کد مطلب:5640 دوشنبه 13 بهمن 1393 آمار بازدید:138

راه و بي راه 36 اعتقاد به وجود ابدال از ديدگاه اهل سنت (1)
شبكه ولايت - راه و بي راه

01:05:47

دانلود   26.35 مگابایت
بسم الله الرحمن الرحيم برنامه : راه و بي راه
تاريخ : 13 / 11 /93
حجت الاسلام والمسلمين يزداني


موضوع: اعتقاد به وجود ابدال از ديدگاه اهل سنت (1)
مجري : بيننده برنامه راه و بي راه هستيد ، برنامه اي كه دوشنبه شب ها تقديم حضور شما مي شود . اميدوارم در هر كجا كه هستيد ، زير سايه حضرت بقيه الله (روحي وارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء ) زندگي خوب و پر بركتي داشته باشيد .
طبق معمول هفته هاي گذشته در خدمت استاد عزيز و گرامي ، استاد يزداني هستيم . اگر بيننده برنامه ها ما بوده باشيد ، مي دانيد كه موضوع برنامه ما از دو جلسه قبل ، ابدال و وساطت فيض به صورت عام است . اما اتفاقي در روز هاي گذشته رخ داده ، مرگ پادشاه عربستان سعودي ، آقاي ملك عبد الله بن عبد العزيز بوده كه مطالب و مباحث زيادي در اين خصوص بيان شد .
اگر استاد عزيز اجازه دهند ، در ابتدا در خصوص اين موضوع مقداري صحبت كنيم و استاد يزداني فرمايشاتي را داشته باشند و بعد از آن به موضوع اصلي برنامه مي پردازيم و طرح سؤال مي كنيم .
استاد يزداني ! اتفاقاتي كه در اين روز ها مي افتد ، شايد در نوع خودش جالب باشد يعني همه اوامري كه قبلا خودشان داشتند ، در اين روز ها عملا زير پا مي گذارند . در اين خصوص توضيحاتي را بيان كنيد .
استاد يزداني : همان طور كه در هفته گذشته بيان كردم ، مرگ ملك عبد الله باعث روشن شدن خيلي از حقايق شد . از جمله آن ها اين كه حقانيت امير المؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) و مظلوميت آن حضرت ثابت شد . از آن جايي كه آن ها قبل از مرگ جانشين خود و جانشين جانشين و جانشين جانشين جانشين را انتخاب كرد تا بين وهابي ها اختلاف ايجاد نشود و خود را از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) عاقل تر دانست . اين ثابت مي كند كه اين ها بر باطل هستند و حق با علي بن ابيطالب (عليه السلام) و شيعيان است .
بحث ديگري را كه خدمت شما عرض كرديم ، بحث بيعت آن ها بود كه بسيار جالب بود كه كليپي از آقاي خدمتي نشان داديم كه ايشان تصريح كرده بود ، بوسيدن دست به هيچ وجه جايز نيست و شرك مي باشد و كسي كه دستش را مي بوسند ، بايد مردم را از اين كار نهي كند . در همان كليپ هم پخش كرديم كه اين ها دست خليفه جديد را مي بوسيدند . در اين جلسه هم كليپ هاي ديگري را نشان خواهيم داد كه دست را بوسيده اند .
شايد دست بوسيدن هم خيلي بد نباشد ، اما بيعت با ماكت ملك عبدالله در موارد متعدد و بيعت با زنان كه خيلي مهم است . زن ها دست دادند ، نه تنها دست دادن كه با خليفه جديد رو بوسي هم كرده اند .
مجري :
چيزي كه در اين روز ها در عربستان اتفاق مي افتد ، بيعت با ماكت جناب سلمان بن عبد العزيز ، ولي ايش ان و ولي ولي ايشان در مدارس و ادارات اين ها گذاشته شده . شخصي پشت اين ماكت قرار مي گيرد و دستش را از حفره اي كه روي ماكت قرار گرفته ، بيرون مي آورد و دانش آموزان و كارمندان مجبورند كه با او بيعت كنند . به هيچ عنوان هم فكر نكنيد كه وهابي ها اين كار را بدعت بدانند . كليپ اول را با هم ببينيم كه نمونه هايي از اين بيعت هايي واقعا خنده آور و مضحك است .
پخش كليپ بيعت آقايان با ماكت ملك سلمان و كليپ بيعت كودكان با ماكت ملك سلمان
مجري :
اين هم از پيشرفت هاي اخير كشور عربستان در بيعت گرفتن . استاد يزداني ! در اين خصوص توضيحاتي را بيان كنيد .
وهابيت از گفتار تا عمل استاد يزداني :
واقعا چيز هاي جالب بود . ان شاء الله اگر فرصت شد ، نشان خواهيم داد كه ساختن همين ماكت هم از ديدگاه وهابي ها شرك است . اين فتواي بن باز ، عثميمن و ديگران است كه گفته اند : تصوير سازي كفر و شرك است . اين بيعت با ماكت هم چيز جديدي است ، مثل همان اختراعي كه يك از مخترعين عربستان ، سرسره جديدي را براي حج ابداع كرده كه هفت بار طواف كنند . چون طواف كردن آن ها به علت اين كه خيلي پروار هستند ، سخت و مشقت بار است . اين سرسره طوري است كه از طبقه بالا مي آيد و هفت بار دور خانه خدا مي چرخند . اين ها ابداع هاي جديدي است كه در كشور عربستان ايجاد مي شود .
واقعا دليل بر مشروعيت اين ها نيست و بلكه خلاف آن را گفته اند كه تصوير سازي حرام و شرك است . جالب است كه بنده خاطره اي را تعريف كنم . بنده به كنگره اي رفته بودم كه تعدادي از برادران اهل سنت هم بودند ، از بنده خواستند كه از آن ها عكس بگيرم . من گفتم : نه ، جايز نيست . در صحيح بخاري آمده كه لعن الله مصور المصورات ، گفتند : شما عكس بگير ، حكم شرعي آن با ما هست .
اين ها هم همين گونه اند ، يك ادعا دارند و يك عملكردي كه صد در صد با آن حرفشان در تضاد است .
مجري :
استاد يزداني ! مطلب ديگري كه در اين ايام همه شاهد آن بوده اند و ان شاء الله امشب هم پخش خواهد شد ، بحث بوسيدن ، بوسيدن دست و خم شدن براي احترام به همراه بوسيدن دست است . مي خواستيم بدانيم كه خود وهابي ها در مقام فتوا در اين خصوص چه افاضاتي دارند و نظر اين آقايون چيست؟
استاد يزداني :
در كتاب هاي وهابي ها اين موضوع به صورت مفصل بيان شده است كه بوسيدن دست به هيچ وجهي جايز نيست و خم شدن براي بوسيدن هم جايز نيست و بالاتر از آن كه شما در اين كليپ ها نشان خواهيد داد ، دست دادن با زن ها هم جايز نمي باشد .
كتاب خداي دوم وهابي ها بعد از ابن تيميه ، كتاب مجموع مؤلفات شيخ محمد بن عبد الوهاب ، جلد 3 ، در اين مجلد كتابي است به نام اداب المشي الي الصلاه (آداب راه رفتن به سوي نماز ) ، تأليف شيخ الاسلام وعلم الاعلام الامام المجدد شيخ محمد بن عبد الوهاب ، در اين جا بيان كرده كه اين كتاب را عده اي در كتابخانه سعودي تصحيح كرده اند ، صفحه 40 :
... ولايجوز الانحناء في السلام ولايسلم علي الاجنبية الا عجوز لا تشتهي .... ولايجوز مصافحة المرأة ...
در زمان سلام كردن كسي حق ندارد خودش را خم كند و سلام كردن به زن نامحرم جايز نيست مگر اين كه خيلي پير باشد در حدي كه شهوت بر انگيز نباشد .... دست دادن با زن جايز نيست .
محمد بن عبد الوهاب ، كتاب آداب المشي الي الصلاه در مجموع مؤلفات شيخ محمد بن عبد الوهاب ، ج 3 ، ص 40
سلام دادن همراه با خم شدن جايز نيست ، وگرنه سلام دادن اشكالي ندارد و جواب آن هم واجب است ؛ ولي اين كه در هنگام سلام كردن دست به سينه گرفته و سلام كنيم ، جايز نيست و شرك و كفر است .
اما فتوايي كه در لجنه دائمه در اين خصوص بيان شده : در كتاب لجنه الدائمه للبحوث العلميه والافتاء ، جلد 2 ، در قسمت موجبات الكفر ، چاپ دار العاصمه ، صفحه 273 ، فتواي 2289 :
در اين جا سؤالاتي در باره طائفه بوهره شده كه عادت دارند دست پدر با برادر بزرگتر خود را مي بوسند يا خم مي شوند و پاي پدرشان را مي بوسند . در اين زمينه پرسيدند كه آيا جايز است كه زن ها دست بزرگتر هاي خود را ببوسند ؟ ايشان مي گويد :
ج : اولا : ما ذكر من تقبيل نساء البوهرة يد كبيرهم ورجله وتقبيلهن يد كل فرد من اسرته ورجله لايجوز ولم يعرف ذلك مع النبي صلي الله عليه وسلم ولا مع احد من الخلفاء الراشدين وذلك لما فيه من الغلو في تعظيم المخلوق وهو ذريعة الي الشرك .
ثانيا : لايجوز للرجل ان يصافح امرأة اجنبية منه ولا ان يمس جسدها لما في ذلك الفتنة ولانه ذريعته الي ما هو شر منه من الزنا ووسائله .
پاسخ اول : جايز نيست كسي دست بزرگتر خود را ببوسد ( بحث محرم و نامحرم نيست ، بزرگترش و از خانواده اش است ) چون از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) ديده نشده كه دست يكي از بزرگتر هاي خود را ببوسد و ديده نشده كه كسي دست پيامبر (صلي الله عليه و آله) را بوسيده باشد . كسي هم دست و پاي خلفاي راشدين را ببوسد . زيرا اين تعظيم و احترام گذاشتن زياد از حد است و غلو در تعظيم جايز نيست و اين كار باعث ايجاد شرك مي شود .
ثانيا : جايز نيست كسي دست زن اجنبي و نا محرم را بگيرد و اين كه به بدنش دست بزند . چون ما را به چيزي بدتر از آن هدايت مي كند . كسي با زني يك بار ، دو بار و سه بار ... دست بدهد ، باعث مي شود ، گناه بزرگي انجام دهد.
در ادامه رواياتي را نقل مي كند كه پيامبر بزرگوار اسلام (صلي الله عليه و آله) هيچ وقت با زني دست نداده است . در زماني كه زن ها مي خواستند با پيامبر (صلي الله عليه و آله) بيعت كنند ، هرگز ديده نشده كه ايشان به عنوان بيعت دست يكي از زن ها را گرفته باشد . زن ها با پيامبر (صلي الله عليه و آله) به صورت كلامي بيعت مي كردند و مي گفتند : قد بايعتك علي ذلك ، ما با تو بر سر اين مسأله بيعت مي كنيم .
روايت نقل مي كند :
ولا والله ما مست يده يد امرأة قط في المبايعة . ما يبايعن الا بقوله : قد بايعتك علي ذلك . فاذا كان رسول الله صلي الله عليه وسلم لم يبايع النساء مصافحة بل بايعن كلاما فقط مع وجود المقتضي للمصافحة ومع عصمته وأمن الفتنة بالنسبة له فغيره من امته اولي بانه يجتنب مصافحة النساء الاجنبيات من بل يحرم ذلك فضلا عن تقبيل يده ورجله وايدي افراد اسرته وارجلهم وقد صح عن النبي صلي الله عليه وسلم انه قال : اني اصافح النساء . وقد قال الله عزوجل : لقد كان لكم في رسول الله اسوة حسنة .
هيچ زمان دست پيامبر (صلي الله عليه و آله) دست زني را به عنوان بيعت لمس نكرده است و هر زمان كه بيعت مي كردند ، مي گفتند : ما با تو بر سر اين مسأله بيعت مي كنيم . زماني كه پيامبر بزرگوار اسلام (صلي الله عليه و آله) با زن ها با دست دادن بيعت نكرده ؛ بلكه كلامي بيعت كرده ، با وجود اين كه مقتضي موجود بوده و با وجود اين كه پيامبر (صلي الله عليه و آله) معصوم بوده و مانع مفقود ، پيامبر (صلي الله عليه و آله) مي توانست با همه دست دهد و مشكلي نداشت و كسي نمي توانست بگويد : چرا دست مي دهيد . اما در عين حال آن حضرت با هيچ زني دست نداد .
ما كه پيرو و از امت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) هستيم ، خيلي شايسته تر است كه از اين كار احتراز كنيم و از دست دادن با زن هاي اجنبي دوري كنيم . چه برسد كه دست آن ها را ببوسيم .
روايت صحيح از پيامبر بزرگوار اسلام (صلي الله عليه و آله) كه ايشان هيچ گاه با زن ها دست نمي دهم . و طبق آيه قرآن كريم پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) اسوه حسنه براي ماست .
لجنه دائمه للبحوث العلميه و الافتاء ، ج 2 ، چاپ دار العاصمه ، ص 273
بنابر اين دست دادن با زن ها ، بوسيدن ، خم شدن هم به هيچ وجه جايز نيست ؛ چه براي سلام دادن باشد و چه براي بوسيدن دست ، جايز نيست .
از اين دست فتاوا فراوان است كه چون موضوع اصلي ما چيز ديگري است ، ديگر به اين مبحث نمي پردازيم .
مجري :
استاد يزداني فرمودند : وهابي ها در مقام فتوا اولا بوسيدن مرد را جايز ندانسته بودند ، كه در برنامه قبل در خصوص آن بحث كرديم ، خم شدن براي غير خدا ، دست دادن به زن ها را جايز ندانسته بودند .
اين ها همه در مقام فتوا بود . كليپي آمده شده كه فتواي ملك عبد الله را در خصوص بوسيدن دست و خم شدن به احترام دست بوسي و سپس عمل اين وهابي ها را در اين باره ببنيم .
كليپ 2 ) :
تمجيد شبكه هاي وهابي فارسي زبان از پادشاه سابق عربستان
كارشناس وهابي :
در اين جا لازم است كه از مسئولين در عربستان تشكر شود كه حقا كسي كه خادم حرمين شريفين است بايد چنين عملي را انجام دهد و شايسته است كه بدين شخص لقب خادميت داد كه اين عمل را انجام مي دهد ؛ چون خادم حرمين شريفين واقعي است .
ملك عبد الله ، پادشاه سابق عربستان :
بوسيدن دست و خم شدن براي غير خداوند مخالف شرع و آزادي انسان است و انسان مؤمن جز براي خداوند خم نمي شود .
مجري :
اين فتواي خود پادشاه عربستان بود كه بوسيدند دست و خم شدن براي غير خدا جايز نيست . ببينيم جانشين ايشان آقاي سلمان بن عبد العزيز و خود همين ملك عبد الله هم به اين فتوا عمل مي كنند .
كليپ 3 ) :
بوسيدن دست سلمان بن عبد العزيز و خم شدن براي بوسيدن دست ملك عبد الله ديگران
مجري :
اين هم عمل وهابي ها در مقايسه با فتوايي كه خود ملك عبد الله داده است . زماني كه ديگران براي او خم مي شوند و دستش را مي بوسند ، هيچ عكس العملي انجام نمي دهد . فتوا را براي ديگران مي گويند ؟ ، نه براي خودشان .
نكته جالب تر اين كه اتفاقي در روز هاي اخير در مراسم بيعت كردن خانم هاي شوراي عربستان افتاد كه با هم ببينيم .
كليپ 4 ) :
بيعت خانم ها با ملك سلمان
مجري :
اين وهابي ها چقدر به فتاواي خود عمل مي كنند و چقدر هم رعايت مي كنند . استاد يزداني ! در اين خصوص توضيحاتي را بيان كنيد .
استاد يزداني :
بله ، همين طور است . يك طرف فتاوايي است كه مي گويد : خم شدن و بوسيدن دست مرد ، جايز نيست ؛ در صورتي كه اين ها به زن اجنبي هم دست مي دهند . البته فتوا در اين باره هست كه بوسيدن دست زن و دست دادن با زن اجنبي هم جايز نيست . در صورتي كه صورت يك زن نامحرم را در مجلسي بوسيدند . اين اعمال براي ما بسيار عجيب است ، يا ايها الوهابيون:
لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ . كَبُرَ مَقْتًا عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ .
واقعا در اين جا و در باره اين ها سازگار است و آيه جديدي براي وهابي ها بايد ساخت . از اين گذشته همين آقاي عبد الله كه صراحتا گفت : بوسيدن و خم شدن و خم شدن براي بوسيدن دست جايز نيست ، خودش با زن هاي متعددي ، در موارد متعدد با زن ها دست داده و مصافحه كرده است . در يكي از اين كليپ ها است كه خودش مي خواهد با خانمي مصافحه كند ؛ ولي آن خانم اجازه نمي دهد و خجالت مي كشد . در صورتي كه خادم الحرمين شريفين ، امام ملك عبد الله ، خجالت نمي كشد .
مجري :
كليپ ديگري در رابطه با دست دادن آقاي ملك عبد الله با خانم ها آماده شده كه با هم مي بينيم .
كليپ 5 ) :
كليپ دست دادن ملك عبد الله با زن ها
استاد يزداني :
بينندگان عزيز بايد در باره اين ها قضاوت كنند و الان قطعا بايد جوابگوي اين اعمال باشند . شايد براي مردم عادي اين كارها ، گناه باشد ؛ اما براي اين ها كه الگوي مردم هستند ، بسيار بسيار گناه كبيره است وهمه وهابي ها مي توانند با استناد به عملكرد آقاي عبد الله چنين كار هاي را انجام دهند ؛ چون امام و خليفه وقتشان چنين اعمالي را انجام مي داده و حال كه اين ها خود را جانشين پيامبر (صلي الله عليه و آله) مي دانند ، بقيه مردم هم مي توانند انجام دهند .
مجري :
استاد يزداني ! ما هفته قبل هم نشان داديم كه آقاي سي سي كت و پيشاني ايشان را بوسيدند . به مرد ها كه رسيدند ، دست شان و به خانم ها ، صورتشان را مي بوسند ؛ اما ظاهرا يك سري فتاوا در رابطه با بوسيدن قرآن كريم دارند كه آن ها را هم نقل كنيد .
استاد يزداني :
ان شاء الله ما در هفته هاي آينده ، اين موارد را هم نقل خواهيم كرد ؛ اما اگر در كتاب هاي ابن تيميه و ساير كتاب هاي اين ها تقبيل المصحف را جستجو كنيم ، فراوان فتوا داده اند كه بوسيدن قرآن جايز نيست كه در آينده به صورت مفصل بيان خواهيم كرد . حتي بوسيدن كعبه را هم جايز نمي دانند ، فقط بوسيدن حجر الاسود ، آن هم به دليل اين كه روايت صريحي از عمر بن خطاب در باره آن داريم . اما بوسيدن در و ديوار و پرده كعبه صراحتا گفته اند كه جايز نيست .
اما بوسيدن زنان كابينه عربستان اشكالي ندارد ، چون اين زن ها اولين زناني هستند كه به كابينه راه پيدا كرده اند . شايد هم رضاع كبير كرده باشند ، ما خبر نداريم .
مجري :
به هر حال اين نظرات وهابيت بود از فتوا تا عمل است كه چند كليپ از آن ها پخش شد .
اما موضوعي كه در هفته هاي گذشته به آن پرداختيم ، موضوع وساطت فيض و به صورت خاص موضوع ابدال بود . بنده از استاد يزداني تقاضا دارم كه خلاصه اي مطالب ارائه شده را بيان كنند .
استاد يزداني :
ما در بحث وساطت در فيض در اين چند جلسه گفتيم اهل سنت نه تنها توسل و استغاثه را جايز مي دانند ؛ بلكه به بحثي به نام ابدال و وساطت در فيض هم معتقد هستند و اين ها طبق سي و پنج رواياتي كه از آقاي سيوطي كه خيلي از آن ها صحيح و خيلي از آن ها ضعيف است ، نقل كرده بود كه هفت نفر يا چهل نفر هستند كه از ابدال مي باشند و خداوند به خاطر اين ها است كه به خلائق خود روزي مي دهد ، باران مي باراند و به وسيله اين ها ست كه مسلمان ها در برابر كفار ياري مي شوند ....
گفتيم كه اين ها به چنين مسأله اي اعتقاد دارند كه تعدادشان يا چهل نفر يا هفت نفر هستند كه از كتاب هاي خودشان نشان داديم كه اين ها را واسطه در فيض مي دانند .
در ادامه فتاواي محمد بن عبد الوهاب را نقل كرديم كه گفته بود : چنين چيزي جايز نيست . از ابن تيميه نشان داديم كه گفته بود : بحث ابدال نه با سند صحيح و نه با سند ضعيف نقل شده ؛ در صورتي كه آقاي سيوطي 35 روايت از كتب اهل سنت در اين زمينه نقل كرده بود كه تصحيح آن را هم از علماي اهل سنت نشان داديم . حتي بعضي از علماي اهل سنت گفته بودند كه احاديث و روايات مربوط به ابدال ، متواتر هستند .
آقاي ابن تيميه در برخي از كتاب هاي خود انكار متواتر را كفر دانسته بود ؛ حتي در بعضي از آن ها ، انكار روايت صحيح كفر است . يك روايت داريم كه سند آن صحيح است ، اگر كسي اين روايت را انكار كند ، كفر است . در صورتي كه خود آقاي ابن تيميه تصريح كرده كه ابدال نه با روايت صحيح و نه با روايت ضعيف نقل نشده و اگر كسي به آن معتقد باشد ، مشرك و از شريعت اسلام خارج است و بايد توبه كند . اگر توبه نكرد ، بايد كشته شود .
اما از طرف ديگر از خود آقاي تيميه نشان داديم كه در موارد متعددي در كتاب مجموع فتاوا ، به ابدال معتقد است و همان اعتقاد اهل سنت را بيان كرده و گفته : ابدال وجود دارد و به وسيله ابدال است كه مردم روزي مي خورند و به خاطر ابدال است كه مسلمانان ياري مي شوند . اين ها نمونه اي از تناقض گويي هاي ابن تيميه بود كه در كتاب هاي او بيان شده است .
علمايي كه به ابدال معتقد بودند : بن باز و اعتقاد به ابدال از وهابي هاي امروزي كه اعتقاد به ابدال داشتند و عده اي را از ابدال مي دانستند ، امام ابن باز ، مفتي اعظم سابق عربستان سعودي است ، در كتاب مسائل ابن باز ، جلد اول ، با جمع آوري شيخ ابي محمد عبد الله بن مانع ، چاپ دار ابن حزم ، صفحه 49 ، سؤال 79 :
وسئل من ابن تيمية وابن قيم : امن الابدال هم ؟
الجواب : هم من خير الابدال .
از بن باز در مورد ابن تيميه و ابن قيم پرسيدند : كه آيا اين ها از ابدال هستند ؟
جواب مي دهد : آن ها از بهترين ابدال هستند .
مسائل امام بن باز ، با جمع آوري شيخ ابو محمد عبد الله بن مانع ، ج 1 ، چاپ دار ابن حزم ، ص 49 ، سؤال 79
به نظر مي رسد كه ابدال آن ها طبقه بندي دارند ، ابدال خوب و بد ، ابدال قوي و ضعيف كه اين ها از ابدال برگزيده هستند .
اين ثابت مي كند كه آقاي بن باز ، مفتي اعظم سابق عربستان سعودي به ابدال معتقد بوده . حال سؤال مي كنيم آقاي بن باز شما كه به ابدال معتقد هستيد ، آيا روايات ابدال سند صحيح دارد يا ندارد ؟
ابن تيميه گفته : در اين باره نه سند صحيح و نه سند ضعيف دارد و گفته بود هر كس به ابدال معتقد باشد ، از شريعت اسلام خارج است و اگر توبه نكند ، بايد كشته شود .
در اين جا حكم ابن تيميه شامل شما آقاي بن باز هم مي شود .
البته شخصيتي مثل ابن تيميه كه به نقل از ابن حجر عسقلاني علماي اهل سنت او را به زندان انداختند و حكم به زنداني كردن او نمودند و زنديق بودن و منافق بودن او را اعلام كردند ، امكان ندارد كه ايشان از ابدال باشد .
اگر اين افراد از ابدال باشد ، اصلا از خداوند روزي نمي خواهيم . خداوند تبارك و تعالي اگر مي خواهد به واسطه اين ها به ما روزي دهد ، اصلا ندهد .
باز هم در كتاب الدرر السنيه في الاجوبه النجديه كه بار ها اين را نشان داديم ، در جلد اول ، با جمع آوري عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي ، در مقدمه كتاب مي گويد :
در زمان رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مردم خيلي خوب بودند و بعد از آن حضرت مردم دچار گرفتاري هاي زيادي شدند تا اين كه ابن تيميه آمد و اسلام را زنده كرد . بعد از ابن تيميه دوباره مردم دچار پرستش ستارگان و قبرها شدند ، بر قبر ها مسجد ساختند ...
تا اين كه در قرن دوازدهم ، شيخ الاسلام و المسلمين ، محمد بن عبد الوهاب آمد و مردم را از شرك و كفر نجات داد .
در صفحه بعد خداوند را به خاطر آمدن محمد بن عبد الوهاب ، شكر مي كند و مي گويد :
محمد بن عبد الوهاب مثل ابو حنيفه ، سفيان سوري ، سفيان عيينه ، مالك بن انس ، امام شافعي و امام احمد بن حنبل بوده است . در ادامه مي گويد :
فهم الابدال والاخيار ...
اين ها كه نام بردند از ابدال هستند و شايد اين هم به محمد بن عبد الوهاب هم برسد و احتمال اين كه به او هم برسد ، وجود دارد .
الدرر السنيه في الاجوبه النجديه ، با جمع آوري عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي ، در مقدمه كتاب
ابو حنيفه و سفيان سوري ، سفيان عيينه ، مالك بن انس و امام شافعي و احمد بن حنبل و امثال اين ها از ابدال هستند . وهابي هاي امروز هم نويسنده اين كتاب را از ابدال مي داند . هفته گذشته هم عرض كرديم كه گفتند : از نشانه هاي قطعي ابدال اين است كه هيچ زمان صاحب فرزند نمي شوند .
مجري :
اگر ايشان را از ابدال بدانند و فرزندنش از محدثين باشد ، چه كاري بايد بكنيم ؟
استاد يزداني :
مشكل پيش مي آيد . اگر شخصي ثابت شود كه از ابدال است يا آن بچه از او نيست يا اين كه دروغ مي گويد كه از ابدال است . راه ديگري نمي ماند . اگر محمد بن عبد الوهاب را از ابدال بدانند ، تمام نسل محمد بن عبد الوهاب ، زير سؤال مي رود و به هم مي ريزد . اين افرادي را كه نام بردند و جزء ابدال دانستند ، همه فرزند داشتند ؛ پس در اين صورت يا از ابدال نيستند يا بچه هاي اين ها مال خودشان نيست.
مجري :
سخناني از آقاي بوطي ، يكي از علماي اهل اهل سنت ، را بشنويم كه در مورد ابدال صحبت كرده اند .
كليپ 6 ) :
ديدگاه شيخ رمضان بوطي از علماي اهل سنت سوريه در باره ابدال سؤالي كه شخصي در پايان درس گذشته پرسيد و من قول دادم كه جواب بدهم ان شاء الله كه آن شخص حاضر باشد . سؤال : بعضي از مردم روايات ابدال را باور خداوند ندارند و مي گويند كه اين روايات ضعيف است يعني روايات صحيح نيست . آيا اين حرف درست است ؟
من به او قول دادم كه امروز جواب بدهم ؛ چون مي دانم كه خيلي از مردم اين سؤال را دارند . در رواياتي كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) در مورد ابدال صحبت كرده است ، روايات صحيح و ضعيف و حسن وجود دارد و روايات حسن مانند روايات صحيح است در عمل كردن به آن يعني صحيح درجه دوم است . ما روايات ضعيف را كنار مي گذاريم ؛ ولي روايات صحيح است .
يكي از روايات صحيح و فقط من نيستم كه روايات را تصحيح كردم ؛ بلكه علمايي مانند سيوطي در جامع الصغير و جامع الكبير و ديگران تصحيح كردند . اين روايات را احمد در مسند خود از عباده بن صامت روايت كرده از پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرموده است ، ابدال در اين امت سي نفر هستند قلب هايشان مثل قلب ابراهيم خليل الرحمن است . اگر كسي از اين ها از دنيا برود ، خداوند شخص ديگري را جايگزين او مي كند .
اين روايت صحيح است و سند آن صحيح است نه حسن . روايت دوم را طبراني و امام احمد نقل مي كند از عباده بن صامت از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) ابدال در امت من سي نفر هستند . به وسيله اين ابدال زمين استوار مي ماند و باران از آسمان مي آيد و به وسيله آن ها ياري مي شويد .
اين روايت نيز صحيح است نه حسن . حديث سوم را طبراني از روايت عوف بن مالك كه پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمودند : ابدال اهل شام هستند كه به وسيله آن ها ياري مي شويد و به وسيله آن ها روزي داده مي شويد . اين روايت هم صحيح است يعني صحيح درجه دوم .
هم چنين امام احمد بن حنبل در مسند خود از علي بن ابيطالب (عليه السلام) روايت مي كند كه پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمودند : ابدال در شام هستند و ابدال چهل نفر هستند كه اگر كسي از آن ها بميرد ، خداوند كسي ديگر را جايگزين او مي كند و به وسيله اين ابدال باران مي بارد و به وسيله آن ها بر دشمنان پيروز مي شويد و عذاب از اهل شام به وسيله آن ها برداشته مي شود .
پس اين شد چهار روايت در مورد ابدال ، دو روايت آن صحيح اعلائي هستند و دو تاي آن روايت ، حسن است يعني صحيح درجه دوم مي باشد .
يك روايت هم هست كه اسم ابدال در آن نيامده است ؛ ولي صرف نظر از اصلاح همان مضمون را دارد و اين روايت را مسلم و حاكم و ابو داود و طبراني و ديگران آورده اند كه پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمودند : چه بسا ژوليده مويي و غبار آلود كه لباس كهنه دارد و دم درها مي نشيند ، اگر از خدا چيزي بخواهد به او بدهد .
ابدال وظيفه شان چيست ؟ همين است . پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمودند : كه اين ابدال در هر زمان وجود دارند اين اشخاص ابدال هستند . هر چند كه پيامبر (صلي الله عليه و آله) اسمشان را نبرده است . اين روايت از قويترين روايات است و در صحيح مسلم موجود است و مسند احمد و حاكم آورده بر شرائط شيخين و بزار و طبراني آورده اند . اين جواب از اين سؤال .
مجري :
ملاحظه فرموديد كه آقاي بوطي برخي از روايات ابدال را تصحيح و برخي ديگر را تصحيح كرده اند و روايات ضعيف را كنار گذاشته و با همين روايات صحيح و حسن ، وساطت در فيضي كه اهل سنت به آن معتقد بودند ، ثابت مي شود . در صورتي كه وهابيت مي گفتند : اعقاد به ابدال ، كفر و شرك است .
بنده يك سؤال داشتم ، شما فرموديد يكي از ويژگي هايي كه اهل سنت براي ابدال گفتند اين است كه اين ها صاحب فرزند نمي شوند . اگر امكان دارد آن را به صورت مستند بيان كنيد .
استاد يزداني :
ما در جلسات گذشته اين مطلب را نشان داديم ؛ اما چون شما پرسيديد ، دوباره آن را نشان مي دهم. در كتاب لسان الميزان ( يكي از بهترين كتاب رجالي اهل سنت ) ، تأليف احمد بن علي بن حجر عسقلاني ( يكي از بزرگ ترين علماي رجال و حافظ علي الاطلاق اهل سنت ) ، جلد 3 ، چاپ مكتب المطبوعات الاسلاميه ، صفحه 553 :
زيد بن حماد بن سلمة بن دينار البصري في خطبة الموضوعات لابن الجوزي أنه كان يدس في كتب أبيه الأحاديث فيما قيل انتهي وهذا شيء لا أصل له ولا وجود لهذا الرجل وما أدري هذه الحكاية لابن الجوزي من أين فقد قال الإمام أحمد رضي الله عنه من علامة الإبدال أنه لا يولد لهم وكان حماد بن سلمة من الإبدال ولم يولد له
شخصي به نام زيد بن حماد بن سلمه است كه روايتي را ابن جوزي از او در كتاب موضوعات خود بيان كرده است . نويسنده مي گويد : اصلا اين روايت اصل و اساسي ندارد و اصلا شخصي به نام زيد بن حماد وجود ندارد . چطور ابن جوزي چنين روايتي را نقل كرده است و اين حكايت را از كجا پيدا كرده ؟ چون امام احمد بن حنبل گفته از علامت هاي ابدال اين است كه هيچ وقت صاحب فرزند نمي شود و حماد بن سلمه هم از ابدال بود ؛ پس زيد بن حمادي نبايد وجود داشته باشد .
عسقلاني ، احمد بن علي بن حجر ، لسان الميزان ، چاپ مكتب المطبوعات الاسلاميه ، ج 3 ، ص 553
براي ما اين روايت بسيار جالب است و ثابت مي كند اولا ابن حجر عسقلاني ، حافظ علي الاطلاق اهل سنت ، به ابدال اعتقاد داشته . اگر اعتقاد به ابدال نداشت ، نبايد چنين مطلبي را بيان مي كرد و نبايد چنين سخني برايش ملاك قرار مي گرفت . ثانيا ثابت مي كند امام احمد بن حنبل ، امام حنابله ، اعتقاد به ابدال داشته است .
همين مطلب را آقاي عيني در كتاب عمده القاري شرح صحيح بخاري ( بعد از شرح ابن حجر عسقلاني از بهترين شرح اهل سنت است ) ، تأليف امام علامه بدر الدين ابي محمد محمود بن احمد عيني ، متوفاي 855 هـ ، چاپ دار الكتب العلميه بيروت ، جلد 2 ، صفحه 414 :
وحماد هو ابن سلمة بن دينار أبو سلمة الربعي وكان يعد من الابدال وعلامة الابدال أن لا يولد لهم تزوج سبعين امرأة فلم يولد له
حماد پسر سلمه ، پسر دينار ، پسر ابو سلمه ربعي بود . از ابدال محسوب مي شد و علامت ابدال اين است كه هيچوقت صاحب فرزند نمي شود ؛ چون با هفتاد زن ازدواج كرد ، اما صاحب فرزند نشد .
عيني ، بدر الدين ابو محمد محمود بن احمد ، متوفاي 855 هـ ، چاپ دار الكتب العلميه بيروت ، ج 2 ، ص 414
اين روايت هم ثابت مي كند كه آقاي عيني ، عالم بزرگ اهل سنت ، معتقد به ابدال بوده و حماد بن سلمه اگر بچه نداشته و اگر داشته ، براي او نبوده است .
بخاري و اعتقاد به ابدال صاحب صحيح بخاري ، حجت الاسلام ، اميرالمؤمنين في الحديث ، صحيح ترين كتاب را بعد از قرآن كريم نوشته ؛ اما اعتقاد به ابدالي داشته كه ابن تيميه مي گويد : نه با سند صحيح و نه با سند ضعيف نقل نشده ، هر كس به ابدال معتقد باشد ، كافر و مشرك است و بايد توبه داده شود ، اگر توبه نكرد ، بايد كشته شود . اما آقاي بخاري به ابدال معتقد بوده است .
اگر در اعتقادات آقاي بخاري جستجو كنيم ، چيز هاي جالبي پيدا مي كنيم . از جمله اين كه به خلق قرآن معتقد بود و هركس به خلق قرآن اعتقاد داشته باشد ، ثابت شد كه كافر است . در اين جا به ابدال معتقد است و از طرف ديگر توسل را نقل مي كند ، از طرف ديگر اعتقاد داشته دو بچه از يك گوسفند شير بخورند ، با هم خواهر و برادر مي شوند .
ايشان در كتاب تاريخ الكبير ، تأليف ابي عبد الله اسماعيل بن ابراهيم بخاري ، جلد 7 ، قسم اول از جزء 4 ، كه عباس تا مخلد را بررسي كرده ، صفحه 127 ، شرح حال 572 :
فروة بن مجالد مولي اللخم وكان يسكن كفر غما بالشام وكانوا لا يشكون أنه من الأبدال مستجاب الدعوة ...
فروه بن مجالد در شام زندگي مي كرد و علما شك نداشتند كه ايشان از ابدال و مستجاب الدعوه است .
بخاري ، ابي عبد الله اسماعيل بن ابراهيم ، تاريخ الكبير ، جلد 7 ، قسم اول از جزء 4 ، ص 127 ، شرح حال 572
اين هم از مطلبي كه آقاي بخاري در كتاب خود بيان كرده بود كه فلاني از ابدال و مستجاب الدعوه است . اين ها پيامبر (صلي الله عليه و آله) را به عنوان كسي كه مستجاب الدعوه است قبول ندارند ؛ اما آقاي فروه بن مجالد را مستجاب الدعوه مي دانند . چون رسول خدا (صلي الله عليه و آله) دعا كرده : خدايا قبر من را براي مردم بت قرار نده . اين دعاي رسول خدا (صلي الله عليه و آله) پذيرفته نشده است .
اعتقاد الباني به ابدال همين مطلب را آقاي الباني بيان كرده ، در كتاب سلسله الاحاديث صحيحه ، تأليف امام ناصر الدين الباني ( بزرگ ترين عالم حديث شناس تاريخ وهابيت ) ، جلد 2 ، چاپ عربستان سعودي ، صفحه 552 در شرح حال همين شخص گفته :
سند اين روايت صحيح است ، همه از ثقات هستند غير از فروه بن مجالد كه ابن حبان او را از ثقات بيان كرده و بخاري درباره او گفته : علما شك نداشتند كه او از ابدال است .
الباني ، محمد ناصر الدين ، سلسله الاحاديث صحيحه ، ج 2 ، چاپ عربستان سعودي ، ص 552
آقاي الباني ! شما با اين مطلبي كه در كتاب خود بيان كرديد ، به ابدال معتقد هستي ؟ اگر معتقد نبودي كه بايد در اين رابطه نقدي مي زدي ؛ پس در اين صورت الباني هم به ابدال معتقد بوده است .
مزي و اعتقاد به ابدال همين مطلب را آقاي مزي در كتاب تهذيب الكمال خود بيان كرده ، شما فرموديد كه در كتاب تهذيب الكمال حدود سي يا چهل نفر را از ابدال شمرده اند . كتاب تهذيب الكمال ، تأليف جمال الدين ابي الحججاج يوسف مزي ، جلد 23 ، مؤسسه الرساله بيروت ، صفحه 173 :
وقال البخاري ... وكانوا لا يشكون أنه من الأبدال مستجاب الدعاء ...
بخاري گفته : علما شك نداشتند كه فروه بن مجالد از ابدال و مستجاب الدعوه بوده است .
مزي ، جمال الدين ابو الحججاج يوسف ، ج 23 ، چاپ مؤسسه الرساله بيروت ، ص 173
اين هم از آقاي بخاري ، الباني و آقاي مزي كه به قول ابن تيميه ، كافر و خارج از شريعت اسلام است .
محمد عمر سربازي و اعتقاد به ابدال در كتاب مجالس قطب الارشاد ، تأليف مولانا محمد عمر سربازي ، جلد اول ، چاپ منبع العلوم كوه ون در سال 1390 ، صفحه 261 ، از ايشان سؤال شده :
در دنيا قطب و ابدال وجود دارد
سؤال (150 ) : آيا اين سخن صحت دارد كه مي گويند : در دنيا چندين قطب و ابدال وجود دارد كه دنيا به بركت وجود آن ها در گردش است ؟
جواب : اين يكي از مسائل مهم تصوف است و در اين مسأله اختلافات فراوان وجود دارد . اهل ظاهر ، خصوصا غير مقلدين و سلفي ها به وجود قطب ها و غوث ها و ابدال اعتقادي ندارند و مي گويند : اين ها همه واهمه است و ثبوتي ندارند . اما اهل سنت و جماعت اين درجات را از اولياء و بزرگان ثابت مي كنند .
اين جا يك تفاوت اساسي را بين اهل سنت و وهابيت مشخص مي شود كه وهابي ها و سلفي ها و كساني كه تقليد نمي كنند ، مي گويند : ابدالي وجود ندارد و دروغ است ؛ اما اهل سنت و جماعت ابدال را قبول دارند ، ابدالي كه دنيا به بركت وجود آن ها در گردش است .
حال اين سؤال پيش مي آيد كه خداوند در اين بين چه كار مي كند ؟
مجري :
اگر آقاي هاشمي باشد و بخواهد پاسخ بدهد ، مي گويد : ابدال به كمك خدا مي آيند . خداوند آن سنگي را كه نتوانست تكان كند ، ابدال آن را تكان مي دهد .
استاد يزداني :
بله ، اين كارشناس وهابي گفته بود : خداوند مي تواند سنگي را خلق كند كه خودش نتواند آن را جابه جا كند ؛ اما اين چهل نفر از ابدال مي توانند آن را تكان دهند . اين هم از آقاي محمد عمر سربازي كه گفته بودند : اهل سنت و جماعت ابدال را قبول دارند .
بنده يك بار ديگر فتاواي ابن تيميه را در مورد قائلين به ابدال بخوانم . در كتاب مجموع فتاواي ابن تيميه ، جلد 11 ، كه به دستور آقاي فهد اين كتاب چاپ شده ، صفحه 423 :
از ابن تيميه سؤال شد كه آيا ابدال وجود دارد يا خير ؟ پاسخ مي دهد : از پيامبر (صلي الله عليه و آله) چنين چيزي نقل نشده است نه با سند صحيح و نه با سند ضعيف ....
هم چنين مي گويد : هر كس بگويد كه خداوند به خاطر ابدال روزي مي دهد و به خاطر آن ها مسلمانان را ياري مي كند ، اين عقيده باطل است .
در جلد 27 اين كتاب صراحتا مي گويد : اعتقاد به ابدال كفر صريح است و اين سخنان ، همان حرف هايي است كه نصارا در مورد مسيح (عليه السلام) مي گفتند و غلاتي كه در مورد اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) غلو مي كردند . بايد اين افراد توبه كنند و اگر توبه نكردند ، بايد كشته شوند .
در صفحه بعد صراحتا مي گويد : ابدال در كتاب خدا ، سنت پيامبر (صلي الله عليه و آله) نيامده و هيچ يك از سلف امت و ائمه ما اين سخن را نگفته اند .
در صفحه 57 از اين كتاب مطلب جالب ديگري را بيان كرده : هر كسي كه به اين چهل نفر از ابدال معتقد باشد ، از اهل جهل و گمراهي است و چنين سخني مشروع نيست . پس اين ها از اهل ضلال و از شريعت اسلام خارج هستند .
در اين صورت امام شافعي ، امام احمد بن حنبل ، آقاي بخاري ، ابن حجر عسقلاني ... همه از اهل ضلال و گمراهي هستند و از شريعت اسلام خارج مي باشند .
ابن تيميه ، مجموع فتاوا ، ج 11 و ج 27 ، چاپ به دستور ملك فهد در عربستان
ان شاء الله در هفته آينده مباحث ديگري از علمايي كه به ابدال معتقد هستند ، مطرح خواهيم كرد .
تماس بينندگان : بيننده : آقاي قشقايي از شيراز ـ شيعه
از ديدگاه ما شيعيان ابدال به چه معناست ؟
استاد يزداني :
قبلا اين بحث را بيان كرده ايم ؛ اما باز هم به صورت خلاصه بيان مي كنم كه مقصود از ابدال چيست ؟ ما روايتي در كتاب شريف احتجاج داريم كه از امام رضا (عليه السلام) سؤال مي كنم كه آيا چيزي به نام ابدال وجود دارد ؟
اما قبل از آن روايتي را در كتاب شريف الاختصاص شيخ مفيد (ره ) و هم چنين در كتاب تفسير كشي مرحوم كشي نقل شده ، تقريبا مثل همان روايتي است كه در كتب اهل سنت نقل شده است . سند روايت كاملا صحيح است و همه از رجال شيعه هستند كه اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) مي فرمايد :
حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ الْحُسَيْنِ الْمُؤْمِنُ رَحِمَهُ اللَّهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَي عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع خُلِقَتِ الْأَرْضُ لِسَبْعَةٍ بِهِمْ تُرْزَقُونَ وَ بِهِمْ تُنْصَرُونَ وَ بِهِمْ تُمْطَرُونَ مِنْهُمْ سَلْمَانُ الْفَارِسِيُّ وَ الْمِقْدَادُ وَ أَبُو ذَرٍّ وَ عَمَّارٌ وَ حُذَيْفَةُ وَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع يَقُولُ وَ أَنَا إِمَامُهُمْ وَ هُمُ الَّذِينَ صَلَّوْا عَلَي فَاطِمَةَ ص.
خداوند زمين را به خاطر هفت نفر خلق كرده است ، خداوند به خاطر اين هفت نفر است كه به مردم روزي مي دهد و به خاطر اين هفت نفر است كه مردم را ياري مي دهد و باران مي باراند . از جمله آن ها: سلمان فارسي، مقداد، ابوذر، عمار و حذيفه هستند و اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) فرمودند : من امام آن ها هستم و اين افراد هستند كه بر حضرت زهرا (سلام الله عليها ) نماز خواندند .
شيخ مفيد (ره ) ، الاختصاص
مرحوم كشي ، تفسير كشي
ما به وساطت در فيض اعتقاد داريم ، ما اعتقاد داريم كه خداوند عالم را به خاطر افرادي مثل سلمان ، خلق كرده و بالاتر از اين ها به خاطر اهل بيت (عليهم السلام) و اهل بيت (عليهم السلام ) امام آن ها هستند ؛ اما نه به خاطرابدال كه اين ها گفته اند . اسم ابدال را بر آن نمي گذاريم ؛ ولي به اين مسأله اعتقاد داريم و مي توانيم آن را هم از قرآن كريم و هم از روايات اهل بيت (عليهم السلام) ثابت هم مي كنيم كه در آينده به صورت مفصل اين قضيه را توضيح خواهيم داد .
اما روايتي كه در كتاب الاحتجاج ، جلد 2 ، صفحه 231 نقل شده بود :
وَ رَوَي خَالِدُ بْنُ الْهَيْثَمِ الْفَارِسِيُّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا عليه السلام إِنَّ النَّاسَ يَزْعُمُونَ أَنَّ فِي الْأَرْضِ أَبْدَالًا فَمَنْ هَؤُلَاءِ الْأَبْدَالُ؟ قَالَ صَدَقُوا الْأَبْدَالُ هُمُ الْأَوْصِيَاءُ جَعَلَهُمُ اللَّهُ فِي الْأَرْضِ بَدَلَ الْأَنْبِيَاءِ إِذَا رَفَعَ الْأَنْبِيَاءَ وَ خَتَمَبِمُحَمَّدٍ صلي الله عليه وآله.
از امام رضا (عليه السلام) نقل مي كند كه به حضرت گفتم : اهل سنت خيال مي كنند كه در زمين ابدال هستند ، اين ابدال چه كساني هستند ؟ امام رضا (عليه السلام) فرمودند : راست مي گويند ، ابدال هست (اما نه ابن تيميه ، احمد بن حنبل و ابو حنيفه ... ) بلكه مقصود از آن ها اوصياي رسول خدا (صلي الله عليه و آله ) هستند ، اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) . خداوند اوصياي خود را به جاي پيامبران قرار دادند . زماني كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) از دنيا رفتند ، اهل بيت (عليهم السلام) جايگزين رسول خدا (صلي الله عليه و آله) شدند .
الاحتجاج ، ج 2 ، ص 231
ما هم به ابدال به اين معنا معتقديم كه جانشين رسول خدا (صلي الله عليه و آله) ، اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) و بعد از آن حضرت فرزندانشان معصومشان هستند . به اين ابدال معتقد هستيم و معتقديم كه اين ها واسطه فيض هستند . اگر عالمي بر پاست ، به خاطر وجود اين هاست .
لولا الحجة لساخت الارض بأهلها ...
اگر حجت خدا (عليه السلام) بر روي زمين نباشد ، زمين از هم مي پاشد .
ما به اين مسأله معتقديم و ثابت مي كنيم . آن ها چگونه مي توانند ثابت كنند ؟
بعضي از آن ها گفتند ، وجود دارد ، بعضي ها آن را رد كردند . ابن تيميه خودش گفته اين شرك و كفر است و از طرف ديگر به آن اعتقاد دارد . به اين اعتقادشان هم افتخار مي كنند .
بيننده : مهدي از تهران ـ شيعه
بنده دو سؤال دارم ؛ اما قبل از آن مقدمه اي را عرض كنم . بنده از آقايان وهابي تقاضا دارم كه اگر اين برنامه را تماشا مي كنند ، مي خواهم نكته اي را بيان كنم كه منصفانه قضاوت كنند . اگر ما شيعيان به شفاعت باور داريم و معتقديم كه ائمه معصومين (عليهم السلام) در روز قيامت شفيع ما خواهند شد .
از شفاعت بالاتر ، اذن خداوند است . چنانچه تصور بنده اين است كه براي مثال در آيه الكرسي مي گوييم : «مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِه» يا اين كه در سوره يونس آيه 3 مي فرمايد : «مَا مِنْ شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ». در هر صورت اذن خداوند بالاتر است از شفاعت و فكر مي كنم اگر مي خواهند ما را به شرك متهم كنند ، در نظر داشته باشند كه ما قبل از هر چيزي اذن خداوند را مي خواهيم كه خداوند شفاعت رسول خدا (صلي الله عليه و آله ) و ائمه معصومين (عليهم السلام) را روزي ما كند .
اما سؤال هاي بنده اين است كه آيا در بحث ابدال كه در كتب اهل سنت بيان شده كه خداوند به خاطر ابدال به مردم روزي مي دهند و ... بحث اخروي هم مطرح شده و آيا اين ابدال قرار است كه از مردم در روز قيامت شفاعت كنند ؟
مسأله دوم اين است كه حضرت استاد مطلبي را بيان كردند كه فكر مي كنم بنده اشتباه متوجه شدم و آن اين كه بخاري معتقد به خلق قرآن است .
مجري :
بله ، چنين نظري را اهل سنت از آقاي بخاري نقل كرده اند .
بيننده :
من شيعه هستم ؛ اما براي اين كه اشكالات و ابهاماتم بر طرف شود ، اين را مي پرسم . من فكر مي كنم كه آيا قرآن مخلوق خداوند نيست يعني همان طور كه كلمه را آفريد ، آيا قرآن خلق خداوند نيست؟ اگر امكان دارد در خصوص اين مطلب توضيحاتي را بيان كنيد .
مجري :
اين مطلب نه نسبت نظر مخالفين بود . ما كه مي گوييم كل شيء مخلوق الله ، همه چيز را مخلوق خداوند مي دانيم ؛ اما اهل سنت قاطبة اشاعره ، قائل به خلق بودن را تكفير مي كردند .
بيننده :
چون من هم معتقدم كه قرآن مخلوق خداوند است ؛ ولي يك لحظه اين سؤال پيش آمد .
استاد يزداني :
در مورد اين كه اذن خداوند بالاتر از شفاعت است ، شكي در آن نيست .
در مورد سؤال دوم ايشان بايد بگويم ، در اين رابطه بايد خودشان پاسخگو باشند . طبق روايتي كه در صحيح بخاري نقل شده در روز قيامت فقط يك نفر مي تواند شفاعت كند و آن هم حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) هستند ؛ حتي پيامبران هم نمي توانند شفاعت كنند . مردم همه پيش حضرت آدم (عليه السلام ) مي روند و مي گويند از ما شفاعت كن . حضرت مي گويد : من خطايي كردم و از بهشت رانده شدم و نزد خداوند آبرويي ندارم . پيش هر پيامبري كه مي روند ، يك بهانه مي آورند . در آخر نزد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مي روند و امت خود را شفاعت مي كند .
روايت در صحيح بخاري است و در اين رابطه كه ابدال شفاعت مي كنند يا نه ، صحبتي نشده است.
روايت در صحيح بخاري ، جلد 6 ، صفحه 27 ، حديث 27 27 :
حدثنا سُلَيْمَانُ بن حَرْبٍ حدثنا حَمَّادُ بن زَيْدٍ حدثنا مَعْبَدُ بن هِلَالٍ الْعَنَزِيُّ قال اجْتَمَعْنَا نَاسٌ من أَهْلِ الْبَصْرَةِ فَذَهَبْنَا إلي أَنَسِ بن مَالِكٍ وَذَهَبْنَا مَعَنَا بِثَابِتٍ الْبُنَانِيِّ إليه يَسْأَلُهُ لنا عن حديث الشَّفَاعَةِ فإذا هو في قَصْرِهِ فَوَافَقْنَاهُ يُصَلِّي الضُّحَي فَاسْتَأْذَنَّا فَأَذِنَ لنا وهو قَاعِدٌ علي فِرَاشِهِ فَقُلْنَا لِثَابِتٍ لَا تَسْأَلْهُ عن شَيْءٍ أَوَّلَ من حديث الشَّفَاعَةِ فقال يا أَبَا حَمْزَةَ هَؤُلَاءِ إِخْوَانُكَ من أَهْلِ الْبَصْرَةِ جاؤوك يَسْأَلُونَكَ عن حديث الشَّفَاعَةِ فقال حدثنا مُحَمَّدٌ (ص) قال إذا كان يَوْمُ الْقِيَامَةِ مَاجَ الناس بَعْضُهُمْ في بَعْضٍ فَيَأْتُونَ آدَمَ فَيَقُولُونَ اشْفَعْ لنا إلي رَبِّكَ فيقول لَسْتُ لها وَلَكِنْ عَلَيْكُمْ بِإِبْرَاهِيمَ فإنه خَلِيلُ الرحمن فَيَأْتُونَ إبراهيم فيقول لَسْتُ لها وَلَكِنْ عَلَيْكُمْ بِمُوسَي فإنه كَلِيمُ اللَّهِ فَيَأْتُونَ مُوسَي فيقول لَسْتُ لها وَلَكِنْ عَلَيْكُمْ بِعِيسَي فإنه رُوحُ اللَّهِ وَكَلِمَتُهُ فَيَأْتُونَ عِيسَي فيقول لَسْتُ لها وَلَكِنْ عَلَيْكُمْ بِمُحَمَّدٍ ....
از انس بن مالك نقل مي كند كه در بحث شفاعت در روز قيامت ، همه نزد حضرت آدم (عليه السلام) مي روند و مي گويند ما را نزد خداوند شفاعت كنم . پيش حضرت ابراهيم (عليه السلام) برويد ، حضرت مي گويد : من اهليت اين كار را ندارم . نزد حضرت موسي (عليه السلام) برويد . حضرت موسي (عليه السلام) مي گويد من نمي توانم . نزد حضرت عيسي (عليه السلام) مي روند و همين بهانه را مي آورد و در آخر نزد حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) مي روند و حضرت شفاعت مي كند .
بخاري ، صحيح بخاري ، ج 6 ، ص 27
اين روايت در جلد هاي ديگر اين كتاب هم بيان شده كه در بحث شفاعت آن را توضيح خواهيم داد.
در آن زمان يكي از پادشاهان فتنه خلق قرآن را در جامعه مطرح كرد و فتنه اي بين اهل سنت افتاد كه كشت و كشتار زيادي را به دنبال داشت . عده اي قائل به خلق قرآن شدند و عده اي ديگر قائل به عدم خلق قرآن شدند . ائمه اطهار (عليهم السلام) در اين جا هيچ اظهار نظر نكردند و اگر سؤال هم مي كردند ، مي گفتند شما اظهار نظر نكنيد . به اين دليل كه اگر قائل به خلق قرآن مي شدند ، توسط مخالفين كشته مي شدند . اگر مي گفتند قائل به عدم خلق قرآن هستيم ، باز هم از طرف مقابل كشته مي شدند . در اين جا ائمه (عليهم السلام ) تقيه كردند .
اما واضح و روشن است كه قرآن خلق شده ، زماني نبوده و بعد خلق شده . صفت تكلم كه از صفات ذات خداوند نيست ؛ بلكه صفت فعل است . خداوند زماني سخن گفت و زماني هم سخن نگفته بود مثل صفت رازقيت كه صفت فعل است . بنابراين قرآن را مخلوق خداوند مي دانيم و در كنار خداوند هيچ چيز را ازلي نمي دانيم كه اين ها قرآن را در كنار خداوند ازلي مي دانند .
ما مي گوييم قرآن مخلوق خداوند است . البته اين توضيح را بيان كنم كه آقاي بخاري قائل به اين بود كه لفظ قرآن مخلوق است و اصل قرآن ، ازلي است و قائل به خلق آن نبود و بين اصل قرآن و لفظ آن تفصيل قائل شده بود كه اين هم خودش كفر است . چه اعتقاد به لفظ و چه اعتقاد به اصل داشته باشي ، طبق نظر احمد بن حنبل و ابي زرعه و .... كفر است .
بيننده : آقاي اصغري از زاهدان ـ شيعه
ما در زاهدان زندگي مي كنيم . در مراسم فاتحه اي كه يكي از اهل سنت شركت كرده بودم ، سر مزار رفتيم . مولوي كه در آن جا حضور داشت ، داخل قبر رفت و به ميت چيزي گفت . زماني كه از قبر خارج شد ، گفت : خدايا به حق علي و حسن و حسين (عليهم السلام) عذاب قبر را از اين ميت بردار.
براي من بسيار عجيب بود ، اين هايي كه توسل را قبول ندارند ، چگونه اين سخن را مي گويند . اهل سنتي كه در اين جا هستند و مخصوصا اين هايي كه در مراسم آن ها حضور داشتم ، توسل را قبول نداشتند .
بيننده : جعفر از گيلان ـ شيعه
بحثي را كه امشب حضرت استاد ارائه دادند ، هفته گذشته هم بود و استاد به اندازه كافي سند بيان كردند ، اما مخاطبم علمايي است كه در برنامه هاي شبكه شما حضور پيدا كردند ، خواهش مي كنم كه باز هم در اين شبكه حضور پيدا كنند و به صورت باز تر اين تضاد ها را آن ها براي ما مشخص كنند .
آن ها لطف مي كنند و مي آيند مشتركاتي را كه ما با هم داريم را مطرح مي كنند ولكن اين تضاد ها را اجازه نمي دهند ، بيان كنند . مثل آقاي مراد زهي كه در هفته وحدت آمده بودند ، تأكيد داشتند كه فقط در همين خصوص بحث شود .
اين ها اگر واقعا مي توانند مستند صحبت كنند ، يك برنامه بازي بگذارند تا به سؤالات ما پاسخ دهند . ناراحتي ما اين است كه همه تضاد ها باقي مانده و اين ها به هيچ وجهي نمي خواهند پاسخ اين تضاد ها را بدهند ، تا چه زماني مي خواهند اين روش را ادامه دهند ؟ چرا كه ريشه تمام مشكلات ما از همين اختلافات است . اين كه ما بخواهيم همه اين ها را به وهابيت ربط دهيم ، وهابيت ريشه اين رفتار هاي خود را در كجا دنبال كنند ؟ جز اين است كه در علماي اهل سنت ما هم است . اين ها چرا فضا را تا حدودي بازتر نمي كنند ؟ و شجاعانه به اين ميدان پا نمي گذارند . آيا اين ها تقيه مي كنند ، چيزي كه اصلا به آن معتقد نيستند . يا اين كه تا اندازه اي آن را قبول دارند و نمي خواهند به آن اعتراف كنند و بين حق و باطل را نمي توانند مرز مشخصي ايجاد كنند . چرا اين شبهات را پاسخگو نيستند تا اين اختلافات در جهان اسلام به وجود نيايد .
اين همه عليه شيعه صحبت مي كنند ، از قمه زدن و چيز هاي ديگر ؛ ولي آيا در حال حاضر خشونت از شيعه در جهان صادر مي شود يا از طرفي كه شيعه را اصلا قبول ندارد ؟ ما عزاداري مي كنيم ، سينه مي زنيم و از نشاط خاصي بر خوردار مي شويم . ولي رأفت و عطوفت شيعيان نسبت به بقيه عزيزان قطعا در دنيا تك است . اين همه جنايت كه در دنيا انجام مي شود از كساني است كه اصلا شيعه را مسلمان نمي دانند . اين هم اختلاف و گروه بندي بين شيعيان است يا بين اهل تسنن كه افراطي ترين آن ها همين وهابي ها هستند كه در جهان اين هم جنايت انجام مي دهند .
مجري :
البته حساب اهل سنت از وهابيت جدا است ؛ اما ان شاء الله مولوي هاي عزيز اهل سنت به اين شبكه بيايند و مي توانند حتي از اعتقادات علمي خود در يك گفتگوي علمي و دوستانه دفاع كنند و همين طور كه استاد عزيز ما حضرت آيت الله قزويني فرمودند : ما نام اين را مناظره نمي گذاريم ؛ بلكه گفتگوي علمي مي ناميم . از همين طريق برخي از مطالب حل شود . حال كه به اين مسائل ورود پيدا شده ، اين گونه باز نماند كه يك گروه مباحث را نقد كند و طرف مقابل كاملا در سكوت باشد و پاسخگو نباشد .
بيننده : ادريس از زاهدان ـ اهل سنت
بنده در پاسخ اين بيننده كه گفتند اين ها گروهك هاي تروريستي درست كردند و فرقه فرقه شدند ، مي خواستم همان جمله معروف را بگويم كه اسلام دين كاملي است و من كامل نيستم . پس اگر خطايي از من سر زد ، به من نسبت دهيد نه به اسلام .
فرقه ها و گروه ها زياد هستند ؛ اما درست نيست كه به اهل سنت نسبت دهيم .
در مورد كلمه وهابي بايد بگوييم كه وهاب يكي از نام هاي خداوند است و وهابي يعني كسي كه تنها خداوند را مي پرستد . در تظاهرات شنيده ام كه مي گويند : مرگ بر وهابي . آيا اين درست است ؟
مجري :
« وهابي »كه اين ها مي گويند منظورشان چه كسي است ؟ اگر مشترك لفظي هم بگيريم باز هم بايد منظور خود را بگويند .
استاد يزداني :
ما به صدام حسين هم حسين مي گوييم ، حسين اوباما هم هست . مرگ بر آمريكا هم بگوييم به اسم حسين برمي گردد؟ . اما بايد بدانيم منظور ما چيست ؟ و اين اشتراك لفظي موضوع را تعطيل نمي كند.
اگر اين گونه باشد ، پس به داعش هم چيزي نگوييم ؛ چون دولت اسلامي است .
بيننده : مرساد از كرمان ـ شيعه
بنده مي خواهم از كساني كه از شبكه هاي وهابي دفاع و حمايت مي كنند ، مطلبي را بگويم كه كفرشان را ثابت شود . رئيس يكي از همين شبكه ها گفت : كسي كه دروغ بگويد ، كافر است و مسلمان نيست . بنده در چند برنامه دروغشان را ثابت كردم كه اين جا هم ثابت مي كنم .
اين ها مدتي بود كه مي گفتند تعداد اهل سنت در ايران 18 در صد ، در يك برنامه ديگر 20 در صد ، در يك برنامه ديگر 25 در صد و همين طور در برنامه هاي بعدي زيادتر مي شد . در يك برنامه گفتند جمعيت اهل سنت در تهران حدود 2 ميليون نفر هستند . بنده با برنامه آن ها تماس گرفتم و گفتم : اگر جمعيت اهل سنت 2 ميليون يا 1 ميليون نفر هستند ، قسم مي خورم كه سني شوم .
اين مجري وهابي گفت : ثابت مي كنم كه اهل سنت در تهران همين جمعيت را دارند . هر چه گشت ، نتوانست آن را ثابت كند . كارشناس وهابي آن ها گفت : من فردا شب فلان ساعت ثابت مي كنم. فردا شب هم هيچ خبري نشد و براي من يكي از دروغ هاي آن ها ثابت شد . به قول خودشان هم كسي كه دروغ مي گويد : كافر است .
مجري :
بله ، اين ها گفتند كه جمعيت اهل سنت در ايران از 50 درصد هم بيشتر شد . اين ها آمارهايي است كه شبكه هاي وهابي مي دهند !!! مثل روايتي كه از نهج البلاغه اي مي خوانند كه اصلا وجود خارجي ندارند !!! از اين ها نبايد توقعي بيشتر از اين داشت .
بيننده : ابوبكر از بوشهر ـ اهل سنت
بنده مي خواستم ادله اهل تشيع را براي امامت علي بن ابيطالب (عليه السلام) از كجاي قرآن كريم اثبات مي شود ؟
استاد يزداني :
نظر شما در مورد ابدال چيست ؟ قبول داريد يا خير ؟
بيننده :
متأسفانه بنده برنامه امشب شما را از ابتدا نديدم .
استاد يزداني :
همين هفته گذشته حضرت آيت الله قزويني به صورت مفصل اين قضيه را هم از قرآن و هم از روايات ثابت كردند . برنامه در سايت شبكه و سايت مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه ) قرار گرفته است . در قرآن كريم آيات زيادي بر امامت اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) وجود دارد از جمله آيه 55 / مائده ، آيه اكمال ، آيه ابلاغ ، آيه اولي الامر ، آيه مباهله ، آيه تطهير .... كه ان شاء الله در جاي خود ثابت خواهد شد .
بيننده : آقاي عباسي از تهران ـ شيعه
مدتي قبل يكي از شبكه هاي وهابي پاسخي در مورد « دابه الارض » دادند ؛ البته خودم نديدم ، از شبكه شما ديدم كه نقل قول مي كرد . بنده تفسير كاملي در اين باره دارم كه مي خواستم آن را بيان كنم.
ابا طفيل صحابي مي گويد : به اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) عرض كردم : اين كه خداوند مي فرمايد : هنگامي كه گفته ها بر آن عملي شود . دابه اي يعني جنبده اي براي اين ها از زمين خارج مي كنند كه با آن ها سخن مي گويد. نمل / 82
مراد از دابه چيست ؟ امير المؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) فرمود : ابا طفيل ! تو از اين سؤال در گذر . گفتم : قربانت گردم به من خبر بده . فرمودند : آن موجود زنده اي است كه غذا مي خورد ، كوچه و بازارها را مي پيمايد و با زنان ازدواج مي كند . ابا طفيل گفت : او كيست ؟ فرمود : او قوام و اساس زمين است كه زمين به وسيله او آرام گرفته است . عرض كردم كه بفرما كه او كيست ؟ فرمود : او راستگوي امت ، صديق و فاروق و رئيس و ذوالقرنين و سر دسته آن است . گفتم : كه او كيست ؟ فرمود : هماني كه خداوند درباره او فرمود : كسي كه شاهد و دليلي در پي اوست . هود / 17
و آن كه علم كتاب نزد اوست . رعد / 43 . همان كه من او را تصديق كردم و غير از من همه مردم او را رد كردند . پرسيدم : يا اميرالمؤمنين ! نام او را ببر . فرمود : اي ابا طفيل نام او را بردم . به خدا قسم اگر به همه پيروانم كه به وسيله آنان مي جنگم و به اطاعت من اقرار كرده اند و مرا اميرالمؤمنين خوانده اند و جهاد با دشمنانم را جايز مي شمارند ، وارد شوم و يك ماه براي آن ها از حقايق قرآني كه جبرئيل بر پيامبر خاتم (صلي الله عليه و آله) نازل كرده است و من مي دانم ، اگر بگويم از اطراف من متفرق خواهند شد به طوري كه كمي از طرفداران حق مانند تو از شيعيان باقي نخواهند ماند .
بنده اين مطلب را عرض كردم چون جوابي كه آن كارشناس داد ، ضعيف بود و من اين پاسخ كاملتر را براي شما بيان كردم تا بيننده اي كه تماس گرفته بود ، متوجه شود .
بيننده : آقاي حسين زاده از اردبيل ـ شيعه
يكي از علماي سرشناس اهل سنت از طريق اسكايپ با من تماس گرفتند . از بنده پرسيدند : واقعا اين امامت در قرآن بيان شده ؟ از ايشان پرسيدم : قرآن چند اطاعت را بر ما واجب كرده است ؟ گفت : سه اطاعت . گفتم : اطيعوا الله و اطيعوا الرسول را هم شامل مي شود ؟ گفت : بله . گفتم : اين آيه فاعلش خداوند است ، فعل هم مشخص است كه اطاعت بدون چون و چرا است . مفعول آن هم رسول خدا و اولي الامر است : يعني مفعول يكي است . گفت : بله درست است . گفتم : آيا در اين جا معصوميت هم دارد يا خير ؟ گفت : نه ، چون مي دانست كه من بقيه آيه را مي خوانم . گفتم : پس چه كار كنيم ، ما مي گوييم اين ها چهارده معصوم هستند ، شما چه مي گوييد ، آيا ما با شما در اين خصوص اختلاف داريم يا نه ؟
گفتم : طبق آيه بعدي اختلاف را بايد چگونه حل كرد . گفت : بايد برگرديم به خدا و سنت .
خودم را به نشنيدن زدم و گفتم : چه فرموديد ؟ گفت : بايد خدا و سنت اين مسأله را حل كند . گفتم : بنده خدا ! ما از همان اول مي گوييم امامت من عند الله است و بايد خدا و سنت ، تعيين كند . اين آيه خودش تأكيدي بر اين مسأله است كه اگر امامتي وجود داشته باشد ، اولي الامر منكم كه من اطاعتش را بر شما واجب كردم ، اگر اختلافي در آن داريد بايد خدا و رسولش آن را حل كند .
گفت : من به شما كاري ندارم ؛ چون تمام احاديثي كه در رابطه با ولايت است را مي دانم . فقط مي خواستم بدانم كه واقعا اطاعت اولي الامر بر ما واجب است يانه .
آن برادر عزيزي كه از بوشهر تماس گرفتند و گفتند در كجاي قرآن است ؟ بايد بگويم زماني كه خداوند مي گويد : از خدا و رسولش اطاعت كنيد ، قرار باشد هر چيزي در قرآن بيايد ، اطاعت از پيامير (صلي الله عليه و آله) در اين جا چه معنايي دارد ؟ ما كه مي گوييم اهل سنت هستيم ، قول رسول خدا (صلي الله عليه و آله) را بايد كجا قرار دهيم ؟ منظور من اين است كه بقيه آيه را هم بخوانند . يا اختلاف است يا نيست ؟ اگر اختلاف هست ، بايد به كجا مراجعه كرد ؟ خود قرآن مي گويد : به خدا و رسولش بايد مراجعه كرد . اين همان نظريه شيعه است كه امامت من عند الله است .
بيننده : ستار از بندر خمير ـ اهل سنت
شما در مورد ابدال صحبت كرديد . اگر ابدال وجود دارد ؛ پس كجا هستند ؟ چرا ما آن ها را نمي بينيم و دسترسي به آن ها نداريم ؟
مجري :
اين مطلب را ما پاسخ دهيم يا شما عزيزاني كه در مورد آن روايت صحيح داريد ؟
بيننده :
روايت داريم ؛ اما اكثر اهل سنت اين اعتقاد را ندارند .
مجري :
شما حضرت عيسي و حضرت خضر (عليهم السلام) را زنده مي دانيد ؟ اين ها الان كجا هستند ؟
بيننده :
اين ها را ما زنده مي دانيم در آسمان ها هستند . در مورد حضرت خضر (عليه السلام) روايت صحيحي نداريم ؛ ولي هستند .
استاد يزداني :
چطور شما نمي بينيد ، خيلي ها گفته اند كه آقاي سربازي از ابدال بوده است ؟ در همين شبكه نور گفتند كه آقاي سربازي از ابدال بوده و هم او را ديده اند . كسي كه از ابدال باشد ، مشخصه خاصي كه ندارد . يك انسان عادي است ؛ اما مقامش طبق نظر اهل سنت ، مقام ابدال است .
آقاي سربازي مي گويد : ابدال وجود دارد و اهل سنت و جماعت هم به آن اعتقاد دارند . شما چطور به ابدال معتقد نيستي ، مگر شما اهل سنت نيستي ؟
بيننده :
ابدال بايد مشخصاتي داشته باشد و يك سري كار هاي خاصي را بتواند انجام دهد كه ديگران اين كار را نتوانند انجام دهند .
استاد يزداني :
يكي از مشخصات آن ها اين است كه صاحب فرزند نمي شوند . اتفاقا ما در تعريف ابدال گفتيم كه ابدال چه كساني هستند و چه كارهايي مي توانند انجام دهند را هم در كتاب هاي خود بيان كرده بودند .
مجري :
در حال حاضر گروهي از مخالفين در سوريه هستند كه نام گروه خود را « لواء ابدال الشام » گذاشته اند كه يا خود را از ابدال الشام مي دانند يا اين كه خود را از پيروان ابدال الشام مي دانند . در اين رابطه در جلسه گذشته كليپي را پخش كرديم كه در آن آقاي عبد العزيز خطيب در مسجدي در سوريه فرمايشاتي را در حضور آقاي شكري لحفي داشتند ، برخوردي را كه بعد از خواندن روايت داشتند اين بود كه ايشان از ابدال هستند .
استاد يزداني :
به هر حال مشخصه ظاهري ندارند ، طبق نظر اين ها افراد عادي هستند كه مقام ابدال را دارند و خداوند به خاطر اين ها باران مي بارد و به وسيله اين ها به مردم روزي مي دهند .
بيننده :
البته ما اهل سنت هم معتقديم كه انسان هاي خوب در اين دنيا وجود دارد .
استاد يزداني :
نه ، ابدال با انسان هاي خوب فرق مي كند . شما محمد عمر سربازي را مي شناسيد . ايشان در كتاب مجالس قطب الارشاد ، تأليف محمد عمر سربازي ، جلد اول :
سؤال شده كه آيا دنيا به وجود بركت ابدال است كه گردش مي كند ؟ ايشان جواب داده : اهل ظاهر ، غير مقلدين و سلفي ها به وجود قطب ها و غوث ها اعتقادي ندارند و مي گويند اين ها واهمه است و ثبوتي ندارند ؛ اما اهل سنت و جماعت اين درجات را از اولياء و بزرگان ثابت مي كنند .
شما اگر از اهل سنت هستيد ، بايد سخن آقاي سربازي را بايد بپذيري و اگر قبول نداري از اهل سنت نيستي .
بيننده :
ما اهل سنت هستيم ؛ اما اگر آقاي سربازي سخني را گفته كه براي ما حجت نيست .
استاد يزداني :
35 روايتي كه اكثر آن ها با سند صحيح نقل شده اند ، اين ها هم براي شما حجت نيست . آقاي بخاري ، احمد بن حنبل ، امام شافعي ، شمس الدين ذهبي ، ابن حجر عسقلاني ، بدر الدين عيني ، عبد الرئوف مناوي ، جلال الدين سيوطي ، و ده ها نفر از علماي شما كه به ابدال اعتقاد داشتند . به نظر شما اين ها از اهل سنت نبودند ؟
بيننده :
يك سري اعتقادات شخصي هستند ، ممكن است كه داشته باشند . من نمي گويم كه اعتقاد ندارند ؛ ولي مهم اين است كه اگر ابدالي وجود دارد ، اين همه مسلمان ها در دنيا زجر مي كشند ، چرا هيچ كمكي نمي توانند بكنند ؟
استاد يزداني :
اين ها سؤالاتي است كه آقاي سربازي و شافعي و احمد بن حنبل بايد پاسخگو باشند . ما كه نبايد ، پاسخگو باشيم .
بيننده :
شما خودتان اعتقاد به چنين مسأله اي اعتقاد داريد ؟
استاد يزداني :
بله ما به وساطت در فيض معتقديم و اعتقاد داريم كه حضرت حجه بن الحسن المهدي (عليه السلام) است .
بيننده :
دوباره كه همان مسأله پيش مي آيد كه اين ها همه پنهان هستند و نمي توان آن ها را ديد .
استاد يزداني :
مگر بايد حتما ظاهر باشند ؟ كسي گفته كه از علائم واسطه در فيض اين است كه بايد ظاهر باشد ؟
بيننده :
مثلا اگر كسي بگويد : يا علي ، انسان از او سؤال مي كند ؛ اما از اين ها كه نمي شود چيزي پرسيد؟
استاد يزداني :
از علائم واسطه در فيض و ابدال اين نيست كه حتما از او سؤالي پرسيد . بهم ترزقون و بهم تنصرون . اين در كتاب هاي خودتان بيان شده ؛ حتي جالب است كه ابن تيميه هم اين مطلب را در كتاب خود آورده بود . آقاي بن باز ، مفتي اعظم سابق عربستان سعودي ، گفته بود : ابن تيميه و ابن قيم از ابدال بودند . اين ها هيچ كدام نمي فهميدند يا اين كه يك حرف بيهوده و بي معنايي را بيان مي كردند ؟
بيننده :
مطلبي را كه شما مي گوييد ، اكثر اهل سنت از آن بي خبر هستند . شايد هم به خاطر اين كه آن را قبول نداريم ، زياد به دنبال آن نيستيم .
مجري :
منظور شما اين است كه چون ابدال را نمي بينيد ، آن ها را قبول نداريد ؟
بيننده :
نظر من اين است كه ابدال از پيامبران كه بالاتر نيستند ؛ پس چرا ديده نمي شوند ، در صورتي كه پيامبران ديده مي شدند .
استاد يزداني :
حضرت عيسي ، حضرت خضر ، حضرت الياس كه شما معتقديد آن ها زنده هستند ، آيا ديده مي شوند ؟ در اين قضايا ديدن شرط نيست .
بيننده :
حتي اگر زنده هم باشند كه كاري براي مردم انجام نمي دهند .
استاد يزداني :
كسي كه كار مي كند خداوند است و اوست كه كسي را واسطه فيض خود قرار داده است .
مجري :
آقاي محمد عمر سربازي مي گويد : كل دنيا به واسطه اين ها مي چرخد .
بيننده :
بنده همين را مي گويم زماني كه دنيا به واسطه اين ها مي چرخد و اين مقام را در نزد خداوند دارند ، چرا براي مسلمانان هيچ كاري انجام نمي دهند ؟
استاد يزداني :
به نظر شما چرا خداوند ، خودش ، هيچ كاري نمي كند ؟
بيننده :
چون خداوند كار هاي خودمان را به عهده خودمان قرار داده .
استاد يزداني :
خداوند گفته ابدال شما را به حال خودتان رها كنند تا با هم بجنگيد .
بيننده :
ما هم اعتقاد داريم كه اين ها نمي توانند كاري انجام دهند .
استاد يزداني :
پس خداوند هم نمي تواند كاري انجام دهد ؛ چون 1400 سال است كه مسلمان ها به جان هم افتاده اند و هيچ كاري نمي كند . به نظر شما بايد چه كاري انجام دهد ؟
مجري :
سؤال بنده از شما اين است كه چون شما آن ها را نمي بينيد و كاري نمي توانند انجام دهند . پس با اين دليل ساده عقلي بايد ابدال را زير سؤال برد . علماي شما چرا اين اعتقاد را بيان كردند ؟
استاد يزداني :
ابدال به اين معنا نيست كه اگر ابدالي وجود داشت ، مسلمان ها ديگر هيچ مشكلي ندارند . شما مطلب را اشتباه متوجه شديد .
بيننده :
منظور من اين نيست ، منظور من اين است كه شما مي فرماييد دنيا به وسيله اين ها مي چرخد .
استاد يزداني :
بنده نگفتم ، آقاي سربازي اين مطلب را بيان كردند . به نظر شما اگر كسي اين اعتقاد را داشته باشد ، مسلمان است يا كافر است ؟
بيننده :
نه ، كافر نيست .
استاد يزداني :
ابن تيميه گفته بود از يك طرف گفته از شريعت اسلام خارج است و كافر و مشرك مي شود و بايد توبه كند ، اگر توبه نكرد ، بايد كشته شود . از طرف ديگر هم معتقد به ابدال است .
بيننده :
اين كه پاسخ من نمي شود .
مجري :
برادر عزيز ! شما مسأله اي را از ما مي پرسيد ، كه ما نبايد پاسخگوي آن باشيم . ما به ابدال شما اعتقادي نداريم كه بخواهيم تالي فاسد هاي اين ابدال را پاسخ دهيم .
بيننده :
استاد يزداني فرمودند : ما اعتقاد داريم .
استاد يزداني :
من نگفتم كه به ابدال معتقد هستيم . ان شاء الله بحث ابدال را مفصل توضيح خواهيم داد و اين كه ما به چه چيزي معتقد هستيم . ما به چيزي به نام ابدال معتقد نيستيم ؛ بلكه ما معتقديم بعد از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) وصي است كه ما آن وصي را واسطه در فيض مي دانيم و اين مسأله را هم ثابت مي كنيم . پاسخ شبهات آن را هم مي دهيم .
اما آن ها چه كار مي كنند ، اين چهل نفر چطور با هم هماهنگ مي شوند كه باران بيايد . مثلا چهل نفر چگونه هماهنگ مي كنند كه يكديگر را ياري كنند ؟ آيا معصوم هستند يا نيستند ؟ اعتقادات اهل سنت مشكلات زيادي دارند .
مجري :
خود اهل سنت هم گفته اند كه برخي از پيامبران ممكن است در دار دنيا باشند ، وعندنا فهؤلاء باقون باجسامهم في الدار الدنيا .... اين عباراتي است كه اهل سنت در مورد برخي از پيامبران دارند . شما نبايد اين سؤال را از ما بپرسيد .
بيننده :
به خاطر لطفي كه به بنده داشتيد از شما تشكر مي كنم .
استاد يزداني :
بنده در يك جا گفتم ابن تيميه به ابدال اعتقاد داشته و در جاي ديگر گفتيم كه كفر مي داند . ما قبل از تماس بيننده ها از كتاب هاي خودش نشان داديم كه معتقدين به ابدال را گفته بود از شريعت خارج ، كافر و ضال و مضل هستند . الان مطلبي را از خود ابن تيميه از همين كتاب مجموع فتاوا نشان مي دهيم كه به ابدال معتقد بوده است . كتاب مجموع فتاوي ، تأليف ابن تيميه ، به دستور ملك فهد چاپ شده ، در جلد 3 ، صفحه 159 :
ايشان بين شيعيان و اهل سنت قياس مي كنند و مي گويد :
شيعيان اصلا درست نيستند . اهل سنت است كه بهتر هستند به دلائلي كه ذكر مي كند و يكي از آن ويژگي ها اين است :
وفيهم الابدال ، الائمة الذين اجمع المسلمون علي هدايتهم ودرايتهم ...
در ميان اهل سنت ابدال وجود دارد ، ابدالي كه امام هستند و همه مسلمين بر هدايت و درايت آن ها اجماع دارند.
ابن تيميه ، مجموع فتاوا ، ج 3 ، ص 159
آقاي ابن تيميه ! شما كه در جلد ديگري از همين كتاب گفته بوديد : كساني كه به ابدال معتقد باشند ، خارج از شريعت و كافر است . شما در اين جا چه مي گوييد ؟ پس ابن تيميه اي كه به ابدال معتقد است ، كافر و خارج از اسلام است .
در كتاب شرح العقيده الواسطيه ( نويسنده عقيده واسطيه ابن تيميه است ) تأليف دكتر سالم بن فوزان بن عبد الله الفوزان ( از علماي حال حاضر عربستان سعودي ) همين مطلب را بيان مي كند :
وفيهم الابدال ...
اهل سنت بهتر هستند ؛ چون در ميان آن ها ابدال است .
فوزان ، دكتر سالم بن فوزان بن عبد الله ، شرح عقيده الواسطيه
ما شيعيان كه ابدال نداريم ؛ پس هر كس معتقد به ابدال باشد ، كافر است . (اين نظر ابن تيميه است )
باز در صفحه 203 از همين كتاب نويسنده توضيح مي دهد كه فيهم الابدال به چه معناست ؟
وفيهم الابدال وهم الاولياء والعباي سموا بذلك . قيل : لانهم كلما مات منهم احد ابدال بآخر وفي رواية احمد انهم اصحاب الحديث .
مقصود از ابدال اين است كه اولياء و كساني هستند كه زياد عبادت مي كننند . به اين عنوان نامگذاري كرديم كه هر زمان يكي از ابدال بميرد ، خداوند براي او جايگزيني را قرار مي دهد . از احمد بن حنبل روايت شده كه ابدال از اهل حديث هستند .
فوزان ، دكتر سالم بن فوزان بن عبد الله ، شرح عقيده الواسطيه ، ص 203
اهل حديث همه از ابدال هستند ؛ پس همه كافر هستند .
باز در همين مجموع فتاوا ، جلد 21 ، صفحه 252 مي گويد :
ابدال سي نفر هستند و همه آن ها وجود دارند .
ابن تيميه ، مجموع فتاوا ، ج 21 ، ص 252
در جلد 23 ، صفحه 102 مي گويد :
وكما قال في صفة الابدال : بهم يرزقون و بهم تنصرون .
همان جايي كه گفته بود هر كس به ابدال معتقد باشد ، كافر و سخنش باطل است . در اين جا گفته كه به واسطه ابدال خداوند روزي مي دهد و به وسيله آن ها مسلمانان را ياري مي كند .
ابن تيميه ، مجموع فتاوا ، ج 23 ، ص 102
بنده نفميدم كه بالاخره ابن تيميه ابدال را قبول دارد يا اين كه ندارد . توسل و استغاثه را قبول دارد يا ندارد . در يك جا معتقدين به توسل و استغاثه معتقد باشند ، كافر و مشرك هستند و در جاي ديگر خودش توسل مي كند .
بنابراين مشكل از طرف خود اين ها است كه اين همه تناقض گويي در يك كتاب دارند .
بيننده : مهدي از قم ـ شيعه
بنده امروز برنامه يكي از شبكه هاي وهابي را نگاه مي كردم كه از حرف هاي آن ها در مورد عايشه و پيامبر (صلي الله عليه و آله) بسيار تعجب كردم . آن ها اين مطالب را از كجا مي آورند و واقعا چطور مي توانند چنين نسبت هايي را به رسول خدا (صلي الله عليه و آله ) مي دهند .
مجري :
از شما استاد يزداني و هم چنين از شما بينندگان عزيز تشكر مي كنيم كه تا اين لحظه ما را همراهي كرديد .
اللهم عجل لوليك الفرج
يا علي مدد
خدا يار و نگهدارتان