کد مطلب:13040 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:25

تتمه
ابن بابويه در امالي از محمد بن موسي بن متوكل از علي بن ابراهيم بن هاشم از محمد بن سنان از زياد بن منذر از ليث بن سعد نقل كرد كه گفت: نزد معاويه به كعب گفتم: ولادت پيامبر را چگونه يافتي؟ آيا آن وقايعي كه در تولد او رخ داد در زمان زمان ولادت اولاد او نيز يافتيد؟ كعب نظاره اي به معاويه كرد تا ببيند او در چه حالي است، آن گاه گويي خداوند به زبان معاويه انداخت كه بگويد: بيا اي ابااسحاق (كنيه كعب) خداوند تو را رحمت نمايد بگو چه مي داني؟ كعب گفت: من هفتاد و دو كتاب از كتبي كه از آسمان نازل شده مطالعه نمودم و همه صحيفه هاي دانيال نبي (ع) را خوانده ام و در همه آنها جريان ولادت پيامبر (ص) و اولادش راه يافتم. همانا نام او معروف و مشهور است به درستي كه هيچ پيامبري به دنيا نيامده كه ملائكه هنگام ولادت او به زمين نازل شود مگر عيسي و احمد (صلوات الله عليها) و حجابهاي بهشت براي هيچ يك از بني آدم كنار نرفت مگر مريم مادر عيسي (ع) و آمنه مادر محمد(ص) و از



[ صفحه 45]



علائم حمل رسول خدا(ص) اين بود كه در شبي كه هنگام وضع حمل ماردش آمنه شد منادر در آسمان هاي هفتگانه نداد داد كه: اي اهالي آسمان هاي هفتگانه بشارت باد شما را كه امشب، شب ولادت احمد است و در طبقات زمين و همه اكناف آن و حتي همه درياها همين ندا داده شد، بطوريكه در آن هنگام هيچ جنبنده اي كه در زمين مي جنبيد و هيچ پرنده اي كه در هوا پرواز مي كرد نبود مگر اين كه دانست زمان ولادت رسول الله (ص) فرارسيده و در بهشت در شب ولادت ايشان هفتاد هزار قصر از ياقوت سرخ و هفتاد هزار قصر از لؤلؤ و مرواريد بنا شد و گفته شد كه اينها قصرهاي ولادت هستند و بهشت تزئين و زينت شد به بهشت امر شد: عجله كن و تكان بخور و خود را زينت كن همانا پيامبر اوليا و دوستان تو متولد شد و بهشت آن هنگام از اين خبر خنديد و تا قيامت خندان خواهد ماند.

همچنين شنيده ام كه در آن هنگام هيچ كوهي نبود مگر اين كه به ديگر كوه ها بشارت مي داد و مي گفت: لا اله الا الله و همه ي كوه ابوقبيس خضوع و خشوع مي نمودند به خاطر حضرت محمد(ص) و درختان چهل روز خداوند را با شاخه ها و ميوه هاي خويش تقديس مي نمودند به خاطر خوشحالي از ولادت پيامبر (ص)، و بين آسمان و زمين هفتاد ستون از نورهاي مختلف نصب گرديد كه هيچ يك شبيه ديگري نبود، آدم را به خاطر فرزندش محمد (ص) شاد باش گفتند از اين رو در خوبي و نيكويي آنرا چندين برابر افزودند و تلخي مرگي را كه آدم (ع) چشيده بود از او زايل شد و نيز به من رسيده است كه هنگام ولادت پيامبر كوثر در بهشت به جوشش افتاد و تكان خورد و از آب خويش بر هفتصد هزار قصر از قصرهاي بهشت كه از در و ياقوت بود پاشيد و ارزاني نمود به خاطر ولادت محمد(ص) و ابليس مورد نكوهش و سرزنش قرار گرفت و بر بدن او قفل و زنجير زده شد و به مدت چهل روز در قلعه اي زندانش و تخت او غرق شد و از بين رفت و همه بت ها در شب ميلاد رسول الله (ص) واژگون شده و فرياد همهمه اي بپا خواست



[ صفحه 46]



از كعبه در آن شب صدايي برخاست كه مي گفت: اي آل قريش به تحقيق كه پيامبري انذارگر به سوي شما آمد كه عزت ابدي و رحمت و بخشش بزرگ با اوست و او آخرين نفر از پيامبران است. در برخي كتب يافتيم كه فرزندان رسول الله (ص) بهترين مردم پس از از او هستند و تا زماني كه از فرزندان رسول الله (ص) كسي در دنيا در ميان مردم وجود دارد و در رفت و آمد است مردم همواره از عذاب الهي در امان هستند پس معاويه گفت: اي ابااسحاق عترت و فرزندان رسول الله (ص) چه كساني هستند؟ كعب گفت: فرزندان فاطمه (س)، معاويه ناراحت شد و در صورتش حالت عبوسي پديدار شد و لبانش مي گزيد و با ريشش بازي مي كرد، پس كعب گفت: فرزندان فاطمه (س)، معاويه ناراحت شد و در صورتش حالت عبوسي پديدار شد و لبانش مي گزيد و با ريشش بازي مي كرد، پس كعب گفت: ما اوصاف فرزندان آن دو عزيز را يافتيم و دانستيم كه آن دو عزيز شهيد خواهند شد و آن دو عزيز او دو جگر گوشه فاطمه (س) هستند، كه بدترين و شرورترين مخلوقات آن ها را خواهند كشت. معاويه گفت: چه كسي آن ها را مي كشد؟ كعب گفت: مردي از قريش، پس معاويه از جاي خود برخاست و گفت: اگر مي خواهيد برخيزيد پس ما نيز برخواستيم.



[ صفحه 47]