کد مطلب:106201 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:290

شبهه ي 002











طولاني بودن برخي از خطبه ها و نامه هاي نهج البلاغه مانند خطبه ي اشباح و خطبه ي قاصعه و عهدنامه ي مالك اشتر و... و چونكه چنين سخنرانيها و نامه نگاريهاي طولاني در صدر اسلام مرسوم نبوده بنابراين در انتساب آن به اميرالمومنين عليه السلام تشكيك مي شود.[1].

پاسخ:

طولاني بودن سخنراني و يا كوتاه بودن آن و همچنين هميشه يكنواخت صحبت كردن، چيزي نيست كه نياز به حديث و دستورالعمل صحبت كردن، چيزي نيست كه نياز به حديث و دستورالعمل داشته باشد و در صدر اسلام سخنرانان همه رقم سخن مي گفتند برخي بيشتر طولاني و كمتر كوتاه و برخي برعكس آن و اين

[صفحه 64]

شخص سخنران بوده كه بر اطاله ي سخن يا كوتاه سخن گفتن برحسب شرايط تصميم مي گرفته است.

و حتي خود كساني كه اين شبهه را مطرح كرده اند به اين حقيقت معترفند كه هيچ دليلي بر نفي خطبه هاي طولاني ندارند و مي گويند:

«ما هيچ وقت نمي گوئيم كه طولاني بودن خطبه به اين اندازه از نظر عقلي ممنوع است...»

بلكه «جاحظ» در (البيان و التبيين ج 1 ص 50) مي گويد: «روايت كرده اند كه قيس بن خارجه بن سنان، روزي از صبح تا شب خطبه خواند و هيچ يك از سخنانش تكراري نبود نه در لفظ و نه در معني».

زكي مبارك در «النثر الفني» جلد 1 ص 59 مي گويد: سحبان وائل[2]. همان سخنراني كه طولاني بودن سخنرانيهايش معروف بوده و گاهي نصف روز سخنراني مي كرده و در عين حال خطبه هاي كوتاهي نيز از او نقل شده است.

بنابراين خطيبان- در صدر اسلام و پس از آن تا زمان حاضر- طبق فطرت و بر اساس شرايط زماني و مكاني بر اطاله ي سخن يا كوتاهي آن تصميم مي گرفتند.

خطبه ها و نامه هاي علي بن ابي طالب عليه السلام نيز همين گونه بوده است

[صفحه 65]

گاهي همچون عهدنامه ي مالك اشتر در اثر شرايط حاكم بر مصر مصلحت بر اطاله ي سخن است و گاهي شرايط اقتضا مي كند كه كوتاه سخن گويد.

و جاحظ مي گويد: «عمر اهل خطبه هاي طولاني نبود و صاحب خطبه هاي طولاني علي بن ابي طالب است» پس اين شبهه و اشكال نيز نادرست است.


صفحه 64، 65.








    1. نقل از «اثر التشيع الادب العربي»، ص 66.
    2. يكي از سخنرانان معروف زمان معاويه كه در شام مي زيست.