کد مطلب:106203 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:260

شبهه ي 004











در نهج البلاغه سخن از- وصايت و وصيت- و وصي بودن علي بن ابي طالب عليه السلام آمده است و اين گونه واژه ها تنها در سخنان سيد رضي است و قبل از او به كار نمي رفته و اين خود دليل آن است كه نهج البلاغه به علي بن ابي طالب عليه السلام نسبت داده شده است و از سخنان او

[صفحه 69]

نمي باشد.[1].

پاسخ:

موضوع وصيت كردن پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم و وصي بودن اميرالمومنين علي بن ابي طالب عليه السلام مطلب مشهوري است ميان مردم قبل از زمان سيد رضي رحمه الله و پس از آن زمان.

و در اغلب كتب تفسير و حديث و تاريخ و كلام و شعر از آن نام برده شده است و موضوعي نيست كه بر كسي پوشيده باشد.

علامه ي اميني قدس سره در يازده جلد كتاب الغدير شعراء الغدير را از زمان خود رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم تا اين زمان گردآوري كرده و حديث غدير متواتر ميان شيعه و اهل سنت- و مورد قبول تمام مسلمانان- يكي از قوي ترين ادله وصي بودن علي عليه السلام است.

اگر در اسلام بر هر مسلمان لازم است نسبت به مال و ثروت و ديون خود وصيت كند و وصي تعيين نمايد- تا آنجا كه در صحيح بخاري (ج 3 ص 2) و صحيح مسلم (ج 4 ص 10) آمده است كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: «هيچ مسلماني- اگر ثروتي داشته باشد- حق ندارد دو شب بر او بگذرد مگر آنكه وصيتش را نوشته و نزدش باشد».

[صفحه 70]

و در صحيح مسلم افزوده: ابن عمر گفت: از آن زماني كه اين حديث را از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم شنيدم شبي بر من نگذشت مگر آنكه وصيتم نزدم بود.

- پس چرا وصيت را نسبت به خلافت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم و شريعت ماندگار اسلام و آنچه موجب تامين سعادت دنيا و آخرت مسلمانان است انكار كنيم بويژه آنكه مردم قدرت تشخيص و انتخاب آن فرد صالح و شايسته اي جانشيني پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم و زعامت مسلمين را ندارند. پس بناچار بايد رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم با انتخاب خداي متعال كه «علام الغيوب» است جانشين و خليفه ي پس از خود را تعيين كند و اماماني (همچون خود پيامبر اسلام) معصوم از هر گونه گناه و خطا تا روز قيامت پرچم داران اسلام و مفسران قرآن و مبيان احكام الهي و شريعت آسماني بوده باشند.

آيا معقول است گفته شود ابوبكر از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم به مصالح امت اسلامي آگاه تر بوده لذا وصيت كرد كه عمر پس از او خليفه ي مسلمانان باشد؟

آيا ممكن است بگوئيم «عائشه» ام المومنين از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم نسبت به مصالح مسلمانان دلسوزتر بوده لذا به عبدالله بن عمر مي گويد: فرزندم سلام مرا به پدرت برسان و به او بگو امت محمد را بدون سرپرست نگذارد و كسي را به جانشيني خود تعيين كند چونكه من مي ترسم اگر آنها را به حال خود رها سازد دچار فتنه و آشوب شوند.

[صفحه 71]

«الامامه و السياسه» تاليف ابن قتيبه دينوري، ج 1 ص 22.

آيا عبدالله بن عمر مثل ترك جانشين را بهتر از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم مي داند ابن سعد در (طبقات ج 3 ص 249) از عبدالله بن عمر نقل مي كند كه به پدرش گفت: كسي را به جانشيني خود تعيين كن، عمر گفت: چه كسي را خليفه ي خود بگردانيم؟ عبدالله گفت: تلاش كن كسي را پيدا كني تو كه خداي آنها نيستي ؟ آيا اين چنين نيست كه اگر تو سرپرست زمينهاي كشاورزي خود را فراخواني، آيا دوست نداري كسي را به جانشيني خود بگمارد تا زماني كه به آجا بازگردد؟ عمر گفت: آري عبدالله بن عمر گفت: آيا اگر چوپان گوسفندانت را فراخواندي، آيا دوست نداري كسي را به جانشيني خودش تعيين كند تا زماني كه برگردد؟ لذا عمر تصميم گرفت شوراي شش نفري جهت انتخاب رهبر تشكيل دهد.

آيا معاويه بن ابي سفيان ترس آن را دارد كه امت محمد را همچون گوسفنداان بدون شبان رها كند و لذا به جانشيني يزيد وصيت مي كند؟ ولي رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم نسبت به آينده ي امت خود بي تفاوت بود و اين ترس را نداشت؟ «تاريخ طبري، ج 6، ص 170».

آيا ممكن است رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم اسلام نوپا و امت مسلمان را رها ساخته باشد و آنان را همچون گوسفندان بدون شبان به حال خود واگذاشته باشد؟ هرگز بلكه او به فرمان خدا وصيت كرده و جانشين

[صفحه 72]

خود را تعيين نموده.

خداوند متعال به رسولش مي فرمايد:

(يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته...).

«اي پيامبر آنچه از جانب پروردگار به سوي تو نازل شده ابلاغ كن و اگر نكني پيامش را نرسانده اي و خدا تو را از گزند مردم نگاه مي دارد...»[2].

اگر بخواهيم در اينجا احاديثي را كه در مورد وصيت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم به علي بن ابي طالب عليه السلام آمده است ذكر كني و در اين باره به تفصيل سخن گوئيم دهها جلد كتاب خواهد شد ولي به عنوان نمونه به ذكر يك حديث و به قطره يا از دريا اكتفا مي كنيم:

ابن شهرآشوب در «مناقب آل ابي طالب» ج 3 ص 47 به نقل از كتاب «الولايه» تاليف محمد بن جرير طبري روايت مي كند كه سلمان فارسي گفت: به رسول خدا صلي الله عليه و آله و سمل گفتم يا رسول الله هيچ پيامبري نبوده جز آنكه وصي و جانشين داشته، پس وصي و جانشين شما كيست؟ فرمود: وصي و خليفه من و بهترين كسي كه من پس از خود به جا مي گذارم آنكه ديون مرا مي پردازد و به وعده ها من عمل مي كند (اگر

[صفحه 73]

به كسي وعده داده ام كه به او چيزي را بدهم او آن را خواهد داد) علي بن ابي طالب است.

محقق ارجمند جناب آقاي سيد عبدالزهراء حسيني خطيب در كتاب ارزشمند «مصادر نهج البلاغه و اسانيده» (ج 162 -142) بيش از هفتاد حديث از كتابهاي اهل سنت نقل كرده كه در آن لفظ وصي و وصايت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم به علي بن ابي طالب عليه السلام آمده است.

و همچنين علامه اميني قدس سره در كتاب معتبر «الغدير» نام دهها كتاب را كه تاليف برخي از آنها پيش از تولد سيد رضي رحمه الله بوده از قرن اول هجري تاكنون به نام «الوصيه» و «الولايه» تاليف شده ذكر نموده است.

آيا بعد از اين همه احاديث اشعار و كتابهايي كه قبل از زمان سيد رضي رحمه الله و پس از آن پيرامون وصيت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم آمده است هيچ عاقلي به خود اجازه مي دهد كه چنين شبهه اي را مطرح كند و بگويد: نهج البلاغه سخنان سيد رضي است چونكه او اول كسي است كه از وصيت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم به علي بن ابي طالب عليه السلام سخن گفته.[3].

[صفحه 74]

بنابراين، اين شبهه نيز ناتمام است.


صفحه 69، 70، 71، 72، 73، 74.








    1. «اثر التشيع في الادب العربي»، ص 56 و «الامام علي» تاليف احمد زكي صفوت ص 131.
    2. سوره ي مائده، آيه ي 67.
    3. 1- البته پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم با وصي و جانشين خود اين عهد و پيمان را بسته بود كه آماده ي پيمان شكني و خيانت امت باشد و اينكه امامت او را نخواهند پذيرفت.

      خطيب بغدادي در تاريخ بغداد (ج 11 ص 216) به سند خود از اميرالمومنين عليه السلام نقل كرده كه فرموده: «از آنچه پيامبر با من عهد كرده اين است كه پس از من به تو خيانت خواهد شد (مما عهد الي النبي صلي الله عليه و آله و سلم ان الامه ستغدر بك من بعدي) حاكم در مستدرك ج 3 ص 142 -140 پس از نقل اين حديث آن را صحيح شمرده است و حديث ديگري را نقل كرده كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم به علي عليه السلام فرمود: «پس از من مشكلات فراواني خواهي داشت علي عليه السلام گفت: آيا دينم سالم خواهد بود؟ فرمود: «آري همراه با سلامت دينت مي باشد» حاكم و ذهبي اين حديث را صحيح شمرده اند.

      علامه ي اميني رحمه الله در «الغدير» ج 7 ص 173، از «كنوز الدقائق» تاليف مناوي ص 188 نقل كرده كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم به علي عليه السلام فرمود: يا علي پس از من تو گرفتار خواهي شد ولي با آنان نجنگ.

      براي اطلاع بيشتر به كتابهاي ذيل مراجعه شود: «المراجعات» تاليف سيد شرف الدين «اصل الشيعه و اصولها» تاليف كاشف العظاء، «عقائد الاماميه» تاليف محمد رضا مظفر، «ثم اهتديت» تاليف تيجاني و...