کد مطلب:140024 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:116

اربعين چهل سخن از فرمايشات حضرت سيدالشهداء
بسم الله الرحمن الرحيم

سلام بر سرور شهيدان و ياران و اصحاب با وفايش كه جهت پيروي از امام زمان خود و حفظ قرآن و اسلام از هيچ چيز نهراسيد و جان خود را فداي آن كردند.

السلام علي الحسين و علي علي بن الحسين و علي اصحاب الحسين الذين بذلوا مهجهم دون الحسين عليه السلام از بعد واقعه جانسوز كربلا و شهادت حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام تاكنون از طرف نويسندگان شيعه و سني و محققين غير مسلمان ده تا بلكه صد تا كتاب راجع به زندگاني و قيام و نهضت آن بزرگوار نوشته شده است همگان اين نهضت و قيام را الهي و خدائي وصف كرده اند كه بخاطر زنده كردن احكام قرآن و دستورات اسلام بوده و اگرچه بصورت ظاهر موفق نشده اند لكن در حقيقت فتح و پيروزي واقعي نصيب آن بزرگوار شده است.

و همچين در بيشتر كتابها جملات و عبارات كوتاهي (كلمات قصار) در پند و موعظه از آن حضرت نقل شده و عده اي از بزرگان علماء اين كلمات را در مجموعه اي گرد آورده اند و به عربي يا فارسي درباره آنها توضيحاتي داده اند نويسنده نيز به تبعيت از آن بزرگواران مجموعه اي


از خطبه ها نامه ها و كلمات قصار آن حضرت گرد آورده و اينك بعنوان تيمن و تبرك چهل جمله از آنها را زينت بخش اين رساله مي نمايد باشد كه مشمول حديث معروف:

«من حفظ علي امتي اربعين حديثا في امر دينها بعثه الله تعالي يوم القيامه في زمره الفقهاء و العلماء» گردم.

1 - اتقوا هذه الاهواء التي جماعها الضلالة و ميعادها النار.

ترجمه: از اين هواهاي نفساني كه مجموعه آنها گمراهي و بازگشت آنها آتش دوزخ است بپرهيزيد. [1] .

2 - اصبر علي ما تكره فيما يلزمك الحق و اصبر عما تحب فيما يدعوك الي الهدي.

ترجمه: در راه حق و آنچه ترا به حق برساند شكيبا باش و هر آنچه را كه ترا به رستگاري و هدايت راهنما باشد دوست بدار. [2] .

3 - اعلموا ان حوائج الناس اليكم من نعم الله عليكم فلا تملو النعم


فتحول نقيما.

ترجمه: بدانيد كه نياز مردم به شما از جمله نعمت هاي خداوند است بر شما. مبادا اين نعمت ها شما را خسته و ملول گرداند كه در اين صورت نعمت به نقمت و گرفتاري تبديل مي شود. [3] .

4 - اعلموا ان الدنيا حلوها و مرها علم و الانتباه في الاخرة و الفائز من فاز فيها و الشقي من شقي فيها.

ترجمه: بدانيد كه تلخ و شيرين دنيا خواب و خيالي بيش نيست و بيداري در آخرتست.

رستگار كسي است كه در دنيا رستگار شد و شقي و بدبخت نيز در دنيا بدبخت و تيره روز گشت (كه الدنيا مزرعة الآخرة) [4] .

5 - اعلموا ان المعروف مكسب حمدا و معقبت اجرا فلو رايتم المعروف رجلا رأيتموه حسنا جميلا تسر الناظرين و لو رايتم الئوم رأيتموه سمجا مشوها تنفر منه القلوب و تغض دونه الابصار.


ترجمه: بدانيد و آگاه باشيد كارهاي نيك (انجام دادن) سبب ستايش (مردم) مي باشد و دنباله آن او و پاداش الهي است. اگر خوبي بصورت مردي جلوه كند آن را مردي زيبارخ و خوشروي مي بيند كه از ديدار او بينندگان مسرور و خوشحال مي شوند و اگر هم پستي لئامت (كه بصورت انساني جلوه كرده است) را ببيند او را در صورت مردي زشتي اندام و بد صورت مي بيند كه دلها نسبت به او نفرت دارد و چشمها در موقع ديدار او بسته مي شود (كه او را نبينند) [5] .

6 - اعمل عمل رجل يعلم انه مأخوذ بالاجرام مجزئي بالاحسان.

ترجمه: بدانگونه كه كسي كه مي داند گرفتار كارهاي بد و گناه و خطايش مي شود و سزا و پاداش كارهاي نيكش را مي برد عمل مي كند تو نيز عمل كن. اين نصيحت را حضرت به ابن عباس فرمودند. [6] .

7 - اكثروا مؤاخاة المؤمنين فان لهم عندالله يدا يكافيهم بها يوم القيامة.


با مؤمنين و اهل ايمان زياد برادري و يك دلي كنيد زيرا كه آنان در نزد خداوند قدرتي و دستي است كه بدان در روز رستاخيز مكافات مي كنند [7] .

8 - ان الامر بالمعروف و النهي عن المنكر دعاء الي اسلام مع رد المظالم و مخالفة الظالم و قسمة الفئي و الغنائم و أخذ الصدقات من مواضعها و وضعها في حقها.

ترجمه: بدرستيكه امر به معروف و نهي از منكر دو منادي اسلامند كه موجب مي شود:

رد مظالم و ستمگريها و مخالفت با ستم پيشه و تقسيم اموال عمومي بطور صحيح و درست و دريافت صدقات از جايگاهش و صرف كردن آن در موردش. [8] .

9 - ان الحلم زينة والوفاء مروءة و الصلة نعمة و الاستكبار صلف و العجلة سفه و السفه ضعف و الغلو ورطة و مجالسة اهل الدنائة شر و مجالسة اهل الفسوق ريبة.


ترجمه: علم و بردباري زينت و پيرايه است وفاي به عهد از مردانگي است پيوند خويشي از جمله نعمتها مي باشد خود بزرگ ديدن لاف و گزافه است شتاب در كارها از بي خردي است شفاعت و سبكسري از ناتواني است غلو و از حد خود تجاوز كردن همچون گرداب است همنشيني با مردم پست و فرومايه موجب شر مي باشد و همنشيني با مردم بدكردار و زشت عمل موجب شك (درباره همنشين) است. [9] .

10 - ان الخير في الصبر و الصبر من الدين و الكرم ودع العجز فان العجز لايغنيك.

ترجمه: حضرت سيدالشهداء در هنگام وداع با جناب ابوذر غفاري كه عثمان بن عفان او را به ربده تبعيد كرده بود در ضمن فرمايشات فرمودند كه: بدرستيكه خير و خوبي در صبر و شكيبائي است و صبر نتيجه دينداري و بزرگواري است. عجز و ناتواني را رها كن زيرا كه عجز ترا بي نياز نمي گرداند.

در برخي از كتب مي نويسد كه: و ان الجشع لاتقدم رزقنا و الجزع لايؤخر اجلا يعني بدرستيكه طمع روزي، را جلو نمي اندازد (زياد نمي كند) و بيتابي


مرگ را به عقب نمي افكند. [10] .

11 - ان الرجل اذا تكلم بكلام فينبغي ان يصدقه بالفعل.

ترجمه: انسان وقتي سخني و مطلبي گفت بايد عمل او گفتارش را گواهي كند. (عمل طبق گفتار باشد نه بگويد بخلق و خود نكند) [11] .



سعديا گرچه سخندان و مصالح گوئي

به عمل كار برآيد به سخنداني نيست



12 - انظر الي كل، ما يفيدك، منفعة في دينك فلا تعتدن به و لا ترغبن في صحبته فان كل ما سوي الله مضمحل و خيم عاقبته.

ترجمه: توجه داشته باش و نگاه كن بهر كس كه براي تو سودي ندارد (سود معنوي) فائده ندارد و به او توجه منما و در صحبت و دوستي با او ميل و رغبت نكن زيرا هرچه جز خداست نابودشدني است و عاقبت آن (كليه كارهائي كه براي غير خدا باشد از دوست گرفتن و...) سخت و ناگوار است. [12] .


13 - ان الناس عبيد الدنيا و الدين لعق علي السنتهم يحوطونه ما درت به معايشهم فاذا محصوا بالبلاء قل الديانون.

ترجمه: (حضرت سيدالشهداء عليه السلام در بين راه مكه به عراق فرزدق را ملاقات فرمود و از حال مردم كوفه از او سئوال كرد در جواب حضرت گفت كه: مردم دلشان با شماست لكن شمشيرهاي آنها به سود بني اميه است و بر روي شما حضرت فرمودند كه راست گفتي)

مردم بندگان دنيا هستند و دين بازيچه زبان آنها تا هنگامي كه زندگاني مادي آنها اجازه دهد دين دار هستند اما چون مورد آزمايش قرار گرفتند و در آن موقع تعداد افراد متدين كم مي شود [13] .

14 - ان مجاري الامور و الاحكام علي ايدي العلماء بالله الامناء علي حلاله و حرامه.

ترجمه: بدرستيكه سرنوشت و گزارش كارهاي مردم (در امور دين و دنياي آنها) و احكام خداوندي در دست دانشمندان و عالمان خداوندي است (عالمان عادل خداترس) كه آنان در حلال و حرام كارها از طرف خداوند امين مي باشند.


در منطق الحسين عليه السلام (ص 108) مي نويسد: شيخ مرتضي انصاري رحمة الله عليه اين عبارت را در رديف بعضي روايات ديگر در موضوع ولايت حاكم نقل فرموده است. [14] .

15 - ان من حسن المرء تركه ما لايعنيه.

ترجمه: از نشانه هاي خوبي شخص آنست كه: آنچه را كه براي او فائده و سودي (مادي و معنوي) ندارد را رها كند. [15] .

و هم از رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم روايت شده كه فرمودند ان من حسن اسلام المرء تركه، ما لا يحبه. [16] .

16 - اني لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما؛ و انما خرجت لطلب الاصلاح في جدي صلي الله عليه و آله. اريد ان آمر بالمعروف و النهي عن المنكر و اسير بسيرة جدي و سيرة ابي علي بن ابيطالب.

ترجمه: حضرت سيدالشهداء عليه السلام هنگام خروج از مدينه كه


بقصد مكه حركت فرمود ضمن وصيت نامه خود به برادر خويش جناب محمد حنفيه منظور خود را از قيام عليه يزيد بدينگونه بيان فرمود:

من به قصد تجاوز و طغيان و فساد و ستمگري قيام نكردم بلكه (قيام من) به جهت اصلاح امور جدم و امر به معروف و نهي منكر نمودن و اينكه رفتار كنم به سيرت و روش جدم رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم و روش پدرم حضرت علي بن ابيطالب عليه السلام [17] .

17 - اوصيكم بتقوي الله فان الله قد ضمن لمن القاه ان يحوله عما لا يحب الي ما يحب و يرزقه من حيث لا يحتسب.

ترجمه: سفارش مي كنم شما را به تقوي و پارسائي به خاطر خداوند زيرا كه خداوند بر خود لازم گردانيده است كه آنكس كه بخاطر او پرهيزكار باشد را از آنچه موجب نارضايتي است به آنچه دوست مي دارد برگرداند و روزي او را از جائي كه گمان ندارد برساند. [18] .

18 - ياك ان تكون ممن يخاف علي العباد من ذنوبهم و يأمن العقوبة من ذنبه فان الله تبارك و تعالي لا يخدع عن جنته و لا ينال ما


عنده الا بطاعته انشاء الله.

ترجمه: بپرهيز از اينكه در جمله كساني باشي كه بر مردم از جهت گناهشان مي ترسند و از عقوبت گناه خود ايمن و آسوده مي باشند. زيرا كه خداوند تبارك و تعالي فريب نمي خورد از بهشتش (در مورد بهشتش) و به كسي از نعمت ها و رحمت هايش كه نزد اوست نمي رسد مگر به طاعت و فرمانبرداريش. [19] .

19 - ايها الناس؛ من جاد ساد و من بخل ذل (رذل)

و ان اجود الناس من اعطي من لا يرجوه و اعفي الناس من عفي عن قدرته و اوصل الناس من وصل من قطعه و الاصول علي مغارسها بفروعها تسموا.

ترجمه: اي مردم (بدانيد كه) هركس بخشيد بزرگ شد و آنكش كه بخل ورزيد پست و خوار گرديد و بخشيده ترين مردم كسي است كه بدانكه اميد ندارد ببخشد و با گذشت ترين مردم آنست كه با داشتن قدرت انتقام كشيدن گذشت كند و رحم نوازتر آنست كه با كسي كه از او قطع پيوند خويش كرده پيوند كند و ريشه ها در محل كشتشان بوسيله شاخه هايشان رشد


مي كنند (انسان به وسيله خويشان و بستگان خود در جامعه بزرگ مي شود). [20] .

20 - خيرالمال ما وقي به العرض.

ترجمه: بهترين ثروتها و مالها آنست كه بوسيله آن عرض و آبروي انسان حفظ شود (اين سخن را حضرت به برادر خود حضرت امام حسن مجتبي عليه السلام فرمود)

ان خير، لك، و قيت به عرضك. [21] .

21 - دراسة العلم لقاح المعرفة و طول التجارب زيادة في العقل و الشرف و التقوي و القنوع راحة الابدان و من اجل نهاك و من ابغضك اغراك.

ترجمه: درس خواندن و درس گفتن موجب زيادتي و پيوند علم و معرفت است. آزمايش و تجربه زياد سبب فزوني عقل و خرد مي باشد. شرافت و پاكدامني و قناعت سبب راحتي جسم (و روح) مي باشد آنكس كه ترا دوست دارد ترا از بديها نهي مي كند و دشمن تو، تو را فريب داده


و به كارهاي زشت و بد ترغيب مي كند. [22] .

22 - رب ذنب احسن من الاعتذار.

ترجمه: (عبدالله بن عمرو بن عاص از اينكه در جنگ صفين حركت نكرد در خدمت آنحضرت پوزش طلبيد) حضرت به او فرمود:

چه بسا گناهي كه از پوزش خواستن بهتر است.

از مثلهاي فارسي است كه مي گويد: «عذر بدتر از گناه» [23] .

23 - سئل عنه عليه السلام؛ ما اقبح الشيئي؛ قال:

الفسق في الشيخ قبيح و الحدة في السلطان قبيحة و الكذب في ذي الحسب قبيح و البخل في ذي الغني و الحرص في العالم.

ترجمه: از حضرت سيدالشهداء عليه السلام پرسيدند كه: قبيح ترين و زشترين چيزها چيست؟ در جواب فرمود: انجام دادن كارهاي خلاف دين از پيران زشت است. خشم و غضب و ناشكيبايي از پادشاهان و صاحبان قدرت دروغگوئي از بزرگ زادگان بخل و امساك از ثروتمندان


حرص و آز از دانشمندان زشت و بد مي باشد. [24] .

24 - صاحب الحاجة لم يكرم وجهه عن سؤالك فاكرم وجهك عن رده.

ترجمه: آنكس كه حاجت خود را از تو خواست در اين خواستن آبرويش زياد نمي شود (بلكه از قدر و منزلت او در نزد تو كاسته مي شود) بنابراين تو در برآوردن حاجت او آبرو و شخصيت خود را در نزد او زياد گردان. [25] .

25 - الصدق عز و الكذب عجز و السر امانة و الجوار قرابة و المعونة صداقة و العمل تجربة و الخلق الحسن عبادة و الصمت زين و الشح فقره و السخاء غني و الرفق لب.

ترجمه: راستگوئي موجب عزت و بزرگواري است و دروغ از ناتواني و اسرار مردم امانت است (كه نبايد فاش شود) و همسايگي چون خويشاوندي است (حق همسايه مانند حقوق بستگان است) - ياري كردن نتيجه دوستي است كار نيكو در اثر تجربه و آزمايش است خوش خلقي عبادت است.


سكوت موجب زينت انسان است حرص و طمع فقر مي آورد بخشندگي بي نيازي است مرافقت و همراهي كردن با مردم از خرد و عقل است. [26] .

26 - لا افلح قوم اشتروا مرضاة المخلوق بسخط الخالق.

ترجمه: (وقتي حضرت سيدالشهداء عليه السلام در كربلا نامه ابن زياد را قراءت كرد فرمود) رستگار نشد گروهي و قومي كه رضايت بندگان خدا را به غضب خداوند فروختند (يعني غضب و سخط خداوند را گفته و در ازاء آن خوشنودي مردم را خواستند) [27] .

27 - لا تصبحوا اهل البدع و لا تجالسوهم فتصبروا عند الناس كاحد منهم.

ترجمه: با مردم بدعت گذار (كساني كه سنت هاي تازه كه برخلاف دين است ايجاد مي كنند) مصاحبت و همنشيني نكنيد زيرا در نظر اجتماع و مردم يكي از آنان محسوب مي شويد. [28] .

28 - لا تقولن في اخيك المؤمن اذا تواري عنك الا ما تحب ان تقول فيك اذا تواريت عنه.


ترجمه: (حضرت به عباس فرمود كه)

درباره برادر مؤمنت كه از نظر تو غايب گرديده (پشت سر او) حرفي نزن جز آنچه را كه دوست مي داري در پشت سر تو بگويند. [29] .

29 - لا يأمن يوم القيامة الا من خاف الله في الدنيا.

ترجمه: (به حضرت سيدالشهداء عليه السلام گفته شد كه: ما اعظم خوفك من ربك حضرت فرمود)

در روز رستاخير هيچ كس در امن و امان نمي باشد مگر كسي كه در دنيا از خداوند مي ترسد. [30] .

30 - لا يكمل العقل الا باتباع الحق.

ترجمه: خرد و عقل كامل نمي شود مگر در راه پيروي نمودن از حق [31] .

31 - لو عقل الناس و تصور ذا الموت بصورته لخربت الدنيا.

ترجمه: اگر مردم عقل و خرد را بكار مي بستند و مرگ را آنچنان كه بود


تصور مي كردند دنيا خراب مي شد. [32] .

32 - ما اهون الموت علي سبيل نيل العز و احياء الحق.

ليس الموت في سبيل العز الا حياة خالدة و ليست الحيوة مع الذل الا الموت الذي لاحياة معه...

ترجمه: هنگاميكه حضرت سيدالشهداء عليه السلام در راه مكه به عراق با حر برخورد كرد و او حضرتش را از جنگ بر حذر مي داشت و از مرگ و كشته شدن خبر مي داد حضرت به او فرمود:

ليس شأني شأن من يخاف الموت سپس فرمود:

چقدر مرگ در راه وصول به عزت و بزرگواري و زنده گردانيدن حق خوار و سبك است.

مرگ در راه وصول به عزت چيزي جز حيات جاويد نمي باشد و زندگي با ذلت و خواري درحقيقت مرگي است كه زندگي با او نيست. [33] .

33 - ما عبدالله بشيئي افضل من اداء حق المؤمن.

ترجمه: خداوند متعالي به چيزي بهتر و شايسته تر از اداء حق مومن عبادت


نشده است. [34] .

34 - المجالس يالامانة و ليس لاحد ان يحدث بحديث يكتمه صاحبه الا باذنه الا ان يكون فقها او ذكرا له بخير.

ترجمه: انجمن ها و مجالس همچون امانت است (كه نبايد در آن خيانت كرد) و كسي را نمي رسد كه آنچه را كه دوستش آن را پنهان داشته بازگو كند مگربه اذن و اجازه او مگر آن موضوع مسئله اي فقهي و علمي باشد و يا يادآوري از او به نيكي و خوبي باشد. [35] .

35 - من زهد في الدنيا أثبت الله الحكمة في قلبه و انطق به لسانه و بصره عيوب الدنيا دائها و دوائها و اخرجه الله سالما الي دار السلام.

ترجمه: آنكس كه زهد در دنيا پيشه خود گردانيد خداوند حكمت و خرد را در قلب او ثابت مي گرداند و زبانش را در علم و حكمت گويا مي كند و زشتيهاي دنيا را در نظرش مي آورد و دردهاي دنيا و درمانها آن را بدو


مي فهماند و او را سالم از دنيا بيرون برده و به بهشت مي برد. [36] .

36 - من اتعظ قبل ان يوعظ و استيقظ قبل او يوقظ فقال ان هذا هو السعيد.

ترجمه: آنكس كه قبل از آنكه وي را پند دهد خود پند گيرد و پيش از آنكه وي را از خواب (غفلت و بي خبري) بيدار كنند خود بيدار شود اين چنين شخص در حقيقت خوشبخت و سعادتمند مي باشد.

توضيح: كسي از حضرت پرسيد: من اشرف الناس آن حضرت در جواب او فرمودند كه. [37] .

37 - من عادانا فلرسول الله صلي الله عليه و آله و سلم يعادي و من والانا فلجدي صلي الله عليه و آله و سلم و الي.

ترجمه: كسي كه با ما خاندان دشمني و عداوت كند با پيغمبر خدا عليه السلام دشمني كرده و آنكس كه با ما دوستي نمايد با آن حضرت دوستي نموده است.


(در برخي از كتابها در عبارت اندكي اختلاف دارد) [38] .

38 - يابن آدم: اذكر مصارع آبائك و ابنائك كيف كانوا و حيث حلوا و كانك عن قليل قد حللت محلهم و عبرت عبرة المعتبر.

ترجمه: اي فرزند آدم بخاطر بياور حالت پدران و فرزندان خود را كه چگونه بودند و كجا شدند و تو خود نيز به همين زودي به منزلگاه آنان وارد مي شوي و موجب عبرت و پندگرفتن پندگيران قرار خواهي گرفت. [39] .

39 - يابن آدم: اذكر مصرعك و في قبرك مضجعك و موقفك بين يدبي الله، تشهد جوارحك عليك يوم تزل فيه الاقدام و تبلغ القلوب الحناجر و يبيض وجوه و تسود وجوه و تبددا السرائر و يوضع الميزأن القسط.

ترجمه: اي فرزند آدم. جايگاه خود و خوابگاهت در قبر بخاطر بياور آن هنگام كه در برابر خداي تعالي ايستاده اي و اعضاء و دستهايت بر تو شهادت مي دهند آنجائيكه گامها مي لغزد و دلها به گلو برسد در آن هنگام


جمعي كه نيكوكار بودند سفيد چهره اند و گروه بدكرداران سياه رو. باطن اشخاص ظاهر شود (ديگر چيزي مخفي نمي ماند) و آنجا ميزان عدل الهي قرار مي گيرد. [40] .

40 - يابن آدم:

انما انت ايام كلما مضي يوم ذهب بعضك.

ترجمه: اي فرزند آدم. نصيب و بهره تو از دنيا چند روزي بيش نيست. هر روز كه از عمر گذشت يك قسمت از عمرت گذشته است (عمر خود را غنيمت شمار و آن را بيهوده از دست مده) [41] .


[1] ص 591 يازدهم احقاق الحق به اضافه 55 هشتم لسان العرب.

[2] ص 89 - يلاغة الحسين عليه السلام.

[3] ص 204 دوم كشف الغمه به اضافه ص 6 لمعات الحسين عليه السلام.

[4] ص 73 تفسير حضرت امام حسن عسكري عليه السلام به اضافه ص 347 هفدهم عوالم العلوم.

[5] ص 594 يازدهم احقاق الحق به اضافه ص 204 دوم كشف الغمه به اضافه ص 275 چهارم ناسخ التواريخ..

[6] ص 74 بلاغة الحسين به اضافه ص 256 شخصيت حسين به اضافه ص 235 منطق الحسين عليه السلام.

[7] ص 100 يكم اقوال الائمة.

[8] ص 24 بلاغة الحسين به اضافه 52 تحف العقول....

[9] ص 593 يازدهم احقاق الحق به اضافه ص 162 چهارم اعيان الشيعه به اضافه ص 205 كشف الغم دوم.

[10] ص 8 بلاغة الحسين به اضافه ص 71 منطق الحسين عليه السلام.

[11] ص 446 يازدهم احقاق الحق به اضافه ص 153 مقتل الحسين خوارزمي.

[12] ص 104 يكم اقوال الائمه نقل از فصل الخطاب.

[13] ص بحارالانوار به اضافه ص 245 تحف العقول و كليه هاي مصادر ديگر.

[14] ص 25 بلاغة الحسين به اضافه ص 238 تحف العقول....

[15] ص 25 بلاغة الحسين به اضافه ص 238 تحف العقول....

[16] ص بحارالانوار به اضافه ص 94 بلاغة الحسين عليه السلام.

[17] ص 601 يازدهم احقاق الحق به اضافه ص 188 مقتل خوارزمي به اضافه ص 45 نفس المهموم و تمام كتب.

[18] ص 9 بلاغة الحسين به اضافه ص تحف العقول.

[19] ص 9 - بلاغة الحسين به اضافه ص 113 منطق الحسين عليه السلام.

[20] ص 205 دوم كف الغمه به اضافه ص 6 لمعات الحسين به اضافه ص 275 چهارم ناسخ التواريخ.

[21] ص 206 كشف الغمه به اضافه ص 65 چهارم مناقب.

[22] ص 220 يكم اقوال الائمه به اضافه ص 10 لمعات الحسين به اضافه ص 233 نطق الحسين عليه السلام.

[23] ص 83 بلاغة الحسين عليه السلام.

[24] ص 91 - بلاغة الحسين به اضافه ص 216 شخصيت حسين به اضافه ص 225 منطق الحسين عليه السلام.

[25] ص 163 چهارم اعيان الشيعه به اضافه ص 64 هفدهم عوالم به اضافه ص 208 دوم كشف الفحه.

[26] ص 83 بلاغة الحسين عليه السلام.

[27] ص 101 چهارم اعيان الشيعه به اضافه ص 237 هفدهم عوالم العلوم.

[28] ص 130 يكم اقوال الائمه.

[29] ص 84 بلاغة الحسين به اضافه ص 259 شخصيت حسين به اضافه ص 235 منطق الحسين عليه السلام.

[30] ص 86 بلاغة الحسين به اضافه ص 561 شخصيت حسين عليه السلام به اضافه ص 69 چهارم مفاضت.

[31] ص 95 بلاغة الحسين به اضافه ص 236 منطق الحسين عليه السلام.

[32] ص 592 - يازدهم احقاق الحق به اضافه ص 281 شخصيت حسين عليه السلام به اضافه ص 458 دوم مخاصات راغب اصفهاني.

[33] ص 601 يازدهم احقاق الحق به اضافه ص 448 - اهل البيت به اضافه ص 17 لمعات الحسين عليه السلام.

[34] ص 86 يكم اقوال الائمه.

[35] ص 244 يكم اقوال الائمه به اضافه ص وافي به اضافه ص 51 پندها و اندرزها.

[36] ص 184 يكم اقوال الائمه به اضافه ص بحارالانوار.

[37] ص 590 يازدهم احقاق الحق به اضافه ص 281 شخصيت حسين به اضافه ص 402 چهارم محاضرات راغب.

[38] ص 592 - يازدهم احقاق الحق به اضافه ص 65 بلاغة الحسين عليه السلام.

[39] ص ارشاد ديلمي به اضافه ص 10 بلاغة الحسين به اضافه ص 109 منطق الحسين عليه السلام.

[40] ص 120 يكم اقوال الائمه به اضافه ص 10 بلاغة الحسين به اضافه ص 109 منطق الحسين عليه السلام.

[41] ص ارشاد القلوب ديلمي به اضافه ص 202 اقوال الائمه به اضافه ص 87 بلاغة الحسين عليه السلام.