کد مطلب:13047 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:65

و اما قورباغه
خداوند مانند بلايي كه به وسيله ي قورباغه بر بني اسرائيل نازل نمود بر دشمنان محمد(ص) نيز نازل نمود هنگامي كه آن ها قصد كشتن رسول الله (ص) را داشتند پس خداوند آنها را به وسيله ي موش از بين برد، جريان از اين قرار بود كه دويست نفر از كفار كه بعضي از آن ها عرب و برخي يهودي و عده اي هم از مردم بي ريشه و ناپاك بودند در ايام حج در مكه جمع شده و تصميم به قتل رسول الله (ص) گرفتند پس به راه مدينه آمدند و از منازل آن گذر كردند و اگر در آن جا بركه ي آبي يا حوض آب پاكي مي ديدند هر چه ظرف و مشك و توشه داشتند پر از آب مي كردند و از آن جا كوچ كردند تا اين كه به سرزميني رسيدند كه موش ها و قروباغه هايي داشت، در آن جا اطراق نموده و رحل اقامت افكندند كه ناگاه موشها به جان توشه و ظروف آب و غذا و مشك هاي آب ايشان افتادند و آن ها را پاره و سوراخ كردند و آب هاي آن ها در آن زمين خشك ريخت و آنها متوجه اين امر نشدند، وقتي تشنه شدند ديدند كه هيچ آبي ندارند، به منزلگاه قبلي خود بازگشتند تا از آن بركه و حوضهايي كه قبلا آب تهيه كرده بودند دوباره آب بردارند ولي موش ها و قورباغه ها زودتر از ايشان به بركه ها و حوض هاي آب رسيده و ديواره ها و حصارهاي آن را خراب كردند و همه ي آب ها به زمين ريخته و فرورفت، وقتي آن دشمنان خدا به منزلگاه رسيدند آن جا را هم بي آب يافتند و همه از تشنگي مردند هيچ كس نجات نيافت مگر يكي از ايشان كه در زبان و دلش مي گفت: يا محمد و اينچنين دعا مي كرد: (يا رب محمد و آل محمد قد تبت من أذي محمد،، ففرج عني بجاعه محمد و آل محمد) و از قصد و نيت خويش مبني بر اذيت رسول الله (ص) توبه نمود، خداوند را به حق محمد (ص) قسم مي داد تا از او در گذرد، خداوند نيز او را از



[ صفحه 57]



عطش نجات داد و حفظ نمود پس قافله اي كه مي گذشت او را يافته و سيرات نمود و بر مركب سوار كرد و به او اموال و شترهايي نيز دادند و او از ديگر مردان همراه خويش عطش را بيشتر تحمل مي كرد پس به رسول الله (ص) ايمان آورده و حضرت نيز اموال و شترهايي كه مردم به امانت به او داده بودند به خودش بخشيد.