کد مطلب:150290 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:135

شمشير يزيد در اسارت حسين
علت اينكه بعضي ها در تحليل واقعه كربلا مانده اند و يك بعدي به آن مي نگرند، كه بالاخره امام حسين عليه السلام مي خواست كشته شود و يا مي خواست حكومت كند، به اين دليل است كه متوجه نيستند حسين عليه السلام نمي خواهد خود را به


كشتن بدهد ولي طوري عمل مي كند كه اسلحه ها مجبورند به حسين عليه السلام نزديك شوند. مثل دو نفر قلدر نيستند كه به جنگ همديگر رفته باشند تا آن كه زورش بيشتر است تسليم كسي شود كه زورش كمتر است. چرا كه فرهنگ زور، با زور كنار مي آيد و شما در تاريخ ديديد كه يزيد از عبدالله بن زبير نترسيد چون عبدالله بن زبير خود يزيدي است بر ضد يزيد. همانطور كه آمريكا از بني صدر نترسيد، بني صدر يك شاه ضد شاه است و ديديد كه مرعوب آمريكا شد و به آن هم پناه برد. ولي امام خميني (ره) اينگونه نيست و اينجاست كه اسلحه ها مجبورند نزديك شوند و تن ها را بشكافند و سرها را ببرند، تا معلوم شود كه از آنها كاري برنمي آيد و ايجاد ترس - كه همه ي قدرت اسلحه هاست - جايي در حكمت حسيني پيدا نخواهد كرد. خوب دقت كنيد؛ حسين عليه السلام خودش را فقط يك تن يا يك بدن در برابر چهل بدن يا چهل هزار بدن نمي بيند، بلكه حسين عليه السلام يك حكمت است و تمام تقاضاي حسين عليه السلام در شب و روز عاشورا در آن همه نيايش اين است كه خدايا موفقم كن كه آنچه را بايد بكنم، بتوانم انجام دهم. خيلي سخت بود اين كاري كه حسين عليه السلام انجام داد. جبهه نبرد حضرت را مجسم كنيد؛ حضرت يك بار حمله مي كنند و لشكر دشمن را مي شكافند و تا شريعه فرات مي روند. در همان حمله اول است كه يك نيزه به دهان مباركشان مي خورد و ديگري زير گلوي شان، ولي اينها براي حسين عليه السلام چيزي نيست، حضرت برمي گردند با خيامشان صحبت مي كنند، دوباره به ميدان مي روند. در همين موقع يك دعاي طولاني مي خواند گويا اميرمومنان است كه دعاي طولاني كميل را زمزمه مي كند. اسماي حسناي الهي را مي خواند، اون چه مي خواهد؟ امام حسين عليه السلام مي خواهد كه بتواند حكمت خودش را محقق بكند، كاري كه در واقع عصر عاشورا مي خواهد انجام بدهد بسيار بزرگ است و خود امام مي فهمد كه چه مي خواهد انجام بدهد. بدن مباركشان مورد اصابت 33 نيزه قرار گرفته و 34 زخم شمشير را بر بدن دارند. يكي از نيزه ها به سينه ي حضرت خورد، حضرت ديدند از جلو نمي شود بيرون كشيد، ناچاراز پشت نيزه را بيرون كشيدند. پس از آن سنگ بزرگي به پيشاني حضرت برخورد كرد كه خون از پيشاني مباركشان جاري گرديد، پيراهنشان


را به طرف بالا كشيدند تا خونها را پاك كنند در اين هنگام نيزه اي به زير نافشان اصابت مي كند، ولي مي بينيد كه اين قدر قدرت و تحرك دارند كه وقتي رفتند با حرم خداحافظي كنند، عمر سعد به لشكريانش مي گويد: اگر برگردد، ميمنه و ميسره تان - يعني تمام لشكرتان - را درهم مي پيچد، پس همگي به او حمله كنيد. امام در اين حالت از خداوند تقاضا دارد كه بتواند آن كاري را كه بايد انجام دهد، انجام دهد. براي همين هم اصلا اسلحه ها در برابر امام حسين عليه السلام چيزي نيست. آري اسلحه ها را براي ترساندن ساخته اند، نه براي بريدن، و حالا در صحنه كربلا بريدند و شكافتند ولي نترساندند و كربلا يعني: «ماوراي ترس دروغين اسلحه ها آنچه بايد اراده شود، اراده شود.» اين كار بسيار مشكلي است. ما كسي را نمي شناسيم كه در كارهاي بزرگ بدون مكتب حسيني آنچه را كه مي خواهد انتخاب كند، انتخاب كند. بلكه هميشه انسان بر اساس شرايطي كه دشمنان ايجاد مي كنند انتخاب مي كند، و اين مسئله حتي آن وقتي هم كه پيروز مي شود وجود دارد.

در شرح حال لنين داريم كه هنرش اين بود كه دائم انتخاب خود را عوض مي كرد، اصلا در ابتدا او بنا نداشت حكومت ماركسيستي ايجاد كند، ولي او در همان اوايل نهضت بلشويكها حساب كرد كه بايد تغيير نظر بدهد و نظر به حكومت ماركسيستي كرد. اين صفت همه است، فقط مخصوص لنين نبود. فقط كسي كه مي خواهد فوق قصه هاي زمانه زندگي كند، اينگونه عمل نمي كند. اسلحه ها مال بدنها هستند و حسين عليه السلام بدنها را مقابل خودش نمي بيند. اين يك مأموريت الهي است كه ما به اندازه نزديك شدن به حسين عليه السلام در آن مأموريت الهي با او شريك هستيم، انشاءالله. در جلسه قبل عرض كردم كه با حسين، وحدت شخصيت پيدا كردن، قصه كربلاست و راه نجات هم همين است. در بحثهاي عرفاني بحث خوبي به نام «انتخاب آزاد» داريم ما معتقديم كه غير از معصوم «عليه السلام» كسي نمي تواند انتخاب آزاد بكند و بقيه به اندازه اي كه به معصومين نزديك شوند، مي توانند انتخاب آزاد بكنند. يك نمونه ساده آن وقتي است كه آمريكا كشور ما را محاصره اقتصادي كرد، ديديم كه چگونه راحت روي پايمان ايستاديم، چون امام (ره)


فرمودند «ما حسين عليه السلام اقتدا مي كنيم» و عرض كرديم كه ما شيعيان ناخودآگاه در عالم اتحاد با امام حسين عليه السلام نفس مي كشيم و گاهي اوقات متوجه به اين نكته نيستيم.