کد مطلب:159783 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:95

نوآوري هاي يغماي جندقي
با ظهور يغماي جندقي (1196 ـ 1276) بافت نوحه عاشورايي تغيير مي يابد و نوحه هـاي عاشورايي يغما كه براي اوّلين بار با قالب هاي نويني عرضه مي شود، موجبات تـطـوّر سـاخـتـاري نـوحـه هـاي عـاشـورايـي را فـراهـم مـي سـازد. بـه دليـل پرهيز يغما از به كارگيري الفاظ و تركيبات ذلّت بار، به تدريج تغييراتي در جـنـبه محتوايي نوحه هاي عاشورايي، نيز به وجود آمد و از همين روي يغماي جندقي را پيشتاز نوحه هاي جديد عاشورايي مي شناسند:

(مـراثـي يغما، كه قسمتي از آنها براي آهنگ هاي ضربي ساخته شده و شاعرْ خود آنها را نوحه سينه زني يا سنگ زني مي نامد، در ديوان وي جايگاه خاصّي دارند. شاعر در اينجا از شـكـل نـسـبـتاً جديدي كه در ادبيّات پارسي (مستزاد) ناميده مي شود، بهره مند شده نوع تازه اي از مراثي را به وجود آورده است كه به سرودهاي ملّي شباهت دارد. اشعار انقلابي بـعـد از سـال 1324 ه‍. ق و مـقـدار زيادي شعرهاي فكاهي كه در جرايد عهد مشروطيّت مي بينيم، به صورتي كه يغما آورده، سروده شده است. [1] .

عـلاوه بـر قـالب (مـسـتـزاد) كـه يـغـمـا در نـوحـه عاشورايي باب كرد، تضمين هاي او از غـزليـات معروف سعدي و حافظ در حوزه نوحه هاي عاشورايي، راهگشاي نوحه سرايان حسيني بوده است.

نـوحـه هـاي عـاشـورايـي يـغـمـا عموماً از ساختار محكم لفظي، نوآوري و غناي محتوايي، بـرخـوردارنـد. بـه فـرازهـايـي از نـوحـه مـسـتـزادي وي ـ كـه بـه روايـت پـسـرش اسماعيل هنر، در ده سالگي سروده [2] توجّه كنيد:

افق از عكس شفق، باز به خون شسته جبين شيعيان! ماتم كيست؟!

كرده چون ماتميان جامهْ سيه، چرخ برين شيعيان! ماتم كيست؟!

نعره از پرده دل مي گذراند ز افلاك مريم، از توده خاك

مي كند خاك به سر، عيسيِ افلاك نشين شيعيان! ماتم كيست؟!

تـربـت پـاك نـبـي، واسـطـه طـيـنـت كـل ز اشـك ارواح رسل

راست چون عرصه ماريّه به خون گشته عجين شيعيان! ماتم كيست؟!

غرّش شير خدا، ضيغم نيزار شرف بشنو از دشت نجف

كز دمش، بيشه گردون شده لبريز طنين شيعيان! ماتم كيست؟!

بس كه بر سينه زند فاطمه با خيل ملك چار ايوان سمك

پر شد از غلغله تا سطح سپهر نُهمين شيعيان! ماتم كيست؟!

گفت يغما: مگر افتاد ز پا، ريخت ز هم عرش، با لوح و قلم؟

ني! بذات ملك العرش نه آن ست و نه اين شيعيان!ماتم كيست؟! [3] .

نـوحـه سـيـنـه زنـي يـغـمـا در قـالب مـربّع تركيب، اهتمام ستايش برانگيز او را در به كارگرفتن قالب هاي جديد، مي رساند:



تا ز چمنْ خانه زين، بر زمين

نخل برازنده اكبر فتاد



جلوه گري رفت ز بالاي سرو

رعشه بر اندام صنوبر فتاد



شِبه رسول امين

شست به خون تا جبين



از دم شمشير كين

خفت به روي زمين



گرد بر آمد ز مزار حبيب

رفت برون پاي ظفر از ركيب [4] .



چهره ناهيد به خون شد خضيب [5] .

روشني از ديده اختر فتاد



عرش برين شد نگون

گشت افق، غرق خون



مانده زره، چرخ دون

گشت زمين، بي سكون



قايمه عرش مُعَلّي شكست

شيشه نُه منظر مينا شكست



ماهچه [6] رايت بيضا شكست

از سر مهر فلك، افسر فتاد

ريخت ز تأثير غم

نظم كواكب ز هم

چهره مه، شد دژم

صبح، فرو برد دم

ناله يغما، شد اگر پرده در

نايد ازين پرده عجب در نظر

كز حركات فلكِ پرده در

پردهْ ز اوضاع جهان، برفتاد [7] .


[1] از صبا تا نيما، ج 1، ص 117.

[2] مجموعه آثار يغماي جندقي، ج 1، پاورقي، ص 362.

[3] مجوعه آثار يغماي جندقي، ص 362 ـ 365.

[4] ركيب: ركاب.

[5] خضيب:خضاب.

[6] آنـچـه از زر و سـيـم، شـكـلي مـثـل مـاه مـدوَّر سـاخـتـه و صيقل زده بر سر علَم فوج، نصب كنند. (فرهنگ آنندراج، ج 6، ص 3761).

[7] مـجـمـوعـه آثـار يـغـمـاي جـنـدقـي، بـه تـصـحـيـح سـيـّد عـلي آل داود، ج 1، ص 357 و 358.