کد مطلب:13061 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:24

داود
براي او سلسله حكومتي بود كه در آن حق و باطل را از هم جدا كند ولي براي محمد(ص) قرآن نازل شد كه هيچ چيزي از آن فراتر و برتر نيست (ما فرطنا في الكتاب من شي ء) و هيچ سلسله اي مانند كتاب نيست، چرا كه سلسله فاني مي شود ولي قرآن تا آخر الزمان باقي است. هنگامي كه مردم از داود (ع) شنيدند آن چه را كه خداوند بر او نازل فرموده بود سي هزار نفر از او محافظت مي نمودند ولي نگهبان محمد(ص) خداوند متعال بود (و الله يعصمك من الناس).

همراه داود حيوانت و پرندگان و كوه ها تسبيح مي گفتند ولي خداوند متعال و ملائكه به رسالت محمد(ص) شهادت دادند (و كفي بالله شهيدا، محمد رسول الله) خداوند فرمود: ما آهن را در دست داود نرم قرار داديم در وصف او آمده كه: (و ألنا له



[ صفحه 121]



الحديد) ولي خداوند قلب محمد (ص) را به رحمت و شفاعت نرم نمود. (فبما رحمة من الله لنت لهم). در دست داود سنگ ها وصخره هاي بسيار سخت نرم بودند به حدي كه اوبا دست خالي غار حفر مي كرد و به امر خداوند از گوسفندي كه بي شير شده بود شير فراوان مي دوشيد بدين صورت كه دستي بر پشت گوسفند مي كشيد آن گاه هر قدر كه مي خواست از گوسفند شير مي دوشيد، كوه ها تحت اراده ي او بودند وهمراه او تسبيح خداوند را زمزمه مي كردند پيامبر ما حضرت محمد (ص) نيز سنگهايي را مي گرفت ودر كف دستش مي گذاشت و آن سنگ ها در كف دست او تسبيح خداوند را گفتند و پرندگان همواره در نزد او حاضر مي شدند و به هر طرف كه رو مي كرد براي او راه ها و درهايي بود، حضرت محمد (ص) براقي داشت كه با آن به عرش رفت خداوند درباره داود فرمود: (و شددنا ملكه) وخداوند پادشاهي محمد(ص) و ولات او را نيز آن قدر استحكام بخشيد تا اين كه با آمدن شريعت او همه دين ها نسخ شدند. خداوند به داود فرمود: (لا تتبع الهوي) ولي به محمد(ص) گفت: (ما ضل صاحبكم و ما غوي) در اين باب حسابن بن ثابت چنين مي گويد:



و ان كان داود قد أوبت

جبال لديه و سيرا الهواء



ففي كف احمد قد سبحت

بتقديس ربي صغار الحصار.