کد مطلب:5502 دوشنبه 1 دي 1393 آمار بازدید:117

راه و بي راه 32
شبكه ولايت - راه و بي راه

02:25:21

دانلود   16.63 مگابایت
بسم الله الرحمن الرحيم برنامه : راه و بي راه
تاريخ : 01 /10 /93
توسل ازديدگاه علماي اهل سنت مجري :
شما بيننده برنامه راه و بي راه هستيد ، برنامه اي كه اساس و بنيان آن ، رسوا كردن وهابيت و نشان دادن تفاوت هايي كه بين اين فرقه ضال و مضل است با ساير فرق اسلامي وجود دارد ، براي اين كه بايد از اين گروه مضل اعلام برائت شود از جانب مسلمانان از اين جنايات و كشت و كشتاري و تفكرهاي تكفيري كه اين گروه وحشي در سراسر دنيا دارند .
طبق برنامه هاي گذشته در خدمت استاد عزيز و گرامي ، حجت الاسلام و المسلمين يزداني هستيم .
هفته هاست كه در اين برنامه به بحث توسل واستغاثه پرداخته شده و استناداتي كه علما وفقها به آيه قرآن براي جواز توسل داشتند را استاد يزداني بيان كردند ، تا اين كه مشخص شود اين هايي كه ادعاي اسلام و توحيد و فقط يا الله گويايي را دارند تا چه اندازه به نظر علما و فقهاي اهل سنت نزديك است .
يا اين هايي كه امروزه مسلمانان را به خاطر توسلاتي كه دارند ، تكفير مي كنند و سر مي برند ، سخن قرآن را مي زنند يا اين كه در مقابل نص قرآن قرار گرفته اند . احتمالا امشب بحث توسل را در اين هفته تمام خواهيم كرد كه استاد يزداني در اين باره توضيحات لازم را خواهند داد .
استاد يزداني :
ما بحث توسل را بسيار مفصل وارد شديم ؛ ولي با اين حال مطالب زيادي در اين خصوص باقي مانده است مثل آيات قرآني كه در رابطه با جواز توسل بودند . اما بسياري از دوستان فرمودند كه اين بحث بسيار طولاني شده و ديگر كسي از وهابي ها جرأت ندارند كه در اين زمينه بحثي كنند ؛ البته اين طور هم نيست كه بحث را رها كنيم ، اگر خداوند توفيق دهد بعد از گذشت دو ماه مصيبت اهل بيت (عليهم السلام)، به مباحث شادتر خواهيم پرداخت و فتاواي شرم آور وهابيت را از هفته هاي آينده بيان خواهيم كرد .
اين هفته بسيار خلاصه و سريع بعضي از مطالب گذشته را از علمايي كه توسل كرده اند يا صرحتا گفته اند كه توسل جايز است را خدمت شما نشان خواهيم داد .
مجري :
استاد يزداني ! شما در هفته هاي گذشته علمايي را معرفي كرديد كه يا خودشان توسل كرده بودند يا اين كه توسل را جايز مي دانند . آيا باز هم كساني هستند كه اين گونه باشند و چنين اعتقادي داشته باشند ؟
علمايي كه توسل را جايز دانسته يا اين كه خودشان توسل كرده اند استاد يزداني :
توسل از ديدگاه بدر الدين شافعي آقاي شيخ بدر الدين حسن بن حبيب شافعي ، يكي از كساني است كه توسل را صراحتا مشروع دانسته و خودش هم توسل نموده اند . در كتاب النجم الثاقب في اشرف المناقب ، تأليف شيخ بدر الدين حسن بن حبيب شافعي ، چاپ دار الكتب العلميه بيروت ، متوفاي 779 هـ ، صفحه 153 :
ايشان شعري را در مدح خاتم الانبياء محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله) سروده اند :
يا خاتم الرسل ويا من له ظل علي من يرتجيه ظل
كن لي شفيعا في ذنوبي فقد القيت منها تحت حمل ثقيل
صراحتا ايشان بيان كرده اند كه اي خاتم پيامبران شفيع من باش در اين كه گناهان من بخشيده شود ...
كه در اين جا صراحتا به رسول خدا (صلي الله عليه و آله) توسل كرده اند .
بدر الدين شافعي ، حسن بن حبيب ، نجم الثاقب في اشرف المناقب ، متوفاي 779 هـ ، چاپ دار الكتب العلميه بيروت ، ص 153
بدر الدين عيني و توسل به رسول خدا (ص) در كتاب عمده القاري في شرح صحيح البخاري ، تأليف امام علامه بدر الدين محمود بن محمد ابي محمد بن احمد عيني ، (اين كتاب بعد از كتاب فتح الباري ، بهترين كتاب در شرح بخاري است خصوصا در برخي موارد در بحث شناخت روات از فتح الباري هم بهتر كار كرده ) جلد اول ، متوفاي 865 هـ ، چاپ دار الكتب العلميه بيروت ، در همان مقدمه كتاب صراحتا توسل كرده :
فها نحن نشرع في المقصود . يعون الملك المعبود ونسأله الإعانة علي الاختتام . متوسلا بالنبي خير الانام وآله وصحبه الكرام .
ما الان هدف خود را شروع مي كنيم با درخواست كمك از خداوند و از خداوند مي خواهيم كه به ما كمك كند كه اين كتاب را تمام كنيم با توسل به رسول خدا(صلي الله عليه و آله) كه بهترين مخلوقات است و آل پيامبر (صلي الله عليه و آله) و اصحاب بزرگوارش .
آقاي عيني از اول كتاب خود ، به قول وهابي ها ، به بيان شركيات شروع كرده است .
مجري :
يعني اگر يك وهابي خواست به اين كتاب استناد كند ، مي گوييم نويسنده اين كتاب به اعتقاد شما مشرك است و اساس اين كتاب بر مبناي توسل است .
استاد يزداني :
اصلا شما نمي تواني كسي را پيدا كني كه از ديدگاه آن ها مشرك نباشند . مثلا در كتاب ابن حجر عسقلاني مي تواني مطالب فراواني در مورد توسل پيدا كني . اگر بخواهند از هر شرحي از هر كتاب حديثي مطلبي را بيان كنند و به آن استدلال نمايند ، حتما نويسنده آن كتاب در جايي توسل كرده است و ما مي توانيم آن را ثابت كنيم .
بنده تحدي مي كنم كه اگر وهابي ها بخواهند از هر كتابي از كتب اهل سنت ، استدلال كنند ، ما مي توانيم از صاحب آن كتاب توسل را ثابت كنيم و اين بسيار واضح و روشن است . از مسند حنبل ، صحيح بخاري ، صحيح مسلم ... مي توانيم توسل را ثابت كنيم .
شرح حال بدر الدين عيني در كتاب بغيه الوعاة ، تأليف جلال الدين عبدالرحمن سيوطي ، جلد 2 ، چاپ دار الفكر بيروت ، صفحه 275 ، شرح حال 1967 :
محمود بن احمد بن موسي بن احمد بن حسين بن يوسف ابن المحمود العنتابي الحنفي العلامة قاضي القضاة بدر الدين العيني.... وكان اماما عالما علامة عارفا بالعربية والتصريف وغيرهما حافظا للغة ...
محمود بن احمد بن موسي بن احمد بن حسين بن يوسف بن محمود عنتابي حنفي (شيعه هم نبود ) امام ، عالم ، علامه بود و به زبان عربي و صرف و نحو شناخت داشت و لغت را هم مي دانست .
سيوطي ، جلال الدين عبد الرحمن ، بغيه الوعاة ، ج 2 ، ص 275 ، چاپ دار الفكر بيروت ، شرح حال 1967
چنين شخصيتي با اين مقام علمي در ابتداي كتاب خود به رسول خدا (صلي الله عليه و آله) توسل كرده و شايد با همان توسل بوده كه توانسته كتابش را تمام كند .
توسل به جنازه حجري مغربي در مواردي اتفاق افتاده كه اهل سنت به جنازه علماي خود هم توسل كرده اند و حاجت خود را هم فورا گرفته اند . در كتاب الوافي الوفيات ، تأليف صلاح الدين خليل بن ايبك الصغدي ، چاپ دار احياء التراث العربيه ، با تحقيق احمد الارنؤوط و تركي المصطفي ، متوفاي 764 هـ ، جلد 17 ، صفحه 311 ، شرح حال 6443 :
الحجري المغربي عبدالله بن محمد بن علي بن عبد الله بن عبيد الله بن سعيد بن محمد بن ذي النون الحجري ... الفقيه الزاهد احد ائمة الاندلس ... اصاب الناس قط شديد فلما وضعوه علي شفير قبره توسلوا به الي الله تعالي فسقوا وتوفي سنة احدي وتسعين وخمسمائة .
ايشان فقيه ، زاهد و يكي از ائمه و پيشوايان اندلس در زماني كه اندلس در دست مسلمانان بود . داستاني را تعريف مي كند كه مردم اندلس دچار قحطي شديدي شده بود ، زماني كه مردم مي خواستند حجري مغربي را در قبرش قرار دهند ، نزد خداوند او را شفيع قرار دادند و به او توسل كردند و فورا هم دعاي آن ها مستجاب شد و باران آمد . ايشان در سال 591 هـ از دنيا رفته اند .
الصغدي ، صلاح الدين خليل بن ايبك ، الوافي الوفيات ، ج 17 ، چاپ دار احياء التراث العربي ، با تحقيق احمد الارنؤوط و تري المصطفي ، متوفاي 764 هـ ، ص 311
اين بسيار واضح و روشن است كه مردم به جنازه آقاي حجري مغربي توسل كردند و به اعتقاد وهابيت مسلمانان اندلس هم مشرك هستند .
خادمي حنفي و جواز توسل به رسول خدا (ص) ايشان از علماي حنفي اهل سنت است كه در كتاب بريقه محموديه كه در هندوستان چاپ شده است . طريقه محمديه شرحي خادمي يا بريقه محموديه ، تأليف علامه ابو سعيد خادمي ، صفحه 261 تصريح مي كند :
... ويجوز التوسل الي الله تعالي والاستغاثة بالانبياء والصالحين بعد موتهم لان المعجزة والكرامة لاتنقطع بموتهم ...
توسل براي تقرب به خدا و استغاثه به انبيا و صالحين بعد از مرگشان جايز است ؛ براي اين كه معجزه و كرامت بعد از مرگ تمام نمي شود .
خادمي ، ابو سعيد ، بريقه محموديه ، صفحه 261
مجري :
شايد بگويند ايشان قرآن و سوره حمد را نخوانده است يعني اول كتاب را نوشته بعد سوره حمد را خوانده است ؟
استاد يزداني :
شايد چنين سخني بگويند ؛ چون از وهابي ها بايد انتظار هر سخني را داشته باشيم . اين ها زماني كه همه مسلمان ها را به خاطر توسل كافر مي دانند ، قطعا ايشان را هم كافر مي دانند
استدلال آقاي خادمي هم جالب است ، مقصود ايشان اين است كه زماني كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) زنده بودند ، حاجت مي دادند . حضرت عيسي (عليه السلام) مرده را زنده مي كردند ، كور را شفا مي دادند و هر حاجتي كه مردم داشتند را برآورده مي كردند و اين معجزه حضرت عيسي (عليه السلام) بود و معجزه با مرگ پايان نمي پذيرد .
مجري :
مثلا قرآن كه از معجزات رسول خدا (صلي الله عليه و آله) بود تا الان هم هست .
استاد يزداني :
بله ، پيامبر بزرگوار اسلام (صلي الله عليه و آله) در زمان حيات اگر مردم درخواست و حاجتي داشتند ، حضرت دعا مي كردند و حاجت آن ها برآورده مي شد ، اين معجزه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) بود و معجزه با مرگ پايان نمي يابد ؛ چون پيامبر (صلي الله عليه و آله) همان پيامبر است و فقط حيات دنيوي ايشان به حيات برزخي تبديل شده و به قول آقاي ابن قيم الجوزيه و ديگران، حيات برزخي قوي تر از حيات دنيوي است و معجزه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) نبايد تمام شود . من مي خواهم معجزه پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) برايم ثابت شود ، چرا فقط بايد براي اصحاب ايشان قابل اثبات باشد و براي من نباشد .
بنده يك مطلب طولاني از سايت دار الافتاي الازهر مصر آورده ام كه بارها نشان داديم ؛ اما باز هم ضروري است كه بيان شود . در اين سايت كه يك سايت رسمي اهل سنت مصر است ، به صراحت مطالب جالبي را بيان مي كند . در ابتدا بحث زيارت قبور را مطرح كرده :
زيارة الانبياء والاولياء والتوسل بهم امران مشروعان ...
واما التوسل فمشروع ايضا ، سواء كان النبي ـ صلي الله عليه وآله ـ او بغيره من الاولياء والصالحين ، فالتوسل بالنبي ـ صلي الله عليه وآله ـ مما اجمعت عليه مذاهب الائمة المتبوعين ومع ذلك فان بعض الناس يكفر من يتوسل بالنبي ـ صلي الله عليه وآله ـ وبغيره .
زيارت انبياء و اولياء و توسل به آن ها دو امر مشروع است ....
اما توسل هم مثل شد الرحال مشروع است ، فرقي نمي كند كه به پيامبر (صلي الله عليه و آله) باشد يا به غير آن حضرت از اولياء و صالحين . در مشروعيت توسل به پيامبر (صلي الله عليه و آله) ، همه مذاهب اربعه اجماع دارند .
با اين كه همه مذاهب اربعه اجماع دارند ، بعضي ها متوسلين به پيامبر (صلي الله عليه و آله) و غير آن حضرت را كافر مي دانند .
اين سخن بسيار مهم و قاطعي است كه در ادامه آيات و روايتي را كه آن ها در رد توسل آورده اند را بيان مي كند و پاسخ آن ها را مي دهد . مطلب ابن قيم الجوزيه را در مورد رو ح هم بيان مي كند و مطالب بسيار جالب و خواندي كه تقاضا مي كنم بخوانيد .
در ادامه اين مقاله به آيه 64 سوره نساء هم استدلال مي كند :
ولو انهم إذ ظلموا انفسهم جاءوك فاستغفروالله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما
و در آخر نتيجه گيري مي كند :
وقد ثبت التوسل به ـ صلي الله عليه وآله ـ قبل وجوده وبعد وجوده في الدنيا وبعد موته في هذه البرزخ وبعد البعث في عرصات القيامة .
توسل به پيامبر (صلي الله عليه و آله) قبل از وجود و بعد از وجود شان در دنيا و بعد از مرگشان در برزخ و حتي بعد در قيامت ثابت است و توسل به ايشان هيچ اشكالي ندارد .
در ادامه توسل حضرت آدم (عليه السلام) كه از ابن تيميه نقل كرديم و هم چنين آيه اي را مي آورد كه ما متأسفانه نتوانستيم آن را مفصل بيان كنيم كه در آينده ان شاء الله بر يم گرديم و در مورد اين آيه توضيحات و نظرات علما را در استدلال به اين آيه براي جواز توسل ،نقل خواهيم كرد :
قال المفسرون في قوله تعالي : «وكانوا من قبل يستفتحون علي الذين كفروا » بقرة /98 . ان قريظة والنضير كانوا اذا حاربوا مشركي العرب استنصروا عليهم بالنبي المبعوث في آخر الزمان ، فينصرون عليهم .
مفسران در مورد سخن خداوند كه فرمود : وكانوا من قبل يستفتحون علي الذين كفروا . بني قريظه و بني نظير ، دو قبيله يهودي كه در اطراف مدينه بودند ، هر زمان كه با مشركان عرب مي جنگيدند ، قبل از خلقت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) به ايشان متوسل مي شدند و طبق ديدگاه مفسرين اهل سنت ، پيروز مي شدند .
قبل از خلقت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) به ايشان متوسل مي شدند و حاجت خود را هم مي گرفتند و اين مطلب را خداوند در قرآن بيان كرده و نفرموده اند كه اين ها مشرك يا كافر هستند . علماي اهل سنت هم در اين زمينه بحث كرده و نظرات خود را بيان نموده اند .
سايت دار الافتاي الازهر مصر .
مجري :
كليپي از سخنان آقاي شعراوي ، يكي از علماي الازهر مصر در مورد توسل آماده كرده ايم كه جايگاه ايشان هم نزد اهل سنت مشخص است . برخي از آقايان مي گويند كه روايت عموي رسول خدا (صلي الله عليه و آله) از جانب خليفه دوم در مورد توسل به پيامبر (صلي الله عليه و آله) در زمان حياتشان هستند و بعد از حيات توسل جايز نيست . اگر جايز بود ، خليفه دوم مستقيما به قبر رسول خدا (صلي الله عليه و آله) توسل مي كردند نه از عموي آن حضرت . كه آقاي شعراوي بسيار زيبا به اين شبهه پاسخ داده اند . البته اساتيد ما پاسخ اين مسئله را بارها بيان كرده اند ؛ اما اين بار ببينيم كه استدلال يك عالم اهل سنت در اين باره چيست ؟
كليپ 1 :
ديدگاه متولي الشعراوي ، يكي از علماي الازهر در باره توسل عمر گفت : خدايا ما به پيامبرت متوسل مي شديم كه بر ما باران بفرستي ؛ ولكن پيامبرت به رحمت تو پيوست ، پس به چه كسي متوسل شويم ؟ به عموي پيامبر عباس متوسل مي شويم ، چرا ؟
چون كه آن ها در وضعيت نياز بودند و اين نياز به آب بود و از كساني كه نياز به آب داشت عموي پيامبرت بود . پس اگر ما در نزد خدا استحقاق و اهليت داشته باشيم ، به خاطر عموي پيامبر به ما لطف كن و باران بفرست . در اين زمان ممكن است كه شخصي بيايد و بگويد كه اين دليل است بر اين كه نبايد توسل به مرده كرد چون كه مرده است .
چون كه عمر در استسقاء به پيامبر متوسل نشد . جواب مي دهيم كه بله به پيامبر متوسل نشد راست گفتي؛ ولي به چه كسي متوسل شد ؟ آيا به عباس يا به عموي پيامبرت . پس توسل چه كسي برگشت به خود پيامبر و اين دليل مي شود كه وسيله فقط عباس نيست ؛ بلكه همه نزديكان پيامبر ، پس چرا توسل را از پيامبر به عموي پيامبر منتقل كرد؟ .
چون پيامبر به رحمت خدا رفته و آب براي او سودي ندارد ؛ ولي عموي پيامبر زنده است و آب براي او فايده دارد . پس مي گوييم خدايا عموي پيامبرت تشنه است و نمي گوييم كه پيامبرت تشنه است ؛ چون از دنيا رفته و نيازي به آب ندارد . پس كساني كه خواستند به اين قضيه استدلال كنند كه توسل به صاحب جاه و مقام نزد خدا به درد مي خورد .
مي گوييم اين حديث بر عليه شما ست نه به نفع شما چون ثابت كرد كه توسل به هر كسي كه منتسب به پيامبر است ، جايز است .
مجري :
اين هم سخنان يكي از علماي الازهر و در حضور اهل سنت كه چه استدلال زيبايي در باره اين روايت داشتند و در آن مجلس هيچ كس هم به ايشان نگفتند كه شما مشرك و كافر شده ايد .
استاد يزداني :
نفر بعدي كه معرفي خواهيم كرد :
كمال الدين سيواسي در كتاب شرح فتح القدير ، تأليف امام كمال الدين محمد بن عبد الواحد سيواسي معروف به ابن همام حنفي ، (اين كتاب شرح شرح الهدايه شرح بدايه المبتدي ) ، جلد 3 ، چاپ دار الكتب العلميه بيروت ، صفحه 169 :
در اين جا به صراحت بيان مي كند زماني كه از حج به زيارت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مي رويد ، بگوييد:
.... السلام عليك يا رسول الله السلام عليك يا خير خلق الله السلام عليك يا خيره الله من جميع خلقه ...
ويسأل الله تعالي حاجته متوسلا الي الله بحضرة نبيه صلي الله عليه وآله واعظم المسائل واهمها سؤال حسن الخاتمة والرضوان والمغفرة ثم يسأل النبي صلي الله عليه وآله الشفاعة فيقول : يا رسول الله اسألك الشفاعة
السلام عليك يا رسول الله السلام عليك يا خير خلق الله السلام عليك يا خيره الله من جميع خلقه ...
حاجت خود را از خداوند در خواست كنيد ؛ ولي به رسول خدا (صلي الله عليه و آله) توسل نماييد و مهمترين چيزي كه از خداوند مي خواهيد عاقبت به خيري و بهشت و مغفرت است . سپس از خود رسول خدا ( صلي الله عليه و آله ) طلب شفاعت كنيد و بگوييد يا رسول الله از شما طلب شفاعت دارم ، يا رسول الله از شما طلب شفاعت دارم . من به شما توسل مي كنم و شما را واسطه خود و خدا قرار مي دهم تا من به سنت و دين شما بميرم .
سيواسي ( معروف به ابن همام ) ، كمال الدين محمد بن عبد الواحد ، فتح القدير ، چاپ دار الكتب العلميه بيروت ، ج 3 ، ص 169
اي خدا من اين در خواست را با توسل به رسول خدا (صلي الله عليه و آله ) از تو دارم .
شرح حال ايشان از كتاب شذرات الذهب في اخبار من ذهب ، تأليف شهاب الدين ابي الفلاح عبد الحي بن احمد بن محمد العكري الدمشقي الحنبلي ، با تحقيق عبد القادر الانؤوط و محمود الارنؤوط ، جلد 9 ، چاپ دار ابن كثير بيروت :
وفيها كمال الدين محمد بن عبدالواحد بن عبد الحميد بن مسعود السيواسي ثم الاسكندري المعروف به ابن الهمام الحنفي ، الامام العلامة ...
در صفحه بعد مي گويد :
وكان العلامة في الفقه والاصول والنحو والتصريف والمعاني والبيان والتصوف والموسيقي وغيرها ...
وقال البرهان الايناسي من اقرانه : طلبت حجج الدين من كان في بلدنا من يقوم بها غيره .
در آن سال آقاي سيواسي معروف به ابن همام حنفي كه علامه و امام بود .
در صفحه بعد نقل مي كند كه ايشان در فقه و اصول و نحو و صرف و معاني و بيان و.... علامه زمان خودش بود ....
العكري الدمشقي الحنبلي ، شهاب الدين ابي الفلاح عبد الحي بن احمد بن محمد ، شذرات الذهب في اخبار من ذهب ، با تحقيق عبد القادر الارنؤوط و محمود الارنؤوط ، ج 9 ، چاپ دار ابن كثير بيروت
به هر حال ايشان علامه و امام زمان خودش بوده و از ديدگاه وهابيت يك مشرك به حساب مي آيد .
طحاوي حنفي و توسل به ابوبكر و عمر براي تقرب به رسول خدا (ص) در كتاب حاشيه الطحاوي كه شرحي بر مراقي الفلاح است و مراقي الفلاح شرحي است بر نور الايضاح ، تأليف احمد بن محمد بن اسماعيل الطحاوي الحنفي ، متوفاي 1231 هـ ، چاپ دار الكتب العلميه بيروت ، صفحه 551 :
فيتوسل اليه بصاحبيه ويتوسل بالجميع الي الله فلامانع من الاجتماع عند حضرته وايفاف الدواب بباب المسجد لشفاعته ...
اين سخن آقاي شرنبلالي است كه ايشان در شرح اين مطلب در پايين صفحه بيان مي كند :
قوله : (فيتوسل بصاحبيه ) ذكر بعض العارفين ان الادب في التوسل ان يتوسل بالصاحبين الي الرسول الاكرم صلي الله عليه وسلم ثم به الي الله حضرة الحق ...
در شرح مطلب اول بيان مي كند كه بعضي از عارفين ذكر كردند ، ادب توسل در اين است كه در ابتدا ابوبكر و عمر را واسطه نزد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) قرار دهيم و رسول خدا (صلي الله عليه و آله) را نزد خداوند واسطه قرار دهيم .
قبل از اين كه شما به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) متوسل شويد ، اول عمر و ابوبكر را واسطه قرار دهيد كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) سخن شما را گوش كند . از نظر اين ها واسطه قرار دادن درجه و مراتب دارد . اول ابوبكر و عمر را نزد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) و بعد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) را نزد خداوند . از ديدگاه وهابيت اين شرك در شرك است ، چنين شركي را حتي مشركين قريش هم نداشته اند ؛ يعني نعوذ بالله ، نعوذ بالله بنده قصد مقايسه ندارم مثلا مشركين قريش اين كار را انجام دهند كه بتي را نزد بت ديگر و آن بت را نزد خداوند واسطه قرار دهند .
از ديدگاه وهابيت توسل به رسول خدا (صلي الله عليه و آله) اين گونه است .
توسل عبد الله بن موسي به احمد بن حنبل اين مطالب غلوهايي بوده كه در منقبت احمد بن حنبل بيان كردند كه ما آن ها را باور نمي كنيم ؛ ولي ما از باب قاعده التزام و اثبات توسل ، آن را بيان مي كنيم .
كتاب مناقب الامام احمد بن حنبل ، تأليف ابي الفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد بن الجوزي ، با تحقيق دكتر عبد الله بن عبد الحسن تركي :
... قال حدثني عبد الله بن موسي وكان من اهل السنة قال :خرجت أنا وابي في ليلة مظلمة نزور احمد ، فاشتدت الظلمة ، فقال : ابي يا بني تعال حتي نتوسل الي الله تعالي بهذا العبد الصالح حتي يضيء لنا الطريق ، فاني منذ ثلاثين سنة ما توسلت به الا قضيت حاجتي .... فأضاءت السماء كانها ليلة مقمرة حتي وصلنا اليه .
عبد الله بن موسي كه از اهل سنت بود ( پس رافضي نبوده و هيچ رافضي چنين كاري را انجام نمي دهد ) نقل مي كند كه من و پدرم در يك شب تاريك از خانه براي زيارت احمد بن حنبل ، خارج شديم . هوا بسيار تاريك شد و پدرم گفت : پسرم بيا برويم به اين عبد صالح خداوند ( چه عبد صالحي !!!) توسل كنيم تا اين كه خداوند راه را به ما نشان دهد . من سي سال است كه فقط به احمد بن حنبل توسل مي كنم و اتفاق نيافتاده كه من توسل كنم و حاجتم را نگيرم . كه بعد پدرم دعا كرد و من آمين گفتم . آسمان چنان نوراني شد مثل اين كه شب چهاردهم ماه است ، كه ما راه را پيدا كرديم و رسيديم .
ابن جوزي ، ابي الفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد ، مناقب الامام احمد بن حنبل ، با تحقيق دكتر عبد الله بن عبد الحسن تركي
در اين جا عبد الله بن موسي قبل از رسيدن به قبر احمد بن حنبل به او توسل كردند و با توسل به او راه روشن شد و شب تاريك را براي او روشن كرد و آن ها به زيارت احمد بن حنبل رفتند
اين سخني است كه آقاي ابن جوزي از عبد الله بن موسي نقل كرده و نگفته كه اين كار شرك و كفر است ؛ بلكه به عنوان فضيلت احمد بن حنبل نقل كرده است .
توسل مردم سمرقند به قبر امام بخاري توسل به قبر امام بخاري كه در كتاب هاي بسياري از جمله سير اعلام النبلاء ، تاريخ الاسلام و دهها كتاب ديگر اين مطلب نقل شده است كه مردم سمرقند به قبر آقاي بخاري توسل كرده اند. عكس مستندات اين مطلب و خود حرم بخاري را بارها نشان داده ايم و بينندگان عزيز آن را ديده اند كه ايشان حرم و گنبد و بارگاه طلا كوب شده و بزرگي دارد . گنبد سازي براي بخاري اشكالي ندارد ؛ اما براي امام حسن عسكري و امام هادي (عليهم السلام) و ساير ائمه (عليهم السلام) ما، نعوذ بالله از ديدگاه وهابيت ، بتكده محسوب مي شود .
در كتاب سير اعلام النبلاء ، تأليف شمس الدين محمد بن احمد بن عثمان ذهبي ، متوفاي 748 هـ ، چاپ مؤسسه الرساله بيروت ، با تحقيق شعيب الارنؤوط وهابي ، جلد 12 ، صفحه 467 مطالبي را در شرح حال آقاي بخاري بيان مي كند :
قبر آقاي بخاري گنبد و بارگاه داشت و مردم خاك قبر ايشان را به تبرك مي بردند به حدي كه مجبور شديم براي قبر ايشان ضريح بسازيم ...
در صفحه 469 ، بحث توسل و استغاثه مردم به قبر بخاري را نقل مي كند :
وقال ابو علي الغساني : اخبرنا ابوالفتح نصر بن الحسن السكتي السمرقندي : قدم علينا بلنسيه عام اربعة وستين واربع مثة . قال : قحط المطر عندنا بسمرقند في بعض الاعوام ، فاستسقي الناس مرارا فلم يسقوا ، فاتي الرجل صالح معروف بالصلاح الي قاضي سمرقند فقال له : اني رأيت رأيا أعرضه عليك . قال : ما هو؟ قال : أري أن تخرج ويخرج الناس معك الي قبر الامام محمد بن اسماعيل البخاري وقبره بخرتنك ونستسقي عنده فعسي الله ان يسقينا ... واستسقي القاضي بالناس وبكي الناس عند القبر وتشفعوا بصاحبه ، فارسل الله تعالي السماء بماء عظيم غزير اقام الناس من اجله بخرتنك سبعة ايام او نحوها لايستطيع احد الوصول الي السمرقند من كثرة المطر وغزارته ...
ابو علي غساني از ابو الفتح نصر بن حسن سكتي سمرقندي نقل مي كند كه در سال 464 هـ نزد ما آمد و اين حكايت را براي ما بيان كرد كه در سمرقند بعضي سال ها باران نمي باريد و قحطي باران مي شد . مردم بارها نماز استسقاء خواندند؛ ولي جواب نگرفتند . مرد صالحي نزد قاضي سمرقند آمد و به او گفت : من نظري دارم كه مي خواهم آن را به شما بگويم ، اين كه همه به سمت قبر امام محمد بن اسماعيل بخاري برويم كه قبر ايشان در خرتنك ( يكي از شهرهاي ازبكستان ) است . در كنار قبر محمد بخاري ، استسقاء كنيم و اميد است كه خداوند براي ما باران ببارد .
اين كار را انجام داديم و قاضي طلب باران كرد و مردم در كنار قبر او گريه كردند و طلب شفاعت از صاحب قبر نمودند . خداوند با اين توسلي كه ما به قبر آقاي بخاري كرديم ، باران فراواني را فرستاد به حدي كه مردم هفت روز در خرتنك ماندند و راه نبود كه مردم بروند ...
ذهبي ، شمس الدين احمد بن محمد بن عثمان ، سير اعلام النبلاء ، با تحقيق شعيب الارنؤوط ، چاپ مؤسسه الرساله بيروت ، ج 12 ، ص 467 به بعد
با يك توسل كوچك به قبر آقاي بخاري باعث شد كه به حدي باران بيايد كه مردم نتوانند به سمرقند برگردند و هفت روز مردم مهمان مردم خرتنك بود .
مجري :
اگر همين مطلب در باره اهل بيت (عليهم السلام) بود ، اين ها چه مي گفتند ؟
استاد يزداني :
بله درست است ، اگر ما اين مطلب را در باره امام رضا (عليه السلام) و ساير ائمه (عليهم السلام) بيان مي كرديم ، اين ها فورا موضع مي گرفتند و مي گفتند كه كفر و شرك است ؛ ولي در يكي از بهترين كتاب هاي اين ها يعني كتاب سير اعلام النبلاء از بهترين كتاب هاي فهرستي اهل سنت است كه شرح حال علماي اهل سنت را از صدر اسلام تا زمان خودش را بيان كرده و نگفته كه كار مردم سمرقند شرك بوده و نبايد به قبر آقاي بخاري توسل مي كردند و بايد از خداوند حاجت خود را بخواهند .
البته روشن است كه اين مطلب از دروغ هاي آن ها است؛ ولي ما از باب قاعده الزام آن را نقل مي كنيم .
قسطلاني و جواز توسل به رسول خدا (ص) در كتاب المواهب اللدنيه بالمنح المحمديه ، تأليف علامه احمد بن محمد قسطلاني ، چاپ المكتب الاسلامي ، جلد 4 ، با تحقيق صالح احمد الشامي ، صفحه 593 :
بحث في التوسل
وينبغي للزائر أن يكثر من الدعاء والتضرع والاستغاثه والتشفع والتوسل به صلي الله عليه وسلم ، ...
ثم إن كلا من الاستغاثة والتوسل والتشفع والتوجه بالنبي صلي الله عليه وسلم كما ذكره في تحقيق النصرة ومصباح الظلام واقع في كل حال قبل خلقه وبعد خلقه ، في مدة حياته في الدنيا وبعد موته في مدة البرزخ وبعد البعث في عرصات القيامة .
فاما الحالة الاولي فحسبك ما قدمته في المقصد الاول من استشفاع آدم عليه السلام به لما اخرج من الجنة ...
...واما التوسل به صلي الله عليه وسلم بعد موته في البرزخ فهو اكثر من أن يحصي
شايسته است كسي كه نزد رسول خدا (صلي الله عليه وآله ) مي رود ، بسيار تضرع ، گريه و استغاثه و طلب شفاعت و توسل به آن حضرت كند .....
استغاثه و توسل و تشفع و توجه به پيامبر (صلي الله عليه و آله) در هر حالتي جايز است . قبل از خلقت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) ، بعد از خلقت ايشان ، در زمان حيات و بعد از حيات ايشان و هم چنين در قيامت جايز بوده و انجام شده و خواهد شد .
در مورد حالت اول كه قبل از خلقت آن حضرت است ، توسل حضرت آدم (عليه السلام) زماني كه از بهشت رانده شد و در ادامه روايت عمر بن خطاب از حاكم نيشابوري را بيان مي كند ...
اما توسل به رسول خدا (صلي الله عليه و آله) بعد از حيات و در برزخ كه در زمان حاضر است ، بسيار زياد و غير قابل شمارش است ...
قسطلاني ، احمد بن محمد ، المواهب اللدنيه بالمنح المحمديه ، چاپ مكتب الاسلامي ، با تحقيق صالح احمد الشامي ، ج 4 ، ص 593 به بعد
در ادامه هم داستان هايي را بيان مي كند كه آن ها به رسول خدا (صلي الله عليه و آله) متوسل شده و دواي خود را نزد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) ديدند و آن حضرت هم آن ها را شفا داد. حتي خود آقاي قسطلاني را نقل مي كند كه نزد پيامبر (صلي الله عليه و آله) رفت و متوسل به آن حضرت شد و حضرت هم او را شفا داد .
شرح حال آقاي قسطلاني در مقدمه همين كتاب بيان كرده است :
ترجمة المصنف
الحافظ شهاب الدين ابو العباس احمد بن ابي بكر بن عبدالملك بن احمد القسطلاني ، المصري الشافعي الامام الحجة الرحالة الفقيه المقريء المسند ...
وكان يجتمع في مجالس وعظه الجم الغفير ولم يكن له نظير في ذلك ...
قال في النور وبالجملة فانه كان اماما حافظا متقنا جليل القدر ، حسن التقرير والتحرير ، لطيف الاشارة ، بليغ العبارة حسن الجمع والتأليف لطيف الترتيب والترصيف زينة اهل عصره ...
شهاب الدين ابو العباس احمد بن ابي بكر بن عبد الملك بن احمد قسطلاني مصري شافعي ، امام ، حجت بوده و كسي بود كه براي كسب علم زياد مسافرت مي كرد . فقيه و قاري قرآن و مسند هم بوده است .
در مجلس موعظه او مردم زيادي جمع مي شدند و در وعظ و خطابه نظير نداشت .
در كتاب النور هم بيان شده كه آقاي قسطلاني امام حافظ با تقوا .....
قسطلاني ، احمد بن محمد ، المواهب اللدنيه بالمنح المحمديه ، چاپ مكتب الاسلامي بيروت ، مقدمه كتاب
آقاي قسطلاني با اين مقام علمي تصريح مي كند كه شايسته است كسي كه به زيارت رسول خدا (صلي الله عليه و آله ) مي رود ، به ايشان متوسل شود ، طلب شفاعت كند و اين كار هم قبل از خلقت ، بعد از خلقت و در برزخ و در قيامت جايز است .
مجري :
كليپي آماده كرده ايم كه مبني بر اين كه اين وهابي خود كه توسل نمي كنند ؛ بلكه مسلمانان را تكفير كرده و تكفيري ها را بر عليه مسلمانان تحريك مي كنند كه انسان كشي به راه بياندازند .
چند روز قبل از اربعين اين شبكه هاي وهابي ، تكفيري ها را بر عليه شيعيان و كساني كه به زيارت امام حسين (عليه السلام) مي رفتند ، تحريك كنند و كشت وكشتار به راه بياندازند ؛ اما موفق نشدند .
سخنان ديگري در مورد عزاداري امام حسين (عليه السلام) بيان كردند كه بالتبع اثراتي هم براي طرفدارانشان دارد . اين كليپ هم تلفيقي است از سخنان اين وهابي ها و اتفاقاتي كه افتاد و سرانجام اين سخنان .
كليپ 2 ) :
كارشناس وهابي (جهودي ) :
جنگ حضرت حسين (رضي الله عنه ) با يزيد بر سر مسائل ديني نبوده ؛ بلكه يك موضوع سياسي بوده و به دين ربطي ندارد كه اگر اين نمي شد ، دين باقي نمي ماند . براي اين كه عملا حضرت حسين پيروز نشد .
حالا شما يك كاري انجام مي دهيد كه شركت در آن حرام است مثل اين كه شراب مي خواري حرام است ؟؟؟
خدا تو با حسين چه كار كردي ، براي او هيچ كاري نكردي .
اين كار حرام است كه اين ها به سر و سينه خود مي زنند و از شرابخواري بدتر است .
مدير شبكه وهابي (خدمتي):
من مي خواهم اين را بگويم چيزي كه عليه يزيد شايع شده كه يزيد انسان شراب خوار و بدي بود ، غلط است و مسلم نيست . هيچ دليلي بر اين نيست كه يزيد دستور به قتل حضرت حسين داده باشد .
كارشناس وهابي (هاشمي):
من با خودم فكر مي كنم اين عزاداري يا قمه زني يا زنجير زني يا برهنگي باور كنيد كه اگر در باغ وحش اين عمل صورت مي گرفت ، خودش جاي سؤال دارد . اما سؤال اين قدر شايعه آور نبود ؛ چون آن ها موجودات بي شعور و بي عقل هستند كه هر كاري انجام مي دهند .
از دست دادن حسين مصيبت نيست !!!! مصيبت اين است كه ما بعد از 1300 سال ، تاوان شهادت حسين را مي دهيم . چرا حسين شهيد شد ؟

وهابيت روز عاشورا را ، روز فرح و شادي مي دانند .
كارشناس وهابي (انصاري ) :
قضيه قبر پرستي و زيارت پرستي ، اين عادت از اديان گذشته و باطل و مشركان بت پرست بين بعضي از فرقه هايي كه خودشان را منصوب به اسلام مي دانند ، منتشر شده و شيوع پيدا كرده است .
كارشناس وهابي :
بزرگترين كفري كه ممكن است گفته شود در حضور ما و پخش شود و بزرگ ترين شركي كه تاريخ بشريت علي الاطلاق به خودش ديده ، گفته شود و بعد از آن ما تعليقي نزنيم و از كنارش بگذريم ، و براي بينندگان ما دچار اشكال شوند . اين كفري كه ما در اين جا مشاهده كرديم ، از كفر و شركي كه مشركين مكه مرتكب آن مي شدند ، بزرگ تر بود !!!
كارشناس وهابي :
حسين رهبر من نيست ! او نماد من نيست ! من نسبت به حسين مظلوم كافر هستم !!
نتيجه اين سخنان چيزي غير از كشت و كشتار عده اي انسان هاي بي گناه نيست .
اما :
إن لقتل الحسين حرارة في قلوب المؤمنين لاتبرد ابدا
بزرگترين گردهمايي عاشقان اهل بيت (عليهم السلام) از سراسر جهان در صفر المظفر سال 1436 هـ قمري در اربعين حسيني اتفاق افتاد .
لبيك يا حسين ....
مجري :
شبكه هاي وهابي ـ تكفيري هر چه مي توانند تهديد كنند ؛ چون جز نتيجه اي عكس برايشان ندارد . ديديم كه امسال باز هم بزرگ ترين اجتماع مذهبي را در تاريخ بشريت مشاهده كرديم .
استاد يزداني ! باز هم كساني از علماي اهل سنت هستند كه توسل كرده باشند .
استاد يزداني :
ملا علي هروي : هرگاه در كارها حيران شديد، از اهل قبور كمك بگيريد! در كتاب مرقاه المفاتيح شرح كتاب مشكاه المصابيح (هم كتاب و هم نويسنده كتاب بسيار معتبر و مهمي براي احناف است ) ، تأليف شيخ علي بن سلطان بن محمد القاري الهروي ، متوفاي 1014 هـ ، جلد 4 ، چاپ دار الكتب العلميه بيروت ، صفحه 221 روايتي را از حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) بيان مي كند كه مي فرمايند :
من قبلا شما را از زيارت قبور نهي كرده بودم و الان به شما توصيه مي كنم كه به زيارت قبور برويد . حكم قبلي نسخ شده و دلائل آن را هم بيان مي كند .
اما در پايين صفحه بسيار جالبي را بيان مي كند :
... ولذا قيل إذا تحيرتم في الامور فاستعينوا باهل القبور ...
... زيارت قبور باعث زهد در دنيا مي شود و ذكر موت لذات را از بين مي برد . زماني كه گرفتار و سرگردان شديد و نتوانستيد مشكلات خود را حل كنيد ، از اهل قبور كمك بگيريد .
اين دستور يكي از علماي احناف و امام مسجد الحرام در زمان خودش بوده است .
شرح حال ملا علي هروي در مقدمه كتاب جلد اول همين كتاب ، شرح حال ايشان بيان شده است :
ترجمة الامام ملاعلي القاري
هو الامام العلامة التحرير الالمعي الشيخ نور الدين ابو الحسن علي بن سلطان محمد القاري الهروي ثم المكي الحنفي المعروف بملا علي الهروي
والقاري تسهيل «القاري » لقب به لانه كان حاذقا في علم القراءات عالما راسخا ...
تلاميذة
اما تلاميذه فهم كثيرون كيف لا ؟ وهو امام عصره وفريد دهره عالم جليل محدث فقيه نبيل مفسر مقريء له يد الطولي في العلم بل في كثير من العلوم والمعارف .
اما در صفحه بعد كساني را نام مي برد كه در باره ملا علي قاري سخن گفته اند :
قال عنه محمد امين محبي صاحب خلاصة الاثر في تراجم اهل قرن حادي عشر : احد صدور العلم ، فرد عصره ، الباهر السمت في التحقيق وتنفيع العبارات وشهرته كافية عن الاطراء بوصفه ... جامع العلوم العقلية والنقلية ... جماهير الاعلام ومشاهير اولي الحفظ والافهام ... خاتمة القراء والفقهاء والمحدثين ونخبة المحققين والمدققين ... صاحب العلم الباهر والفضل الظاهر ... عالم البلاد الحرام والمتضلع في علوم القرآن والسنة وفيهما كان الامام ... المحدث الجليل والفاضل النبيل فريد دهره ووحيد عصره .
امام علامه شيخ نور الدين ابو الحسن علي بن سلطان محمد قاري هروي ....
به ايشان لقب قاري را داده اند ؛ براي اين كه در علم قراءات حاذق و استاد بود .
در هرات به دنيا آمده و در همان جا درس خوانده و حافظ قرآن شده است و در زمان صفويه كه هرات را تصرف كردند ، از آن جا مسافرت كرده و به مكه رفته است .
شاگردانش را نام مي برد و مي گويد : شاگردان زيادي داشت ، چرا نبايد زياد باشد ، در حالي كه ملاعلي قاري هروي ، از ديد گاه اهل سنت امام عصر ، يگانه زمان خود ، فقيه ، عالم جليل و مشهور ، مفسر ، قاري قرآن و در بسياري از علوم يد طولي داشته است .
در صفحات بعد سخنان و تعريف و تمجيد ديگران را در باره آقاي قاري را بيان مي كند .
پس اين عبارت آقاي قاري هروي را به ياد داشته باشيد : هر زمان كه گرفتار شديد، سراغ اهل قبور برويد . از ديدگاه وهابيت اين عالم هم از قبر پرستان و زيارت پرستان محسوب مي شوند .
جمهور فقهاي مذاهب اربعه، توسل به پيامبر (ص) را قبول دارند نكته ديگري را كه بايد در اين جا بيان كنم اين است كه كتاب موسوعه فقهيه كويته كه بسيار عظيم است در 50 جلد چاپ شده است . در اين موسوعه ، جلد 14 به صورت مفصل در باره توسل سخن گفته كه بنده توصيه مي كنم اين كتاب را مطالعه كنند .
در اين كتاب ابتدا توسل را تعريف و بعد آيه قرآن را بيان مي كند كه يا ايها الذين امنوا اتقوا الله وابتغوا اليه الوسيله .
در ادامه بيان مي نمايد كه آيا توسل جايز است يا نه ؟ كه ايشان صراحتا اقوال در اين مورد را نقل مي كند :
القول الاول : ذهب جمهور الفقهاء ( المالكية ، الشافعية والمتأخر والحنفية وهو المذهب عند الحنابلة ) الي جواز هذا النوع من التوسل سواء في الحياة النبي صلي الله عليه وسلم او بعد وفاته
جمهور علماي مالكي ، شافعي ، متأخرين احناف و حنابله چه در زمان حيات و چه بعد از حيات جايز است .
سخنان علمايي همچون قسطلاني ، نووي ، مالك ، سبكي ، ابن قدامه را بيان مي كند كه اين افراد توسل را جايز دانسته اند . بعد آيات و روايات مربوط به توسل را بيان كرده اند .
موسوعه فقهيه كويته ، ج 14
هبة الله بن عبد الوارث و گرفتن حاجت از قبر رسول خدا (ص) آخرين مطلب در زمينه توسل را در اين سري برنامه هم بيان كنم و آن توسل يكي از علماي اهل سنت به قبر رسول خدا (صلي الله عليه و آله) كه گرسنه بود و پيامبر (صلي الله عليه و آله) براي او غذا فرستاد .
در كتاب المنتظم في تاريخ الملوك والامم ، تأليف ابي الفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد بن الجوزي ، با تحقيق محمد عبد القادر عطا و مصطفي عبد القادر عطا ، چاپ دار الكتب العلميه بيروت ، جلد 16 در شرح حال آقاي هبه الله بن عبد الوارث :
... كان حافظا متقنا صالحا خيرا ورعا حسن السيرة كثيرا العبادة مشتغلا بنفسه ...
... قال : يا رسول الله انا ضيفك الليلة وجلس فلما كان بعد ساعة رفع راسه وجعل يبكي ساعة ويضحك ساعة . فقال : رأيت رسول الله ' فوضع في يدي دراهم ففتح يده فاذا فيها دراهم
آقاي هبه الله بن عبد الوارث شيرازي حافظ ، اهل تقوا ، ثقه ، صالح ، خيّر ... بوده است ، مي گويد: من با پدرم به مكه رفته بوديم در راه بازگشت از مكه به مدينه رفتيم . در آن زمان من كودك بودم ، نزد پدرم رفتم و گفتم : پدر من گرسنه هستم و غذا نيست . پدرم نزد قبر رسول خدا (صلي الله عليه و آله) رفت و گفت : يا رسول الله من امشب مهمان شما هستم و بعد از يك ساعت گريه و زاري ، يك ساعت خنديد و خوشحال شد . گفت من رسول خدا (صلي الله عليه و آله) را در خواب ديدم كه در دستم چند درهم قرار داد و بعد دستش را باز كرد كه ديدم رسول خدا (صلي الله عليه و آله) چند درهم در دستان پدرم گذاشته بود .
ابن جوزي ، ابي الفرج عبد الرحمن بن علي بن محمد ، المنتظم في تاريخ الملوك والامم ، با تحقيق محمد عبد القادر عطا و مصطفي عبد القادر عطا ، چاپ دار الكتب العلميه بيروت ، ج 16
اين كار از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) بعيد نيست ؛ زيرا ايشان كريم هستند و قطعا هر كسي كه به رسول خدا (صلي الله عليه و آله) توسل كند ، صد در صد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) حاجت او را مي دهد . ان شاء الله كه خداوند همه ما را به حق پيامبر بزرگوار اسلام (صلي الله عليه و آله) و دختر شهيده ايشان ، در راه راست حفظ كند و عاقبت ما را به خير نمايد .
اين مطالب ، آخرين مطالب ما در بحث توسل بود ؛ البته در مناسبت ها برخواهيم گشت و از هفته آينده به مباحث جديدي خواهيم پرداخت .
مجري :
گزارشي آماده شده از پياده روي عده اي از شيعيان و اهل سنت كه به زيارت امام علي بن موسي الرضا (عليه السلام) رفتند . با دقت به اين گزارش نگاه كنيد تا متوجه شويد كه اهل سنت چه كساني هستند ؟ شما فكر نكنيد كه اهل سنت همه داعش هستند . داعش كساني هستند كه بويي از اسلام و پيامبر (صلي الله عليه و آله) و قرآن نبرده اند .
كليپ 3 ؛ پياده روي شيعه و سني براي زيارت امام رضا عليه السلام: يكي از زائرين : مي خواهيم برويم به زيارت علي بن موسي الرضا (عليه السلام)
گزارشگر : چرا پياده مي رويد ؟
يكي از زائرين : براي اين كه حاجت همه آرزومندان برآورده شود . به عشق امام رضا (عليه السلام) دوست دارم اين راه را برويم .
يكي از زائرين : عشق داشتن به اهل بيت (عليهم السلام) سخت نيست و اصلا خستگي ندارد .
راوي : دل كه عاشق باشد ، مذهب نمي شناسد . مذهبشان تسنن است و از راه دوري از خواف و تربت جام مي آيند ، براي امامي كه دل هاي همه مذاهب را تسخير كرده است .
يكي از زائرين : اين حركت نشان دهنده اين است كه اهل بيت (عليهم السلام) مختص به يك گروه و قشر و يك مذهب نيست . هم شيعه و هم سني همه باهم برادرند .
راوي : وارد قطعه اي بهشت شدند . السلام عليك يا امام رضا (عليه السلام)
پاهاي تاول زده اين عاشقان و چشم هاي خيس به سوگ نشسته ، نگاه هاي غمبار ، همه يك حرف را روايت مي كنند :
قربان آقا شوم ، چقدر عظمت و بزرگي دارد يا امام رضا (عليه السلام)
اين جا ، اين شهر ، جلوه گاه ارادت و محبت و اطاعت در پيشگاه ولايت است .
مجري :
استاد يزداني ! شما نمونه اي از اين توسلات را در طول تاريخ سراغ داريد ؟
استاد يزداني :
در هفته هاي گذشته ما از اين موارد خوانديم كه باز هم توسلات ابن حبان و ابن خزيمه را نشان مي دهم . در كتاب الثقات ابن حبان ، تأليف محمد بن حبان بستي شافعي ( اين كتاب يكي از بهترين كتاب هاي رجالي اهل سنت مي باشد ) در شرح حال امام رضا (عليه السلام) . صفحه 457 بيان مي كند :
قد زرته مرارا كثيرة وما حلت بي شدة في وقت مقامي بطوس فزرت قبر علي بن موسي الرضا صلوات الله علي جده و عليه ودعوت الله ازالتها عني الا استجيب لي وزالت عني تلك الشدة وهذا شيء جرته مرارا فوجدته كذلك ...
من بارها امام رضا (عليه السلام ) را زيارت كرده ام و هر زمان كه گرفتاري داشتم ، زماني كه در طوس زندگي مي كردم ، زيارت كردم قبر علي بن موسي الرضا (عليه السلام ) و از خداوند خواستم كه آن گرفتاري را از بين ببرد ، خداوند اجابت كرد وآن گرفتاري را از من رفع كرد . اين چيزي است كه بارها تجربه كردم و هر زمان كه مشكلي داشتم ، امام رضا (عليه السلام) مشكلم را حل كرد .
ابن حبان ، محمد ، ثقات ، ص 457
توسل ابن خزيمه را هم بارها نشان داديم كه در كتاب هاي مختلف بيان شده از جمله كتاب تهذيب التهذيب ، تأليف ابن حجر عسقلاني ، در شرح حال آقاي ابن خزيمه نقل مي كند :
... يقول خرجنا مع امام اهل الحديث ابي بكر بن خزيمة وعديله ابي علي ثقفي مع جماعة من مشايخنا وهم اذ ذاك متوافرون الي زيارة قبر علي بن موسي الرضا بطوس قال فرأيت من تعظيمه يعني ابي خزيمة لتلك البقعة وتواضعه لها وتضرعه عندها ما تحيرنا ...
ابي علي ثقفي نقل مي كني كه ما با امام اهل حديث ابي بكر بن خزيمه و جماعتي از استادانمان به زيارت قبر علي بن موسي الرضا (عليه السلام ) در طوس رفتيم . از شدت تعظيم و تواضع ابن خزيمه نسبت به اين بارگاه تعجب كردم و به حيرت افتادم .
ابن حجر عسقلاني ، تهذيب التهذيب ، شرح حال آقاي ابن خزيمه
شرح حال ابن خزيمه در كتاب سير اعلام النبلاء ، تأليف شمس الدين محمد بن احمد بن عثمان ذهبي ، جلد 14 ، صفحه 365 :
... الحافظ الحجة الفقيه ، شيخ الاسلام ، امام الائمه ...
ايشان حافظ ، حجت ، فقيه ، شيخ الاسلام و امام پيشوايان اهل سنت بود ...
ذهبي ، شمس الدين محمد بن احمد بن عثمان ، سير اعلام النبلاء ، ج 14 ، ص 365
مجري :
سؤال ما از بينندگان عزيز اين است كه اين همه اسامي كه در اين برنامه بيان شده و اسامي كه نام برده نشد ، واقعا اين افراد قرآن نخوانده بودند و نمي دانستند كه قرآن چيزي به نام توسل ندارد يا به ادعاي وهابيت آياتي بر خلاف توسل دارد يا اين كه نه ، چيزي كه وهابيت مي گويند ، ارتباطي به اسلام و علماي اهل سنت ندارد ؟
تماس بينندگان بيننده : آقاي نصرتي از زاهدان ـ اهل سنت
اين افراد همه از علما و پيشوايان اهل سنت بودند ، ما كاري با وهابيت نداريم ؛ ولي اهل سنت خصوصا در كشورهاي عربي و جنوب كشور ، ما رفتيم و ديديم كه همه اهل سنت توسل شرعي چه به زنده و چه به مرده ، را قبول دارند و خودشان هم توسل مي كنند . علامه محمد عمر سربازي هم اين مطلب را كه توسل شرعي جايز و بلكه در بعضي از موارد بنابر مقبوليت دعا بودن آن احسن و افضل است .
بنابراين بنابر روايات و آيات قرآن كريم ، اين گونه توسل جايز و ثابت است . در قرآن كريم ، سوره بقره ، آيه 89 مي فرمايد :
فلما جاءهم كتاب من عند الله مصدق لما معهم وكانوا من قبل يستفتحون علي الذين ...
علامه شيخ الاسلام عثماني در تفسير خود در فوائد اين آيه بيان مي كند كه توسل در اين آيه قبل از نزول قرآن بوده كه يهودي ها در جنگ با مشركين خداوند را به پيامبر (صلي الله عليه و آله) آخر الزمان قسم مي دادند كه فتح و پيروزي را نصيبشان بگرداند .
هنوز نبي مكرم اسلام (صلي الله عليه و آله) به دنيا نيامده بود ، توسل جايز بود ، بعد از به دنيا آمدن و بعد از حيات ايشان و ديگر ائمه (عليهم السلام) كه سزاوارتر است .
از نظر ما توسل اشكالي ندارد ؛ اما اين كه وهابي ها چه نظري دارند به ما ربطي ندارد .
بيننده : آقاي محمدي از خراسان ـ اهل سنت
فكر مي كنم اهل سنت در رابطه با توسل به زنده مشكل نداشته باشند ، فقط يك تفاوت در زنده و مرده بودن است كه فكر نمي كنم توسل به مرده ، تفاوت مبنايي با توسل به زنده داشته باشد كه توسل به زنده ، حكم شرعي داشته باشد و توسل به مردگان هم در كنار شرك قرار بگيرد .
مجري :
منظور شما اين است زماني كه توسل به زنده جايز است ، توسل به زنده ديگر شرك محسوب نمي شود ؟
بيننده :
تفاوت آنچناني با هم ندارد ، اگر توسل و كمك خواستن از زنده خلاف بندگي خداوند نباشد و در راستاي شرع و اسلام باشد ، چه تفاوتي با توسل به مرده دارد . توسل به شهيدان كه در خود قرآن بيان شده كه :
ولاتحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون
فكر نكنيد كساني كه در راه خداوند كشته شده اند ، مرده اند ؛ بلكه زنده هستند و در نزد پرودگارشان روزي مي خورند .
اين نكته بسيار عقلاني است ، زماني كه توسل به زنده جايز است ، توسل به مرده هم جايز است .
اگر توسل صحابه به رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مشروع بوده ، ما كه بعد از 1400 سال بعد از آن حضرت زندگي مي كنيم ، چرا چنين امتيازي از ما سلب شود ؟ اين با عدالت خداوند در تضاد است .
اگر شيطان را رهبر شر در دنيا بدانيم خداوند حتي براي شيطان كه سال ها در درگاه او عبادت كرد و با اين كه خلاف دستور خداوند عمل كرد با اين حال خداوند اهرم هايي به او عطا نموده است . از طرف ديگر رهبر خوبي ها كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) و ائمه (عليهم السلام) و اولياء الهي هستند ، نبايد خداوند براي آن ها اهرم هايي قرار دهد كه مردم سخنان آن ها را قبول كنند .
اين با عدالت خداوند سازگاري ندارد كه شيطان اهرمي براي خود داشته باشد و رسول خدا (صلي الله عليه و آله) و اولياي الهي براي جذب مردم اهرمي نداشته باشند .
اين كه وهابي ها توسل را قبول ندارند ، اين از جهت سياسي است ؛ ولي اگر بخواهيم منصفانه قضاوت كنيم در زمان رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مشركين همين رفتار را داشتند كه مي گفتند ما خدا را به خدايي قبول داريم و بت ها را واسطه قرار مي دهيم . توسل به زنده هم عين همان است ، تفاوتي ندارد . اگر مشركين چنين استدلالي داشتند كه توسل به زنده و مرده كه با هم تفاوتي ندارد . چگونه است كه توسل به زنده را در صدر اسلام جايز دانسته و الان اين همه مشكل تراشي مي كنند .
بيننده : سعيد از كرج ـ شيعه
نكته اي در مورد توسل مي خواستم بگويم و آن اين كه در محل كار بنده اهل سنت زيادي هستند ؛ البته گرايشات وهابيت هم دارند . در بحث هايي كه خواسته يا ناخواسته پيش آمده بود ، بنده نتوانستم آن ها را قانع كنم و مجبور شدم توسلي را كه مادرم نموده بودند را مثال زدم . در كودكي از فاصله اي چهار متري با صورت به زمين خوردم ، دكتر ها از بنده قطع اميد كرده بودند و گفته بودند كه زنده نمي مانم . مادرم كه اين قضيه را متوجه شدند و به امام حسن مجتبي (عليه السلام) متوسل مي شوند كه اتفاقي براي فرزندم پيش نيايد .
فرداي آن روز كه دكتر مي آيد و مي بيند كه هيچ مشكلي ندارم و امام حسن مجتبي (عليه السلام) بنده را شفا داده است . الان 25 سال است كه روز شهادت امام حسن مجتبي (عليه السلام) نذري مي دهيم .
مسير براي ما شيعيان روشن و واضح است و ما چيز هايي ديده ايم كه توسل مي كنيم . از استاد يزداني هم سؤالاتي داشتم . اول اين كه اهل سنت هم به امام زمان اعتقاد دارند ؛ اما نه امام زمان (عج) ما را . سؤال بنده اين است كه با توجه به اين كه اهل سنت به اين امام زمان اعتقاد ندارند و با توجه به احاديث كه در كتب مختلف بيان شده كه بعد از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) دوازده امير از قريش است ، اين دوازده را چگونه براي خود توجيه مي كنند ؟
سؤال دوم اين كه در فيلم مختار كه نشان مي دادند ، بنده به يك روايت برخوردم از امام صادق (عليه السلام) كه فرموده بودند : مختار در قيامت در جهنم است و بعد از اين كه از امام حسين (عليه السلام) مدد مي خواهند ، از جهنم نجات پيدا مي كنند .
علت را كه از امام مي پرسند ، حضرت مي فرمايند : به خاطر اين كه اندكي حب ابوبكر و عمر را داشتند ، به همين علت در عذاب گرفتار شده بودند . حتي اگر ميكائيل و جبرائيل اين محبت را داشتند در آتش جهنم مي سوختند .
در اين باره هم توضيحاتي را بيان نماييد .

بيننده : آقايي از سنندج ـ اهل سنت
اين شبكه هاي وهابي بزرگترين دشمنان دين و خدا هستند . توسل از ابتدا بوده و ما هم آن را جايز مي دانيم . اين سخناني كه وهابي ها مي گويند درست نيست ، اين ها دروغ مي گويند .
استاد يزداني :
بنده از همه بينندگان و از برادران اهل سنت كه نظر واقعي خود را بيان كردند ، تشكر مي كنم . ما از علماي اهل سنت مدرك نشان داديم و اين هم از همراهي بينندگان عزيز اهل سنت كه تأييد كردند و گفتند اهل سنت به توسل به رسول خدا (صلي الله عليه و آله) معتقد است چه در حيات و چه بعد از حيات و چه به رسول خدا (صلي الله عليه و آله) باشد و چه به اولياي الهي و صالحين باشد .
اما در مورد سؤالي كه پرسيده بودند در مورد اين كه وهابيت مهدويت را قبول ندارند ، چگونه روايت 12 جانشين بعد از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) را توجيه مي كنند ؟
اول اين كه وهابيت به مهدويت معتقد هستند يا نه ، اول كلام است كه آقاي بن باز مي گويد : كسي كه به مهدويت اعتقاد نداشته باشد ، كافر است ؛ چون روايات متواتر را انكار كرده و حدود 99 در صد از آن ها به مهدويت معتقد هستند و در كتاب هاي خود روايت دارند كه دوازدهمين جانشين از آن دوازده نفر ، حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف ) است و ما اين روايت را بارها در ايام نيمه شعبان نشان داديم . فقط يك عده كمي در اين شبكه هاي وهابي هستند كه معتقد به مهدويت نيستند مثل آقاي خدمتي كه مي گويد : مهدويت اصلا وجود ندارد و روايت آن ضعيف است .
اما عموم اهل سنت و عموم وهابيت ، مهدويت را قبول دارند و مهدويت نقطه مشتركي بين همه مسلمانان است وهمه مسلمان ها بر اصل مهدويت اجماع دارند و فقط بر جزئيات آن اختلاف دارند .
ما براي خود دليل و مدرك مستند و مستدل داريم و روايات آن ها را هم نقد مي كنيم كه در ايام نيمه شعبان اين كار را كرديم .
اما توجيه اين ها براي اين روايت چيست ؟ اين را هم ما و هم استادمان بار ها و بارها خوانده ايم كه در طول تاريخ نتوانستند اين روايت را توجيه كنند . در ابتدا مي آيند ابو بكر و عمر و عثمان و امير المؤمنين (عليه السلام) و امام حسن (عليه السلام) و معاويه را مي شمارند ، بعضي ها هم يزيد را به حساب مي آورند ، بعد از يزيد هم كه همه از افراد فاسد و ظالمي هستند ، به عمر بن عبد العزيز مي رسند و بعد ، حضرت مهدي (عليه السلام) هم هست ؛ چون روايت صحيح در مورد ايشان داريم كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله ) فرمودند : من دوازده جانشين دارم كه آخرين آن ها مهدي (عج الله تعالي فرجه الشريف ) است .
به هر حال سر در گم هستند تا جايي ابن جوزي مي گويد : به هر كس كه مراجعه كردم براي اين كه مقصود اين روايت را برايم بگويد ، كسي را پيدا نكردم .
بله ، همه راه را گم كرده اند و كسي كه بتواند اين روايت را به صورت صريح و روشن بيان كند ، مذهب حقه شيعه است كه حتي ابن كثير مي گويد : نام دوازده جانشين در كتاب يهودي ها هم بيان شده و تعداد زيادي از يهودي ها با ديدن اين قضيه و اين كه پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) دوازده جانشين دارد ، مسلمان و شيعه شده اند .
نظر اهل بيت (عليهم السلام) در مورد مختار و روايتي كه خواندند ، در اين زمينه هم در سايت تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف ) مقاله اي كامل است كه خواهش مي كنم آن را مطالعه كنند .
نظر كلي در مورد مختار ، متضاد است ؛ ولي رواياتي كه در مدح مختار است ، بيشتر مي باشد و به نظر من تمام رواياتي كه در مذمت مختار گفته شده مثل روايتي كه در مورد ارتداد ، ادعاي نبوت و غيره ، ساخته زبيري ها و دشمنان شيعه است و قابل باور نمي باشد . او يك شيعه كاملا معتقد بوده و با اين اعتقاد كه از دشمنان امام حسين (عليه السلام) انتقام بگيرد ، قيام كرده است ؛ البته شايد اشكالاتي هم داشته باشد ، معصوم نبوده و ما به خاطر اين كه از دشمنان امام حسين (عليه السلام) انتقام گرفت ، دوست داريم و مطمئن هستيم كه امام حسين (عليه السلام) دست او و دست ما را در قيامت مي گيرد .
مجري :
استاد يزداني ! بنده از شما تقاضا دارم كه در اين آخرين برنامه از بحث توسل ، ليستي را كه از علماي اهل سنت ارائه داديد كه آن ها توسل كرده بودند يا قائل به جواز توسل بوده اند را به صورت خلاصه بيان كنيد .
استاد يزداني :
زماني كه ما در برنامه راه و بي راه ، بحث توسل و استغاثه را شروع كرديم ، ابتدا روايات اهل بيت (عليهم السلام) را با سند صحيح از امام صادق (عليه السلام) و ساير ائمه (عليهم السلام) خوانديم كه هر نوع توسل و استغاثه به پيامبر (صلي الله عليه و آله) را نه تنها جايز ؛ بلكه مستحب مي دانستند و دستور دادند كه بايد اين كار انجام شود .
بعد از آن سراغ ديدگاه وهابيت رفتيم ، علماي وهابي از جمله ابن تيميه ، محمد بن عبد الوهاب كه گفته بودند هر نوع توسل و استغاثه ، كفر و شرك است و كسي كه اين كار را انجام مي دهد ، مهدور الدم است .
در مرحله سوم ، سراغ آيات قرآن كريم رفتيم كه استدلال علماي اهل سنت به آيات قرآن كريم براي اثبات جواز توسل را خوانديم . از مذاهب مختلف اهل سنت ، از شافعي ها : نظرات آقايان ابن كثير دمشقي ، نووي مفتي الامه ، سيوطي ، ماوردي شافعي ، سمهودي ، لالكائي ، دمياطي شافعي ، صالحي شامي ،صفوري ، زيني دحلان ، ثعلبي ، حصني دمشقي ... را خوانديم
از حنبلي ها : نظرات آقايان ابن جوزي ، ابن قدامه ، ابن مفلح ، سامري حنبلي ، سيوطي رهيباني ، بهوتي حنبلي را خوانديم .
از احناف : نظرات آقايان ابو البقاء حنفي ، نظام الدين حنفي ، شرنبلالي حنفي ، محمد عمر سربازي حنفي ، موصلي حنفي ، ابو البركات نسفي را خوانديم .
از مالكي ها : نظرات آقايان مالك بن انس ، امام قرطبي ، امام ابن الحاج مالكي ، ابن الدريس قرافي مالكي و ابراهيم بن فرحون مالكي را خوانديم .
اين افراد همه به آيات قرآن براي اثبات جواز توسل استدلال كرده بودند . هم چنين رواياتي را از كتب اهل سنت در جواز توسل و استغاثه خوانديم از جمله استغاثه حضرت هاجر (عليها السلام) به جبرئيل را كه محمد بن عبد الوهاب استغاثه به ملائكه را كفر و شرك مي داند ؛ اما در صحيح بخاري نقل شده كه حضرت هاجر براي يافتن آب براي كودكش حضرت اسماعيل به جبرئيل استغاثه كرده است .
استغاثه حضرت زينب (عليها السلام) در كربلا در كنار بدن هاي مطهر شهدا ،استغاثه ابو ايوب انصاري ، استغاثه احمد بن حنبل ، استغاثه عبد الله بن عباس ، استغاثه عثمان بن حنيف ، استغاثه عبد الله بن عمر ، استغاثه عايشه به قبر رسول خدا (صلي الله عليه و آله) ، استغاثه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) به پيامبران قبل از خودشان را در زمان وفات فاطمه بنت اسد ، استغاثه بلال بن حارث و توسل او به قبر رسول خدا (صلي الله عليه و آله) و تأييد خليفه دوم ، توسل حضرت آدم (عليه السلام) و توسل حضرت عيسي (عليه السلام) به رسول خدا (صلي الله عليه و آله) و توسل خليفه دوم به عباس عموي پيامبر (صلي الله عليه و آله) را با تمام شبهات خوانديم و پاسخ داديم .
اما از علماي اهل سنت كه خودشان توسل كرده اند :
ابو علي خلال كه به امام رضا (عليه السلام) توسل كرده بودند .
ابو علي نيشابوري به قبر يحيي بن يحيي توسل كرده بود .
ابن حاج محمد بن محمد قيرواني ، ابن مقري و ابو الشيخ و طبراني كه به قبر رسول خدا (صلي الله عليه و آله) توسل كرده بودند .
ديد گاه ابن تيميه را خوانديم كه هر نوع توسل را در ابتدا جايز و بعد ها نظر شان تغيير كرد .
توسل ابن جوزي به قبور صالحين ، توسل ابن حبان به قبر امام رضا (عليه السلام) ، توسل از ديدگاه ابن حجر عسقلاني ، ابن حجر هيثمي ، توسل ابن خزيمه و تعظيم او به قبر امام رضا (عليه السلام) ، توسل ابن شاتيل ، ابن صلاح ، ابن عابدين حنفي ، ابن عساكر ، ابن منكدر ، ابو الفرج قزويني ، احمد بن قاسم عبادي ، احمد بن حرب كرماني ، احمد بن حنبل ، احمد زيني دحلان. نووي ، ابن حجر، هبه الله بن عبد الوارث ، بدر الدين شافعي ، بدر الدين عيني را خوانديم .
هم چنين توسل به جنازه حجري ، توسل جميل صدقي زهاوي ، سبكي شافعي ، سعيد بن محمد ، ابو سعيد خادمي ، سهارنپوري ، سيد عبدالله باعلوي ، سيواسي حنفي ، امام شافعي ، شمس الدين جزري ، شرنبلالي حنفي ، شوكاني ، طحاوي ، عبد الله بن موسي ، عبد الله بن محمد جمّال را خوانديم .
توسل به قبر امام بخاري ، توسل آقاي قسطلاني ، توسل ابو حنيفه كه گفته بود اگر انسان كفش را قربت الي الله پرستش كند ، اشكالي ندارد .
توسل مرادي حنبلي ، مرداوي حنبلي ، ملا علي قاري كه گفته بود هر زمان كه گرفتار شديد از اهل قبور كمك بگيريد و موسوعيه فقهيه كويته خوانديم .
اين ها علمايي بودند كه يا توسل را جايز دانسته بودند يا اين كه خودشان توسل كرده بودند
مجري :
وهابي ها اين همه انسان را مشرك و كافر مي دانند و از ديدگاه آن ها اصلا قرآن نخوانده بودند و نمي دانستند كه اياك نعبد و اياك نستعين چيست .
اين منطق وهابيت است كه با ديد اتهام و شرك به همه نگاه مي كند .
از شما بينندگان عزيز و ارجمند كه تا اين ساعت با ما همراهي كرديد ، تشكر مي كنيم .

اللهم عجل لوليك الفرج
يا علي مدد
خدا يار و نگهدارتان .