کد مطلب:106195 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:236

اسناد نهج البلاغه











[صفحه 37]

گرچه سيد رضي رحمه الله تمام «نهج البلاغه» (خطبه ها، نامه ها و كلمات قصار) را جهت اختصار به صورت روايت «مرسل» گردآوري كرده، يعني اسنادي كه آنها را به طور متصل به اميرالمومنين علي بن ابي طالب عليه السلام برساند ذكر نكرده است و همين ارسال و حذف اسناد خطبه ها سبب شده كه برخي در آن تشكيك كنند مخصوصا آنها كه تصور مي كردند وجود «نهج البلاغه» به خاطر محتواي مستدل و بسيار عالي آن ممكن است سندي بر حقانيت مذهب شيعه و دليلي بر فضيلت و برتري امام علي عليه السلام بر تمام صحابه گردد. و اين را بهانه و دستاويزي براي منزوي ساختن اين كتاب ارزشمند در افكار عمومي مسلمانان قرار دادند.

ولي از آنجا كه «نهج البلاغه» داراي متني قوي و محتوائي عالي است خوشبختانه اين وسوسه ها تاثيري در افكار انديشمندان اسلامي نگذاشته و علماي اسلام (اعم از شيعه و سني) زبان به توصيف و ستايش آن گشوده و اسرار و دقائق آن را تبيين كرده اند و همچنانكه قرآن كريم را مفسران زيادي تفسير كرده و مترجمان بسياري آن را به

[صفحه 38]

زبانهاي گوناگون ترجمه نموده اند، «نهج البلاغه» را نيز بسياري از علماي شيعه و اهل سنت شرح داده اند و به زبانهاي متعددي ترجمه شده است.

هر كس در خطبه ها، نامه ها و كلمات قصار نهج البلاغه دقت كند و در مضامين آن بينديشد و به گوشه اي از اسرار آن آگاه شود، اعتراف خواهد نمود كه اينها سخن يك انسان معمولي نيستند، اينها سخناني است شبيه سخنان پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و سلم و يا شخصيتي همانند او. و به همين جهت درباره ي آن گفته شده «برتر از كلام مخلوق و پائين تر از كلام خالق است». از آنچه گذشت به اين نتيجه مي رسيم كه:

محتواي عالي و قوت مضامين نهج البلاغه دليل روشن بر صدور آن از اميرالمومنين علي بن ابي طالب عليه السلام است و به مقتضاي «آفتاب آمد دليل آفتاب» در صحت انتساب آن به آن حضرت هيچگونه شك و ترديد نخواهيم كرد.

چه كسي احتمال مي دهد كه يك فرد عادي يا دانشمندي توانا آنها را جعل كرده و به آن حضرت نسبت داده باشد؟! زيرا اگر آن شخص اهل تقوي باشد اين كار حرام و خلاف شرع را هرگز مرتكب نخواهد شد و اگر اهل تقوي نباشد، در اين كار چه سودي عائد او مي گردد؟!! بلكه اگر كسي توانائي انجام جنين كار مهمي را داشته باشد قطعا آن را به خودش نسبت مي دهد كه افتخاري بس بزرگ براي خود و فرزندانش

[صفحه 39]

خواهد بود!! و بدين وسيله بر تمام خطبا و فصحاي عالم برتري خواهد جست.

از آن گذشته با شناختي كه از شخصيت و وثاقت و تقوا و بزرگي مقام سيد رضي رحمه الله داريم مي دانيم تا او «خطبه ها، نامه ها و كلمات قصار» را در منابع معتبر نديده و يا از اشخاص موثق و مورد اعتماد نشنيده باشد محال است اينگونه قاطعانه آنها را به اميرالمومنين علي بن ابي طالب عليه السلام نسبت دهد!!! او در سر تا سر نهج البلاغه به طور قطع و يقين مي گويد: «و من خطبه له عليه السلام» از خطبه هاي آن حضرت است «و من كتاب له عليه السلام» از نامه هاي آن حضرت است «و من كلام له عليه السلام» از سخنان آن حضرت است.

چگونه ممكن است دانشمندي پارسا و متقي و عالمي بزرگوار همچون سيد رضي رحمه الله سخناني را به جد بزرگوارش و امام معصومش نسبت دهد بدون اينكه اسناد معتبر و موثقي براي آن پيدا كرده باشد؟!!!


صفحه 37، 38، 39.