کد مطلب:106204 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:261

شبهه ي 005











در نهج البلاغه با دقت تمام اوصاف طاووس، مورچه، خفاش و... بيان شده و اصطلاحات فلسفي همچون (اين) و (كيف) و مانند آن به كار رفته و علما و ادبا وشعرااي صدر اسلام از اين معاني دقيق و اصطلاحات جديد چيزي نمي دانستند و مسلمانان پس از ترجمه ي كتابهاي حكمت و داستانهاي يونان و فارس- در دوران عباسي- آنها را آموختند.

[صفحه 75]

و اينگونه خطبه ها به زمان سيد رضي رحمه الله بيشتر متناسب است تا زمان اميرالمومنين عليه السلام.[1].

پاسخ:

كساني كه اين شبهه را مطرح كرده اند هيچ دليل علمي بر آن ندارند آيا مي توان گفت كه دقت تخيل و زيبائي توصيف، منحصر به اين قوم و يا آن قوم است؟ آيا اشعار عرب جاهلي و صدر اسلام مملو از اينگونه دقتها و تخيلات نيست؟ آيا كسي كه از كودكي ملازم پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم بوده و در هر زمان و هر مكاني هر آيه اي كهر بر رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم نازل مي شد آن را به خوبي فرا مي گرفته و تفسير آن را از آن حضرت مي آموخته و كلمات حكيمانه ي پيامبر را مي شنيده، بر ديگران برتري ندارد؟ آيا كسي كه همه روزه سحرگاهان يك ساعت اختصاصي داشته كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم اسرار الهي را به او مي آموخته، همانند ديگران است؟[2].

البته ممكن است گفته شود ما مي پذيريم كه خطبا و شعراي جاهليت و صدر اسلام در اثر ذوق سرشار توان توصيف اسب و شتر و حتي مورچه و ملخ را داشتند، ولي از كجا مي توانستند طاووس را

[صفحه 76]

توصيف كنند با اينكه در مدينه طاووسي وجود نداشت و چگونه اميرالمومنين عليه السلام در خطبه ي 165 در توصيف طاووس و كيفيت جفت گيري آن مي فرمايد: «احيلك من ذلك علي معاينه...» من تو را از چيزي كه بالعيان ديده ام خبر مي دهم و بر شنيده ها حواله نمي دهم.

ابن ابي الحديد در شرح نهج البلاغه ج 9 ص 270 در پاسخ به اين اشكال مي گويد: «اگر چه در مدينه طاووس نبوه، ولي در كوفه كه پايتخت اسلام شده بود و از تمام نقاط جهان همه چيز به آنجا آورده مي شد، چرا در آنجا طاووس نباشد و با بودن يك جفت نر و ماده مشاهده ي جفت گيري آنها كار دشواري نيست».

بلكه همچنانكه متعال به اولين پيامبر آدم ابوالبشير اسماء و خواص اشياء را آموخت به آخرين پيامبر نيز حقائق امور و علوم اولين و آخرين را تعليم داد و آن حضرت آنها را به وصي خود منتقل ساخت و او را به عنوان دروازه ي شهر علم خويش به مردم معرفي كرد و فرمود: «انا مدينه العلم و علي بابها» بنابراين هيچ مانعي ندارد كه اميرالمومنين علي عليه السلام از چيزهايي همچون كسي كه با چشم خود ديده خبر دهد و از آن به تفصيل سخن گويد در حالي كه ديگران هيچ اطلاعي از آن ندارند.

بنابراين، اين شبهه نيز ناتمام است.

[صفحه 77]


صفحه 75، 76، 77.








    1. مقدمه شيخ محيي الدين عبدالحميد بر شرح نهج البلاغه شيخ محمد عبده.
    2. «خصائص اميرالمومنين علي بن ابي طالب- كرم الله وجهه-»، ص 168، باب 37 حديث 1، (چاپ دارالثقلين- قم).