کد مطلب:142078 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:81

تلاش براي دستيابي به خيمه گاه
از آن پس، جنگ آن گروه با سپاه حسين (ع) بالا گرفت تا روز به نيمه رسيد. ياران حسين (ع) در دل انبوه نيروهاي دشمن محاصره شده بودند و بسياري از آنان


مجروح گرديدند. چون ياران حسين (ع) اندك بودند، هرگاه كساني از ايشان كشته مي شد، آشكار مي گرديد، ولي هر چه از سپاه عمر بن سعد به قتل مي رسيدند پيدا نبود، زيرا كه شمار آنان بسيار بود. [1] .

حصين بن نمير فرمانده نيروهاي تير انداز، چون اين بردباري را از ياران حسين (ع) ديد، پانصد تن تير انداز از همراهان خويش را پيش فرستاد، تا سپاهيان حسين را تيرباران كنند. آنان همي دست به كمان بردند و تير اندازي را آغاز كردند، لحظه اي بعد، اسبان سپاه آن حضرت از پاي در آمدند و شماري از سواركاران نيز زخمي شدند و ناگزير پياده به جنگ پرداختند، و ساعتي نبرد با شدت ادامه يافت. [2] .

آنگاه شمر بن ذي الجوشن با همراهانش پيش آمدند.

شمر يورش برد تا نيزه خود را به چادر مخصوص حسين (ع) فرود كرد و فرياد كشيد: آتش بياوريد تا من اين خيمه را با هر كه در آن است بسوزانم!

با اين سخن، شيون زنان برخاست و از خيمه بيرون آمدند.

حسين (ع) فرياد زد: اي پسر ذي الجوشن!! تو با آتش مي خواهي خيمه گاهم با خانواده ام را بسوزاني؟ خدا تو را به آتش بسوزاند.

حميد بن مسلم مي گويد كه من به شمر گفتم: سبحان الله! اين كار از تو شايسته نيست، مي خواهي هم عذاب خدا را بچشي و هم كودكان و زنان را بكشي؟

بخدا سوگند همان مردان را هم كه بكشي امير از تو راضي مي شود.

شمر به من گفت: تو كيستي؟

گفتم: من خود را به تو معرفي نخواهم كرد! بخدا سوگند ترسيدم كه اگر مرا بشناسد گزارش بدي از من به حكومت بدهد.


مرد ديگري كه از شبث بن ربعي هم نزد او مطاع تر بود، پيش آمد و به او گفت، بدتر از گفتار امروز تو نشنيدم، و زشت تر از وضعي كه اينك به خود گرفته اي نديدم، آمدي پيرامون زنها پرسه مي زني؟!

ديدم شرمسار شد و خواست برگردد كه زهير بن قين با ده تن از همراهان خود به او و يارانش حمله كرد و آنها را از خيمه ها دور كرده و از تپه بالا رفتند. در اين درگيري يكي از ياران شمر به نام اباعزره ضبابي را به خاك انداختند، تا آنكه لشكر دشمن به آنان هجوم آورده و اين گروه را درهم شكستند. [3] .

چون خيمه هاي اباعبدالله (ع) به هم پيوسته بود، لشكر كوفه جز از يكسو بر حسينيان نمي توانستند دست يابند، از اينرو ابن سعد دستور داد: از سمت چپ و راست پيش روند و خيمه ها را از جا بكنند و آنان را محاصره كنند. [4] .

ياران حسين (ع) در دسته هاي سه يا چهار نفري تقسيم شدند و حفاظت خيمه ها را عهددار گرديدند. اين فداكاران ازميام خيمه ها به مهاجمان حمله بردند و آنكس كه مي خواست چادري را بكند يا بربايد، مي كشتند يا به تير مي زدند و يا زخمي مي كردند.

عمر بن سعد گفت: خود به خيمه ها نرويد، و از كندن و ربودن آنها خودداري كنيد بلكه آتش در آنها افكنيد. يارانش، همچنانكه او گفته بود، دست از كندن و ربودن برداشتند و آتش به خيمه گاه زدند.

حسين (ع) فرمود: بگذاريد آتش بزنند، زيرا همان آتش مانع آنها مي گردد همين گونه هم شد و آنان ناگزير از يكسو با ياران حسين مي جنگيدند. [5] .



[1] ارشاد، ص 238.

[2] طبري، ج 5، ص 437.

[3] طبري، ج 5، ص 438 و 439.

[4] طبري، ج 5، ص 438.

[5] طبري، ج 5، ص 438، طبري، ج 5، ص 439.