کد مطلب:1618 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:157

احكام غصب


1/2553- غـصـب آن اسـت كـه انسان از روي ظلم , بر مال يا حق كسي مسلط شود و اين يكي از گناهان بـزرگ است كه اگر كسي انجام دهد , در قيامت به عذاب سخت گرفتار مي شود , از حضرت پيغمبر اكرم صلي اللّه عليه وآله روايت شده است كه هر كس يك وجب زمين از ديگري غصب كند در قيامت آن زمين را از هفت طبقه آن مثل طوق به گردن او مي اندازند.



2554- اگـر انـسـان نـگـذارد مردم از مسجد و مدرسه و پل و جاهاي ديگري كه براي عموم ساخته شده اسـتـفـاده كنند , حق آنان را غصب نموده و هم چنين است اگر كسي در مسجد جايي را براي خود بگيرد چنانچه ديگري او را از آنجا بيرون كند , و نگذارد كه از آنجا استفاده نمايد , گناه كرده است .



2555- اگر گرو دهنده و گرو گيرنده قرار بگذارند كه چيزي را كه گرو گذاشته شده به دست گرو گـيـرنـده يا به دست شخص سومي باشد گرو دهنده نمي تواند آن چيز را پيش از آن كه طلب او را بدهد پس بگيرد و چنانچه بگيرد بايد فورا برگرداند.



2556- مـالـي را كـه نـزد كـسي گرو گذاشته اند , اگر ديگري غصب كند هر يك از صاحب مال و گرو گيرنده مي توانند چيزي را كه غصب كرده از او مطالبه نمايند و چنانچه آن چيز را از او بگيرند , باز هم در گرو است و اگر آن چيز از بين برود و عوض آن را بگيرند , آن عوض هم مثل خود آن چيز گرو مي باشد.



2557- اگـر انـسـان چيزي را غصب كند , بايد به صاحبش برگرداند و اگر آن چيز از بين برود و قيمت داشته باشد , بايد عوض آن را به او بدهد.



2558- اگر از چيزي كه غصب كرده منفعتي به دست آيد , مثلا از گوسفندي كه غصب كرده بره اي پيدا شـود , مـال صاحب مال است و نيز كسي كه مثلا خانه اي را غصب كرده , اگر چه در آن ننشيند بايد اجاره آن را بدهد.



2559- اگـر از بـچـه يا ديوانه چيزي را كه مال او است غصب كند بايد آن را به ولي او بدهد و اگر از بين رفته , بايد عوض آن را بدهد.



2560- هـرگـاه دو نفر با هم چيزي را غصب كنند , چنانچه هر دو بر تمام آن چيز تسلط داشته باشند , هر كدام از آنان ضامن تمام آن چيز است اگر چه هر يك به تنهايي نمي توانسته آن را غصب نمايد.



2561- اگـر چـيـزي را كه غصب كرده با چيز ديگري مخلوط كند , مثلا گندمي را كه غصب كرده با جو مـخـلـوط نـمـايـد , چـنانچه جدا كردن آنها ممكن است , اگر چه زحمت داشته باشد , بايد جدا كند و به صاحبش برگرداند.



2562- اگر شخصي قطعه طلاي ساخته شده اي را غصب كند مثل گوشواره و آن را آب نمايد بايد آن را با تفاوت قيمتش پيش از آب كردن و پس از آن به صاحبش بدهد و چنانچه براي اين كه تفاوت قيمت را ندهد بگويد , آن را مثل اولش مي سازم , مالك مجبور نيست قبول نمايد.



و نيز مالك نمي تواند او را مجبور كند كه آن را مثل اولش بسازد.



2563- اگـر چيزي را كه غصب كرده به طوري تغيير دهد كه از اولش بهتر شود مثلا طلايي را كه غصب كرده گوشواره بسازد , چنانچه صاحب مال بگويد مال را به همين صورت بده , بايد به او بدهد و نمي تواند براي زحمتي كه كشيده مزد بگيرد , و هچنين بدون اجازه مالك حق ندارد , آن را به صورت اولش در آورد ولي اگر بدون اجازه او آن چيز را مثل اولش يا به شكلي ديگر كند , معلوم نيست ضامن تفاوت قيمت ميان دو حالت باشد.



2564- اگر چيزي را كه غصب كرده به طوري تغيير دهد كه از اولش بهتر شود , و صاحب مال بگويد بايد آن را به صورت اول در آوري واجب است آن را به صورت اولش در آورد و چنانچه قيمت آن به واسطه تغيير دادن از اولش كمتر شود , بايد تفاوت آن را به صاحبش بدهد , پس طلايي را كه غصب كرده اگر گوشواره بسازد و صاحب آن بگويد بايد به صورت اولش در آوري , در صورتي كه بعد از آب كردن , قيمت آن از پيش از گوشواره ساختن كمتر شود , بايد تفاوت آن را بدهد.



2565- اگـر در زميني كه غصب كرده زراعت كند , يا درخت بنشاند زراعت و درخت و ميوه آن مال خود او است و چنانچه صاحب زمين راضي نباشد , كه زراعت و درخت در زمين او بماند , كسي كه غصب كرده بـايـد فورا زراعت يا درخت خود را اگر چه ضرر نمايد از زمين بكند , و نيز بايد اجاره زمين را در مدتي كه زراعت و درخت در آن بوده به صاحب زمين بدهد و خرابيهايي را كه در زمين پيدا شده درست كند , مثلا جاي درختها را پر نمايد , و اگر به واسطه اينها قيمت زمين از اولش كمتر شود , بايد تفاوت آن را هم بدهد , و نـمـي تـوانـد صـاحب زمين را مجبور كند كه زمين را به او بفروشد , يا اجاره بدهد , و نيز صاحب زمين نمي تواند او را مجبور كند كه درخت يا زراعت را به او بفروشد.



2566- اگـر صاحب زمين راضي شود كه زراعت و درخت در زمين او بماند , كسي كه آن را غصب كرده , لازم نيست درخت و زراعت را بكند , ولي بايد اجاره آن زمين را از وقتي كه غصب كرده تا وقتي كه صاحب زمين راضي شده بدهد.



2567- اگـر چـيـزي كـه غصب كرده از بين برود , در صورتي كه مثل گاو و گوسفند باشد كه از جهت خـصـوصـيـات شـخـصي قيمت آن در نظر عقلاء با قيمت فرد ديگري فرق دارد , بايد قيمت آن را بدهد و چـنـانچه قيمت بازار آن به واسطه اختلاف عرضه و تقاضا فرق كرده باشد بايد قيمت وقتي را كه تلف شده بدهد , و احتياط مستحب آن است كه بالاترين قيمتي را كه از زمان غصب تا زمان تلف داشته بدهد.



2568- اگـر چـيـزي را كه غصب كرده و از بين رفته مانند گندم و جو باشد كه قيمت افرادش از جهت خـصـوصـيات شخصيه با هم فرق ندارد , بايد مثل همان چيزي را كه غصب كرده بدهد , ولي چيزي را كه مي دهد بايد خصوصيات نوعي و سنخيش مانند چيزي باشد كه آن را غصب كرده و از بين رفته است .



مثلا اگر از قسم اعلاي برنج غصب كرده نمي تواند از قسم پست تر بدهد.



2569- اگر چيزي را كه مثل گوسفند است غصب نمايد و از بين برود چنانچه قيمت بازار آن فرق نكرده باشد ولي در مدتي كه پيش او بوده مثلا چاق شده , سپس تلف شده باشد , بايد قيمت وقتي را كه چاق بوده بدهد.



2570- اگـر چيزي را كه غصب كرده ديگري از او غصب نمايد , و از بين برود , صاحب مال مي تواند عوض آن را از هر يك از آنان بگيرد , يا از هر كدام آنان مقداري از عوض آن را مطالبه نمايد , و چنانچه عوض مالي را از اولي بگيرد , اولي مي تواند آنچه را داده از دومي بگيرد , ولي اگر از دومي بگيرد , او نمي تواند آنچه را كه داده از اولي مطالبه نمايد.



2571- اگر چيزي را كه مي فروشند , يكي از شرطهاي معامله در آن نباشد , مثلا چيزي را كه بايد با وزن خريد و فروش كنند بدون وزن معامله نمايند , معامله باطل است .



و چـنـانـچـه فروشنده و خريدار با قطع نظر از معامله راضي باشند كه در مال يكديگر تصرف كنند اشكال ندارد , و گرنه چيزي را كه از يكديگر گرفته اند مثل مال غصبي است , و بايد آن را به ديگري برگردانند , و در صـورتي كه مال هر يك در دست ديگري تلف شود , چه بداند معامله باطل است چه نداند , بايد عوض آن را بدهد.



2572- هـر گاه مالي را از فروشنده بگيرد كه آن را ببيند يا مدتي نزد خود نگهدارد تا اگر پسنديد بخرد , در صورتي كه آن مال تلف شود , بنابر مشهور بايد عوض آن را به صاحبش بدهد.