کد مطلب:3144 چهارشنبه 2 شهریور 1390 آمار بازدید:132

صراط مستقيم 12
شبكه ولايت - تاريخ و سيره

01:21:07

دانلود   13.92 مگابایت
بسم الله الرحمن الرحيم

آقاي رجائي فر
با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت بينندگان گرامي در اين برنامه بحث درباره صراط مستقيم است و شخصيتهاي بزرگ اسلامي را توسط كارشناس محترم حجهء الاسلام و المسلين آقاي رفعتي مورد نقد و بررسي و تحليل قرار ميدهيم .
در اين جلسه درباره شخصيت معاويه و مباحثي كه درباره اين فرد مطرح است ميپردازيم ؟
آقاي رفعتي نائيني
علت اينكه بحث معاويه را شروع كرديم و كارها و بدعتهاي معاويه را واكاوي ميكنيم اين است كه وهابيون برخلاف آنچه كه تصور ميشود كه اينها موافق با نظرات اهل سنت هستند در حاليكه اينگونه نيست ، برخلاف نظر بزرگان اهل سنت سريالي بنام معاويه و حسن و حسين ساختند كه در جهت تطهير معاويه و پاكسازي شخصيت معاويه اين سريال را پخش ميكنند « وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرينَ » ( سوره آل عمران آيه 54 ) اينها ميخواهند كه از معاويه شخصيت خوبي بسازند و برخلاف نظريه بزرگان اهل سنت قصد دارند كه شخصيت خوبي از او بجا بگذارند .
همانطور كه در زمان خود معاويه و بعد از معاويه با جعل احاديث سعي كردند كه از معاويه چهره خوبي جلوه بدهند الآن هم وهابيت سعي كرده است كه چهره خوبي از او با پخش اين سريال به نمايش بگذارند .
شبكه هايي كه بيشتر پيرو اهلبيت رسول خدا هستند بر آن شدند كه بيشتر شخصيت معاويه را تبيين كنند شايد اگر اين سريال ساخته نميشد ما هم به واكاوي شخصيت اين فرد نميپرداختيم .
آقاي رجائي فر
نكته اي كه خيلي مهم است درباره اسلام آوردن معاويه است كه آيا از روي اجبار بوده است و يا اينكه از روي ترس بوده است و يا از روي علاقه بوده است ؟
آقاي رفعتي نائيني
عزيزاني كه با تاريخ آشنا هستند ميدانند كه ابوسفيان پدر معاويه و همچنين خود معاويه در فتح مكه مسلمان شدند و قرآن كريم ميفرمايد « وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ » ( سوره واقعه آيه 10 ) كساني كه از سابق ايمان آوردند مقرب درگاه الهي هستند .
زمانيكه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم يار و ياور نداشت و غريب بود و مسلمانان تحت شكنجه و فشار بودند معاويه و ابوسفيان در لشكر ضد اسلام بودند .
زمانيكه فتح مكه در حال رخ دادن بود كه دو سال قبل از وفات پيامبر اكرم بود اينها مسلمان شدند ، كدام تحليل گري ميتواند تحليل كنند كه كسانيكه در آن اوضاع اسلام آوردند از روي شوق و رغبت بوده است ؟!! درست است كه مسلمان ميشدند ولي فقط اسم اسلام و احكام اسلام بر آنها تلقي ميشد و قرآن فرمودند « وَ لَمَّا يَدْخُلِ الْإيمانُ في قُلُوبِكُمْ » ( سوره حجرات آيه 14 ) ادعا نكنيد كه اسلام آورديد مثل اين است كه ايمان آورديد ، چرا كه اين چنين اسلامي خيلي كار دارد كه به مرحله ايمان برسد .
اين فقط به معاويه و ابوسفيان اختصاص ندارد بلكه تمام كسانيكه در آن دوره فوج فوج اسلام مي آوردند برخي بخاطر اين بود كه ميديدند كه اسلام رونق و حاكميت پيدا كرده است و بخاطر دنيا اسلام مي آوردند و برخي فقط بخاطر اينكه رنگ جماعت شوند اسلام مي آوردند و برخي از روي ترس كه مبادا اعدام شوند اسلام آوردند و ابوسفيان و فرزندان او واقعاً مسلم ميدانستند كه اگر پيامبر اكرم مكه را فتح كند در رأس حرم دشمنان پيامبر بودند و قرآن كريم آيه نازل كرده است كه « فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لا أَيْمانَ لَهُمْ » ( سوره توبه آيه 12 ) با سران كفر بجنگيد و آنها را بكشيد .
پيامبر اكرم فرموده بودند كه معاويه و ابوسفيان را هر جا كه يافتيد بكشيد و اينها خبر داشتند كه پيامبر اكرم بر اساس آيات الهي و دستور خداوند مأمور بر اين است كه با سران كفر بجنگد و آنها را بكشد و لذا اينها از روي ترس ايمان آوردند .
ما سند قوي از اميرالمؤمنين عليه السلام در اين مورد ميدانيم و موقعيت حضرت علي بعنوان خليفه رسول خدا براي همه مسلمين محرض است با اين تفاوت كه ما حضرت را بعنوان خليفه بلافصل رسول خدا ميدانيم و اهل سنت حضرت را بعنوان خليفه چهارم پيامبر اكرم قبول دارند و آن حضرت در چندين مورد به مردم و حتي خود معاويه خطاب كرده است كه ايمان تو از روي ترس بوده است .
در نامه 10 نهج البلاغه حضرت به معاويه نامه مينويسند كه من همان هستم كه در جنگ بدر جدّ تو و دايي تو و برادر تو را كشتم و همان شمشير و همان قلب با ايمان در اختيار من است و دين من هم عوض نشده است و پيامبر هم عوض نشده است و من پيرو همان سنت هستم « وَ إِنِّي لَعَلَي الْمِنْهَاجِ الَّذِي تَرَكْتُمُوهُ طَائِعِينَ وَ دَخَلْتُمْ فِيهِ مُكْرَهِينَ » من همان ديني را دارم كه شما حاضر نشديد كه با رغبت اين دين را بپذيريد و با اكراه به اين دين وارد شديد يعني هيچ مايل نبوديد كه مسلمان شويد و اكراه و ترس شما را وادار كرد كه مسلمان شويد .
حضرت در نامه اي كه خطاب به مردم عراق نوشتند و ابن ابي الحديد در شرح نهج البلاغه خود جلد 2 صفحه 32 آن را نقل كرده است حضرت فرمودند كه اي مردم عراق بدانيد كه با كساني روبرو شديد كه طلقاء و فرزندان طلقاء هستند يعني كساني هستند كه در جنگ با اسلام بودند و اسير شدند و پيامبر اكرم آنها را آزاد كرده است و پيامبر اكرم ميتوانست كه معاويه و پدر او را بعنوان اسير به بردگي بگيرد و بفروشد چرا كه اين دستور اسلام است كه كسيكه با اسلام جنگيده است در اختيار پيامبر است كه چه تصميمي درباره او بگيرد و پيامبر اكرم فرمودند كه « أَنتُمُ الطُلَقَاء » .
درباره ابوسفيان و معاويه حضرت فرمودند كه شما را آزاد ميكنم ، حضرت فرمودند كه اي مردم عراق شما با گروهي ميجنگيد كه با زور اسلام آوردند و آنان از دشمنان خداوند و سنّت و پيامبر اكرم و قرآن مجيد هستند و از پيروان احزاب و بدعتها هستند .
حضرت درباره معاويه اين تفكر را به مردم عراق القاء كردند كه او را بشناسند كه با اكراه اسلام آورده است و پيامبر اكرم ميتوانست او را اسير كند و يا از او فديه بگيرد ولي حضرت با عنايت رحمهء للعالمين بودن آنها را آزاد كردند .
اسلام معاويه كجا و اسلام اميرالمؤمنين كجا و اسلام صحابه كجا ؟!!! اسلام اصحابي كه در بدر در جبهه رسول خدا بودند كجا و اسلام كساني كه در بدر در جبهه مقابل پيامبر اكرم بودند كجا ؟!!!
معاويه در احزاب در برابر اميرالمؤمنين بوده است و در برابر رسول خدا و در برابر اسلام و قرآن بوده است و لذا اميرالمؤمنين فرمودند كه اينها از پيروان احزاب و بدعتها هستند و ظاهر اسلام را پذيرفتند تا جان و خون خود را حفظ كنند .
بر پايه اين اسلام ظاهري كه بي رغبت به دين بودند و با فشار جوي كه در فتح مكه ايجاد شد مسلمان شدند ، آيا شما ميخواهيد كه معاويه در خدمت اسلام و مسليمن باشد ؟!!!
آقاي رجائي فر
در قرآن درباره اينها كلمه « الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ » بكار رفته است ، آيا در برابر اين شجره تقابلي وجود دارد ؟ اگر امكان دارد از نظر تاريخي اين شجره را براي ما بيان كنيد ؟
آقاي رفعتي نائيني
در تفسير آيه 60 سوره اسراء كه فرموده كه « وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتي أَرَيْناكَ إِلاَّ فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَما يَزيدُهُمْ إِلاَّ طُغْياناً كَبيراً » وقتيكه پيامبر خدا خواب ديدند كه بروي منبر ايشان فرزندان ابوسفيان و بني اميه همچون بوزينه هستند خيلي ناراحت شدند و اظهار ناراحتي كردند .
ميدانيد كه رؤيا انبياء الهي صادقه است و حضرت ابراهيم بر اساس خوابي كه ديد « يا بُنَيَّ إِنِّي أَري فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ » ( سوره صافات آيه 102 ) به فرزندش گفت كه من در خواب ديدم كه تو را قرباني كنم و نميگويد كه بمن دستور دادند و يا بمن وحي شده است بلكه ميفرمايد در خواب ديدم كه بر اساس خواب او را آماده قرباني شدن كردند .
پيامبر اكرم وقتي كه اين خواب را ديدند براي مردم نقل كردند كه من خيلي نگران هستم و چرا كه در خواب ديدم كه فرزندان بني اميه مثل بوزينه روي منبر من بالا و پائين ميرفتند و حضرت اين جسارت را نسبت به منبر خود تحمل نميكردند و برخي از مسلمانان هم حضرت را دلداري دادند و بعد اين آيه نازل شد و شأن نزولش همين است كه در كتب و تفسير اهل سنت هم وارد شده است كه مفسرين اهل سنت در كتب خود نوشتند كه مراد از شجره ملعونه و خوابي كه پيامبر اكرم ديدند مراد فرزندان ابوسفيان هستند .
تفسير لقرطبي ـ جلد 10 ـ ذيل آيه ، الدر المنثور ـ جلد 5 ـ ذيل آيه ، تفسير لإبن كثير ـ جلد 4 ـ ذيل آيه ، مستدرك لحاكم نيشابوري ـ جلد 4 ـ صفحه 48 ، تفسير لآلوسي ـ جلد 15 ـ ذيل آيه ، أسد الغابهء ـ جلد 14 ، الخصائص الكبري ـ جلد 2 ـ صفحه 114
آقاي رجائي فر
پس تطبيق اين مصداق در كلام اهل سنت با معاويه است ؟
آقاي رفعتي نائيني
بله اهل سنت هم اين كلام را قبول دارند و در بيشتر كتب روايي خود اين را آوردند ، اينها نه تنها بيان مصداق كردند بلكه شأن نزول آيه را مطرح كردند كه اين آيه درباره بني اميه نازل شده است بخاطر خوابي كه رسول خدا ديدند و بخاطر آن آيه كريمه نازل شد و همين خواب هم بعد از پيامبر بوقوع پيوست كه معاويه بر روي منبر پيامبر اكرم نشست و حتي ميخواست كه منبر پيامبر را به شام ببرد كه بزرگان صحابه مخالفت كردند و اجازه ندادند كه منبر پيامبر را از مسجد پيامبر به شام منتقل كند .
قرآن كريم فرمود كه رؤيايي كه به تو نشان داديم بخاطر فتنه و آزمايش الهي است كه براي مردم پيش مي آيد كه خداوند بوسيله آل ابوسفيان مردم را مورد آزمايش قرار داد و در واقع پيش بيني قرآن كريم و رسول خدا پيش بيني صادقه بود و بني اميه بنام خليفه و جانشين پيامبر اكرم بروي منبر رسول خدا نشستند در حاليكه ائمه الكفر بودند و برخلاف سنت پيامبر اكرم عمل كردند و حتي تلاش كردند كه سنت پيامبر اكرم را انكار كنند و بروي منبر پيامبر اكرم بر عليه سنت رسول خدا سخن ميگفتند .
علامه اميني در كتاب الغدير بيش از 27 مورد از بدعتهايي كه معاويه بر خلاف سنت رسول خدا بجا گذاشته است را از منابع اهل سنت نقل كرده است .
آقاي رجائي فر
گاهي كمالاتي را به اشخاصي نسبت ميدهند كه از نظر ظاهري همه آنها را ميشناسند كه اصلاً شايستگي اين كمالات را ندارند ، سريال معاويه از همين دسته است كه اين فضائلي كه به او نسبت ميدهند اصلاً صحت ندارد ، در اين باره توضيح دهيد ؟
آقاي رفعتي نائيني
بعد از خليفه سوم به جعل حديث روي آوردند و اين با سياست بني اميه آغاز شد كه بتوانند در برابر احاديثي كه در فضيلت مولا اميرالمؤمنين عليه السلام است براي برخي از صحابه درست كنند و از جمله براي معاويه هم فضائلي را بتراشند .
مثلاً به او لقب خال المؤمنين دادند يعني معاويه دايي مومنين است كه اگر قرار بود كه به كسي اين لقب داده شود بايد به محمد بن ابي بكر اين لقب عطا ميشد بخاطر اينكه برادر عايشه است و از نظر اهل سنت و وهابيون مهمترين همسر رسول خدا عايشه است و يا عبد الله بن عمر كه برادر حفصه است و حفصه دختر عمر و همسر رسول خدا است ، چرا او خال المومنين نميشود و اين نشان داده ميشود كه اين تعبير جعلي است و ساخته دست بني اميه است .
بزرگان اهل سنت هم برخي از اين فضائل را قبول ندارند و ميدانند كه راويان آن جعّال و كذّاب و دروغگو هستند .
بخاري نزد اهل سنت مهمترين كتاب بعد از قرآن را دارد كه بابهايي دارد تحت عنوان باب فضائل الصحابهء و هر فضيلتي كه براي يكي از اصحاب نقل شده را آورده است ولي به معاويه كه ميرسد نميتواند بابي را باز كند و درباره معاويه ميگويد باب ذكر المعاويه .
نسائي هم كه يكي از نويسندگان صحاح سته است وقتيكه به شام مي آيد مي بيند كه مردم شام خيلي طرفدار معاويه هستند ولي اميرالمؤمنين را آنگونه كه بوده نشناختند پس همانجا كتابي را درباره فضائل و مناقب اميرالمؤمنين مينويسد كه خصائص اميرالمؤمنين را در آنجا بيان ميكند و بعد از ايشان ميخواهند كه فضيلتي را درباره معاويه نقل كند و ايشان هم ميگويد كه مگر معاويه فضيلتي دارد كه من بخواهم آن را نقل كنم !!! و اينجاست كه اين محدث بزرگ اهل سنت را آنقدر ميزنند كه مجروح ميشود و با همين جراحت او را به مكه منتقل ميكنند و در اثر همين ضربات در مكه از دنيا ميرود و لذا مورخين نوشتند كه نسائي شهيد و مقتول از دنيا رفته است .
سير اعلام النبلاء ، البدايهء و النهايهء ـ جلد 11 ، تهديب التهذيب ـ جلد 10
شبيه همين جريان براي امام المحدثين حاكم نيشابوري پيش مي آيد و اهل سنت معتقدند كه او محدث بزرگ است و كسي است كه مستدرك الصحيحين را نوشته است و در نيشابور برخي از افراد بسراغ او آمدند و از او خواستند كه درباره فضائل معاويه حديثي براي آنها نقل كند كه در پاسخ ميگويد مگر معاويه فضيلتي دارد كه من نقل كنم !!! جمعيت طرفدار معاويه او را كه روي منبر بوده است ميزنند و منبرش را خراب ميكنند و حاكم فرار ميكنند و به خانه اش مي آيد و آنها اطراف خانه او را محاصره ميكنند و بعد فردي براي خير خواهي به او ميگويد كه اگر ميخواهي شرّ اين مردم را از خودت برطرف كني يك روايت درباره فضائل معاويه از خودت درست كن كه حاكم در پاسخ ميگويد كه دلم نمي آيد كه چنين كاري بكنم .
پس از فضائل معاويه در كتب معتبر اهل سنت چيزي وجود ندارد اگر مي بينيم كه در برخي كتب ديده ميشود نشان دهنده اين است كه چنين افرادي پيرو سنت پيامبر اكرم نيستند چرا كه پيامبر اكرم نفرينهاي زيادي را درباره او دارند .
حضرت فرمودند « شَرُّ قَبَائِلِ العَرَبِ بَنُو أُمَيَّة وَ بَنُو حَنِيفَة » .
البدايهء و النهايهء لإبن كثير ـ جلد 6 ، كنز العمّال ـ جلد 14 ، ينابيع المودهء ـ جلد 2 ، مجمع الزوائد ـ جلد 10
يا اينكه حضرت نفرين كردند كه خداوند شكم معاويه را سير نكند و در اين سريال معاويه وقتيكه ميخواهند بر خلاف نفرين پيامبر اكرم چهره اي از او نشان دهند اينطور وانمود ميكنند كه او اصلاً اهل زياد غذا خوردن نيست چرا كه بيشتر بفكر مسلمانان است اما چهره امام حسن را در حال خوردن نشان ميدهند و اينكه درباره امور دنيا صحبت ميكند .
واقعيت را وارانه جلوه ميدهند و حقائق را جلوه ميكنند و برخلاف روايات و شواهد تاريخي او را نشان ميدهند در حاليكه معاويه هفت بار غذا ميخورد و ميگفت كه خسته شدم ولي سير نشدم اما چهره امام حسن مظلوم و غريب مدينه را آنگونه جلوه ميدهند .
اينها تصور كردند كه بينندگان سريالشان نفهم و نادان هستند ، اگر كسي فقط مقدار كمي از تاريخ آگاهي داشته باشد متوجه ميشود كه اين سريال با مدارك جعلي تاريخي ساخته شده است ، چهره معاويه سياه ترين از اين است كه بشود با يك سريال آن را سفيد و پاك كرد .
آقاي رجائي فر
درباره معاويه چهره نفاقي وجود دارد كه كم كم ظاهر شد و درجه ظهورش اوج و فرود دارد و مثلاً در زمان يزيد از تربيت رومي و مسيحي و ضد اسلام استفاده ميكند ، معاويه هم در زمانيكه در اوج قدرت قرار ميگيرد و ميداند كه كسي نميتواند با او مقابله كند به انكار بديهيات اسلام ميپردازد ، اگر امكان دارد درباره اين انكارهاي معاويه صحبت كنيد ؟
آقاي رفعتي نائيني
درباره يزيد در تاريخ انكار پيامبر اكرم و انكار نبوت و همان شعري را كه از يزيد نقل شده است آمده :
لَعِبَتْ هَاشِمُ بِالْمُلْكِ فَلَا خَبَرٌ جَاءَ وَ لَا وَحْيٌ نَزَلَ
اما درباره معاويه بعد از آنكه از روي اكراه و ترس اسلام آوردند ديگر انكار نبوت و انكار اسلام نكردند ولي سنت پيامبر اكرم را انكار كردند و يا در برابر سنت رسول خدا درباره احكام پيامبر اكرم ايستاده و مخالفت كرده است و اين هم از پيشگويي هاي خود رسول خدا است كه فرمودند « إِنَّ أَوَّلُ مَن يُبَدِّلَ سُنَّتِي رَجُلٌ مِن بَنِي أُمَيَّة » اولين كسيكه سنت من را تغيير ميدهد مردي از بني اميه است .
البدايهء و النهايهء لإبن كثير ـ جلد 6 ـ صفحه 256 ، الجامع الصغير لسيوطي ـ جلد 1 ـ صفحه 435 ، سير اعلام النبلاء لذهبي ـ جلد 1 ـ صفحه 330 ، كنز العمّال ـ جلد 11 ـ صفحه 167
در تاريخ ميبينيم كه اين واقعيت اتفاق افتاد و اولين فرد معاويه بود كه بدعت ايجاد كرد .
سؤال يكي از بينندگان :
آيا اين معاويه با اين يزيد لعنهء الله با اميرالمؤمنين علي ابن ابيطالب عليه السلام قابل مقايسه هستند ، اين مطالب كثير ، اين ادعيه نوراني كه از حضرت علي عليه السلام نقل شده است كه خدمات بسياري هم براي مسلمين داشتند آيا قابل انكار است ، اين وهابيون چه فكر كردند و چه خدماتي را براي يزيد و معاويه قائل شدند كه آنها را با فضيلت ميدانند ؟
پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
اين هم از مظلوميت اميرالمؤمنين علي عليه السلام است كه خود حضرت هم فرمودند « أنزلني أنزلني أنزلني حتي قالوا علي و معاويه » اين از مظلوميت حضرت است كه زمان و روزگار آنقدر حضرت را پائين آورده كه در برابر نام علي عليه السلام نام معاويه را قرار ميدهند ، مگر ميشود كسي را كه بنص آيه مباهله نفس پيامبر و جان پيامبر اكرم است با كسيكه از ائمهء الكفر است مقايسه كرد ؟!!!
سؤال يكي از بينندگان :
من از اهل سنت هستم ، بايد بدانيد كه ما اهل سنت اصلاً معاويه را خليفه نميدانيم ، آيا مگر ميشود كسي را كه حسين عليه السلام فرزند پيامبر را بشهادت رسانده است خليفه دانست ؟ من از شما شيعيان خواهش ميكنم كه اهل سنت را از وهابيون جدا بدانند .
پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
حساب اهل سنت كه برادران ديني ما هستند از وهابيت جداست ولي اهل سنت توجه نميكنند و گاهي تحت تأثير فضاي مسموم وهابيت قرار ميگيرند ، بزرگان اهل سنت وحتي علماء الازهر ساخت و پخش اين سريال معاويه را تحريم كردند و اهل سنت معاويه را خطاكار ميدانند و بدعتهاي معاويه را قبول ندارند كه يكمورد از اين بدعتها جايز كردن بيع ربوي است كه هم شيعه و سني بيع ربوي را حرام ميداند ولي معاويه در برابر اين سنت رسمي كه همه مسلمانان آن را حرام ميدانند بيع ربوي را جايز ميدانست و حتي در بحثي كه عبادهء ابن صامت با معاويه داشت چون عبادهء به شام آمده بود و در بازار شام ديد كه مردم بيع ربوي انجام ميدهند روايت رسول خدا را نقل كرد كه پيامبر اكرم فرمودند كه فروش طلا به طلا و گندم به گندم و جو به جو اگر مساوي نباشد درست نيست و بيع ربوي است مگر اينكه آنچه ميدهد و آنچه ميگيرد هموزن باشد و وقتيكه معاويه خبردار شد عبادهء را خواست و به او پرخاش كرد و عبادهء گفت كه من از پيامبر شنيدم ، معاويه گفت كه من هم صحابه پيامبر هستم ولي چنين چيزي را از رسول خدا نشنيدم پس وقتيكه من نشنيدم تو هم نبايد ديگر اين حديث را نقل كني .
كسيكه در دو سال آخر عمر پيامبر اكرم در فتح مكه مسلمان شده است خودش را ملاك انتخاب سنت پيامبر اكرم ميداند كه چه چيزي بايد بعنوان حكم رسول خدا براي مردم بيان شود و چه چيزي نبايد بيان شود !!! در حاليكه پيامبر اكرم در طول 23 سال احكام اسلام را بيان كرده است و نه در دو سال آخر .
سؤال يكي از بينندگان :
در شبكه كلمه گفتند كه ابن تيميه آيه « يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكاري » ( سوره نساء آيه 43 ) را درباره حضرت علي عليه السلام ميداند ، در اين مورد توضيح بدهيد ؟
پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
در كتاب منهاج السنهء ابن تيمه از اينگونه دروغها و افتراها فراوان است ، دروغهايي را به شيعه نسبت ميدهد كه واقعاً جاي خنده و تعجب فراوان دارد در دوران معاويه آنچه كه درباره اميرالمؤمنين بود را كتمان ميكردند و آنچه كه درباره دشمنان اميرالمؤمنين بود را به حضرت نسبت ميدادند و اين از بدعتها و خيانتهاي معاويه است .
درحاليكه در كتاب علي في القرآن 780 آيه درباره اميرالمؤمنين و اهلبيت عليه السلام جمع آوري شده است .
سؤال يكي از بينندگان :
شما كه درباره حضرت عايشه و بقيه صحابه هر چه كه دلتان ميخواهد ميگوئيد ، شما ميگوئيد كه سريالي ساخته شده است و معلوم است كه حقائق را بر ملا ميكند و شما هم ميخواهيد كه مردم را از ديدن اين سريال منصرف كنيد .
پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
اهل سنت معاويه را چهره سياهي ميدانند كه سالهاي سال با پدرش با پيامبر اكرم جنگيده است ، دفاع كردن از چنين فردي صحيح نيست چون ما روايات مربوط به او را از كتب اهل سنت نقل كرديم و از حاكم كه امام المحدثين نقل كرديم كه ميگويد من روايتي درباره فضيلت معاويه سراغ ندارم ، مگر او فضيلتي داشته است !!! وقتيكه امام المحدثين خود را قبول نداريد پس چه كسي را ميخواهيد قبول كنيد ؟!!!
رواياتي كه از رسول خدا درباره كوبيدن شخصيت معاويه است فراوان است و معاويه بدتر از آن است كه بتوانيد از او دفاع كنيد .
سؤال يكي از بينندگان :
كسانيكه با پيامبر اكرم با صداي بلند صبحت كردند كه در سوره حجرات آمده چه كساني هستند ؟
پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
كساني بودند كه از پشت ديوار داد ميزنند و اصلاً به حضرت احترام نميگذاشتند و ايشان را با نام كوچك صدا ميكردند و قرآن آنها را مورد سرزنش قرار داد كه چرا صدا كردن پيامبر اكرم را با صدا كردن افراد عادي يكي ميكنيد ، پيامبر احترام دارد بايد به شخصيت ايشان احترام بگذاريد .
سؤال يكي از بينندگان :
سوره كوثر درباره چه كسي نازل شده است ؟
پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
سوره كوثر درباره حضرت زهرا سلام الله عليها نازل شده است كه نياز به بحث طولاني دارد .
سؤال يكي از بينندگان :
آيا از قبيله و فاميل معاويه هنوز وجود دارد ؟ همانطور كه از هاشميون نسلهايي وجود دارد از بني اميه هم كسي باقي مانده است ؟
پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
خيلي مهم نيست كه اين وهابيون كه از آنها دفاع ميكنند از فاميل و قبيله آنها باشند يا نباشند چرا كه پيرو معاويه و ابوسفيان هستند و به آنها عشق ميورزند ، ميخواهند فاميل نسبي باشند يا نباشد ، التبه به اذعان بسياري برخي از افرادي كه از قبيله معاويه هستند الآن در شامات زندگي ميكنند و سفياني كه يكي از افراد شروري است كه قبل از ظهور حضرت مهدي عليه السلام در اين منطقه برميخيزد از نسل ابوسفيان است .
سؤال يكي از بينندگان :
من چند سال در حوزه علميه اهل سنت درس خواندم و آياتي را درباره فضائل اهل سنت ياد گرفتم ولي در شبكه كلمه ميگفتند كه درباره حضرت علي عليه السلام هيچ آيه اي نازل نشده است و يا اينكه ميگفتند كه حضرت علي چيزي نميدانسته است ؟ و ميگفت كه فلاني حضرت علي عليه السلام را مشورت ميكرده است ، كسيكه از كودكي با پيامبر اكرم بوده است چگونه ميشود كه مورد مشورت قرار بگيرد ؟ در اين باره توضيح بدهيد ؟
پاسخ آقاي رفعتي نائيني :
اين عزيز تحصيل كرده هستند و در كتب اهل سنت آيات زيادي درباره فضائل اميرالمؤمنين عليه السلام ديدند كه بالاتر از 700 آيه درباره اميرالمؤمنين و اهلبيت در قرآن وجود دارد و اينكه در شبكه كلمه بيان كنند كه فلاني به حضرت علي نصيحت ميكرد از مظلوميت اميرالمؤمنين است كه اين تعبيرها را دارند ، اميرالمؤمنيني كه فرمودند « سَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي » كه در شأن ايشان « فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ » ( سوره نحل آيه 43 ) نازل شده كه مصداق بارزش اميرالمؤمنين است كه هر چه نميدانيد از علي ابن ابيطالب سؤال كنيد كه در كتب اهل سنت هم اين نقل شده است .
تعجبي ندارد كه كسانيكه خود را از پيروان معاويه ميدانند همان سياست معاويه را در پيش بگيرند كه حقائق را وارانه كنند و برعكس حقائق را جلوه بدهند .
چهره معاويه سياهتر از آن است كه بتوان آن را با آب دريا شستشو داد .
آقاي رجائي فر
خوب است كه در كنار گفتار اين بزرگواران عقل خود را هم قاضي قرار بدهيد و به منابعي كه ايشان ميدهند رجوع كنيد و خوب است كه كتابهاي الغدير را ببينيم كه از روايات اهل سنت در آن استفاده شده است و المراجعات را ببينيد كه بيان حكيمانه و بسيار مؤدبانه سيد شرف الدين است كه مكاتباتي كه با اساتيد الازهر داشته است و بعد آنها ميگويند كه عمل به فقه جعفري مجزي است و خوب است كه كتب علامه عسگري را مطالعه كنيد و كتب عبقات الانوار و شبهاي پيشاور را مطالعه كنيد كه مستدل و آگاهانه است كه بر مبناي احاديث اهل سنت نوشته شده است كه فقط و فقط براي روشني راه نوشته شده است .