کد مطلب:1425 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:246

مطهرات


149- دوازده چـيـز نجاست را پاك مي كند , و آنها را مطهرات گويند : اول آب , دوم زمين , سوم آفتاب , چهارم استحاله , پنجم انقلاب , ششم انتقال , هفتم اسلام , هشتم تبعيت , نهم برطرف شدن عين نجاست , دهـم اسـتـبـراء حـيوان نجاستخوار , يازدهم غايب شدن مسلمان , دوازدهم خارج شدن خون از ذبيحه , و احكام اينها به طور تفصيل در مسايل آينده گفته مي شود.





آب



150- آب بـا چـهار شرط چيز نجس را پاك مي كند : اول آنكه مطلق باشد , پس آب مضاف مانند گلاب و عرق بيد چيز نجس را پاك نمي كند.



دوم آنكه پاك باشد.



سـوم آنـكـه وقتي چيز نجس را مي شويند آب مضاف نشود , و در شستني كه بعد از آن , شستن ديگر لازم نـيست بايد بو يا رنگ يا مزه نجاست هم نگيرد , و در غير آن شستن تغيير ضرر ندارد , مثلا چيزي را به آب كـر يا قليل بشويد , و دو دفعه شستن در او لازم باشد , در دفعه اول اگر چه تغيير كند , و در دفعه دوم به آبي تطهير كند كه تغيير نكند پاك مي شود.



چهارم آنكه بعد از آب كشيدن چيز نجس اجزاء كوچك عين نجاست در آن نباشد.



و پاك شدن چيز نجس به آب قليل يعني آب كمتر از كر شرطهاي ديگري هم دارد كه بعدا گفته مي شود.



151- تـوي ظـرف نـجـس را بـا آب قليل بايد سه مرتبه شست , و همچنين با آب كر و جاري بنابر احتياط واجـب , و ظرفي را كه سگ از آنها آب يا چيز روان ديگر خورده بايد اول با خاك پاك خاك مالي كرد سپس خـاك او را زايـل نـمـوده و بـعـد دو مرتبه با آب قليل يا كر يا جاري شست , و همچنين ظرفي را كه سگ لـيـسـيده اگر در آن چيزي باقيمانده باشد , بايد پيش از شستن خاك مالي كرد و اگر آب دهان سگ در ظرفي بريزد بنابر احتياط لازم بايد آن را خاك مالي كرد و بعد سه مرتبه با آب شست .



152- اگـر دهـانه ظرفي كه سگ دهن زده تنگ باشد بايد خاك را در آن بريزند و با شدت حركت دهند تا خاك به همه آن ظرف برسد , و بعد به ترتيبي كه ذكر شد بشويند.



153- ظـرفي را كه خوك بليسد يا از آن چيز رواني بخورد , يا اينكه در او موش صحرايي مرده باشد , با آب قليل يا كر يا جاري بايد هفت مرتبه شست و لازم نيست آن را خاك مالي كنند.



154- ظرفي را كه به شراب نجس شده , بايد سه مرتبه بشويند و فرقي بين آب قليل و كر و جاري نيست .



155- كوزه اي كه از گل نجس ساخته شده و يا آب نجس در آن فرو رفته اگر در آب كر يا جاري بگذارند , بهر جاي آن كه آب برسد پاك مي شود.



و اگر بخواهند باطن آن هم پاك شود , بايد به قدري در آب كر يا جاري بماند كه آب به تمام آن فرو رود , و اگر ظرف رطوبتي داشته باشد كه از رسيدن آب به باطن آن مانع باشد بايد خشكش نمايند , و بعدا در آب كر يا جاري بگذارند.



156- ظـرف نـجـس را با آب قليل دو قسم مي شود آب كشيد : يكي آنكه سه مرتبه پر كنند و خالي كنند , ديگر آنكه سه دفعه قدري آب در آن بريزند و در هر دفعه آب را طوري در آن بگردانند كه به جاهاي نجس آن برسد و بيرون بريزند.



157- اگـر ظـرف بـزرگي مثل پاتيل و خمره نجس شود , چنانچه سه مرتبه آن را از آب پر كنند و خالي كنند پاك مي شود.



و هـمـچـنين است اگر سه مرتبه از بالا آب در آن بريزند , به طوري كه تمام اطراف آن را بگيرد , و در هر دفعه آبي كه ته آن جمع مي شود بيرون آورند و احتياط مستحب آن است كه در مرتبه دوم و سوم ظرفي را كه با آن آبها را بيرون مي آورند آب بكشند.



158- اگر مس نجس و مانند آن را آب كنند و آب بكشند , ظاهرش پاك مي شود.



159- تنوري كه به بول نجس شده است , اگر يك مرتبه از بالا آب در آن بريزند , به طوري كه تمام اطراف آن را بگيرد پاك مي شود , و احتياط مستحب آن است كه اين كار را دو مرتبه انجام دهند.



و در غير بول اگر پس از برطرف شدن نجاست يك مرتبه به دستوري كه گفته شد آب در آن بريزند كافي است .



و بهتر است كه گودالي ته آن بكنند تا آبها در آن جمع شود و بيرون بياورند بعد آن گودال را با خاك پاك پر كنند.



160- اگـر چـيـز نـجـس را يـك مـرتبه در آب كر يا جاري فرو برند كه آب به تمام جاهاي آن برسد , پاك مي شود.



و در فرش و لباس و مانند اينها فشار يا مانند آن از ماليدن يا لگد كردن لازم نيست , و در صورتي كه بدن يا لباس متنجس به بول باشد در كر نيز دو مرتبه شستن لازم است .



161- اگـر بخواهند چيزي را كه به بول نجس شده با آب قليل آب بكشند , چنانچه يك مرتبه آب روي آن بـريـزنـد و از آن جدا شود , در صورتي كه بول در آن چيز نمانده باشد پاك مي شود مگر در لباس و بدن كه بايد دو مرتبه روي آنها آب بريزند تا پاك شوند و در هر حال در شستن لباس و فرش و مانند اينها با آب قليل بايد فشار دهند تا غساله آن بيرون آيد.



و غـسـاله آبي است كه معمولا در وقت شستن و بعد از آن از چيزي كه شسته مي شود , خود به خود يا به وسيله فشار مي ريزد



162- اگـر چـيزي به بول پسر يا دختر شير خواري كه غذا خور نشده و بنابر احتياط كمتر از دو سال دارد نـجـس شـود , چنانچه يك مرتبه آب روي آن بريزند كه به تمام جاهاي نجس آن برسد پاك مي شود , ولي احتياط مستحب آن است كه يك مرتبه ديگر هم آب روي آن بريزند.



و در لباس و فرش و مانند اينها فشار لازم نيست .



163- اگـر چـيـزي به غير بول نجس شود , چنانچه با برطرف كردن نجاست يك مرتبه آب قليل روي آن بريزند و از آن جدا شود پاك مي گردد ولي لباس و مانند آن را بايد فشار دهند تا غساله آن بيرون آيد.



164- اگر حصير نجس را كه با نخ بافته شده در آب كر يا جاري فرو برند بعد از برطرف شدن عين نجاست پاك مي شود ولي اگر بخواهند آن را با آب قليل آب بكشند بايد به هر طور كه ممكن است - اگر چه با لگد كردن باشد - فشار دهند تا غساله آن جدا شود.



165- اگر ظاهر گندم و برنج و صابون و مانند اينها نجس شود به فرو بردن در كر و جاري پاك مي گردد , و اگر باطن آنها نجس شود چنانچه آب كر يا جاري به وصف اطلاق به باطن آنها برسد پاك مي شوند ولي ظاهرا در صابون و مانند آن هيچ گاه آب مطلق به باطن نمي رسد.



166- اگر انسان شك كند كه آب نجس به باطن صابون رسيده يا نه باطن آن پاك است .



167- اگـر ظـاهر برنج و گوشت يا چيزي مانند اينها نجس شده باشد چنانچه آن را در كاسه پاك و مانند آن بـگـذارند و يك مرتبه آب روي آن بريزند و خالي كنند پاك مي شود و اگر در ظرف نجس بگذارند بايد سه مرتبه اين كار را انجام دهند در اين صورت ظرف هم پاك مي شود , و اگر بخواهند لباس و مانند آن را كه فشار لازم دارد در ظرفي بگذارند و آب بكشند , بايد در هر مرتبه اي كه آب روي آن مي ريزند آن را فشار دهند و ظرف را كج كنند تا غساله اي كه در آن جمع شده بيرون بريزد.



168- لباس نجسي را كه به نيل و مانند آن رنگ شده اگر در آب كر يا جاري فروبرند و آب پيش از آنكه به واسـطـه رنـگ پـارچه مضاف شود به تمام آن برسد لباس پاك مي شود و اگر با آب قليل بشويند , چنانچه موقع فشار دادن , آب مضاف از آن بيرون نيايد پاك مي شود.



169- اگر لباسي را در كر يا جاري آب بكشند , و بعد مثلا لجن آب در آن ببينند چنانچه احتمال ندهند كه جلوگيري از رسيدن آب كرده آن لباس پاك است .



170- اگـر بـعـد از آب كـشيدن لباس و مانند آن خورده گل يا صابون در آن ديده شود چنانچه احتمال بدهند كه جلوگيري از رسيدن آب كرده آن لباس پاك ولي اگر آب نجس به باطن گل يا صابون رسيده باشد ظاهر گل و صابون پاك و باطن آنها نجس است .



171- هر چيز نجس , تا عين نجاست را از آن برطرف نكنند پاك نمي شود.



ولي اگر بو يا رنگ نجاست در آن مانده باشد اشكال ندارد , پس اگر خون را از لباس برطرف كنند و لباس را آب بـكشند و رنگ خون در آن بماند پاك مي باشد , اما چنانچه به واسطه بو يا رنگ يقين كنند يا احتمال دهند كه ذره هاي نجاست در آن چيز مانده نجس است .



172- اگر نجاست بدن را در آب كر يا جاري برطرف كنند بدن پاك مي شود , مگر آنكه بدن به بول نجس شـده بـاشـد كه در اين صورت به يك مرتبه پاك نمي شود , ولي بيرون آمدن و دو مرتبه در آب رفتن لازم نيست بلكه اگر در زير آب به آن محل دست بكشند كه دو مرتبه آب به بدن برسد كفايت مي كند.



173- غـذاي نـجـس كـه لاي دنـدانها مانده اگر آب در دهان بگردانند و به تمام غذاي نجس برسد پاك مي شود.



174- اگـر مـوي سر و صورت را با آب قليل آب بكشند چنانچه مو انبوه نباشد براي جدا شدن غساله لازم نيست فشار دهند زيرا به مقدار متعارف خود به خود جدا مي شود.



175- اگر جايي از بدن يا لباس را با آب قليل آب بكشند , اطراف آنجا كه متصل به آن است و معمولا موقع آب كشيدن آب به آنها سرايت مي كند , با پاك شدن جاي نجس پاك مي شود , به اين معني كه آب كشيدن اطراف مستقلا لازم نيست بلكه اطراف و محل نجس به آب كشيدن با هم پاك مي شوند , و همچنين است اگر چيز پاكي را پهلوي چيز نجس بگذارند و روي هر دو آب بريزند.



پس اگر براي آب كشيدن يك انگشت نجس روي همه انگشتها آب بريزند و آب نجس و همچنين آب پاك به همه آنها برسد , با پاك شدن انگشت نجس تمام انگشتها پاك مي شود.



176- گوشت و دنبه اي كه نجس شده , مثل چيزهاي ديگر آب كشيده مي شود.



و همچنين است اگر بدن يا لباس چربي كمي داشته باشد كه از رسيدن آب به آنها جلوگيري نكند.



177- اگر ظرف يا بدن نجس باشد , و بعد به طوري چرب شود كه جلوگيري از رسيدن آب به آنها كند , چنانچه بخواهند ظرف و بدن را آب بكشند , بايد چربي را برطرف كنند تا آب به آنها برسد.



178- آب شيري كه متصل به كر است حكم كر را دارد.



179- اگر چيزي را آب بكشد و يقين كند پاك شده و بعد شك كند كه عين نجاست را از آن برطرف كرده يا نه , بايد دوباره آن را آب بكشد و يقين كند كه عين نجاست برطرف شده است .



180- زمـيـنـي كـه آب در او فرو مي رود مثل زميني كه روي آن شن يا ريگ باشد , اگر نجس شود با آب قليل نيز پاك مي شود.



181- زمين سنگ فرش و آجر فرش و زمين سختي كه آب در آن فرو نمي رود , اگر نجس شود با آب قليل پـاك مـي گردد , ولي بايد به قدري آب روي آن بريزند كه جاري شود , و اگر آبي كه روي آن ريخته اند از سـوراخـي بيرون نرود و در جايي جمع شود براي پاك شدن آنجا بايد آب جمع شده را با پارچه اي يا ظرفي بيرون آورند.



182- اگر ظاهر نمك سنگ و مانند آن نجس شود با آب كمتر از كر هم پاك مي شود.



183- اگر شكر نجس آب شده را قند بسازند و در آب كر يا جاري بگذارند پاك نمي شود.





زمين



184- زمـيـن بـا چهار شرط كف پا و ته كفش را پاك مي كند , اول : آنكه زمين پاك باشد , دوم : آنكه بنابر احـتـياط خشك باشد , سوم : آنكه بنابر احتياط لازم نجاست از ناحيه زمين حاصل شده باشد چهارم : آنكه اگر عين نجس مثل خون و بول يا متنجس مثل گلي كه نجس شده در كف پا و ته كفش باشد به واسطه راه رفـتـن يـا ماليدن پا به زمين برطرف شود و چنانچه قبلا عين نجاست برطرف شده باشد با راه رفتن يا مـاليدن پا به زمين بنابر احتياط لازم پاك نمي شود و نيز زمين بايد خاك يا سنگ يا آجر فرش و مانند اينها باشد و با راه رفتن روي فرش , حصير و سبزه كف پا و ته كفش نجس پاك نمي شود.



185- پاك شدن كف پا و ته كفش نجس , به واسطه راه رفتن روي آسفالت و روي زميني كه با چوب فرش شده محل اشكال است .



186- بـراي پـاك شدن كف پا و ته كفش بهتر است مقدار پانزده ذراع دست يا بيشتر راه بروند , اگرچه به كمتر از پانزده ذراع يا ماليدن پا به زمين نجاست برطرف شود.



187- لازم نيست كف پا و ته كفش نجس تر باشد , بلكه اگر خشك هم باشد به راه رفتن پاك مي شود.



188- بـعـد از آنـكه پا يا ته كفش نجس به راه رفتن پاك شد , مقداري از اطراف آن هم كه معمولا به گل آلوده مي شود پاك مي گردد.



189- كسي كه با دست و زانو راه مي رود , اگر كف دست يا زانوي او نجس شود , پاك شدن آن با راه رفتن محل اشكال است .



و همچنين است ته عصا , ته پاي مصنوعي , نعل چهار پايان , چرخ اتومبيل و درشكه و مانند اينها.



190- اگـر بـعـد از راه رفـتن , بو يا رنگ يا ذره هاي كوچكي از نجاست كه ديده نمي شود , در كف پا يا ته كـفـش بـماند اشكال ندارد , اگر چه احتياط مستحب آن است كه به قدري راه بروند كه آنها هم برطرف شوند.



191- توي كفش به واسطه راه رفتن پاك نمي شود.



و پاك شدن كف جوراب به واسطه راه رفتن محل اشكال است مگر اينكه كف آن از چرم يا مانند آن باشد.





آفتاب



192- آفتاب زمين , ساختمان و ديوار را با پنج شرط پاك مي كند , اول آنكه چيز نجس به طوري تر باشد كه اگر چيز ديگر به آن برسد تر شود پس اگر خشك باشد بايد به وسيله اي آن را تر كنند تا آفتاب خشك كند.



دوم : آنكه اگر عين نجاست در آن چيز باشد پيش از خشك شدن به تابيدن آفتاب آن را برطرف كنند سوم : آنـكه چيزي از تابيدن آفتاب جلوگيري نكند , پس اگر آفتاب از پشت پرده يا ابر و مانند اينها بتابد و چيز نـجـس را خـشـك كـنـد , آن چـيـز پاك نمي شود , ولي اگر ابر به قدري نازك باشد كه از تابيدن آفتاب جلوگيري نكند , اشكال ندارد.



چـهـارم : آنـكه آفتاب به تنهايي چيز نجس را خشك كند , پس اگر مثلا چيز نجس به واسطه باد و آفتاب خـشـك شود , پاك نمي گردد , ولي اگر باد بقدري كم باشد كه نگويند به خشك شدن چيز نجس كمك كرده اشكال ندارد.



پنجم : آنكه آفتاب مقداري از بنا و ساختمان را كه نجاست به آن فرو رفته , يك مرتبه خشك كند.



پـس اگر يك مرتبه بر زمين و ساختمان نجس بتابد و روي آن را خشك كند و دفعه ديگر زير آن را خشك نمايد , فقط روي آن پاك مي شود و زير آن نجس مي ماند.



193- آف تاب حصير نجس را پاك مي كند ولي اگر با نخ بافته شده باشد پاك شد نخها محل اشكال است و همچنين پاك شدن درخت , گياه و در و پنجره به واسطه آفتاب محل اشكال است .



194- اگـر آفتاب به زمين نجس بتابد , بعد انسان شك كند كه زمين موقع تابيدن آفتاب تر بوده يا نه , يا تري آن به واسطه آفتاب خشك شده يا نه آن زمين نجس است , و همچنين است اگر شك كند كه پيش از تابش آفتاب عين نجاست از آن برطرف شده يا نه , يا شك كند كه چيزي مانع تابش آفتاب بوده يا نه .



195- اگـر آفتاب به يك طرف ديوار نجس بتابد , و به وسيله آن طرفي كه آفتاب به آن نتابيده نيز خشك شود بعيد نيست هر دو طرف پاك شود.