاشورا طبق روايت اهل سنت به بني اسرائيل نعمتي داده شد و آنها اين روز را عيد گرفتند پس ما هم بايد روزي كه به ما نعمت داده شده را عيد بگيريم ، خوب حال بايد چكارهايي انجام بدهيم ؟ « وَ أَمّا مَا يُعمَلُ فِيهِ ؟ سَيَنبَغِي أَن يُبتَصَرُ عَلَي مَا يُفهَمُ شُكرَ لله تَعَالي » بايد كاري انجام داده شود كه از آن شكر براي خداوند مشخص شود « مِنَ التِّلاَوُهء » مثل قرآن خواندن « وَ الإِطعَامِ » و غذا دادن و صدقه دادن و خواندن فضائل پيامبر و خواندن اشعاري كه انسان را به سمت پرهيزگاري دعوت ميكند « وَ أَمَّا مَا يَفعَلُ ذَلِكَ مِنَ السِّمَاعِ أَوِ اللَّهوِ وَ غَيرَ ذَلِكَ » برخي از كارهاي ديگري هم انجام ميشود مثل برخي از شوخي ها و آواز خواندن « سَيَنبَغِي أَن يُقَالَ مَا كَانَ مِن ذَلِكَ مُبَاحاً بِحَيثِ حِفظِ السُّرُورِ فِي ذَلِكَ اليَومِ لاَبَأس » اگر بيايند حرفهاي مباح را بصورت شوخي مطرح كنند و سبب خوشحالي در اين روز شود اين هم اشكالي ندارد كه جزء اعمال عيد باشد اما كارهاي حرام و مكروه را نبايد انجام دهند .
بنابراين ابن حجر با استدلال به روايتي كه از سيره بني اسرائيل و سؤالي كه پيامبر از آنها در مدينه پرسيدند نقل شده به اين نتيجه ميرسد كه تولد گرفتن براي پيامبر اكرم با انجام دادن كارهاي نيك امر خوبي است .
سيوطي استدلال به روايت ديگري ميكند و ميفرمايد بيهقي از أنس از پيامبر اكرم روايت نقل كرده است كه پيامبر اكرم بعد از رسيدن به نبوت براي خود گوسفندي قرباني كردند و عقيقه را براي شكر سلامتي فرزند انجام ميدهند و پيامبر اكرم وقتي كه 40 ساله شدند دوباره براي خود عقيقه كردند و اينكار را براي اين انجام دادند « إِظهَاراً لِلشُّكرِ عَلَي إِيجَادِ الله إِيَّاهُ رَحمَهءً لِلعَالَمِينَ » شكر اين نعمت بود كه خداوند پيغمبر را به عنوان رحمهء للعالمين فرستاده است « وَ تَشرِيعاً لِأُمَّتِهِ » و اينكار را به عنوان يك شريعتي براي امتش قرار داده است « كَمَا كَانَ يُصَلِّي عَلَي نَفسِهِ بِذَلِكَ » همانطور كه پيامبر اكرم بر خودش هم صلوات ميفرستد بنابراين براي ما هم مستحب است كه در روز ولادت حضرت اظهار شكر كنيم با اجتماع در جشنها و با غذا دادن و كارهاي شبيه اين كه سبب اظهار نيكي ها شود و بعد از اين سيوطي روايت زيبايي را نقل ميكند از شمس الدين طبري كه يكي از صحابه نقل كرده در خواب ابولهب را بعد از مردن ديد ( ابولهب كسي بود كه درباره سوره تبت نازل شد و براي پيامبر اكرم دشمن بود ) كه به او گفت حالت چطور است ؟ گفت در آتش هستم مگر اينكه هر دوشنبه عذاب از من كم ميشود و انگشتانم را باز ميكنم و از بين دو انگشتم مقداري آب بيرون مي آيد و من آن آب را مينوشم ، پرسيد براي چه ؟ گفت براي اينكه من روزيكه پيامبر اكرم بدنيا آمد كنيز من سويده بنزد من آمد و بشارت ولادت پيامبر را داد و آن زمان هنوز دشمني بين من و پيامبر وجود نداشت و من بخاطر خوشحالي ولادت پيامبر اين كنيز را آزاد كردم و فرستادم به پيامبر شير بدهد و آن روز روز دوشنبه بود و لذا در هر دوشنبه عذاب از من كم ميشود .
ابو لهب كه دشمن پيامبر بود و در ضم او سوره قرآن نازل شده است بخاطر اظهار خوشحالي در محبت پيامبر عذاب از او كم ميشود و بعد شعر زيبايي را گفته كه اگر اين روايت درباره كافري است كه سوره تبت در مورد او آمده است و در جهنم مخلد است كه هر دوشنبه عذاب از او كم ميشود بخاطر خوشحالي او به پيامبر چه گمان داري به بنده اي كه در كل عمر خود بخاطر پيامبر خوشحالي كرده و با ايمان از دنيا ميرود .
بعد از همين از يكي از بزرگان نقل ميكند كه روز عيد كه ميشد يكي از بزرگان اهل سنت از محمد بن ابراهيم مالكي نقل ميكند كه در روز ولادت پيامبر ميگفت امروز كودكان را نزد من بفرست من ميخواهم به آنها هديه بدهم تا خوشحال شوند و او هم قبول ميكرد و اين آقا فقيه مالكي بود و در همه علوم سرشته داشت و اهل تقوا بود و ابوحيان شاگرد او بوده .
آيا با چنين كلماتي كه از سيوطي نقل شده كسي ميتواند منكر جشن گرفتن درباره پيامبر شود ؟! حالا سيوطي اين روايت ماجراي ابولهب را از يك منبع ضعيف نقل كرده ولي اين روايت در صحيح بخاري جلد 5 صفحه 1961 حديث شماره 4813 هم آمده كه ابتدا عروه درباره سويده كنيز ابولهب توضيح ميدهد و ميگويد سويده كنيز ابولهب بوده است و ابولهب بخاطر خوشحالي ولادت پيامبر او را آزاد كرد بخاطر همين اين زن به پيامبر شير داد هنگاميكه ابولهب ميميرد يكي از بستگانش او را در بدترين حال ديد و از ابولهب پرسيد چي ديدي ؟ ابولهب گفت من بعد از شما هيچ خوبي نديدم مگر اينكه از انگشتم بخاطر آزاد كردن سويدهء براي خوشحالي ولادت پيامبر بمن آب داده ميشود .
ابن كثير سلفي كه از علماء مشهور سلفي است در البدايهء و النهايهء جلد 2 صفحه 273 ميگويد كسيكه ابولهب را در خواب ديد عباس عموي پيامبر اكرم بود و اين مطلب را يكسال بعد از ابولهب ديد و ابولهب به او گفت هر دوشنبه از من عذاب كم ميشود بخاطر اينكه من در آنروز به خاطر بشارت سويده او را آزاد كردم و پاداش او اين شد كه هر دوشنبه ابولهب بخاطر اينكه براي پيامبر خوشحالي كرده پاداش ميگيرد .
غسلاني شارح مشهور صحيح بخاري عبارت جالبي دارد و ميگويد « وَ يَا زَالَ عَنِ الإِسلاَمِ يَحتَصِلوُنَ بِشَهرِ مَولِدِهِ وَ يَأمَلُونَ بِوَلاَئِهِ » دائماً مسلمانان جشن ميگرفتند به شهر ولادت پيامبر و سفره ها پخش ميكردند ، خدا رحمت كند كسي را كه شبهاي ولادت آن حضرت را بعنوان جشن خودش بگيرد چرا ؟ زيرا اين سبب بسختي افتادن و بيشتر شدن مرض كسي است كه در قلب او بيماري است ( اشاره ميكند به كسانيكه ممكن است جشن گرفتن در روز ولادت را درست نميدانند و ميگويد شما جشن بگيريد تا داغ دل آنها بيشتر شود).
المناحل اليدويه ـ جلد 1 ـ صفحه 27
شبيه اين عبارات در كتب اهل سنت بسيار زياد است و من فقط آدرسها را براي شما ميخوانم المقتدي في سيرهء المصطفي كتاب حسن بن عمر بن حبيب از مورخان بسيار مشهور اهل سنت در جلد 1 صفحه 32 و هزرمي شافعي در حدائق الانوار جلد 1 صفحه 105 و ابن عباس در القول الفصل بموعظ خير الرسل جلد 1 صفحه 75 و صالحي شامي شاگرد نصير الدين مبارك در كتاب سبل الهدي و الرشاد از او نقل ميكند در جلد 1 صفحه 363 و متن عبارت اين است كه اگر كسي در شب ولايت انفاق كند و هديه اي بدهد و به گروهي غذا بدهد و اشعاري را بخواند و اگر كسي در جشن نشسته و بخوبي گوش ميدهد و هدف او از گوش كردن آخرت است و اگر به او هديه اي بدهد و لباس بدهد و تمام اينها بخاطر خوشحالي براي ولادت پيامبر اكرم باشد و تمام اينها جائز است و بر همه اينها ثواب ميبرد بنابراين علماء اهل سنت اقرار كردند كه ميتوان در شب ولادت پيامبر جشن گرفت .
آقاي نقوي
با اينكه اهل سنت در مورد شب ولادت رسول خدا فتوا داده اند و برتر از شب قدر ميدانند ولي گروهي از وهابيون ادعا كردند كه اينكار بدعت است ، شما در پاسخ به آنها چه ميگوئيد ؟
آقاي ابوالقاسمي
ما شيعيان براي جشن گرفتن روايت داريم و هيچ مشكلي هم نداريم ولي همانطور كه عرض شد بدعت در نظر اهل سنت دو صورت دارد و بدعت را به دو نوع ميدانند كه بدعت قبيح و بدعت حسن ميدانند و صريح كلام سيوطي از ابن حجر را نقل كردم كه ادعا كرده بود اينكار بدعت حسن است و شرواني در حواشي جلد 7 صفحه 423 صريحاً اين مطلب را مطرح ميكند و ميفرمايد مؤلف كتاب ما تصريح كرده كه بدعت احكام مختلفي دارد و بدعت مكروه و حرام و مباح و حسن و واجب داريم و اينكه بعضي از علماء ادعا كردند جشن گرفتن در شب ولادت پيامبر بدعت است اين به نظر اهل سنت منافاتي ندارد با اينكه نيكو باشد و كسيكه انجام ميدهد ثواب ببرد .
صالحي شامي عبارت جالبي دارد و چون ابن تيميه گفته بود در قرنهاي اول اينكار انجام نشده است ولي صالحي شامي در سبل الهدي و الرشاد جلد 1 صفحه 365 گفته آيا منبر درست كردن بشكل امروزي در زمان پيامبر بود يا نبود ؟ نبوده ، درست كردن كاروانهاسرا بصورت امروزي بوده يا نبوده ؟ نبوده ، آيا درست كردن مدرسه در آن زمان بوده يا نبوده ؟ مدرسه قطعاً در زمان پيامبر نبوده ، آيا كسي ميگويد انجام دادن اينكارها حرام و بدعت است و درست است كه بنظر اهل سنت اينكارها بدعت است ولي بدعت حسن است و از بهترين بدعتها كاري است كه در شهر اربل انجام ميشود و هر سال در روز ولادت پيامبر صدقه ميدهند و كارهاي نيك ميكنند و شهر را زينت ميكنند و اينكار علاوه بر اينكه احسان و نيكي به فقراء است اشاره دارد به محبت پيامبر و تعظيم و بزرگي آن حضرت در قلب كساني است كه جشن ميگرد و شكر خداوند متعال است .
اين شبهه گاهي مطرح ميشود كه ميگويند آيا در زمان پيامبر اكرم حسينيه بوده است يا نبوده است ؟ ما در اينجا سؤال ميكنيم كه آيا در زمان پيامبر اكرم مدرسه بوده يا نبوده و خود صالحي شامي ميگويد در زمان پيامبر اكرم مدرسه نبوده است ، حال آيا مدرسه سازي حرام و بدعت است ؟!!
اگر ساختماني براي كارهاي نيك و براي اقامه عزاي سيد الشهداء ساخته شود كه پيامبر اكرم انجام دادند و اميرالمؤمنين عزاداري كردند و فاطمه زهرا عزاداري كردند و همگي قبل از شهادت آن حضرت بوده است همانطور كه براي درس خواندن مكاني ساختند پس اينها بدعت بحساب نمي آيند .
بكري تميازي كه از علماء بنام اهل سنت است در كتاب اعانهء الطالبين جلد 3 صفحه 363 ، تا اينجا ابن تيميه گفته بود كه اين بدعت است و علماء اهل سنت جواب دادند كه اگر بدعت باشد بدعت حسن است و ايشان روايتهايي را از قرن اول نقل ميكند و من عنوانهايش را ميخوانم از جمله حسن بصري است « قال الحسن البصري وَدَدتُ لَو كَانَ لِي مِثلُ جَبَلِ الأُحُدِ ثَمَنٌ » دوست داشتم به اندازه كوه احد طلا داشتم « لِأَنفَقتُهُ عَلَي قِرَائَهءِ مَولِدِ الرَّسُولِ » تا اين را براي شعر خواندن و مديحه خواندن در روز ولادت پيامبر اكرم انفاق كنم .
جُريد بغدادي از بزرگترين عرفاء اهل سنت نقلا كنيد « رَحِمَ اللهُ مَن حَضَرَ مَولِدِ الرَّسُولِ » خدا رحم كند هر كسي كه در جشن ولادت پيامبر اكرم حاضر شود « فَعَظُمَ قَدرَهُ فَقَد فَازَ بِلإِيمَانِ » اين شخص قطعاً ايمان در دلش جاي گرفته است .
معروف كه از بزرگترين علماء اهل سنت بوده و ادعا ميكنند كه اين آقا دربان امام رضا بوده است و اين نكته جالب است كه بزرگترين علماء اهل سنت درباني امام رضا عليه السلام را كرده است طبق روايات خودشان و به اين مقام رسيده است ميگويد « مَن هَيَّاَ لِأَجرِ القِرَائَهءِ المَولِدِ الرَّسُولِ طَعَاماً » هر كسي براي شعر خواني و دعا خواني در روز ولادت پيامبر غذا آماده كند « وَ جَمَعَ إِخوَاناً » و دوستانش را جمع كند « وَ أَوقَدَ سِرَاجاً » چراغي را روشن كند و لباس نو بپوشد و عطر بزند و خود را آراسته كند « تَعظِيماً لِمَولِدِهِ » براي نكوداشت ولادت پيامبر اكرم « حَشَرَهُ اللهُ تَعَالَي يَومَ القِيَامَهء مَعَ الفِرقَهءِ اُولَي مِنَ النَّبِيِّينَ » خداوند روز قيامت او را با گروه اول از پيامبران محشور ميكند « وَ كَانَ فِي أَعلَي عِلِّيِينِ » و در اعلي عليين خواهد بود و هر كس در روز ولادت پيامبر شعر بخواند و سكه اي به او بدهند اينها براي او بركت ميشود و صاحب اين درهمها بخاطر بركت پيامبر اكرم فقير نخواهد شد.
در كتاب اعانهء الطالبيين موارد بسيار زيادي از كرامتهايي كه خود اهل سنت از جشن گرفتن بخاطر ولادت پيامبر بوده نقل كردند .
در زمان هارون الرشيد ميگويد شخصي بسيار اهل كارهاي خلاف بود ولي روز ولادت پيامبر كه ميشد غسل ميكرد و عطر ميزد و لباس زيبا ميپوشيد و جشن ميگرفت وقتيكه مُرد مردم شنيدند كه شخصي ندا ميدهد كه بيائيد اهل بصره بر جنازه يكي از اولياء الهي كه نزد ما عزيز است و مردم دور او جمع شدند و در خواب او را ديدند و از او پرسيدند كه به چه عنوان به اين مقام رسيدي ؟ گفت بخاطر بزرگداشت روز ولادت پيامبر .
بعد در پايان ميگويد من سخن بسيار در اين زمينه گفتم بخاطر اينكه مورد اعتناي مردم قرار بگيرد « وَ يَرغَبُ جَمِيعِ الإِخوَانَ فِي قِرَائَهءِ مَولِدِ سَيِّدِ الرُّسُلِ » بخاطر اينكه تمام برادرهاي من رغبت پيدا كنند كه جشن بگيرند در روز ولادت پيامبر اكرم و بخاطر او بود كه تمام ارواح و اجسام خلق شد و در حق اوست كه همه هدايت ميشوند خداوند انشاء الله ما و همه شما را به خواندن دعا و شعر در روز ولادت پيامبر بصورت دائم توفيق بدهد و خداوند ما را بر انفاق مال براي ولادت پيامبر و در راه پيامبر موفق بدارد .
البته اين مسائلي كه ما مطرح كرديم به اين خاطر بود كه اين ايام دهه كرامت بود و ما شيعيان بخاطر ولادت امام رضا عليه السلام و ولادت حضرت معصومه و همچنين در ساير ايام سال اوقات ولادت بزرگان دين كه باشد ما از همين قواعدي كه اهل سنت استفاده كردند براي تكريم و بزرگداشت دين و اسلام جشن برقرار ميكنيم ولي متأسفانه وهابيون منكر تمام اين احاديث ميشوند .
آقاي نقوي
ما هميشه سعي و كوشش ميكنيم و تكيه ما مذهب پيروان اهل بيت قرآن است و سعي كنيم عقايدمان را با قرآن ثابت كنيم و اينگونه كسي نميتواند منكر شود ، حال آيا ميتوان براي اثبات فضيلت روز ولادت رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم به قرآن تمسك كرد ؟
آقاي ابوالقاسمي
اگر ما قرآن را كه كتاب تدبر و تعقل است با تدبر ملاحظه كنيم و با همين بياناتي كه علماء اهل سنت درباره ارزش شب ولادت حضرت داشتند نگاه كنيم دو آيه وجود دارد كه براحتي به ما اين نتيجه را ميدهد .
آيه اول در سوره مريم آيه 11 ميفرمايد « فَخَرَجَ عَلي قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرابِ فَأَوْحي إِلَيْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُكْرَةً وَ عَشِيًّا » وقتي خداوند به حضرت زكريا وعده آمدن حضرت يحيي و ولادت آن حضرت را داد ، حضرت زكريا از محراب عبادتش بسوي مردم بيرون آمد و با اشاره به آنها گفت صبح و شام خداوند را تسبيح بگوئيد .
اين تسبيح الهي آيا جز براي شكر مقدم حضرت يحيي بوده است ؟ آيه در ابتدا ميگويد حضرت زكريا خبر دار شد كه خداوند ميخواهد به او يحيي را بدهد و بيرون آمد و گفت مردم شكر خداوند را بكنيد و تسبيح بگوئيد و اين تسبيح و تحليل و جمع مردم براي تكريم مقدم يك پيامبر است .
روح المعاني آلوسي ـ جلد 16 صفحه 72
و آلوسي اين تفسير را از برخي از علماء اهل سنت نقل كرده است مثلاً از صاحب تحرير و التدبير نقل كرده است كه ميگويد اين معناي لطيفي است كه چرا لفظ تسبيح را بكار برده است چون وقتي انسان يك حكمت غريب را ميبيند ميگويد سبحان الله و وقتي زكريا نبي ديد كه خداوند ميخواهد به او فرزند دهد تسبيح كرد و دستور داد كه مردم هم تسبيح كنند .
آيا چيزي براي ما مسلمانها بزرگتر از ولادت حضرت پيامبر اكرم وجود دارد ؟ آيا ولادت پيامبر اكرم تسبيح و تكبير الهي ندارد ؟!
آيه دوم كه خيلي واضحتر است درباره مسيحيان و حواريون حضرت عيسي است « قالَ عيسَي ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ تَكُونُ لَنا عيداً لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا وَ آيَةً مِنْكَ وَ ارْزُقْنا وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقينَ » ( سوره مائده آيه 114 ) حضرت عيسي عرضه داشت خداوندا از آسمان مائده اي بر ما بفرست تا براي اول و آخر ما عيدي باشد و نشانه اي از تو ، و به ما روزي ده تو بهترين روزي دهندگاني .
سؤال ميكنيم يك مائده آسماني و يك سفره غذا از آسمان براي حواريون حضرت عيسي آمد و اين شد « عيداً لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا » براي كل مسيحيان عيد شد ، حال « رَحْمَةً لِلْعالَمينَ » عيد براي كل مسلمانها نميشود ؟ بلكه بايد بگوئيم براي كل مردم دنيا و كل موجودات عيد است ولي متأسفانه تدبر در آيات ندارد و « نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ » هستند و متأسفانه فتوا ميدهند كه اينها شرك است و شركش از جشن گرفتن مسيحيها براي ولادت حضرت عيسي بيشتر است .
آقاي نقوي
اگر ممكن است خلاصه اي از مطالبي كه براي ما مطرح كرديد را تكرار كنيد ؟
آقاي ابوالقاسمي
در ابتدا كلام ابن تيميه و عبدالرحمن حسن آل شيخ نوه محمد بن عبدالوهاب كه مفتي اعظم اهل سنت در زمان خودش بود را عرض كرديم كه صراحتاً ميگويد جشن گرفتن در روز ولادت بزرگان شرك است و شركش از شرك مسيحي ها و يهودي ها بيشتر است .
در مقابل اين كلام علماء اهل سنت را نقل كرديم كه صراحتاً گفتند شب ولادت پيامبر اكرم از شب قدر برتر است و فتوا دادند به جواز جشن گرفتن در آن روزها و گفتند حتي اگر بنظر اهل سنت بدعت باشد اين بدعت بر چند قسم است كه اين بدعت حسن است و همچنين كلام علماء اهل سنت را آورديم در اين زمينه كه حتي در سه قرن اول بودند كسانيكه براي ولادت پيامبر جشن گرفتند مثل حسن بصري و معروف تكري و غير آنها بوده و مهمتر از آن روايتي بود كه در صحيح بخاري راجع به ابولهب آمده كه خود ابولهب كه در جهنم است و سوره تبت بر ضد او نازل شده هر دوشنبه بخاطر اينكه اين يكروز دوشنبه در عمرش براي ولادت پيامبر خوشحالي كرده از عذابش كم ميشود و به او آب نوشانيده ميشود .
بعد به دو آيه از قرآن استدلال كرديم كه درباره مائده اي كه بر عيسي نازل شد و اين مائده براي كل مسيحي ها عيد شد ، آيا نزول « رَحْمَةً لِلْعالَمينَ » عيد براي كل مسلمانها نميشود ؟ و همچنين آيه اي كه درباره حضرت زكريا و يحيي بود كه وقتي بشارت آمدن يك پيامبر داده شد دستور داد تمام مردم صبح و شب تسبيح الهي كنند و اين نشانگر اين است كه آمدن يك پيامبر چه نعمت عظيمي است و بايد مورد شكر مردم قرار بگيرد .

آقاي نقوي
اين سؤال براي من پيش آمد كه جشن ولادت رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم از نظر علماء تشيع چه ويژگي دارد ؟
آقاي ابوالقاسمي
در باب ولادت پيامبر اكرم روايات فراواني داريم كه روز ولادت نبوي بايد جشن گرفت و روز بزرگان دين بايد جشن گرفت فرمودند « شِيعَةً يَنْصُرُونَنَا وَ يَفْرَحُونَ لِفَرَحِنَا وَ يَحْزَنُونَ لِحَزَنِنَا » قطعاً روز ولادت ايشان از ايام خوشحالي شيعيان است و جداي از اين ما ايام خاصي مثل 27 رجب روز مبعث و 13 رجب روز ولادت اميرالمؤمنين و روز ولادت رسول خدا و ... روايت داريم براي خوشحالي و شادي و طبيعي است كه وقتي شخصي ديگري را دوست داشته باشد و محبت آنها را داشته باشيم و اين محبت را اظهار كنيم طبيعتاً انشاء الله با آنها محشور خواهيم شد و از خداوند ميخواهيم تا آخر عمر ما را در اين راه ثابت قدم بدارد .
آقاي نقوي
بله وظيفه ما هم اين است كه ما اين تصوير حقيقي را نشان دهيم تا برادارن اهل سنت بدانند كه حقيقت چيست و يكطرفه روي تبليغات وهابيت قضاوت نكنند و به اين تهمتهايي كه به ما ميزنند اهميت ندهند بلكه بايد ببيند كه آيات قرآن در اين زمينه چه ميگويد و رواياتي كه خودشان نقل كردند چه ميگويند .
سؤال يكي از بينندگان :
وهابي ها همانند بهائيت در ايران هستند و من به عنوان يك فرد معمولي پيشنهاد ميكنم كه نظريات وهابيت مثل نظريات بهائيت در ايران اصلاً مطرح نشود چون اينها اصلاً براي حرفهايشان اساس علمي ندارند و حرف هاي اينها به علم وابسته نيست و هميشه بدون دليل حرف ميزنند و اگر بتوانند راحت تهمت ميزنند و همانگونه كه من متوجه شدم ريشه هاي اين وهابيت اصلاً اموي هستند و با علي و فاطمه فقط مخالفت نيستند بلكه با اسلام مخالفند و در يكي از شهرهاي عربستان مؤذن را كه بر حضرت محمد صلوات فرستاده بود گردنش را زدند در حاليكه خود پيامبر بر خودشان صلوات ميفرستادند ، خوب است كه اصلاً صحبتهاي اينها مطرح نشود چون دلائل علمي ندارند ولي اهل سنت بهتر از اينها هستند ؟
پاسخ آقاي نقوي :
البته ما نميتوانيم وهابيت را مثل بهائيت بگيريم چون وهابيت دولتهايي پشت سرش است و رأس آن عربستان سعودي است كه ميليونها دلار براي نشر وهابيت خرج كردند و اينها بين اهل سنت مخلوط شدند .

پاسخ آقاي ابوالقاسمي :
درباره شباهت بين وهابيت و بهائيت بايد عرض كنم كه اولين سفير رسمي ايران در عربستان بعد از حكومت آل سعود آقاي حبيب الله هويدا است كه در سال 1308 هجري شمسي به عنوان كاردار وارد جده ميشود و تأثير سفارت ايران بر عربستان بحدي بود كه پيشكار عبدالعزيز رو ميكند و ميگويد من هيچ روزي أعلي حضرت را مثل امروز شاد و خوشحال نديده بودم و حبيب الله هويدا يكي از سران بهائيت در ايران بود كه بدستور شاه در آنزمان به عربستان رفت و مشغول همكاري با حكومت عربستان شده و جالب اينجاست كه اين قضايا همزمان با زماني است كه تخريب بقيع صورت گرفته و اين آقا را مأمور كردند كه برود ببيند كه چه اتفاقي افتاده و اين فرد ميرود و ميگويد هيچ اتفاقي نيافتاده و هيچ تخريبي راجع به آثار اسلامي و قبور ائمه بقيع صورت نگرفته است و بنابراين بهائيت بودند كه كمك كردند به وهابيت براي پوشاندن طرح تخريب قبور تا اينكه شيعيان در آن زمان قيام نكنند و جلوي وهابيون را نگيرند و اين دو نيرويي هستند كه بيگانگان درست كردند و با هم همكاري هاي فراواني داشتند .
اينكه فرمودند مطرح كردن كلام وهابيون مهم نيست ، همين امسال در عربستان يك شبكه راديويي به زبان فارسي راه انداختند براي تبليغ كردن در ايام حج بر ضد شيعيان و وقتي كه آنها اينكارها را انجام ميدهند آيا ما پاسخگو نباشيم ؟ ما بايد پاسخگو باشيم چرا كه وهابيت روش فكري است و اينها با لباس و ظاهر اهل سنت وارد ميشوند و عقايد اهل سنت را ذره ذره از بين ميروند و همين سبب موفقيت آنها تا بحال بوده لذا ما بايد آگاهي بدهيم تا مبادا اين شبهات تأثيرگذار باشد .
سؤال يكي از بينندگان :
چه شد كه بعد از فوت پيامبر اكرم بعد از چند روز دختر ايشان را بهشادت رساندند و بعد از پنجاه سال سيد جوانان بهشت بشهادت رساندند و ناموس پيامبر اكرم را آواره كردند ؟
پاسخ آقاي ابوالقاسمي :
در زمان خود پيامبر اكرم اين مصيبتها رخ داده است ، صحيح بخاري آمده كه ابن عباس آن روز را بعنوان مصيبت بزرگ ميداند كه جلوي روي پيامبر اكرم ايستادند و گفتند « إن الرجل ليهجر » پيامبر هذيان ميگويد و يا در ماجراي حجهء الوداع پيامبر اكرم دستور ميدهند كه مردم اينكار را انجام دهيد ولي آنها ميگويند نه ما اين را از تو قبول نميكنيم چون در زمان جاهليت اين جزء رسوم ما نبوده است و پيامبر اكرم با عصبانيت بيرون آمدند و فرمودند من به آنها دستور دادم ولي آنها قبول نكردند ، امر پيامبر اكرم بوده است ، بسياري از كساني كه اسلام آوردند در زمان پيامبر از ترس شمشير بوده و يا بخاطر رغبت به دنيا بوده است و وقتي اسلام قدرت پيدا كرد و برخي از آنها از يهود و مسيحي ها شنيده بودند قدرت پيدا كردن اسلام را و لذا اينها اسلام آوردند و اسلام آنها نميتوان گفت كه واقعي بوده است .
سؤال يكي از بينندگان :
ابوبكر در چه سالي مسلمان شدند و در سال چندم هجرت مسلمان شد چرا كه در منابع اهل سنت آمده كه ابوبكر اولين فرد بوده كه اسلام آورده است ؟
پاسخ آقاي ابوالقاسمي :
اهل سنت ادعا دارند اولين انسان بالغي بوده كه اسلام آورده چون منكر اسلام آوردن حضرت خديجه قبل از او نميتوانند بشوند و منكر اسلام حضرت علي عليه السلام هم قبل از او نميتوانند بشوند و ميگويند اولين مرد بالغي است كه اسلام آورده است و برخي هم آزاد را ضميمه ميكنند چون چند بنده هم قبل از ابوبكر اسلام آوردند و با اين چند قيد اگر او هفتاد و يا هشتاد نفر كنار بگذاريم تازه ابوبكر شايد اول باشد .
اين مطلب در تاريخ طبري جلد 1 صفحه 540 آمده است « عن محمد بن سعد بن ابي وقاص قَالَ سَئَلتُ مِن أَبِي أَكَانَ أَبُوبَكر أَوَّلَكُم إِسلاَماً » از پدرم پرسيدم آيا ابوبكر اولين كسي بود كه اسلام آوردند ؟ « فَقَالَ لاَ » گفت نه « وَ لَقَد أَسلَمَ قَبلَهُ أَكثَرَ مِن خَمسِين » بيشتر از پنجاه نفر قبل از او اسلام آورده بودند .
بنابراين طبق روايات اهل سنت نه تنها ابوبكر اولين نفر نبوده بلكه بعد از پنجاه نفر اسلام آورده بوده است .
سؤال يكي از بينندگان :
عثمان در چه سالي مسلمان شدند و در سال چندم هجرت مسلمان شد ؟
پاسخ آقاي ابوالقاسمي :
بنظر علماء اهل سنت عثمان بدست خليفه اول اسلام آورده است قبل از اينكه مسلمانها در خانه زيد بن أرقم جمع شوند كه در البدايهء و النهايهء جلد 7 صفحه 222 آمده است .
سؤال يكي از بينندگان :
عايشه در چند سالگي با پيامبر اكرم ازدواج كردند چرا كه در منابع اهل سنت آمده كه در شش يا هفت سالگي بوده است ؟ و در سال چندم هجري بود ؟
پاسخ آقاي ابوالقاسمي :
نظر مشهور اهل سنت اين است كه عايشه در شش سالگي به عقد پيامبر آمده و در نه سالگي وارد خانه پيامبر اكرم شده است و روايتي است كه در صحيح بخاري جلد 3 صفحه 3606 آمده كه پيامبر اكرم سه سال بعد از خديجه با من ازدواج كردند اما نكته اي است كه خيلي مخفي مانده كه اگر آن را مورد بررسي قرار دهيم متوجه ميشويم كه نقل مشهور اهل سنت كه بر آن معتقدند اشتباه است اين است كه ما در كتب اهل سنت سن عايشه را با اسماء دختر ابوبكر مقايسه ميكنيم مثلاً ابونعيم اصفهاني در معرفهء الصحابهء جلد 6 صفحه 3253 شماره 3769 ميگويد « أَسمَاء بِنتَ ابوبكر الصديق كَانَت أُختُ عَائِشَهء لِأَبِيهَا وَ كَانَت أَسَّن مِن عَايِشَهء » أسماء دختر ابوبكر خواهر پدري عايشه بود و سنش هم از عايشه بيشتر بود و بزرگتر بود .
طبراني راجع به اسماء ميگويد « مَاتَت أَسمَاء بنت أبي بكر سَنَهء ثَلاَث وَ سَبعِينَ » سال هفتاد و سه از دنيا رفته است و روزي كه از دنيا رفت شصت ساله بود و بيست و هفت سال قبل از هجرت به دنيا آمده است .
وقتيكه اين را در كنار نظر ديگر علماء اهل سنت راجع به خود عايشه ميگذاريم كه عايشه چند سال از او كوچكتر بود صنعاني ميگويد « وَ هِيَ أَكبَر مِن عَائِشَهء بِعَشرَ سِنِينِ » او ده سال از عائشه بزرگتر بود « وَ مَاتَت بِمَكَهء بَعدَ أَن قُتِلَ إِبنُهَا » و در مكه بعد از اينكه پسرش از دنيا رفت ، مُرد .
اسماء در سال هفتاده و سه شصت ساله بوده است بنابراين در سال اول هجرت بيست و هفت ساله بوده و از طرف ديگر گفتند اسماء از عائشه ده سال بزرگتر بوده است بنابراين در سال اول هجرت عايشه هفده سال داشته است و اين ادعايي كه ميكنند شش ساله بوده كه با پيامبر اكرم ازدواج كرده است معقول نيست و پيامبر اكرم در شوال سال دوم هجري با عايشه ازدواج كردند يعني دو سال بعد از هجرت و پس زمان ازدواج نوزده ساله بوده است و اگر سه سال قبل هم عقد كرده بودند شانزده ساله ميشود پس اين ادعا كه ميگويند كه شش ساله بوده كه عقد كردند و نه سالگي وارد خانه پيامبر اكرم شده است با مدارك تاريخي كه خود اهل سنت مطرح كردند مطابقت ندارد .
شبيه اين مطلب اهل سنت گفتند عايشه وقتي اسلام آورد كوچك بوده است و هجدهمين نفري كه اسلام آورد عايشه بوده است چطور ممكن است كه ميگويند عايشه در زمان هجرت پيامبر اكرم هفت سالش بوده است ! اين چه حرفي است كه ميگويند كه عايشه هجده سالگي اسلام آورده ولي در زمان هجرت هفت سالش بوده است ؟!!! اينها اصلاً با هم مطابقت ندارد .
اگر زمان اسلام آوردن عايشه در سال اول بعثت بگوئيم هفت ساله بوده است كه اسلام را ميفهميده و در سال اول هجرت كه با پيامبر اكرم ازدواج كرده بوده است بيست و دو ساله ميشود بنابراين هيچكدام از اين مواردي كه مطرح ميكنند صحيح و قابل قبول نيست .
سؤال يكي از بينندگان :
آيا در كتب اهل سنت اين مطلب آمده كه پيامبر اكرم همسران خود را به كساني كه اراده گمراه كردن يوسف داشتند تشبيه كرده باشند ؟
پاسخ آقاي ابوالقاسمي :
بله اين مطلب در كتب اهل سنت آمده است از جمله در فضائل الصحابهء احمد بن حنبل جلد 1 صفحه 157 روايت شماره 140 مراجعه كنند كه ماجراي نماز خواندن خليفه اول بجاي پيامبر اكرم را نقل كرده است و البته ما اين روايت را كامل قبول نداريم ولي اين مقدار هست كه پيامبر وقتي عايشه مانع از اجراي دستور حضرت شد فرمودند « فَإِنَّكُنَّ صُوَيْحِبَاتُ يُوسُفَ » شما مثل زنهايي هستيد كه اطراف يوسف را گرفته بوديد و اين مطلب در كتب اهل سنت زياد آمده است .
سؤال يكي از بينندگان :
كسيكه فوت ميكنند اولين سؤالي كه از او ميپرسد درباره خداوند است بعد درباره پيامبرش است و بعد درباره كتابش ميپرسند و بعد درباره قبله اش از او ميپرسند و بعد درباره امامش از او سؤال ميكنند ، ميخواهم بدانم كه آيا درباره ابوبكر و عمر و علي هم سؤال پرسيده ميشود ؟ بعد از هزار چهار صد سال چرا شما اختلاف تاريخي را پيگيري ميكنيد بايد به فكر امروز باشيد ؟ مردم بايد مثل برادر با هم زندگي كنند ؟
پاسخ آقاي ابوالقاسمي :
آيا نبوت پيامبر اكرم هزار و چهار صد سال پيش نبود ؟ آيا در قبر از نبوت از شما سؤال نميكنند ؟ در قبر از نماز و روزه شما نميپرسند ؟ خوب چگونه نماز خوانديد آيا نميخواهيد به سنت پيامبر اكرم عمل كنيد ؟ سنت را از كجا ميخواهيد بگيريد شما كه ادعا ميكنيد سني هستيد آيا نبايد يك طريقه درست از سنت داشته باشيد؟
درست است كه مردم مثل برادر زندگي ميكنند و ما هم اهل سنت را برادر خود ميدانيم و در ايران شيعه و سني با هم ازدواج ميكردند تا زمانيكه وهابي ها آمدند و فتوا دادند كه ازدواج با شيعه و سني حرام است و تا چند سال قبل ميگفتند اين ازدواج جايز است پس چطور الآن حرام است ؟! متاسفانه وهابيت براي اختلاف آمدند و بحث ما با وهابيت مشخص است آنها ميخواهند بين مسلمانان جنگ بپا كنند و ما اصلاً آنها را قبول نداريم ولي اختلاف بين ما و اهل سنت مطلب بسيار ساده است ، آنها ادعا ميكنند كه سنت پيامبر از طريق صحابه است و ما ميگوئيم كه سنت پيامبر اكرم از طريق اهل بيت پيامبر اكرم است و ما ميخواهيم به سنت پيامبر عمل كنيم و پيامبر اكرم هم فرمودند « كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي فَتَمَسَّكُوا بِهِمَا لَا تَضِلُّوا » كتاب خدا و به اهل بيت من تمسك كنيد ولي شما ميخواهيد به كتاب خدا و قول صحابه عمل كنيد ولي بايد براي كارهايتان مدرك داشته باشيد .
فائده اين پيگيري تاريخي اين است كه ميفهميم كه در هزار و چهار صد سال پيش چه كسي اين سنت را براي ما نقل كرده است آيا كسي است كه به اقرار خودش در كتاب تاريخ طبري ميگويد « فَوَدِدْتُ أَنِّي لَمْ أَكُنْ كَشَفْتُ بَيْتَ فَاطِمَةَ وَ إِنْ كَانَ أُعْلِنَ عَلَيَّ الْحَرْبُ » كاش بزور وارد خانه فاطمه زهرا نميشدم حتي اگر آن خانه را براي جنگ با ما بسته باشند ، آيا شما از چنين كسي تبعيت ميكنيد ؟
سؤال يكي از بينندگان :
در اختلافاتي كه بين شيعه و سني وجود دارد مثل اين داستاني كه نقل كردند كه حضرت عمر به حضرت فاطمه لگد زده است و ايشان سقط جنين كرده است و يا اختلافاتي كه بين حضرت علي با حضرت ابوبكر بوده است آيا در اين موارد در نهج البلاغه هم نقل شده است يا فقط در صحيح مسلم و بخاري آمده است ؟
پاسخ آقاي ابوالقاسمي :
ما به نهج البلاغه مراجعه ميكنيم تا متوجه شويم كه حضرت درباره خلفاء چه چيزي فرمودند ، در نهج البلاغه جلد 2 صفحه 35 خطبه شماره 150 فرمودند « حَتَّي إِذَا قَبَضَ اللَّهُ رَسُولَهُ صلي الله عليه و آله و سلم رَجَعَ قَوْمٌ عَلَي الْأَعْقَابِ وَ غَالَتْهُمُ السُّبُلُ وَ اتَّكَلُوا عَلَي الْوَلَائِجِ ... وَ نَقَلُوا الْبِنَاءَ عَنْ رَصِّ أَسَاسِهِ ... وَ ذَهَلُوا فِي السَّكْرَةِ عَلَي سُنَّةٍ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ » وقتي كه خداوند جان رسولش را گرفت عده اي به گذشته جاهلي خود برگشتند و با پيمودن راههاي گوناگون گمراه شدند و بر آراء و انديشه هاي نادرست خود اعتماد نمودند ... و ساختمان را از جاي اساسي خود منتقل كردند ... آنها در سرگرداني فرو رفته و به روش آل فرعون در آمدند .
حضرت سنت آنها را روش آل فرعون ميدانند ، مگر خطبه شقشقيه را در نهج البلاغه نخوانديد كه خيلي واضح است « أَمَا وَ اللَّهِ لَقَدْ تَقَمَّصَهَا فُلَانٌ ابْنُ أَبِي قُحَافَةَ وَ إِنَّهُ لَيَعْلَمُ أَنَّ مَحَلِّي مِنْهَا مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحَي يَنْحَدِرُ عَنِّي السَّيْلُ » .
در كتب شيعه هم چندين برابر كتب اهل سنت درباره اختلاف اميرالمؤمنين و خلفاء مطلب آمده است .
اما درباره ماجراي شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها در خطبه 202 در روايت معروفي كه حضرت وقتي حضرت زهرا را در قبر قرار دادند به پيامبر اكرم خطاب كردند و فرمودند « وَ سَتُنَبِّئُكَ ابْنَتُكَ بِتَضَافُرِ أُمَّتِكَ عَلَي هَضْمِهَا فَأَحْفِهَا السُّؤَالَ وَ اسْتَخْبِرْهَا الْحَالَ هَذَا وَ لَمْ يَطُلِ الْعَهْدُ وَ لَمْ يَخْلُ مِنْكَ الذِّكْرُ وَ السَّلَامُ عَلَيْكُمَا سَلَامَ مُوَدِّعٍ » دختر تو به تو خبر خواهد داد به اينكه امت تو جمع شدند تا دخترت را بشكنند پي در پي از او سؤال كن و خبر را از او بگير و اين شكسته شدن فاطمه زهرا در زماني است كه هنوز از رحلت شما مدت زيادي نگذشته و هنوز ياد شما از ذهن ما نرفته است .
چه كساني بر شكستن حرمت فاطمه زهرا به عبارتي كه در نهج البلاغه آمده است جمع شدند ؟ آيا عده اي از روم و فارس بلند شدند پنهاني و نيمه شب به مدينه آمدند و فاطمه زهرا را بشهادت رساندند و رفتند و يا همان اهل مدينه بودند ؟ حضرت فرمودند امت تو پشت به پشت هم دادند تا حرمت فاطمه زهرا را بشكنند .
حتي در تاريخ طبري كه خليفه اول با سند معتبر نزد اهل سنت اقرار كرده است كه كاش به خانه فاطمه زهرا هجوم نميبردم .
سؤال يكي از بينندگان :
در حديثي آمده كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم « مَنْ أَحَبَّ عَلِيّاً فَقَدْ أَحَبَّنِي وَ مَنْ أَحَبَّنِي فَقَدْ أَحَبَّ اللَّهَ » هر كسيكه علي را دوست باشد مثل اين است كه من را دوست داشته و هر كسي كه مرا دوست داشته باشد خداوند را دوست داشته و هر كس كه با علي بغض داشته باشد با من بغض دارد و هر كسيكه با من بغض داشته باشد با خداوند بغض دارد .
در حديث ديگري هم فرمودند علي با قرآن است و قرآن هم با علي است ، يعني علي خلاف نميگويد و هر چه علي بگويد طبق قرآن است .
و در حديث ديگري آمده كه « أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلي الله عليه و آله و سلم أَخَذَ بِيَدِ حَسَنٍ وَ حُسَيْنٍ وَ قَالَ مَنْ أَحَبَّنِي وَ أَحَبَّ هَذَيْنِ وَ أَبَاهُمَا وَ أُمَّهُمَا كَانَ مَعِي فِي دَرَجَتِي يَوْمَ الْقِيَامَهءِ » هر كسي كه اين دو يعني امام حسن و امام حسين و پدر و مادرشان را دوست داشته باشد در بهشت همراه من و در درجه من در روز قيامت است.
و اين مژده براي دوستداران اهلبيت است و در حديث ديگر فرمودند « أَنَّ النَّبِيَّ صلي الله عليه و آله و سلم قَالَ لِعَلِيٍّ عليه السلام وَ لَا يُحِبُّكَ إِلَّا مُؤْمِنٌ وَ لَا يُبْغِضُكَ إِلَّا مُنَافِقٌ وَ فِي بَعْضِ رِوَايَاتِهِمْ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ إِنَّمَا كُنَّا نَعْرِفُ مُنَافِقِي الْأَنْصَارِ بِبُغْضِهِمْ عَلِيّاً » كساني كه با علي عليه السلام ميشناختيم كه با علي دشمن بودند.
عمار ياسر ميگويد شنيدم از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم كه به علي عليه السلام فرمودند خداوند به تو حب مساكين داد و راضي شد كه امامي براي مساكين باشي و تو هم راضي شدي و خوشا بحال كسيكه تو را دوست بدارد و واي بحال كسيكه با تو دشمن باشد .