کد مطلب:3095 شنبه 21 خرداد 1390 آمار بازدید:426

پاسخ به سؤالات شرعي
شبكه ولايت - احكام

01:11:22

دانلود   12.25 مگابایت

بسم الله الرحمن الرحيم

آقاي وحيد پور
با عرض سلام خدمت شما بينندگان گرامي ، مهمان منازل شما هستيم با برنامه پاسخ به سؤالات شرعي در خدمت شما هستيم .
ماه رجب ماه بسيار پربركتي است و اميدوارم كه از فيوضات اين ماه بهره مند شويد و يكي از نعمتهاي خوب خداوند براي همه ما يادگيري حلال و حرام است كه شما آشنائي خود را نسبت به دين بيشتر كنيد و اين يكي از نعمتهاي خداوند است كه بايد به نحو احسن از آن استفاده كنيد .
موضوع برنامه جلسه گذشته بحث ارث و وصيت بود كه خيلي مهم است كه ما تا چه اندازه ميتوانيم براي بعد از مرگ خود فكر كنيم و دخالتي داشته باشيم آيا زمانيكه ما مرديم پرونده ما بسته ميشود و يا اينكه ما ميتوانيم سرنوشت بعد از مرگ خود را تغيير دهيم و طبيعي است كه جواب مثبت است .
ما ميتوانيم يك سوم از مالمان را به نفع خود وصيت كنيم و براي خود وصي تعيين كنيم و واجب است كه به وصيت ما عمل كنند و گاهي يك سوم مال كم نيست و وقتي كه تمام اعمال محاسبه ميشود و حتي وقتي كه بدهي هايي كه ميت به مردم دارد و به خداوند دارد مثل خمس و زكات و حج باز آنچه كه ميماند يك سوم كم نباشد .
در بحث ارث مسائل ديگري هم مطرح است از جمله وقتي كه ارث به ورثه رسيد مثلاً خانه اي كه باقي مانده است و بدهي ها هم پرداخت شده است و خانه باقي مانده و بايد بين فرزندان و پدر و مادر ميت تقسيم شود و اين خانه شريكي است و تصرف در آن بايد با رضايت بقيه باشد و اين حكمي است كه زياد به آن توجهي ندارند و برخي نميدانند كه مال شريكي بايد با اجازه و رضايت ديگران استفاده شخصي شود .
فرضا 4 برادر و خواهرند و ميت همسر و پدر و مادر دارد و هر كدام از اينها كه بخواهد از اين خانه استفاده كند بايد با اجازه و رضايت ديگر شركاء باشد .
مثلاً ميخواهند آن را تقسيم كنند تا به سهم خود برسند و ممكن است يك نفر مخالفت كند و نزاع ايجاد شود يعني اين شخص ميخواهد مانع شود از اينكه ديگران به حق خود برسند و اين كار زشت و ناشايستي است و اين خانه بايد تقسيم شود و هر كسي ممكن است بخواهد سهم خود را بفروشد و به آن نياز داشته باشد بنابراين بايد بگونه اي باشد كه رضايت همه جلب شود و نزاعي پيش نيايد .
اين مسائل بايد براي يك مسلمان حل شده باشد ، مثلاً ميخواهند در اين خانه نماز بخوانند و در بين اين وراث يكي و دو نفر در اين خانه ساكن شدند و وقتي كه ميخواهند نماز بخوانند اگر رضايت ديگران نباشد بايد رضايت بگيرند تا نمازشان غصبي نباشد .
اگر ديگراني كه جزء ورثه نيستند و مثلاً مهمان است و مهمان شماست كه ميخواهد به اين خانه بيايد و ميداند كه اين خانه مال 5 يا 6 نفر است پس او هم نميتواند بدون رضايت همه شركاء در اين خانه نماز بخواند كه در اينصورت نمازش غصبي است و شريكها هم بايد راضي باشند .
نكته ديگر كه مهم است اگر ميت به يك سوم مال وصيت كرده است پس يك سوم از اين خانه مالِ ميت است پس ورثه در اين يك سوم حقي ندارند و فقط دوم سوم خانه مال اينها ست اگر ميخواهند در اين خانه نماز بخوانند كه نميشود ، راه حل اين است كه وقتي صاحب منزل از دنيا رفت اگر يك سوم را براي امور خير وصيت كرده است بايد يك سوم را بقيه افراد بخرند و تبديل به پول كنند يا هم يك سوم را بفروشند و از اين مشكل نجات پيدا كنند تا همه خانه را مالك شوند و سهم ميت را خارج كنند و بايد عادلانه اين را به سرعت بفروشند تا سهم ميت را طبق وصيت در مصارفي كه ميت خواسته است مصرف كنند .
اين مسئله خيلي مهم است كه تا اين يك سوم جدا نشود ورثه حق تصرف در خانه را ندارند ولي گاهي ميت مشخص كرده است كه مثلاً يك سوم همان پولي باشد كه در بانك است و در اين خانه حقي ندارد و خانه براي ورثه است و با اجازه و رضايت ورثه ميتوان در آن تصرف كرد و همان پول كه در بانك است بعنوان ثلث مال براي ميت در راهي كه وصيت كرده است مصرف ميكنند ولي وقتي كه گفته يك سوم اموال من را براي من خرج كنيد اينجا كار مشكل است و منظور از كل اموال است .
نكته ديگري كه همه ما بايد به آن توجه كنيم اين است كه يك سومي كه ميت وصيت ميكند حتماً آنجور كه خود معيين كرده است بايد عمل شود مگر اينكه تأيين نكرده باشد و فقط گفته باشد كه در امور خيريه مصرف شود كه اين گسترده است و هر كار خيري را ميتوانند انجام دهند البته نه اينكه از ثلث مال براي ميت مراسم چهلم و يا سال بگيرند و اين را نبايد از مال ميت و از ثلث ميت خرج كنند و يا قبر گراني را از ثلث مال ميت بردارند و او را در قبر گراني دفن كنند اين صحيح نيست اگر ميخواهند اينكار را بكنند بايد از جيب خودشان خرج كنند ، آيا مگر گران بودن قبر در عالم برزخ ميت تأثيري دارد ؟ مگر گران خريدن قبر مثل خانه دنياست كه از بزرگي و گراني آن لذت ببريد ؟ نه خير اينها مهم نيست آنچه كه مهم است عمل است و مراقب باشيد كه از وصيت ميت تخلف نشود و از مال ميت نبايد خرجهاي گزافي را كه بتازگي در مراسم سوگواري انجام ميدهند باشد ولي ميتوانند از جيب خود اينكار را بكنند هر چند كه البته اين هم اسراف است و نميتوان اين مخارج را داشت .
آنچه در بحث ارث مهم است كه در جلسات گذشته هم عرض شد تقسيم ارث است كه قانون دارد و به دل خواه ما نيست كه هر جور كه دلمان خواست ارث را تقسيم كنيم چرا كه قانون قرآني و شرعي دارد و مشخص است كه مثلاً شوهري كه از دنيا رفته همسرش چقدر ارث ميبرد و اگر فرزند داشته باشند چقدر ارث ميبرد و اگر فرزند نداشته باشند همسر چقدر ارث ميبرد و پدر و مادر چقدر ارث ميبرند و پسر و دختر هركدام چقدر ارث ميبرند .
پس قانون تقسيم ارث معين است كه نه ميت ميتواند ارث را به دلخواه خود بدهد و نه وراث ميتوانند اين قانون را بدلخواه تغيير بدهند و نميتوانند غصب مال ميت كنند چرا كه كار حرامي است و عذاب بزرگي دارد و اگر به اين طريق در زندگي ما راه پيدا كرد قطعاً زندگي ما را دچار مشكل خواهد كرد .
اين اموال ميت بايد بطور شرعي تقسيم شود و طبق آنچه كه در شرع مقدس آمده است بايد تقسيم شود كه اگر اينگونه تقسيم شود حتي خمس هم ندارد و سال هم كه به آن بگذرد مشمول قانون خمس نيست و حلال است و بشرطي كه طبق قانون اسلام تقسيم شود و بدهي هاي ميت هم داده شود و مثلاً ميت بايد حج ميرفته است كه بدون اينكه براي او نائب بگيرند اموال او را تقسيم كردند و در اين صورت ميت در برزخ گرفتار ميماند و يا خمس به گردنش بوده است كه ورثه ندادند و اموال او را تقسيم كردند و اينها مسائلي است كه بايد دقت شود و حق الناس و حق الله بايد جدا شود و بعد اموال طبق قوانين شرعي تقسيم شود .
سؤال يكي از بينندگان :
ميگويند كه خمس دادن از زمان صفويه رايج شده است ؟ آيا اين كلام صحيح است ؟ اگر شما تقاضا دارم كه اگر كتابي را در نظر داريد كه قبل از صفويه چاپ شده است براي من معرفي كنيد ؟
پاسخ آقاي وحيد پور :
اصل مسأله خمس كه در قرآن در سوره انفال آيه 41 « وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبي وَ الْيَتامي وَ الْمَساكينِ وَ ابْنِ السَّبيلِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلي عَبْدِنا يَوْمَ الْفُرْقانِ يَوْمَ الْتَقَي الْجَمْعانِ وَ اللَّهُ عَلي كُلِّ شَيْ ءٍ قَديرٌ » آمده است و در برابر اين آيه قرآن چه ميتوانند بگويند ؟ و هم شيعه و هم اهل سنت اصل بحث خمس را قبول دارند و كسي نميتواند چيزي بگويد و اين كلام اشتباهي است اگر بگويند كه خمس از زمان صفويه ايجاد شده است و اين ناشي از بي اطلاعي گوينده نسبت به كتاب آسماني او است .
ثانياً صدها رواياتي كه در اين زمينه وارد شده است و مستند و دليل براي مجتهدين است كه احكام خمس را مراجع از روي آنها بدست آوردند و مگر ميشود كه مراجع از خودشان حكم به حلال و حرام بودن چيزي را بدهند ؟ و اگر اينگونه باشد كه اين مجتهد از عدالت خارج است و مجتهد بر اساس ادّله حكم شرعي را استنباط ميكند و سنت يعني فعل معصوم و قول معصوم .
آيا اين احكام خمس بعد از صفويه به رساله آمده است و آيا فقهاء قبل از صفويه به احكام خمس آشنائي نداشتند ؟ و بهترين كتابي كه ميتوان معرفي كرد همان رساله هاست ، در رساله آمده كه خمس جزء واجبات مسلم و قطعي مذهب است .
يا كسي بايد در احكام مجتهد باشد و يا اگر خود متخصص نيست بايد به متخصص رجوع كند و به مرجع تقليد رجوع كند و بعد ميبيند كه تمام فقهاء بدون استثناء از قديم و جديد قائل به واجب بودن خمس هستند .
اينها توهماتي است كه در ذهن برخي بوجود مي آورند كه ثابت كنند كه برخي از احكام شرعي سابقه خاصي نداشته است كه اين كلام صحيح نيست .
سؤال يكي از بينندگان :
افرادي در جايي مثل شمال براي استفاده تفريحي ويلايي ميخرند و نگه داري ميكنند و نه براي زندگي شخصي ، آيا اين پولي كه با آن اين ويلا خريداري ميشود خمس دارد يا نه ؟
پاسخ آقاي وحيد پور :
كم نيستند كساني كه منزل دوم دارند كه در اوقاتي از سال به آنجا ميروند و باغ و ويلايي است كه در زمانهاي خاص به آنجا ميرود و همين كه در سال دو ماه و سه ماه از آن استفاده ميكند جزء هزينه هاي جاري زندگي محسوب ميشود و مشمول قانون خمس نيست و خمس هم ندارد .
ادامه بحث :
گاهي است كه شخص وصيت كرده كه ثلث مال را به فقراء بدهند و ممكن است كه در ميان ورثه فقير باشد و اين جاي سؤال دارد كه آيا ميتوانند اين ثلث مال را به اين فرزند ميت كه واقعاً فقير است بدهند ؟ نه خير نميشود ، ميتي كه وصيت كرده است كه ثلث مالش را به فقراء بدهند معنايش اين نيست كه از يك سوم مالش هم دوباره به او بدهند ، ميت دلش ميخواهد يك سوم مال مصرف ديگري شود و نميشود كه ورثه به عنواني خود استفاده كنند حتي اگر از نظر ظاهري فرضاً فقير باشد و بايد به فقراء غريبه بدهند كه جزء خانواده نيستند .
وقتيكه ميت وصيت ميكند وصي براي خود معين ميكند و گاهي ناظر هم معين ميكند كه وصيت بدرستي انجام شود و اگر ناظر جايي ديد كه وصي كارش اشتباه است جلوي او را ميگيرد .
كار وصي هم سخت است چرا كه بايد مو به مو درست طبق وصيت ميت عمل كند ولو اينكه وصي در برابر كاري كه انجام ميدهد چيزي هم نميگيرد و خودش پذيرفته است و نميتواند كنار بكشد و بايد وصيت ميت را به نحو احسن انجام دهد .
گاهي شخصي كه از دنيا رفته است وصيت كرده است ولي براي خودش وصي مشخص نكرده است و اينجا بايد به اذن مجتهد جامع الشرائط بايد يكي از افراد وصي شود و وصيت ميت را انجام دهد چون وصي كسي است كه ميخواهد در اموال ميت تصرف كند و اگر ميت مشخص نكرده است بايد اجازه مجتهد جامع الشرائط و حاكم شرع شخصي را يا از غريبه و يا از خود ورثه بعنوان وصي مشخص كنند كه به وصيت ميت عمل كند.
سؤال يكي از بينندگان :
خمس مال شخصي كه كارگر معدن است و حدوداً ماهيانه چهارصد هزار تومان حقوق ميگيرد و زمين كشاورزي هم دارم كه با اين اوضاع آب در اين چند سال حاصلي نداده است ، چگونه حساب ميشود ؟
پاسخ آقاي وحيد پور :
در جلسات گذشته توضيح داديم كه اگر كسي درآمدي داشته باشد هر چند هم كم باشد ولي ميماند و پس انداز ميشود و سال به آن ميخورد و شما اولين حقوقي كه گرفتيد آغاز سال خمسي شماست و اگر از اين حقوق چيزي پس انداز شده و مصرف نشده است خمس دارد و زميني كه فرمودند اگر هيچگونه استفاده اي از آن نميشود ولي قابل فروش است و براي شما سرمايه محسوب ميشود ولي هر زمانيكه اين زمين را بفروش رسانديد بايد خمس آن را بپردازيد ولي اگر فعلاً در آن كشت نميشود و آب نيست و حاصل ندارد خمسي هم به آن تعلق نميگيرد .
ادامه بحث :
يكي از مسائلي كه در زمينه ارث و وصيت مهم است اين است كه بايد توجه كنيم آن وصيتي كه شده است را عمل كنيم و وصي و ناظر را بشناسيم و ديگر اينكه ورثه قبل از تصرف در مال ميت را ندارند و حتماً بايد وصي باشد و اگر وصي نبود بايد به حكم رجوع كنند .
مردي كه از دنيا رفته است و فرزند صغيري داشته است يعني فرزندي دارد كه به سن تكليف نرسيده است و صغير است و اينجا دو حالت دارد : پدري كه از دنيا رفته است قبل از اينكه از دنيا بروند آيا قيم و سرپرست براي بچه ها تأيين كرده است يا نه ؟ اگر تأيين كرده آن قيم و سرپرست ميتواند در اموال بچه صغير تصرف كند به اندازه اي كه به مصلحت اين دختر و پسر نابالغ است ولي اگر وصي و قيّم تعيين نكرده است متأسفانه اشكال دارد كه تا اين پدر از دنيا برود چون اموالي از او مخصوص اين فرزندان نابالغ است و خودشان هم كه اجازه تصرف ندارند چون به حدّ بلوغ نرسيده است و اگر به حدّ بلوغ هم رسيده باشند به حدّ رشد نرسيدند يعني به حدّ رشد اقتصادي نرسيدند مشكل دارد و پدر هم كه قيم تأيين نكرده است و در اينجا ورثه نميتوانند تصرف كنند و حتماً بايد قيم و سرپرستي تأيين كنند و فقط و فقط حاكم شرع يعني مجتهد جامع الشرائط ميتواند قيم تأيين كند و در كشور ما امروزه دادگاه قيم را مشخص ميكند كه حق تصرف در اموال بچه را دارد و گرنه اگر قيم تأيين نشود تصرف ورثه در اموال صغير جايز نيست .
مسئله ديگري كه مهم است و تأكيد ميشود اين است كه گاهي شخصي از دنيا رفته است حتي اگر قيم داشته باشد و ميت قبل از اينكه از دنيا برود مادر او را مثلاً بعنوان قيم مشخص كرده است كه مادر حق تصرف در اموال او را دارد ، آيا ميتوان به خانه اين شخص رفت و غذا خورد و از اموال او استفاده كرد كه اموال اين بچه هم در ضمن همين اموال است و يا در آن خانه اي كه سهمي از آن براي بچه است ميتوان نماز خواند ؟
پاسخ به اين سؤال دو گونه است : گاهي رفتن ما به مصلحت طفل است و دلداري و تسلي به اين خانواده است و با اجازه قيم است و تصرف غاصبانه نيست و اشكالي هم ندارد و اگر نماز هم بخوانيم مانعي ندارد ، اما گاهي ميخواهند مالي از بچه را مصرف ميكنند كه مثلاً مهماني است و ميخواهيم غذا بخوريم آيا قيم ميتواند از مال بچه بردارد و به مهمان بدهد ؟ از اموال بچه اجازه ندارند كه اينكار را بكنند ولي اگر از اموال خودشان است مانعي ندارد و ما هم اگر رفتيم و از اموال اين فرزند صغير چيزي را مصرف كرديم ضامن هستيم كه به مصلحت طفل بعنوان هديه چيزي را به اسم بچه به قيم او بدهيم به نيت آنكه جبران تصرف ما شده باشد به قيم بدهيم تا براي فرزند صغير هر آنگونه به صلاح اوست مصرف كند چون اين حق الناس است و اين مال يتيم است و خداوند تأكيد كرده است كه اموال يتيم را نخوريد و شما حق مصرف آن را نداريد و اگر بصلاح بچه تصرف كرديد حتماً جبران كنيد كه حقي بر گردن شما از اين يتيم باقي نماند .
جمع بندي بحث :
مالي كه از ديگري در زندگي آمده و مخلوط شده و براي استفاده از اين مال بايد ضوابط و مقررات شرعي را رعايت كنيم و اين ضوابط مختلف است و هر جايي ضابطه و قانون خاص خودش را دارد و در مال صغير كه نياز به بحث دارد كه صغير نياز به ولي و قيم دارد كه يا ميت تأيين ميكند و يا حاكم شرع يا دادگاه تأيين ميكند .
بايد دقت شود كه خداي نكرده مال حرام و حق ديگران در مال ما مخلوط نشود .
سؤال يكي از بينندگان :
من كرايه نشين هستم و حدود 4 ميليون پول با مقداري بيعانه دادم و پول دو سال است كه دست صاحبخانه است ، آيا به اين پول خمس تعلق ميگيرد ؟
پاسخ آقاي وحيد پور :
شما پول را بعنوان قرض داديد كه به آن پول پيش ميگويد و هر وقت كه وصول شد و خانه دار شديد و نخواستيد كه جاي ديگري را اجاره كنيد خمس پول را بايد پرداخت كنيد .
سؤال يكي از بينندگان :
من يك دوستي دارم كه به رحمت خدا رفته است و با آنها رفت و آمد خانوادگي داشتيم و در جنوب كشور زندگي ميكنند ، آيا ميتوانيم با آنها رفت و آمد داشته باشيم چون فرزند صغير هم دارند ؟
پاسخ آقاي وحيد پور :
بايد بگونه اي كه حق صغير در مال شما نيايد و اگر رفتن شما به مصلحت است بايد مال صغير را بگونه اي جبران كنيد .
ادامه بحث :
بعصي از پدرها وصيت ميكنند كه اگر من از دنيا رفتم تا مادر زنده است در اين خانه ساكن باشد و مادر را از خانه بيرون نكنيد چون طبيعي است كه ماندن مادر در اين خانه جلوگيري از تقسيم ارث ميكند و بايد توجه كرد كه حق مادر از اين حقها بيشتر است و خداي نكرده نبايد جوري شود كه مادر را از اين خانه بيرون كنيم
چرا كه نارضايتي مادر خسارتهايي براي زندگي آينده فرزندانش دارد .
سؤال يكي از بينندگان :
درباره پذيره زمينهاي وقفي چگونه است كه در چه اموري صرف ميشود ؟
پاسخ آقاي وحيد پور :
بايد ببينيم كه واقف چگونه وقف كرده است ، آيا وقف كرده كه اجاره داده شود پس بايد اجاره بدهند و بايد متولي زمين را پيدا كنيد و اگر وقف نامه كتبي دارد بايد وقف نامه را ببينيد و طبق جوري كه واقف وقف كرده است عمل شود .
سؤال يكي از بينندگان :
زكات با اينكه در قرآن بعد از اقامه نماز ذكر شده است ولي متأسفانه در جامعه ما اين مسئله كم اهميت است و برخي از افراد اصلاً نميدانند كه زكات چيست و به چه چيزي تعلق ميگيرد و در زمان ما كه شتر و ... وجود ندارد كه به آن زكات تعلق بگيرد ، در اين زندگي شهري كه ما داريم زكات به چه چيزهايي تعلق ميگيرد ؟
پاسخ آقاي وحيد پور :
ما ساكنين شهرها زكات نداريم و زكات در زمان ما همانگونه است كه در صدر اسلام بوده است و احكام اسلامي قابل تغيير نيست و موارد زكات هم مشخص است كشاورزي كه گندم يا جو ميكارد و كسيكه تاكستان انگور و نخلستان خرما دارد و دامداري كه بز و يا گوسفند و يا گاو و شتر دارد و طلا و نقره هم كه در زمان ما كه سكه رايج نيست زكات ندارد ولي دامدار اگر به حد نصاب برسد زكات دارد و كشاورزي كه به حد نصاب برسد زكات دارد و ما كه شهر نشين هستيم و تاكستان و نخلستان هم نداريم زكات هم نداريم در حاليكه حج هم همينگونه است براي همه واجب نيست فقط كسانيكه مستطيع هستند حج واجب ميشود .
سؤال يكي از بينندگان :
زميني را براي هيأت خاصي وقف كردند و براي عزاداري و مذهبي وقف شدند و عده اي آمدند اين زمين را تصرف كردند و ما كه به دادگاه مراجعه كرديم دادگاه گفته كه بايد رفع تصرف شود تا ما از آنها بگيريم و از لحاظ شرعي آيا ما ميتوانيم وقف را براي هيأت ديگري برگردانيم ؟
پاسخ آقاي وحيد پور :
اگر زمين وقف شده براي اينكه حسينيه شود چه براي اين هيأت يا هيأت ديگري فرقي نميكند ، پس اين وقف محقق شده است و وقف قابل برگشت نيست چون وقتي كه واقف وقف كرد اين زمين از ملكش خارج شده است و به ملك او باز نميگردد .
اما اگر شرائط خاص نبوده و وقفي بعنوان وقف شرعي محقق نشده است بحث ديگري است و اگر زمين براي ساخت حسينيه وقف شده است بايد انجام شود حال چه آن هيأت در آن عزاداري كنند و يا هيأت ديگري در آن عزاداري كنند براي سيد الشهداء است و بايد طبق وقف عمل شود .
سؤال يكي از بينندگان :
پدر من 18 سال پيش از دنيا رفتند و من در اين مدت از مادرم پرستاري كردم و اكنون از دنيا رفتند و در آن زمان مادرم حقوق بگير از جايي هم نبودند و مالي كه الآن ميخواهيم بين وراث تقسيم كنيم و خرجي را كه من در اين چند سال براي ايشان كرده ام چه تكليفي دارد ؟
پاسخ آقاي وحيد پور :
در برخي از موارد فرزند براي مادرش خرج ميكند و بعد هم ميخواهد اين خرج را از مال ورثه بردارد و ميدانيم كه خرج پدر و مادر فقير برعهده فرزندان است و بنابراين واجب است كه همه فرزندان از دختر و پسر در مخارج سهيم باشند ولي اگر فرزندي مخارج مادر را بعهده گرفت و قصدش هم مجاني بود كه مخارجي كه كرده است نميتواند مخارج را از برادران و خواهران بگيرد ولي اگر با آنها در ميان گذاشته است كه من خرج مادر را ميدهم و شما بايد بعداً خرج را به من برگردانيد و آنها هم قبول كردند پس ميتوان اين خرج را از آنها گرفت و از خواهر و برادرها طلبكار هستيد و آنها بايد از سهم خود را بشما بدهند .
سؤال يكي از بينندگان :
من از چند جا وام گرفتم و مشكلاتم هم حل شده است و مقداري از اين وام را هم پرداخت كردم ، آيا به اين وامي كه گرفتم خمس تعلق ميگرد يا نه ؟
پاسخ آقاي وحيد پور :
اگر كسي وام گرفته يعني قرض گرفته است و حال ميخواهد قسط بدهد به دو شرط خمس دارد : مثلاً من 5 ميليون را قرض گرفتم و اين را در بانك گذاشتم و خرج هم نكردم و زمانيكه سال خمس من برسد از اين 5 ميليون كه يك ميليون آن را قسطش را دادم بايد 200 هزار تومان خمسش را بپردازم براي اينكه اولاً خرج نشده است و دوماً قسطش را داده ام و نسبت به يك ميليون بدهكار نيستم .
ولي اگر وام را گرفتيد و قبل از سال خمسي آن را خرج كرديد خمس ندارد و يا اگر وام را گرفتيد و خرج نشده و در بانك است ولي در سر سال خمسي هيچ قسطي را نپرداخته بوديد پس هنوز 5 ميليون را بدهكار هستيد و خمس به آن تعلق نميگيرد .
ادامه بحث :
بسيار خوب است كه مسلمانان اين احكام را ياد بگيرند و به آن عمل كنند و بسيار خوب است كه در طول روز وقتي براي يادگيري احكام مشخص است .
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند : « أف بر آن مسلماني كه در هر هفته يكروز را براي يادگيري حلال و حرام خود قرار ندهد » .