کد مطلب:13038 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:60

در بيان آغاز خلقت نور وجود مقدس رسول الله
ابن بابويه (قدس سره) در خصال و معاني الاخبار به اسنادش كه به امام صادق (ع) مي رسد نقل مي كند كه حضرت از پدرش و او نيز از پدرش و ايشان نيز از امام علي بن ابيطالب (ع) نقل مي كند كه فرمود: خداوند تبارك و تعالي نور محمد(ص) را قبل از اين كه آسمان ها و زمين و عرش و كرسي و لوح و قلم و بهشت و جهنم را بيافريند خلق نموده بود و نور آن حضرت را قبل از خلق آدم و نوح و ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب (ع) خلق كرد، قبل از هر كسي كه خداوند در بيانش نام او را ذكر نموده آن جا كه مي گويد: (و وهبنا له اسحق و يعقوب) و آن جا كه مي فرمايد: (و هدينا هم الي صراط مسقتيم). خداوند نور وجود پيامبر (ع) را 424000 سال قبل از خلقت همه ي انبياء آفريد و همراه نور ايشان دوزاده حجاب آفريد: حجاب قدرت، حجاب عظمت، حجاب منت، حجاب رحمت، حجاب سعادت، حجاب كرامت، حجاب منزلت، حجاب هدايت، حجاب نبوت، حجاب رفعت، حجاب هيبت، حجاب شفاعت، سپس خداوند نور محمد (ص) را دوازده هزار اسل در حجاب قدرت قرار داد و او همواره مي گفت: سبحان الله ربي الأعلي و يازده هزار سال در حجاب عظمت قرار داد در حالي كه آن نور همواره مي گفت: سبحان عالم السر، آن گاه ده هزار سال در حجاب منت گذارد و آن نور مي گفت: سبحان من هو قائم لا يلهن و نه هزار سال در حجاب رحمت رفت و آن نور مي گفت: سبحان الرفيع الأعلي و هشت هزار سال در حجاب سعادت و آن نور مي گفت: سبحان العليم الكريم و پنج هزار سال در حجاب هدايت و



[ صفحه 14]



آن نور مي گفت: سبحان العرش العظيم و چهار هزار سال در حجاب نبوت و آن نور مي گفت: سبحان رب العزة عما يصفون و سه هزار سال در حجاب رفعت و آن نور مي گفت: سبحان ذي الملك و الملكوت و دو هزار سال در حجاب هيبت و آن نور مي گفت: سبحان ربي العظيم و بحمده سپس خداوند عزوجل اسم او را بر لوح آشكار ساخت و آن اسم چهار هزار سال بر لوح درخشيد آن گاه آن را بر عرش آشكار نمود و آن اسم بر ساق عرش هفت هزار سال جاي گرفت تا اين كه خداوند عزوجل نور وجود منتقل ساخت، سپس از صلبي به صلب ديگر منتقل نمود تا اين كه خداوند عزوجل آن را از صلب عبدالله بن عبدالمطلب خارج ساخت و او را به هفت كرامت و بزرگي، گرامي داشت و نائل فرمود، پيراهن رضا بر او پوشانده و رداي بزرگي بر تن او نموده و تاج هدايت بر سرش نهاد و لباس معرفتش پوشاند و بند آن لباس را محبت قرار داد و كفش خشيت بر پايش نمود و عصاي منزلت به كف با كفايت او عطا نمود سپس خطاب فرمود: اي محمد به سوي مردم برو و به ايشان بگو: قولو لا اله الا الله محمد رسول الله و آن لباسي كه خداوند بر تن پيامبر (ص) پوشاند اصلش از شش قسمت است: قامت آن از ياقوت و آستينهايش از لؤلؤ و بغلهاي آن از زبرجد و پاپوش آن از مرجان سرخ و گريبان آن از نور خداوند جل جلاله است، پس خداوند به واسطه ي اين پيراهن، توبه ي آدم را پذيرفت و انگشتري سليمان را به او بازگرداند و يوسف را به يعقوب رساند و يونس (ع) را از شكم ماهي نجات داد و همچنين همه ي انبياء را از مصاب و ابتلائاتي كه به آنها گرفتار شده بودند نجات بشخيد و آن پيراهن چيزي نبود جز پيراهن محمد(ص).

در بحار از محمد بن حسن طوسي (ره) از كتاب مصباح الأنوار به اسنادش از أنس از پيامبر (ص) نقل است كه فرمود: همانا خداوند مرا و علي و فاطمه و حسن و



[ صفحه 15]



حسين (ع) را خلق نمود قبل از اين كه آدم (ع) را خلق نمايد، هنگامي كه آسمان بنا نشده بود و زمين گسترده نشده بود، نه ظلمتي بود ونه نوري، نه خورشيد و نه ماه و نه بهشت و نه جهنمي، پس عباس گفت: يا رسول الله چگونه خلقت شما آغاز شد؟ حضرت فرمود: اي عمو هنگامي كه خداوند خواست ما را خلق كند به كلمه سخن گفت و از آن نور را آفريد، سپس كلمه اي ديگر گفت و از آن روح را خلق كرد سپس نور و روح را با هم ممزوج كرد و از آن مرا و علي و فاطمه و حسن و حسين (ع) را خلق نمود. پس ما به تسبيح خداوند مشغول شديم آن هنگام كه تسبيح گوينده اي نبود و او را تقديس نموديم هنگامي كه هيچ تقديس كننده اي نبود، هنگامي كه خداوند متعال خواست تا دست به خلقت عالم بزند نور مرا شكافت و از آن عرش را پديد آورد پس عرش از نور من است و نور من از نور خداست و نور من برتر از عرش است، سپس نور برادرم علي(ع) را شكافت و از آن ملائكه را پديد آورد پس ملائكه از نور علي (ع) هستند و نور علي (ع) از نور خداست و علي (ع) برتر از ملائك است سپس نور دخترم فاطمه (س) را شكافت و از آن آسمان ها و زمين را خلق كرد، پس آسمان ها و زمين از نور دخترم فاطمه(س) است از نور خداست و دخترم فاطمه (س) برتر از آسمان و زمين است سپس نور پسرم حسن (ع) را شكافت و از آن خورشيد و ماه را خلق كرد پس خورشيد و ماه است، سپس نور پسرم حسين (ع) را شكافت و از آن بهشت و حورالعين را پديد آورد و بهشت و حور العين از نور پسرم حسين (ع) است و نور پسرم حسين (ع) از نور خداست و پسرم حسين (ع) برتر از بهشت و حور العين است.

اين بابويه (ره) در علل به اسنادش از معاذبن جبل نقل مي كند كه رسول الله (ص) فرمود: همانا خداوند متعال مرا و علي و فاطمه و حسن و حسين (ع) را هفت هزار سال قبل از خلقت دنيا خلق نمود، معاذ مي گويد عرض كردم: پس شما كجا بوديد يا



[ صفحه 16]



رسول الله (ص)؟ حضرت فرمود: ما نزد عرش، خداوند را به حمدش تسبيح و به بزرگي تقديس مي نموديم، معاذ گفت: آن هنگام به چه شكل و صورت بوديد؟ حضرت فرمود: ما جلواتي از نور بوديم تا اين كه خداوند عزوجل اراده فرمود وما را به صورت ستون هايي از نور در آورد سپس ما را در صلب آدم (ع) نهاد و آن گاه ما را از صلب پدران و ارحام مادران خارج ساخت در حالي كه پليدي و نجاست شرك بر ما نرسيد و اصابت نمود و بدنامي و پستي كفر در ما راه نيافت.

عده اي از مردم به واسطه ي ما سعاتمند گرديد و عده اي به خاطر انكار ما شقي شدند، هنگامي كه مادر صلب عبدالمطلب نهاده شديم خداوند آن نور را از صلب او خارج نمود و به دو نيم كرد پس نور من از پدرم به مادرم آمنه و آن نيمه ي ديگر نور، از ابوطالب به فاطمه بنت اسد انتقال يافت پس من از مادرم آمنه و علي از مادرش فاطمه پديد آمد و جلوه كرد سپس خداوند عزوجل عموي از نور را به من اعاده نمود و از من دخترم فاطمه (س) به وجود آمد و به علي (ع) عمودي از نور عطا كرد، پس از او حسن و حسين (ع) پديدار شدند يعني آن دو نيمه نور كه در فرزندان عبدالمطلب دو نيمه شده بود در حسن و حسين (ع) جمع شدند پس نور علي در وجود حسن تبلور يافت و نور من در حسين پديدار شد و او نيز نور خوش را به امامان از فرزندان من تا روز قيامت منتقل نمود.

شيخ ابو جعفر طوسي (ره) در امالي به اسنادش از انس نقل مي كند، از رسول خدا(ص) شنيدم كه فرمود: من و عهلي بر سمت راست عرش تسبيح خداوند را مي گفتيم دو هزار سال قبل از اين كه آدم خلق شود پس هنگامي كه خداوند آدم (ع) را خلق نمود ما را در صلب او قرار داد سپس نور ما را از صلبي به صلب دير در اصلاب پاك و ارحام مطهر منتقل ساخت تا اينكه به صلب عبدالمطلب وانهاده شديم و خداوند نور ما را دو قسم كرد، نيمي از آن را در عبدالله و نيمي ديگر را در ابوطالب به



[ صفحه 17]



و ديعه نهاد و نبوت و پيامبري را در من و امامت و جانشيني و داوري را در علي (ع) قرار داد آن گاه براي ما دو اسم را از اسماء خويش مشتق ساخت پس خداوند محمود است و من محمدم و خداوند اعلي است اين هم علي است، پس من براي نبوت و پيامبري آمده ام و علي (ع) براي جانشيني و قطعي شدن حق و باطل.

شيخ صدوق (ره) در علل و معاني در الأخبار به اسنادش كه به أباذر (ره) مي رسد، نقل مي كند از رسول خدا (ص) شنيدم كه فرمود:من و علي بن ابي طالب (ع) از نور واد خلق شديم و در سمت راست عرش استقرار يافته و خداوند را تسبيح وتقديس مي نموديم دو هزار سال قبل از اين كه آدم (ع) خلق شود، پس هنگامي كه خداوند آدم را خلق نمود آن نور را در صلب او قرار داد و هنگامي كه او را در بهشت ساكن نمود ما در صلب او بوديم و هنگامي كه خواست خداوند را نافرماني (و ترك اولي) نمايد ما در صلب او بوديم و هنگامي كه نوح (ع) بر كشتي سوار شد ما در صلب او بوديم و هنگامي ابراهيم (ع) در آتش افتاد ما در صلب او بوديم و همواره خداوند عزوجل ما را از اصلاب طاهرة به ارحام مطهرة انتقال داد تا اين كه نور وجود ما را در صلب عبدالمطلب قرار داد پس نور ما را دو قسمت كرد، مرا در صلب عبدالله و علي را در صلب ابيطالب قرار داد، در من پيامبري و بركت را و در علي فصاحت و شجاعت را به وديعه نهاد و از اسماء خويش دو اسم براي ما جدا نمود پس خداوند عرش را فراز آورد نام خداوند محمود و من محمد هستم و نام ديگرش اعلي است و اين هم علي است.

در معاني الاخبار به اسنادش از محمد بن حرب هلالي امير مدينه در خبري طولاني از امام صادق (ع) نقل مي كند كه حضرت فرمود: همانا كه محمد و علي (ع) (مانند) نورهايي در محضر پروردگار جل جلاله بودند و هزار سال قبل از اين كه ذات باريتعالي عالم را خلق كند و هنگامي كه ملائكه آن نور را ديدند براي آن نور ريشه اي ديدند كه از آن شعاعهاي درخشاني منشعب شده آنگاه به درگاه خداوند گفتند: اي



[ صفحه 18]



خداي ما و اي سرور ما اين نور چيست؟ خداوند عزول به ايشان وحي فرمود: اين نور از نور من است، اصل آن نبوت و فرع آن امامت است، نبوت براي عبد من و رسول من محمد است و امامت براي حجت و ولي من علي است و اگر به خاطر وجود اين دو نبود عالم را خلق نمي كردم.

در بحار مسندا از امام حسن بن علي (ع) از رسول خدا (ص) نقل است كه فرمود: همانا در بهشت چشمه اي است كه آب آن از عسل شيرين تر است و از كره نرم تر و از برف خنك تر و سردتر و از مشك خوشبوتر است، در آن خاكي است كه خداوند عزوجل ما و شيعيان ما را از آن خلق نموده پس هر كسي از آن خاك نباشد از ما و شيعيان ما نيست و آن همان پيماني است كه خداوند عزوجل بر ولايت امير المؤمنين علي بن ابيطالب (ع) گرفته است.

در بصائر از احمد بن حسن بن محجوب از بشر بن ابي عقبة از حضرت اباجعفر امام محمد باقر (ع) و أباعبدالله امام جعفر صادق (ع) نقل كرده است كه فرمودند: به درستي كه خداوند محمد (ص) را از سرشت گوهري خلق كرد و او را در زير عرش قرار داد واز وجود او تراوشاتي پديد آمد پس خداوند سرشت امير المؤمنين (ع) را از تراوشات سرشت رسول الله (ص) قرار داد واز وجود امير المؤمنين نيز تراوشاتي پديد آمد پس سرشت ما اهل بيت را از چكيده و تراوش وجود امير المؤمنين (ع) قرار داد و طينت ما را تراوشاتي است كه خداوند سرشت شيعيان ما را از چكيده و تراوش سرشت ما قرار داد، پس قلوب ايشان به سوي ما متمايل است و قلوب ما به سوي ايشان معطوف است همانگونه كه پدر به سوي ما متمايل است و قلوب ما به سوي ايشان معطوف است همان گونه كه پدر به سوي فرزندش متمايل مي گردد و ما براي ايشان از هر چيزي بهتر هستيم و ايشان هم براي ما از همه كس اولي تر و نزديكتر هستند و رسول الله (ص) براي ما از همه كس و همه چيز بهتر است و ما اولي تر و نزديكتر از همه به او هستيم.

در اكمال الدين به اسنادش از أبي حمزه نقل است كه امام علي بن الحسين (ع)



[ صفحه 19]



مي فرمود: به درستي كه خداوند عزوجل محمد و علي و يازده امام از نسل او را از نور عظمت خويش آفريد، ارواح ايشان در روشنايي نور او بودند و قبل از اين كه خداوند عالم را بيافريند حقتعالي را عبادت مي كردند و خداوند عزوجل را تقديس و تسبيح مي گفتند، ايشان امامان هدايتگر از آل محمد (ص) هستند. و باز به همان سند و راويانش از مفضل از امام صادق(ع) نقل است كه فرمود: به درستي كه خداوند تبارك و تعالي چهارده نور را خلق نمود، چهارده هزار سال قبل از اين كه عالم را خلق نمايد و آن ها ارواح ما هستند، به امام عرض كردند: يابن رسول الله (ص) آن چهارده روح براي چه كساني است؟ حضرت فرمود: محمد، علي، فاطمه، حسن، حسين (ع) و امامان از نسل حسين (ع) كه آخرين ايشان قائم (عج) است آن كه پس از غيبتش قيام خواهند نمود، دجال را مي كشد و زمين را از هر ظلم و جوري پاك مي نمايد.



[ صفحه 20]