کد مطلب:106194 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:286

جاذبه ي فوق العاده نهج البلاغه











[صفحه 29]

پيروان اهل سنت و علماي شيعه و ساير دانشمندان اسلامي و علما و دانشمندان مسحيحي و تمام كساني كه با نهج البلاغه سر و كار داشته اند و آن را با دقت مطالعه نموده اند بدون استثناء از جاذبه ي نيرومند نهج البلاغه سخن گفته اند و خود را تحت تاثير و نفوذ آن ديده اند. اين كشش و جاذبه ي نيرومند كه در خطبه ها و نامه ها و كلمات قصار امام علي عليه السلام محسوس است انگيزه ي اصلي گروهي از دانشمندان براي شرح نهج البلاغه يا نوشتن كتاب و مقاله درباره ي شخصيت علي عليه السلام بوده است.

و ما ذيلا به مهمترين دلائل روشن اين جاذبه مي پردازيم:

1- جذبه هاي اخلاقي و عرفاني نهج البلاغه به گونه ايست كه ارواح تشنه را با آب زلال معرفت سيراب مي كند. در بسياري از خطبه ها از جمله خطبه ي اول و خطبه ي (91) خطبه ي اشباح هنگامي كه سخن از شناسائي خدا و جاذبه ي صفات جمال و جلال او است گفتارش چنان اوج مي گيرد كه خواننده احساس مي كند بر بال و پر فرشتگان سوار شده است و به دور دست ترين نقاطي كه انديشه ي انساني از آن فراتر نتواند رفت عروج مي كند. و چهره ي يك فيلسوف بزرگ الهي در نظرش مجسم

[صفحه 30]

مي گردد كه ساليان دراز همه وقت سخن از توحيد گفته و آن چنان خدا را معرفي مي كند كه انسان با چشم دل او را همه جا، در آسمانها، در زمين و درون جان خود حاضر مي بيند و روحش سرشار از انوار معرفت الهي مي گردد.

2- در نهج البلاغه همه جا سخن از همدردي با طبقات محروم و ستمديده ي انسانها است همه سخن از مبارزه با ظلم و بي عدالتي و بيدادگريهاي استثمارگران و طاغوتها است، همه جا سخن از بسط و گسترش عدالت اجتماعي و رفع هر گونه ظلم و تبعيض است، همه جا سخن از قسمت عادلانه و بالسويه بيت المال و برتر نبودن خويشاوندان در آن است، تا آنجا كه در خطبه ي (224)[1] مي خوانيم هنگامي كه عقيل (برادر آن حضرت) تقاضاي يك صاع (3 كيلو) از گندم بيت المال بيش از حقش را نمود با آهن گداخته شده پاسخ شنيد!!!

اميرالمومنين علي عليه السلام هشدار مي دهد كه هر جا نعمتهاي فراواني روي هم انباشته شده است حقوق از دست رفته اي در كنار آن به چشم مي خورد «ما رايت نعمه موفوره الا و بجنبها حقا مضيعا».[2].

3- نهج البلاغه همه جا در مسير آزادي انسان از زنجيرهاي اسارت هوا و هوس كه او را به ذلت و بدبختي مي كشاند و همچنين اسارت

[صفحه 31]

ستمگران خودكامه و طبقات مرفه و پر توقع، گام برمي دارد و از هر فرصتي براي اين هدف مقدس استفاده مي كند و در خطبه ي شقشقيه (خطبه ي 3) هشدار مي دهد كه در بازگرداندن روح آزادي و مساوات و عدالت كمترين انعطافي نبايد نشان داد بلكه براي همين امر مقام والاي حكومت را پذيرفته است.

4- «نهج البلاغه» و سخنان علي عليه السلام در اعماق جان سالكان راه حق نفوذ مي كند و در آن تاثير وصف ناپذيري به وجود مي آورد، مانند (همام) آن مرد زاهد و عارفي كه از مولاي متقيان تقاضاي بيان اوصاف متقين را نمود- ابتداء حضرت امتناع ورزيد، ولي او اصرار نمود- امام علي عليه السلام آن خطبه ي عجيب و بي نظير و بي مانند را بيان فرمود و بيش از يكصد صفت از صفات متقين را براي او برشمرد، او پس از شنيدن آن خطبه صيحه اي زد و بر زمين افتاد و از دنيا رفت.[3].

اينگونه نفوذ سخن چيزي است كه در تاريخ سابقه ندارد.

آنگاه امام علي عليه السلام فرمود: «اما والله لقد كنت اخافها عليه- ثم قال- اهكذا تصنع المواعظ البالغه باهلها؟» آه به خدا سوگند من از اين حادثه بر او مي ترسيدم آيا موعظه هاي رسا و نيكو به كساني كه اهليت دارند اين چنين تاثير مي گذارد؟!!!

[صفحه 32]

سيد رضي قدس سره كه خود يكي از ادباي مشهور عرب به شمار مي آيد پس از نقل برخي از خطبه ها تعبيراتي دارد كه نشان مي دهد تا چه حد مردم با شنيدن اين خطبه ها مفتون و مجذوب مي شدند و يا خود او تحت تاثير امواج نيرومند جاذبه ي آن قرار گرفته است.

از جمله: (الف) در ذيل خطبه ي 83 (خطبه ي غراء) مي گويد: «و في الخبر انه لما خطب بهذه الخطبه اقشعرت له الجلود و بكت العيون و رجفت القلوب» در خبر آمده است، هنگامي كه علي عليه السلام اين خطبه را ايراد فرمود، بدنها به لرزه درآمده، چشمها گريان شدند و دلها به اضطراب و تپش افتادند.[4].

(ب) در ذيل خطبه ي 289 مي گويد: «اگر سخني باشد كه مردم را به سوي زهد بكشاند و به عمل كردن براي آخرت وادار سازد، همين سخن است كه مي تواند دلبستگي انسان را از آرزوهاي طولاني قطع كند و جرقه بيداري و آگاهي و نفرت از اعمال زشت را در دل او بيفروزد».

ابن ابي الحديد معتزلي در شرح خطبه ي (109) مي گويد: «تاثير و جاذبه ي اين خطبه چنان است كه اگر آن را بر انسان بي دين و ملحدي كه مصمم است رستاخيز و قيامت را با تمام قدرت نفي كند بخوانند

[صفحه 33]

قدرتش درهم مي شكند و دلش را در وحشت فرومي برد و اراده ي منفي او را تضعيف مي كند و تزلزل در بنياد اعتقاد او ايجاد مي نمايد. پس خداوند بزرگ گوينده اش را از اين خدمت به اسلام جزاي خير دهد، بهترين جزايي كه به وليي از اوليايش داده است، چه جالب بود ياريش براي اسلام، گاه با دست و شمشير و گاه با زبان و بيان و گاه با قلب فكرش آري او «سيد المجاهدين و ابلغ المواعظين و رئيس الفقهاء و المفسرين و امام اهل العدل و الموحدين» است(آقا و سرور مجاهدان، بهترين واعظان، رئيس فقيهان و مفسران و امام اهل عدل و موحدان مي باشد).[5].

[صفحه 35]


صفحه 29، 30، 31، 32، 33، 35.








    1. نهج البلاغه، خطبه ي 224، ص 360، چاپ دارالثقلين- قم.
    2. نهج البلاغه.
    3. نهج البلاغه، خطبه ي 193 (خطبه ي متقين) ص 317 -313 چاپ درالثقلين- قم.
    4. نهج البلاغه، خطبه ي 83، ص 111 -99 چاپ دارالثقلين قم.
    5. شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج 7، صفحه ي 202.