کد مطلب:4089 دوشنبه 26 فروردين 1392 آمار بازدید:215

كلمه طيبه 83 ، روايت پشيماني ابوبكر از هجوم، تهديد عمر، استمداد هاشمي از اهل بيت (ع)
شبكه ولايت - كلمه طيبه

01:57:29

دانلود   26.89 مگابایت

برنامه: كلمه طيبه
تاريخ: 26 / 1/ 1392
كارشناسان: اساتيد يزداني و ابوالقاسمي
مجري: حسيني
موضوع: روايت پشيماني ابوبكر از هجوم، تهديد عمر، استمداد هاشمي از اهل بيت (ع)
مجري:
بسم الله الرحمن الرحيم اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم، افوض امري الي الله ان الله بصير بالعباد.
عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت همه شما بينندگان عزيز و ارجمند از هر كجاي اين كره خاكي و با هر زباني كه بيننده برنامه خودتان از طريق شبكه جهاني ولايت هستيد، تسليت عرض مي كنيم فرا رسيدن سالروز شهادت حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها را خدمت قلب نازنين قطب عالم امكان حضرت بقية الله الاعظم روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء و همچنين خدمت شما بينندگان شيعيان و دلسوختگان اهل بيت عصمت و طهارت اميدوارم كه عزاداري هاي شما در اين ايام مقبول درگاه احديت واقع شده باشد.
باز هم خدا را شاكر هستيم كه توفيق حاصل شد در خدمت شما باشيم با برنامه ديگري از سلسلسه برنامه هاي كلمه طيبه، باز هم در خدمت اساتيد كارشناسان مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر استاد يزداني و استاد ابوالقاسمي هستيم، عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت استاد يزداني، استاد يزداني سلام عليكم و رحمت الله.
يزداني: من هم سلام و عرض ادب دارم خدمت شما مجري محترم و دوست عزيزم جناب آقاي ابوالقاسمي و تمامي بينندگان عزيز شبكه جهاني ولايت، من هم به نوبه خودم ايام شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها را خدمت همه بينندگان و همه شيعيان تسليت عرض مي كنم.
مجري: خيلي متشكريم استاد يزداني، استاد ابوالقاسمي سلام عليكم و رحمة الله و بركاته.
ابوالقاسمي: خدمت شما و جناب آقاي يزداني و بينندگان محترم شبكه جهاني ولايت شهادت حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها را خدمت مولانا صاحب العصر و الزمان و شما و آقاي يزداني و بينندگان شبكه جهاني ولايت عرض سلام و وقت به خير دارم و فرا رسيدن سالروز شهادت حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها را خدمت قلب داغدار امام زمان تسليت عرض مي كنم.
مجري: خيلي متشكريم از استاد ابوالقاسمي بيش از اين شما را منتظر نمي گذاريم، بريم كليپ اول را ببينيم كه نامربوط هم نيست با موضوع شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها، كليپ شماره 14 بعد بر مي گرديم و در خدمت استاد يزداني خواهيم بود.
كليپ: (موضوع: تضعيف روايتي كه تصريح به پشيماني ابوبكر از سه چيز دارد)
خدمتي:
روايتي كه آورده اند در مصنف ابن شيبه يا ابن ابي شيبه روايت اول كه معروف است، روايتي است كه در آن حضرت ابوبكر صديق گفته است من پشيمان هستم روزي كه، يكي از اصحاب وارد مي شود ظاهراً خالد بن وليد يا كس ديگر: كيف اصبحت يا خليفة رسول الله، اصحبت بايعاً، حديث را اين طور شروع مي كند كه پشيمان هستم از سه چيز كه اي كاش انجام نداده بودم و پشيمان هستم از سه چيز كه اي كاش انجام داده بودم و پشيمان هستم از سه چيز يا سه سوال كه از رسول الله صلي الله وسلم عرض نكردم، در اين حديث و داستان معتبر يك چيزي براي ما مهم است، اين را مي گويد كه من پشيمان هستم كه بيت فاطمه را آتش زدم اي كاش اين كار را نمي كردم، شاهد ما اينجا است حالا بقيه را كاري نداريم، اي كاش خانه فاطمه را آتش نمي زدم، دستور نمي دادم كه خانه فاطمه آتش زده شود.
حالا بنده عرض مي كنم كه اين روايت در آن چه كسي است، علوان ابن داود بجلي كه همه آن را ضعيف و همه آن غير ثقه خوانده اند، امام بخاري درباره آن گفته است كه اين ضعيف الحديث است و عقيلي در ضعفاء آن را قرار داده است و صاحب لسان الميزان اين را آورده است و آن را جزو كساني كه ضعيف الحديث هستند، منكر الحديث هستند قرار داده است، نتيجه مي گيريم با اين اوصافي كه درباره اين شخص يعني عُلوان يا عَلوان داود بَجلي يا بُجلي همه محدثين درباره او حرف دارند، درباره شخصيت او كه انسان ضعيفي است، انساني است كه ثقه نيست.
مجري: كليپ را با هم ملاحظه كرديم، استاد يزداني! اين كارشناس وهابي آمده است و ادعا كرده است كه روايتي كه در كتاب المصنف ابي شيبه استاد جناب بخاري آمده است، مبني بر ترجمه اي كه خليفه اول در هنگام وفات يا به تعبير آقايان شهادت خودش گفت كه من از سه چيز پشيمان هستم كه اي كاش اين كارها را انجام نمي دادم و يكي از آنها اين بود كه اي كاش خانه حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها را آتش نمي زدم و يا اينكه دستور نمي دادم خانه حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها را آتش بزنند.
بعد ايراد سندي به اين روايت گرفت و گفت علَوان به تعبير ايشان ابن داود هست كه در اينجا آقاي بخاري ايشان را تضعيف كرده است و همچنين به تعبير ايشان عَقيلي اسم ايشان را در كتاب ضعفاء آورده است و ايشان ضعيف است، ببينيم كه واقعاً ايشان تعابيري كه در مورد روايت داشته اند درست است و تا چه قدر صحيح است و اينكه آيا سنداً آقاي عُلوان بن داود يا به تعبير ايشان عَلَوان بن داود مشكل سندي دارد در منابع اهل سنت يا خير؟
يزداني: متأسفانه انگار آقاي خدمتي در اين برنامه با آقاي سجودي هم پياله شده بودند و يك جورهايي گيج شده بودند، واقعاً اشتباهاتي در بررسي اين روايت و رواياتي بود كه وقتي مي ديديم انسان خنده اش مي گرفت كه با اين همه اشتباه چطور خودشان را كارشناس يك شبكه جهاني مي دادند.
مي گويد روايت ابن ابي شيبه در حالي كه ابن ابي شيبه اصلاً اين روايت را نقل نكرده است، روايت را كتاب هاي ديگر اهل سنت با سند معتبر نقل كرده اند، اما ابن ابي شيبه به هيچ وجه اين روايت را نقل نكرده است. بعد گفت كه خالد بن وليد پيش ابوبكر آمد و گفت كه «كيف اصبحت» و نمي دونم از اين حرف ها كه همچنين مطلبي در اين روايت نيست. عبدالرحمن بن عوف آمد و از ابوبكر تعريف كردكه تو صحابي بودي و كي بودي و... اصلاً بحث خالد بن وليد نيست، بعد از آن هم گفت كه ابوبكر از سه چيز پشيمان بود كه روايت است كه ابوبكر از نه چيز پشيمان كه روايت مختلف است، بعضي ها يك چيزهايي را كم كرده اند و يك چيز هايي را اضافه كرده اند ولي در مجموع نه چيز است.
بعد گفت آقاي عَلَوان كه قبلاً به آقاي حيدري اين را گفته بوديم عَلَوان نيست و عُِلوان است، عَقيلي نيست و عُقيلي است و به هر حال اشكالات متعدد كه اين ها خيلي مهم نيست، بعد ايشان روايت را ترجمه بسيار قشنگي كردند كه اين ترجمه هميشه به درد ما مي خورد و اين جمله ابوبكر را كه گفته بود اي كاش من هجوم نمي آوردم و عين متن روايت را نشان مي دهم، بعد ترجمه مي كنم.
تاريخ طبري، ابو جعفر طبري سني است كه اصرار مي كنند كه اين طبري شيعه است؛ نيست، ج 3، ص 429، عبد الرحمن بن عوف از پدرش مي گويد كه بر ابوبكر وارد شد و مسائل متعدد، تا اينجايي كه مي رسد كه ابوبكر مي گويد: وددت اني لم اكشف بيت فاطمة عن شيء؛ اي كاش من خانه فاطمه را كشف نمي كردم، ايشان چه ترجمه اي مي كند، مي گويد: اي كاش من خانه فاطمه را آتش نزده بودم، و خيلي براي من جالب بود و من هم از اين به بعد همين طور ترجمه مي كنم، چون آقاي سجودي بهتر از ما عربي بلد هستند، در كشور عربي زندگي مي كنند و قطعاً نكته اي در اين بوده است كه از اين جمله ايشان آتش زدن فهميده اند.
و گفتند كه اين روايت سندش ضعيف است، چرا؟ چون آقاي علوان را آقاي بخاري گفته است ضعيفٌ، اگر ايشان در يك كتاب از كتاب هاي اهل سنت از روز اول تا آخر تا امروز حتي در سايت هاي اهل سنت پيدا كرده باشند كه قال البخاري عَلَوان ضعيفٌ، اگر اين را پيدا كردند من از 15، 16 ميليارد توماني كه از آنها طلب دارم، دو سه ميليون آن را شايد ببخشم، اصلاً همچين روايتي نداريم، آن چيزي كه از آقاي بخاري نقل كرده اند، گفته اند كه آقاي بخاري گفته است ايشان منكر الحديث است.
ما بارها اين روايت را بررسي كرده ايم و بينندگان عزيز هم بررسي سندي آن را وارد هستند و مسلط هستند. از آقاي بخاري نقل كرده اند كه آقاي بخاري گفته است كه عَلَوان منكر الحديث است، ما هفته هاي گذشته ثابت كرديم كه اگر بخاري بگويد منكر الحديث، اين جرحش جرح مفسر نيست، و اگر جرح مفسر هم نباشد به درد نمي خورد و ارزشي ندارد. جرحش جرح مفسر نيست، بايد صحيح باشد.
از آن طرف ما گفتيم تنها كسي كه اين قضيه را از آقاي بخاري نقل كرده است، شخصي به نام آدم بن موسي است كه آدم بن موسي طبق گفته آقاي محمد ناصر الدين الباني در كتاب إرواء الغليل، ج5، ص324، مي گويد:
لكن آدم بن موسي اجد له ترجمة الان؛ من تا الان ترجمه اي براي آقاي آدم بن موسي پيدا نكرده ام، ببينيد اين كتاب إرواء الغليل است، آقاي محمد ناصر الدين الباني نوشته است، كه من تا حالا شرح حالي براي آدم بن موسي پيدا نكرده ام. ما هم پيدا نكرديم، با اين نرم افزارهاي مختلفي كه در اختيار داريم آدم بن موسي را گشتيم، هيچ شرح حالي پيدا نكرديم و مجهول است.
تنها كسي كه اين قضيه را از بخاري نقل كرده است، اين آقا است و مجهول است. ما بايد بدانيم كه آيا وقعاً آقاي بخاري چنين مطلبي را گفته است يا نگفته است؟ ولي آدم بن موسي نقل كرده است و مجهول است و قبلاً هم گفتيم كه آقاي عقيلي اين را نقل كرده است، ذهبي، ابن حجر همه از او نقل كرده اند. سر منشأ هم فقط آدم بن موسي است كه او خودش هم مجهول است.
بر فرض هم كه صحيح باشد گفتم كه منكر الحديث آقاي بخاري جرح مفسر نيست و اصلاً ارزش ندارد. بعضي ها هم آمده اند و گفته اند كه «ضعيفٌ» ولي مستندشان حرف آقاي بخاري است، بخاري در هيچ كتابي عليه آقاي علوان حرف نزده است در تاريخ كبير خودش شرح حال او را آورده است اما هيچ اشاره اي به ضعف يا قوتش نكرده است، فقط اسم او را در تاريخ كبير خود آورده است. اگر ضعيف بود دليلش را حتماً مي گفت، در كتاب تاريخ ضعفاء خودش حتماً اسمش را مي آورد، نياورده است پس چون دركتاب هايش نياورده است، ناقل آدم بن موسي است و او مجهول است به درد ما نمي خورد و اشكالاتي كه به سند گرفته اند، مردود است. آقاي علوان بن داود را ابن حبان در ثقات خودش آورده است و توثيق كرده است، ساير بزرگان اهل سنت هم گفته اند كه اين روايت معتبر است.
ما توثيقات او را در اينجا آورده ايم، كتاب مسند فاطمه، سيوطي، چاپ موسسه الكتب ثقافيه، همين روايت را مي آورد كه سه چيز بود كه اي كاش انجام نداده بودم، يكي از اين سه چيز اين است كه اني لم اكن اكشف بيت فاطمة و تركته و أني اغلق علي الحرب، باز در صفحه بعد اين آقا نقل مي كند كه آقاي ص كه همان سعيد بن منصور باشد، مي گويد: قال إنه حديث حسن، اين حديث حسن است. خود آقاي سيوطي هم اشكالي به آن نگرفته است و اگر اشكالي داشت حتماً مي گرفت. باز ص را ما اينجا مشخص كرده ايم. آقاي ضياء الدين مقدسي، البته ما اين را بارها در برنامه هاي مختلف، حتي برنامه اي كه احتمالاً فردا يا امروز پخش شده است، در برنامه اجر رسالت آنجا مفصل اين را بحث كرده ايم.
الاحاديث المختارة، ضياء الدين مقدسي، ج 1، ص 89، همين روايت را مي آورد، در آخر روايت كه در ص 90 مي شود، مي گويد: و هذا حديث حسن عن ابي بكر، اين حديث حسن است از ابوبكر.
پس دو نفر از علماي اهل سنت كه الان مدركش موجود است گفته اند كه روايت معتبر است، هيچ يك از علماي اهل سنت اين را تضعيف نكرده است، يك نفر را نمي توانيد پيدا كنيد، همه مستند است، به قول بخاري كه قول بخاري هم سند ندارد. حالا آقاي ضياء الدين مقدسي چه كسي است، اين ها را چون قبلاً گفته ايم بيش از اين تكرار نمي كنيم. علاوه بر اين سندهاي متعدد دارد كه اگر فرصت شد ان شا ء الله همه اين مدارك را در سايت مي گذاريم كه همه بينندگان عزيز استفاده كنند.
اما يك ادعاي ديگري هم داشتند كه كليپ بعدي ما است، اگر آن را هم پخش كنيد، ان شا ء الله جواب آن را هم خواهيم داد، كليپ شماره 15.
مجري: كليپ شماره 15 را ببينيم بر مي گرديم باز در ادامه در خدمت استاد يزداني هستيم.
كليپ: (موضوع: عمر در خانه حضرت زهرا سلام الله عليها را آتش نزده، بلكه فقط تهديد بوده است)
خدمتي:
رواياتي كه در اين رابطه است، صرف نظر از صحت و سقم آن كه تمام سقم است صحيح نيست، تمام تهديد است، يكي هم نبوده است، آن روايتي كه يحيي بجلي مي گويد، آن روايتي كه ابن سليم در آن است، همه اش مي گويد كه تهديد كرد، آن روايتي كه از خود زبان حضرت زهرا مي آورند كه علي و زبير در خانه زهرا جمع شدند و گفتند كه ما بيعت نمي كنيم كه عمر رفت آنجا و گفت اگر اين دو تا را بيرون نكني، قسم خوردم اي زهرا اگر ديدم اين دو نفر در خانه تو هستند من مي آيم و خانه ات را به آتش مي كشم.
حسيني:
در مصنف ابن ابي شيبه است.
خدمتي:
بعد نهايتاً گفته است كه زهرا به علي و زبير گفت كه عمر قسم خورد و به من گفته است، ديگر اينجا نياييد و عمر را مي شناسي، و اگر قسم خورد به قسمش عمل مي كند، ديگر در خانه من جمع نشويد، مي گويد كه ديگر جمع نشدند و رفتند با ابوبكر بيعت كردند. تمام اين روايتي كه اين ها مي آورند، همه اش تهديد است، يك جا هم نشد كه بگويد كه اين را آتش زد.
مجري: ديديم كه آقاي خدمتي در جاي ديگر ادعا كردند كه اين چيزي كه از اين روايات برداشت مي شود، فقط و فقط تهديد است و غير از اين نيست. در خدمت شما هستيم آقاي يزداني.
يزداني: ما از اين آقا تعجب مي كنيم، روايت قبلي را كه خوانديم خود آقاي ابوبكر اعتراف مي كند كه ما تهديد را عملي كرديم، ما رفتيم و خانه فاطمه را آتش زديم طبق ترجمه آقاي خدمتي و گفتيم كه روايت سندش هم معتبر است و صحت آن را هم ثابت كرديم، پس اين عملي هم شده است.
فرض را بر اين بگيريم كه اصلاً اين تهديد را عملي نكرده اند، فقط و فقط تهديد كرده اند، آقاي عمر بن خطاب آمده است جلوي خانه حضرت زهرا سلام الله عليها و او را تهديد كرده است كه اگر اين افراد در خانه شما باشد من خانه را آتش مي زنم، همين براي ما كفايت مي كند، نيازي نيست كه ما بحث آتش زدن را بررسي كنيم كه آيا اتفاق افتاده است يا اتفاق نيفتاده است و قضاياي ديگر، چرا؟ چون اين تهديد ثابت مي كند كه اجماعي در كار نبوده است.
ما بارها در برنامه هاي مختلف اين را گفته ايم كه اين ها از قرآن هيچ دليلي ندارند براي مشروعيت سه خليفه اول، از قرآن هيچ دليلي ندارند، هيچ روايتي در كتاب هاي شيعه، سني در هيچ كتابي از كتاب هاي مسلمانان دليلي بر مشروعيت خلافت اين سه خليفه وجود ندارد، اگر داشته باشد با مبناي اين ها در تضاد است و اصل مذهب اين ها را زير سوال مي برد.
همچنين هيچ روايتي در كتاب هاي اين ها با سند صحيح وجود ندارد كه فضيلت باشد براي آقاي ابوبكر يا عمر يا عثمان، حتي يك فضيلت. اين را ما تحدي كرديم اين ها هم يك روايت آوردند كه خيلي جوابشان محكم است و يك روايت ديگر هم آورده اند كه استاد ابوالقاسمي آن را پاسخ خواهند داد. عقل هم نمي گويد اميرالمؤمنين شير خدا، شير رسول خدا در خانه بنشيند و كساني كه در كوه احد و خيبر و حنين آن قضايا را داشتند، آنها بيايند جاي پيغمبر بنشينند، اميرالمؤمنين با آن همه علمش با آن همه فضائلش كه سند آن در كتاب هاي شيعه و سني ثابت شده است، بنشيند و كس ديگري جاي او بنشيند. پس قرآن و عقل و سنت نيست، دليل اين ها اجماع است، اجماع همه صحابه بر خلافت ابوبكر، و اين روايت و حرف آقاي خدمتي ثابت مي كند كه اجماعي هم در كار نبوده است.
و سخن آقاي ابن حزم اندلسي كه ما بارها خوانده ايم كه:
وَلَعْنَةُ اللَّهِ علي كل إجْمَاعٍ يَخْرُجُ عنه عَلِيُّ بن أبي طَالِبٍ وَمَنْ بِحَضْرَتِهِ من الصَّحَابَةِ
المحلي ج 9 ، ص 345
لعنت خدا بر هر اجماعي كه اميرالمؤمنين و صحابه اي كه در محضر او هستند از او خارج باشد.
پس اجماع هم پريد، لا اقل اميرالمؤمنين، حضرت زهرا، طلحه، زبير و عباس و ساير كساني كه در آنجا بودند، نزديك به چهل نفر، آنها با خلافت ابوبكر راضي نبودند، اگر هم بيعت كرده باشند، طبق اين روايتي كه در آخرش است، بيعت زوركي بوده است و بيعت زوركي به هيچ دردي نمي خورد. بيعت يك تصميم قلبي است و اگر قلبي نباشد ظاهري باشد و به زور باشد، هيچ فايده اي ندارد.
از اين گذشته اين تهديد خليفه دوم طبق روايات اهل سنت كه ما در كتاب هايشان داريم كه يكي از مشركين يكي از دختران پيغمبر را بر فرض اگر بگيريم كه دخترش باشد، زينب دختر رسول خدا را تهديد كرد، فقط و فقط تهديد كرد و او را ترساند، طبق اين حرفي كه آقاي سمعاني در الانساب، ج 4، ص 573 نقل مي كند كه آقاي عقبة بن نافع فقط شترش را رم داد و او را ترساند و او بچه اش را سقط كرد، پيغمبر بزرگوار اسلام دستور داد كه او را هر جا كه ديديد بكشيد. حكمش كشتن است. هر كسي او را ديد در هر جايي او را ديد او را بايد بكشد و حتي در برخي از روايات دارد كه اگر او در پرده كعبه هم آويزان بود او را بكشيد.
متن روايت:
عقبة بن نافع بن عبد القيس بن لقيط بن عامر بن أمية بن الظرب بن الحارث بن فهر بن مالك القيرواني يقال له صحبة ولم يصح شهد فتح مصر واختط بها وتولي الإمرة علي المغرب لمعاوية بن أبي سفيان وليزيد بن معاوية وهو الذي بني القيروان وأنزلها المسلمين روي أن أباه كان مع هبار بن الأسود حين نخس بزينب بنت رسول الله صلي الله عليه وسلم حين هاجرت وروي أن أباه هو الذي قال فيه النبي صلي الله عليه وسلم إن لقيتم نافعا وهبارا فاجعلوهما بين حزمتي حطب فأحرقوهما بالنار ثم قال إن لقيتموهما فاقتلوهما فإنه لا يعذب بعذاب الله.
الأنساب ج 4، ص 573
روايت در كتاب هاي شما است. تهديد صديقه طاهره كه پيغمبر او را از همه جهانيان بيشتر دوست داشت، او را پاره تن خودش معرفي كرده است، قطعاً حكمش بيش از اين ها بايد باشد. و روايات متعدد ديگري كه در كتاب هاي اهل سنت است كه اين روايات را هم نشان مي دهم كه پيغمبر بزرگوار اسلام فرموده است كه هر كس اهل مدينه را بترساند، فقط بترساند، خداوند، ملائكه و همه مردم او را لعنت مي كنند:
من أَخَافَ أَهْلَ الْمَدِينَةِ أَخَافَهُ الله عز وجل وَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ وَالْمَلاَئِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ لاَ يَقْبَلُ الله منه يوم الْقِيَامَةِ صَرْفاً وَلاَ عَدْلاً
مسند أحمد بن حنبل ج 4 ، ص 55
هر كس يكي از اهالي مدينه را بترساند، خدا او را خواهد ترساند در قيامت، لعنت خدا بر او، لعنت ملائكه بر او، لعنت همه مردم بر او باد.
اين سخن پيغمبر است، ديگر فاطمه زهرا را به عنوان اهالي مدينه كه قبول داريد؟ اميرالمؤمنين را به عنوان يك شخص از اهالي مدينه كه قبول داريد؟ خودتان گفتيد كه فقط تهديد را مي رساند، ترساندن را مي رساند و حكم ترساندن اهل مدينه هم اين است كه خدا او را در قيامت خواهد ترساند، لعنت خدا بر او، لعنت ملائكه و همه مردم بر او باد. حكم آن را هم ديديم كه در مورد زينب پيامبر فرموده بود كه حكم آن قتل است و بايد كشته شود.
اين همه روايت هايي كه در كتاب هاي شما است و اين همه اعترافاتي كه شما در كتاب هاي خودتان داريد، چرا انتظار داريد كه من شيعه خليفه دوم را باز هم دوست داشته باشم، باز هم به او احترام بگذارم، البته ما به احترام اهل سنت به آنها توهين نمي كنيم، ولي انصافاً انتظار زيادي است كه شما از ما داريد. در خدمتتان هستيم.
مجري: خيلي متشكرم از استاد يزداني، همان طور كه مستحضر هستيد چند وقتي است كه سلسله مناظراتي راه افتاده است بين آقاي سجودي و استاد عزيز استاد عباسي، اين مناظرات تأثيرات متفاوتي را داشته است، در بين شيعيان باعث خشنودي قلب آنها شده است و دل شيعيان را شاد كرده است، ولي در بين وهابي ها هم يك سري تأثيرات داشته است، اين كليپ را با هم ببينيم بر مي گرديم در خدمت استاد ابوالقاسمي خواهيم بود. كليپ شماره 16.
كليپ: (پس لرزه هاي مناظره هاشمي؛ شرك مي گويد !!!)
هاشمي:
بحمد الله استاد سجودي در همين مناظره اي كه ما داشتيم كه مجموعه اي از روحانيون و علماء و آيات عظام شيعه نماينده قم دست به هم شده بودند و مجموع چهار نفري با 15، 20 نفر كه ظاهراً بودند يا نبودند با استاد سجودي كه مطلب مطرح شد، عاقبت امر گفتند كه اين گنبد و بارگاه ها و امام زاده هايي كه مردم را سر كيسه مي كنند همه ظاهراً بهشتي باشند و ما حكم به ظاهر مي كنيم. و اين همان نتيجه اي بود كه بحمد الله توفيق و نصرت و مدد الهي و (عنايات اهل بيت عليهم السلام) (تكرار) و رضوان الله عليهم بود كه بحمد الله به نتيجه رسيديم.
[ورود آقاي هاشمي به جرگه خرافه پرستان مبارك !!!]

مجري: بله اين هم آقاي عقيل بود پس لرزه هاي بعد از مناظره فعلاً تا اينجاي مناظره، در خدمت استاد ابوالقاسمي هستيم، اينكه آقاي عقيل مي گويد كه با عنايات اهل بيت ما پيروز شديم در اين مناظره، آيا اين خودش شرك است يا خير؟
ابوالقاسمي: بسم الله الرحمان الرحيم، ديگر ايشان اياك نعبد و اياك نستعين را مراعات نكرده است، غير از خدا اهل بيتي را كه مرده اند و 1200 سال قبل از دنيا رفته اند و به قول آنها و اهانت هايي كه مي كنند كه چند تا كفن هم پوسانده اند، اين ها توانسته اند كمك كنند به آقاي هاشمي و ديگران كه در اين مناظره پيروز شوند.
من ايام فاطميه در زاهدان بودم، از نزديك شاهد بودم بعد از مناظره اگر چه شخصاً نه دسترسي به ماهواره داشتم، نه به اينترنت و اينكه حتي مناظرات را من آن موقع نديدم، وقتي برگشتم قم نگاه كردم كه اين آقا مي گويد كه چهار نفر بودند، من كه اصلاً نبودم و مناظرات را هم نديدم، حتي برخي از آقايان شاهد هستند كه من برايشان پيامك فرستادم كه چه اتفاقي افتاد، گفتند الان اين اتفاق افتاد، اين اتفاق افتاد. از شهر يزد براي من پيامك مي دادند كه الان اين اتفاق افتاد.
آقاي هاشمي اصلاً فرض بگيريم كه چهار نفر، چهار به يك، شما كمك آقاي سجودي كرده ايد يا نكرده ايد؟ اگر كمكش نكرده ايد پس چرا در راه دين كمك نمي كنيد؟ شما خلاف كرد ه ايد، اگر كمك كرده ايد چهار نفر باشد يا پانزده نفر هم آمده اند يا نيامده اند، ايشان مثلاً يك جوري مي خواهد كه دروغ نگفته باشد به اصطلاح خودش مي گويد پانزده نفر كمك آمده اند يا نيامده اند،
يزداني : قياس به نفس مي كند، آنها بيست و هفت نفره هستند، مي خواهند بيست و هفت نفر را برسانند.
ابوالقاسمي: آقاي ملازاده گفته بود كه اين ها بيست و هفت نفر پشت صحنه دارند براي يك پاسخگوييشان، حالا فرض بگيريم كه پانزده و چهار هم مي شود نوزده نفر بوديم، شما بيست و هفت نفر هستيد، به فرض شما ثابت كرده باشيد كه ما حكم به ظاهر مي كنيم در مورد امام زاده هايمان، اولا ً آقاي عباسي آن قسمت اولش را خودم اينجا بودم، قسمت اول گفتند كه نه آقاي سجودي اين حرف را نگفتم من گفتم آنهايي را كه دليل داريم، دليل داريم. آنهايي را هم كه نداريم مي توانيم حكم به ظاهر كنيم. جدايي از اينكه خيلي از آنها شهيد هستند، خيلي از آنها كرامات دارند.
جالب اينجا است كه همين آقاي سجودي آمد و گفت كه ما در مورد صحابه حكم به ظاهر مي كنيم و دليل هم داريم كه خيلي از آنها جهنمي هستند. زمره هم يعني هفتاد هزار، هفتاد هزار نفر از صحابه مرتد شده اند. اگر اين برد شما در مناظره بود، بعد از مناظره در زاهدان چندين نفر پيش خود من آمدند گفتند كه شيعه شديم، در زاهدان. حالا شما هر چه دل تنگتان است آقاي هاشمي بفرماييد، پيروز شديد يا نشديد. اما همين كه شما اين قدر خودت را از دست داده اي، كنترل خود را، حرف هايي كه مي زني نمي فهمي، با مدد اهل بيت ما پيروز شديم.
بله قطعاً اهل بيت مدد كرده اند، اين واقعاً پيروزي است كه شما مي فهميد كه اهل بيت مي توانند كاري بكنند. در مورد حضرت صديقه طاهره دشمنان آن حضرت كساني كه در شبكه خودشان مي آيند كاريكاتور حضرت زهرا را درست مي كنند و پخش مي كنند، كاري كه اروپايي ها جرأت كردند يك بار انجام دهند، مسلمان ها كلاً قيام كردند. آن وقت اين ها در شبكه شان مي آيند كاريكاتور حضرت صديقه طاهره را درست مي كنند. بكنيد حالا ما دستمان به شما نرسد، جوانكي كه اين كار را كرد قطعاً حكمش قتل است، شيعه و سني اين را گفته اند. همان طوري كه وقتي دمشقيه به حضرت صديقه طاهره جسارت كرد يكي از علماي اهل سنت خودش گفت، الان هم در سايتش موجود است، حكم دمشقيه قتل است. هر كاري كه مي خواهند بكنند بكنند. اين يك مطلب.
اما ايشان گفتند كه اهل بيت در واقع كمك كردند، براي اينكه كمك كنند اين ها قطعاً بايد عالم به احوالات شما باشند آقاي هاشمي، اهل بيت فرض هم بگيريم كه بشنوند، شما سر قبر آنها رفته ايد درخواست كمك كرده اي كه آنها كمك كرده اند يا اهل بيت عالم به احوال شما بودند؟ كدام را مي خواهي بگويي آقاي هاشمي؟
اگر بگويي كه عالم به احوال شما بودند، كه ديگر فبه المراد، اگر بگويي نه اين ها عالم به احوال شما نبودند، شما رفته ايد سر قبر گفته ايد آقايان اهل بيت در بقيع رفتيد يا آقاي حيدري را به عنوان واسطه فرستاديد، آقايان اهل بيت ما مناظره با شيعيان شما داريم به ما كمك كنيد كه آنها باخبر شدند و گرنه حالت ديگري ندارد. يا آقاي سجودي در سجده نماز جمعه اش با اهل بيت درد دل مي كرده است، شايد آقاي سجودي نماز توسل به حضرت زهرا مي خوانده است يا مولاتي يا فاطمة اغيثيني. كدام يك از اين ها است؟ در هر صورت ما بسيار خوشحال هستيم كه شما اين اعتراف را كرديد و فرموديد كه اهل بيت مي توانند تأثير گزار باشند.
اما يك تحقيقي ما انجام داده بوديم و اين تحقيق كامل شده است و ان شاء الله تا دو سه روز آينده روي سايت قرار خواهد گرفت. علماي اهل سنتي كه اقرار به شنيدن مردگان كرده اند.
صحيح بخاري، ج 1، ص 448، باب الميت يسمع خفق النعال، مرده حتي صداي كفش هايي كه مي آيد آنجا مي شنود. حتي صداي كفش كساني را كه بر سر قبرش مي آيد را مي شنود. العبد اذا وضع في قبره و تولي و ذهب اصحابه حتي انه ليسمع فرع نعالهم؛ حتي صداي رفتن را هم مي شنود. صحبت هم نكنند، فقط مي روند، اين ميت باخبر مي شود و آقايان مي گويند كه مرده نمي شنود. اين يك مدرك.
اما مدرك ديگري كه در اين زمينه است، اين صحيح بخاري بود. در صحيح مسلم هم اين طور مي گويد:
ان الميت اذا وضع في قبره انه ليسمع خفق نعالهم اذا نصرفوا؛ مرده را وقتي كه در قبرش مي گذارند، حتي صداي كفش مردم را در موقع رفتن آنها مي شنود.
اگر اين مرده اصلاً نمي شنود، قدرت سمع ندارد، چطور مي شنود؟ ابن بطال بكري قرطبي در شرح صحيح بخاري خود مي گويد: باب الميت يسمع خفق النعال.
عجيب تر از اين ها آقاي سيوطي عبارت خيلي زيبايي دارد، ببينيد كه ايشان چه مي گويد، البته آقاي سجودي يواش يواش مي گويد كه ما اين ها را هم به عنوان سني قبول نداريم.
و اما الادراكات كلعلم و السماع فلا شك ان ذلك ثابت لهم ولسائر الموتي؛ اين را از آقاي سبكي نقل مي كند، و قال الشيخ تقي الدين السبكي: حياة الانبياء شروع مي كند به صحبت كردن و اما الادراكات مانند علم و سماع شكي نيست كه ثابت براي موتي است هم براي انبياء و هم براي ساير موتي. تمام انبياء و تمام مردگان مي شنوند.
متن كامل:
وقال الشيخ تقي الدين السبكي : حياة الأنبياء ، والشهداء في القبر كحياتهم في الدنيا ويشهد له صلاة موسي في قبره ، فإن الصلاة تستدعي جسداً حياً ، وكذلك الصفات المذكورة في الأنبياء ليلة الإسراء كلها صفات الأجسام ولا يلزم من كونها حياة حقيقة أن تكون الأبدان معها كما كانت في الدنيا من الاحتياج إلي طعام والشراب . وأما الإدراكات كالعلم والسماع فلا شك أن ذلك ثابت لهم ولسائر الموتي انتهي.
الحاوي للفتاوي ج 2، ص 144
نفر بعدي كه اين مطلب را گفته است آقاي ابن كثير سلفي، تفسير ابن كثير، ج3، ص 439 است: و قد تواترت الاثار عنهم بأن الميت يعرف بزيارة حي له؛ روايت متواتر داريم كه اگر يك شخص زنده بيايد بر سر قبر مرده، مرده با خبر مي شود. و بعد از آن هم از ام المؤمنين عايشه روايت مي كند كه استأنس به؛ با او انس مي گيرد، يعني چي كه با او انس مي گيرد، با او درد دل مي كند، با او گفتگو مي كند. استيناس شما تا زماني كه نتواني با كسي ارتباط عاطفي برقرار كني با او انس نمي گيري، چطور مرده ارتباط عاطفي برقرار مي كند با زنده ها؟ باز از ابو هريره روايت نقل مي كند، اگر شخص كنار قبر شخصي بيايد و به او سلام كند، ردّ عليه السلام؛ جواب سلام را مي دهد، بعد مي آيد شروع مي كند به صحبت كردن در مورد موارد زيادي كه مرده ها صحبت كرده اند.
ما تقاضا مي كنيم چاپ وهابيت اين مورد را عزيزان اگر پيدا كنند، مي بينند كه اين صفحه و صفحه قبل و بعد آن را كلاً حذف كرده اند، چون راجع به صحبت كردن مردگان است و شنيدن آنها، سه صفحه را كامل از تفسير ابن كثير آقايان امانت دار حذف كرده اند، چقدر اين ها ديانتشان قوي است، خب ابن كثير هم لابد سني نيست.
آقاي ابن قيم جوزيه هم شبيه همين عبارت را مطرح مي كند در كتاب خودش و اينچنين مي گويد: الميت يعرف زيارة الحي له، در سه كتاب اين مطلب آمده است، آقاي زرعي دمشقي كه بزرگ آنها است مي گويد:
و السلف مجمعون علي هذا و قد تواترت الآثار عنهم بأن الميت يعرف زيارة الحي له ويستبشر به
الروح في الكلام علي أرواح الأموات والأحياء بالدلائل من الكتاب والسنة ، اسم المؤلف: أبو عبد الله شمس الدين محمد بن أبي بكر بن أيوب بن سعد الزرعي الدمشقي الوفاة: 751 هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1395 - 1975 الروح ج 1، ص 5
بعد مي گويد كه شما وقتي سر قبر مي رويد، چه چيز به مرده ها مي گوييد؟ سلام من يخاطبونه فيقول السلام عليكم دار قوم مؤمنين و هذا خطاب لمن يسمع و يعقل؛ اين خطاب براي كسي است كه مي شنود، ولولا ذلك لكان هذا الخطاب بمنزلة خطاب المعدوم و الجماد؛ و گرنه با سنگ كه نمي خواهد صحبت كند، شما سنگ را مخاطب خودت قرار مي دهي؟ مگر اينكه آقاي هاشمي شما بت پرست باشي و با سنگ ها صحبت بكني. و السلف مجمعون علي هذا؛ اين اجماع همه اهل سنت است. آن وقت آقاي سجودي مي گويد كه من اين ها را سني نمي دانم. و قد تواترت الآثار عنهم بأن الميت يعرف زيارة الحي و يستبشر به؛ متواتر هم هست كه مرده از اينكه زنده سر قبرش مي آيد آگاه و خوشحال مي شود.
بعد تعداد زيادي از روايات را مي آورد كه همين مطلب در فواكه العذاب، ج 6، ص 501، آقاي احمد بن ناصر تميمي حنبلي اين را آورده است و أضواء البيان كه مفصل و معروف است.
مورد بعدي ابن جرير طبري گفته است، احمد بن ادريس گفته است، آلوسي گفته است. والحق ان الموتي يسمعون في الجمله؛ نظر درست اين است كه بگوييم في الجمله ميت ها سماع دارند، روح المعاني، ج 21، ص 57. و بسياري از علماي ديگر همين مطلب را تصريح كرده اند. اما از ديگر علمايي كه اين را گفته اند، آقاي نبوي است، آقاي محمد بن حسن شيباني كه مي گويد: اجماع اكثر صحابة عليهم،آقاي شيباني بزرگ اهل سنت به حساب مي آيد، شيخ زمان خودش بوده است. در الجامع الصغير، ج 1، ص 273، اين را نقل مي كند.
از اين عجيب تر آقاي ابن تيميه كه سر دسته وهابي ها است، آقاي سجودي ايشان را نمي تواند بگويد كه سني نمي دانم، خيلي عجيب است كتب و رسائل و فتاواي ابن تيميه، ج 24، ص 379، آيا ميت در قبرش صحبت مي كند يا نه؟ فأجاب يتكلم؛ صحبت كه مي كند، گاهي اوقات مي شنود، ايضاً چه چيزي را مي شنود؟ ايضاً من كلمه؛ كسي كه با او صحب كند، كسي با او صحبت كند، مي شنود.
در روايت صحيح داريم كه انه يسمعون قرع نعالهم أن الميت يسأل في قبره تا آخر. منافق هم در قبر صحبت مي كند و بعد مي گويد خدا صداي اين را پوشانده است، و گرنه همه مردم مي شنيدند، اين صداي فرياد منافق اين قدر شديد است كه همه مردم صدايش را مي شنيدند. پس بعضي وقت ها خدا جلويش را گرفته است. پس اين نيست كه مرده تا مرد جمادات شود و نشنود. اجماع اهل سنت است، اجماع اكثر صحابه عليه، و از همه عجيب تر آقاي محمد بن عبدالوهاب، محمد بن عبدالوهاب گفته است؟ بله ايشان در كتاب احكام التمني الموت، ج 1، ص 458، عبارت آن طولاني است، مطرح مي كند كه وقتي كه شخص را در قبر مي گذارند، صحبت مي كند. ان الميت يعرف من يغسله؛ متوجه مي شود كه غسلش مي دهند، اين نيست كه نبيند و نشنود، ينظر الي جسده؛ به جسدش نگاه مي كند، به او گفته مي شود إسمع ثناء الناس عليك؛ بشنو ببين كه مردم چه مي گويند.
شيخين روايت دارند كه پيغمبر ايستاد بر سر كشتگان بدر و گفت: فلاني فلاني فلاني آن چيزي كه خدا وعده داده بود، شما حق دانستيد؟ آن چيزي كه خدا به من وعده داده بود حق است، عمر گفت: پيغمبر اين ها جسد هستند روح ندارند، حضرت فرمودند: ما انتم بأسمع لما اقول منهم؛ شما از ما بهتر نمي شنويد، بعد تعداد زيادي روايت هاي فراوان راجع به اينكه مرده مي شنود را مطرح مي كند. آقا محمد بن عبدالوهاب مشرك است، ابن تيميه مشرك است، يكي يكي همه مشرك هستند، فقط در اين دنيا آقاي سجودي مي ماند و حوضش.
فقط من تقاضا مي كنم كه يك بار ديگر كليپ را پخش كنند تا همه ببينند آقاي هاشمي تصريح مي كند كه اهل بيت عصمت و طهارت به ما كمك كرده اند. اين كليپ را دوباره پخش كنيد.
مجري: يك بار ديگر كليپ را شماره 16 را اگر اتاق فرمان امكانش است لطفاً پخش كنيد.
كليپ: (پس لرزه هاي مناظره هاشمي شرك مي گويد !!!)
هاشمي:
بحمد الله استاد سجودي در همين مناظره اي كه ما داشتيم كه مجموعه اي از روحانيون و علماء و آيات عظام شيعه نماينده قم دست به هم شده بودند و مجموع چهار نفري با 15، 20 نفر كه ظاهراً بودند يا نبودند با استاد سجودي كه مطلب مطرح شد، عاقبت امر گفتند كه اين گنبد و بارگاه ها و امام زاده هايي كه مردم را سر كيسه مي كنند همه ظاهراً بهشتي باشند و ما حكم به ظاهر مي كنيم. و اين همان نتيجه اي بود كه بحمد الله توفيق و نصرت و مدد الهي و (عنايات اهل بيت عليهم السلام) (تكرار) و رضوان الله عليهم بود كه بحمد الله به نتيجه رسيديم.
[ورود آقاي هاشمي به جرگه خرافه پرستان مبارك !!!]
مجري: ما تبريك عرض مي كنيم به جناب آقا عقيل ورودشان را، البته بقيه كارشناسان اگر خواستند از اين حرف ها بزنند ولي انصافاً ديگه آقاي عبدالله حيدري از اين حرف ها نزند. ما خجالت مي كشيم كه بگوييم اين ها به جرگه مي پيوندند كه قبلاً رد مي كردند. اين از پس لرزه هاي اين مناظره بود، ان شاء الله اين مناظرات ادامه خواهد داشت، اگر آنها كوتاه نيايند و بهانه تراشي نكنند، ما از الان مي گوييم كه به دنبال بهانه نباشند براي اينكه به بهانه هاي مختلفي كه اين ها در ذهنشان است براي مناظرات بخواهند جلوي مناظرات را بگيرند. ان شا ءالله كارشناسان ديگرشان هم بيايند، ما دست آقاي عباسي را مي بوسيم واقعاً دل شيعيان را در اين مدت شاد كرد، ان شا ء الله كه قلب بقية الله الاعظم هم از اين مناظرات شاد شده باشد.
بريم كليپ بعدي را ببينيم، كليپ شماره 17 را بر مي گرديم و در خدمت استاد يزداني خواهيم بود.

كليپ: (موضوع: تمسخر شيعه در گفتار هاشمي)
هاشمي:
داشتم مجموعه اي از رواياتي كه در كتاب كافي ارائه شده است را مطالعه مي كردم، اهل بيت رسول خدا اين گونه روايت ارائه داده اند، ما اين را از كتاب كافي كه صحيح ترين كتاب ها است، ارائه دهيم، مي گويد: خروس سفيد رفيق شيعه است، ابو عبدالله عليه السلام گفته است: خروس سفيد رفيق من است و رفيق هر مؤمن است. بعد مي گويد كه خروس سفيد خصلت و شيوه پيامبران را دارد، در كتاب كافي، كتاب دواجن، باب ديك، ج 6، مظلوم تر از اهل بيت هيچ كس نبودند، اين گونه روايات مزخرف به اهل بيت نسبت مي دهند در كتاب كافي كليني از صحيح ترين و معتبرترين كتب اين فكر، خصالي كه خروس دارد: دست و دل باز است از سخا، شجاع است، قانع است و اوقات نماز را مي شناسد. و كثرة الطروقة و الغيرة؛ و خروس خيلي غيرت دارد. سجده خروس سفيد كه اين سجده ها را انجام مي دهد، و مي گويد: طائر الخطاف يعتبر من الشيعة، ان دورانه في السماء، طائر الهدهد مكتوب علي جناحه؛ بر بال هدهد نوشته شده است مكتوب بالسريانية به زبان سرياني تا كسي تحقيق نكند و نتواند بخواند. آل محمد خير البريه؛ آل محمد بهترين بشر هستند. كتاب كافي كتاب صيت، و باب الهدهد و سرر.
مجري: افاضات آقا عقيل را هم شنيديم، ايشان ادعا كرد و گفت كه در كتاب صحيح كافي، كه نزد شيعيان صحيح است، اتاق فرمان بلافاصله در گوش من گفتند كه بنده عرض كنم كه آيا شيعيان كتاب صحيح دارند؟ چون اين ها كه شيعه بودند تا حالا همچين چيزي نشنيده بودند. ظاهراً آقاي هاشمي در اين مدت آن قدر شيعه شده است كه كتب شيعه را به شيعيان معرفي مي كند. علي اي حال گفتند كه يك سري روايات داريم در مورد پرندگان و اينكه پرندگان ذكر مي گويند و غيره ذلك. البته در سند اين روايت اينجا خودش مشخص بود در همان فايل word كه اين ها نشان دادند «رفعه ان فلان» داشت و ان بعض اصحابه كه كسي كه با الفباي علم رجال آشنايي داشته باشد مي داند كه اين گونه روايات با اين گونه اسناد هيچ حجيتي ندارد. اما ايشان با لفظ مزخرف اين روايات را ياد كرد، با تعبير ايشان من اين سوال را مي پرسم آيا از اين مزخرفات به تعبير ايشان در كتب اهل سنت هم داريم يا خير؟
يزداني: بسم الله الرحمن الرحيم قبل از اين نكته اي را كه دوست عزيزمان آقاي ابوالقاسمي تذكر دادند من هم تذكر بدهم، بحث كاريكاتور كشيدن حضرت زهرا را، من اينجا واقعاً به اين آقاي خدمتي هشدار مي دهم كه اگر بار ديگر از اين چيزها در شبكه شما نشان داده شود، بچه هاي شيعه هم بلد هستند كاريكاتور بكشند، در همه صفحات فيس بوك در هر جايي از اينترنت مي گويم كه اين كاريكاتور را بكشند، كاريكاتور آقاي شهاب خولاني را با يك كسي، اين را مي كشند و همه جا پخش مي كنند، اگر بار ديگر جلوي اين سگ ولگرد آلماني را نگيرند ما اين كار را حتماً انجام خواهيم داد. با كسي هم تعارف نداريم، يا كليپ هايي را كه دشمنان درباره رضاعه كبير درست كردند و كاريكاتورهايي را كه درباره رضاعه كبير كشيده اند، آنها را حتماً منتشر خواهيم كرد و در شبكه خودمان نشان خواهيم داد. جلوي اين آقا را اگر نگيريد و همين جور ادامه پيدا كند، ما هم بلد هستيم.
مجري:
از آنها هم بهتر بلد هستيم.
يزداني:
مرد هستيد بحث علمي كنيد، يعني چه كه شما زشت ترين كاريكاتور را درباره حضرت زهرا مي كشيد، آن شلوار و آن قيافه و آن چيزهاي ديگر كه انسان نمي تواند تصور آن را كند. اين ها خودشان را مسلمان مي دانند و بعد چنين كاريكاتور زشتي از حضرت زهرا سلام الله عليها مي كشند و در شبكه اي كه ادعا مي كنند مسلمان هستند، آن را پخش مي كنند.
مجري:
ادعا مي كنند كه پيرو پيامبر و اهل سنت هستند، شيعه ها بلد هستند و از اين قشنگ تر هم بلد هستند، حالا اگر جرأت دارند بار ديگر از اين كارها كنند.
يزداني: من به شيعيان مي گويم كه كاريكاتور شهاب خولاني را آماده كنند كه اگر يك بار ديگر اين كار را كردند، مستقيم در صفحه فيس بوك خود عبدالله حيدري ما آن را خواهيم گذاشت.
اما سوالي كه پرسيديد قضيه رواياتي كه ايشان از كتاب كافي خواند واضح بود، روايات سند ها همه ضعيف بود بلا استثناء. عن بعض اصحابه رفعه فلان و فلان. خود آقاي هاشمي بارها و بارها اين مطلب را متذكر شده اند كه استناد به روايت ضعيف خودش زشت ترين كار است، مثال آن را اگر بخواهم بزنم ممكن است كه مردم سر سفره باشند و گفتند كه نزنيد من هم نمي زنم كه خود آقاي هاشمي مثالش را زده است.
اما اينكه پرندگان مي توانند صحبت كنند، شكي در آن نيست، آيات قرآن كريم، روايات شيعه و سني اينكه حيوانات با پيامبران صحبت كرده اند، در صحيح بخاري ده ها روايت داريم كه پيغمبر با شتر صحبت كرده است، با گرگ صحبت كرده است، با آهو صحبت كرده است، اين ها را ما در سايت موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر در ذيل مقاله حمار يعفور يا شهاب بن يزيد همان شهاب ابراهيمي در آنجا آورده ايم، حالا دوستان بروند و مقالات را بخوانند.
آيه قرآن كريم سوره انبياء، آيه 79، كه خداوند مي فرمايد: فَفَهَّمْنَاهَا سُلَيْمَانَ وَكُلا آتَيْنَا حُكْمًا وَعِلْمًا وَسَخَّرْنَا مَعَ دَاوُدَ الْجِبَالَ يُسَبِّحْنَ وَالطَّيْرَ وَكُنَّا فَاعِلِينَ؛ كه ما مسخر گردانيديم كه آنها و پرندگان با او تسبيح مي گفتند و اين همه را ما كرديم. نص صريح قرآن است كه طير مي تواند صحبت كند، پرندگان مي توانند صحبت كنند و مطالب ديگر.
حالا همين روايتي كه اين آقا از كتاب هاي شيعه نشان داد، من همين روايت را از كتاب هاي اهل سنت جستجو زدم «الديك الابيض»، در 109 كتاب از كتاب هاي اهل سنت آمده است. اگر پايين صفحه را زوم كنيد من فقط الديك الابيض را جستجو زدم اين پايين عدد نتايج 109. ان الديك الابيض صديقي و عدو عدو الله؛ پيغمبر بزرگوار اسلام فرموده است، مثل همان روايتي كه شما از امام صادق از كتاب شيعه نشان داديد، پيغمبر بزرگوار اسلام مي فرمايد: خروس سفيد دوست من و دشمن دشمنان خداست. از خانه صاحب خود و هفت خانه آن طرف تر محافظت مي كند.
عيون الاخبار كه در اين باره گفته است و كتاب هاي متعدد كه اين قضيه را نقل كرده اند، حالا ما كاري به سند آن نداريم، سندش ممكن است كه در كتاب هاي شما هم ضعيف باشد، در كتاب هاي ما هم ضعيف است، ولي از اين مزخرفات اگر در كتاب هاي ما است، در كتاب هاي شما هم هست. اگر براي ما در كتاب كافي آمده است، نشان داديم كه در 109 كتاب از كتاب هاي شما آمده است كه خروس سفيد دوست پيغمبر است. حالا راست است يا دروغ است اين را نمي خواهيم كه بررسي كنيم. از اين گذشته ما روايات فراواني در كتاب هاي اهل سنت داريم كه بعضي از پرندگان شيعه هستند و دشمنان اهل بيت عليهم السلام را لعن مي كنند.
تفسير البغوي، معروف به معالم التنزيل، الامام محيي السنة آقاي بغوي، ج 6، ص 149، ذيل آيه 17 سوره نمل، مي گويد: جماعتي از يهود به ابن عباس گفتند كه ما هفت سوال از تو مي كنيم اگر جواب درست دادي ما تصديق مي كنيم و مسلمان مي شويم، گفت: سوال كنيد، سوال كردند از «القنبر في صفيره والديك في صعيقه و ... تا آنجايي كه ابن عباس جواب مي دهد قال: نعم و اما القنبر فيقول: اللهم العن مبغضي محمد و آل محمد و أما الديك فيقول: اذكروا الله يا غافلين؛ خدايا لعنت كن هر كس را كه بغض محمد و آل محمد را در دل دارد، خروس چه مي گويد؟ به ياد خدا باشيد اي غافليني كه اين همه جسارت مي كنيد به حضرت زهرا، لعنت خدا بر همه كساني كه اين كاريكاتور را كشيدند و لعنت خدا بر همه كساني كه آن را در شبكه خود پخش كردند، چه كسي مي گويد؟ قنبر مرغي كه خدا او را خلق كرده است و اين قضيه را فرياد مي زند.
بعد روايت ديگري از امام صادق از اجداد خودش از امام حسين عليه السلام نقل مي كند از نسر كه چه مي گويد، از عقاب كه چه مي گويد، تا به بحث قنبر مي رسد كه الهي العن مبغضي آل محمد؛ خدايا لعنت كن هر كس بغض آل محمد را در قلب خودش دارد. و مطالب ديگري هم مي آورد. اين از كتاب آقاي تفسير بغوي. در تفسير قرطبي هم همين روايت آمده است،
ابوالقاسمي: آقاي ابن تيميه گفته است كه تفسير بغوي از تفاسيري است كه از روايات مجهوله و ضعيف خالي است.
يزداني: بله صريح در كتاب خودش گفته است. كتاب الجامع الاحكام القرآن، معروف به تفسير آقاي قرطبي، ج 16، كه كامل محمد الخراط اين را تحقيق كرده است، ذيل آيه 15 و 16 نمل اين قضيه را آورده است. اذا صاح القنبر قال: الهي العن مبغضي آل محمد؛ صلي الله عليه و آله، خطاف چه مي گويد، الحمد الله رب العالمين تا آخر و الضالين را مي گويد و مي خواند. اين كه كتاب شيعه نيست، مهمترين تفاسير شما اين تفسير است، تفسير آقاي بغوي، تفسير آقاي قرطبي، تفسير ابن كثير و تفسير آلوسي. و تفسير آقاي آلوسي كه خيلي روايت در اين باره مي آورد، روح المعاني، معروف به تفسير آلوسي، چاپ دار الاحياء التراث، ج 19، ص 171، ذيل همان آيه روايات فراواني مي آورد از طريق اهل بيت عليهم السلام و از طريق اهل سنت كه اين قضايا هست كه پيغمبر با بلبلي صحبت كرده است و بلبل چه گفته است وصاح هدهد كه اين ها هدهد را هم مي گفتند، هدهد هميشه فرياد مي زند، يقول استغفرو الله تعالي يا مذنبون؛ از خدا طلب مغفرت كنيد اي گنهكاران، طيوطي چيز ديگر مي گويد، خطاف چيز ديگري مي گويد، رخمه و قمري هر كدام يك چيز مي گويند تا آنجايي كه بحث قنبره را مي آورد، و القنبره تقول اللهم العن مبغض محمد و آل محمد؛ خدايا لعنت كن دشمنان اهل بيت عليهم السلام را و آنهايي كه اين كاريكاتورها را كشيدند و آنهايي كه در شبكه خود نشان دادند. هر كسي كه مسلمان است، هر كسي كه دين دارد تمام كوه ها، تمام بيابان ها، تمام ريگ هاي آسمان دشمنان اهل بيت را لعنت مي كنند و به قول هدهد از خدا طلب استغفار كنيد كه خداوند گناه شما را ببخشد هر چند كه گناه بسيار بزرگي است كه هرگز قابل بخشش نيست. در خدمتتان هستيم.
مجري: خيلي متشكرم از استاد يزداني اين هم به تعبير آقا عقيل اين هم رواياتي بود كه ما از مزخرفات خوانيدم و در كتب اهل سنت آمده است. واقعاً قلب ما را به درد آورد، من نمي دانستم كه اين مسئله مي خواهد مطرح شود كه كاريكاتور حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها در شبكه پخش شده است و مورد تمسخر قرار گرفته است و اينكه ناصبي ها حكم آنها چه است، خودشان مي دانند، بايد شبكه كلمه جلوي اين حركت ها را بگيرد، ما در اين حد از اين ها انتظار نداريم، يعني در همان حد كه مي خواهند ظاهر سازي كنند اين را حفظ كنند و حداقل ظاهر سازي خود را نسبت محبت به اهل بيت حفظ كنند و از اين كارها نكنند، طبعات خيلي بدي دارد.
استاد ابوالقاسمي كليپ بعدي را با هم ببينيم؟
ابوالقاسمي: براي كليپ بعدي ما سوالي مطرح نكرديم، چون كه به اصطلاح خود آقاي هاشمي از كسي كه كارشناس شبكه كلمه نيست، آقاي سجودي را آقاي هاشمي گفت كه ما كارشناس هاي اصلي خود را نياورده ايم تا به آنها اهانت نشود، حفظ حرمت شود، لذا آقاي سجودي را ايشان نخودي حساب كرده است، در اين جمع كه آورده اند به عنوان بازيچه بچه شيعه هاي شبكه ولايت شود، به قول خودشان شير بچه هاي امير مؤمنان، بعضي از مردم تعبير مي كنند، جناب آقاي عباسي تعبيري است كه آقاي سجودي به عنوان يك بازيچه اي در دست آقاي عباسي است، كه هر چيزي كه مي گفت جناب آقاي عباسي جوابش را مي داد. اما چون ايشان كارشناس اصلي شبكه كلمه نيست و او را به عنوان يك شخص زاپاسي كنار گذاشته اند، ما ديگر از او كليپ پخش نخواهيم كرد، مگر اينكه آقاي هاشمي عذرخواهي كند از آقاي سجودي و بگويد كه نه ما ايشان را به عنوان كارشناس قبول داريم، البته مناظرات را ادامه خواهيم داد چون ما به آقاي سجودي قول داده ايم، حالا دل اين آقاي كارشناس كنار زاپاس را نشكنيم و مناظره را ادامه مي دهيم و خود آقاي عباسي ادامه خواهند داد ولي طبيعاً منتظر شخص ديگري هستيم.
همين آقاي خدمتي كه حتي روايت را نمي دانست كه در كدام كتاب آمده است، متن آن را هم نديده بود، ما خيلي خوشحال مي شويم كه آقاي خدمتي براي مناظره بيايد، روز شماري مي كنيم براي آن زماني كه رئيس شبكه كلمه بيايد و ببينيم كه چند مرده حلاج است؟ اين آقاي سجودي كه مي گفت بله من به خاطر اين شبهه و مهمترين شبهه اي بوده است كه من سني شده ام، شبهه اش اين بود ببين كه بقيه اش چيست؟ اما مطلبي كه هست اين است كه اين ها در اين مناظره و در اين چند روز يا چند ماه است كه مي گوييم خواهش مي كنيم كه يك روايت بياوريد و بگوييد كه ما سند اين روايت را صد در صد صحيح مي دانيم، نمي خواهيم كه خلافت را ثابت كنيد، فضيلت يا جناب ابوبكر يا جناب عمر يا جناب عثمان يا جناب ام المؤمنين عايشه با سند صحيح در كتب اهل سنت.
هفته قبل كه آقاي هاشمي كلي گويي كرد گفت در صحيح بخاري چندين روايت صحيح است، ما از اول روايت شروع كرديم و نشان داديم كه چقدر اشكال دارد. آقاي سجودي هم آمد و ادعا كرد كه ما روايت سند صحيح داريم و آن هم روايت عشره مبشره است.
اين روايتي كه ايشان ادعا كرده است كه سندش صحيح است، در همان مناظره هم ايشان گفت كه من از غير بخاري و مسلم هيچ چيزي را قبول نمي كنم، هر چيزي كه با بخاري و مسلم در تعارض باشد من قبول نمي كنم. آقاي سجودي از شما سوال مي پرسيم روايت عشره مبشره در كجاي بخاري و مسلم آمده است؟ هر وقت شما توانستيد از صحيح بخاري و مسلم عشره مبشره كه مهمترين فضيلت خلفاء به نظر شما است، براي ما بياوريد ما از شما قبول مي كنيم. ادعاي بدون دليل كه نمي شود، شما براي ما يك سند صحيح براي عشره مبشره بياوريد.
جناب استاد روستايي اولين تحقيق حرفه اي كه انجام دادند، آن دوره اي كه ما با هم خدمت آيت الله طبسي بوديم، آن موقع اولين تحقيق ايشان كه به اصطلاح جوان شيعه مبتدي مي توانست انجام دهد، بررسي تمام سندهاي عشره مبشره بود، آن موقع ثابت شد كه هيچ يك از اين روايات سند صحيح ندارد، واي به حال اينكه الان با اين امكاناتي كه ما داريم و اين برنامه ها، جناب آقاي سجودي ما از شما عاجزانه مي خواهيم، اگر چه شبكه كلمه حرمت شما را شكست و تعبير عوامانه آن اين است كه اين آقا را اخ تف كردند، انداختنش كنار كه ايشان اصلاً كارشناس اصلي ما نيست، ما نمي خواهيم حرمت بقيه شكسته شود همين آقا حرمتش شكسته شد بس است.
اما يك نكته اي در كتاب صحيح بخاري آمده است دقيقاً بر ضد ادعاي خود آقاي سجودي كه گفت روايت عشره مبشره معتبرترين روايت در فضيلت خلفاء است، در صحيح بخاري من تقاضا مي كنم اين ها لعبد الله بن سلام را جستجو بزنند، قطعاً شما آقاي سعد بن ابي وقاص را جزء عشره مبشره مي دانيد، حالا من تعريفات مختلف آن را عرض خواهم كرد.
باب مناقب عبدالله بن سلام، صحيح بخاري، ج 3، ص1387، خود آقاي سعد بن ابي وقاص پسر سعد از پدرش نقل مي كند، بابا! مني كه شما مي گوييد جز عشره مبشره هستم، نشنيدم پيامبر كسي را بهشتي معرفي كند جز عبدالله بن سلام. ماجراي همان امام جماعت سر كوچه است كه مي گفت كه امام جماعت سر كوچه ما هر هفته به معراج مي رود، خوب، كاري ندارد از خودش مي پرسيم، رفتند و سوال كردند گفت كه نه بابا اين حرف ها نيست، گفت كه اين از خباثتش است كه اين حرف ها را مي زند من خبر دارم كه هر هفته به معراج مي رود.
آقاي سجودي راجع به سعد بن ابي وقاص چه مي خواهي بگويي؟ ايشان مي گويد كه من خودم با پيغمبر بوده ام يك بار نشده است كه بشنوم كه بگويد شما بهشتي هستيد، فقط راجع به عبدالله بن سلام گفته است. آقاي سجودي اين را مي خواهي چه كار كني؟
مطلب بعدي كه خدمت شما عرض مي كنم تعريفاتي است كه از اين عشره شده است و اينكه چه كساني هستند، ما قبلاً كليپ هاي آقاي ظهرابي را پخش كرده ايم، تعريفي كه از عشره مي كند: ابوبكر، عمر، عثمان، اميرمؤمنان، سعد بن ابي وقاص، جناب حمزة بن عبدالمطلب، حضرت جعفر، ابو عبيده جراح، عثمان بن مظعون، عبد الرحمن بن عوف.
اما در كتب ديگر با سند صحيح آمده است، يكي از اين ها قطعاً بايد حذف شود چرا؟ چون پيغمبر خودشان را جزء ده تا دانسته اند، من، ابوبكر، عمر، عثمان، علي، عبد الرحمن بن عوف، طلحه، زبير، سعد بن ابي وقاص، سعيد بن زيد. از اين تعريف جعفر بن ابيطالب، حمزة بن عبدالمطلب حذف شده است، از آن طرف آقاي سعيد بن زيد اضافه شد و خود پيغمبر. باز در جاي ديگر ابو عبيده جراح را حذف كرد ه اند.
در جاي ديگر آقاي ابو سعيد خدري را اضافه مي كند، جاي ديگر عبدالله بن مسعود را جزو اين ده تا مي داند، خودشان تمام سندهايش را معتبر دانسته اند. اصلاً اين ده تا چه كساني هستند؟ پدر به پسرش گفت كه بيا اين ده تومان را از من بگير، دست كرد در جيبش پنج توماني در آورد، بعد گفت كه اين دو تومان هم زياد است، يك تومان گذاشت كف دستش و رفت. حالا اين ده تا چه كساني هستند؟
ده تا كه يكي از آنها پيغمبر است مي شود نه تا، اين نه هم كه معلوم نيست چه كساني هستند، اختلاف داريد، سعد بن ابي وقاص كه قطعاً جزو اين نه است، خودش مي گويد كه من نيستم، شما اين را چه كار مي كنيد؟ آقاي سجودي شما كه ديگر كارشناس نيستيد، شما كنار رفتيد مثل عبدالله از آلمان به حساب مي آيي، شما برو ظهرهاي جمعه در نمازت يك كم فكر كن و جواب سوالات سخت ما را در بياور بلكه شما نماني و حوضت، اما آقاي خدمتي، آقاي هاشمي، آقاي حيدري آقاي كلهر را بگوييد كه به شما كمك كنند، آقاي عبد الرحمن دمشقيه را بياوريد، آقاي عثمان الخميس را بياوريد، همه شما جمع شويد، كل كامپيوترهايتان را هم بگذاريد، مفتي اعظم عربستان آل شيخ را هم بياوريد، از زاهدان هم هر كسي را خواستيد بياوريد، يك روايت صحيح پيدا كنيد. ما خسته شديم چقدر اصرار كنيم، براي اهل سنت آبروريزي است، يك روايت از شما خواستيم، نمي خواهيد از خلفاء خود دفاع كنيد؟ اين قدر غيرت دفاع نداريد؟ آقاي هاشمي اگر اين هفته نياوري، ما علناً اعلام مي كنيم كه آقاي هاشمي و شبكه كلمه از آوردن يك روايت در فضيلت خلفاي خود عاجز ماندند. يك روايت با سند بايد معرفي كنيد. نياوريد آبروي خودتان رفته است. خدمت شما هستيم.
مجري: خيلي متشكرم، بله همان طور كه استاد ابوالقاسمي فرمودند اگر هفته آينده روايت صحيح السندي در مورد فضيلت خليفه اول و دوم و سوم يا عايشه از جانب شبكه كلمه اعلام نشود ما پرونده اين بحث را مختومه اعلام مي كنيم و اهل سنت به اين يقين مي رسند كه اين شبكه كه اين قدر ادعا دارد كه ما اهل سنت هستيم حتي براي دفاع از خلفاء حاضر نيست حتي يك دانه صحيح از كتب اهل سنت ارائه دهد يا اينكه واقعاً روايت صحيحي در كتب اهل سنت وجود ندارد.
بريم يك ميان برنامه ببينيم بر مي گرديم و شنوده صداي شما عزيزان خواهيم بود.
سؤالات بينندگان آقاي پورميري از اصفهان نوبت به شنيدن صداي شما و سوالات شما عزيزان رسيده است، تماس اول آقاي پورميري از اصفهان از شيعيان گرامي، سلام عليكم و رحمت الله.
بيننده پشت خط: سلام عليكم و رحمة الله و بركاته، عرض سلام و تسليت خدمت شما و كارشناسان محترم، در دو تا برنامه آقاي هاشمي و ظهرابي و استاد اعظم آنها آقاي خدمتي راجع به ارث فدك گفتند كه در مذهب شيعه زن ارث نمي برد، نمي دانم اين ها در مذهب خودشان مگر در قرآن ندارند كه زن ارث نمي برد، مگر حضرت فاطمه زهرا زن پيامبر بود؟ ايشان دختر پيامبر بود و ارث مي برد و متأسفانه آقاي هاشمي خيلي فتح الفتوح كرد و فرمودند كه اين ظلمي است كه به زن در شيعه كرده اند و آقاي خدمتي هم ايشان را تأييد مي كرد.
مسئله دوم اين بود كه يك نفر راجع به وام ازدواج از آقاي خدمتي سوال كرد كه كارمزدي كه بانك ها در ايران مي گيرند، اين وام ازدواج حلال است يا حرام، ايشان پاسخ خيلي مسخره اي داد كه ايشان استاد اعظم و مدير شبكه هستند، گفتند كه كارمزد راجع به وام مسكن قابل قبول است، چون كارگري كار مي كند و مزد مي برد، ولي براي وام ازدواج كارمزد چيزي كار نمي كند كه مزدي ببرد. يعني يك مفهوم ساده كارمزدي كه بانك ها مي گيرند يعني بانك وامي مي دهد و مزد پرسنل و بانكداري را مي گيرد، ايشان وام مسكن را كارمزد آن را كاركرد مي داند كه در وام ازدواج معنا پيدا نمي كند، چون كارگري كار نمي كند، اين خيلي براي من جالب بود اميدوارم كه كليپ آن را داشته باشيد، پاسخ به شبهات اين استاد اعظم.
در مناظره آقاي سجودي هم الان آقاي ابوالقاسمي فرمودند كه ايشان سجده رفته بودند، معلوم است كه ايشان در نماز حواسشان نبوده است و خيلي نگران اين مناظره بوده اند كه در سجده حديث حوض را كشف كردند كه پيامبر مشخص است كه وقتي فوت كرده است، در قبر پوسيده بوده است و چطور مي دانسته كه اصحابش چه كار كرده اند، كه ايشان مثال زدند براي استاد عباسي كه ايشان فوت كرده بوده است، ايشان از درك اين عاجز است كه پيامبر در زنده بودنش اين را گفته است، مثل اينكه صحيح بخاري از آخر خبر آورده است، احتمالاً آقاي بخاري رفته است در آن دنيا و حديث را شنيده است و براي آقاي خدمتي پيام آورده است، در صورتي كه اين حديث در زمان حيات پيامبر بوده است. خيلي متشكرم از اينكه وقت داديد، سوالات بعدي را مي گذارم براي جلسات ديگر.
مجري: ممنون و متشكريم از شما، خيلي از كليپ هاي اين ها را ما مطرح نمي كنيم، واقعاً به جاي خنده داري رسيده است.
يزداني: يك كليپ را ما داشتيم كه همين بعدازظهر به عنوان جك سال در يكي از سايت ها گذاشتيم كه بينندگان آن سايت مفصل جواب دادند، همين جوابي بود كه آقاي پورميري دادند.
مجري: فكر نمي كنم كه ارزش آن را داشته باشد كه در شبكه مطرح شود.
ابوالقاسمي: ما عرض كرديم كه روزشماري مي كنيم كه آقاي خدمتي تشريف بياورند براي مناظره، البته گفتند كه ما مي خواهيم آقاي عباسي را عوض كنيم، نمي دانم كه آقاي هاشمي از كجا اين اطلاعات دقيق را دارد، اگر جلسه اي بوده است، من كه نبودم، من تازه ديشب رسيدم، ساعت دو نصف شب رسيدم تهران، اين جلسه كي برگزار شده است كه شما دو روز قبل از آن باخبر شديد آقاي هاشمي كه ما بنا است كه اين گروه را عوض كنيم.
مطلب بعدي اين است كه شما گفتيد كه احتمال دارد آقاي خدمتي براي مناظره بيايد، پس شما مي خواهيد عوض كنيد ما كه مشكلي نداريم. ما حاضريم حتي براي مناظره با مفتي اعظم عربستان كساني كه بيننده هستند آقاي شريفي يا امثالهم را بفرستيم و قطعاً همان بلايي كه سر آقاي سجودي آوردند، سر آنها هم خواهند آورد.
مجري: آقاي سجودي صحابه را لت و پار كرد و به خصوص در مناظره اول چيزي باقي نگذاشت از حرمت براي صحابه و اصحاب كه اهل سنت واقعاً تعجب كرده بودند كساني كه ما با آنها در ارتباط هستيم كه حالا شايد مصلحتي بوده است كه آقاي سجودي اين طور گفته است، مصلحتي را كه ما درك نكرديم اگر مصلحتي هست ايشان بگويد كه طبق اين مصلحت من اين طور گفتم، شايد هم تقيه كرده است.
عبد الرؤف از كرمان تماس بعدي آقاي عبدالرئوف از كرمان از عزيزان اهل سنت، سلام عليكم و رحمت الله.
بيننده پشت خط: سلام عليكم آقاي حسيني و سلام خدمت كارشناسان شما ابوالقاسمي و يزداني، اگر اجازه دهيد مي خواستم يك اعتراض داشته باشم و يك سوال، اين مناظره اي كه شما به راه انداختيد بين آخوند عباسي و استاد سجودي، به نظر بنده اصلاً برابر و منصفانه نبود،
مجري: اين الان اعتراض شما است يا سوال شما است؟
بيننده پشت خط: اين اعتراض من است،
مجري: به چه دليل منصفانه نبود
بيننده اهل سنت: برادر عزيز درست است كه استاد سجودي استاد ما است و ما خيلي چيزها از ايشان ياد گرفته ايم، اما به پاي علماي ما كه نمي رسد.
مجري: ببينيد آقاي عزيز ايشان نماينده شبكه كلمه است، شخص بهتر را خودشان معرفي كنند، اين تقصير ما نيست.
ابوالقاسمي: كساني كه آمدند در اينجا و رفتند به آن شبكه ها، آقايان زاهداني كه رفتند به آن شبكه ها، من همين جا در راه پله خدمتشان عرض كردم كه آقا به مصلحت شما نيست كه بگوييد اين شبكه ها شبكه اهل سنت است، گفتند كه اين شبكه ها اهل سنت است، اين هم به عنوان يك كارشناس در شبكه اهل سنت به حساب مي رفت كه الان ديگر به حساب نمي آيد، تقصير ما نيست خودشان گفتند كه اين آقا سني است، ما كه مشكل نداريم به عنوان يك كارشناس شبكه سني مناظره كرديم.
بيننده پشت خط: ببينيد آقاي ابوالقاسمي استاد سجودي درسته كه استاد هست
مجري: خوب همين بس است، استاد و كارشناس شبكه كلمه است. اين براي مناظره كفايت نمي كند؟
بيننده پشت خط: نه آقا جان به پاي علماي ما كه نمي رسد، شما آمده ايد با سه تا آخوند ديگر به اين بنده خدا انداخته ايد. اينكه مي گوييد ما برنده شديم جناب سجودي آب حوض مي كشد اين حرف ها چيه؟
مجري: آقاي عبدالرئوف ما همچنين تعبيري را به كار نبرديم، شما خودتان را جاي مسئولين شبكه ولايت بگذاريد، ما بايد چه كار كنيم وقتي كس ديگري نيست كه براي مناظره بيايد ما بايد چه كار كنيم؟
بيننده پشت خط: چرا آقا جان چرا كسي نيست،
مجري: چه كسي است؟
بيننده پشت خط: با مولوي مراد زهي، مولوي عبد الحميد، چرا با استاد ملازاده مناظره نمي كنيد؟
مجري: شما اگر دوست داريد اين ها را براي مناظره با ما راضي كنيد، تماس بگيرند ما مناظره مي كنيم.
بيننده پشت خط: استاد شيخ فتا خدمتي خودش اعلام كرد كه من حاضر هستم كه با اين ها مناظره كنم.
مجري: كجاست ما كه نديديم.
ابوالقاسمي: آقاي خدمتي فرموده بود كه من دستور دارم اگر ابوالقاسمي و يزداني زنگ زدند قطعشان كنم، اصلاً وصلشان نكنم. كليپ آن را هم پخش كرديم.
مجري: آقاي عبدالرئوف يك ذره انصاف داشته باشيد، مشكل آقاي سجودي چيست، ايشان به عنوان نماينده آمده است مگر شكست خورده است؟
بيننده پشت خط: ما نمي گوييم كه شكست خورد،
مجري: پس چرا اعتراض داريد؟ ايشان پيروز شده است، اگر پيروز شده است شما چرا اعتراض مي كنيد؟
بيننده پشت خط: از نظر من بيننده من اين پيروزي را قبول ندارم، هم مناظره را نابرابر هم اينكه واقعاً نمي شود كه بگوييم پيروز شد،
مجري: پس چه كار كنيم؟ شما به ما پيشنهاد بدهيد كه ما چه كار كنيم؟
بيننده پشت خط: شما بايد با يكي از علماي ما مناظره كنيد، با مولوي عبد الحميد مناظره كنيد، چه اشكالي دارد كه آقاي يزداني دوباره با مولوي مراد زهي مناظره كند، اگر راست مي گوييد بياييد و با اين ها مناظره كنيد، شما با استادي مناظره كرديد كه واقعاً در حد علماي ما نيست، من قبول ندارم كه ايشان در حد علماي ما باشند.
مجري: ما چه كار كنيم؟ الان شبكه كلمه ايشان را معرفي كرده است و يك نماينده اي است از شبكه كلمه براي مناظره، ما هم مجبور هستيم كه با ايشان مناظره كنيم، حتي ايشان در اين همه جلسه مناظره يك روايت نتوانستند بياورند كه اين روايت است طبق اين صحبت مي كنم، اين آيه قرآن است طبق اين آيه صحبت مي كنم، اين هم سند روايت، اصلاً همچين كاري را بلد نيستند ما هم مي دانيم، شما با ادب هستيد و روي خط آمده ايد، شما يك نظر داريد، آقايان شبكه كلمه نظر ديگري دارند، شما كه معتقد به اين هستيد كه اين ها پيروز شده اند، پس چرا اعتراض مي كنيد؟
بيننده پشت خط: شما نبايد كه در بوق و كرنا كنيد كه اين ها شكست خوردند و چيزي ندارند، ما وقتي شكست را مي پذيريم كه شما با يك عالم بزرگ مناظره كنيد، بعد بگوييد كه فلاني شكست خورده است.
ابوالقاسمي: ما اين را شكست اهل سنت نمي دانيم، بلكه ما اين را بزرگترين پيروزي مي دانيم براي كسي كه دنبال حق و حقيقت باشد، ما عزيزان اهل سنت را، همان طور كه آيت الله سيستاني فرمودند «انفسنا» آنها را جان خودمان و عزيز خودمان مي دانيم، از برادر نزديكتر، استاد ما بارها فرموده اند اختلافات بين ما و اهل سنت مثل اختلافات داخل يك خانواده است، ما با اين مشكلي نداريم، بحث علمي هم مي كنيم، اگر در اينجا بحث علمي هم شده است ما تقاضا مي كنيم به نتيجه علمي برسيم، اگر كسي به نتيجه رسيده است، من عرض كردم كه در زاهدان بودم تعدادي آمدند و به نتيجه هم رسيده بودند، الحمد الله خدا را هم شكر مي كنيم، پس ما اين را مفروغ عنه مي گيريم كه اين را شكست اهل سنت نمي دانيم.
بيننده پشت خط: خدا را شكر، خدا را شكر آقاي ابوالقاسمي خدا را شكر كه شما اين را نمي دانيد، اما بقيه اين نظر را ندارند.
مجري: شما نظرتان اين است كه يك نماينده از شيعه، يك نماينده از اهل سنت شما اسم اين افراد را آورديد آقاي عبدالحميد باشد يا افراد ديگر، شما اگر مي توانيد به عنوان يك اهل سنت اين ها را دعوت كنيد كه براي مناظره بيايند و شبكه هم اعلام كرده است كه حاضر است هزينه رفت و آمد و اسكان ايشان را در قم پرداخت كند تا در شبكه ولايت آزادانه بحث كند. البته آقاي ملازاده يك آدم هتاك بي ادب هستند و جسارت هاي بدي را داشتند، ما ايشان را اصلاً به رسميت نمي شناسيم.
ابوالقاسمي: دعوت نمي كنيم، اما اگر مثل يك بيننده تماس بگيرند، جوابش را خواهيم داد.
مجري: همين آقاي ملازاده در يكي از برنامه هاي آيت الله قزويني كه در شبكه سلام داشتند، روي خط آمدند و طوري مفتضح شدند كه ديگر ايشان با اين شبكه تماس نگرفتند، بنده دقيقاً در خاطرم است كه در مورد بحث فدك بود و نماز تراويح ايشان وارد شدند و گفتند كه صلاة تراويح اين است و اين است، آيت الله قزويني پاسخ ايشان را دادند، ديگر روي خط نيامدند. اگر باز هم زنگ بزنند جوابشان داده مي شود، شما آقاي سجودي را به عنوان نماينده اهل سنت به حساب نمي آوري ديگر واي به حال اينكه ما بخواهيم با آقاي ملازاده مناظره كنيم، اگر شما مي توانيد نمايندگان خودتان، مولوي هاي خودتان را در داخل و خارج از كشور بياوريد يا فرد بهتري را داريد، آقاي حيدري كه مي گويد مي ترسم، اگر مي توانيد به ايشان قرص آرامش بخش دهيد كه بيايد و براي مناظره بنشيند، ما از اين بحث استقبال مي كنيم. ولي اينكه شما بگوييد كه اين مناظره عادلانه نبوده است و اين جور شكست را نخواهيد بپذيريد اين دور از انصاف است.
بيننده پشت خط: نه عزيزم من اين را دور از انصاف نمي دانم، حرف شما دور از انصاف است كه بياييد بگوييد، از طرفي آقاي حسيني شما اگر اين قدر طرفدار حق و حقيقت هستيد و مي گوييد كه منطق داريد، چرا اجازه نمي دهيد كه ما در شهرهاي بزرگي مثل تهران و اصفهان نماز جمعه داشته باشيم، نماز جماعت برپا كنيم.
مجري: آقاي عبد الرئوف عزيز بنده خودم بارها در نماز جماعت اهل سنت در تهران حاضر شدم، نماز جمعه را اگر نمي دانيد بدانيد كه در برخي از سفارت ها در تهران نماز جمعه هم برگزار مي شود.
بيننده پشت خط: شما بهتر مي دانيد كه سفارت ملك يك مملكت به حساب مي آيد.
مجري: برگزار مي شود يا نمي شود؟ حالا يا بالاي كوه يا ته دره يا در سفارت. پس قبول داريد كه برگزار مي شود؟ با مكانش مشكل داريد.
بيننده پشت خط: من خودم نديدم كه دروغ بگويم، شما داريد مي گوييد كه من در سفارتي رفتم نماز خواندم، سفارت ملك آن مملكت است، باشه طرف در مملكت خودش خيلي كارها مي كند.
مجري: داخل سفارت كه نمي خوانند عزيز من در محوطه آن سفارت.
بيننده پشت خط: اين چه ربطي دارد به شما.
مجري: پس برگزار مي شود درست است؟ مشكل اگر برگزاري است برگزار مي شود، حالا شما با مكان آن مشكل داريد مي خواهيد يك جاي خوش آب و هواتر باشد.
بيننده پشت خط: اگر هم برگزار شود ربطي به مملكت ايران ندارد، شما اجازه دهيد كه سني هاي ايراني نماز جمعه خود را برگزار كنند.
مجري: شما در كرمان بين و بين الله، اهل سنت مسجد دارند يا ندارند؟
بيننده پشت خط: بعضي مناطق كه اهل سنتش زياد است دارند.
مجري: احسنت، به شما پس چرا مي گوييد كه در شهرهاي بزرگ اجازه نمي دهند كه اهل سنت مسجد داشته باشند.
بيننده پشت خط: من نگفتم كه مسجد ندارند من گفتم كه نماز جمعه اجازه نمي دهند، با اين چيزهايي كه هست ما نماز جماعت با ترس و لرز مي خوانيم.
مجري: با ترس و لرز از چي؟ چند نفر تا حالا كشته شده اند؟ چند تا بمب تا حالا در نماز جماعت شما منفجر شده است؟ آقاي عزيز برادر عزيز آن چيزي كه با ترس و لرز است عزاداري شيعيان در مناطق شما است، ما نمي گوييم كه اهل سنت، آن عزاداري هايي كه بمب گزاري مي شود مثل چابهار و جاهاي ديگر كه شيعيان كشته مي شود، چند بار نمازهاي جمعه شما منفجر شده است؟
بيننده پشت خط: آقا جان اگر منفجر نشده است، شما مي دانيد كه چند برادرهاي ما را به اين جرم برده اند كه تو فلان حرف را زده اي كه ما اصلاً خبري از او نداريم.
مجري: متشكريم آقاي عبدالرئوف، ما اجازه داديم كه بياييد صحبت كنيد، عزيز من يك مقدار منطقي باشيد ، شما نمي خواستيد بپذيريد ولي كلام شما مشخص بود كه شما معتقد هستيد كه آقاي سجودي در اين مناظره شكست خورده است، معترض به اين هستيد كه اگر كس ديگري بود پيروز مي شد، چه كاري است آقاي شريفي وقتي روي خط مي رود و صحبت مي كند و مناظره مي كند و ايشان را شكست مي دهد، چون شكست داده است، ما نمي گوييم كه ايشان آدم ضعيفي بود و برابر نيست كه از لحاظ ضعيف بودن به هيچ عنوان اين طور نيست، حالا ملبس نبود و مناظره كرد، كارشناس شبكه ولايت نبود و مناظره كرد، چرا چون پيروز شده است، قطعاً اگر آقاي سجودي در مناظره پيروز شده بود شما اين طور صحبت نمي كرديد.
يزداني: حالا يك خبر جديد بگويم كه يك نفر بيننده به آقاي هاشمي تماس گرفته است و گفته است كه شما از اهل بيت مدد گرفتيد، اول منكر شده است، بعد كه گفته است كليپ پخش شده است گفته است كه انسان جايز الخطا است. واقعاً خطايي كه ايشان كرده است قابل بخشش است؟
شيعه اگر اين كار را انجام دهد، حكمش اعدام و قتل و انفجار حرم و بارگاه است، آقاي هاشمي اين كار را كند نه اين مشكلي ندارد.
مجري: تماس بعدي را داشته باشيم، متشكريم از عزيز اهل سنت كه قطعاً در فحواي كلامشان شكست آقا سجودي مشخص بود و ايشان از اين ناراحت بود، ما با هم برادر هستيم. جداي از اين مناظرات باشد ما احترام مي گذاريم همه مي دانند كه سياست شبكه ولايت در خصوص اهل سنت به چه صورت است.
آقا عليرضا از مشهد مقدس تماس بعدي آقا عليرضا از مشهد مقدس از شيعيان عزيز و گرامي سلام عليكم و رحمت الله و بركاته.
بيننده پشت خط: سلام عليكم و رحمت الله و بركاته.
از عشق علي مدد گرفتيم * آن چيز كه مي شود گرفتيم
در حوطه آزمايش عشق * از نمره بيست صد گرفتيم
محكوم به حبس عشق گشتيم * حكم ابدي ازل گرفتيم
سلام دارم خدمت شما فرزندان خانم بانو فاطمه زهرا سلام الله عليها سيده زنان اهل بهشت و اهل عالم هستي و همچنين خدمت كارشناس بزرگوار برنامه آقاي ابوالقاسمي، يكي از عزيزان اهل سنت چيزي به من گفت كه صحت آن را مي خواهم كه شما تأييد بفرماييد، مهم اين نيست كه ايشان به من چي گفت، مهم اين است كه من از شما مي خواهم جواب دهيد، خيلي بي تابي مي كردم كه وصل شوم، مي گفت كه اين رئيس شبكه جهاني كلمه كه زياد هم علاقه ندارم كه بدانم فاميلش چيست، مي گفت كه حافظ كل قرآن بوده است و به او بها ندادند و رفته است شبكه جهاني كلمه را راه انداخته است.
مي خواستم بدانم اگر واقعاً اين طور بوده باشد، مگر حافظ كل قرآن بودن براي بها دادن و دنيا است؟ يا براي خدا است؟ من نمي دانم اگر اين طور بوده باشد.
مطلب بعدي اين بود كه سيد عزيز جناب آقاي يزداني يك حديث داريم كه از خانم فاطمه زهرا سلام الله عليها كه داخل منزل مي شوند مي بينند آقا اميرالمؤمنين در گوشه اي كز كرده اند، مي گويند كه چرا شكل جنين نشسته اي، درست است؟
يزداني:
بله
مجري:
روايت بحار الانوار
ابوالقاسمي:
روايت هست اما سند آن درست نيست.
يزداني:
سند ندارد بعد هم جوابش را خود علامه مجلسي در ذيل آن داده است كه بهترين جواب است، اگر همان مطلب را بخواند كمي پايين تر علامه مجلسي جواب آن را مفصل داده است.
بيننده پشت خط:
پس من براي اين چيزي ندارم كه بگويم؛ چون كه گفتيد كه سند ندارد.
مجري:
بله اين روايت مرسل است. در سايت تحقيقاتي مؤسسه ولي عصر شما در بخش پرسش ها كه وارد شويد،
يزداني: كلمه «شمله» را اگر جستجو بزنيد، ما جواب آن را مفصل داده ايم. اين ها شبهاتي است كه خيلي قديمي است شايد هشت يا هفت سال پيش اين ها را بچه هاي گروه پاسخ به شبهات كار كرده اند و روي سايت گذاشتند.
ابوالقاسمي: اين ها دوباره روال اينكه يك دور مي چرخند دوباره مي آيند از اول، ما ابتدا آمديم چند تا از حرف هاي اين ها را كه از كتاب الشافي نقل كرده بودند، مرحوم سيد مرتضي در الشافي، شبهات اهل سنت را نقل كرده است و بعد جواب داده است.
يزداني: شبهات المغني را آورده است و جواب داده است و اين شبهات را مي آورند و جواب آن را نمي آورند.
ابوالقاسمي: ما قبلاً اين را جواب داده بوديم، همان اوايل شبكه، دوباره اين ها شبهه هايشان ته كشيده است و شروع كردند از همان روال قبلي، من مي ترسم دوباره بعد از دو سال بگويند كه آقاي سجودي مي خواهد در مورد حديث حوض با شما مناظره كند.
مجري: اگر تا آن موقع در اين شبكه باشد.
بيننده پشت خط: نخودي را كه به كار برديد براي آقاي خدمتي ما اينجا خيلي خنديديم خدا خيرتان دهد، يك سوال هم داشتم كه سوال آخر من باشد، من از جناب سيد بزرگوار فرزند فاطمه زهرا در برنامه تريبون آزاد پرسيدم كه آيا درست كه خليفه دوم دخترهايش را زنده به گور كرده است، ايشان مي خواستند كه جواب دادند كه وقت ضيق بودند و نتوانستد چون وقت نبود، حالا مي خواستم كه الان اگر امكانش است و صلاح مي دانند جواب دهند. خيلي ممنون.
يزداني: همين الان صفحه مانيتور بنده را نشان دهيد كه جواب دهم، در كتاب اضواء البيان في ايضاح القرآن بالقرآن، شيخ علامه محمد الامين بن محمد المختار شنقيطي، چاپ دارالعالم الفوائد، ج 9، ص 63 آمده است:
و قد جاء عن عمر قولة: أمران في الجاهلية أحدهما: يبكيني و الآخر يضحكني؛
از عمر نقل شده است، البته سند صحيح هم دارد كه سند صحيح آن در كتاب معجم كبير طبراني كه از استاد ابوالقاسمي خواهش مي كنم كه اين روايت را پيدا كنند، مي گويد كه دو خاطره دو چيز از دوران جاهليت است كه يكي از آنها من را به گريه مي اندازد و يكي هم به خنده وادار مي كند، آن چيزي كه من را به گريه مي اندازد اين است كه من دختري داشتم، بردم او را براي اينكه زنده به گور كنم، من براي او قبري كندم اما او خاك را از صورت من پاك مي كرد، از ريش من خاك را پاك مي كرد و نمي دانست كه هدف من چه چيزي است، و هي لاتدري ما اريد فها؛ او نمي دانست كه من با او چه كار مي كنم، بعد مي گويد كه هر وقت اين داستان به ياد من مي آيد گريه ام مي گيرد. واقعاً گريه آور هم هست، چقدر انسان بايد فظ غليظ باشد كه اين كار را كند. آن چيزي كه من را خنده وادار مي كند چيست؟ اين است كه من خدايي از خرما مي ساختم، زير سرم مي گذاشتم تا شب از من محافظت كند، صبح كه گرسنه مي شدم آن را مي خوردم.
مجري: البته سندش صحيح باشد، جزو فضايل باشد چه كار مي كنند؟
ابوالقاسمي: حالا من اين را خدمت شما نشان مي دهم در كتاب مجمع الزوائد هيثمي، ج 7، ص 134، آمده است:
قوله تعالي و اذا الموؤودة سئلت، از عمر بن خطاب سوال شد كه معني اين آيه چه است و كي نازل شده است؟ گفت قيس بن عاصم نزد پيامبر آمد و گفت: يا رسول الله إني قد وأدت بنات لي في الجاهلية؛ من در زمان جاهليت چند دختر از خودم زنده به گور كرده ام، فرمودند كه به جاي هر كدام يك بنده آزاد كن، فقلت قائل آقاي خليفه دوم است يا رسول الله من چه كار كنم؟ من عمر چه كار كنم؟ حالا آقاي قيس بن عاصم گفت من در جاهليت اين را كردم آدم پولداري هم هست، فرمودند كه جاي هر كدام بنده آزاد كن، من عمر كه بنده ندارم چه كار كنم؟ إني صاحب إبل؛ من چطور چنان هستم، قال فانحر عن كل واحدة من كل بدنة؛ از هر كدام از آنها يك شتر قرباني كن، رواه البزار و الطبراني و رجال البزار رجال الصحيح، تمام راويان صحيح بخاري هستند غير از حسين بن مهدي الأيلي و هو ثقة، بله ما سند را صحيح مي دانيم.
يزداني: البته در سايتمان مدارك بيشتري داديم از آقاي نووي و ساير علماي اهل سنت كه اعتراف كردند كه خليفه دوم از كساني بود كه دختران خود را زنده به گور مي كرد، اگر كلمه زنده را در قسمت پرسش و پاسخ سايت ما جستجو بزنند يا كلمه گور را، حتماً آن مقاله را خواهند ديد.
مجري: خيلي ممنون.
آقا ميثم از قبرس تماس بعدي آقا ميثم از قبرس از شيعيان گرامي، سلام عليكم و رحمت الله و بركاته.
بيننده پشت خط:
سلام و عرض ادب دارم خدمت آقاي حسيني، استاد ابوالقاسمي و استاد يزداني و تسليت مي گويم شهادت بي بي فاطمه زهرا سلام الله عليها را خدمت شما و حضرت بقية الله الاعظم روحي لتراب مقدمه الفداء.
مي خواستم يك مطلبي را بگويم در مورد صحبت هاي برادر اهل سنت قبلي كه ما كه هم با برادران اهل سنت در ارتباط هستيم، آنها هم همين نظر اين برادر اهل سنت را دارند. ما هم از شبكه كلمه خواهش مي كنيم اگر واقعاً فكر مي كنند كه به حق هستند يا راست مي گويند، عالمي را براي مناظره بفرستند، حتي خود اهل سنت هم آقاي سجودي را قبول نداشتند، يعني به عنوان يك دانشمند و يا عالمي نيست كه بتواند به همه سوالات پاسخ دهد، دوستاني كه پيگير شبكه كلمه هستند، خود آقاي هاشمي هم اعلام كردند كه ايشان را كارشناس متخصص نمي دانند، خود اهل سنت هم به شبكه آنها زنگ مي زدند مي گفتند كه عالم كت و شلواري و تعابير ديگري براي ايشان به كار مي بردند.
همه دوستان هم مناظره را ديدند كه چه وضعي بود، ما واقعاً از شبكه كلمه درخواست مي كنيم كه خود آقاي هاشمي هم در برنامه شان گفتند كه استاد خدمتي حاضر هستند كه مناظره كنند، و حاضر هستند كه او را بفرستند، آقاي سجودي كه شكست مي خورد، آقاي هاشمي هم قبلاً گفته است كه ايشان كارشناس نيستند و عالم نيستند و شيعه بوده است و سني شده است و به هر حال بهانه اي مي آورند.
من مي خواهم عرض كنم يعني خطابم به شبكه كلمه است؛ چون آنجا كه نمي توانيم وصل شويم از طريق شبكه شما حرفمان را بزنيم اينكه اگر واقعاً راست مي گويند يك نفر را بفرستند كه خودشان هم قبول داشته باشند كه نگويند كه ايشان كارشناس نيستند و از اين حرف ها، يكي را بفرستند كه با شكست او، حجت براي همه تمام شود چه برادران اهل سنت ما و چه شيعيان ما و واقعاً حجت را تمام كنند، خوب است كه آقاي خدمتي كه خودش شيخ و عالم هستند و آقاي هاشمي هم گفته اند كه مي توانند و حاضر هستند كه مناظره كنند، بيايند و حجت را بر همه تمام كنند، دوستاني كه پيگير شبكه كلمه باشند كمتر كسي پيدا مي شود كه آقاي شريفي را نشناسد ايشان هم علي الظاهر يك مناظره اي با آقاي سجودي داشته اند.
مجري: آنها منتظر تماس روحاني ها بودند، آقاي سجودي با لباس شخصي تماس گرفت به تعبير خود آقايان و بلايي را سر آقاي سجودي آورد كه آقاي سجودي رنگشان سرخ شده بود، كه بقيه ديدند و لازم نيست كه بگوييم چي شد.
بيننده پشت خط: من خيلي پيگير بودم كه اين مناظره دوستان اهل سنتم هم ببينند، ولي نتوانستيم كه اين را گير بياوريم، يك خواسته اي دارم اگر امكانش است در شبكه پخش كنيد يا روي سايت بگذاريد جوري كه دوستان بتوانند ببينند.
مجري: حالا فكر مي كنم بعيد باشد كه امكان پذير باشد كه اين را پخش كنيم ولي بنده خودم به شخصه اين را در اينترنت قرار مي دهم با همان سرچ مناظره آقاي سجودي و آقاي شريفي احتمالاً شما فردا اواخر وقت بتوانيد اين را دانلود كنيد.
بيننده پشت خط: خيلي ممنون لطف مي كنيد اگر اين مناظره را پخش كنيد دوستان اهل سنت من كه پيگير آن بودند كه آقاي شريفي هم بوده است، فكر مي كنم كه چهره شناخته شده اي باشند براي دوستان كه پيگير هستند، اگر اين برنامه ها به دستمان برسد يا گوش دهيم يا ببينيم خيلي ممنون مي شوم.
مجري: بله حتماً اين را در فضاي مجازي قرار خواهيم داد.
آقاي احمدي از لارستان تماس بعدي آقاي احمدي از لارستان از عزيزان اهل سنت، سلام عليكم و رحمت الله و بركاته.
بيننده پشت خط: عرض سلام دارم خدمت شما و جناب ابوالقاسمي و يزداني، مناظره اي كه شد بنده از اهل سنت هستم، اين مناظره اي كه جناب آقاي ابوالقاسمي داشتند با انصاري برادر من هم شيعه شدند و الان در خانه ما تضادي به وجود آمده است و خواهش مي كنم از شبكه كلمه كه اين تكليف براي ما مشخص شود و اينكه ما واقعاً در حق هستيم يا نيستيم، خود آقاي سجودي و اعرابي كه از كارشناسان شبكه كلمه است چند روز قبل من يكي از كليپ هايشان را نگاه مي كردم گفتند كه بعد از رحلت پيغمبر گروه گروه مردم مرتد شدند، در رابطه با اين عبدالله از آلمان كه گفته است كه من شيعه شده ام، خود آقاي سجودي در يكي از كليپ هايش گفت كه اين عبدالله پسر مولوي ضيايي است، اگر پسر اوست چرا سر مردم كلاه مي گذارند، من از شبكه خواهش مي كنم كه تكليف مشخص شود.
مجري: لابد ايشان پسر مولوي بوده و شيعه شده است،
بيننده پشت خط: اين عبدالله كه زنگ مي زند از آلمان و مي گويد كه شيعه هستم، چند روز قبل آقاي سجودي گفت كه اين عبدالله پسر مولوي ضيايي است.
مجري: عجب، باشه ما نگاه مي كنيم كه به چه صورت است.
ابوالقاسمي: البته خالد انصاري را كه يك مدت گفتيم كه ايشان چه كسي است كه در شبكه وصال ادعا مي كرد كه من شيعه بودم سني شدم يا رفيقش آقاي شمراني كه خود آقاي خالد انصاري پسر يكي از مولوي ها است در سمت شرق ايران.
بيننده پشت خط: آقاي ابوالقاسمي در پنج دقيقه از كليپ مناظره اول يا دوم با آقاي عباسي گفت كه عبدالله پسر مولوي ضيايي است، من مي شناسم از علماي بزرگ اهل سنت بود، بعد اين دروغ است كه گفته است من شيعه هستم، برادر من كه الان شيعه هستند مي گويند كه يكي از علماي وهابي هم شيعه شده اند، مي گويند دروغ است، من خواهش مي كنم از آقاي ابوالقاسمي كه علمايي مثل حسام العماد، تيجاني اين ها كه مي گويند دروغ است، اگر واقعاً هست شما نشان دهيد كه ما ببينيم كه آيا صحت دارد يا نه كه اين ها شيعه شده اند يا نشد ه اند؟ حيران مانده ايم نمي دانيم كه چه كار كنيم.
ابوالقاسمي: نمي دانم شما شبكه ما را مي بينيد يا خير
بيننده پشت خط: بله بيننده هستم،
ابوالقاسمي: مولوي و عالم مشهور تونسي كه منبر خود را شكاند، شما يادت هست يا خير؟
بيننده پشت خط: بله بله.
ابوالقاسمي: او مي گويد كه در تونس هزاران نفر شيعه شده اند، در شبكه هاي خبري پخش كرديم كه ده ها هزار نفر در كشورهاي مختلف شيعه شده اند در كشورهاي عربي. حالا ما كليپ ها را آماده كرده ايم ان شاء الله مي خواهيم كه پخش كنيم. در شبكه صفاي عربي آمدند گفتند غصه ما اين است كه آنهايي كه شيعه مي شوند، آدم هاي بي سواد نيستند، همه دكتر مهندس هاي ما را گول مي زنند و شيعه مي كنند.
بيننده پشت خط: برادر من هم كه الان با مناظره شما با آقاي انصاري شيعه شده است، همين را مي گويد. اولاً من باور نمي كنم
ابوالقاسمي: ما ان شاء الله آماده مي كنيم و پخش مي كنيم.
مجري: حسام العماد كه برنامه زنده عربي دارد.
بيننده پشت خط: مي گويند كه ايشان دو امامي بوده اند،
مجري: ما اصلاً دو امامي داريم؟ دو امامي؟
ابوالقاسمي: دوست عزيز بستگان ايشان از طوايف و مذاهب مختلف هستند، عموي ايشان نفر اول تبليغ وهابيت در يمن است كه حتي از مفتي عربستان جايزه گرفته است، پدر ايشان زيدي است، خود ايشان طرفدار نظر عمويش بوده است، وهابي بوده است كتاب بر ضد شيعه نوشته است كه در هنگام تحقيقاتش شيعه مي شود. خودش عقيده اش وهابي بوده است،
بيننده پشت خط: اين عبدالله كه مي گويد من شيعه بوده ام، آقاي سجودي گفت كه اين پسر آقاي ضيايي است، فكر مي كنم كه آقاي ابوالقاسمي ايشان را بشناسند.
يزداني: بله ما رفته ايم و محل او را ديده ايم.
بيننده پشت خط: خود آقاي سجودي گفت همين هايي كه زنگ مي زنند به شبكه كلمه كه ما شيعه شده ايم من شبكه مسيحي مي زنم آنجا هم مي آيند كه من مسيحي شده ام.
مجري: اين آقايي كه ادعا مي كند كه از آلمان هستم، اين آقاي ناصبي را سني نمي دانيم، ما او را يك آدم ناصبي مي دانيم كه معلوم است.
يزداني: به همان آقاي بو كه ميمه معروف است.
مجري: بله همان آقاي بو كه ميمه، نسبت دادن ايشان به آقاي ضيايي هم معلوم نيست كه از چه طريقي بوده است.
بيننده پشت خط: نمي دانم سجودي گفت كه اين آقا عبدالله پسر آقاي ضيايي است.
مجري: ان شاء الله پيگير خواهيم بود، البته ما تا اينجا حرف مي زنيم مي گويند كه شما وابسته به كجا هستيد، مثلاً مستند كالكراب كه قسمت اول آن پخش شد، شبكه ما وابسته به كدام سازمان باشيم اين خيلي مهم نيست.
بيننده پشت خط: مادر من سني است، سني تعصبي هم هست، مي گويد كه از آقاي ابوالقاسمي خواهش مي كنم چند تا از اين علمايي را كه شيعه شده اند در شبكه نشان دهند و واقعاً مدرك درستي باشد مادر من پدر ما اينجا در آورده است.
ابوالقاسمي:
چشم ان شاءالله كليپ هايش را پخش مي كنيم و نشان خواهيم داد كه چه كساني شيعه شدند، گروه گروه شيعه مي شوند، يك نفر دو نفر هم نيستند.
بيننده پشت خط: من چندين بار شبكه ولايت زنگ زده ام، من ديروز ده بار زنگ زدم كسي گوشي را برنداشت، حتي حوزه رياست مديرت را گرفتم، برادر من با اين مناظره شيعه شد.
يزداني: ديروز تعطيلي بود.
بيننده پشت خط: من با آقاي يزداني هم صحبت كرده ام،
ابوالقاسمي: خدمت شما عرض كنم كه بنده هم ديروز كار داشتم زنگ زدم كسي جواب نداده است.
بيننده پشت خط: برادر من صبح كه از خواب بيدار شد گفت كه اين صحبت هاي آقاي ابوالقاسمي مثل نوار در مغز من است، گفتم شايد توهم است، گفت نه، موقع نماز مي گفت كه اينكه در مغز من است مي رود باز فضائل اميرالمؤمنين كه من شنيدم مي آيد، ديگر گفتيم شيعه شو ديگه چه كار كنيم، الان هم ايام فاطميه رفته است در مسجد، مراسم رفته است و هنوز هم نيامده است.
مجري: ان شا ء الله عزاداريش هم قبول باشد، البته ما همين شيعه شدن اين ها را باز هم دليل و سندي نمي دانيم براي بر حق بودن، بله اهل تحقيق هستند، دليل مجزايي نمي دانيم اعرف الحق ثم تعرف اهله.
بيننده پشت خط: از اينجا به اين شبكه كلمه وهابي مي گويم كه من خودم اين رويت را در صحيح بخاري ديده ام، «همل نعم» را نشان هر مولوي مي دهيم هر كسي يك چيز مي گويد، يكي مي گويد در رابطه با مرتدين است، يكي مي گويد در رابطه با كل صحابه است، اين برادر من هم مي گويد كه من كاري به اين حديث ندارم، صبح كه از خواب بيدار شد و گفت كه جريان آقاي ابوالقاسمي شده و اين ها اين الان شيعه شده است، مادرم مي گويد كه آقاي عبدالباقي الجزايري و اين ها را نشان بدهيد، ما نشان مي دهيم مي گويد كه اين ها دروغ است، خيلي ممنون متشكرم.
مجري: ممنون هستيم از ادب شما، تماس بعدي آقاي نوراني از شيراز از شيعيان گرامي، سلام عليكم و رحمت الله و بركاته.
بيننده پشت خط: خدا قوت بدهد، خسته نباشيد، سلامت باشيد من تشكر خاص دارم از شما بزرگواران دست شما را مي بوسم و شما مجاهدان في سبيل اللهي هستيد كه مصداق «مداد العلماء افضل من دماء الشهداء» است، گفتار و قدم شما بزرگواران برابر با خون شهدا است و رسالتي كه انبياء در تاريخ داشتند امروز به دوش شما است و اميدوارم كه به نحو احسن بتوانيد اين را به مقصد عالي برسانيد و از زمينه سازان ظهور امام زمان عليه السلام باشيد كه جامعه بايستي تربيت شود و جامعه بايد شناخت پيدا كند كه چه بر سر اسلام آمد و چه بر سر اهل بيت پيامبر آمد و انحراف از كجا آغاز شد.
نكته بسيار مهمي كه دوستان و عزيزان اهل سنت بارها و بارها در كلامشان مي گويند و ما را متهم مي كنندكه مشرك هستيد و استناد مي كنند به آيه اياك نعبد و اياك نستعين، من رك و پوست كنده و خالصانه مي گويم كه برادران عزيز مشرك بودن يعني اينكه براي خدا شريك قرار دادن، هيچ شيعه اي تحت هيچ عنواني شريكي براي خدا قائل نيست و همه متفق القول هر نيرويي را بر گرفته شده از خداوند متعال مي دانند و همه در آيه اياك نعبد و اياك نستعين اگر هر جور تفسيري در رابطه با اينكه قدرت لايزال مربوط به خدا است، همه آن را قبول دارند و هيچ كس را در كنار خدا قائل نيستند، ائمه معصومين و پيامبر ما هم اگر قدرتي دارند به اذن خدا است و اگر كاري هم براي ما انجام مي دهند به اذن خدا انجام مي دهند، من فقط مي خواهم براي شيعه شدن كل جهان اسلام بگويم كه فقط به همين سوره حمد آيات بعد را توجه كنند، اياك نعبد و اياك نستعين اهدنا الصراط المستقيم صراط الذين انعمت عليهم؛ اين صراط مستقيم اين كلمه انعمت، در روز غدير آيه اكمال دين آمد و اتمت نعمتي آمد و اتمت نعمتي حضرت علي عليه السلام بود.
و اگر ما روزي ده بار در نمازهاي خود سوره حمد را مي خوانيم، شما حضرت علي عليه السلام و حضرت زهرا را در سوره حمد ببينيد آنجايي كه مي گوييم: غير المغضوب عليهم و الضالين؛ اين مورد غضب در دنيا چه كسي است؟ خدا به چه كسي غضب مي كند؟ مگر پيامبر اسلام طبق روايات خودتان نمي گويد كه هر كس فاطمه را اذيت كند من را اذيت كرده است، اگر فاطمه به كسي غضب كند من به او غضب كرده ام، اگر من به كسي غضب كنم خدا به او غضب كرده است، مغضوب اينجا چه كسي است؟
آن كساني كه فاطمه را اذيت كردند مورد غضب خدا هستند، ما در سوره حمد اين را مي گوييم و اگر مي گوييم مغضوب يهود و نصاري هستند و ببينيد متأسفانه اكثر اين دول اسلامي زير يوق يهود و نصاري هستند، خوب ارزيابي كنيد امروز يهود و نصاري اين ها را مي چرخانند و فرمان مي دهند و ما بايستي با شناخت خيلي بهتري، البته من جسارت مي كنم كه اين كلام را در حضور شما اساتيد بزرگورار مي گويم، اگر شما بزرگواران به اهل تسنن بفرماييد كه نعمت در اينجا به چه چيزي است؟ و مورد غضب شدن اينجا چه چيزي است؟ من فكر مي كنم كه خيلي از دوستان شيعه شوند، ببينند كه مورد غضب حضرت زهرا گرفتن مورد غضب پيامبر قرار گرفتن است و مورد غضب پيامبر قرار گرفتن مورد غضب خدا قرار گرفتن است، به استناد احاديث صحيح بخاري و ساير كتاب هاي اهل سنت اين كاملاً واضح و آشكار است،.
من دست و روي شما را مي بوسم و واقعاً تشكر مي كنم و اميدوارم شما بزرگوران عزيز ان شاء الله به شكلي عمل بفرماييد كه اين باب مناظره ها قطع نشود و كلاً نظرم بر اين است كه حتي از مولوي هاي بزرگوار بخواهيد كه بيايند و اين مناظره ها را باز كنند و حقانيت امروز معلوم شود و بحث علمي است و با اخلاص تمام مي خواهيم كه راه حق مشخص شود و اسلام بايستي سراسر جهان را بگيرد و راه انبياء بايستي كل هستي را مي گرفته و امروز بايستي ببينيم كه چه چيزهايي بوده است كه مانع اين شده است و ان شاء الله اين زمينه سازي براي ظهور امام زمان باشد كه شما بزرگواران انجام مي دهيد و من باز هم تشكر مي كنم.
مجري: فرمايشات شما فرمايشات متين و جالبي بود و اينكه شما استناد كرديد به تفسيري كه هر كسي مي تواند متوجه شود فقط با قرآن و صحيح بخاري، حالا هم لازم نيست كه وارد كتب تفسيري ديگري شويم، فرمايش شما صحيح است ان شا ءالله كه همه ما راه حق و حقيقت را پيدا كنيم و پيروي كنيم از كساني كه قبلاً به آنها نعمت داده شده است و در راه حق و حقيقت قدم گذاشته اند، در خدمت اساتيد هستيم اگر بحث يا سوالي مانده است.
ابوالقاسمي: چون ما آنلاين هستيم دو تا مطلب است كه بعضي ها تماس گرفته اند كه چرا ما همه سياه پوشيده ايم؟
سياه پوشيدن براي ايام مصيبت است و بعد از شهادت، بلافاصله بعد از شهادت كه لباس سياه را از تن در نمي آورند، در ايام شهادت هم تا دهه فاطميه تمام شود ان شا ء الله ما لباس سياه را از تن بيرون خواهيم آورد، ولي اهل بيت يك روز را «يوم وضعت السواد» ناميدند، چون اهل بيت تا بعد از ماجراي سقيفه و ماجراي عاشورا فرمودند كه ما عيدي كه موجب خوشحالي كامل دل ما شود نداريم، زندگي روال عادي خودش را دارد ولي اين ايام روز شهادت حضرت بوده است و معمولاً تا دو سه روز بعد از شهادت هم لباس سياه مرسوم است كه پوشيده مي شود. اين يك نكته.
نكته بعد در شبكه وهابي ها در سه تا از برنامه هايشان و امشب هم گفته اند كه آن شخص آمده است، يك نفر، البته ما از قبل هم داريم و ان شاء الله پخش خواهيم كرد كه يك نفر زنگ مي زند بله من شيعه بودم به خاطر مناظره سني شدم و ديگر سراغ امام زاده ها نمي روم و چه و چه، اين دفعه اين را گفت دفعه هاي قبل هم اين را مطرح كرده بود، اين خيمه شب بازي ها چيزي كه خود اهل سنت هم مي دانند كه خنده دار است. حالا ما صداها را مي گيريم كنار هم مي گذاريم، البته قبلاً يك مقدار تن را جا به جا مي كردند و دست كاري مي كردند، اما يك چند وقتي است كه ما اشاره به اين قضيه نكرده ايم و صدا را دست كاري نمي كنند، خود طرف مي آيد و وقتي كه شخصي به برنامه زنده زنگ مي زند و اسمش را هم عوض مي كند، ما اينجا هيچ دستگاهي هم نداريم تا صدا را تشخيص دهيم كه همان است، شما توقع داريد كه يك بيننده اي كه از استديوي شما زنگ زده است و مي گويد كه من به خاطر مناظره شما شيعه بودم سني شدم اين را تشخيص ندهيم آقاي هاشمي؟
ان شاء الله اين را هم پخش مي كنيم و نشان خواهيم داد كه چند دفعه اين آقا با شبكه شما تماس گرفته است و گفته است كه من هدايت شدم به خاطر شما، چند بار سني شده است، اين دفعه آخر گفته است كه من به اين خاطر كه از امام زاده ها نتيجه نديدم هدايت شدم و رو به خدا آوردم، شما از خدا درخواست داشتيد پاسخ شما را داد؟ جناب آقاي قرائتي مثال مناظره قشنگي مي فرمودند كه يكي از وهابي ها آمد در بقيع مي خواست بگويد كه ببينيد ائمه همه كار نمي توانند بكنند گفت كه چرا از اين ها مي خواهيد، خودكارت را بده به من، داد و گفت كه امام صادق خودكار من را بده، امام باقر خودكار من را بده، آقاي قرائتي فرمودند كه خودكارت را بده به من آن را گرفتم و انداختم و گفتم خدايا خودكار اين وهابي را بده، همان جا رسوا شد.
بنده خودم در بقيع بودم يكي از وهابيان آمد و اين كار را انجام دهد خبر نداشت كه همه اين را بلد هستند به جاي اينكه خودكار بيندازد عقل را كه خدا گرفته است، گوشي موبايلش را انداخت، گوشي موبايلش خورد زمين و خورد شد و باز به روي خودش نياورد، امام صادق گوشي من را بده، جمعيتي كه آنجا بودند گروهي، من اصلاً باورم نمي شد همه گفتند كه خدايا گوشي را بهش برگردان. اين بازي هايي كه شما در مي آوريد اولاً آقاي وهابي خدا جواب شما را داد؟ شما مي گويي به اين خاطر كه امام زاده جوابت را نداده است من سني شده ام، اين ها را جمع كنيد، همه فهميدند كه شبكه كلمه حرفي براي گفتن ندارد.
مجري: ان شاءالله بايد اين مناظره ها را ادامه دهند، اين ها به هيچ بهانه اي نمي توانند جلوي اين مناظره ها را بگيرند، نكته اي عرض كنم اينكه پيش استاد عباسي بوديم روز بعد از مناظره كه اين فضاحت را شبكه كلمه به بار آورد، گفت كه من به يكي از امام زاده ها توسل كردم براي اين مناظره و ديديد كه آقاي سجودي چطور رسوا شد، آقاي سجودي هم برود با همان جوان بدون ريش و آن ويژگي هايي كه گفتند توسل كنند ببينيم كه ايشان به كجا مي رسد. شما مطلبي نداريد استاد.
يزداني: قبلاً ما گفته ايم كه هيچ شيعه اي در طول تاريخ نشده است كه با تحقيق دست از شيعه برداشته باشد و سني شده باشد، آقاي سجودي هم كه ادعا مي كند اين را ثابت كند، هر سوال كه از او مي پرسيم مي گويد كه من علامه دهر نيستم كه جواب اين را بدهم، تو كه علامه دهر نيستي، تحقيق نكردي بي خود مي گويي كه من شيعه بودم و سني شدم با تحقيق، پس تو هم تحقيق نكردي، اگر راست بگويي كه باز از لهجه اش پيدا بود كه چه حرف هايي مي زد و تا اين حرف ها را زد همه دوستان گفتند كه معلوم است كه بچه كجاست و دروغ مي گويد، اگر راست مي گويي يك برنامه به زبان گيلكي اجراء كن با لهجه لنگرودي، تا مردم ببينند كه شما بچه لنگرود هستي يا بچه آنجايي هستي كه اِستاد مي شوند.
مجري: متشكريم از آقاي يزداني خود آقاي سجودي فهميد كه چي شد و مطالب را گرفتند. ممنونيم از بينندگان عزيز كه تا اين لحظه بيننده برنامه خودتان كلمه طيبه بوديد، باز هم برگ ديگري در جهت رسوايي وهابيت پر شد، باز هم قضاوت را به شما واگذار مي كنيم، ما منتظر برگزاري جلسات بعدي مناظره بين استاد عباسي و كارشناسان نيمه كارشناسان، كارشناسان فرعي، كارشناسان اصلي هر كدام از اين كارشناسان اقسام مختلف كه خواستند ما هستيم و هر كسي كه حاضر باشد اگر ما ببينيم كه صلاحيت علمي را دارد مدارك خود را بفرستد به شبكه ولايت و شبكه حاضر به مناظره با او است چه مولوي داخل ايران و چه خارج از ايران، ممنونيم از شما عزيزان اميدواريم كه اين برنامه هم مورد قبول حضرت بقية الله الاعظم قرار گرفته باشد از همه شما التماس دعا داريم .
يا علي مدد خدانگهدار.