کد مطلب:13057 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:27

ابراهيم
از ملكي به ملك ديگر نظر افكند و اين گونه ديده او به ملكوت خداوند گشوده شد و پيامبر اول به خداوند و بعد به ملك او نظر افكند و خداوند اين گونه فرمود: (ألم تر الي ربك كيف مد الظل).

ابراهيم (ع) گفت: (اني ذاهب الي ربي) و پيامبر به سوي خداوند معراج كرد (أسري بعبده ليلا من المسجد الحرام...).

ابراهيم (ع) گفت: (و الذي أطمع ان يغفرلي) ولي خداوند به رسول الله (ص) گفت: (ليغفر لك الله...).

ابراهيم گفت: (و لا تخزني) و براي پيامبر روزي است كه در آن روز خداوند خواري نصيب او نخواهد ساخت و در آن روز يعني روز حساب بزرگي و مجد و عظمت پيامبر هويدا خواهد شد.

ابراهيم در ميان آتش نمرود گفت: خداوند مرا كفايت مي كند (حسبي الله)، ولي به پيامبر از سوي خداوند گفته شد: (يا ايها النبي حسبك الله) اي پيامبر خداوند تو را كفايت مي كند



[ صفحه 112]



ابراهيم گفت: (و اجعل لي لسان صدق) ولي به پيامبر از سوي خداوند گفته شد:(و رفعنا لك ذلرك).

ابراهيم گفت: (و أرنا منا سكنا) ولي به پيامبر گفته شد: (لنريه...).

ابراهيم گفت: (و اجعلني من ورثة جنة نعيم) ولي به محمد(ص) از سوي خداوند گفته شد: (و للاخرة خير كل) و ابراهيم گفت: (و الذي هو يطعمني) ولي به محمد(ص) گفته شد: «أطعمهم من جوع) به خاطر قول محمد.

ابراهيم از روزي دادن به دشمنانش امساك ورزيد و براي اهل بيت و خانواده اش از خداوند روزي از ثمرات طلب نمود ولي محمد (ص) در اين امر سخاوت داشت و حتي براي دشمنانش نيز طلب روزي و رزق مي كرد تا آن جا كه از سوي خداوند مورد خطاب قرار گرفت كه: (و لا تبسطها كل البسط): ابراهيم به خداوند قسم گفت: (تالله لأكيدن اصنامكم) ولي خداوند به جان محمد(ص) قسم خورد كه ايشان مقام ابراهيم را قبله خواهند گرفت (اتخذوا ابراهيم مصلي) همان گونه كه رفتار رسول الله (ص) اسوه و الگو است و سخن او محل رجوع (لقد كان في رسول الله اسوة حسنة)، ابراهيم بتهاي قوي خودي را در خفا و با خشم براي خداوند شكست ولي محمد (ص) سيصد و شصت بت از كعبه را شكست و بندگان و عبادت كنندگان آن بتها را با شمير رام كرد و خوار نمود. خداوند ابراهيم را پس از ابتلائات بسيار برگزيد (و لقد اصطفينا) ولي محمد (ص) را قبل از ابتلاء و امتحان برگزيد. خداوند ابراهيم را برگزيد و او نيز مال خو را در راه خداوند متعال و به خاطر او انفاق نمود ولي خداوند بزرگ همه عالم را به خاطر محمد(ص) آفريد.

مقام ابراهيم(ع) مقام خدمت بود (و اتخذوا من مقام ابراهيم) و مقام محمد (ص) مقام شفاعت است (عسي أن يبعثك ربك) و شفيع بالاتر و برتر از خادم است. ابراهيم در جستجوي حقيقت عبوديت خداند بود و وصال حضرت حق را طلب مي نمود آن گونه كه گفت: (هذا ربي) يعني در پي يافتن و وصال بود، ولي محمد (ص) از



[ صفحه 113]



خداوند بقاي وصل را طلب نمود آنجا فرمود: (أمرت أن أكون من المسلمين) و بقاء بر ابتداء ارجحيت دارد.

خداوند حرارت آتش را بر حضرت ابراهيم (ع) سرد و سلامت گردانيد و براي محمد (ص) سمي كه يهوديان خيبر به حضرت خوراندند بي اثر گرداند آن گاه آتش جهنم را تحت اراده و اختيار او قرار داد در حالي كه همه آتش هاي دنيا مانند ذره اي از آتش جهنم است.

ابراهيم ندا داد كه مردم براي حج و قرباني بيايند (و اذن في الناس بالجج) ولي محمد (ص) را به اسلام وايمان دعوت نمود و در ميان ايشان ندا داد (مناديا للأيمان أن آمنوا بربكم). به ابراهيم گفته شد: (أولم تؤمن) ولي به محمد (ص) گفته شد: (آمن الرسول). ابراهيم گفت: (فانهم عدولي) ولي به محمد (ص) گفته شد: (لولاك لما خلقت الأفلاك). خداوند به ابراهيم خليل (ع) فرمود: (وفديناه بذبح عظيم) ولي عبدالله پدر محمد(ص) براي او صد ناقه قرباني كرد. خداوند در اولاد ابراهيم بركت نهاد آن قدر كه آنها بسيار زياد شدند تا آنجا كه حضرت داود (ع) در زمان خويش امر به شمارش حساب آنان نمود لكن از اين كار عاجز شدند، چون خداوند به ابراهيم وحي فرمود كه اگر اطاعت خداوند را در ذبح اسماعيل (ع)، او نيز بركت و كثرت را در اولاد ابراهيم قرار دهد و او نيز اطاعت نمود ولي اسماعيل (ع)، او نيز بركت و كثرت را در اولاد ابراهيم قرار دهد و او نيز اطاعت نمود ولي اسماعيل (ع) را به امر خداوند ذبح ننمود، اما محمد(ص) وقتي در مورد ذبح پسرش حسين (ع) امتحان مي شود حسين (ص) اين بار بر خلاف اسماعيل (ع) كشته مي شود و به امر خداند اولادش كثير و زياد مي شوند.

ابراهيم با واسطه براي خداوند بزرگ مرتبه نماز به پا داشت (و كذلك نري ابراهيم) ولي محمد(ص) بدون واسطه بود (ثم دني فتدلي). ابراهيم رضاي خداوند را طلب مي نمود پس كعبه را ساخت و بر ا نمود (و اذ يرفع ابراهيم القواعد من البيت) ولي خداوند قبله را براي خشنودي و رضاي حبيب خود محمد (ص) كعبه قرار داد



[ صفحه 114]



(فلنولينك قبلة ترضاها).