کد مطلب:159791 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:84

معروف ترين شعارها در جريان انقلاب
چـه شـعارهايي كه پيش از پيروزي انقلاب اسلامي در كوچه و بازار و در رويارويي با كـارگـزاران حـكومت ستمشاهي، زبان به زبان مي گشت، و چه شعارهايي كه در جريان پيروزي انقلاب و در طول هشت سال دفاع مقدّس مطرح مي شد، داراي سمت و سويي مشخّص بود و اهداف خاصّي را دنبال مي كرد كه اصولي ترين آنها استقرار نظام اسلامي، قطع ايادي دول استكباري و رسيدن به استقلال و آزادي واقعي بود.

معروف ترين شعارهاي مردمي در جريان انقلاب اسلامي عبارت بود از:

(مردم! چرا نشستين؟!ايران شده فلسطين)

(فرموده روح خدا چنين است:سكوت و سازش، كار خائنين است)

(توپ، تانك، مسلسل، ديگر اثر ندارد حتّي اگر شب و روز بر ما گلوله بارد)

(ما بچّه ها، شعار ميديم شاه بميره، ناهار ميديم!)

(تا شاه، كفن نشوداين وطن، وطن نشود)

(نه شاه مي خوايم، نه شاهپورلعنت به هر چي مزدور)

(بختيار! بختيار! اگر خميني دير بياد مسلسلا بيرون مياد)

(اي شاه خائن! آواره گردي خاك وطن را، ويرانه كردي)

(مي كشم، مي كشم آن كه برادرم كشت)

(تنها ره سعادت:ايمان، جهاد، شهادت)

(قسم به خون شهداشاه! تو را مي كشيم)

(مرگ بر شاه! مرگ بر شاه! [1] .

و در آسـتـانـه پـيـروزي انـقـلاب اسـلامـي و بـه بـار نـشـسـتـن نخل تناور اين قيام مردمي، شعارها با سمت و سويي مناسب در انسجام بخشيدن بيشتر به مبارزات و تثبيت اركان حكومت اسلامي، در متن جامعه حركت مي كرد:

(اي شهيد حق! آيم به سويت بهشت موعود در پيش رويت)

(سحر ميشه، سحر ميشه سياهي ها، به در ميشه)

(نخواب آرام تو يك لحظه كه خون خلق، هدر ميشه)

(لحظه به لحظه گويم، زير شكنجه گويم: يا مرگ يا خميني)

(حزب فقط حزب اللّه رهبر فقط روح اللّه)

(به فرمان خميني ارتش، برادر ما است)

(استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي [2] .

و در جـريـان جـنـگ تـحـمـيـلي و مـبـارزات غـرور آفـريـن رزمـنـدگـان اسـلام در طول هشت سال دفاع مقدّس، شعارها، غالباً سمت و سويي كربلايي پيدا كرد.

ايـن شـعـارهـا ـ كـه از ژرفـاي جـان رزمـندگان سلحشور برمي خاست ـ در بسيج توده هاي مـردمـي و حضور فراگير آنان در جبهه هاي جنگ، نقش بسيار مؤ ثّري ايفا مي كرد و باور زلال آنان را به راهي كه انتخاب كرده بودند، به تماشا مي گذاشت.

تـأثـيـر فـوق العـاده ايـن شعارها در رويكرد جدّي شعراي دو دهه اخير به مفاهيم ارزشي عاشورا، قابل انكار نيست و نشانه هاي اين تأثيرپذيري را مي توان در بيت بيت (شعر مقاومت) و (شعر عاشورايي دو دهه اخير) نشان داد.

پرداختن به اين شعارهاي ماندگار و مردمي و تبيين جايگاهي كه در (شعر مقاومت) و (شعر عـاشـورايـي مـعـاصـر) و (ادبـيـّات انـقـلاب) دارنـد، در حـوصـله ايـن مقال نمي گنجد و براي تيمّن و تبرّك به ارايه نمونه هايي از آن بسنده مي كند.

ايـن شـعـار مـنـظـوم، مـتـأثـّر از سـرودي اسـت كـه ظـاهـراً در سال 59 ـ 60 به مناسب روز دانش آموز ساخته شده است:

بَه بَه چه حرف خوبي

آن شب فرمانده مون گفت

حرفي كه خواب صدّام

از آن سخن برآشفت

ما بچّه هاي تخريب

جنگيم، تا رهايي

ترسي ز (مين) نداريم

از (والمر) و (تايمري)

فريادمان بلند است

معبر، ادامه دارد

حتّي اگر شب و روز

بر ما خمپاره بارد [3] .

شـعـار: (بـه جـبـهه ها حزب اللّه) هموزن شعار: (اِذا جاءَ نَصْرُ اللّه، اِذا جاءَ نَصْرُ اللّه) اسـت كـه مـصـراع تـرجيع گونه آن: (اَللّه اَللّه، نَصرٌ مِنَ اللّه) توسّط بچّه هاي جبهه (همخواني) و مابقي آن به صورت (تكخواني) اجرا مي شد.

به جبهه ها حزب اللّه، جان مي سپارد

كه از ابَر قدرت ها، نمي هراسد

خدا، اَبر قدرت ماست

حسين، با نهضت ماست

اَللّه اَللّه، نَصرٌ مِنَ اللّه

اَللّه اَللّه، نَصرٌ مِنَ اللّه

به گفته روح اللّه، رهبر اسلام

زده سپاه اسلام، سيلي به صدّام

اهل ولا! اهل ولا!

پيش به سوي جبهه ها

اَللّه اَللّه، نَصرٌ مِنَ اللّه

اَللّه اَللّه، نَصرٌ مِنَ اللّه [4] .

شـعـار: (بـه يـاد شيليكا، دلها غمين است) از شعارهاي با طراوت رزمندگان و حاوي مفاهيم ارزشـي و در عـيـن حـال مـفـرّح اسـت. (شيليكا) و (دوشكا) كه در اين شعار آمده، نام دو نوع سـلاح سـنـگـين است كه مورد استفاده پدافند زمين به هوا قرار مي گيرد. [5] . فرازهايي از اين شعار و با حذف مصراع ترجيع گونه آن: (دلا! خون گريه كن، دوشكا كمين است) به اين صورت است:

به ياد (شيليكا)، دلها غمين است

دلا! خون گريه كن، (دوشكا) كمين است

عراق، فهميده كه بسيجي مي آد

كه (دوشكا) هاش موازي با زمين است...

بگو: يا فاطمه، بگذر ز دنيا

كه در برابرت ميدان مين است...

نه حلوايي، نه نوني داره اينجا

شهادت، تحفه اين سرزمين است [6] ...

رزمـنـدگـان اسـلام از هـر فـرصـتـي براي تقويت روحي همرزمان خود سود مي جستند. اين سرود با عنوان: (پرچم خونين قرآن) با ترجيع و همخواني عبارت: (فتح اسلام در جهاد اسـت) و تـكـخـوانـي سـايـر فـرازهـاي آن بـه هـنـگـام اجـراي مـراسـم صـبـحـگـاه، و در حال دويدن و ورزش كردن، مورد استفاده رزمندگان اسلام قرار مي گرفت:

پرچم خونين قرآن

در دست مجاهد مردان

زنده بماند جاويدان

تا خون مظلومان به جوش است

آواي عاشقان به گوش است

فتح اسلام در جهاد است

فتح اسلام در جهاد است

آن كس كه عدالتخواه است

از وضع زمان آگاه است

اين منطق ثار اللّه است

بايد دين را ياري نماييم

از حق، طرفداري نماييم

.......................

بشنو ز شه فرزانه

اين نغمه جاويدانه:

مرگ شرافتمندانه

بهتر بود زين زندگاني

بنما ز قرآن پشتيباني

....................... [7] .

مـشـهـورتـريـن شـعـاري كـه تا رحلت امام (ره) بر سر زبان هاي توده هاي ميليوني امّت اسـلامـي ايـران جـاري مـي شـد، شـعـار معروف: (خدايا! خدايا! تا انقلاب مهدي، خميني را نـگهدار) بود و به خاطر اقبال فراگيري كه به همراه داشت، موجبات آفرينش شعارهاي ديگري را فراهم ساخت كه با آن هماهنگ بود.

شـعـار: (تـنـهـا رهِ سـعادت) كه فرازهاي آن به صورت يك در ميان توسّط (فرمانده) و (رزمـندگان) خوانده مي شد، در حقيقت اعلان آمادگي جسمي روحي و ابراز توانايي رزمي بـه شـمـار مـي رفـت. ايـن شـعـار اغـلب در مراسم جشن و عزاداري، مانور و حضور در خطّ عمليّات مورد استفاده قرار مي گرفت: [8] .

فرمانده:برادران! با ياد خدا، از جلو از راست نظام!

رزمندگان:اللّه.

يا:

تنها ره سعادت: ايمان، جهاد، شهادت.

يا به مزاح:

تنها ره سعادت: عشق، صفا، محبّت.

فرمانده:به احترامِ اَللّه، به احترام خون شهيدان، خبر دار!

رزمندگان:اسلام پيروز است، شرق و غرب نابود است.

يا:

اسلام پيروز است، چپ و راست نابود است.

يا:

لا فتي اِلاّ علي لا سيف الاّ ذوالفقار.

فرمانده:بنشين!

رزمندگان:يا حسين!

فرمانده:بر پا!

رزمندگان:يا علي!

فرمانده:به دو رو!

رزمندگان:اَللّهم صَلِّ علي محمّد و آل محمّد [9] .

بـرخـي از شـعـارهـا، هـمـراه بـا سينه زني و در مراسم نوحه خواني سر داده مي شد، كه نـمايانگر ارتباط تنگاتنگ (نوحه) و (شعار) مي باشد. شعار: (حسين جانم، حسين جانم، حسين جان) از اين دست شعارها بود كه مورد استفاده رزمندگان اسلام قرار مي گرفت:

حسين جانم، حسين جانم، حسين جان

حسين جانم، حسين جانم، حسين جان

برو باد صبا يك صبح دلگير

خبر از من ببر بر مادر پير

كه: اي مادر! تو كن شيرت حلالم

غريبي رفتم و، شايد نيايم

............................

اگر بار گران بوديم، رفتيم

اگر نامهربان بوديم، رفتيم

شما با خانمان خود بمانيد

كه ما بي خانمان بوديم و، رفتيم [10] .

............................

ايـن شـعـار بـا (... هـمان نحو (حسين جان) خواني كه بين هيأت هاي گرداني و دسته هاي عزاداري و سينه زني عمومي و خصوصي رايج است؛ و معمولاً در يك نقطه اي سرعت اجراي شـعـار يـعـنـي خواندن عبارات و زدن به سينه و سر به غايت مي رسد [11] ، اجرا مي شد.

(دنـيـاي بـسـيـجـي تـيـربـاره) عنوان شعار ديگري است كه در (شبهاي عمليّات) كارايي بـالايـي داشـت و در ايـجـاد (شـور) و (شـعـور) و (سـرور) رزمـنـدگـان بـسـيـار مـؤ ثـّر بود: [12] .

دنياي بسيجي: تيره باره

بسيجي، از بعثي بيزاره

بسيجي كه خواب و خوراك نداره

ميره منطقه، پلاك نداره

وقتي برمي گرده، خماره!

حالشو عمليّات جا مي آره!

دنياي بعثي: يك سيگاره!

يك بعثي از ما فوق، بيزاره

عراقي كه حال نداره

خماري از چشاش مي باره

نمي دونم جلوي بسيجي ها

چطوري مي خواد تاب بياره؟!

دنياي بسيجي: تيرباره

بسيجي، از بعثي بيزاره [13] .


[1] فرهنگ جبهه، شعارها و رجزها / 1، سيّد مهدي فهيمي، ص 29 و 30.

[2] فرهنگ جبهه، شعارها و رجزها / 1، صص 30 و 31.

[3] فرهنگ جبهه، شعارها و رجزها / 1، ص 116 و 117.

[4] فرهنگ جبهه، شعارها و رجزها / 1، ص 118 و 119.

[5] همان، ص 124.

[6] فرهنگ جبهه، شعارها و رجزها / 1، ص 125.

[7] فرهنگ جبهه، شعارها و رجزها / 1، صص 130 و 131.

[8] فرهنگ جبهه، شعارها و رجزها / 1، ص 132.

[9] فرهنگ جبهه، شعارها و رجزها / 1، ص 133.

[10] فرهنگ جبهه، شعارها و رجزها / 1، ص 137.

[11] همان، ص 136.

[12] همان، ص 152.

[13] فرهنگ جبهه، شعارها و رجزها / 1، ص 153.