کد مطلب:134727 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:155

درآمد
شايد دشوارترين چيزي كه پژوهشگر تاريخ با آن مواجه خواهد شد آن است كه ميان دو مرحله ي تاريخي يك جامعه حدي قطعي وضع نمايد؛ چون تحول يك جامعه از حالتبي به حالت ديگر كند و تدريجي است. لذا تعيين وحدت زماني و بيان اين كه اين لحظه پايان دوره اي و سرآغاز دوره ي جديد است، دشوار مي باشد.

اين همان مشكلي است كه هرگاه در پي وضع تعيين زماني دقيق مرحله ي تاريخي اي كه امت مسلمان شاهد انحراف آشكار از اصول اسلام بوده است، با آن مواجه مي شويم. اما مي توانيم از آغاز نيمه دوم روزگار عثمان شاهد اين دگرگوني آشكار باشيم.

بنابر اين طبيعي است راه ظهور اين جريان تازه در جامعه، حوادث و ساختار تازه اي در سازمان را زمينه سازي نمايد. اين جريان از تعامل با ذهنيت گروههايي پديد آمد كه در آن روزگار بر جامعه ي اسلامي حاكم بود و آن را رهبري مي نمود.

براي اين كه اين بررسي شرايط يك پژوهش واقع گرايانه را داشته باشد. نبايد تنها به پديده ها بسنده نماييم بلكه بايد در پي ريشه هاي اين پديده ها در اقدامات گروهها و بزرگان دين برآييم كه تاريخ اين دوره را ساخته اند. البته با توجه به اينكه در اين جا در پي طبيعت و ساز و كار حوادث و ميزان مشاركت آن در سرعت بخشيدن ظهور اين جريان تازه در جامعه ي اسلامي هستيم؛ بدون اين كه به صدور حكم اخلاقي بر سازندگان تاريخ اين دوره يا اعمالي كه اين تاريخ را ساخته اند، توجه نماييم بيشترين هدف ما از پژوهش، دريافت شرايط


اجتماعي و انساني است كه زمينه ساز قيام امام حسين (ع) بوده است؛ چون به اعتقاد ما اين قيام همچون ديگر حوادث مهم اجتماعي، زاييده ي جريانهاي دفعي نبوده است بلكه نتيجه ي شرايط اجتماعي پيش از آن مي باشد.


اگر در پي بيان حوادثي باشيم كه در زمينه سازي تحولات بزرگ در روزگار عثمان تأثير گذار بوده اند، حوادث فراواني را خواهيم يافت؛ شايد مهم ترين آنها سه چيز است:

منطق سقيفه، نوآوري عمر در بخشش و حادثه ي شورا. با توجه به اهميت فوق العاده اين حوادث در شكل گيري اين دوره، درباره ي هر يك جداگانه سخن خواهيم گفت.