کد مطلب:1550 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:159

زكاة گندم و جو و خرما و كشمش


1872- زكـاة گندم و جو و خرما و كشمش , وقتي واجب مي شود كه به مقدار نصاب برسند , و نصاب آنها سيصد صاع است كه به گفته عده اي تقريبا ( 847 ) كيلوگرم مي شود.



1873- اگـر پـيش از دادن زكاة از انگور و خرما و جو و گندمي كه زكاة آنها واجب شده خود و عيالاتش بخورند , يا مثلا به فقير به غير عنوان زكاة بدهد , بايد زكاة مقداري را كه مصرف كرده بدهد.



1874- اگر بعد از آن كه زكاة گندم و جو و خرما و انگور واجب شد مالك آن بميرد , بايد مقدار زكاة را از مـال او بـدهند , ولي اگر پيش از واجب شدن زكاة بميرد , هر يك از ورثه كه سهم او به اندازه نصاب است بايد زكاة سهم خود را بدهد.



1875- كـسـي كـه از طرف حاكم شرع مامور جمع آوري زكاة است موقع خرمن كه گندم و جو را از كاه جـدا مـي كـنـند , و در وقت خشك شدن خرما و انگور مي تواند زكاة را مطالبه كند , و اگر مالك ندهد , و چيزي كه زكاة آن واجب شده , از بين برود , بايد عوض آن را بدهد.



1876- اگـر بعد از مالك شدن درخت خرما و انگور يا زراعت گندم و جو زكاة آنها واجب شود , بايد زكاة آن را بدهد.



1877- اگـر بـعـد از آن كـه زكـاة گـندم و جو و خرما و انگور واجب شده , زراعت و درخت را بفروشد , فروشنده بايد زكاة آنها را بدهد , و چنانچه داد بر خريدار چيزي واجب نيست .



1878- اگر انسان گندم يا جو يا خرما يا انگور را بخرد , و بداند كه فروشنده زكاة آن را داده , يا شك كند كه داده يا نه , چيزي بر او واجب نيست , و اگر بداند كه زكاة آن را نداده , بايد خود زكاة آن را بدهد , ولي چنانچه فروشنده او را گول زده باشد , مي تواند پس از دادن زكاة به او مراجعه نمايد , و مقدار زكاة را از او مطالبه كند.



1879- اگر وزن گندم و جو و خرما و كشمش موقعي كه تر است به مقدار نصاب برسد و در وقت خشك شدن كمتر از اين مقدار شود , زكاة آن واجب نيست .



1880- اگـر گـنـدم و جو و خرما را پيش از وقت خشك شدن مصرف كند , چنانچه خشك آنها به اندازه نصاب باشد , بايد زكاة آنها را بدهد.



1881- خـرما بر سه قسم است 1 آن است كه خشكش مي كنند و حكم زكاة آن گفته شد 2 آن است كه در حال رطب بودنش مي خورند 3 آن است كه نارس ( خلال ) آن را مي خورند.



در قسم دوم چنانچه مقداري باشد كه خشك آن به مقدار نصاب برسد , احتياط مستحب آن است كه زكاة آن را بدهند , اما قسم سوم ظاهر اين است كه زكاة بر آن واجب نباشد.



1882- گندم و جو و خرما و كشمشي كه زكاة آنها را داده , اگر چند سال هم نزد او بماند زكاة ندارد.



1883- اگر گندم و جو و خرما و انگور از آب باران يا نهر مشروب شود , يا مثل زراعتهاي مصر از رطوبت زمين استفاده كند , زكاة آن ده يك است , و اگر با دلو و مانند آن آبياري شود , زكاة آن بيست يك است .



1884- اگـر گندم و جو و خرما و انگور , هم از آب باران مشروب شود و هم از آب دلو و مانند آن استفاده كـنـد , چـنانچه طوري باشد كه عرفا بگويند آبياري آن با دلو و مانند آن شده , زكاة آن بيست يك است , و اگر بگويند آبياري با آب نهر و باران شده , زكاة آن ده يك است , و اگر طوري است كه عرفا بگويند به هر دو آبياري شده زكاة آن سه چهلم است .



1885- چـنـانچه در صدق عرفي شك كند و نداند كه آبياري طوري است كه در عرف مي گويند با هر دو آبياري شده يا اين كه مي گويند آبياري آن مثلا با باران است اگر سه چهلم بدهد كافي است .



1886- اگر شك كند و نداند كه عرف مي گويند با هر دو آبياري شده يا اين كه مي گويند با دلو و نحو آن آبـياري شده است , در اين صورت دادن يك بيستم كافي است , و هم چنين است حال اگر احتمال آن نيز برود كه در عرف بگويند با آب باران آبياري شده است .



1887- اگـر گـنـدم و جو و خرما و انگور با آب باران و نهر مشروب شود , و به آب دلو و مانند آن محتاج نباشد ولي با آب دلو هم آبياري شود , و آب دلو به زياد شدن محصول كمك نكند , زكاة آن ده يك است , و اگر با دلو و مانند آن آبياري شود و به آب نهر و باران محتاج نباشد , ولي با آب نهر و باران هم مشروب شود و آنها به زياد شدن محصول كمك نكنند , زكاة آن يك بيستم است .



1888- اگـر زراعـتي را با دلو و مانند آن آبياري كنند و در زميني كه پهلوي آن است زراعتي كنند كه از رطوبت آن زمين استفاده نمايد , و محتاج به آبياري نشود , زكاة زراعتي كه با دلو آبياري شده , يك بيستم , و زكاة زراعتي كه پهلوي آن است بنابر احتياط يك دهم مي باشد.



1889- مـخـارجـي را كـه بـراي گندم و جو و خرما و انگور كرده است , نمي تواند از حاصل كسر نموده و مـلاحظه نصاب نمايد , پس چنانچه يكي از آنها پيش از ملاحظه مخارج به مقدار نصاب برسد بايد زكاة آن رابدهد.



1890- بـذري را كه به مصرف زراعت رسانده , چه از خودش باشد , يا خريده باشد , نمي تواند نيز از حاصل كسر كند و سپس ملاحظه نصاب بنمايد , بلكه نصاب را نسبت به مجموع حاصل بايد ملاحظه نمايد.



1891- آنـچـه كـه دولـت از عين مال مي گيرد , زكاة آن واجب نيست , مثلا اگر حاصل زراعت ( 2000 ) كـيـلـوگرم باشد , و دولت ( 100 ) كيلوگرم را به عنوان ماليات بگيرد فقط زكاة در ( 1900 ) كيلو واجب مي شود.



1892- مـصـارفي كه انسان پيش از تعلق زكاة نموده بنابر احتياط واجب نمي تواند از حاصل كسر نموده و فقط زكاة بقيه را بدهد.



1893- مصارفي كه بعد از تعلق زكاة خرج مي نمايد , نمي تواند آنچه را نسبت به مقدار زكاة خرج نموده از حاصل كسر كند , هر چند - بنابر احتياط - از حاكم شرع يا وكيل او در صرف آنها اجازه گرفته باشد.



1894- واجـب نـيـسـت صبر نمايد تا جو و گندم به حد خرمن برسد و انگور و خرما به وقت خشك شدن بـرسـد , و آنـگـاه زكـاة را بدهد , بلكه همين كه زكاة واجب شد جايز است مقدار زكاة را قيمت نموده و به عنوان زكاة قيمت آن را بدهد.



1895- بعد از آن كه زكاة تعلق گرفت مي تواند عين زراعت يا خرما و انگور را پيش از درو كردن يا چيدن به مستحق يا حاكم شرع يا وكيل اينها مشاعا تسليم نمايد , و پس از آن در مصارف شريك مي باشند.



1896- در صـورتـي كه مالك عين مال را از زراعت يا خرما و انگور به حاكم يا مستحق يا وكيل آنها تسليم نمود لازم نيست آنها را مجانا به طور اشاعه نگاه دارد بلكه مي تواند براي اين كه تا وقت درو يا خشك شدن برسد , براي ماندن آنها در زمينش اجرت مطالبه نمايد.



1897- اگـر انـسان در چند شهر كه فصل رسيدن حاصل آنها با يكديگر اختلاف دارد و زراعت و ميوه آنها در يـك وقـت بـه دسـت نـمي آيد , گندم يا جو و خرما يا انگور داشته باشد , و همه آنها محصول يك سال حساب شود , چنانچه چيزي كه اول مي رسد به اندازه نصاب باشد , بايد زكاة آن را موقعي كه مي رسد بدهد , و زكـاة بـقـيه را هر وقت به دست مي آيد ادا نمايد , و اگر آنچه اول مي رسد به اندازه نصاب نباشد , صبر مـي كـنـد تـا بـقيه آن برسد , پس اگر روي هم به مقدار نصاب شود , زكاة آن واجب است و اگر به مقدار نصاب نشود , زكاة آن واجب نيست .



1898- اگر درخت خرما يا انگور در يك سال دو مرتبه ميوه بدهد , چنانچه روي هم به مقدار نصاب باشد.



بنابر احتياط زكاة آن واجب است .



1899- اگـر مقداري خرماي خشك نشده يا انگور دارد كه خشك آن به اندازه نصاب مي شود , چنانچه به قـصـد زكـاة از تـازه آن به قدري به مصرف زكاة برساند كه اگر خشك شود به اندازه زكاتي باشد كه بر او واجب است , اشكال ندارد.



1900- اگر زكاة خرماي خشك يا كشمش بر او واجب باشد , نمي تواند زكاة آن را خرماي تازه يا انگور بدهد , بـلـكه چنانچه ملاحظه قيمت نمايد و انگور يا خرماي تازه يا كشمش يا خرماي خشك ديگر از بابت قيمت بـدهـد نـيـز مـحل اشكال است و نيز اگر زكاة خرماي تازه يا انگور بر او واجب باشد , نمي تواند زكاة آن را خـرمـاي خـشك يا كشمش بدهد بلكه چنانچه به اعتبار قيمت , خرما و يا انگور ديگري بدهد اگر چه تازه باشد محل اشكال است .



1901- كـسي كه بدهكار است و مالي هم دارد كه زكاة آن واجب شده اگر بميرد , بايد اول تمام زكاة را از مالي كه زكات آن واجب شده بدهند بعد قرض او را ادا نمايند.



1902- كسي كه بدهكار است و گندم يا جو يا خرما يا انگور هم دارد , اگر بميرد و پيش از آن كه زكاة اينها واجب شود , ورثه قرض او را از مال ديگر بدهند , هر كدام كه سهمشان به اندازه نصاب برسد بايد زكاة بدهد و اگـر پـيـش از آن كه زكاة اينها واجب شود , قرض او را ندهند , چنانچه مال ميت فقط به اندازه بدهي او بـاشـد , واجـب نـيست زكاة را بدهند , و اگر مال ميت بيشتر از بدهي او باشد , در صورتي كه بدهي او به قدري است كه اگر بخواهند ادا نمايند , بايد مقداري از گندم و جو و خرما و انگور را هم به طلبكار بدهند , آنـچه را به طلبكار مي دهند , زكاة ندارد , و در بقيه مال هر كدام از ورثه كه سهمش به اندازه نصاب شود بايد , زكاة آن را بدهد.



1903- اگـر گـنـدم و جو و خرما و كشمشي كه زكاة آنها واجب شده خوب و بد دارد , احتياط واجب آن است كه زكاة هر كدام از خوب و بد را از خود آنها بدهد.