کد مطلب:1552 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:145

نصاب نقره


1905- نـقـره دو نـصـاب دارد : نصاب اول آن ( 105 ) مثقال معمولي است كه اگر نقره به ( 105 ) مثقال بـرسـد و شرايط ديگر را هم كه گفته شد داشته باشد , انسان بايد يك چهلم آن را كه ( 2 ) مثقال و ( 15 ) نخود است از بابت زكاة بدهد و اگر به اين مقدار نرسد , زكاة آن واجب نيست و نصاب دوم آن ( 21 ) مثقال اسـت , يعني اگر ( 21 ) مثقال به ( 105 ) مثقال اضافه شود , بايد زكاة تمام ( 126 ) مثقال را به طوري كه گـفـتـه شـد بـدهد , و اگر كمتر از ( 21 ) مثقال اضافه شود , فقط بايد زكاة ( 105 ) مثقال آن را بدهد و زيادي آن زكاة ندارد , و هم چنين است هر چه بالا رود , يعني اگر ( 21 ) مثقال اضافه شود , بايد زكاة تمام آنـهـا را بـدهد , و اگر كمتر اضافه شود , مقداري كه اضافه شده و كمتر از ( 21 ) مثقال است زكاة ندارد , بـنـابر اين اگر انسان يك چهلم هر چه طلا و نقره دارد بدهد , زكاتي را كه بر او واجب بوده داده و گاهي هـم بـيـشـتر از مقدار واجب داده است مثلا كسي كه ( 110 ) مثقال نقره دارد اگر يك چهلم آن را بدهد , زكاة ( 105 ) مثقال آن را كه واجب بوده داده و مقداري هم براي ( 5 ) مثقال آن داده كه واجب نبوده است .



1906- كـسي كه طلا يا نقره او به اندازه نصاب است , اگر چه زكاة آن را داده باشد , تا وقتي از نصاب اول كم نشده , همه سال بايد زكاة آن را بدهد.



1907- زكـاة طـلا و نقره در صورتي واجب مي شود , كه آن را سكه زده باشند , و معامله به آن رواج داشته باشد , و اگر سكه آن از بين هم رفته باشد , بايد زكاة آن را بدهند.



1908- طـلا و نـقـره سـكه داري كه زنها براي زينت به كار مي برند , در صورتي كه رواج معامله با آن باقي باشد , يعني باز معامله پول طلا و نقره با آن شود , بنابر احتياط زكاة آن واجب است .



ولي اگر رواج معامله با آن باقي نباشد , زكاة واجب نيست .



1909- كسي كه طلا و نقره دارد , اگر هيچ كدام آنها به اندازه نصاب اول نباشد , مثلا ( 104 ) مثقال نقره و ( 14 ) مثقال طلا داشته باشد , زكاة بر او واجب نيست .



1910- چنانكه سابقا گفته شد زكاة طلا و نقره در صورتي واجب مي شود كه انسان يازده ماه مالك مقدار نصاب باشد , و اگر در بين يازده ماه طلا و نقره او از نصاب اول كمتر شود , زكاة بر او واجب نيست .



1911- اگـر در بين يازده ماه طلا و نقره اي را كه دارد با چيز ديگر عوض نمايد , يا آنها را آب كند , زكاة بر او واجـب نـيست , ولي اگر براي فرار از دادن زكاة آنها را به طلا و نقره عوض كند , يعني طلا را به طلا يا نقره و نقره را به نقره يا طلا عوض نمايد , احتياط واجب آن است كه زكاة را بدهد.



1912- اگـر در ماه دوازدهم پول و طلا و نقره را آب كند , بايد زكاة آنها را بدهد , و چنانچه به واسطه آب كردن , وزن يا قيمت آنها كم شود بايد زكاتي را كه پيش از آب كردن بر او واجب بوده بدهد.



1913- اگـر طلا و نقره اي كه دارد خوب و بد داشته باشد , مي تواند زكاة هر كدام از خوب , و بد را از خود آن بدهد , ولي بنابر احتياط نمي تواند زكاة همه را از قسمت بد بدهد و بهتر آن است كه زكاة همه را از طلا و نقره خوب بدهد.



1914- پـول طلا و نقره اي كه بيشتر از اندازه معمول فلز ديگر دارد , اگر به آن پول طلا و نقره بگويند در صـورتـي كه به حد نصاب برسد زكاتش واجب است , هر چند خالصش به حد نصاب نرسد , ولي اگر به آن پول طلا و نقره نگويند وجوب زكاة در آن محل اشكال است , هر چند خالصش به حد نصاب برسد.



1915- اگـر پول طلا و نقره اي كه دارد به مقدار معمول , فلز ديگر با آن مخلوط باشد , چنانچه زكاة آن را از پـول طـلا و نقره اي كه بيشتر از معمول فلز ديگر دارد يا از پول غير طلا و نقره بدهد ولي به قدري باشد كه قيمت آن , به اندازه قيمت زكاتي باشد كه بر او واجب است , اشكال ندارد.