کد مطلب:106208 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:253

شبهه ي 009











درك اوضاع اجتماعي و توجه به نقاط ضعف دستگاههاي حكومتي و انتقاد از شرايط حاكم، در آن زمانها متعارف نبوده بلكه در زمانهاي بعد مرسوم و متعارف شده و در خطبه هاي نهج البلاغه از حاكمان و وزيران و واليان و قضات و علما با تعبيرهاي گوناگون انتقاد شده و بر شيوه ي حكومت و رفتار واليان و تبعيض در تقسيم بيت المال و جهل قضات به شدت اعتراض شده است و به همين دليل نهج البلاغه سخنان علي بن ابي طالب عليه السلام نمي باشد.[1].

پاسخ:

گر چه تمام شبهه هايي كه پيرامون نهج البلاغه مطرح شده نادرست مي باشد، ولي اين شبهه از تمام آن شبهه ها سست تر و نادرست تر مي باشد، زيرا چگونه ممكن است چشم بسته گفته شود: چونكه اين

[صفحه 105]

موضوع بعدا ميان مردم مرسوم گشت پس باي ولي خدا و دروازه ي علم رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم نيز از آن بي اطلاع باشد، با اينكه او از كودكي پيوسته ملازم آن حضرت بوده و چه تجربه هاي ارزشمندي را كه در نوجواني و جواني فراگرفت و پس از رحلت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم حوادث مهمي اتفاق افتاد و ميان فقيهان صحابه در احكام الهي اختلاف شديدي پديد آمد و هر كدام ديگري را رد مي كرد و چه خونهاي حرامي كه بنا حق ريخته شده و چه بسيار اموال مردم كه به يغما رفت و چه حقوقي از مردم پايمال گشت!!!.

آيا تمام اينها كافي نيست كه آن حضرت از شرائط حاكم و تمام دستگاههاي مقصر انتقاد كند و از حقوق مردم دفاع نمايد؟ و با واليان خيانتكار و قضات فاسق و عالمان دين فروش برخورد كند؟

بنابراين، اين شبهه نيز ناتمام است.


صفحه 105.








    1. اثر التشيع في الادب العربي، ص 66.