کد مطلب:142106 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:93

زيارت قبور شهداء
برخي از مقتل نگاران نقل كرده اند: چون زنان و خاندان حسين (ع) از شام بازگشتند و به سرزمين عراق رسيدند، به راهنماي قافله گفتند ما را از راه كربلا ببر.

پس راه كربلا را پيش گرفتند تا به قتلگاه رسيدند، ديدند جابر بن عبدالله انصاري و جمعيتي از بني هاشم و مرداني از اولاد پيغمبر (ص) براي زيارت قبر حسين بدانجا آمده اند.


آنان همگي به عزاداري پرداختند، و با گريه و اندوه مجلسي را بپا داشتند كه دلها را جريحه دار مي ساخت. [1] .

مورخان، آن روز را بيستم صفر سال 61 هجري مصادف با اربعين شهادت امام حسين (ع) دانسته اند. و گويا اين كاروان سر حسين را همراه خود داشته اند و در همان نخستين روز ورود به بدنش ملحق كرده اند. [2] .

اما سيد بن طاووس كه حضور اهلبيت امام حسين (ع) را در نخستين اربعين نقل كرده است، در كتاب «اقبال» در اعمال روز بيستم صفر، بعد از اشاره به آنچه كه در لهوف نوشته است، مي افزايد: وقوع قضيه ياد شده بعيد است، زيرا كه عبيدالله زياد، واقعه كربلا را در نامه اي به يزيد گزارش كرد و از او نسبت به انتقال اهلبيت به شام، اجازه خواست و تا دريافت پاسخ، كه مدت بيست روز يا بيشتر طول مي كشد، منتظر ماند. و ديگر آن كه روايت شده: چون اهلبيت را به شام فرستاد، ايشان را يك ماه در مكاني جاي دادند كه مانع از سرما و گرما نبود. بنابراين مقتضي است كه رسيدن ايشان به مدينه و يا كربلا پس از اربعين باشد. [3] .

علاوه بر اين كه سيد بن طاووس كه ناقل روايت آمدن اهلبيت به كربلاست، خود اين روايت را در اثر ديگرش نقد كرده است. ديگر مورخان و محدثان نيز آن را تأييد نكرده و بلكه خلاف آن را گفته اند؛ چنان كه شيخ مفيد در مسار الشيعه مي نويسد: بيستم ماه صفر، روز بازگشت خاندان حضرت ابي عبدالله الحسين (ع) از شام به سوي مدينه طيبه است و آن روزي است كه جابر بن عبدالله انصاري جهت زيارت قبر حضرت ابي عبدالله (ع) از مدينه به كربلا وارد شد و او نخستين كسي است كه آن


حضرت را زيارت كرده است. [4] .

ميرزا حسين نوري در كتاب لؤلؤ و مرجان پس از نقل موارد مذكور مي نويسد: «ظاهر عبارت شيخ مفيد و ديگر روايتگران آن است كه روز اربعين از شام بيرون آمدند نه آن كه وارد مدينه شدند، چنان كه بعضي توهم كرده اند؛ چه از دمشق تا مدينه كمتر از يك ماه سير قافله متعارف نشود، خصوص آن قافله حسب دستور العمل يزيد به نعمان كه با آن رفتار نموده؛ و بعد ما بين اين دو بلد، زياده از دويست فرسخ است و اگر مراد آن بود، تغيير عبارت نمي داد و در حق جابر كه اختلافي در ورود او در روز اربعين نيست به «ورود» در اينجا به «رجوع» تعبير فرمود و در هر حال اين كلمات صريح است در نيامدن ايشان به كربلا، و الا ذكر آن در وقايع ماه صفر از جهاتي اولي بود.» [5] .

مرحوم نوري براي اثبات نظر خود، دليل ديگري مي آورد و آن روايت ورود جابر بن عبدالله به كربلا معلي است، كه در منابع معتبر نقل شده است:

عطيه بن سعد بن جناده عوفي، كه از روات اماميه است و اهل سنت در رجال خود تصريح كرده اند كه وي راستگو بوده و در سنه 111 هجري قمري وفات كرده، روايت كرده است:

با جابر بيرون رفتيم به جهت زيارت حسين بن علي عليه السلام؛ آنگاه شرح داده كيفيت ورود خود و جابر را به كربلا و اجمال آن، آن كه جابر غسل كرد و خود را


شبيه محرمان نمود و به سعد خوشبو كرد، و چون نابينا بود عطيه دستش را به قبر مطهر رسانيد، پس بيهوش شد، آب بر او پاشيده به حال آمد. پس به سوز دل سخناني جگر سوز به آن حضرت عرض كرد. آنگاه بر شهداء سلام كرد و در آخر كلامش گفت: كه ما نيز شريك بوديم ودر آن امري كه داخل شديد. (يعني مجادله و مقاتله و نصرت ذريه خاتم الانبيا صلي الله عليه و آله و شهادت)

عطيه گفت: ما رنجي نكشيديم و شمشيري نزديم، ولي سرهاي اين گروه از بدن جدا و زنانشان بيوه و فرزندانشان يتيم شدند، چگونه در اجر با ايشان شريك باشيم؟

جابر در جواب، حديث نبوي را كه خود شنيده بود، ذكر نمود كه هر كس دوست دارد عمل قومي را، با ايشان در ثواب آن عمل شريك باشد. و گفت: نيت من و اصحابم بر همان نيت حسين (ع) و اصحاب اوست. آنگاه فرمود: مرا ببريد به طرف خانه هاي كوفه. چون قدري از مسافت راه طي شد فرمود:

اي عطيه آيا تو را وصيتي بكنم؟ و گمان ندارم بعد از اين سفر ديگر تو را ملاقات كنم. پس امر كرد او را به درستي دوستان آل محمد (ص) و دشمني با دشمنان ايشان. [6] .

و از اين خبر شريف معتبر معلوم مي شود جابر چند ساعتي بيش، در آن جا درنگ نكرد و كسي را ملاقات ننمود. و به حسب عادت، نشود كه اهل بيت وارد شوند و با جابر ملاقات كنند و عطيه در نقل چگونگي آن سفر زيارت با جابر ابدا اشاره به آن نكند.

همچنين سيد جليل مذكور طاب ثراه در كتاب «مصباح الزائر» در اعمال روز اربعين روايت كرده از عطا، و ظاهرا هما عطيه مذكور در خبر سابق است، گفت:


من با جابر بودم روز بيستم صفر چون به غاضريه رسيديم؛ آنگاه قصه غسل و سعد و بيهوشي را ذكر نمود. پس از افاقه زيارتي از او نقل كرد كه به آن بر آن حضرت سلام كرد و معروف است آن زيارت به زيارت آل الله و نيز زيارت مختصري براي علي بن الحسين (ع) و نيز مختصري براي شهداء. آنگاه رفت بر سر قبر اباالفضل و زيارت كرد و نماز به جاي آورد و رفت. [7] و ابدا اشاره در آن خبر از آن قصه نيست. و گمان ندارم صاحب عقل سليمي باور كند كه حضرت سجاد (ع) به آن جا بيايد و در ظاهر، اول زيارت آن جناب باشد و اشاره به آن نشود و زيارتي و سخني از آن حضرت نقل نكند و از جابر نقل زيارت كند، كه تاكنون شيعيان در آن روز به آن عمل كنند. [8] .

ولي با اين همه نقدهايي كه بر روايت ياد شده وارد است و به همين جهت شماري از پژوهشگران، اين رخداد را موافق با واقعيات تاريخي نمي دانند به ويژه آن كه مسيري كه كاروان طي مي كرده با موقعيت جغرافيايي كربلا، تلاقي نداشته، اما شماري ديگر با توجه به شواهد و دلايل تاريخي و نقشه هاي جغرافيايي و راه هاي شوسه قديم، وقوع چنين واقعه اي را چندان بعيد نمي دانند چنان كه محقق دانشمندان آيت الله شهيد سيد محمد علي قاضي طباطبايي (ره) در پژوهشي گسترده، ضمن ارايه اسناد و مدارك بسيار، كوشيده است تا ثابت نمايد كه ملاقات جابر با كاروان اهلبيت و مجلس سوگواري، در نخستين اربعين شهادت رخ داده است و كاملا با حقايق تاريخي و موقعيت هاي جغرافيايي سازگار است. [9] البته اين سخن


است كه پذيرش آن براي ما دشوار است هر چند كه قاطعانه نمي شود آن را رد كرد.


[1] لهوف، ص 86.

[2] الآثار الباقيه (ترجمه) ج 2، ص 392. تهران، 1321.

[3] اقبال، سيد بن طاووس، ص 589.

[4] مسار الشيعه، شيخ مفيد، ص 46، ضمن مجموعه مصنفات شيخ مفيد ج 7، و نيز بنگريد به مصباح المجتهد، شيخ طوسي، تصحيح اسماعيل انصاري زنجاني، ج 3، ص 730، مصباح كفعمي، بيروت، مؤسسه اعلمي، 1403 ق، ص 489 و 510.

[5] لؤلؤ مرجان، چشم اندازي به تحريفات عاشورا، ميرزا حسين نوري، تحقيق مصطفي درايتي، انشارات مطهري، قم، 1379 ش. ص 235 - 229.

[6] بشارة المصطفي، طبري، ص 75 -74.

[7] بحارالانوار، مجلسي، ج 101، ص 329 به نقل از مصباح الزائر.

[8] لؤلؤ مرجان، ص 236.

[9] ر.ك: تحقيق درباره اول اربعين، چاپ دوم، تبريز، 1379 ه ق.