کد مطلب:142107 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:85

بازتاب خبر شهادت حسين در مدينه
يزيد، عبدالملك بن ابي الحريث سلمي را فراخواند و به او گفت: به مدينه برو، و عمرو بن سعيد بن العاص را ديدار كن و او را به كشته شدن حسين مژده بده.

عبدالملگ گويد: من سوار بر شتر شده و بسوي مدينه حركت كردم، پس با مردي از قريش در بين راه ملاقات كردم كه از من پرسيد:

چه خبر؟

گفتم: خبر نزد امير است و آنرا خواهي شنيد!

گفت: انا لله و انا اليه راجعون؛ بخدا سوگند! حسين (ع) كشته شده است.

و چون بر عمرو بن سعيد وارد شدم، گفت:

چه خبر داري؟

گفتم: خبري كه امير را شاد كند! حسين بن علي كشته شد!

گفت: بيرون برو و خبر كشته شدن او را فرياد كن.

سپس آمدم و در شهر جار زدم، چون اين خبر به مردم رسيد، صداي شيوني و سوزي برخاست كه من تا آنروز مانندش را نديده بودم. اين فريادهاي جانسوز زنان بني هاشم بود كه با شنيدن خبر قتل حسين (ع) از خانه هايشان بلند شده بود. [1] .

ام لقمان دختر عقيل بن ابي طالب، هنگامي كه از شهادت حسين (ع) و همراهانش آگاه شد، با سر و روي گشوده با خواهرانش ام هاني، اسماء، رمله، و زينب، از خانه بيرون آمد و بر كشته هاي خويش گريسته و مي سرود:




ماذا تقولون ان قال النبي لكم

ماذا فعلتم و أنتم آخر الأمم



بعترتي و باهلي بعد مفتقدي

منهم أساري و قتلي ضرجوا بدم



ما كان هذا جزائي اذ نصحت لكم

أن تخلقوني بسوء في ذوي رحمي



چه پاسخ مي دهيد به پيامبر هنگامي كه به شما بگويد: شما كه آخرين امتها بوديد چه كرديد با عترت خاندان من پس از رفتن من؟ گروهي را اسير و گروهي را به خون آغشته كرديد. پاداش نصيحتهاي من اين نبوده كه پس از من نسبت به نزديكانم بدرفتاري كنيد.

ابن ابي الحريث مي گويد: آنگاه نزد عمر بن سعيد آمدم، چون مرا ديد خنده اي كرد و اين شعر عمرو بن معد يكرب را خواند:

شيون زنان بني زياد چه شيوني است

مانند شيوه زنان ما، در روز ارنب [2] .

سپس افزود: اين شيون امروز زنان بني هاشم، در برابر شيون زنان بني اميه است كه آنروز بر عثمان كردند و آنگاه به منبر رفت و مردم را از كشته شدن حسين بن علي (ع) آگاه نمود و يزيد بن معاويه را دعا كرد و از منبر فرود آمد! [3] .

آنروز كه عمرو بن سعيد جريان كشته شدن حسين را در منبر مي گفت؛ چون شب فرارسيد، در دل شب آوازي شنيده مي شد كه مردم گوينده اش را نمي ديدند، و او اين اشعار را مي خواند:




أيها القاتلون جهلا حسينا

أبشروا بالعذاب و التنكيل



كل أهل السماء يدعوا عليكم

من نبي و ملائك و قبيل



قد لعنتم علي لسان ابن داوود

و موسي و صاحب الانجيل



اي كساني كه از روي ناداني حسين را كشتيد

مژده باد شما را عذاب و شكنجه

همه آسمانيان بر شما نفرين كنند

از پيامبران، فرشتگان و ديگر مردمان

براستي شما لعنت شديد بر زبان سليمان بن داوود

و موسي و عيسي صاحب انجيل [4] .

يكي از دوستان عبدالله بن جعفر شوهر حضرت زينب (س)، نيز نزد عبدالله رفته و خبر شهادت دو فرزندش را به وي اعلام كرد.

عبدالله گفت: انا لله و انا اليه راجعون!

ابوالسلاسل، غلام عبدالله گفت: اين مصيبت از جانب حسين به ما رسيده است! يعني او سبب اين اندوه شده است!

عبدالله با نعلين خود به او زد و او را از نزد خويش دور كرد و گفت: اي پسر زن لخناء! آيا درباره حسين چنين مي گوئي؟! بخدا سوگند اگر من در خدمت آنحضرت بودم دوست داشتم كه از او دور نشوم تا در كنارش كشته شوم! بخدا چيزي كه مصيبت آن دو را تسلي مي بخشد و از اندوه من مي كاهد اين است كه آنها در ركاب برادر و پسر


عمويم به شهادت رسيده اند! و جان خويش را در ياريش نثار كرده و در اين راه پايداري و شكيبائي ورزيدند! سپس رو به كساني كه نشسته بودند كرد وگفت:

سپاس خداوندي را كه شهادت حسين را بر من گران گردانيد و اگر من با دست خود ياريش نكردم، ولي دو فرزندم به او ياري رساندند! [5] .


[1] ارشاد، ص 247.

[2] ارشاد، ص 247. كامل، ج 2، ص 579.

[3] ارشاد، ص 247.

[4] ارشاد، ص 248، كامل، ج 2، ص 580. طبي، ج 5، ص 467.

[5] ارشاد، ص 247 و 248.