کد مطلب:1492 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:175

مكان نمازگزار


1/874- مكان نمازگزار هفت شرط دارد : شرط اول آنكه مباح باشد.



875- كـسي كه در ملك غصبي نماز مي خواند اگر چه روي فرش و تخت و مانند اينها باشد بنابر احتياط لازم نمازش باطل است ولي نماز خواندن در زير سقف غصبي و خيمه غصبي مانعي ندارد.



876- نـمـاز خـواندن در ملكي كه منفعت آن مال ديگري است بدون اجازه كسي كه منفعت ملك مال او مي باشد در حكم نماز خواندن در ملك غصبي است مثلا در خانه اجاره اي اگر صاحب خانه يا ديگري بدون اجازه كسي كه آن خانه را اجاره كرده نماز بخواند نمازش بنابر احتياط باطل است و اگر ميت وصيت كرده باشد كه ثلث مال او را به مصرفي برسانند تا وقتي كه ثلث را جدا نكنند نمي شود در ملك او نماز خواند.



877- كـسـي كـه در مـسجد نشسته اگر ديگري او را بيرون كرده و جاي او را اشغال كند و در آنجا نماز بخواند نمازش صحيح است اگر چه گناه كرده است .



878- اگـر در جايي كه نمي داند غصبي است نماز بخواند و بعد از نماز بفهمد يا در جايي كه غصبي بودن آن را فراموش كرده نماز بخواند و بعد از نماز يادش بيايد نماز او صحيح است ولي كسي كه خودش جايي را غصب كرده اگر فراموش كند و در آنجا نماز بخواند نمازش بنابر احتياط باطل است .



879- اگـر بداند جايي غصبي است و تصرف در آن حرام است , ولي نداند كه در جاي غصبي نماز خواندن اشكال دارد و در آنجا نماز بخواند , نماز او بنابر احتياط باطل مي باشد.



880- كسي كه ناچار است نماز واجب را سواره بخواند , چنانچه حيوان سواري يا زين يا نعل آن غصبي باشد نماز او باطل است , و همچنين است اگر بخواهد سواره بر آن حيوان , نماز مستحبي بخواند.



881- كسي كه در ملكي با ديگري شريك است اگر سهم او جدا نباشد , بدون اجازه شريكش نمي تواند در آن ملك تصرف كند و نماز بخواند.



882- اگر با عين پولي كه خمس آن را نداده ملكي بخرد تصرف او در آن ملك حرام و نمازش در آن جايز نيست .



883- اگر صاحب ملك به زبان اجازه نماز خواندن بدهد و انسان بداند كه قلبا راضي نيست , نماز خواندن در ملك او جايز نيست و اگر اجازه ندهد و انسان يقين كند كه قلبا راضي است نماز خواندن جايز است .



884- تـصـرف در مـلـك مـيتي كه به زكاة و مانند آن از حقوق بدهكار است چنانچه منافات با اداي حق نداشته باشد - مثل نماز خواندن در خانه اش - با اجازه ورثه اشكال ندارد و همچنين اگر بدهي او را بدهند يا ضامن شوند كه ادا نمايند تصرف در ملك او اشكال ندارد.



885- تـصـرف در ملك ميتي كه به مردم بدهكار است , در حكم تصرف در ملك ميتي است كه به زكاة و مانند آن از حقوق بدهكار باشد.



886- اگر ميت قرض نداشته باشد , ولي بعضي از ورثه او صغير يا ديوانه يا غايب باشند , تصرف در ملك او بدون اجازه ولي آنها حرام است و نماز در آن جايز نيست .



887- نماز خواندن در ملك ديگري در صورتي جايز است كه مالك آن يا صريحا اجازه بدهد و يا حرفي بزند كـه مـعـلـوم شود براي نماز خواندن اذن داده است - مثل اينكه به كسي اجازه بدهد در ملك او بنشيند و بخوابد كه از اينها فهميده مي شود براي نماز خواندن هم اذن داده است - و يا انسان از راه ديگري اطمينان به رضايت مالك داشته باشد.



888- نـمـاز خواندن در زمينهاي بسيار وسيع جايز است هر چند كه مالك آنها صغير و يا مجنون باشد و يا آنـكـه راضـي به نماز خواندن در آنها نباشد , و همچنين در زمينهايي كه در و ديوار ندارند بي اجازه مالك مي شود نماز خواند ولي اگر مالك صغير و يا مجنون باشد و يا آنكه گمان به راضي نبودن او باشد احتياط لازم آن است كه در آنها نماز خوانده نشود.



889- شرط دوم مكان نمازگزار در نمازهاي واجب بايد طوري نباشد كه از شدت حركت مانع از ايستادن نـمـازگزار و انجام ركوع و سجود اختياري شود بلكه بنابر احتياط لازم نبايد مانع از آرامش بدن او باشد و اگر به واسطه تنگي وقت يا به جهت ديگر ناچار باشد در چنين جايي مانند بعضي از انواع اتومبيل و كشتي و تـرن نماز بخواند به قدري كه ممكن است بايد استقرار و قبله را رعايت نمايد و اگر آنها از قبله به طرف ديگر حركت كنند به طرف قبله برگردد.



890- نماز خواندن در اتومبيل و كشتي و ترن و مانند اينها در وقتي كه ايستاده اند مانعي ندارد و همچنين در وقتي كه حركت مي كنند چنانچه به حدي تكان نداشته باشند كه مانع از آرامش بدن نمازگزار شود.



891- روي خرمن گندم و جو و مانند اينها كه نمي شود بي حركت ماند , نماز باطل است .



1/891- شرط سوم بايد در جايي نماز بخواند كه احتمال بدهد نماز را تمام مي كند و نماز خواندن در جايي كـه بـه واسـطـه بـاد و بـاران و زيادي جمعيت و مانند اينها اطمينان دارد كه نمي تواند نماز را تمام كند , صحيح نيست اگر چه اتفاقا نماز را تمام كند.



892- اگر در جايي كه ماندن در آن حرام است , مثلا زير سقفي كه نزديك است خراب شود نماز بخواند - اگر چه معصيت كرده - ولي نمازش اشكالي ندارد.



893- نماز خواندن روي چيزي كه ايستادن و نشستن روي آن حرام است , مثل جايي از فرش كه اسم خدا بر آن نوشته شده چنانچه مانع از قصد قربت شود صحيح نيست .



1/893- شرط چهارم آنكه جاي نمازگزار سقفش به اندازه اي كه نتواند در آنجا راست بايستد كوتاه نباشد , و همچنين به اندازه اي كه جاي ركوع و سجود نداشته باشد كوچك نباشد.



894- اگر ناچار شود كه در جايي نماز بخواند كه به طور كلي از ايستادن تمكن ندارد , لازم است نشسته نماز بخواند و اگر از ركوع و سجود تمكن ندارد براي آنها با سر اشاره نمايد.



895- بـايد جلوتر از قبر پيغمبر و ائمه عليهم السلام در صورتي كه بي احترامي به آنان باشد نماز نخواند و در غير اين صورت اشكال ندارد.



1/895- شـرط پـنـجـم آنكه مكان نمازگزار اگر نجس است به طوري تر نباشد كه رطوبت آن به بدن يا لـباس او برسد , ولي جايي كه پيشاني را بر آن مي گذارد اگر نجس باشد , در صورتي كه خشك هم باشد نماز باطل است , و احتياط مستحب آن است كه مكان نمازگزار اصلا نجس نباشد.



شـرط ششم بايد بنابر احتياط لازم زن عقب تر از مرد بايستد , اقلا به مقداري كه جاي سجده او برابر جاي دو زانوي مرد در حال سجده باشد.



896- اگـر زن بـرابـر مرد يا جلوتر بايستد و با هم وارد نماز شوند بايد نماز را دوباره بخوانند , و همچنين است اگر يكي زودتر از ديگري به نماز بايستد.



897- اگر بين مرد و زن كه برابر هم ايستاده اند يا زن جلوتر ايستاده و نماز مي خوانند ديوار يا پرده يا چيز ديگري باشد كه يكديگر را نبينند يا آنكه فاصله بيش از ده ذراع باشد , نماز هر دو صحيح است .



1 /



897- شرط هفتم آنكه جاي پيشاني نمازگزار از جاي دو زانو و سر انگشتان پاي او بيش از چهار انگشت بسته پست تر , يا بلندتر نباشد.



و تفصيل اين مساله در احكام سجده گفته مي شود.



898- بـودن مـرد و زن نـامـحـرم در جـايـي كه احتمال وقوع در معصيت را بدهند حرام است و احتياط مستحب آن است كه در آنجا نماز نخوانند.



899- نماز خواندن در جايي كه تار مي زنند يا مانند آن را استعمال مي كنند باطل نيست , اگر چه گوش دادن و استعمال آن معصيت است .



900- احتياط واجب آن است كه در خانه كعبه و بر بام آن در حال اختيار نماز واجب نخوانند , ولي در حال ناچاري اشكال ندارد.



901- خواندن نماز مستحب در خانه كعبه و بر بام آن اشكال ندارد بلكه مستحب است در داخل خانه مقابل هر ركني دو ركعت نماز بخوانند.