کد مطلب:106196 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:211

اسناد نهج البلاغه از ديدگاه ابن ابي الحديد معتزلي











ابن ابي الحديد معتزلي يكي از علماي بزرگ اهل سنت در كتاب شرح نهج البلاغه (جلد 10 صفحه ي 127) مي گويد: بسياري از سران اهل هوا و هوس ادعا مي كنند كه قسمت اعظم خطبه هاي نهج البلاغه سخناني است كه توسط برخي از فصيحان شيعه از جمله سيد رضي رحمه الله

[صفحه 40]

انشا گرديده و به امام علي عليه السلام نسبت داده شده و در حقيقت سخن او نمي باشد.!!!

اينگونه افراد كساني هستند كه چشمانشان در اثر عصبيت و عناد كور گشته و از صراط مستقيم منحرف شده اند و هيچگونه اطلاع و آشنائي با شيوه هاي سخن گفتن ندارند و من با مختصر سخني اشتباه آنان را روشن مي نمايم و مي گويم:

شما كه در نهج البلاغه تشكيك مي كنيد، از دو حال خارج نيست يا اينكه مي گوئيد تمام نهج البلاغه ساخته ي ديگران است، يا برخي از آن:

(صورت اول) قطعا باطل است چونكه صحت اسناد بعضي از آن به اميرالمومنين عليه السلام به تواتر ثابت شده است و ما به آن يقين داريم. و تمام يا اكثر محدثان و تاريخ نويسان غير شيعه بسياري از خطبه هاي نهج البلاغه را نقل كرده اند و چونكه شيعه نيستند نمي توان به آنها غرض ورزي خاصي را نسبت دهيم. (و اما صورت دوم) و ادعاي اينكه بخشي از نهج البلاغه گفته هاي امام علي عليه السلام نيست، اين احتمال نيز نادرست است زيرا كسي كه با سخنراني و خطابه مانوس باشد و ذوق ادبيات عربي داشته و از علم بيان چيزي بداند حتما ميان كلام فصيح و غير آن و همچنين ميان كلام فصيح و فصيح تر فرق مي گذارد و اگر كتابي به دستش رسد كه در آن سخنان جمعي از گويندگان مشهور يا سخنان فقط دو نفر از آنان نوشته

[صفحه 41]

شده باشد حتما ميان آن دو سخن فرق مي گذارد و شيوه ي سخن گفتن هر كدام را مي شناسد، مثلا اگر در لابه لاي ديوان شعر ابي تمام كسي ابياتي را از پيش خود اضافه كند، افراد با ذوق و شعر شناس به راحتي آن اشعار دخيل را تشخيص مي دهند. و اگر شما در نهج البلاغه دقت كنيد خواهيد ديد تمام آن همچون آب زلال واحد و با يك شيوه و يك نفس گفته شده و همانند جسم بسيطي است كه ماهيت تمام اجزاء آن يكسان است.

نهج البلاغه نظير قرآن عزير اول آن همانند وسطش و وسط آن همچون آخرش و هر آيه اي از آن در فن فصاحت و راه و روش و نظم سخنراني همچون ديگر آيات و سوره ها است و اگر برخي از خطبه هاي نهج البلاغه ساختگي و فقط قسمتي از آن، سخنان علي عليه السلام بود هرگز اينگونه يكنواخت نبود.

بنابراين با اين دليل واضح و روشن ثابت شد كساني كه گمان مي كنند تمام نهج البلاغه يا بخشي از آن ساختگي است، در گمراهي به سر مي برند.

از آن گذشته اگر ما اين معني را بپذيريم و در نهج البلاغه تشكيك كنيم ديگر هيچ اطميناني به هيچ حديثي پيدا نخواهيم كرد و در همه چيز و هر نقلي اين احتمال خواهد آمد كه نادرست باشد و ساخته ي شخصي يا اشخاص ديگري بوده و به پيامبر يا يكي از خلفا به دروغ نسبت داده

[صفحه 42]

شده است و هر پاسخي را كه اين گوينده نسبت به احاديث پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم و يا يكي از اصحاب مي دهد، ياوران علي عليه السلام مي توانند به همان دليل استدلال كنند در نسبت دادن نهج البلاغه و غير آن به اميرالمومنين عليه السلام اين مطلب بسيار واضح و آشكار است».


صفحه 40، 41، 42.