کد مطلب:134724 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:150

مقدمه ي چاپ چهارم
نسخه اي كه به ترجمه ي آن اقدام شد، چاپ ششم اين كتاب مي باشد.

مايه ي خوشبختي است كه چاپ چهارم كتاب «شرايط اجتماعي و آثار انساني قيام امام حسين (ع)» را پس از ناياب شدن چاپ سوم تقديم خوانندگان گرامي مي نمايم.

خوانندگان كتاب با توجه به مشربهاي مختلف فكري كه دارند، برخورد نيكويي از خلال چاپهاي پيشين با آن داشته اند.

شايد راز آن چه را كه بسياري از دانشمندان و روشنفكران - كه به دانش و بي طرفي شان ارج مي نهم - درباره ي اين كتاب گفته اند اين باشد كه [اين كتاب] از همه ي نوشته ها در اين باب بهتر است. حقيقت آن است تمام نوشته ها در باب قيام امام حسين (ع) - جز اين كتاب - آن انقلاب بزرگ را مطابق يكي از دو روش زير مورد بررسي قرار داده اند.

1- روش روايت تاريخي محض با تكيه برعنصر تراژديك و برجسته نمودن جنبه ي انگيزش عاطفي آن. اين روشي است كهن در نگارش پيرامون چنين قيامهايي؛ درحقيقت ادامه ي روش نويسندگان «مقتل» است كه به تاريخ نگاري پيرامون برخي انقلابها شورشها در اسلام از خلال تاريخ قهرمانان آن انقلابها و شورشها از قبيل «مقتل عثمان»؛ «مقتل حجر بن عدي» و «مقتل عبدالله بن زبير» پرداخته اند. اين نوع از نگارش تاريخي به اعتقاد ما يكي از حلقه هاي مقدماتي است كه نگارش تاريخ در


نزد مسلمانان آن را پشت سر گذاشته است و به ديگر حلقه ها مثل تدوين حديث و پيدايش گروهي از محدثان و راويان و نويسندگان سيره ي نبوي [1] افزوده شد. اين حلقه ها در نهايت به نگارش تاريخ اسلامي مطابق روش «تكيه بر سال حوادث مثل محمد بن جرير طبري و ديگران منجر شد.

2- روش زيبا شناختي - تاريخي، نويسندگان اين روش به روشنگري پيرامون فضيلتها يا رذيلتهاي شخصي طرفين نزاع مي پردازند و به تفصيل در باب ويژگيها و برجستگيهاي پسنديده و ناپسند دو طرف و هر آنچه كه تاريخ شخصي شخصيتها، شواهدي فراوان بر اين روش اخلاقي ارائه مي نمايد، سخن مي گويند. اين دسته از مورخان به حوادثي از انقلاب مي پردازند كه وجه تمايز آن اوج معيار اخلاقي نزد گروهي و يا حقارت معيارهاي ارزش نزد گروه ديگر مي باشد. اين مطلب البته با توجه آشكار با بيان و تحليل اصول شخصي اختلاف خانوادگي بين بني هاشم و امويان در عصر جاهلي و صدر اسلام مي باشد.

اگر روش نخست ادامه ي روش قديمي نويسندگان «مقتل» باشد، پس روش دوم - بنا به برداشت برخي از مورخان و سيره نويسان معاصر - نمايانگر جنبه ي مدرن است؛ روشي كه فراوان از سبكها و شيوه هايي بهره برده است كه فرهنگ اروپايي در اين زمينه - چه از حيث طرح، سبك و زاويه ي ديد پژوهشگر به موضوع و چه از حيث بهره مندي از دستاورد جامعه شناسي، روان شناسي، پژوهشهاي زيباشناختي واخلاقي اين نوع از پژوهش تاريخي - پربار است.

روش نخست - در گذشته - به اهداف تربيتي و سياسي، به همراه هدف فرهنگي محض خدمت مي كرد و تا آن جا كه ما بررسي داشته ايم از نگاه نويسندگان «مقتل» از توجه قابل ملاحظه اي بهره مند نبوده است.

اما نويسندگان «مقتل» و سيره ي امام حسين (ع) در دوران معاصر، اين روش را


تنها براي خدمت هدفهاي فرهنگي و تربيتي با هدف سياسي كه سالهاي طولاني در برداشت، به كار مي گيرند.

روش دوم در درجه ي اول به هدفهاي فرهنگي و تا حدي به هدفهاي تربيتي خدمت مي كند؛ بدون اين كه مضموني سياسي داشته باشد.

اما اين روش از يك عيب بزرگي رنج مي برد، چون تلقي و برداشتي از قيام امام حسين (ع) ارائه مي دهد كه در حقيقت ثمره ي اختلاف خانوادگي و شخصي است و آرمانها و تمايلات سياسي آن را شعله ور نموده و در طي سالهاي طولاني، حوادث نزاع قبيلگي پيرامون پيشواي و زمامداري قريش و مكه آن را تغذيه نموده است. اين برداشت بدون شك نادرست است، چون انگيزه هاي نزاعي كه اوج آن به انقلاب امام حسين (ع) رسيد، از جانب حضرت (ع) داراي محتواي سياسي - اجتماعي بوده و توجيه اعتقادي و شرعي بودن روش را از اسلام گرفته بود؛ اما از جانب امويان هم - نظام حاكم - داراي محتواي سياسي - اجتماعي بوده است كه توجيه اصولي و خط سيرش را از ارزشهاي قبيلگي جاهلي و روشهاي حكومت بيزانس با صبغه ي اسلامي بخشيدن به اقداماتي كه نظام به آن مبتني است، برمي گيرد.

اما اين هر دو روش - با اعتراف به تمام خوبيهاي آن دو - در تحقق هدف معاصر آن كه اهميت به سزايي در تحقق تكامل تمدني و آگاهي سياسي نزد انسان مسلمان به طور خاص دارد، ناتوان هستند؛ به طوري كه محقق نمي تواند - مطابق هر يك از اين دو - بفهمد و يا انقلاب امام حسين (ع) را به انسان در پرتو دستاوردهاي مدرن در مسأله ي اجتماعي ارائه نمايد؛ همچنين نمي تواند عناصر استمرار و هميشگي بودن در انقلاب را كشف نمايد. عناصري كه انقلاب را با وضع حاضر مرتبط مي سازد و بر باروري وضع كنوني و تجهيز آن به عناصري از انديشه و نگرش كه مبارزه را در حوزه ي مسأله ي اجتماعي قرار مي دهد و در كنار مدرنيسم - اصالت ضرورت حفظ سلامت شخصيت انساني از تباهي و ذوب شن در گرداب متغيرهاي شتابنده تمدن مادي غير انساني يعني تمدن مادي مدرن، با هم جمع كند.

نقصي كه اين دو روش از آن رنج مي برند - به اعتقاد ما- درروشي كه اين كتاب مطابق آن وضع شده است، جبران مي شود؛ چون از منظره هاي تازه اي به انقلاب امام


حسين (ع) پرداخته و از ابعادي جديد و اعماق دست نخورده اي پرده برداشته است؛ و از خلال تفسيري كه اين كتاب از آن نموده، آنرا داراي مضموني هماهنگ با آرمانهاي نموده است كه انسان معاصر آن را به جامعه اي مبتني بر عدالت آورده و روح انساني و كرامت آدمي بر روابط آن حاكم است.

لذا آن را فراتر از اين دانسته است كه تنها يك تراژدي باشد و علت آن ظلم بشر و يا جلوه اي از نزاع قبيلگي و فردي بر سر قدرت؛ در عين حال جنبه ي تراژديك آن و عوامل شخصي و فردي در آن را فرو ننهاده است؛ عواملي كه رفتار انقلابي اين گروه و رفتار براندازنده سركوب گرانه ي آن گروه را - بدون اعتراف به اين كه اين عوامل همان علت پنهان در وراي انقلاب امام حسين (ع) مي باشد - مزين نموده است؛ به طوري كه اين علت در ايدئولوژي اي كه دو طرف نزاع را به انتخاب و گزينشهاي اصولي اي كه هر يك را به انتخاب نهايي و تجلي يافته در انقلاب امام حسين (ع) كشانده، پنهان است. پيداست اين كتاب - به دليلي كه آورديم - پاسخگوي نيازي حقيقي روشنفكران به طور عام و پژوهشگران تاريخ انقلابي اسلام به طور خاص مي باشد.

از خداوند مي خواهم كه اين عمل را مبارك و سودمند گرداند.

و الحمدلله رب العالمين محمد مهدي شمس الدين

بيروت 2 / 3 / 1397 ه - 20 / 2 / 1977 م


[1] رك: أنصار الحسين (از مؤلف). دارالفكر، بيروت، 1975. در اين كتاب به طور مبسوط درباره ي اين موضوعي كه به تبيين آن توفيق يافتيم، سخن گفته ايم. اميد است كه پژوهشگران به بررسي آن توفيق يابند. ارزيابي ما اين است كه پژوهش عميق و فراگير اين موضوع به تغيير نظريه ي شايع پيرامون پيدايش تاريخ نگاري مسلمانان منجر شود؛ نظريه اي كه اساسا بر انديشه هاي فرانتز روزنتال متكي است. ر.ك: علم التاريخ عند المسلمين از روزنتال.