کد مطلب:1533 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:159

احكام روزه قضا


1703- اگر ديوانه عاقل شود , واجب نيست روزه هاي وقتي را كه ديوانه بوده قضا نمايد.



1704- اگـر كـافـر مـسـلـمـان شود , واجب نيست روزه هاي وقتي را كه كافر بوده قضا نمايد , ولي اگر مسلماني كافر شود و دوباره مسلمان گردد , روزه هاي وقتي را كه كافر بوده بايد قضا نمايد.



1705- روزه اي كـه از انـسان به واسطه مستي فوت شده , بايد قضا نمايد , اگر چه چيزي را كه به واسطه آن مست شده , براي معالجه خورده باشد.



1706- اگـر بـراي عذري چند روز روزه نگيرد , و بعد شك كند كه چه وقت عذر او برطرف شده , واجب نـيـسـت مقدار بيشتري را كه احتمال مي دهد روزه نگرفته , قضا نمايد , مثلا كسي كه پيش از ماه رمضان مـسافرت كرده و نمي داند پنجم رمضان از سفر برگشته يا ششم , و يا اين كه مثلا در آخرهاي ماه رمضان مـسـافـرت كرده و بعد از رمضان برگشته و نمي داند كه بيست و پنجم رمضان مسافرت كرده يا بيست و ششم , در هر دو صورت مي تواند مقدار كمتر يعني پنج روز را قضا كند , اگر چه احتياط مستحب آن است كه مقدار بيشتر يعني شش روز را قضا نمايد.



1707- اگـر از چند ماه رمضان روزه قضا داشته باشد , قضاي هر كدام را كه اول بگيرد مانعي ندارد , ولي اگـر وقـت قـضـاي رمـضان آخر تنگ باشد , مثلا پنج روز از رمضان آخر قضا داشته باشد و پنج روز هم بر رمضان مانده باشد بهتر آن است كه اول قضاي رمضان آخر را بگيرد.



1708- اگر قضاي روزه چند ماه رمضان بر او واجب باشد , و در نيت معين نكند روزه اي را كه مي گيرد , قضاي كدام ماه رمضان است قضاي سال آخري حساب نمي شود.



1709- در قـضـاي روزه رمضان مي تواند , پيش از ظهر روزه خود را باطل نمايد , ولي اگر وقت قضا تنگ باشد بهتر آن است كه باطل ننمايد.



1710- اگر قضاي روزه ميتي را گرفته باشد , بهتر آن است كه بعد از ظهر روزه را باطل نكند.



1711- اگر به واسطه مرض , يا حيض , يا نفاس , روزه رمضان را نگيرد و پيش از گذشت زماني كه بتواند آن روزه هايي را كه نگرفته قضا كند بميرد , آن روزها قضا ندارند.



1712- اگـر بـه واسـطه مرضي روزه رمضان را نگيرد , و مرض او تا رمضان سال بعد طول بكشد , قضاي روزه هايي را كه نگرفته بر او واجب نيست و بايد براي هر روز يك مد طعام يعني گندم يا جو يا نان و مانند اينها به فقير بدهد , ولي اگر به واسطه عذر ديگري مثلا براي مسافرت روزه نگرفته باشد.



و عذر او تا رمضان بعد باقي بماند , روزه هايي را كه نگرفته بايد قضا كند , و احتياط واجب آن است كه براي هر روز يك مد طعام به فقير بدهد.



1713- اگـر بـه واسـطـه مرضي روزه رمضان را نگيرد , و بعد از رمضان مرض او برطرف شود , ولي عذر ديگري پيدا كند كه نتواند تا رمضان بعد قضاي روزه را بگيرد بايد روزه هايي را كه نگرفته قضا نمايد , و نيز اگـر در مـاه رمـضـان غـيـر از مرض عذر ديگري داشته باشد , و بعد از رمضان آن عذر برطرف شود , و تا رمـضـان سال بعد به واسطه مرض نتواند روزه بگيرد , روزه هايي را كه نگرفته بايد قضا كند و بنابر احتياط واجب براي هر روز يك مد طعام نيز به فقير بدهد.



1714- اگر در ماه رمضان به واسطه عذري روزه نگيرد , و بعد از رمضان عذر او برطرف شود , و تا رمضان آينده عمدا قضاي روزه را نگيرد , بايد روزه را قضا كند و براي هر روز يك مد طعام هم به فقير بدهد.



1715- اگـر در قـضـاي روزه كـوتاهي كند تا وقت تنگ شود , و در تنگي وقت عذر پيدا كند , بايد قضا را بـگـيـرد , و بـنابر احتياط براي هر روز يك مد طعام به فقير بدهد , و هم چنين است , اگر بعد از برطرف شـدن عذر تصميم داشته باشد كه روزه هاي خود را قضا كند , ولي پيش از آن كه قضا نمايد در تنگي وقت عذر پيدا كند.



1716- اگر مرض انسان چند سال طول بكشد , بعد از آن كه خوب شد , بايد قضاي رمضان آخر را بگيرد , و براي هر روز از سالهاي پيش يك مد طعام به فقير بدهد.



1717- كسي كه بايد براي هر روز يك مد طعام به فقير بدهد , مي تواند كفاره چند روز را به يك فقير بدهد .



1718- اگـر قضاي روزه رمضان را چند سال تاخير بيندازد بايد قضا را بگيرد و از جهت تاخير در سال اول براي هر روز يك مد طعام به فقير بدهد و اما از جهت تاخير چند سال بعدي چيزي بر او واجب نيست .



1719- اگر روزه رمضان را عمدا نگيرد , بايد قضاي آن را بجا آورد و براي هر روز دو ماه روزه بگيرد , يا به شصت فقير طعام بدهد يا يك بنده آزاد كند و چنانچه تا رمضان آينده قضاي آن روزه را به جا نياورد , بنابر احتياط لازم براي هر روز يك مد طعام نيز كفاره بدهد.



1720- اگـر روزه رمـضـان را عـمـدا نگيرد , و در روز مكرر جماع يا استمناء كند , كفاره بنابر اقوي مكرر نمي شود , و هم چنين اگر چند مرتبه كار ديگري كه روزه را باطل مي كند انجام دهد , مثلا چند مرتبه غذا بخورد يك كفاره كافي است .



1721- بـعـد از مـرگ پدر , پسر بزرگتر بنابر احتياط لازم بايد قضاي روزه او را به تفصيلي كه در نماز در صفحه ( 251 ) گفته شد به جا آورد.



1722- اگر پدر غير از روزه رمضان .



روزه واجب ديگري را مانند روزه نذر نگرفته باشد , احتياط مستحب آن است كه پسر بزرگتر قضا نمايد.



و اگر براي روزه اي اجير شده و نگرفته باشد , قضاء آن بر پسر بزرگ لازم نيست .