کد مطلب:3296 پنج شنبه 8 دي 1390 آمار بازدید:396

جواب از شبهه: چرا يك روايت از حضرت زهرا س در كتب اربعه نيست
شبكه ولايت - حبل المتين

02:29:41

دانلود   17.13 مگابایت
بسم الله الرحمن الرحيم برنامه حبل المتين تاريخ : 1390/10/08 آيت الله دكتر حسيني قزويني مجري: سلام عرض مي كنم خدمت بينندگان عزيز انشاءالله اميدواريم كه برنامه مورد استفاده شما قرار بگيرد. سلام و عرض ادب دارم خدمت استاد عزيزم حضرت آية الله دكتر حسيني قزويني.
استاد حسيني قزويني: سلام عليكم و رحمة الله و بركاته. شهادت جانسوز نازدانه امام حسين سلام الله عليه دختر 3 ساله، رقيه خاتون را در گوشه خرابه شام به پيشگاه مقدس حضرت بقية الله الاعظم ارواحنا فداه و همه علاقه مندان به اهل بيت عصمت و طهارت تسليت عرض مي كنم.
مجري: حاج آقا اخيرا اين آقايان نواصب وهابي حرمتها را كنار گذاشته اند و بي ادبيها را نسبت به ساحت مقدس اهل بيت پيامبر گرامي اسلام از جمله حضرت زهرا سلام الله عليها به اوج رسانده اند. اخيرا مطرح كرده اند كه چرا در كتب اربعه حتي يك حديث از حضرت زهرا نيست؟ و القا مي كنند كه آيا اين نشانگر عداوت شيعيان نسبت به حضرت زهرا نيست؟ نعوذ بالله، خواستم لطف كنيد براي بينندگان عزيزمان مطالب را روشن بفرماييد.
استاد حسيني قزويني: آقايان وهابي يعني همان نواصب عصر ادامه دهندگان راه آل زياد و آل مروان و بني اميه شجره ملعونه در قرآن بعد از آنكه ما كليپهايي پخش كرديم در رابطه با اهانتهايي كه در صحيحترين كتابهاي اينها به همسران پيغمبر بويژه عايشه شده است و گفتيم كه جاعلين اين روايات بني اميه بودند كه مي خواستند انتقام پيغمبر را از همسران او بگيرند و چه بسا هدف عايشه نبود، بلكه هدف شخص نبي مكرم بود، از وجدانهاي آگاه و بيدار خواستيم نسبت به اين روايات زننده نسبت به نواميس نبي گرامي كه مستقيم يا غير مستقيم اهانت به شخص نبي گرامي صلي الله عليه و آله و سلم است موضع گيري كنند و مردانه وارد ميدان شوند نسبت به اين كتابها و اين روايات اعلام بيزاري و برائت كنند، در اين شبكه هاي نواصب جوابي براي اين سوال ما نبود و پاسخي به اين نداي ما نداشتند. به همين خاطر اينها به صورت ناجوانمردانه خواستند آن نيت پليد باطني و خباثت خودشان را نسبت به صديقه طاهره سلام الله عليها اعلام كنند و نشان دهند، ما از يك جهت ناراحت هستيم كه اينها نسبت به صديقه طاهره حرمتها را كناري گذاشته اند و ثابت كردند كه براي اينها نه نبي مكرم و نه امير المومنين و نه دختر پيغمبر،
سيدة نساء اهل الجنة يا عالمين
مطرح نيست، فقط اينها عمدتا دنبال اين هستند كه دم از صحابه مي زنند از ميان 120 هزار صحابه 2 يا 3 نفر بيشتر برايشان مطرح نيست، شما نسبت به عمر، معاويه حرفي نزنيد ولي نسبت به ديگر صحابه هر چقدر اهانت كنيد آقايان هيچ عكس العملي نشان نمي دهند. نسبت به همسران نبي گرامي به خديجه كبري، ام سلمه، ام حبيبه، حتي حفصه دختر عمر هر چه شما اهانت كنيد اين آقايان به هيچ وجهي عكس العمل نشان نمي دهند ولي اگر كسي بيايد بگويد بالاي چشم عايشه ابرو است اينها عكس العمل نشان مي دهند ، عكس العمل وقيحانه بويژه نسبت به پاكترين انسانهاي خلقت بشريت دارند ولي اينها كور خوانده اند، اگر اينها نمي دانسته اند بدانند زهراي مرضيه همه چيز ما است، دين ما، دنياي ما، آخرت ما، بهشت ما، ناموس ما، همه چيز ما صديقه طاهره سلام الله عليها است.
براي يك نفس حضرت زهرا حاضريم از تمام هستي خودمان مال، جان، ناموس، فرزندان، خويشاوندانمان بگذريم، اينها آمده اند اين چنين وقيحانه نسبت به خط قرمزها و قداستها جسارت مي كنند. آن هم قداستي مثل حضرت زهرا سلام الله عليها كه روز شهادت ايشان بزرگان ما مراجع ما با پاي پياده و برهنه از منزلشان تا حرم حضرت معصومه عزاداري مي كنند . يعني صديقه طاهره براي ما بعد از نبي گرامي از همه چيز بالاتر و مقدستر است، حالا به قول معروف زدي ضربتي، ضربتي نوش كن.
امشب اميدوارم كه انشاءالله اين كارشناسان ناصبي گوش شنوا داشته باشند و پنبه از گوششان بردارند و چشمانشان را كه ما معتقد هستيم.
ختم الله علي قلوبهم و علي سمعهم و علي أبصارهم غشاوه.
سوره بقره، آيه7
ولي حداقل براي دقائقي پنبه هاي ضخيم نفاق را از جلوي چشمانشان بردارند و امشب به برنامه و پيامهاي امشب ما كه به حول و قوه الهي با استعانت از ساحت مقدس بقية الله الاعظم ارواحنا فداه و كمك از صديقه طاهره سلام الله عليها بيان مي كينم خوب گوش كنند.
اينها كليپي پخش كردند كه شما چرا در تمام كتب اربعه يك روايت از حضرت زهرا سلام الله عليها نداريد؟ من در پاسخ چند نكته اي را به عنوان مقدمه عرض مي كنم كه خود شما كه سنگ حضرت زهرا را به سينه مي زنيد، در كتابهايتان چند روايت از ايشان داريد؟
صحيح بخاري كه به قول شما بعد از قرآن صحيحترين كتابها است فقط يك روايت از حضرت زهرا داريد! در تمام صحاح و در تمام سنن و مسانيدتان، كل رواياتتان از حضرت زهرا 18روايت است! با اينكه عايشه شايد يك صدم حضرت زهرا با نبي مكرم نبوده، پيغمبر 9 همسر داشت هر شب در خانه يكي از همسرانش بوده، ما حساب كرديم اگر هيچ مسافرتي نبي مكرم نمي داشت در جنگها هم حضور نمي داشت مجموعا يك سال در كنار عايشه مي بود! ولي شما در صحيح بخاري از حضرت زهرا يك روايت ولي از عايشه 242 روايت داريد! در تمام كتابهايتان از حضرت زهرا 18 روايت ولي از عايشه 2210 روايت داريد! اينها پاسخ ندارد؟! يا جزء پرسشهاي بي پاسخ است و اين را هم باز با اهانت و جسارت ديگري به ساحت مقدس صديقه طاهره مي خواهيد پاسخ دهيد! با آن خباثت و لعني كه در تمام وجودتان آمده و آلودگيهايتان را مي خواهيد با جسارت به زهراي مرضيه نشان دهيد و باطنتان را معرفي كنيد.
سوال ديگر، شما كه مي گوييد ابوبكر اولين مسلمان بوده، يعني 23 سال به قول شما با پيغمبر اكرم بوده، تمام رواياتي كه از ابوبكر داريد از 642 تجاوز نمي كند ، چطور شد عايشه دختر ابي بكر از پدرشان با عرضه تر بودند؟! نسبت به روايات حساستر بودند؟! عثماني كه جزء كساني است كه در ابتداي امر به پيغمبر اسلام آورد و در هجرت به حبشه و هجرت به مدينه هم بود، چرا تمام روايات عثمان از مرز 142 تجاوز نمي كند؟! كتاب اسماء الرواة آقاي ابن حزم اندلسي را ببينيد.
نكته ديگر اينكه ابوهريره اي كه يك سال و نيم بيشتر پيغمبر را درك نكرد در صحيح بخاري از او 446 روايت نقل شده است ولي از زهراي مرضيه تنها يك روايت و از علي بن ابي طالب 29 روايت! در سنن و مسانيدتان از ابي هريره 5374 روايت ولي از علي بن ابي طالب 539 روايت! آن هم فقط 50 تا صحيح است.
امن الإنصاف يابن الطلقا؟
نكته سوم اينكه صديقه طاهره يك بخشي از زندگي مباركشان در عصر پيغمبر سپري شده است و مردم در آن زمان عمده سوالاتشان را از نبي گرامي مي پرسيدند و جائي نبود كه بخواهند از صديقه طاهره سخني را يا حديثي را يا مسئله شرعي را بپرسند. و بعد از رحلت جانسوز نبي مكرم، امير المومنين ، حسن و حسين در صحنه هستند، مردم سوال فقهي و غير فقهي دارند عمدتا از امير المومنين سلام الله عليه مي پرسند و اينطور هم نبود در خانه علي براي مردان نامحرم باز باشد بيايند مسائل جنسي بپرسند و در خانه او نستجير بالله محتلم شده بيرون بروند و اضافه صديقه طاهره بعد از نبي مكرم چقدر در قيد حيات بودند؟ جز 6 ماه؟ در اين 6 ماه هم كه حمله ناجوانمردانه اي كه به بيت او كردند و پهلوي او را شكستند، بازوي او را متورم كردند، و او را در بستر بيماري انداختند و آنچنان جو خفقاني درست كردند كه كسي را جرأت آمدن به خانه صديقه طاهره نبود، حتي شما ببينيد زنهاي مهاجرين و انصار هم جز يك يا دو مرتبه بيشتر به عيادت زهرا سلام الله عليها نيامدند آن جو خفقان و ديكتاتوري را در جامعه ايجاد كردند اين عبارتي است كه بزرگان شما آورده اند ما كه نياورده ايم.
اين آقاي ذهبي از استوانه هاي علمي شما است در تاريخ اسلام ج 3 ص118 مي گويد ابوبكر در آخرين لحظات عمرش تأسف مي خورد كه چرا خانه حضرت زهرا را مورد هتك حرمت قرار داد و از اين كارش پشيمان بود. آقاي ضياءالدين مقدسي در الاحاديث المختاره ج 10 ص 90 مي گويد اين روايت صحيح است، سيوطي در مسند فاطمه ص 34 مي گويد روايت صحيح است، ابن ابي شيبه در روايت صحيح در مصنفش ج 8 ص 572 از قول عمر بن الخطاب نقل مي كند كه قسم ياد كرد كه خانه زهرا را با آتش خواهد سوزاند، بلاذري با سند صحيح نقل مي كند كه وقتي خليفه دوم با تعدادي چماق به دست و وسائل آتشزا در دست، در خانه زهراي مرضيه اجتماع كردند.
فقالت فاطمه يابن الخطاب أتراك محرقا عليّ بابي. قال: نعم.
انساب الاشراف بلاذري ج 1 ص 586
دارم مي بينم آمده اي خانه مرا به آتش بكشي. عمر گفت: بله!
آيا اين روايت را چطور مي خواهيد توجيه كنيد؟ اينكه ديگر در كتابهاي كافي و تهذيب و من لا يحضر نيست. روايت هم صددرصد صحيح است، بنده در مناظره اي كه در شبكه المستقله داشتم يكي يكي بررسي سندي كردم، و كوچكترين اعتراضي از سه وهابي كه در برابر من بودند شنيده نشد. همين آقاي طبري شما نقل مي كند كه خليفه دوم گفت:
و الله لأحرقنّ عليكم أو لتخرجن الي البيعه.
تاريخ طبري ج 2 ص 443،
قسم به خدا خانه شما را به آتش مي كشم مگر اينكه براي بيعت حاضر شويد.
روايت سندا هم صحيح است. حالا الان فرصت بررسي نيست. آيا با اين جو خفقاني كه درست كرده بودند و صديقه طاهره و امير المومنين سلام الله عليه را به زاويه رانده بودند آيا در جامعه كسي جرأت داشت به محضر صديقه طاهره بيايد و از او حديثي سوال كند يا حديثي از او نقل كند؟! شما بايد پاسخ دهيد. مگر صديقه طاهره و علي بن ابي طالب چه گناهي مرتكب شده بودند كه بايد خليفه به خدا سوگند ياد كند كه خانه آنها را به آتش خواهد سوزاند؟ پيغمبر اكرم اينچنين كرد؟! خود علي در دوران خلافت اينچنين كرد؟ آيه اي از قرآن داريم كه اگر كسي بيعت نكرد بايد خانه اش سوزانده شود؟ روايتي داريم اگر كسي از بيعت ممانعت كرد بايد خانه اش سوزانده شود؟ مگر عبدالله عمر شما از بيعت با علي ممانعت نكرد؟ آيا علي دستور آتش زدن خانه او را داد؟ همين معاويه كه از ديدگاه حضرت علي سلسله جنبان فتنه بود 18 ماه در جنگ صفين با حضرت علي جنگيد و 110 هزار انسان بي گناه را به كشتن داد. آيا علي دستور آتش زدن خانه معاويه را صادر كرد؟
عايشه و طلحه و زبير در برابر علي ايستادند، آيا علي بن ابي طالب دستور آتش زدن داد؟ به ما جواب بدهيد.
اضافه بر اين صديقه طاهره سلام الله عليها مبارزات منفي كه داشت بنا نداشت كسي را به خانه اش راه بدهد و حتي عايشه دختر ابوبكر مي خواهد به عيادتش برود يا بعد از شهادت او برود به خانه او براي تسليت به علي و فرزندان علي، همين اسماء بنت عميس همسر ابوبكر از ورود عايشه به خانه حضرت زهرا جلوگيري مي كند . عايشه به پدرش از همسر او اسماء بنت عميس شكايت مي كند . ابوبكر شخصا به در خانه حضرت علي مي آيد و از همسرش اسماء گلايه مي كند كه چرا به دختر من اجازه نداده اي وارد خانه زهرا شود؟ در پاسخ گفت:
أمرتني أن لا يدخل عليها أحد.
الاستيعاب ج 4 ص 1897 ؛ اسد الغابه ج 5 ص 524 ؛ السنن الكبري ج 4 ص 34 ؛ كنز العمال ج 13 ص 687
اين دستور فاطمه زهرا است كه كسي نبايد وارد اين خانه شود.
وقتي كه ابوبكر ديد اين دستور فاطمه زهراست اسماء بنت عميس جز اطاعت از دستور زهرا كار ديگري نكرده است، برگشت به همسرش اسماء بنت عميس گفت:
فاصنعي ما أمرتك ثم إنصرف ...
از دستور فاطمه زهرا اطاعت كن. بعد ابوبكر برگشت.
حتي كار به جايي رسيد كه ابوبكر و عمر براي عيادت آمده بودند، زهراي مرضيه از ورود آنها به خانه جلوگيري كرد، آيا اينها پيام ندارد؟ اينها پاسخ ندارد؟ يا نه جزء هزاران پرسش بي پاسخ است؟! بعد آمدند پيش امير المومنين او وساطت كرد، زهراي مرضيه گفت علي جان خانه، خانه توست و من هم كنيز تو و دستور، دستور توست. وقتي دو نفر وارد خانه زهراي مرضيه شدند زهراي مرضيه سكوت را شكست و به اين دو نفر گفت آيا از پيغمبر اكرم شنيديد كه فرمود رضايت فاطمه رضايت من و غضب فاطمه غضب من است؟ اگر شنيديد شما را به خدا لب به سخن باز كنيد. گفتند:
نعم سمعنا من رسول الله
وقتي سخن به اينجا رسيد فاطمه زهرا فرمود:
فإني أشهد الله وملائكته أنكما أسخطتماني وما أرضيتماني ، ولئن لقيت النبي لأشكونّكما إليه.
خدا و ملائكه را گواه مي گيرم كه شما دو نفر ابوبكر و عمر من را به غضب آورده ايد و رضايت من براي شما مطرح نبود اگر با نبي مكرم ديدار كنم از شما به او شكايت مي كنم .
وقتي اين سخن زهراي مرضيه را شنيدند ابوبكر شروع كرد گريه كردن، بطوريكه
كادت نفسه أن تزهق
نزديك بود جان از بدنش درآيد.
زهراي مرضيه فرمود:
والله لأدعونّ الله عليك في كل صلاة أصليها.
آقاي ابوبكر! به خدا سوگند بعد از هر نماز بر تو نفرين خواهم كرد.
اينكه ديگر كتاب بحارالانوار يا تهذيب يا كافي نيست، اين كتاب الإمامه و السياسه ابن قتيبه دينوري از ص 31 است. ما ادله متعددي آورده ايم. اين آقايان وقتي به اينجا مي رسند مي گويند اصلا الاغ ما از كرگي دم نداشت! اصلا ابن قتيبه چنين كتابي نداشته! ما ادله اين را مفصل مطرح كرديم.
اما اينكه شيعه روايتي از حضرت زهرا ندارد. ما در جلسات گذشته 25 جلد در رابطه با حضرت زهرا سلام الله عليها كه به عنوان
الموسوعة الكبري عن فاطمة الزهراء
در اينجا نشان داديم و اين 25 جلد كتاب موسوعه است، 25 جلد! نه يك جلد، نه دو جلد ، نه سه جلد! اگر واقعا راست مي گوييد و ريگي در كفش شما نيست اگر نفاق سراسر وجود شما را نگرفته است نصب و عداوت حضرت زهرا سراسر وجود شما نيست بياييد اين كتاب را بخوانيد. ببينيد روايات است يا نه؟ مي گويند بله از روايات جعلي درست كرده اند ، اين هم منطق شما است، اين همان منطق عمرو عاصي و معاويه و يزيدي است. چيز ديگري ما نمي توانيم بگوييم. يا صحيفه فاطمه زهرا دعاهاي حضرت زهرا سلام الله عليها، نزديك به 70 دعا از حضرت زهرا سلام الله عليها نقل شده است، شما يك نمونه از اين دعاها را از ابوبكر و عمر و عثمان و عايشه و ديگر صحابه مورد نظرتان براي ما بياوريد و 40 حديث در اين كتاب صحيفه حضرت زهرا آمده است. همچنين مسند فاطمه زهرا كه توسط برادرمان جناب آقاي شيخ الاسلامي جمع آوري شده -خدا روحشان را شاد كند- و صدها روايت از صديقه طاهره در اينجا مطرح كرده است.
بيش از 500 عنوان كتاب ديگر هم درباره حضرت زهرا سلام الله عليها است.
اين آقايان مي گويند در كتب اربعه رواياتي از حضرت زهرا نيست! اگر چشمان شما را پرده نفاق بسته است گناه ما چيست؟ قلب شما همانند چشمانتان كور شده است گناه ما چيست؟ من از دوستان تقاضا دارم مانيتور من را به آنتن بدهند، حديث لوح، وقتي يكي از عزيزان ما اين روايت را مي خواند مي گويند حديث لوح كه مال جابر است! و الله ما با يك سري آدمهاي زبان نفهم، جاهل، ناصبي چه كار كنيم؟! مراجعه كرده ايد؟! روايت را ديده ايد؟! كه آيا از جابر است يا حضرت زهرا؟ امام صادق مي گويد :
قال أبي لجابر بن عبدالله الأنصاري أخبرني عن اللوح الذي رأيته في يد أمي فاطمة عليها السلام بنت رسول الله صلي الله عليه وسلم وما أخبرتك به أمي أنه في ذلك اللوح مكتوب ؟
الكافي، ج1، ص527
پدرم امام باقر به جابر بن عبدالله انصاري گفت: به من خبر بده از اين لوح، از اين دفتر، از اين كتابي كه در دست مادرم فاطمه زهرا ديدي. آنچه را كه در اين لوح ديدي و نوشتي به من خبر بده.
جابر مي گويد خدا را شاهد مي گيرم در زمان حيات پيغمبر، روزي بر مادرت فاطمه زهرا وارد شدم.
- جالب اينجاست كه وقتي ما قضيه
نزلت علي عائشة.
را مطرح كرديم اين آقايان شروع كردند جسارت كردن و اهانت كردن، كه اگر
نزل علي عائشة
است،
دخل علي فاطمة
هم هست! هر اشكالي كه نسبت به حديث عايشه است به حضرت زهرا هم است. اينها خيلي بي حيا هستند ولي بايد بگوييم
الحمدلله الذي جعل أعدائنا من الجهلاء و الحمقاء.
اين آقايان فرق بين «نزل» با «دخل» را تشخيص نمي دهند! شما حداقل مفردات راغب را ببينيد
نزل في مكان كذا حط رحله فيه. فلاني نزل.
المفردات في غريب القرآن، ص488
فلاني منزل كرد يعني در آنجا رحل اقامت انداخت. اگر بنا باشد شما دخل را ملاك قرار دهيد، پس
فانطلق عمر حتي دخل علي أبي بكر.
مسند احمد ج 1 ص 6
آنجا چه معنا مي كنيد؟! آنجا هم به همين معنا است؟! آن وقت آبرو و حيثيتتان چه مي شود؟! مسور بن مخرمه مي گويد :
دخل علي عمر بن الخطاب
موطأ مالك ج 1 ص 39
ابوموسي دخل علي عمر.
المغني ج 10 ص 617
ابوعبدالله مولي شداد بن فلان دخل علي عائشة.
صحيح مسلم ج 1 ص 147
ابوسلمه دخل علي عائشة. يحيي بن عبد الله دخل علي عائشة.
سنن ابن ماجه ج 1 ص 33
و همچنين
اسود بن يزيد دخل علي عائشة.
سنن ابي داود ج 3 ص 306
اگر اين باشد خانه از پاي بست ويران است! ديگر كاري نكنيد كه بيش از اين رسوايي تان رقم بخورد، افتضاحتان بيشتر بشود، يك مقداري فكر كنيد، اين آقا كه مي گويد ما فرصت نداريم زياد، ما تحقيق ها مي كينم و بررسي ها داريم، آيا نتيجه بررسيهايتان همين است كه كلمه «نزل» را با «دخل» اشتباه مي گيريد؟! من خواستم اينجا داخل پرانتز يك شبهه ديگري را جواب بدهم. دوستان مانيتور من را بدهند به آنتن، در اينجا جابر مي گويد من روزي بر فاطمه زهرا داخل شدم و به ولادت امام حسين تبريك گفتم، ديدم در دست مباركشان يك لوحي سبز است و مفصل نقل مي كند . عرض كردم كه اين لوح چيست؟ حضرت فرمود اين لوحي است كه
أهداه الله إلي رسوله.
اين ديگر روايت است ، روايت كه شاخ و دم ندارد! اين لوحي است كه خداي عالم بر پيغمبر اهدا كرده است و در آن اسم پدرم، اسم شوهرم، اسم فرزندانم و اسم اوصياي فرزندانم هست، تا اينكه جابر نقل مي كند در اين لوح نام ائمه علي، حسن، حسين، امام سجاد، تا حضرت ولي عصر ارواحناه فداه هست. گفتند يك روايت! اين هم يك روايت! همين حديث لوح در كتاب «من لا يحضره فقيه» در ج 4 ص 180، هست. شما مي گوييد در كتب اربعه نيست همين حديث لوح از جابربن عبدالله انصاري مي گويد من داخل شدم در دست حضرت زهرا لوحي بود كه با تفصيلي كه كليني دارد و اسماء اوصيا بود و شمردم 12 نفر بودند، مانند همان حديث اثنا عشري كه در كتب اهل سنت است.
مورد بعدي، حديث سلام در كتاب تهذيب يكي ديگر از كتاب كتب اربعه است كه يزيدبن عبدالملك از پدرش از جدش مي گويد محضر حضرت زهرا داخل شدم حضرت آغاز كرد به سلام و فرمود كه چگونه بر شما مي گذرد تا آنجا كه
أخبرني أبي
آيا اين عبارت به عنوان روايت هست يا نه؟ كه پيغمبر فرمودند هر كس سه روز بر من سلام بفرستد خداي عالم بهشت را بر او واجب مي كند . اين روايت هم در كتاب تهذيب الاحكام ج 6 ص 9 است.
مورد بعدي، حديثي كه حضرت زهرا بعد از رحلت نبي مكرم مي آيد مسجد
جائت فاطمة إلي سارية في المسجد و هي تقول و تخاطب النبي قد كان بعدك أنباء وهنبثة * لو كنت شاهدها لم يكثر الخطب إنا فقدناك فقد الأرض وابلها * واختل قوم فاشهدهم ولا تغب
كافي ج 8 ص 376
در گوشه اي از مسجد خطاب به نبي مكرم عرض كرد يا رسول الله بعد از رحلت تو خبرهاي ناگواري است كه اگر خبرها را شاهد بودي معلوم بود كه چقدر بر ما درد آور است. ما روزي كه تو را از دست داديم مثل اينكه گويا كره زمين آب باران را از دست داده است.
امت تو عقلشان را از دست دادند. تابع هوا و هوس شدند، آگاه باش و از نظرت پنهان نباشد.
آيا اين روايت هست يا نه؟
مورد بعدي حديث ضيف در كتاب كافي ج 2 ص 667، كه زراره از امام صادق نقل مي كند:
جاءت فاطمة تشكو إلي رسول الله ( صلي الله عليه وآله ) بعض أمرها فأعطاها رسول الله ( صلي الله عليه وآله ) كريسة وقال : تعلمي ما فيها ، فإذا فيها : من كان يؤمن بالله واليوم الآخر فلا يؤذي جاره
اين روايتي است زهرايي كه از پدر بزرگوارشان دارند. اين هم حديث است، كه پيغمبر اكرم يك ورقه اي به من دادند در آن ورقه نوشته بود هر كس به خدا و قيامت ايمان داشته باشد همسايه اش را نمي آزارد.
حديث وصيت پيغمبر. آيا اين وصيت پيغمبر هم جزء احاديث حضرت زهرا نيست؟! اين حديث در من لا يحضر ج 4 ص 244 و در تهذيب ج 9 ص 144، مطرح شده است.
حضرت فاطمه و قضيه عمربن الخطاب، يعني شما مي خواهيد حديث حضرت زهرا را انكار كنيد مردم اينها را نبينند؟! و عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد.
إن فاطمة عليها السلام - لما أن كان من أمرهم ما كان - أخذت بتلابيب عمر فجذبته إليها ثم قالت : أما والله يا ابن الخطاب لولا أني أكره أن يصيب البلاء من لا ذنب له لعلمت أني سأقسم علي الله ثم أجده سريع الإجابة .
كافي ج 1 ص 460 ح 5
وقتي كه زهراي مرضيه آن جفا را از خليفه دوم ديد با دست مباركش از كمربند عمر گرفت و به طرف خود كشيد و گفت: اگر نه اين بود كه من واهمه دارم نفرين كنم بلا همه را فرا بگيرد آن وقت مي دانستي كه اگر من در حق شما نفرين كنم چه زود خداي عالم نفرينم را در حق شما به اجابت برساند.
همين كافي است. همين يك روايت كافي است. آيا مي خواستيد همينها را بگوييم؟! قضيه روايت حضرت زهرا برخورد تند حضرت زهرا با ابوبكر ، كه
لما أخرج بعلي خرجت فاطمة واضعة قميص رسول الله علي رأسها. فقالت مالي و مالك يا ابابكر ؟! تريد أن تؤتم ابني؟!
كافي، ج8، ص238
وقتي علي بن ابيطالب را كشان كشان به مسجد بردند صديقه طاهره پيراهن پيغمبر را گرفته بود بر سرش و دست حسن و حسين را گرفته بود. فرمود: چه مي خواهي از جان ما ابوبكر؟! آيا مي خواهي با به شهادت رساندن علي بچه هايم را يتيم كني؟
آيا مي خواهي مرا بيوه كني؟ و الله ابابكر اگر كارد به استخوان برسد مويم را مي گيرم خدا را به گيسوانم سوگند مي دهم آن وقت خواهيد ديد كه چگونه عذاب خداي عالم بر شما نازل مي شود و همه شما را نابود خواهد كرد. آيا اين روايتها از حضرت زهرا نيست؟! اگر در خانه كس است يك حرف بس است.
و ما به اين آقايان توصيه مي كينم كتاب مسند فاطمه يا كتاب
موسوعة الكبري عن فاطمة الزهراء
از انتشارات دليل ما را تهيه كنند
اينها بدانند كه اگر در حريم صديقه طاهره آمدند، حريم هايشان مورد حمله قرار خواهد گرفت و ديگر آبرو و حيثيتي در آنجا براي آنها نخواهيم گذاشت. البته من از عزيزان اهل سنت پوزش مي طلبم و ما ناگزير هستيم وقتي به مقدسات ما اينچنين وقيحانه حمله مي كنند ما هم ناگزير هستيم اينچنين جواب بدهيم. نه فحش مي دهيم و نه لعن مي كينم ولي جواب را مي دهيم و نسبت به بعضي از مسائل خيلي شجاعانه وارد مي شويم. ما براي پاسخ به جسارت عليه حضرت زهرا خط قرمزي نمي شناسيم.
تماس بينندگان مجري: خيلي ممنون حاج آقا، هم اكنون در خدمت بينندگان عزيزمان هستيم.
جناب آقاي غلامرضايي از هشتگرد، از برادران اهل سنت، سلام عرض مي كنم.
بيننده: من هم سلام عرض مي كنم خدمت شما. من يك سوال دارم، مي خواستم بگويم اين آقاي قزويني چرا با اين آقاي ملازاده مناظره نمي كنند؟ ايشان خيلي مشتاق هستند. اگر مي گوييد كه فحاشي مي كند مي توانيد شرط بگذاريد كه هر كس فحش داد يا سياسي حرف زد مناظره را باخته است. حتي شما مي توانيد با آقاي خالقي كه در همين شبكه هستند برنامه دعوت كردن را دارند مناظره كنيد ايشان كه آدم مؤدبي هم هستند.
مجري: شما برنامه هاي ملازاده را مي بينيد ؟
بيننده: بله.
مجري: توهين هايش را هم مي شنويد؟
بيننده: من مي دانم توهين مي كند ولي شما شرط بگذاريد ديگر كه هر كس توهين كرد تمام است.
استاد حسيني قزويني: آقاي غلامرضايي من توضيح مي دهم خدمت شما، شما از گيرنده شنونده باشيد.
مجري: متشكريم. سركار خانم اسلامي از كرج، سلام عرض مي كنم .
بيننده: سلام عرض مي كنم خدمت حضرت آية الله قزويني و آقاي محسني.
سخن من با آقاي حيدري است كه هر از چند گاهي معركه گرداني مي كند و دم از مناظره مي زند ولي وقتي از طرف حضرت آية الله دكتر قزويني اعلام آمادگي مي شود با هزاران بهانه بني اسرائيلي از مناظره فرار مي كند! آري به خوبي مي دانند آغاز مناظره همان و رسوا شدن و مفتضح شدن اين آخوندهاي بي سواد وهابي و مفتيها و مجانيهاي اجير عربستان سعودي همان! آقاي حيدري! شما به جاي رجزخواني توخالي، مرد باش و به همان سوالات خانم صفايي كه در موضوع مناظره و در رابطه با ام كلثوم پرسيده اند پاسخ ده. كه تا كنون پاسخ نداده اي و مي دانيم كه نمي تواني. شما به دنبال شكست مفتضحانه و عقب نشيني در مناظره نسبت به سخنان شير مرد مدافع حريم ولايت حضرت آية الله قزويني در قضاوت با شما كلمه اي براي نقد نيافتي و براي جبران رسوايي خود نسبت به جامعه كبيره كه دنيايي از معارف توحيدي و ولايي مي باشد موضع گرفتي.
ولي بدان باز هم شكست ديگري براي خود رقم زدي و من در همين رابطه سخني با شما دارم و منتظر پاسخ مي باشم. گفتي اين زيارت جامعه كبيره يك دعاي شرك آلود است و نقطه مقابل قرآن كه حتي مشركان مكه هم چنين نمي گفتند. آقاي حيدري! شما يا قرآن بلد نيستيد و يا زيارت جامعه كبيره را مطالعه نكرده ايد . در فرازهاي زيارت جامعه كبيره آمده است:
السلام علي الدعاة إلي الله و الادلّاء علي مرضاة الله و المستقرين في امر الله و التامين في محبة الله و المخلصين في توحيد الله و المظهرين لأمر الله و نهيه و عباده المكرمين الذين لا يسبقونه بالقول و هم بأمره يعملون.
من لايحضره الفقيه، ج2، ص610- 617
سلام بر دعوت كنندگان به سوي خدا و رهنمايان بر خوشنودي خدا و ثابت قدمان در اجراي فرمان خدا و كامل در محبت خدا و مخلصان در توحيد خدا و آشكار كنندگان امر خدا و نهي او، و درود بر بندگان گرامي كه در گفتار از او پيشي نمي گيرند و به دستور حق عمل مي كنند.
أشهد أن لا إله الّا الله وحده لا شريك له كما شهد الله لنفسه و شهدت له ملائكته و اولوا العلم من خلقه لا اله إلا هو العزير الحكيم.
گواهي مي دهم كه معبودي جز خداي يگانه و بي شريك نيست كه من به حق به يگانگي خدا گواه داده و فرشتگان و دانشمندان عالم بر يگانگي او گواهي داده اند . معبودي جز خداي عزيز و حكيم نيست.
و در فرازهاي پاياني اين زيارت آمده است:
فثبتني الله ابدا ما حييت علي موالاتكم و محبتكم و دينكم و وفقني لطاعتكم و رزقني شفاعتكم و جعلني من خيار مواليكم التابعين لما دعوتم اليه و جعلني مِن مَن يقتصّ آثاركم و يسلك سبيلكم و يهتدي بهداكم.
خداوند مرا تا زمانيكه زنده ام به ولايت شما و دوستي شما و دين شما ثابت قدم بدارد و بر اطاعت شما موفق نمايد و شفاعت شما را نصيبم كند و مرا از بهترين دوستان شما كه پيرو عوامل شما باشد قرار دهد. و مرا از آنان قرار دهد كه پا به پاي شما نهاده و راه شما را بپيمايم و به رهنمود شما هدايت شوم.

آقاي حيدري آيا اين چنين عبارات كه بالاترين توحيد و اطاعت از اوامر حجت الهي است در سخنان كدام يك از صحابه مورد نظر شما ابوبكر و عمر و يا عايشه به چشم مي خورد؟ آقاي حيدري اما اينكه مخاطبين هم صنف خود را مستفيض كرديد و گفتيد كه جمله
و إياب الخلق اليكم و حسابهم عليكم.
و برگشت خلايق به سوي شما و حسابشان با شما است نقطه مقابله با قرآن است كه مي فرماييد:
إنّ الينا إيابهم ثم انّ علينا حسابهم.
سوره غاشيه آيه 25 و 26
برگشت مردم به سوي خدا و حساب آنان با خدا است. اگر نظر شما اين است كه خداوند تبارك و تعالي شخصا حساب و كتاب مردم را به عهده مي گيرد يعني به عقيده شما وهابيون همان خداوند - نستجير بالله - موفرفري سوار الاغ شده و براي حساب مردم به صحراي قيامت وارد مي شود و يا به تعبير صحيح بخاري و مسلم خداوندي كه پايش را در جهنم درون آتش قرار داده و با شفاعت ابن تيميه و يا محمد بن عبدالوهاب با پاي سوخته در محشر براي حساب مي آيد و دهها خرافات ديگر كه شما به نام توحيد به خورد مردم مي دهيد، آقاي حيدري بدان كه خداوند و پيامبر و اهل بيت عصمت و طهارت از اين خرافات به نام توحيد مبرّا هستند و حتي مشركان قريش هم از شنيدن اين چرنديات عرق خجالت از جبينشان سرازير مي شود!
آقاي حيدري اين خرافات بدتر از شرك به نام توحيد پيشكش شما و لايق مخاطبان سينه چاكتان! ما شيعيان توحيد خود را از متن قرآن بويژه سوره توحيد گرفته ايم كه مي فرمايد:
و لم يكن له كفوا احد.
سوره توحيد، آيه4
و توحيد ما برگرفته از سخنان اهل بيت عصمت و طهارت مي باشد كه علوم خود را از سرچشمه وحي الهي و سنن راستين نبي گرفته اند و نيازي به خرافات اسرائيلي شما نداريم. شما به استناد
و إن الشياطين ليوجون الي أوليائهم.
سوره انعام، آيه 121
نسبت دادن فعل خدا به مخلوق را شرك مي دانيد پس حتما آيه شريفه 42 سوره زمر كه مي فرمايد:
الله يتوفي الأنفس حين موتها والتي لم تمت في منامها فيمسك التي قضي عليها الموت ويرسل الأخري إلي أجل مسمي إن في ذلك لآيات لقوم يتفكرون.
خداوند انسان را قبض روح مي كند را با آيه 32 سوره نحل كه مي گويد : ملائكه خلائق را قبض روح مي كنند
الذين تتوفاهم الملائكة طيبين يقولون سلام عليكم ادخلوا الجنة بما كنتم تعملون.
متعارض مي كنيد. من به شما راهنمايي مي كنم كه به آيه 11 سوره سجده مراجعه كنيد كه خداوند مي فرمايد شما را ملك الموتي كه از طرف خداوند مأموريت دارد قبض روح مي كند
قل يتوفاكم ملك الموت الذي وكّل بكم.
تا به اين وسيله اينها از ذهن بيمار شما بيرون رود و ثابت شود كه كار خداگونه مخلوق اگر به اذن خدا باشد نه تنها شرك محسوب نمي شود بلكه عين توحيد است و در قضيه زنده كردن مردگان و شفا دادن مريض توسط حضرت مسيح به وضوح روشن است كه عيسي پيامبر تمام كارهاي خداگونه خود را به اذن خدا منتسب مي كند و مي گويد :
وأبرئ الأكمه والأبرص وأحيي الموتي بإذن الله.
سوره آل عمران آيه 49
همچنين شما قضيه فصل الخطاب را بارها به عنوان نسبت كار خدايي و ائمه عليهم السلام شرك قلمداد كرديد ولي ظاهرا حتي به ساده ترين كتاب تفسير خودتان مراجعه نكرده ايد . كه مراد از فصل الخطاب علم قضاوت تشخيص حق از باطل مي باشد كه خداوند نسبت به حضرت داود مي فرمايد:
و آتيناه الحكمة و فصل الخطاب.
سوره ص آيه 20
آقاي حيدري! شما را راهنمايي مي كنم كه به كتاب تفسير ابن كثير ج 4 ص 33 مراجعه نماييد و در پايان از شبكه جهاني ولايت تشكر مي كنم كه اين وقت را به من دادند كه صداي خود را به گوش همه آزاد انديشان به ويژه منصفان اهل سنت و وهابيون برسانم. باشد كه اين سخنان من تذكري باشد براي خفتگان و آغاز تحقيقي باشد براي پژوهشگران كه فريب اين سخنگويان اموي و مروجان فرهنگ ابوسفياني را نخورند. و السلام عليكم و رحمة الله.
مجري: جناب آقاي رضايي از بهبهان سلام عرض مي كنم خدمت شما،
بيننده: سلام عليكم. آقاي قزويني! آيا مي شود كه متمتع باشيم و يكدفعه آن را به عمره تبديل كنيم؟ لطفا درباره حج امام حسين كه در مكه بودند و به عمره تبديل كردند و مكه را ترك كردند توضيح بدهيد. سوال بعدي هم اين است كه گلاب پاشي خانه خدا آيا سنتش به عهد پيغمبر بر مي گردد؟
ديگر اينكه امام حسين گفته است هر كس مرا ياري كند جايش در بهشت است و هر كس صداي ياري من را بشنود و به ياريم نيايد جاي او در جهنم است. آيا اين شامل برادرش محمد بن حنفيه مي شود؟ اگر محمدبن حنفيه مريض بود! حبيب بن مظاهر نود و اندي سال داشت چرا او امام را ياري كرد ولي محمد حنفيه در كربلا نبود و ياري نكرد؟ با تشكر از برنامه خوبتان ممنون و خدانگهدار.
مجري: متشكر ، آقاي علي از اصفهان. سلام عرض مي كنم .
بيننده: سلام عليكم. با سلام و صلوات بر محمد و آل محمد.
دو تا مطلب داشتم خدمتتان. يك مسئله اين بود كه يك روز يك روباهي در جنگل مست كرده بود فرياد مي زد شكم فيل پاره مي كنم! پوست ببر مي كَنم! يك دفعه يك شيري با ابهت از راه رسيد روباه ناگهان گفت البته گاهي غلط زيادي هم مي كنم! اين كسي كه ادعاي مناظره كرده است آن موقع مست شهرتش كرده بود ولي وقتي اسم دكتر قزويني را برد و گفت من حتي از ديدن عكس ايشان هم مي ترسم مستي شهرت بلافاصله از سرش پريد و حاضر شد كه آبروريزي انصراف از مناظره را بجان خود بخرد ولي مناظره نكند!
مطلب بعد اينكه ديشب اين شبكه وهابي و اين جوجه وهابيها يك ايميل دروغي را خواندند كه 28 اسفند هجري شمسي، مصادف است با غديرخم، مي گفت در اين موقع بايد كاپشن بپوشي نه اينكه عبا سر بكشي! حضرت استاد در اين مورد توضيح بفرمايند.
دومين مطلب اينكه اينها اعلام كردند مي خواهند 28 اسفند را از اين به بعد براي عيد غدير جشن بگيرند. مي خواستم ببينم آقاي قزويني در اين مورد نظرشان چيست و پاسخ مستدل بدهند. والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته.
مجري: خيلي ممنون. جناب آقاي فتوحي از از كرج برادران اهل سنت سلام عرض مي كنم.
بيننده: سلام عليكم.خيلي تشكر مي كنم از برنامه هاي خوبتان.
آقاي دكتر! اين آقاي حيدري را جزء اهل سنت حساب نكنيد!
مجري: ما با شما موافق هستيم همين را هم مي گوييم و واقعا هم اينطور مي دانيم و حسابش را كاملا از شما جدا كرده ايم.
بيننده: آقاي محسني! من يك جمله به اين آقاي حيدري عرض كنم ديگر وقتتان را نگيرم.
آقاي حيدري! شمايي كه دو بار خودتان اعلام آمادگي كرديد براي مناظره اين اخلاق حضرت ابوبكر است؟ اين اخلاق حضرت عمر است؟ ام المومنين عايشه مسلكش اينطور بود؟ شما باعث نفاق هستيد آقاي حيدري، ما در اين 30 سال كه مشكل نداشتيم. الحمدلله از بركت حضور شما است كه دارد نفاقها رو مي شود . تجديد نظر كنيد در اخلاقتان!
مجري: خيلي ممنون هستيم از شما بينندگان عزيز. جناب آقاي غلامرضايي از هشتگرد گفتند چرا با آقاي ملا زاده مناظره نمي كنيد؟
استاد حسيني قزويني: در رابطه با سوال برادرمان آقاي غلامرضايي، بايد بگويم برادر من! كسي كه دهن به فحش، اهانت، ناسزا باز مي كند اين اصلا از بين انسانها بيرون مي رود و قرآن درباره اينها دارد
كالانعام بل هم أضلّ
سوره اعراف، آيه 179
مثل حيوانان بلكه گمراهتر هم هستند.
پيغمبر اكرم با نصاراي نجران كه اهل منطق بودند مناظره و گفتگو كرد ولي با ابولهب و ابوجهل و ابوسفيان مناظره نفرمود. در برابر اينها وظيفه كوباندن و مفتضح كردن است و اضافه بر اين قرآن مي گويد:
الخبيثات للخبيثين.
سوره نور، آيه 26
ايشان هتّاك هست و بي ادب، جناب آقاي كياني گفتند ما هم داريم بي ادبها بروند با آن بي ادبها با هم مناظره كنند ما هم تماشا مي كينم اگر واقعا راست مي گويند . من قبلا گفته بودم كه اگر واقعا راست مي گوييد بياييد با شاگردان ما مناظره كنيد ولي واقعا اين را هم صلاح نمي دانم حتي هرگونه مناظره با ايشان را به صلاح اسلام نمي دانم چون با آدم مناظره نمي كند با يك كسي كه هتّاك است و حتي عبارتهاي ايشان واقعا ثابت مي كند كه ايشان مرتد است. انسان اصلا نبايد دست بدهد، وقتي كه كسي كه نجس است و نسبت به اهل بيت و حضرت ولي عصر تعبيرات زشتي دارد كه من گمان نمي كنم حتي مشركان مكه نسبت به نبي مكرم چنين تعابيري داشته باشند. فرعون چنين تعابيري درباره حضرت موسي نداشت كه اين آقا داشته. آن آقا هم اعلام كرده چندين بار هم تماس گرفته است از همان لس آنجلس كه بياييد مناظره كنيم. ايشان مگر نمي خواهد مناظره كند؟! حالا اگر راست مي گويد برود با او مناظره كند.
و ايشان بحث خالد انصاري اينها را در شبكه گفتند، برادر اگر شما امشب برنامه همين شبكه خالد انصاري را مي ديديد كه جناب آقاي شريفي آنچنان اينها را مفتضح كرد و آنچنان اينها را بي آبرو كرد در رابطه با قضيه متعه ديگر حرفي براي زدن نداشتند و مجبور شدند كه صداي ايشان را قطع كنند!
ما هم به كساني كه سطح علميشان بيشتر است ما با جناب آقاي مولوي مرادزهي مناظره كرديم و مناظره مان خيلي دوستانه بود. حتي بعد از مناظره همين ملازاده عبارتهاي ركيك و خيلي بي ادبانه به ايشان گفت و اصلا ايشان را ترور شخصيت كرد بطوريكه من در جلسه بعدي آمدم از ايشان دفاع كردم كه ايشان آدم عالم و با سوادي است و 50 جلد كتاب تأليف كرده است.
ما يك جلسه با خود ملازاده مناظره داشتيم و شرط هم كرديم شما حرف بي ادبي نزنيد همانجا نسبت به مؤمن الطاق حرف وقيح و بي ادبانه زد. ما هم گفتيم اين آدم از روز اول كه از پدر به دنيا آمده است جز فحش و حرفهاي بي ادبانه نديده است. ايشان بعد از آن رفت در يك شبكه وهابي همراه افراد لامذهب و بي دين شروع كرد به فحاشي و اهانت و جسارت. گفتيم اگر بي ادبي نكند ما مناظراتمان را در شبكه سلام ادامه مي دهيم اگر بعضي از كارهاي نادرست او -كه مدير شبكه سلام (كليپ آنرا) داشتند زشت و خلاف شأن روحانيت نبود ما آنها را پخش مي كرديم و مردم مي ديدند كه واقعا اين آقايان در آنجا چكار كرده اند! و همچنين از سركار خانم اسلامي واقعا من تشكر مي كنم خيلي زيبا و عالي صحبت كردند وقتي ما مي بينيم خواهراني ايچنين در كمين هستند و واقعا مثل شير حمله مي كنند خستگي ما رفع مي شود. آقايان مقايسه كنند اين شيرزنها را از شيعه چقدر مؤدب، متين، مستدل حرف مي زنند با آن افرادي كه آن آقايان اجير كرده اند و مي آيند فحاشي و اهانت مي كنند و يا به تعبير يكي از بينندگانمان از شرف خودشان مايه مي گذارند تا وهابيها را خوشنود كنند.
در مورد سوال جناب آقاي رضائي از بهبهان از عزيزان اهل سنت ما جواب داده ايم كسي كه حج واجب انجام داده باشد وقتي وارد مكه مي شود آن چيزي كه بر او واجب است فقط عمره است رفتن به عرفات و منا واجب نيست. خيلي از افراد پير يا مريض كه آنجا مي آيند بعد از انجام عمره ديگر يوم الترويه به طرف عرفات و منا نمي روند .
ظاهرا ايشان گفتند كه به چه دليل با گلاب بيت الله الحرام را مي شويند، اين ديگر چيزي است كه آقايان وهابيها درآورده اند. حالا بدعت است يا سنت است از خودشان سوال كنيد.
در رابطه با امام حسين سلام الله عليه كه چرا برادرش محمد حنفيه نبوده، محمد حنفيه مريض بودند اولا جهاد از مريض برداشته شده است و ثانيا اينها باور نمي كردند كار به اينجا برسد. علاوه بر اين صداي
هل من ناصر
امام حسين در كربلا بود، روز عاشورا بود، نه يك ماه يا دو ماه قبل، بله در آن روز عاشورا آن شيعه آل ابي سفيان كه،
هل من ناصر
امام حسين را شنيدند و جواب ندادند آنها مسئول هستند.
علي آقا از اصفهان درباره آن ايميل دروغين سوال كردند اين آقايان وقتي كه مي بينند كه نه توان مناظره دارند و نه توان پاسخ علمي و منطقشان غير از فحش و اهانت چيز ديگري نيست يك چيز دروغين درست مي كنند . اصلا كاملا از نحوه جدولي كه كشيده بودند و غيره مشخص بود كه همه ساخته خودشان است. گفتند بله طبق برنامه هاي نرم افزاري كه ما آورديم غدير مصادف با 28 اسفند سال 10 هجري بوده، بله ما هم بارها گفته ايم در همايش گفتيم كه غدير مصادف بود با عيد نوروز، اين آقايان اگر الان امروز اين را كشف كردند ما تقريبا 6 سال يا 7 سال قبل در گرجستان همايش بين المللي غدير بود، گفتيم. حتي همسر و رئيس دفتر رئيس جمهور هم در جلسه بود. ولي اينكه آيا در 28 اسفند كه زمستان تمام شده است داريم مي رسيم به فصل بهار، اين را نگفتند آيا در عربستان سعودي نزديك ظهر در بيابان چه گرماي سوزاني است! من بارها بوده كه ايام زمستان حتي دي يا بهمن آنجا بودم ظهر كه مي رفتم براي نماز ظهر و عصر بعد از نماز به قدري گرما شديد بود كه حتي توان انجام يك طواف را هم نداشتم.
اين آقا تصور مي كند كه عربستان هم هواي زمستان است و يا مثل تبريز و مشهد و قزوين هواي سرد دارد. و جالب بود ايشان گفت كه بله ما بعد از اين اعلام مي كينم كه غدير را 28 اسفند مي خواهيم بگيريم، ما اين بدعت جديد را بر شما تبريك مي گوييم آقاي حيدري!
مجري: شما بگيريد هر روزي كه مي خواهيد بگيريد!
استاد حسيني قزويني: شما بزرگواري كنيد 28 اسفند را غدير اعلام كنيد و 20 اسفند را روز عيد قربان اعلام كنيد و 19 اسفند را هم روز عرفه اعلام كنيد! شما وهابيها كه از اول هم معلوم بود راهتان از اهل سنت جداست ما از الان به شما تبريك مي گوييم براي اين شهامت شما، واقعا اگر مردانگي داريد اعلام كنيد.
مجري: پيشنهاد خيلي خوبي بود.
استاد حسيني قزويني: بله، نمي شود كه شما 28 اسفند را غدير بگيريد و آن وقت بيايد عيد قربان را برداريد 8 ماه قبل بگيريد. البته بايد يك مقدار ماه رمضان را هم تغيير داد. آقاي حيدري و آقاي هاشمي از اين نرم افزارها، از اين محاسبات كامپيوتري در بياوريد ببينيد سال دوم كه ماه رمضان روزه اش واجب شد در چه مقطعي از سال بود؟ شما مسيرتان را از مسلمانها جدا كنيد كه مردم بدانند گرچه ما بارها گفته ايم مسير آقايان از مسير مسلمانها جدا است، چه شيعه و چه سني ولي با اين حرفي كه زده اند جدا بودنشان از مسلمانها كاملا روشن و واضح شد. البته آقايان اين را هم داشته باشند كه خود عاشورا هم تقريبا اول پاييز بوده، مي خواهند روزه بگيرند روز عاشورا براي خوشنودي يزيد و آل مرجانه محبت كنند تقريبا همان اوائل مهر ماه مي شود روز عاشوراي سال 61 هجري كه مي خواهند اظهار شادماني كنند به خاطر شهادت حضرت سيد الشهدا اين را هم محبت كنند كه يك مقداري تغيير بدهند! يعني يك اسلام راستين ابوسفياني را در جامعه پياده كنيد.
مجري: اگر اتاق فرمان لطف كنند كليپ شماره 202 را ببرند روي آنتن بعد از آن من سوالاتم را از حاج آقا خواهم پرسيد.
كليپ: كارشناس وهابي: نگاه كنيد در بحار الانوار ج 43 ص 66، سلمان فارسي مي گويد كه رفتم پيش حضرت فاطمه رضي الله عنها،
فإذا هي جالسة و عليها قطعة عبا إذا خمرت رأسها إنجلي ساقها
فاطمه نشسته بود يك قطعه اي از عبا بر رويش بود زماني كه سرش را مي پوشاند.
ساق پايش معلوم مي شد .
الان سلمان نامحرم است مي رود پيش كه؟
آقاي هاشمي: من اين روايت را از بحار الانوار بياورم. ج 43 ص 66، سلمان فارسي مي رود نزد فاطمه، حضرت زهرا؟
كارشناس وهابي: بله،
إلي منزل فاطمه بنت محمد فإذا هي جالسة
شتافتم به سوي منزل فاطمه.
نگاه كنيد مي گويد منزل فاطمه منزل علي نيست، چرا؟ ديگر از اهل بيت است ديگر
آقاي هاشمي: مي گويند زن از زمين ارث نمي برد؟
كارشناس وهابي: نه منظور اينكه به فاطمه دارند نسبت مي دهند ، حضرت علي هيچ چيز ندارد. پس اهل بيت نمي شود ديگر، پس صاحب خانه زن است و اهل بيت هم زن است ديگر.
فإذا هي جالسة و عليها قطعة عباء إذا خمرت رأسها انجلي ساقها و إذا غطت ساقها انكشف رأسها
سلمان فارسي به چه حقي مي رود در اتاق فاطمه و فاطمه را به اين صورت مي بيند؟ مگر سلمان فارسي از محارمش است؟ تا زماني كه امهات المومنين مي گويند كه با ازواج امهات المومنين محرميت نداشتند كه، و نگاه كنيد الان سلمان فارسي مي رود پيش فاطمه مي گويد فاطمه نشسته بود قطعه اي عبا داشت اگر سرش را مي پوشاند ساق پايش معلوم مي شد و اگر ساق پايش را مي پوشاند سرش مكشوف مي شد . پس نگاه كنيد اول اينكه سلمان فارسي نامحرم است و مي رود فاطمه را در آن حالت مي بيند.
فلما نظرت إلي اعتجرت ثم قالت: يا سلمان جفوتني بعد وفاة أبي.
جمع و جور شد و گفت: اي سلمان به ما جفا كردي ما را رها كردي ظلم كردي بعد از وفات رسول الله.
قلت: حبيبتي أأجفاكم؟
عجيب است به فاطمه بگويد حبيبتي؟ حبيبه؟ به چه حقي؟
حبيبتي أأجفاكم؟
اين ادبيات، ادبيات صحابه نبوده، ادبيات اسلامي نيست.
آقاي هاشمي: در واقع اهانت به حضرت زهرا است.
كارشناس وهابي: بله اهانت است.
آقاي هاشمي: كه بدنش را برهنه كسي ببيند.
كارشناس وهابي: بعد هم مي گويد حبيبه! انسان غريبه بدون وجود حضرت علي يا حسن و يا حسين برود داخل، به چه حقي مي رود؟
حبيبتي أأجفاكم؟
من شما را جفا كنم.
آيا اين رجس نيست؟
مجري: واقعا حاج آقا عمق فاجعه خيلي زياد است! اينقدر بي حيا اين حرفها را مي زنند من واقعا متأسف هستم. فكر كنم اينها در مقابل اين احاديث كه آقاي ابوالقاسمي و آقاي يزداني آوردند و بحثها را مطرح كردند انقدر سوخته اند كه دارند اين مباحث را در مقابل مطرح مي كنند .
استاد حسيني قزويني: مثالي مي زنند كه يك بنده خدايي رفته بود آب گرم، آنچه بود كه شما نقل مي كرديد؟ آب داغي داده بود دستشويي و خلاصه سوخته بود و آمده بود آن نوكر را مفصل مي زد. گفت -من عذر مي خواهم از بينندگان عزيز- گفت بزن هر چقدر مي خواهي بزن مي دانم كجاي تو سوخته است!
مجري: بله، عرض كنم حاج آقا مي خواستم سوال كنم اين روايت از نظر سندي صحيح است و يا صحيح نيست؟
استاد حسيني قزويني: اين آقايان همواره خودشان شعار مي دهند ، روايت بي سند مثل خانه بدون سند و ماشين بدون سند، مي گويند شيعيان مثل خرمگس مي مانند مي روند فقط روايات ضعيف را پيدا مي كنند ، يا به قول آقاي حيدري اينها مي روند روي آشغالهاي اهل سنت ، يعني مشخص است كه آشغال هم دارند. مي گويند در ميان آشغالها يك كثافتهايي پيدا مي كنند و اينها را به رخ ما مي كشند. روايات را به آشغال تعبير مي كنند و رواياتي هم كه ما مي آوريم مثلا از صحيح مسلم و صحيح بخاري اينها هم تعبير مي كنند كثافتها را از آشغالها جمع مي كنند!
ولي اي كاش اين آقايان انقدر مردانگي داشتند كه ما مي دانيم ندارند و عرضه داشتند رواياتي كه از كتابهاي شيعه مي خوانند يك دانه اش را بررسي سند كنند كه اصلا ما بدانيم اين آقا كه كلاس رجال گذاشته است آيا الفباي رجال را مي داند؟! اصلا مي داند رجال چيست؟! رجال خوردني است؟! آشاميدني است؟! اسباب بازي است؟! چيست؟! اينجا سند روايت كاملا مشخص است.
مجري: اينها خيال مي كنند ما مثل خودشان هستيم هر روايتي را ديديم مي گوييم همين درست است. ولي ما پالايش مي كينم تمام روايات را.
استاد حسيني قزويني: بله غير از 2 يا 3 نفر اخباري مثل صاحب رسائل يا صاحب حدائق كه عقيده دارند كتب اربعه صحيح است فقهاي ما از زمان سيد مرتضي و شيخ مفيد تا حضرت آية الله العظمي خوئي و فقهاي معاصر به روايتي كه بررسي سندي نكنند تمام رواتش ثقه نباشد يا ممدوح نباشد عمل نمي كنند . اينها روايات را دسته بندي كرده اند ، روايت صحيح، روايت موثق، روايت حسن، و روايت ضعيف كه خودش نزديك 50 يا 60 قسم ما روايت ضعيف داريم. در اينجا فرات بن ابراهيم است، آقاي خوئي در معجم الرجال خود ج 14 ص 271 مي گويد مجهول است، جعفر بن محمد بن بشرويه القطان است آقاي نمازي در كتاب مستدركات علم رجال ج 2 ص 191 مي گويد او مجهول است. و همچنين عبدالله بن سلمان فارسي از پدرش نقل مي كند من كه هر چه گشتم پيدا نكردم كه در رابطه با اين عبدالله بن سلمان فارسي در كتابهاي ما نيامده، بله عبدالله بن سلمان در ميان روات مسلم است كه در ج 1 ص 76 از او نقل روايت دارد و ابن حجر هم در تهذيب التهذيب ج 5 ص 212 مي گويد ابن حبان او را از ثقات آورده، اگر هم باشد فرضا از روات اهل سنت است چنين مطلبي نقل كرده است.
يعني در حقيقت اين روايت تُف سربالا است براي خود شما، و اگر نه از ديدگاه شيعه اين روايت كاملا ضعيف است و قابل استناد هم نيست.
مجري: حاج آقا باز سوال كردند كه بدون اجازه وارد خانه حضرت علي شده است. واقعا اينها اين قباحت را چطور دارند مطرح مي كنند؟ اينها را لطف كنيد توضيح بدهيد.
استاد حسيني قزويني: و الله من نمي دانم اين آقايان برنامه شان چيست و اينها چكار دارند مي كنند. حداقل همان روايت را كه از بحار آورده بودند. در همان روايت ج 43 ص 66 ، 67 در صدر روايت است كه حضرت امير سلام الله عليه سلمان را ملاقات مي كند و مي گويد سلمان ،
أئت منزل فاطمة بنت رسول الله.
برو خانه حضرت زهرا سلام الله عليها.
او مشتاق است كه تو را ببيند و خود حضرت امير سلام الله عليه مي گويد بله حضرت زهرا يك تحفه اي از بهشت آورده اند و مي خواهد با تو در ميان بگذارد. يعني خود حضرت علي به سلمان مي گويد برو، حالا شايد هم مراد از منزل فاطمه آن اتاقي است كه حضرت زهرا آنجا بوده و اين با تمام وقاحت شروع مي كند كه حضرت زهرا بدنش برهنه بوده، اي خدا دهانتان را بشكند به حق حضرت زهرا، به شديدترين عذاب و بلاي دنيا و آخرت شما را گرفتار كند. كجا دارد بدنش برهنه بوده؟ اين آقا كه مي گويد :
و عليها قطعة عباء إذا خمرت رأسها انجلي ساقها،
آيا اينجا دارد كه ساقش برهنه بوده؟ كجا دارد اين را؟ ساق يعني پا، از طرف سر مي كشيد از طرف پا بيرون بود به پايشان مي كشيد بالاي سرشان بيرون بود. نشانگر زهد حضرت زهرا است.
فلما نظرت إلي اعتجرت

انقدر اين آقا سواد ندارد كه اعتجرت يعني معجر سرش كرد. روسري سرش كرد. مي گويد: اعتجرت يعني جمع و جور كرد خودش را! همينطوري مي بافند آقايان، اين آقا مي گويد سلمان بدون اجازه آمده است ولي خود حضرت امير مي گويد : سلمان حضرت زهرا مي خواهد تو را ببيند و مطلبي دارد در رابطه با نبي گرامي با تو در ميان بگذارد. اين هم از دروغهاي آقايان است. مذهبي كه بر پايه دروغ استوار شده باشد بهتر از اين نمي تواند كارشناس تحويل بدهد.
مجري: حاج آقا باز كلمه بعديش كه خيلي واقعا متأثر و ناراحت شدم اين حبيبتي بود. مي گويند اين چه كلمه اي است كه سلمان مي گويد عجيب است؟
استاد حسيني قزويني: اينكه مي گوييد از ادبيات اسلامي نيست حداقل ما در منابع خود حضرات اهل سنت داريم بر اينكه واژه حبيبتي از زبان خود پيغمبر استعمال شده است، مي گويند از ادبيات اسلامي نيست و ادبيات صحابه نيست. اين هم باز در خود اسد الغابه ابن اثير جزري است ج 4 ص 42، كه در همان بيماري نبي گرامي كه از دنيا رفت حضرت زهرا سلام الله عليها بالاي سر حضرت بود و گريه مي كرد بطوريكه صداي گريه اش بلند شد و پيغمبر اكرم به طرف او نگاه كرد و گفت:
فقال حبيبتي فاطمة ما يبكيك.
اي حبيبه من فاطمه،
اگر كسي به استناد پيغمبر كه پيغمبر دارد به زهرا مي گويد حبيبتي يعني اگر كسي به دخترش هم بگويد حبيبتي اين آقايان،
في قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا.
مي گويند حتما چشم بد داشته! اين ديگر در كتابهاي معتبر شما آمده است. يعني شايد بيش از 30 كتاب. اگر واژه حبيبتي از ادبيات اسلامي نيست پس چرا پيغمبر اكرم به حضرت زهرا مي گويد حبيبتي؟! با اين ذهن مريض و با آن قلب بيمارش تصور مي كند مثلا كلمه حبيبتي يك جمله عاشقانه است نبايد يك مرد به زن چنين تعبيري را بگويد.
مجري: آن مجري مي گفت كه چگونه سلمان به بدن لخت حضرت زهرا نگاه كرده؟
استاد حسيني قزويني: بله. ما عرض كرديم اينجا اصلا اشاره اي به اينكه حضرت بدنش لخت باشد نبود. بله اين از ترفندهاي خليفه دوم است كه حالا انشاءالله دوستان ما قضيه ام كلثوم را مطرح كردند كه مي گويد
فكشف ساقها.
ساق ام كلثوم را بالا زد و دست زد.
كه حالا انشاءالله آن را با آن برنامه هايي كه خودشان دارند و با مقياس خودشان مطرح مي كنند. گويند كافر همه را به كيش خود پندارد. اينها هيچ عبارتي كه نه سر حضرت زهرا لخت بوده و معجر سرش بوده و نه خداي نكرده پاي حضرت زهرا لخت بوده، هيچ جا ندارد اين آقايان از همان تراوشات قلب بيمار و مريضشان است كه چنين تعابيري را دارند.
مجري: اينجا بخاطر همان روايتهاي عايشه كه در كتب اهل سنت است كه رفت در خانه عايشه و... سوخته اند!
استاد حسيني قزويني: سلمان كه آمد اينجا محتلم بيرون نرفت!
مجري: انقدر هم خانه كوچك نبود...
استاد حسيني قزويني: بله، خانه حضرت زهرا هم به قدري كوچك نبود كه موقع نماز خواندن جا نباشد!
مجري: آنجا «دخل» بود و اينجا «نزل» بود.
حضرت سلمان ،
منا اهل البيت
است كه اينطور گفته شده است ولي در قضيه عائشه كساني كه آنجا آمده اند و رفته اند چنين نبوده اند.
مجري: دوستان لطف كنند كليپ 201 را پخش كنند كه سوالات بعدي را بپرسم.
كليپ: كارشناس وهابي: لمعه جناب آقاي تبريزي ص 234، زشت است من بخوانم، بخصوص در وجود خانواده ها
آقاي هاشمي: ترجمه نكنيد فقط عربيش را بخوانيد.
كارشناس وهابي: نمي شود! مي گويد كه حضرت فاطمه رضي الله عنها -من از جمعيت معذرت مي خواهم - پستانش انقدر بلند بود كه پشت سرش مي انداخت از روي كتفش رد مي كرد و پشت سرش مي انداخت و از پشت سرش به فرزندانش شير مي داد.
و كان ثدياها طويلين بحيث كانت تلقيهما من اعلي كتفيها علي عقبها و ترضع اولادها من وراء ظهرها
اين عجيب است. چه كسي روايت كرده است؟ آيا علي آمده است نقل كرده است؟ يا فرزندانش نقل كرده اند ؟ مگر مي شود كه در مورد يك زن مسلمان اينگونه بيايد كسي اوصاف او را نقل كند؟
آقاي هاشمي: لمعه تبريزي و انصاري كه از كتب شيعه است، مصادر حديثي شيعه، مي گويد كه
وأنها كانت أبدا بتولا عذراء و كان ثدياها طويلين بحيث كانت تلقيهما من أعلي كتفيها علي عقبها، و ترضع أولادها من وراء ظهرها.
كارشناس وهابي: عذرا هم بوده، يعني باكره بوده،
آقاي هاشمي: از پشت سر ، فرزندانش را شير مي داد.
كارشناس وهابي: اصلا اينها به عقل بشري احترام مي گذارند؟ عقل بشر! آقا تخيل كنيد اين حالت را. اصلا در اين روايتها جايي براي عقل نمي بينيد .
آقاي هاشمي: مصيبت اينجاست كه اين كتاب تحقيق شده است و سيد هاشم ميلاني تحقيقش كرده است و اين چاپش هم قديمي نيست كه حالا بگوييم چاپ سنگي است. موسسه الهادي ايران، و در پايان روايت شخص راوي ساكت مي شود.
كارشناس وهابي: در ذيلش آمده،
أقول هذا كلام غريب لا يقبله العقل السليم.
اين شرك شما را نقل مي كند . حالا درست است شما واقعا انسان عاقلي بوديد ولي عقل سليم قبول نمي كند . از امامتان اين شرك است داريد نقل مي كنيد . اين چيزهاي زشتي است. نسبت دادن آن هم به حضرت فاطمه رضي الله عنها. اصلا اينگونه كتابها بايد واقعا از صفحه وجود برداشته بشود، اهانت به حضرت زهرا.
هذا كلام غريب.
مي گويد كلام غريبي است.
ديگر نقدش نمي كند . همين. يعني واقعا اين روايتهايي كه ما مي گوييم همه اين روايتها عقل سليم قبول نمي كند ، از امامت هم مي گوييم عقل سليم قبول نمي كند .
مجري: خيلي ممنون هستيم. واقعا قلب شيعيان جريحه دار شد از اين حرف و از اين بي ادبي و جسارت، و اين آقايان كه به هر صورت با چهره نفاق آمده اند و اين حرفها را مي زنند. گفتند كه حضرت زهرا 2 تا بچه داشته است يا چند تا داشته! باكره بوده! نه نمي شود كه باكره باشد! و از اين حرفها، و آن مباحث را كه -نعوذ بالله- سينه اش آنطور بوده كه مي رفته به پشت ، لطف كنيد حاج آقا بفرماييد.
استاد حسيني قزويني: گمان مي كنم ديگر اينها عداوت را به حد اعلي رسانده اند كه اين آقا خودش اول مي گويد نمي دانم زشت است كه بخوانم. اگر زشت است غلط مي كني كه مي خواني! به ريش آن اجدادت، آنهايي كه تربيتت كرده اند! اگر زشت است چرا خواندي؟ اين آقا مي گويد ترجمه نكن، يعني واقعا شما ببينيد بينندگان عزيز اينها چقدر وقيح هستند نسبت به ساحت مقدس چه كسي؟ كسي كه
سيدة نساء العالمين
است. كسي كه رضايت او رضايت خدا است. غضب او غضب خداي عالم است. خدا به آبروي حضرت زهرا شما را به نفرين زهراي مرضيه و فرزندانش گرفتار كند. ايشان مي گويد كه يك آدمي آمده محمد علي قراچه داغي تبريزي انصاري، اين متوفي 1310 است يعني 1300 سال بعد از حضرت زهرا بوده، يك مطلبي نقل كرده است حالا ما بخواهيم يك مقداري محترمانه بگوييم،
لكل جواد كبوه
هر اسب تندرويي هم زمين خوردگي دارد.
به كلام غير مؤدبانه كه بگوييم يكي از دوستان مي گفت حماقت اين آقا بوده كه چنين روايتي گفته است. اصلا روايت نيست نقل مي كند . و از حماقت آن مركز يا آن اداره اي است كه آمده اند اين را چاپ كرده اند . و احمقتر و بي حياتر اينكه شما بر مي داري اين را كسي كه بدون سند با 1300 سال فاصله با حضرت زهرا مطلبي را نقل مي كند را عنوان مي كني!
اينها يك كسي دارند آقاي سجودي است كه كارشناس مواد مخدر است اين آقا كه ديشب يا ديروز يا پريروز بود نقل مي كرد چه خورده بود اينها را مي خواند. از اين طرف مي گويد زشت است و از آن طرف شروع مي كند مانور دادن، اين از اين جهت، از آن طرف آقاي بزرگوار حداقل شما بياييد ببينيد كه اين حرف خودش است؟ روايتي است كه نقل كرده اند؟ چه است قضيه؟ و حتي اينكه عذرا بوده، يعني باكره بوده، اين چيست؟ بخاطر برنامه آن شب دوستان ماست كه نقل كردند عايشه قبل از رسول اكرم با جبير بن مطعم ازدواج كرده بود.
فطلّقها فزوّجها رسول الله.
عايشه را طلاق داد بعد پيغمبر با او ازدواج كرد.
اين درد باعث شده است كه اينطور داريد مي سوزيد؟ اين را دوستان ما نقل كردند از طبقات كبري ابن سعد ج 8 ص 59، دار صادر بيروت.
مجري: مي گويد عقل سليم اين را قبول نمي كند اصلا اين مباحث را، ما هم قبول نمي كينم ما هم داريم مي گوييم اين حديث صحيح نيست، با اين فاصله 1300 سال! اين حديث را آورده ايد، اصلا حديث نيست يك گفته اي گفته شده است بدون راوي حالا آورده اند اينجا گفته مي شود و مي آيند اينطور به بوق و كرنا مي كنند و اينطور جسارت مي كنند .
استاد حسيني قزويني: و جالب اين است كه اين آقا مي گويد كه اين محقق داشته و تحقيق هم كرده است. در همين تحقيقش و پاورقيش خود محقق مي گويد :
هذا كلام غريب لا يقبله ألعقل السليم.
عقل سليم چنين چيزي را نمي پسندد.
مي گويد چرا اظهار نظر نكرده است؟ وقتي يك محقق مي آيد مي گويد عقل سليم اين را نمي پسندد يعني اين اصلا نه تنها حرف صحيحي نيست حرف مطابق با عقل هم نيست. البته اگر من به جاي محقق بودم اين عبارت را حذف مي كردم اصلا حرفهاي نادرست نبايد بيايد. اصلا اين مطالب توهين به قداست است، توهين به احساسات و عواطف ميليونها شيعه است. اين آقايان بدسليقه اي كرده اند يا به عبارت محترمانه حماقت كرده اند . اين مسائل كاملا واضح و روشن است. ديگر وقتي محقق مي آيد چنين نظري مي گويد و شما اين را روي آنتن مي بريد و مي گوييد خلاف عقل است نبايد اينها را نقل بكنيد.
من با كمال معذرت از عزيزان اهل سنت در سراسر كره خاكي امشب يك مقداري مي خواهم يك جواب نقضي بدهم. اگر دوستان ببينند اين كتاب جامع الاحاديث آقاي سيوطي هست از عمربن الخطاب ببينيم آيا اين كارشناس مي گويد اين با عقل مي سازد يا نمي سازد؟ آقاي عمربن الخطاب مي گويد :
يا ليتني كنت كبش أهلي سمنوني ما بدا لهم!
اي كاش من گوسفند خانواده ام بودم ! هر چه مي توانستند من را چاق مي كردند!
يعني به من جو و غيره مي دادند تا چاق بشوم.
حتي إذا كنت أسمن
چاق مي شدم.
تا اينكه بعضي مهمانهاي عزيز مي آمدند سر من را مي بريدند بعضي از قسمت گوشتم را كباب برگ درست مي كردند! و بعضي هم آبگوشت درست مي كردند! -اين عبارتي است كه جناب عمر دارد اظهار و آرزو مي كند-
ثم أكلوني فأخرجوني عذرة!
اين مهمانها من را مي خوردند. به صورت نجاست من از ماتحت اين مهمانها مي آمدم بيرون!
آقاي كارشناس به ما بفرماييد آيا اين عقلي است؟ از كه؟ از خليفه؟ آيا عقلي است اين؟ اينها چرا آمده در كتابهاي شما؟ آن هم در جامع الاحاديث جناب آقاي سيوطي ج 13 ص 312، حلية الاولياء آقاي ابو نعيم اصفهاني، كه از كتابهاي معتبر شما است ج 1 ص 52، الزهد آقاي ابن سري ج 1 ص 278، كنز العمال متقي هندي ج 12 ص 277، اين مطالبي است كه از جناب خليفه دوم اين آقايان نقل كرده اند. آيا اينها خلاف عقل نيست؟ اگر دنبال اين هستيد كه مطالب خلاف عقل را بگيريد اينها را بگيريد. من باز از عزيزان اهل سنت پوزش مي طلبم، حديث دوم در مصنف ابن ابي شيبه، استاد بخاري متوفي 235 يا 36 هجري است، از قول ابوبكر صديق، ديد كه يك پرنده اي در بالاي درخت است گفت اي كاش من پرنده بودم و مي مردم و حساب و كتاب نداشتم. تا اينجا كه مي گويد :
-اين عبارت از ابوبكر نقل شده است- به خدا سوگند دوست داشتم.
والله لوددت أني كنت شجرة إلي جانب الطريق فمر علي بعير فأخذني فأدخلني فاه فلاكني ثم إزدردني ثم أخرجني بعرا ولم أكن بشراأني كنت شجرة إلي جانب الطريق مر علي جمل فأخذني فأدخلني فاه.
اي كاش من يك درختي يا گياهي در كنار جاده اي بودم. يك شتري مي آمد. من را مي گرفت. داخل دهانش مي كرد. من را مي جوييد. من را هضم مي كرد. منِ ابوبكر به صورت پشگل از ماتحت اين شتر در مي آمدم ولي بشر نبودم.!

آقاي كارشناس محترم! آيا اينها كه در كتابهاي شما است و سند هم دارد، خلاف عقل نيست؟!
اگر اين آقا با 1300 سال فاصله بدون سند چيزي نقل مي كند ولي اين آقا از ابو معاويه، جويره، ضحاك نقل مي كند . مصنف ابن ابي شيبه ج 7 ص 91، زهد ابن سري ج 1 ص 258، شعب الايمان بيهقي ج 1 ص 485، سراج الملوك آقاي فهري طرطوشي متوفي 520 ج 1 ص 485، تاريخ دمشق، دهها كتاب اين قضايا را از جناب خليفه اول و خليفه دوم نقل كرده اند . اگر اينها برود روي آنتن از شما كسي سوال كند اصلا اين عاقلانه است اين كار؟ عقل سليم اين را مي پذيرد؟ كسي هم كه پاورقي نزده است! يك انسان آن هم خليفه، رهبر جامعه مي گويد اي كاش من را مي خوردند و به صورت نجاست از ماتحتشان بيرون مي آمدم و يا به صورت پشگل در مي آمدم، اصلا يك آدم عاقل چنين چيزي قبول مي كند؟! اگر آقايان كارشناسان وهابي دنبال بحث عقل سليم و غيره هستند پاسخ اين رواياتشان را هم به ما بدهند.
مجري: با اين تفاوت كه اين روايتهايي كه شما خوانديد در كتب اهل سنت با روايت صحيح است و سند صحيح دارد.
استاد حسيني قزويني: بله روايتي كه عليه ما نقل كردند سند ندارد و 1300 سال بعد از حضرت است .
مجري: خيلي ممنون حاج آقا! در اين رابطه بحث جالب و جواب كوبنده اي بود.
استاد حسيني قزويني: مي گويند يك كسي كه خانه شيشه اي دارد.
من كان بيته من الزجاج فلا يرمل حجر.
نبايد سنگ پرت كند چرا اينطور داريد مي كنيد؟ مي گويند نسبت به زن مسلمان كسي اوصاف او را اينطور نقل مي كند؟ يعني گويا يك مسئله قطعي است در نزد شيعه كه اينطور مي گويد . ما قبلا هم گفته ايم حالا اگر يك فردي آمده بعد از 1300 سال يك حرف بدون سند آورده است، آقاي احمد بن حنبل شما با سند نقل مي كند از عايشه ام المومنين، -حالا ما نمي گوييم صحيح است يا صحيح نيست، مي گويند مال خوب و بد بيخ ريش صاحبش هست- وقتي از عايشه در رابطه با غسل مي گويند شرائط غسل چه است و در چه صورتي ما مي توانيم غسل كنيم؟ مي گويد:
إذا جاوز الختان الختان وجب الغسل.
اگر ختنه گاه از ختنه گاه گذشت، غسل واجب است.
اينجا حكم شرعي است.
فعلته أنا و رسول الله و اغتسلنا!
من با پيغمبر چنين كاري كردم و غسل كرديم!
بفرماييد اين مسند احمد ج 6 ص 161 ح 25320، سنن ابن ماجه ج 1 ص 199، و صحيح ابن حبان ج 3 ص 458، جالب اين است ابن حجر در فتح الباري مي گويد فقهاي ما در اينكه غسل با ملاقات ختنه گاه با ختنه گاه واجب مي شود به قول عايشه و به سيره عايشه با پيغمبر،
و قولها فعلته انا و رسول الله فاغتسلنا
عمل كردند! شما اينها را جواب بدهيد. چرا اينها را جواب نداديد؟ آيا يك زن چنين كاري مي كند؟ آيا اين چنين مطالب اگر واقعا صحيح باشد، ما كه مي گوييم اينها را بني اميه ساخته اند براي اينكه از پيغمبر انتقام بگيرند، اگر هست در مسند احمد شما است، سنن ابن ماجه شما، و فقهاي شما هم فتوا داده اند طبق اين، آيا نقل اين مسائل با عفت يك زن منافات ندارد؟ من گفتم يك دفعه اگر زن يك مفتي برود چنين چيزي را بيرون نقل بكند چه عكس العملي داريد؟ چنين عبارتي خانم شما مطرح بكند چه عكس العملي نشان مي دهيد؟ آيا شما اذيت مي شويد يا نه؟ پيغمبر اكرم اذيت شده است از اين قضيه يا نه؟
إن الذين يؤذون الله و رسوله لعنهم الله في الدنيا و الآخره.
سوره احزاب، آيه 57
شامل اين مي شود يا نمي شود؟ يا در كتابهاي فقهي شما الإحكام آقاي آمدي ج 1 ص 233، نقل مي كند از عايشه سوال مي كنند كه مردي با همسرش نزديكي مي كند ولي انزال مني نمي شود ، اصلا بدون اينكه جواب شرعي بدهد مي گويد :
فعلته انا و رسول الله فاغتسلنا.
من و پيغمبر چنين كاري كرديم بعد غسل كرديم!
-من واقعا خجالت مي كشم اين را معنا كنم- و از پيغمبر مني انزال نشد ولي رفتيم ما غسل كرديم.
و أخذ عمر و الناس بذلك.
آقاي عمر و مردم به همين روايت استناد كردند و فتوا دادند.
آيا اينها صحيح است يا نيست؟
يك مقداري دقت كنيد كه اين مسائل، مسائلي نيست كه شما بخواهيد به اين شكل مردم را فريب بدهيد، ديگر گذشت آن زماني كه بخواهيد مردم را فريب بدهيد و براي احساسات مردم ارزش قائل نشويد. اينها ديگر كاملا گذشت، من آخرين روايت را در اينجا بگويم، من آن شب يك مقداري خجالت كشيدم اين را بيان كنم و توضيح بدهم، حالا كه اين آقايان به اين شكل دارند بي حيايي مي كنند از اين حضرات من تقاضا دارم كه انشاءالله در برنامه هايشان اين مسائل را توضيح بدهند و اگر آقا مي گويد كه آقا زشت است بخوانم يا نخوانم، محبت كنند دوستان لطفا مانيتور را بدهند به آنتن.
ادب المفرد كتاب آقاي بخاري هم است، بفرماييد جلد اول الادب المفرد ص 55، سنن ابي داود ج 1 ص 70، سنن بيهقي ج 1 ص 313، از قول عايشه هم است. من عذر مي خواهم از برادران عزيز و خواهران گرامي اهل سنت ، خيلي معذرت مي خواهم از شما، ولي به ما حق بدهيد، روايتي است كه با سند هم نقل كرده است آقاي بخاري تا اين اندازه، من عذر مي خواهم مي گويد پيغمبر اكرم آمد با من نزديكي كند عايشه مي گويد ،
فقلت له إني حائض فقال و إن اكشفي عن فخذيك!
من در حال حيض هستم. پيغمبر گفت رانت را برهنه كن.
من باز هم عذر مي خواهم
فكشفت له فوضع خدّه و رأسه علي فخذي!
رانم را براي پيغمبر برهنه كردم. پيغمبر سرش را و گونه اش را بر ران برهنه من گذاشت.
تا اينكه من براي پيغمبر لالايي گفتم آرام شد و خلاصه خوابيد. آيا ببينيم اين آقايان اين مطالب را كه مي آورند.
فوضع خذه وصدره علي فخذي و حنيت عليه حتي دفيء و نام.
آرام شد و خلاصه يك محيط آرامي براي او فراهم كردم.
آيا اين روايتها با عقل سازش دارد؟ با منطق سازش دارد؟ اگر واقعا درست نيست در كتابهاي شما چكار مي كند؟ و اگر درست است؟ آيا همسران شما چنين عبارت زشت و وقيحي از مسائل خيلي خصوصي زناشويي را ببرند بيرون بگويند آيا شما متأذي مي شويد؟ يا نمي شويد؟ ناراحت مي شويد يا نه؟ آيا پيغمبر متأذي شده است يا نه؟ آيا روح رسول الله از اين كار متأذي شده است؟ يا نه؟ اگر اين روايات دروغ است مردانه بگوييد اينها دروغ است كه ما هم مي گوييم دروغ است. ما هم مي گوييم بني اميه لعنهم الله شجره ملعونه در قرآن اينها را در كتابهاي شما آورده اند . ولي شما حداقل يك صدمِ ما وجدان داشته باشيد بياييد مردانه اينجا اعلام كنيد. و اگر مي گوييد دروغ نيست صحيح است آيا عقل سليم باور مي كند ؟ اين آقا مي گويد تمام اين كتابها بايد محو و نابود بشود، ما هم مي گوييم بايد نابود بشود.
مجري: وهابيت به هر صورت دنباله رو بني اميه است بايد باشد اين چيزها، و اين مباحث را هم دوست دارند و به هر صورت اين همه روايت از عايشه نقل كردند بخشي از آن هم همينجاست كه شما داريد مي بينيد .
استاد حسيني قزويني: حالا اين آقايان بروند جلو براي ما هم هيچ مسئله اي نيست. به قول معروف مي گويند بزن تا بزنيم، من هيچ ابايي ندارم ولي اين را آقايان بدانند كه اگر چنانچه به قداستگاه شيعه سنگ پرت كردند و ما هم همان سنگ را برگردانديم و تمام خرگاه آقايان بهم ريخت ديگر از ما گلايه نكنند. يك مقداري عفت داشته باشند، يك مقداري دقت كنند اينطور جسارت، اهانت، بي حيايي، آن هم نسبت به حضرت زهرا سلام الله عليها، نداشته باشند. حضرت زهرا فقط براي شيعه مقدس نيست براي اهل سنت هم مقدس است.
مجري: حاج آقا مي خواستم عرض بكنم كه ما بايد از علماي اهل سنت درخواست كنيم كه از اين آقايان هتاك و اين ناصبيهاي تفرقه انداز اعلام برائت كنند.