کد مطلب:5528 دوشنبه 22 دي 1393 آمار بازدید:123

راه و بي راه 34 مشروعيت احتفال و گرفتن جشن براي ولادت رسول خدا (ص)
شبكه ولايت - راه و بي راه

32:05

دانلود   12.85 مگابایت
بسم الله الرحمن الرحيم برنامه : راه و بي راه
تاريخ : 22 / 10 / 93
حجت الاسلام سيد محمد يزداني موضوع: مشروعيت احتفال و گرفتن جشن براي ولادت رسول خدا (ص) مجري : مهمان برنامه شما هستيم با برنامه راه و بي راه ، برنامه اي كه رسالت آن رسوا كردن وهابيت و نشان دادن نقاط افتراقي كه بين وهابيت و ساير مذاهب اسلامي وجود دارد ، كه از اين راه ان شاء الله به وحدت و تقريب بيشتري در جامعه اسلامي خواهيم رسيد . در خدمت كارشناس عزيز و ارجمند اين برنامه ، حجه الاسلام والمسلمين استاد يزداني هستيم .
در ايامي كه گذشت بحث هفته وحدت در ميان بود و جشن گرفتن در ميلاد با سعادت نبي مكرم اسلام (صلي الله عليه و آله) كه شيعه و سني هم اين كار را انجام دادند و هيچ مشكلي با اين مسئله نداشتند . اما از آنجايي كه قبلا به شما قول داديم كه در مورد فتاواي وهابيت سخن بگوييم تا هر چه بيشتر با اين گروه ضال و مضل ، آشنا شويد . امشب هم قرار است كه استاد يزداني در اين خصوص صحبت كنند و در اين زمينه كليپ هايي هم آماده شده كه در ادامه برنامه پخش خواهد شد و يكي از تفاوت هاي بزرگي كه بين مسلمان ها با وهابيت است را خواهيم ديد و آن اعتقاد به جشن گرفتن در سالروز ولادت پيامبر بزرگوار اسلام (صلي الله عليه و آله) است و ببينيم كه وهابي ها نظرشان در اين خصوص چيست ؟
استاد يزداني : موضوعي كه امشب قرار است در اين خصوص صحبت كنيم ، يكي از فتاوا و آراء وهابيت ؛ يعني احتفال است . احتفال به معناي جشن گرفتن است كه وهابيت آن را براي ميلاد رسول خدا (صلي الله عليه وآله ) حرام و بدعت و كفر مي دانند و عليه آن سخنان زيادي گفته اند . اما اين كار را براي محمد بن عبد الوهاب و بعضا خودشان و حتي براي شبكه هاي خود مي گيرند و اين كار برايشان جايز است و هيچ اشكالي ندارد ؛ اما براي پيامبر (صلي الله عليه و آله ) حرام و شرك است .
ان شاء الله در اين باره مطالب زيادي را نقل خواهيم كرد . مناسبت اين بحث هم به دليل هفته اي بود كه ميلاد باسعادت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) در آن قرار داشت .
مسلمان ها از صدر اسلام تا به امروز ، در ميلاد با سعادت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) جشن گرفته اند و خواهند گرفت . اين مطلب را هم از كتب اهل سنت ثابت خواهيم كرد كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) براي تولد خود جشن گرفته و آن را به صحابه هم سفارش كرده است .
احتفال از ديدگاه وهابيت 1 ) نظر ابن تيميه : در ابتدا نظر رئيس تئوريسين فكر وهابيت ، احمد بن عبد الحليم بن عبد السلام بن تيميه را مطرح مي كنيم كه وي در كتاب اقتضاء الصراط المستقيم لمخالفه اصحاب الجحيم ، جلد 2 ، با تحقيق ناصر عبد الحكيم العقل ، چاپ مكتبه الرشد رياض ، صفحه 618 بدعت ها را مي شمارد و مي گويد:
النوع الثاني ما جري فيه حادثة كما كان يجري في غيره من غير أن يوجب ذلك جعله موسما ولا كان السلف يعظمونه كثامن عشري ذي الحجة الذي خطب فيه النبي (ص) بغدير خم مرجعه من حجة الوداع فإنه (ص) خطب فيه خطبة وصي فيها باتباع كتاب الله ووصي فيها بأهل بيته كما روي مسلم في صحيحه عن زيد بن أرقم رضي الله عنه
فزاد بعض أهل الأهواء في ذلك حتي زعموا أنه عهد إلي علي رضي الله عنه بالخلافة بالنص الجلي بعد أن فرش له وأقعده علي فرش عالية وذكروا كلاما باطلا وعملا قد علم بالاضطرار أنه لم يكن من ذلك شيء وزعموا أن الصحابة تمالؤا علي كتمان هذا النص وغصبوا الوصي حقه وفسقوا وكفروا إلا نفرا قليلا ....
وليس الغرض الكلام في مسألة الإمامة وإنما الغرض أن اتخاذ هذا اليوم عيدا محدث لا أصل له فلم يكن في السلف لا من أهل البيت ولا من غيرهم من اتخذ ذلك عيدا حتي يحدث فيه أعمالا إذ الأعياد شريعة من الشرائع فيجب فيها الاتباع لا الابتداع وللنبي (ص) خطب وعهود ووقائع في أيام متعددة مثل يوم بدر وحنين والخندق وفتح مكة ووقت هجرته ودخوله المدينة وخطب له متعددة يذكر فيها قواعد الدين ثم لم يوجب ذلك أن يتخذ مثال تلك الأيام أعيادا ...
وكذلك ما يحدثه بعض الناس إما مضاهاة للنصاري في ميلاد عيسي عليه السلام وإما محبة للنبي (ص) وتعظيما له والله قد يثيبهم علي هذه المحبة والاجتهاد لا علي البدع من اتخاذ مولد النبي (ص) عيدا مع اختلاف الناس في مولده ، فإن هذا لم يفعله السلف ...
نوع دوم اين بدعت ها ، اتفاقاتي است كه در تاريخ رخ داده و لازم نيست كه براي آن مراسم بگيريم ؛ اما بعضي ها براي آن مراسم مي گيرند . مثل روز هجدهم ذي الحجه كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) در غدير خم هنگام باز گشت از حجه الوداع ، خطبه اي خواند و توصيه كرد از قرآن و عترت او تبعيت كنيد و آن ها را گرامي بداريد . همان گونه كه در صحيح مسلم نقل كرده است و اين از بدعت هاي شيعيان است و ما نبايد به آن عمل كنيم .
هدف من از بيان اين كلام ، امامت نيست ؛ بلكه هدف اين است كه شيعيان اين روز را عيد مي گيردند و هيچ اصل و اساسي ندارد ؛ چون سلف صالح و اهل بيت (عليهم السلام) روز غدير را عيد نگرفته اند . (درصورتي كه اين مطلب را در ايام عيد غدير ثابت كرديم كه از اهل بيت (عليهم السلام) روايات متواتري داريم كه اين روز را جشن مي گرفتند .) و كسي كه اين روز را عيد مي گيرد ، براي آن اعمالي انجام مي دهد . چون عيد گرفتن حكمي از احكام اسلام است و در اين جا ما بايد اطاعت كنيم نه اين كه بدعت گذاري كنيم .
پيامبر (صلي الله عليه و آله) در روز فتح مكه ، حنين ، خندق و بدر هم خطبه خوانده ، چرا مسلمان ها اين روز ها را جشن نمي گيرند . ( تفاوت واضح است اما ابن تيميه كه نمي فهمد . زيرا روز عيد غدير ، روز اكمال دين اسلام است و كسي كه عيد غدير خم را قبول نداشته باشد ، يعني اسلام كامل را نپذيرفته و ما به خاطر اين كه آن روز دينمان كامل شده ، جشن مي گيريم .)
هم چنين آن چيز هايي كه مردم را ساخته اند ، مي خواهند با مسيحيان در مورد جشن ميلاد حضرت عيسي (عليه السلام ) برابري كنند . (مسلمان ها هم كه ديدند مسيحيان به پيامبرشان احترام كردند ، آن ها هم به پيامبرشان احترام كنند) كه يا به خاطر محبت به رسول خدا ( صلي الله عليه و آله) ست يا به خاطر احترام است .خداوند به خاطر تلاشي كه مسلمان ها در اين محبت به رسول خدا (صلي الله عليه و آله) دارند ، به آن ها پاداش مي دهد نه به خاطر عيد گرفتن اين روز و مردم در روز ميلاد هم اختلاف دارند .
علت اين كه چرا روز ميلاد را عيد نمي گيرند ؟
براي اين كه سلف اين كار را انجام نداده ؛ با اين كه مانعي نبوده و مقتضي هم موجود بوده است .
ابن تيميه ، احمد بن عبد الحليم بن عبد السلام ، اقتضاء الصراط لمخالفه اصحاب الجحيم ، ج 2 ، با تحقيق ناصر عبد الحكيم العقل ، چاپ مكتبه الرشد رياض ، ص 618
ما در اين جا علت اصلي مبارزه وهابيت را با اعياد را مي بينيم . اين ها مي ترسند كه اگر كسي روز ميلاد با سعادت رسول خدا (صلي الله عليه و آله ) را جشن بگيرند ، روز هجده ذي الحجه كه روز خطبه خواني رسول خدا (صلي الله عليه و آله) در غدير خم است هم جشن مي گيرند .
اصل و ريشه مخالفت وهابيت با جشن گرفتن اين است كه اجازه ندهند مردم در روز هجده ذي الحجه جشن بگيرند . همان گونه كه شيعيان و بعضا اهل سنت اين روز را جشن گرفته اند .
دليلي هم كه براي عيد نگرفتن بيان مي كنند ، دليل فاسد و بين الفساد است . در اين كه دستور و عملكرد سلف و صحابه و سخن آن ها براي ما حجت است يا خير ؟ يك بحث قديمي و مفصل در بين اهل سنت است و خودش جاي بحث دارد. بسياري از اهل سنت عملكرد و سخن صحابه را حجت نمي دانند . اگر از خودشان باشد ، حجت نمي دانند ؛ ولي اگر از رسول خدا(صلي الله عليه و آله) نقل كنند ، حجت مي دانند .
بر فرض اگر عملكرد و سخن آن ها شرعا حجت باشد ، عمل نكردن آن ها دليل بر حرمت است ؟
مثلا صحابه سوار هواپيما يا ماشين نشده اند ، با قاشق غذا نخوردند ، پس اين دليل بر حرمت است؟ صحابه هميشه براي حج و مراسم مذهبي سوار الاغ و شتر مي شدند ، ما هم بايد براي رفتن به حج سوار شتر و الاغ شويم ؟
اين ها همه حرف ها و دلائل پوچي است كه ابن تيميه بيان مي كند و تلاش مي كند كه ثابت كند احتفال و جشن گرفتن براي رسول خدا (صلي الله عليه و آله) حرام است ؛ چون خود رسول خدا (صلي الله عليه و آله) و صحابه اين كار را انجام نداده اند . ان شاء الله ما هم از صحيح بخاري و هم از صحيح مسلم ثابت خواهيم كرد كه هم خدا براي ميلاد رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) جشن گرفته و هم خود رسول خدا(صلي الله عليه السلام) و هم صحابه و هم همه مسلمان ها در تمام اعصار .
مجري : نظر تئوريسين و خداي وهابيت را در رابطه با احتفال و جشن گرفتن براي ميلاد باسعادت رسول خدا( صلي الله عليه و آله) و ساير اعياد را ديديد . تعدادي از شبكه هاي وهابي تكفيري هستند كه همين روش و طريق را در پيش گرفته اند و دوست دارند كه كلام ، كلام وهابيت باشد نه كلام مسلمان ها .
در اين زمينه كليپي آماده شده كه در مورد سالگرد گرفتن و تولد است .
كليپ 1 ) :
مجري وهابي شبكه وهابي كلمه :
آقا عثمان عرض تبريك داشتند در رابطه با زاد روز سالگرد تولد حضرت علي (عليه السلام) داشتند .
كارشناس وهابي :
ما در اسلام نه سالگرد و نه تولد داريم . ما از مردم انتقاد مي كنيم كه سالگرد تولد نداشته باشيد . سالگرد و تولد گرفتن ، تشبه به غير مسلمان ها است و ريشه اسلامي ندارد و از نظر اسلام نكوهيده و نا پسند است .
2 ) ابن عثيمن تناقض گويي در كلام اين ها بسيار واضح و روشن است . در كتاب مجموع فتاوي و رسائل فضيله الشيخ محمد بن صالح العثيمين ( از مفتيان حال حاضر عربستان سعودي ) ، چاپ دار الثريا ، جلد 2 بحث فتاواي عقيده ، با جمع آوري فهد بن ناصر بن ابراهيم بن سليمان ، صفحه 297 :
350 ) وسئل فضيلة الشيخ جزاه الله عن الاسلام والمسلمين خيرا الجزاء : عن حكم الاحتفال بالمولد النبوي ؟
فاجاب قائلا : اولا ليلة مولد الرسول ، صلي الله عليه وآله ، ليست معلومة علي الوجه القطعي . بل ان بعض العصريين حقق انها ليلة التاسع من ربيع الاول وليست ليلة الثاني عشر منه .
ثانيا : من الناحية الشرعية فالاحتفال لا اصل له ايضا لانه لو كان من شرع الله لفعله النبي ، صلي الله عليه وآله ، او بلغه لامته ولو فعله او بلغه لوجب ان يكون محفوظا ...
از شيخ سؤال شد در مورد جشن گرفتن براي تولد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) ؟
جواب داد : اولا روز ميلاد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مشخص نيست كه هفده ربيع الاول است يا دوازده ربيع الاول . بعضي از معاصرين وهابي تحقيق كرده اند كه شب نهم ربيع الاول ميلاي است نه شب دوازدهم .
دوما : از لحاظ شرعي ، احتفال هيچ اصل و اساسي ندارد . اگر بود رسول خدا (صلي الله عليه و آله) انجام مي داد و به امتش مي رسيد و آن ها هم انجام مي دادند . (همان سخنان ابن تيميه را در اين جا تكرار مي كند )
عثيمين ، شيخ محمد بن صالح ، مجموع فتاوا و رسائل ، ج 2 ، چاپ دار الثريا ، با جمع آوري فهد بن ناصر بن ابراهيم بن سليمان ، ص 297
از همين شخص در مورد هفته محمد بن عبد الوهاب سؤال كردند كه پاسخش شنيدني است.
اين ها هر ساله در دانشگاه محمد بن سعود يك هفته را مشخص كرده اند و هفت روز هفته را براي محمد بن عبد الوهاب جشن مي گيردند و نامش را گذاشته اند اسبوع شيخ محمد بن عبد الوهاب .
در زمان محمد بن ابراهيم آل سعود مفتي اعظم قبل از بن باز اين قضيه اتفاق افتاد . آقاي عبد العزيز آل سعود ، در دوره سوم حكومت آن ها ، به دستور ايشان و با مشورت آل شيخ اين هفته را به عنوان هفته شيخ محمد بن عبد الوهاب نامگذاري كردند . در رابطه با همين هفته از ابن عثيمين در همين كتاب ، صفحه 300 ، سؤال شد :
351 ) وسئل فضيلة الشيخ : عن الفرق بين ما يسمي باسبوع الشيخ محمد بن عبدالوهاب والاحتفال بالمولد النبوي حيث ينكر علي من فعل الثاني دون الاول ؟
فاجاب بقوله : الفرق بينهما حسب علمنا من وجهين :
الاول : ان اسبوع الشيخ محمد بن عبد الوهاب لم يتخذ تقربا الي الله وانما يقصد به ازالة شبهة في نفوس بعض الناس في هذا الرجل ويبين ما من الله به علي المسلمين علي يد هذا الرجل .
الثاني : اسبوع الشيخ محمد بن عبد الوهاب لايتكرر ويعود كما تعود الاعياد بل هو امر بين للناس وكتب فيه ما كتب
از ابن عثيمن سؤال شد كه چه فرقي است بين هفته محمد بن عبد الوهاب و روز ميلاد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) كه اولي جشن گرفتن اشكالي ندارد ؛ ولي براي دومي حرام است ؟
پاسخ مي دهد كه فرق بين اين دو تا آن جايي كه من مي دانم دو دليل دارد : دليل اول ، مردم هفته محمد بن عبد الوهاب را قربه الي الله جشن نمي گيرند و هدف آن ها از اين كار پاسخ به شبهاتي است كه در مورد اين مرد است
( مثلا آقاي محمد بن فيروز در منطقه احساء كه از نظر وهابي ها اقرب الي الاسلام و علامه است و مفتي اعظم زمان خودش بود اين شبهه را داشت كه محمد بن عبد الوهاب حلال زاده نيست ؛ بلكه حرام زاده است . اين هفته را هم براي پاسخ به اين شبهات مي گذارند )
دليل دوم : اين هفته هر سال تكرار نمي شود .( در حالي كه هر ساله اين هفته را جشن مي گيرند)
ابن عثيمين ، محمد بن صالح ، مجموع فتاوا و رسائل ، ج 2 ، ص 300
اين سخن ابن عثيمين است در توجيه اين كه براي محمد بن عبد الوهاب جشن مي گيرند و براي تولد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) جشن گرفتن ، شرعي نيست . ان شاء الله ما ثابت مي كنيم كه اين ها هفته محمد بن عبد الوهاب را قربه الي الله مي گيرند و مي گويند واجب است .
3 ) آقاي بن باز نفر بعدي كه با جشن گرفتن براي ميلاد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مخالفت كرده ، آقاي بن باز است . در كتاب مجموعه فتاوي و مقالات متنوعه ، تأليف عبد العزيز بن عبد الله بن عبد الرحمن بن باز ، جلد 4 ، چاپ دار القاسم ، با تحقيق محمد بن سعد الشويعر ، صفحه 289 :
هل يحل للمسلمين ان يحتفلوا بالمولد النبوي ؟
الجواب : ليس للمسلمين ان يقيموا احتفالا بمولد النبي (صلي الله عليه وسلم ) في ليلة 12 ربيع الاول ولا في غيرها ، كما انه ليس لهم ان يقيموا اي احتفال بمولد غيره عليه الصلاة والسلام لان الاحتفال بالموالد من البدع المحدثة في الدين لان النبي صلي الله عليه وسلم لم يحتفل بمولده في حياته وهو المبلغ للدين والمشروع للشرائع عن ربه سبحانه ولا امر بذلك ولم يفعله خلفاءوه الراشدين ولا اصحابه جميعا ولا التابعين لهم باحسان في القرون المفضلة . فعلم انه بدعة .
آيا جايز است كه مسلمانان براي تولد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) جشن بگيرند ؟
جواب : جايز نيست براي مسلمامان ها كه براي تولد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) جشن بگيرند چه در 12 ربيع الاول و چه در غير آن ، همان طور كه جايز نيست براي ديگران يا براي خودش جشن تولد بگيرد . جشن گرفتن براي تولد از بدعت هايي است كه در دين ايجاد شده است ، رسول خدا (صلي الله عليه و آله) هم در زمان حياتشان براي خود جشن تولد نگرفت . صحابه ، خلفاي راشدين و تابعين هم اين كار را انجام ندادند ؛ پس معلوم مي شود كه اين كار بدعت است .
بن باز ، عبد العزيز بن عبد الله بن عبد الرحمن ، مجموعه فتاوا و مقالات متنوعه ، ج 4 ، چاپ دار القاسم رياض ، با تحقيق محمد بن سعد الشويعر ، ص 289
سؤال مي كنيم آقاي بن باز ! محمد بن عبد الوهاب براي خودش يك هفته جشن گرفت كه شما يك هفته را جشن مي گيرد ؟
مجري : قطعا اگر مي گرفت به آن استناد مي كردند ، پس چون نگرفته ، به آن استناد نمي كنند .
استاد يزداني : آيا آقاي محمد بن سعود كه دوست نزديك محمد بن عبد الوهاب بود ، يكه هفته را براي او جشن گرفت ؟ اگر نگرفته باشند كه اين هم بدعت است . اگر به گفته شما رسول خدا (صلي الله عليه و آله ) جشن نگرفته و مي گوييد بدعت است ، محمد بن عبد الوهاب هم براي خود جشن نگرفته ؛ پس اين هم بدعت است .
ايشان براي يك هفته جشن گرفتن براي محمد بن عبد الوهاب حدود هشت صفحه سخن گفته كه چرا بايد براي محمد بن عبد الوهاب يك هفته را جشن بگيريم . محمد بن عبد الوهابي كه به اعتراف بزرگان اهل سنت ، به اعتراف مفتيان اعظم زمان خود محمد بن عبد الوهاب ، حرامزاده بوده است .
اين شخص به مناسبت هفته محمد بن عبد الوهاب ، بيانيه اي صادر كرده است كه بسيار جالب است . در همان كتاب مجموعه الفتاوي و مقالات متنوعه ، جلد اول ، چاپ دار القاسم ، صفحه 278 به بعد :
كلمة في اسبوع الشيخ محمد بن عبد الوهاب
فان اعظم نعمة انعم الله بها علينا نعمة الاسلام ....
وسنة رسول الله صلي الله عليه وسلم الذين قال فيهما : لقد تركت فيكم ما ان تمسكتم به لن تضلوا كتاب الله وسنتي ....
ايها الاخوة الكرام ان اجتماع لدراسة مذهب السلف الصالح ومنه دعوة الشيخ محمد بن عبدالوهاب وتعريف الناس بها وحثهم علي الاستمساك بما كان عليه رسول الله ' وصحابته الكرام وسلف هذه الامة امر واجب ومن اعظم القرب الي الله ، لانه تعاون علي الخير وتشاور في المعروف وبحث للوصول الي الافضل ... وانا علي يقين ان هذا الاجتماع سيكون له ان شاء الله الاثار الكبيرة الطيبة في العالم الاسلامي كله ليجتمعوا علي كتب الله وسنة رسول ' ويبتعدوا عن البدع في الدين ...
ستصل الي نتائج ايجابية بإذن الله تقدمها للمسلمين كافة وتدعوهم الي كلمة سواء ...
لقد كنت راغبا في لقياكم والحديث معكم ومناقشة الابحاث المقدمة والآراء المعروضة والاشتراك معكم في حلقاتكم ودراساتكم لان في ذلك تعاونا في الخير .... وجعلني اكتب اليكم هذه الكلمة راجيا للجميع التوفيق والسداد ... واشكر لصاحب السمو الملكي الامير سلمان بن عبد العزيز امير منطقة الرياض رعايته احفل الافتتاح ، كما اشكر للاخوة المشرفين علي تنظيم هذا الاسبوع جهودهم واسهامهم ...
واسال الله ان يبقبل عمل الجميع وان يجعله خالصا لوجهه الكريم ...
كلامي در رابطه با هفته شيخ محمد بن عبد الوهاب
( براي رسول خدا (صلي الله عليه و آله) حتي يك روز ، يك ساعت هم اجازه نمي دهند و براي محمد بن عبد الوهاب يك هفته جشن مي گيرند . )
بزرگترين نعمت براي ما ، نعمت اسلام است كه با هيچ چيز ديگري برابري نمي كند . به آيه 3 سوره مائده استدلال كرده كه خداوند دين اسلام را كامل كرد . در ادامه به يك روايت جعلي استدلال كرده كه شما را ترك كردم در حالي كه دو چيز در ميان شما گذاشتم كه اگر به آن تمسك كنيد ، گمراه نمي شويد يك كتاب خدا و سنت من .
روايت جعلي و دروغي كه هيچ سندي ندارد و اين خيانتي است كه در تاريخ انجام داده اند . آقاي الباني گفته كه اين روايت را حاكم تصحيح كرده در صورتي كه حاكم در كتاب خود بيان كرده و خلاف سخن الباني را در اين مورد گفته است .
... در ادامه مي گويد:
از زمان وفات رسول خدا (صلي الله عليه و آله) علماي مصلحي بودند كه احكام را بيان كرده اند كه از بزرگ ترين اين علما شيخ محمد بن عبد الوهاب است كه مجدد قرن دوازده هجري محسوب مي شود . ....
دعوت محمد بن عبد الوهاب يك دعوت اسلامي است ...
مملكت اسلامي عربستان ، مملكتي است كه به امر مسلمين اهميت مي دهد!!! .
اين همايش و اجتماعي كه دانشگاه محمد بن سعود آن را برگزار مي كند و در برگزاري آن تلاش كرده ، از كارهاي بسيار خوب است كه بهترين شاگردان مكتب محمد بن وهابيت و از علماي وهابي در آن دعوت شده و با هم گفتگو مي كنند و به شبهات پاسخ مي دهند .
جمع شدن در كنار هم براي اين كه مذهب سلف را و دعوت شيخ محمد بن عبد الوهاب را ياد بگيريم و به مردم بشناسانيم و تشويق كنيم مردم را بر استمساك آن چه كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) و صحابه و سلف آورده اند و آن هم امر واجب و از بزرگترين چيزهايي است كه ما را به خداوند نزديك مي كند .
( براي رسول خدا (صلي الله عليه و آله) حرام است و براي محمد بن عبد الوهاب واجب است!!! . مثلا اگر مسلمان ها در يك شهري جمع شوند تا در هفته وحدت از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) سخن بگويند ، جشن بگويند ، خصلت ها و شيوه هاي رفتاري رسول خدا (صلي الله عليه و آله) را بيان كنند . از ديد وهابيت اين بدعت و حرام است اما براي محمد بن عبد الوهاب ، امر واجبي است كه ما را به خدا نزديك مي كند )
براي اين كه ما در اين هفته اي كه براي محمد بن عبد الوهاب جشن مي گيريم ، مي خواهيم تعاون به خير كنيم ، مشاوره به كارهاي خوب دهيم و بحث و بررسي براي رسيدن به خوبي ها و شبهاتي را كه مطرح است را پاسخ دهيم .
من يقين دارم كه هفته محمد بن عبد الوهاب تأثير بزرگ و خوبي در جهان اسلام دارد و آن اين است كه مردم را بر كتاب و سنت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) جمع كرده و بدعت ها را از دين دور مي كند .
( يعني مي خواهند در دين يك بدعتي ايجاد كنند كه با آن بدعت مانع ايجاد بدعت ها شوند . اين امكان دارد ؟ هفته محمد بن عبد الوهاب را نه خود محمد بن عبد الوهاب و نه وهابيت تا اين زمان . اين هم به خودي خود بدعت است . به اين بدعت هم امر واجبي مي گويند كه از بزرگترين چيزهاي است كه قربه الي الله است . براي رسول خدا (صلي الله عليه و آله) حرام است ؛ اما براي محمد بن عبد الوهاب جايز و بلكه واجب است .)
به اذن خداوند اين همايش يك هفته اي كه براي محمد بن عبد الوهاب مي گيريم ، نتايج خوبي به دست مي آيد و مردم را به كلمه لااله الا الله دعوت مي كند .
من خيلي دوست داشتم كه در آن همايش با ملاقات و بحث كنم و به شبهات پاسخ دهيم ( منظور محمد بن فيروز از آن سخن چه بوده ) چون اين اجتماع در هفته محمد بن عبدالوهاب ، كمك به امر خير است .
... من اين بيانيه را صادر كردم و اميدوارم كه خداوند به شما توفيق دهد . تشكر مي كنم از آقاي سلمان بن عبد العزيز ، امير منطقه رياض به خاطر افتتاح اين جشن ، هم چنين از برگزار كنندگان هفته محمد بن عبد الوهاب تشكر مي كنم و از خداوند مي خواهم كه عمل همه را قبول كند .
بن باز ، عبد العزيز بن عبد الله بن عبد الرحمن ، مجموعه فتاوي و مقالات متنوعه ، ج 1 ، چاپ دار القاسم رياض ، ص 278 به بعد
خلاصه بحث اين كه از ديدگاه وهابيت ، جشن گرفتن براي ميلاد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) بدعت است ؛ چون رسول خدا (صلي الله عليه و آله) اين كار را انجام نداده اند . اما جشن گرفتن براي محمد بن عبد الوهاب جايز است ، نه يك روز ؛ بلكه هفت روز . هفت برابر پيامبر (صلي الله عليه و آله) جايز است ؛ چون مي خواهيم در اين يك هفته مردم را به مذهب وهابيت دعوت كنيم و مي خواهيم از دولت سعود تشكر و تقدير كنيم .
علما در كنار هم جمع مي شوند و در باره محمد بن عبد الوهاب سخن مي گويند . محمد بن عبد الوهاب چه كسي بود ؟
بله در رياض اهل سنت زيادي را كشت تا جايي كه مردم مجبور شدند كه در آن محاصره گوشت سگ بخورند . در طائف و مدينه همه اهل سنت را كشت . ما اين مطالب را قبلا مفصل بيان كرديم .
در اين يك هفته بايد پيرامون همين مباحث گفتگو كنند . اما براي پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) جايز نيست .اين تناقض گويي وهابي ها چه چيزي را ثابت مي كند ؟ ثابت مي كند اين ها خدا و رسول خدا (صلي الله عليه و آله) را قبول ندارند و خداي اين ها ابن تيميه و پيامبرشان محمد بن عبد الوهاب و محمد بن سعود است .
مجري : كاملا مشخص شد كه اين ها يك هفته را براي محمد بن عبد الوهاب جشن مي گيرند و آن را واجب هم مي دانند ولي زماني كه به رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مي رسند ، آن را بدعت مي دانند ؛ چون نبايد درباره آن حضرت سخن گفت تا به مسائل ديگر كشيده نشود .
در كليپ اول گفتند جشن گرفتن براي سالگرد نداريم و تشبه به كفار محسوب مي شود . چند سالي است كه شبكه هاي وهابي تأسيس شده اند و با اين كه براي رسول خدا (صلي الله عليه و آله) و اميرالمؤمنين (عليه السلام) جشن نمي گيرند . با اين حال براي شبكه هاي خود سالگرد تأسيس مي گيرند.
كليپ 2 ) :
برگزاري جشن سالگرد تأسيس شبكه هاي وهابي توسط همان كساني كه سالگرد ولادت پيامبر (صلي الله عليه و آله) و اهل بيت (عليهم السلام ) را بدعت و شرك مي دانند .

مجري وهابي:
در خدمت شما عزيزان هستيم با ويژه برنامه جشن هاي متعدد ، جشن افتتاح رسمي شبكه كلمه 2 يا شبكه كلمه آموزش . هم اكنون جشن رسمي افتتاح شبكه كلمه 2 و شروع سال سوم شبكه جهاني كلمه عام . در خدمت شما عزيزان هستيم . در اين لحظه تاريخي ، لحظه شروع سال سوم شبكه علمي و آموزشي كلمه 2 ، دوست داريم بيانات شما را بشنويم . جا دارد در اين لحظه طلايي در واقع تبريك عرض كنم به تمامي كارشناسان عزيز شبكه جهاني كلمه .
در اين لحظه تاريخي شاهد گزارشي هستيم از شبكه كلمه در سالي كه گذشت . هم اكنون شاهد چهارمين سال شبكه جهاني كلمه خواهيد بود .
مجري : سالروز ميلاد رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) تبريك گفتن ندارد ؛ اما سالگرد شبكه تبريك دارد . استاد يزداني ! شما در بخش ابتدايي برنامه به مطلبي اشاره كرديد كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) براي خود جشن ولادت گرفته اند . اين امكان دارد ، آيا شما براي اين مطلب مستند تاريخي هم وجود دارد؟
استاد يزداني : مدارك و مستندات در اين رابطه از كتب اهل سنت ، بسيار زياد است كه آن ها را بيان مي كنيم . روايتي در كتاب صحيح مسلم كه يكي از مهمترين كتاب هاي اهل سنت بعد از قرآن است ، چاپ دار الطيبه عربستان سعودي ، صفحه 519 كتاب الصيام :
از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) سؤال شد :
قال وَسُئِلَ عن صَوْمِ يَوْمِ الإثنين قال ذَاكَ يَوْمٌ وُلِدْتُ فيه وَيَوْمٌ بُعِثْتُ أو أُنْزِلَ عَلَيَّ فيه
از روزه روز دوشنبه كه آيا جايز است يا نه ؟ حضرت فرمودند : روز دوشنبه روزي است كه من به دنيا آمده ام ، (شما نمي خواهيد اين روز را روزه بگيريد .) روزي است كه قرآن بر من نازل شده و آن روز ، روز بعثت من است .
صحيح مسلم ، چاپ دار الطيبه ، ص 519 باب الصيام ، حديث 1160
آيا پيامبر بزرگوار اسلام (صلي الله عليه و آله) نعوذ بالله به اندازه وهابي ها متوجه نبوده كه نبايد اين كار را انجام دهد و اين وهابي ها با وقاحت تمام مي گويند : متولد شده باشد ، چه كار مهمي انجام داده كه ما بخواهيم براي او جشن بگيريم .
اين مطلبي است كه در صحيح مسلم بيان شده و رسول خدا(صلي الله عليه و آله) مي فرمايد در اين روز ، روزه بگيريد و روز دوشنبه روزي است كه من در آن روز به دنيا آمده ام و اين نشانه شادي و سرور است كه ما در ادامه استدلال علماي اهل سنت به اين روايت را بيان خواهيم كرد .
مطلب بعدي در صحيح بخاري است كه سال هاي قبل هم نشان داده شده ، در كتاب صحيح بخاري ، چاپ دار ابن كثير بيروت ، طبعه الاولي 2002 م ، حديث 5102 ، صفحه 1300 :
... وثُوَيْبَةُ مَوْلَاةٌ لِأَبِي لَهَبٍ كان أبو لَهَبٍ أَعْتَقَهَا فَأَرْضَعَتْ النبي (ص) فلما مَاتَ أبو لَهَبٍ أُرِيَهُ بَعْضُ أَهْلِهِ بشرحيبة قال له مَاذَا لَقِيتَ قال أبو لَهَبٍ لم أَلْقَ بَعْدَكُمْ غير أَنِّي سُقِيتُ في هذه بِعَتَاقَتِي ثُوَيْبَةَ
( اين روايت در خصوص ثويبه ، كسي كه به رسول خدا (صلي الله عليه و آله) شير داد ، است . آقاي بخاري اين روايت را خلاصه و تقطيع كرده )
ثويبه كنيز ابولهب بود و پيامبر (صلي الله عليه و آله) را شير داد. زماني كه ابولهب از دنيا رفت ، خانواده او را در خواب ديدند كه ( در روايات ديگر عباس بن عبد المطلب است ) وضعيت بسيار بدي دارد . از او سؤال كردند كه چه چيزي ديدي . ابو لهب گفت : بعد از شما چيزي نديدم غير از اين كه به خاطر آزاد كردن ثويبه كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) را شير داده بود ، خداوند مرا آب گوارا مي دهد .
صحيح بخاري ، باب النكاح ، چاپ دار الفكر بيروت ، حديث 5102 ، ص 1300 و 1301
در روايت بعدي مشخص مي شود كه منظور چيست.
همين مطلب به صورت مفصل تر در كتاب جامع الاصول في احاديث الرسول ، تأليف ابن اثير جزري ، با تحقيق عبد القادر الارنوؤط ، جلد 11 ، صفحه 477 بيان مي كند :
وزاد رزين في رواية ، قال عروة : ( وثويبة مولاة أبي لهب . وكان أعتقها حين بَشَّرته بميلاد رسول الله - (ص) - . فأرضَعَتْ رسول الله - (ص) - . فلما مات أبو لهب كافرا ، رآه العباس في المنام بعدما أسلمَ العباسُ بشرِّ حيبة ، فقال له : ماذا لقيت ؟ قال : لم ألق خيرا بعدكم ، غير أني سُقيت - أو قال : أُسْقَي في هذه ، يعني : نُقْرَة إِبهاميه - كل ليلة اثنين بعتاقتي ثويبة .
عروه مي گويد : ثويبه كنيز ابولهب بود . زماني كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) به دنيا آمد ، به ابو لهب ، عموي پيامبر (صلي الله عليه و آله) كه خداوند او را در قرآن نفرين كرده ، بشارت ميلاد آن حضرت را داد . ابولهب هم او را آزاد كرد . ثويبه ، رسول خدا (صلي الله عليه و آله) را شير داد تا اين كه ابولهب در حالي كه كافر بود از دنيا رفت . عباس بعد از مسلمان شدن او را در خواب ديد كه وضعيت بدي داشت . از او پرسيدند كه بر تو چه گذشت ؟ گفت : بعد از شما خيري نديدم مگر اين كه آب گوارا نوشيدم . يا اين كه گفته به خاطر اين كه ثويبه را به خاطر بشارت به ميلاد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) داد آزاد كردم ، درهر شب دوشنبه از بين دو انگشتم آب گوارا مي نوشم .
جزري ، ابن اثير ، جامع الاصول في الاحاديث الرسول ، با تحقيق عبد القادر الارنؤوط ، ج 11 ، ص 477
اين جشن خداوند است كه در هر هفته روز دوشنبه اين جشن را مي گيرد . البته مسلمانان و شيعيان پيامبر (صلي الله عليه و آله) را دوست دارند و در روز دوشنبه دعاهايي دارند كه با خواندن آن دعا جشن مي گيرند . خداوند در هر دوشنبه ابو لهب را به خاطر اين كار ، از عذابش مي كاهد و آب گوارا به او مي دهد .
آيا خداوند نعوذ بالله به اندازه محمد بن عبد الوهاب و پيروانش نمي فهميد كه اين كار شرك و بدعت است .
مجري : كليپي در خصوص همين روايت آماده شده كه يكي از كارشناسان وهابي اعتراف كرده كه شيعه و سني سالروز ميلاد با سعادت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) را جشن مي گيرند و تتمه اي كه بيان مي كند .
كليپ 3 ):
شيعه و سني ولادت پيامبر (صلي الله عليه و آله ) را جشن مي گيرند اما اين عمل بدعت و از اعمال مشركين است .
كارشناس وهابي :
به ما مي گويند شما سالگرد گرفتيد ولي زماني كه شيعه براي ميلاد رسول خدا (صلي الله عليه و آله جشن مي گيرند ، مي گوييد سالگرد بدعت است . منظور شما چيست ؟
برادر محترم نه شيعه ها كه سني ها همين كار را مي كند . برادران اهل سنت 12 ربيع الاول و برادران شيعه 18 ربيع الاول را مي گيرند . در رابطه با سالگرد و جشن و اين ها ، براي همه جايز نيست و بدعت است فرقي نمي كند .
كارشناس وهابي :
خدا و پيامبر (صلي الله عليه و آله) از مشركين بيزار است .بسياري از اين مشركين براي ما مولوديه مي خوانند ، دعاي جشن پيامبر (صلي الله عليه و آله) مي خوانند . مي گويم خدا و پيامبر (صلي الله عليه و آله) از مشركين بيزارند ، تو بي خود نگو محبت پيامبر (صلي الله عليه و آله) ، محبت صحابه ، محبت اهل بيت (عليهم السلام) در سينه من است . چرا كه خدا و پيامبر (صلي الله عليه و آله) از مشركين بيزار هستند .
مجري : ديديم كه اعتراف كردند شيعه و سني روز ميلاد با سعادت پيامبر (صلي الله عليه و آله) را جشن مي گيرند ؛ اما هر كدام يك تعبير خاص به كار مي برند ، يكي مبتدع مي نامد و ديگري مشركين . خداوند مي گويد از مشركين بيزار هستند . يعني مي خواهند بگويند كه اين عمل شما شركي است و مشرك مي شويد. جالب است كه به بحث صحابه اشاره مي كند كه نگوييد ما صحابه را دوست داريم با اين حال احتفال كنيد . اهل سنت اگر اين كار را بكنند ، از ديدگاه وهابيت مشرك است .
استاد يزداني : استدلال علماي اهل سنت به روايت صحيح بخاري 1 ) محمد قسطلاني تعدادي از علماي اهل سنت كساني كه تصريح كرده اند كه احتفال جايز است و به روايت صحيح بخاري استدلال كرده اند. در كتاب المواهب اللدنيه بالمنح المحمديه ، تأليف علامه احمد بن محمد قسطلاني ، متوفاي 923 هـ ، با تحقيق صالح احمد شامي ، چاپ مكتب الاسلامي بيروت ، جلد اول ، صفحه 145 :
فان قلت : إذا قلنا بانه الصلاة ولد ليلا ، فأيما افضل ليلة القدر أو ليلة مولده عليه الصلاة والسلام افضل من ليلة القدر أجيب بأن ليلة مولده صلي الله عليه وسلم ؟
اجيب : بان ليلة مولده افضل من ليلة القدر من وجوه ثلاثة : أحدها إن ليلة المولد ليلة ظهوره ' وليلة القدر معطاة له وما شرف بظهور ذات المشرف من اجله اشرف ، مما شرف سبب ما اعطيه ولا نزاع في ذلك فكانت ليلة المولد بهذا الاعتبار افضل .
الثاني : إن ليلة القدر شرفت بنزول الملائكة فيها وليلة المولد شرفت بظهوره فيها ومن شرفت به ليلة المولد افضل ممن شرفت به ليلة القدر علي الأصح المرتضي فتكون ليلة المولد افضل .
الثالث : إن ليلة القدر وقع التفضيل فيها علي أمة محمد وليلة المولد الشريف وقع التفضيل فيها علي سائر الموجودات فهو الذي بعثه الله رحمة للعالمين فعمت به النعمة علي جميع الخلائق فكانت ليلة المولد اعم نفعا فكانت افضل ...
اگر كسي سؤال كند كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) در شب به دنيا آمده ، شب قدر كه برابر با هزار شب است ، افضل است يا شب ولادت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) ؟
پاسخ مي دهد كه شب ولادت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) بهتر از شب قدر است به سه دليل ....
در صفحه 147 بيان مي كند :

قال ابن جزري : فإذا كان أبو لهب الكافر الذي نزل القرآن بذمة جوزي في النار بفرحه ليلة مولد النبي صلي الله عليه وسلّم به فما حال المسلم الموحد من أمة النبي صلي الله عليه وسلّم يسر بمولده ويبذل ما تصل إليه قدرته في محبته صلي الله عليه وسلّم ؟ لعمري إنما يكون جزاؤه من الله الكريم أن يدخله بفضله جنات النعيم .
باز در صفحه بعد سخن خود آقاي قسطلاني را نقل مي كند :
ثم لا زال أهل الإسلام يحتفلون في شهر مولده عليه السلام ويعلمون الولائم ، ويتصدقون في لياليه بأنواع الصدقات ويظهرون السرور ويزيدون في المبرات ويعتنون بقراءة مولده الكريم ...
ومما جرب من خواصه انه امان في ذلك العام ...
فرحم الله امرءا اتخذ ليالي شهر مولده المبارك اعيادا ليكون اشد علة علي من في قلبه مرض واعيا داء.
در اين بحث شيردادن رسول خدا (صلي الله عليه و آله) توسط ثويبه است كه بشارت ميلاد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) را به ابولهب داد و ابولهب او را آزاد كرد . ابولهب را بعد از مرگ در خواب ديدند ، از احوالش پرسيدند . گفته كه من در آتش جهنم هستم مگر شب هاي دوشنبه كه عذاب من تخفيف مي يابد و از بين دو انگشتم آب گوارا مي خورم . اين تخفيف عذاب هم به خاطر آزاد كردن ثويبه در زمان تولد پيامبر (صلي الله عليه و آله) بود و اين كه او به رسول خدا (صلي الله عليه و آله) شير داد .
اين سخن آقاي قسطلاني بود كه به اين روايت استدلال كرده بود .
شمس الدين محمد دمشقي معروف به جزري مي گويد : اگر ابولهب كافر ، كسي كه خداوند مذمت او را در قرآن بيان كرده ، به خاطر شادي در شب ولادت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) در آتش جهنم جايزه مي گيرد ، وضعيت مسلمانان موحدي كه در ميلاد رسول خدا جشن مي گيرند و شادي مي كنند ، چيست ؟
قسم مي خورم به جانم كه خداوند جزاي كسي را كه در ميلاد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) جشن مي گيرد اين است كه همه را به جنات نعيم داخل مي كند .
.... مسلمانان هميشه ماه ولادت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) را جشن مي گرفتند . وليمه مي دادند ، در شب ولادت آن حضرت انواع صدقات را مي دادند . شادي مي كردند و خيرات زيادي را مي دادند و قرآن زياد مي خوانند ند و بركات آن را هم مي ديدند .
روز ولادت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) روز امان است . خدا رحمت كند انساني را كه شب ولادت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) را عيد بگيرد تا اين كه دردي باشد بر قلب هاي مريضي كه جشن گرفتن براي رسول خدا (صلي الله عليه و آله) را حرام مي دانند . ( حتما آقاي قسطلاني سخن ابن تيميه را شنيده كه اين سخن را گفته )
قسطلاني ، احمد بن محمد ، المواهب اللدنيه في المنح المحمديه ، متوفاي 923 هـ ، با تحقيق صالح احمد شامي ، چاپ مكتبه اسلامي بيروت ، ج 1 ، ص 145 به بعد
اين سخن علماي اهل سنت است در حالي كه علماي وهابي آن را شرك و كفر مي دانند . اهل سنت يك طرف و وهابيت طرف ديگر هستند يا به عبارت ديگر وهابيت تافته كاملا جدا بافته مي باشند .
ما جشن مي گيريم اما نه حب لرسول الله ، فقط مي خواهيم كه وهابيت را عصباني بكنيم ، باز هم اين ارزش دارد ؛ چون اگر حبه لله و لرسوله نباشد ، بغضا لشيطان است .
مجري : يكي از كساني كه در شبكه هاي وهابي سخنراني هاي زيادي از او پخش مي كنند و كارشناسان آن با افتخار خود را از شاگردان او مي خوانند ، آقاي ضيايي است . ايشان هم در اين باره سخنان جالبي را بيان كرده است .
كليپ 4 ) :
خوشحالي ابولهب در مولد رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) باعث كم شدن عذاب او شد
شيخ محمد ضيايي ، مدرس كارشناسان وهابي :
مدتي بعد از مرگ ابولهب كسي نزد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) آمد و گفت : يا رسول الله من ديشب ابو لهب را در خواب ديدم . حضرت مثل كسي كه منتظر بيان اين خواب بود ، گفتند : ابو لهب در چه حالي بود ؟ مرد گفت : يا رسول الله من ابو لهب را در وسط دريايي از آتش ديدم . سعي كردم به او نزديك شوم ؛ ولي نمي شد . اما او زماني كه مرا ديد ، به طرفم آمد تا جايي كه من در وسط آتش صداي او را مي شنيدم . سؤال كردم در چه وضعي هستي ؟
گفت : اين است كه مي بيني . گفتم : خويشاوندي با رسول خدا (صلي الله عليه و آله) سودي به تو نرساند ؟ گفت: نه هيچ كمكي نكرد ، به جز اين كه روز دوشنبه آب خنكي را به من مي دهند . گفتم : چرا ؟ به چه علت ؟
گفت : چون در روز دوشنبه كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) به دنيا آمد ، من آن كنيزي را كه بشارت تولد آن حضرت را داد ، آزاد كردم و شتر ها را كشتم و به مردم و فقراي مكه غذا دادم .
به خاطر همين كه آن كنيز را آزاد كردم و فقرا را غذا دادم ، در روز دوشنبه مرا سيراب مي كنند .
مجري : اين هم استناد استاد كارشناسان وهابي به روايت صحيح بخاري براي احتفال بود كه استاد يزداني به زيبايي آن را بيان كردند .
استاد يزداني : بسيار عجيب است از آقاي ضيايي با اين همه شاگرد وهابي كه دارد ؛ ولي نتوانسته اين مسئله را كتمان كند و مجبور شده كه روايت صحيح بخاري را به مردم توضيح دهد . البته مطالبي هم به اين روايت اضافه كرده بود از جمله اين كه شتر ها كشته كه بنده اين مطلب را در روايت نديدم و تنها كاري كه كرده بود همان آزادي كنيزش ، ثويبه بود .
2 ) ابن الحاج يكي ديگر از علماي اهل سنت ابن الحاج است كه در كتاب المدخل ، جلد 2 ، چاپ مكتبه دار التراث قاهره ، ايشان در كتاب خود فصلي را با عنوان فصل في المولد باز كرده :
... فكان يجب أن يزاد فيه من العبادات والخير شكرا للمولي سبحانه وتعالي علي ما أولانا من هذه النعم العظيمة وإن كان النبي صلي الله عليه وسلم لم يزد فيه علي غيره من الشهور شيئا من العبادات وما ذاك إلا لرحمته (ص) بأمته ورفقه بهم لأنه عليه الصلاة والسلام كان يترك العمل خشية أن يفرض علي أمته رحمة منه بهم كما وصفه المولي سبحانه وتعالي في كتابه حيث قال بالمؤمنين رءوف رحيم لكن أشار عليه الصلاة والسلام إلي فضيلة هذا الشهر العظيم بقوله عليه الصلاة والسلام للسائل الذي سأله عن صوم يوم الاثنين فقال له عليه الصلاة والسلام ذلك يوم ولدت فيه فتشريف هذا اليوم متضمن لتشريف هذا الشهر الذي ولد فيه فينبغي أن نحترمه حق الاحترام ونفضله بما فضل الله به الأشهر الفاضلة .
فانظر رحمنا الله وإياك إلي ما خص الله تعالي به هذا الشهر الشريف ويوم الاثنين ألا تري أن صوم هذا اليوم فيه فضل عظيم لأنه (ص) ولد فيه فعلي هذا ينبغي إذا دخل هذا الشهر الكريم أن يكرم ويعظم ويحترم الاحترام اللائق به وذلك بالاتباع له (ص) في كونه عليه الصلاة والسلام كان يخص الأوقات الفاضلة بزيادة فعل البر فيها وكثرة الخيرات .
در ابتدا مي گويد : كه بعضي از اهل سنت كار بسيار بدي مي كنند كه طبل مي زنند ، موسيقي پخش مي كنند و مي خوانند ( اين سخن بسيار خوبي است ؛ چون نهي از منكر كرده است .)
بلكه بايد در اين روز عبادات خود را زياد كنيم تا شكر خداوند را به جاي آوريم كه خدايا از تو تشكر مي كنيم كه اين نعمت بسيار عظيم را به ما بخشيدي .
درست است كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) عبادت مخصوصي را براي اين روز قرار نداده ؛ چون آن حضرت بر امت خود مهربان بودند كه شايد مردم نتوانند آن واجب را انجام دهند و عقاب شوند . لكن اشاره كرده به فضيلت اين ماه بزرگ در جايي كه پاسخ آن سؤال كننده را دادند كه روز دوشنبه را حتما روزه بگيريد . اين روز ، روزي است كه من به دنيا آمده ام . شرافت اين روز متضمن شرافت اين ماه است كه در آن به دنيا آمده ام .
پس بايد اين روز را احترام كنيم به خاطر حقي كه بر گردن ما دارد و اين ماه را بر ماه هاي ديگر فضيلت بدهيم .
خداوند ما و شما را رحمت كند كه به اين روز شريف توجه مي كنيم . مگر شما (وهابي ها ) توجه نداريد كه روز گرفتن در روز دوشنبه ثواب زيادي دارد ؛ چون پيامبر (صلي الله عليه و آله) در روز دوشنبه به دنيا آمده .
بنابراين شايسته است ماه ربيع الاول كه وارد مي شود ، اين ماه را گرامي بداريم و احترام كنيم و از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) پيروي نماييم .
ابن الحاج ، ابوعبدالله محمد بن محمد بن محمد العبدري الفاسي المالكي ، المدخل ، ج 2 ، چاپ دار التراث قاهره ، ص 2 به بعد
اين هم سخن يكي ديگر از علماي اهل سنت كه صراحتا مي گويد بايد روز ميلاد با سعادت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) را جشن بگيريم .
3 ) ابي شامه شافعي ايشان هم از علماي اهل سنت و متوفاي سال 665 هـ مي باشد كه در كتاب الباعث علي انكار البدع والحوادث ، تأليف شيخ شهاب الدين ابي محمد عبد الرحمن بن اسماعيل بن ابراهيم معروف به ابي شامه شافعي ، چاپ نهضه الحديث ، صفحه 21 :
ومن أحسن ما ابتدع في زماننا من هذا القبيل ما كان يفعل بمدينة اربل جبرها الله تعالي كل عام في اليوم الموافق ليوم مولد النبي (ص) من الصدقات والمعروف واظهار الزينة والسرور فان ذلك مع ما فيه من الاحسان إلي الفقراء مشعر بمحبة النبي '...
از بهترين چيز هايي كه در زمان ما در شهر اربل عراق ابداع شد ، اين است كه هر سال مردم در روز ولادت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) جشن مي گيرند ، صدقه مي دهند ، كارهاي خوب مي كنند ، به فقرا احسان مي كنند ، همه اين كارها را هم به خاطر محبتي كه به رسول خدا (صلي الله عليه و آله) دارند ، انجام مي دهند .
ايشان فقط شهر اربل را ديده ، در صورتي كه قطعا اين جشن گرفتن براي مسلمان ها بوده و هست.
مجري : يكي از اين آقايان وهابي شبهه اي را مطرح كرده بود كه چرا بايد براي روز ميلاد رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) جشن بگيريم ؟ كليپ ايشان را با همديگر مي بينيم.
كليپ 5 ) :
كارشناس وهابي شبكه وهابي كلمه :
متأسفانه مذهب شيعه بر اساس كينه بنا شده است . هميشه مي خواهد بد بختي هاي اسلام را آشكار كنند . من فكر مي كردم كه اين ها جشن ندارند ، جشن آن چيست ؟ روز تولد حضرت علي ، روز تولد امام زمان .
اين كه هنر نيست ، هر انساني متولد مي شود .
مجري :
از طرفي مي گويند چرا جشن مي گيرند ؟ از طرف ديگر مي گويند كه اين ها جشن ندارند ، جشن آن ها روز تولد امير المؤمنين (عليه السلام) است . مگر هنر است كه حضرت علي (عليه السلام) در آن روز به دنيا آمده ؟
ببينيم همين آقا در شب سالگرد شبكه وهابي كلمه چه گفته و چه پاسخي در آن جمع شدن در سالگرد شبكه ، داده است ؟
كليپ 6 ) :
كارشناس وهابي :
ما سالگرد نداريم اما به خاطر فضل الله و نعمت الله را ياد آوري كنيد ، اين جلسات را برگزار مي كنيد . عرض كنم حضور شما كه ياد حديثي از عايشه افتادم كه از پيامبر (صلي الله عليه و آله) در كتاب سنن ابن ماجه نقل مي كند :
كان رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم اذا ما يحب يقول او قال الحمدلله الذي بنعمته تتم الصالحات
يعني يك نعمت الله بوده بر ما .
مجري : شما براي شبكه اي كه كارش انحراف مردم ، تقويت داعش و دزديدن پول هاي شبكه هاي ديگر ، است ، شكرانه نعمت را به جا مي آوريد . اگر ما بخواهيم در سالروز ولادت به خاطر شكرانه نعمت ولادت نبوت يا به شكرانه ولادت اميرالمؤمنين (عليه السلام) جشن بگيريم ، چه اشكالي دارد ؟ البته شايد ولادت نبي مكرم اسلام (صلي الله عليه و آله) را نعمت نمي دانيد ؟
اين پاسخي است كه خودتان به خودتان داده ايد ؛ چون بينش و عقل نزد شما هيچ جايگاهي ندارد به چنين تناقض گويي هايي مجبور مي شويد .
استاد يزداني : جالب است اين كارشناس وهابي مي گفت چرا ما بايد روز ولادت جشن بگيريم ، مگر حضرت علي (عليه السلام) هنر كرده كه به دنيا آمده ؟ چه استدلالي را بيان كرد !!!!
امير المؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) هنر نكرده ؛ اما خلقت اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) بزرگترين معجزه خداوند است ، ميلاد با سعادت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) بزرگترين نعمت و معجزه خداوند است . كسي كه امير المؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) را بشناسد ، مي داند كه رسول الله (صلي الله عليه و آله) و اميرالمؤمنين (عليه السلام) چه معجزه اي هستند .
از معجزه هاي بزرگ و از نشانه هاي عظمت الهي ، خلقت چنين افرادي است و ما خداوند را به خاطر اين نعمت ها شبانه روز و لحظه به لحظه شكرگذاري كنيم ، باز هم كم است .
4 ) جلال الدين سيوطي باز يكي ديگر از كساني كه تلاش بسيار زيادي كرده در مشروعيت جشن گرفتن براي ميلاد با سعادت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) ، جلال الدين سيوطي است .
در كتاب الحاوي الفتاوي ، تأليف جلال الدين عبد الرحمن بن ابي بكر بن محمد سيوطي ، جلد 1 ، چاپ دار الكتب العلميه بيروت ، صفحه 189 :
فقد وقع السؤال عن عمل المولد النبوي في شهر ربيع الأول ما حكمه من حيث الشرع ؟ وهل هو محمود أو مذموم ؟ وهل يثاب فاعله أولاً ؟ .
والجواب : عندي أن أصل عمل المولد الذي هو اجتماع الناس وقراءة ما تيسر من القرآن ورواية الأخبار الواردة في مبدأ أمر النبي صلي الله عليه وسلّم وما وقع في مولده من الآيات ثم يمد لهم سماط يأكلونه وينصرفون من غير زيادة علي ذلك هو من البدع الحسنة التي يثاب عليها صاحبها لمافيه من تعظيم قدر النبي صلي الله عليه وسلّم وإظهار الفرح والاستبشار بمولده الشريف ...
سؤال مي شود كه ما روز ميلاد با سعادت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) را جشن بگيريم يا نه ؟
جواب مي دهد : نظر من اين است كه در روز ولادت مردم را جمع كنيم ، قرآن بخوانيم (كه همان طور مي بينيم در ايام ميلاد با سعادت حضرت مسابقات قرآني برگزار مي شود كه كار بسيار خوب و شايسته اي است . ) رواياتي كه از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) نقل شده را بخوانيم و اتفاقاتي را كه در زمان رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) افتاده براي مردم ياد آوري كنيم . (اين كه در زمان ولادت حضرت ، طاق كسري شكست . آتشكده فارس خاموش شد ، درياچه ساوه خشك شد ..... همه اين ها از عظمت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله ) است ) و بعد از آن غذا بخوريم .
اين جشن گرفتن از بدعت هاي حسن است كه خداوند به خاطر تعظيم رسول خدا (صلي الله عليه و آله) و اظهار شادي و فرحي كه مي كنيم ، ثواب زيادي مي دهد .
سيوطي با آن مقام علمي كه بهترين كتاب هاي اهل سنت در درايه ، تفسير ، رجال .... را دارد، جشن ولادت را جايز مي داند . يعني ايشان نفهميده و شما آقاي بن باز و آقاي آل الشيخ فهميده ايد ؟
در ادامه شبهه آقاي فاكهاني را بيان مي كند كه به دلائلي آن را بدعت مي داند . در رد سخن آقاي فاكهاني ، در رد آن سخن آقاي شافعي را بيان مي كند :
عن الشافعي قال : المحدثات من الأمور ضربان : أحدهما ما أحدث مما يخالف كتاباً أو سنة أو أثراً أو إجماعاً فهذه البدعة الضلالة ، والثاني ما أحدث من الخير لا خلاف فيه لواحد من هذا ، وهذه محدثة غير مذمومة ، وقد قال عمر رضي الله عنه في قيام شهر رمضان : نعمت البدعة هذه يعني أنها محدثة لم تكن وإذ كانت فليس فيها رد لما مضي هذا آخر كلام الشافعي ...
وقد سئل شيخ الإسلام حافظ العصر أبو الفضل أحمد بن حجر عن عمل المولد فأجاب بما نصه : أصل عمل المولد بدعة لم تنقل عن أحد من السلف الصالح من القرون الثلاثة ولكنها مع ذلك قد اشتملت علي محاسن وضدها ، فمن تحري في عملها المحاسن وتجنب ضدها كان بدعة حسنة وإلا فلا ...
فيستفاد منه فعل الشكر لله علي ما من به في يوم معين من إسداء نعمة أو دفع نقمة ، ويعاد ذلك في نظير ذلك اليوم من كل سنة ، والشكر لله يحصل بأنواع العبادة كالسجود والصيام والصدقة والتلاوة ، وأي نعمة أعظم من النعمة ببروز هذا النبي نبي الرحمة في ذلك اليوم....
: وقد ظهر لي تخريجه علي أصل آخر وهو ما أخرجه البيهقي عن أنس أن النبي صلي الله عليه وسلّم عق عن نفسه بعد النبوة مع أنه قد ورد أن جده عبد المطلب عق عنه في سابع ولادته والعقيقة لا تعاد مرة ثانية ، فيجعل ذلك علي أن الذي فعله النبي صلي الله عليه وسلّم إظهار للشكر علي إيجاد الله إياه رحمة للعالمين وتشريع لأمته كما كان يصلي علي نفسه لذلك فيستحب لنا أيضاً إظهار الشكر بمولده بالاجتماع وإطعام الطعام ونحو ذلك من وجوه القربات وإظهار المسرات ...
أن أبا الطيب محمد بن إبراهيم السبتي المالكي نزيل قوص أحد العلماء العاملين كان يجوز بالمكتب في اليوم الذي فيه ولد النبي صلي الله عليه وسلّم فيقول : يافقيه هذا يوم سرور اصرف الصبيان فيصرفنا ، وهذا منه دليل علي تقريره وعدم إنكاره ...
كار هايي هايي كه ابداع مي شود دو قسم است : يكي از آن ها مخالف كتاب و سنت و اجماع است كه آن ها درست نمي باشد . دسته دوم كارهايي است كه مخالف كتاب و سنت و اجماع نيست مثل نماز تراويه است كه عمر براي اولين بار در ماه رمضان نماز تراويه را به جماعت خواند و گفت : عجب بدعت خوبي است .
تراويح اگر بدعت خوبي است ، چرا جشن گرفتن براي ميلاد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) بدعت خوب نباشد ؟ اين هم بدعت خوبي است .
نماز تراويح را نه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) خوانده و نه صحابه ديگر و نه ابوبكر حتي خود عمر هم نخوانده ، طبق تصريحي كه خود اهل سنت دارند و ما اين مدارك را در ماه مبارك رمضان نشان داديم . اگر خودش مي خواند ، بايد خودش امام جماعت بود نه ابي ابن كعب و سايرين ؛ اما با اين حال مي گويد : بدعت خوبي است . آقاي عيني هم در شرح صحيح بخاري تصريح كرده كه خودش نماز نخوانده است .
سپس سخن ابن حجر عسقلاني را بيان مي كند كه گفته :
جشن گرفتن براي ميلاد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) بدعت است . قبل از اين صحابه و سلف انجام نداده اند . در اين ولادت هم كار هاي خوب انجام مي شود و هم كارهاي بد انجام مي شود . اگر كسي در ولادت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) كارهاي خوب انجام دهد و از كارهاي بد دوري نمايد ، اين بدعت خوبي است و اگر كارهاي بد انجام دهد ، اين بدت خوبي نيست .
از همه اين ها استفاده مي شود كه به خاطر شكر خداوند و اين نعمت بايد جشن بگيريم .
بله ، ما هم همين را مي گوييم اگر كسي در روز ولادت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) كارهاي بد انجام دهد ، مثلا بخواهد فلان شادي بد را انجام دهد ، اين حرام است و نبايد انجام دهد .
در آخر هم استدلال ديگري را بيان مي كند :
مي گويد : من يك اصل ديگري را پيدا كردم كه بيهقي از انس نقل كرده كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) بعد از نبوت براي خود عقيقه انجام داد ، با اين كه جد بزرگوارشان عبد المطلب در روز هفتم ولادت آن حضرت را عقيقه انجام داده بود . با اين حال بعد از نبوت ، در روز ولادت ، عقيقه را انجام داد . دليل اين كارشان چه بود ؟ براي اين كه خدا را شكر كند از اين كه ايشان را خلق كرده و مي خواست اين كار را براي امتش تشريع كند . شما هم اين كار را انجام دهيد . مستحب است كه هر كس در روز ولادت خودش براي خود گوسفند قرباني كند ، اطعام دهد ، مردم را جمع كند و شادي كنند . براي اين كه بگويد خدايا من در روز ولادتم جشن مي گيرم تا از تو به خاطر اين كه من را آفريدي ، شكر مي كنم .
اين كار را هم چند بار انجام دادند كه روايات آن با سند صحيح در مقاله اي كه در سايت تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف ) قرار داده ايم .
خدايا شكر كه من را خلق كردي تا مسلمان باشم ، نعمتي براي ديگران باشم . خدا را شكر مي كنم به خاطر اين كه من را آفريدي تا از پيروان امير المؤمنين (عليه السلام) باشم . آيا مي تواند اين جشن گرفتن قربه الي الله باشد؟ تشكر از خداوند ارزش دارد يا نه ؟ اين سخن آقاي سيوطي است كه مطالبي را از كتب ديگر نقل مي كند . روايت ابولهب را بيان مي كند و ادامه مي دهد :
يكي از علماي اهل سنت به نام اباطيب محمد بن ابراهيم سبتي مالكي ، در روز ميلاد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) دانش آموزان را تعطيل مي كرد و به آن ها مي گفت كه امروز ، روز جشن است .
اين هم دليل مي شود كه جشن گرفتن براي ميلاد با سعادت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) جايز است .
سيوطي ، جلال الدين عبدالرحمن بن ابي بكر بن محمد ، حاوي الفتاوا ، ج 1 ، چاپ دار الكتب العلميه بيروت ، ج 1 ، ص 189 به بعد
آقاي سيوطي مطالب ديگري را هم در كتاب حسن المقصد في عمل المولد خود نيز بيان كرده كه در اين كتاب اقوال علما از جمله ابن حجر و سخاوي را كه از علماي بزرگ است را به صورت مفصل نقل كرده :
قول الامام السخاوي : ولو لم يكن في ذلك الا ارغام الشيطان وسرور اهل الايمان من المسلمين لكفي ، واذا كان اهل الصليب اتخذوا مولد نبيهم عيدا اكبر ، فاهل الاسلام اولي بالتكريم واجدر ...
امام سخاوي نقل مي كند كه اگر جشن گرفتن براي ميلاد با سعادت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فقط به خاطر مخالفت با شيطان باشد و اين كه مسلمانان و اهل ايمان شاد باشند ، براي مشروعيت اين كار كفايت مي كند . مسيحيان در روز ميلاد پيامبرشان ، از اعياد بزرگ آن ها محسوب مي شود ؛ پس مسلمان ها چرا اين كار را انجام ندهند .
سيوطي ، جلال الدين محمد ، حسن المقصد في عمل المولد ، چاپ دار الكتب العلميه بيروت ، ص 16
در ادامه سخن فتح الله بناني و آقاي قسطلاني را بيان مي كند . قول الامام بن عباد را هم نقل مي كند :
واما مولد والذي يظهر لي انه من اعياد المسلمين وموسم من مواسمهم ، وكل ما يفعل فيه مما يقتضيه وجود الفرح والسرور بذلك المولد المبارك من ايقاد الشمع وامتاع البصر والسمع والتزين بلبس فاخر الثياب وركوب فاره الدواب ، امر مباح لاينكر علي احد ، قياسا علي غيره من اوقات الفرح .
جشن ميلاد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) از اعياد مسلمانان است . در آن روز شادي مي كنند ، شمع روشن مي كنند ، لباس نو مي پوشند . همه اين ها مباح است چون در روز هاي ديگر هم مباح است .
سيوطي ، جلال الدين محمد ، حسن المقصد في عمل المولد ، ص 17
آقاي مولوي عبد الحميد ، از علماي اهل سنت ايران هم روز با سعادت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) را جشن مي گيرد . اين مطلب در سايت شخصي ايشان ، پايگاه اطلاع رساني مولانا عبد الحميد بيان شده است .
ايشان بحث هفته وحدت را مطرح مي كند كه وحدت مسلمانان يكي از دستاورد هاي بزرگ رسول خدا (صلي الله عليه و آله) است . در سخنراني كه انجام دادند ، گفتند :
اين رحمت الله متعال است كه ملت مسلمان در هر جايي كه هستند ميلاد پيامبر رحمت و پيامبر صلح و دوستي را با ياد آن حضرت و سنت هاي ايشان ، جشن مي گيرند .
سايت اطلاع رساني حضرت شيخ الاسلام مولوي عبد الحميد
ايشان هم از ديدگاه شبكه هاي وهابي ، بدعت گذار و مشرك است . آيا مولوي عبد الحميد به اندازه كارشناسان وهابي نمي فهمد ؟
مجري :
اين آقايان وهابي در ايام ميلاد با سعادت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله ) هيچ اشاره اي به اين موضوع ولادت و احتفال نكردند . اما يكي از كارشناسان اين ها در يكي از برنامه ها به نكته جالبي اشاره كرده است .
كليپ 7 ) :
اعلام سالروز تولد كارشناس وهابي توسط خودش در برنامه زنده !!!
كارشناس وهابي :
سال ، سال 2014 ميلادي است و امروز هم روز تولد من است .
گر بزرگي به كام شير در است رو خطر كن زكام شير بجوي
يا بزرگي و نعمت و جاه يا چو مردان ، مرد رويا روي
مجري :
شما به چه نيتي آمديد و روز تولد خود را بيان كرديد ، به همان نيت روز ميلاد نبي مكرم اسلام (صلي الله عليه و آله) را در هر روزي كه از نظر شما درست است ، اعلام كنيد . تبركا يك روايت از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) بخوانيد و حال و هواي برنامه خود را عوض كنيد . چرا اين كار را نمي توانيد انجام دهيد ؟ چون بغض اهل بيت (عليهم السلام) را در سينه داريد و تا اين بغض در سينه شما است ، نمي توانيد براي ميلاد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) جشن بگيريد . اين هم برخورد وهابي با جشن گرفتن در ايام ميلاد اهل بيت (عليهم السلام) بود .
استاد يزداني : مطلب ديگري كه در باره وهابيت است جشن گرفتن براي سالروز صدمين سال تأسيس حكومت سوم آن ها است. جشني كه در آن رقص و آواز است و همين ملك عبد الله ، پادشاه فعلي عربستان هم در آن حضور دارد و فيلم هاي آن در فضاي مجازي هم وجود دارد . جشن بسيار عظيمي كه در باره آن كتاب هاي زيادي هم نگارش شده است ، از جمله كتاب تاريخ مكه ، تأليف احمد السباعي ، جلد اول ، در مقدمه كتاب كه توسط امير رياض ،سلمان عبد العزيز زده شده در صفحه 5 نقل شده :
در اين روز كه روز صد سالگي ورود ملك عبد العزيز و تصرف شهر مكه توسط او و همچنين تأسيس حكومت عربستان سعودي را جشن مي گيريم . براي اين كه بر حكومت عربستان سعودي تأكيد كنيم .
پس اين جشن صدسالگي را مي گيرند براي اين كه وهابيت را به جهان معرفي كند و از آقاي عبد العزيز تشكر كنيم كه در اين روز شهر رياض را تصرف كرد و اهل سنت زيادي را كشت و دولت عربستان سعودي را تشكيل دادند!!! .
چطور در جشن صد سالگي اين ها سران كشورها را دعوت كرده بودند و با ملك عبد الله رقص شمشير كردند . مفتيان آن ها از جمله ابن عثيمن كه مي گويد جشن ميلاد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) بدعت است ، در آن روز رقص شمشير كرد . اما در مورد ميلاد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) كه رسيدند ، مي گويند بدعت و شرك است .
مجري : سؤال ما از بينندگان عزيز اين است كه چرا وهابيت جشن گرفتن را براي خود بدعت نمي دانند ؛ ولي به رسول خدا (صلي الله عليه و آله) كه مي رسند ، مي گويند بدعت و شرك است ؟

تماس بينندگان بيننده : ابراهيم از خوزستان ـ شيعه اگر سالگرد گرفتن بدعت است ، چرا رسول خدا(صلي الله عليه و آله) در روز رهايي حضرت موسي(عليه السلام) از دست فرعون دستور داد كه به شكرانه اين روز ، روزه بگيرند ؟ اين شبكه هاي وهابي دينشان را از كجا گرفته اند كه با رسول خدا (صلي الله عليه و آله) در تضاد هستند ؟ اين مسئله را همه مي دانند .
استاد يزداني : اين مطلب در استدلال آقاي سيوطي هم بود . زماني كه نبي مكرم اسلام (صلي الله عليه و آله) وارد مدينه شدند ، ديدند كه يهودي ها به خاطر عبور حضرت موسي (عليه السلام) از رود نيل جشن گرفته بودند . حضرت فرمودند كه حضرت موسي (عليه السلام) فقط پيامبر آن ها نيست ، ما هم بايد جشن بگيريم كه گفتند ما اين روز را روزه مي گيريم .
وهابي ها الان هم به دليل عبور حضرت موسي (عليه السلام) از رود نيل ، روز عاشورا را جشن مي گيرند!!! .
مجري : به نظر شما دليل اين كار وهابي ها چيست ؟
بيننده : به نظر بنده دين اين ها از اسلام نيست و مي خواهند از اين طريق اسلام را منحرف كنند . هر چيز قانوني را غير قانوني نشان مي دهند و چيز هاي غير قانوني را قانوني نشان مي دهند .

بيننده : مازيار از پاوه - اهل سنت بنده كاري با وهابي ها ندارم . آن ها هر چه را كه به نفعشان باشد ، مي گيرند و هر چه را كه به ضررشان باشد ، رها مي كنند و مي گويند بدعت و شرك است .
بنده دو سؤال داشتم . يكي اين كه مطلبي را از استاد قزويني شنيدم كه گفتند امام زمان (عجل الله تعالي فرجه ) در تهران ازدواج كردند . فرزند هم دارند و فرزندانشان هم نمي دانند كه پدرشان امام زمان (عجل الله تعالي فرجه ) است . بنده مي خواستم به ايشان بگويم كه اين هم امامزاده در ايران است ، شما كه مي گوييد امام زمان (عجل الله تعالي فرجه ) فرزندان زيادي دارند ، اين ها را به شيعيان معرفي كنند كه به جاي اين كه به مرده توسل كنند به امامزاده هاي زنده توسل كنند .

مجري : شما توسل به زنده را جايز مي دانيد ؟

بيننده : خير ، جايز نمي دانم .

مجري : خليفه دوم كه به قبر نبي مكرم اسلام (صلي الله عليه و آله) توسل كردند را چه مي كنيد ؟ روايتي كه با سند صحيح در صحيح بخاري نقل شده و بسياري از علماي شما به آن استناد كرده اند .
سؤال دوم خود را هم بپرسيد .

بيننده : اين فرزندان امام زمان (عجل الله تعالي فرجه ) كه خودشان هم امامزاده هستند و نمي دانند ، پدرشان امام زمان است و به يك امامزاده مرده توسل مي كنند ، اشكالي ندارد ؟

استاد يزداني : در ميان صحابه كساني بودند كه طبق اهل سنت پدرشان معلوم نبود ، مثل عمر وعاص كه 50 نفر مدعي بودند كه پدرش هستند . وضعيت ايشان چگونه است ؟
بيننده : استاد يزداني ! من كاري به گذشته ندارم . حرف من با آقاي قزويني است كه اين صحبت را داشتند.
استاد يزداني : آن ها صحابه هستند ، چطور به آن ها كاري نداريد . به آقاي قزويني كار داري اما به عمر و عاص كار نداري ؟
بحث ازدواج امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف ) بحثي است بين شيعيان كه ما در اين رابطه مقاله اي مفصل در سايت تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف ) قرار داده ايم كه روايات موافق و مخالف اين قضيه را در سايت قرار داده ايم . مي توانيد به آن مراجعه كنيد .
اما اگر سؤال ايشان اين است كه فرزندان حضرت ايشان را نمي شناسند ، اين كه بحث تازه اي نيست . فرزندان حضرت پدر خود را ديده ، با اسم و رسم پدرشان را مي شناسند اما اين كه بدانند امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف ) است يا نه كه مهم نيست . ما در بين صحابه كساني را داشتيم كه اصلا نمي دانستند پدرشان چه كسي است .
مجري : به نظر شما كسي كه به زنده توسل مي كند ، به نظر شما چه حكمي را دارد ؟
بيننده : من اصلا توسل را قبول ندارم و كسي كه توسل مي كند ، مشرك و كافر است .
استاد يزداني: شما كه اهل سنت هستي و توسل را كفر و شرك مي دانيد ، چطور در صحيح بخاري روايت توسل خليفه دوم نقل شده و هيچ گونه اعتراضي به آن نشده است .
حدثنا الْحَسَنُ بن مُحَمَّدٍ قال حدثنا محمد بن عبد اللَّهِ الْأَنْصَارِيُّ قال حدثني أبي عبد اللَّهِ بن الْمُثَنَّي عن ثُمَامَةَ بن عبد اللَّهِ بن أَنَسٍ عن أَنَسِ أَنَّ عُمَرَ بن الْخَطَّابِ رضي الله عنه كان إذا قَحَطُوا اسْتَسْقَي بِالْعَبَّاسِ بن عبد الْمُطَّلِبِ فقال اللهم إِنَّا كنا نَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّنَا فَتَسْقِينَا وَإِنَّا نَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِعَمِّ نَبِيِّنَا فَاسْقِنَا قال فَيُسْقَوْنَ .
از ثمامه بن عبد الله نقل مي كند كه عمرو بن خطاب زماني كه در مدينه قحطي مي شد به عباس بن عبد المطلب متوسل مي شدند و مي گفت : خدايا ما هميشه به پيامبرت توسل مي كرديم و باران مي آمد . الان به عموي پيامبرت متوسل مي شويم و خداوند هم باران فرستاد .
صحيح بخاري ، ج1 ، حديث 1010 ، ص 342
شما با اين روايت چه كار مي كنيد ؟
مجري : مثلا من به شما مي گويم آقاي يزداني براي من دعا كنيد .
استاد يزداني : نه اين كه دعا نيست ، توسل است . طبق گفته علماي اهل سنت اگر مي خواست دعا كند كه خودش مقام بالاتري داشت . اما چون عموي پيامبر (صلي الله عليه و آله) بود ، به او توسل كرد . توسل به مرده را هم از عايشه همسر رسول خدا (صلي الله عليه و آله) نقل شده كه ايشان به قبر مطهر نبي مكرم اسلام (صلي الله عليه و آله) توسل و استغاثه كرد .
اين سخن شما بسيار عجيب است ؛ زيرا اگر استغاثه و توسل كفر و شرك بود ، دامن خيلي ها را مي گرفت و اين به ضرر شما ست .
بيننده : به نظر شما الان كه فرزندان امام زمان (عجل الله تعالي فرجه ) زنده است ، توسل به زنده جايز تر است يا توسل به امامزاده اي كه مرده ؟
مجري : اولا ما آن ها را نمي شناسيم . دوما زماني كه جايز شد ، زنده و مرده ندارد .
استاد يزداني : به نظر شما خليفه دوم مسلمان است يا كافر ؟
بيننده : ما كاري به گذشته نداريم . شما چرا فرار مي كنيد ؟
استاد يزداني : اين چه حرفي است كه شما مي گوييد اگر كاري به گذشته نداريد ، شما چگونه اسلام خود را ثابت مي كنيد ؟ من چرا فرار كنم؟ . شما گفتيد توسل به زنده كفر است ، عايشه همسر رسول خدا (صلي الله عليه و آله) توسل كرده ، به نظر شما عايشه كافر است يا نه ؟ عمر بن خطاب كه به عموي رسول خدا (صلي الله عليه و آله) توسل كرد ، مسلمان بود يا كافر بود ؟
بحث ازدواج امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف ) مربوط به خود ماست و به شما هيچ ارتباطي ندارد . اما توسل يك بحث اعتقادي است ، بحث شرك و كفر است .
بيننده : بنده بايد اين مبحث را بررسي كنم ، دو باره با شما تماس مي گيرم . سؤال سوم بنده اين است كه شما كه اين همه ادعاي وحدت داريد ، چرا در آزمون هاي استخدامي مذهب را مي پرسند ؟
استاد يزداني : شايد مي خواهند به خاطر هفته وحدت از شما تقدير و تشكر بكنند .
مجري : از شما خواهش مي كنم كه بحث جواز توسل را از ديدگاه علماي معاصر اهل سنت هم بيان كنيد . ظاهرا اين برادر اهل سنت هيچ آشنايي با روايات مربوط به توسل نداشتند .
استاد يزداني : ما در هفته هاي قبل مباحث توسل را مفصل توضيح داديم . حدود 180 نفر از علماي اهل سنت را معرفي كرديم كه توسل كرده بودند و حدود چهارده روايت را از كتب اهل سنت خوانديم كه توسل كرده بودند :
1 ) . حضرت آدم (عليه السلام) به رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
2 ). حضرت هاجر (عليها السلام) به جبرئيل
3 ) . رسول خدا (صلي الله عليه و آله) به انبياي گذشته
4 ) . عايشه به قبر رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
5 ) . عمر بن خطاب به عموي رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
6 ) . بلال بن حارث به قبر رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
7 ). حضرت زينب (عليها السلام) به رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
8 ). عبد الله بن عباس به ملائكه
9 ) . عبد الله بن عمر به رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
10 ) . امير المؤمنان به رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
11 ). عثمان بن حنيف و آموزش آن به ديگران
12 ) . ابو ايوب انصاري به قبر رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
13 ) . عقبه بن حارث به قبر رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
14 ). حضرت عيسي (عليه السلام) به قبر رسول خدا (صلي الله عليه و آله)
اين ها همه به رسول خدا (صلي الله عليه و آله) توسل كرده بودند . علاوه بر اين ها صد و هشتاد نفر از علماي اهل سنت را نشان دادم كه توسل را جايز مي دانستند از جمله ائمه اربعه اهل سنت :
1 . نعمان بن ثابت .
2 . مالك بن انس
3 . محمد بن ادريس شافعي
4 . احمد بن محمد بن حنبل
همه اين افراد را از كتب اهل سنت حتي از كتب وهابي ها كه احمد بن حنبل را از كتاب ابن تيميه ثابت كردم كه قائل به توسل بودند .
اما از علماي معاصر اهل سنت مي توان محمد عمر سربازي را نام برد كه در يكي از كتاب هاي خود با عنوان فتاوي منبع العلوم كوه ون ، جلد اول ، صفحه 161 به بعد :
حكم توسل به كتاب خدا يا اشخاص
در اين جا صراحتا بيان مي كند كه توسل هم به اشخاص و هم به قرآن كريم جايز است و تصريح مي كند كه حكم وسيله نزد جمهور اهل سنت و جماعت اين است كه توسل به قرآن و انبيا و صلحا جايز بلكه موجب مقبوليت دعا و مستحسن است . علامه ابن تيميه و محمد بن عبد الوهاب همراه معتقدين خود خلاف جمهور رفته اند . مستدل جمهور در مورد اين گونه توسل ، تصريحات و اشارات قرآني و حديث اند كه آياتي از قرآن كريم و رواياتي را از كتب اهل سنت بيان مي كند و استدلال امام شافعي به ابو حنيفه ، كه همه اين موارد را بيان كرده است .
سربازي ، محمد عمر ، فتاوي منبع العلوم كوه ون ، ج 1 ، ص 161 به بعد
علاوه بر اين عبد الرحمن سربازي از علماي معاصري هستند كه الان در قيد حيات مي باشد ، ايشان هم تصريح به جواز توسل كرده اند . در كتاب عقائد اهل سنت و جماعت در رد وهابيت و بدعت ، تأليف مولانا خليل احمد سهارنبوري ، با ترجمه و مقدمه عبد الرحمن سربازي ، ( البته نام اصلي كتاب المهند علي المفند بود ) ، در قسمت سؤال سوم و چهارم مي گويد :
آيا جايز است كه در حين دعا بر رسول الله (صلي الله عليه و آله) بعد از رحلت آن حضرت توسل كرد يا نه ؟
آيا به نظر شما توسل به سلف صالحين اعم از انبيا و صدقين و شهدا و اولياء خداوند جايز است يا نه ؟
پاسخ داده اند : توسل به انبياء و صلحاء در دعا جايز است . نزد ما و مشايخ ما توسل به از انبياء ، صدقين ، شهدا و اولياء در دعاها چه در حال حيات آن ها و چه بعد از وفات آن ها به اين گونه جايز است كه در دعا هايش بگويد : پروردگارا من به سوي تو به فلان بزرگوار توسل مي كنم كه در دعا مرا مستجاب و حاجتم را برآوري يا مشابه اين ها كلمات ديگر بگويد چناچه شيخ محمد اسحاق دهلوي بدان تصريح فرموده .
سهانبوري ، خليل احمد ، عقائد اهل سنت و جماعت در رد وهابيت و بدعت ، با ترجمه و مقدمه عبدالرحمن سربازي ، س سوم و چهارم
اين كتاب را حتي در سايت هاي وهابي هم مي توان پيدا كرد .
مجري : از شما بينندگان عزيز تشكر مي كنيم كه تا اين ساعت ما را همراهي كرديد . اميدوارم استفاده لازم را از اين مباحث برده باشيد .
اللهم عجل لوليك الفرج
يا علي مدد
خدا يار و نگهدارتان .