کد مطلب:13044 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:64

و اما معجزه ي طوفان
كه خداوند متعال آن را بر قبطيان نازل نموده بود، خداوند مانند آن را بر گروهي از مشركين به نشانه معجزه محمد فرستاد بدين گونه كه، مردي از اصحاب رسول الله (ص) كه به او ثابت بن افلح مي گفتند، در بعضي از جنگ ها عده اي از مردان مشركين را از پاي در آورده بود.

همسر يكي از مشركين كه به دست ثابت بن افلح كشته شده بود نذر كرد تا (او را بوسيله اي به قتل رسانده و) در كاسه ي سر او شراب بنوشد، وقتي كه جنگ احد واقع شد و در آن روز اتفاق افتاد آن چه كه واقع شد، ثابت كشته شد و همراه كشتگان مسلمانان در گوشه اي ميدان كارزار بروي زمين افتاده بود، پس آن زن به نزد ابوسفيان آمد و از او خواست تا مردي را با غلام او به سوي محلي كه ثابت بن افلح كشته و بر زمين افتاده بود بفرستد تا سر او را بريده و به نزد او بياورند و او نيز به نذرش عمل كرده و در جمجمه سر او شراب بنوشد وقتي غلام آن زن خبر كشته شدن ثابت را براي آن زن آورد او غلام را آزاد كرد و كنيزي كه داشت به او بخشيد پس آن زن از ابوسفيان درخواست كمك نمود و او نيز دويست نفر از ياران نيرومند و سربازان خويش را در نيمه شب به سوي آن مقتول فرستاد تا سر او را بريده و بياورند پس سربازان براه افتادند كه ناگاه بادي آمد و جنازه آن مرد را به سرايزي چرخاند، سربازان نيز به دنبال جنازه رفتند تا سر او را از بدنش جدا كنند كه اين مرتبه باراني پيوسته و بسيار زياد شروع به باريدن كرد و همه آن دويست نفر را غرق كرد و هيچ يك از سربازان نتوانستند به جنازه ثابت ابن افلح برسد و درنگي نمايد و هيچ چشم زخمي يا اثري از ايشان به پيكر او نرسيد، خداوند آن زن كافر را از آن چه قصد نموده بود منع كرد و اين معجزه حضرت محمد(ص) بزرگتر از طوفان نازل شده بر قبطيان بود.



[ صفحه 54]