کد مطلب:13059 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:24

يوسف
اگر چه يوسف (ع) جمال داشت ولي محمد (ص) ملاحت و كمال دارد، آن جا كه خود حضرت فرمود: يوسف (ع) زيباست ولي من مليحتر هستم، اگر جمال يوسف در شب نوراين بود در عوض جمال محمد(ص) در دنيا و آخرت نوراني است و در دنيا خداوند به واسطه نور و وجود او مردم و خلايق را هدايت مي نمايد و در آخرت نور وجود او به تماشاي اهل محشر و آخرت مي گذارد، مألف مي گويد: من در جايي ديده ام كه يوسف براي مالك بن ذعر دعا نمود تا خانواده و اولادش زياد شوند ولي پيامبر براي جابر دعا مي كند و به او مي گويد: تو در آينده پنجمين ذريه از اولاد مرا باقر (ع) نام دارد خواهي ديد اگر او را ديدي سلام مرا هم به او برسان و يا در جايي ديگر در حق انس بن مالك دعا كرد و فرمود: خداوندا عمر او را طولاني و مال و



[ صفحه 115]



اولادش را زياد كن پي انس تا زمان عمر بن العزيز زنده ماند در حالي كه خداوند به او بيست پسر و هشتاد دختر داده بود و دختران او هر سال دوبار فرزند به دنيا مي آوردند. يوسف (ع) هنگامي كه توسط برادرانش به چاه افتاد در زماني كه با مكر و كيد زليخا به زندان افتاد و در حبس ماند صبر نمود و نيز در فراق و جدايي صبر كرد و محمد(ص) همواره با درد و رنج دست پنجه نرم مي كرد آن قدر كه دچار دوري از وطن و فراق دوستان و احباب شده بود، او در شعب ابي طالب سه سال حبس و طرد شد. يوسف را يك رؤيا بود ولي درباره ي رؤياي محمد(ص) خداوند فرمود: (لقد صدق الله رسوله الرؤيا بالق لتدخلن المسجد الحرام ان شاءالله آمنين...).