کد مطلب:163111 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:149

مباني نظريه
- «امام» همه ي احكام الهي را مي داند، [1] بنابراين، اگر در موردي


فرماني از خداي تعالي وجود داشته باشد، به هيچ روي از دايره ي دانايي «امام» بيرون نخواهد بود.

بدون اين مبنا نظريه ي تعبد را نمي توان سامان داد، بلكه آن نظريه بر اين استوار است كه فرماني بوده است و امام حسين عليه السلام بدان آگاهي داشت.

- «امام» فرمان هاي آسماني را بزرگ مي شمارد. او به توفيق عصمت، هيچ گاه به نافرماني در نمي غلطد. [2] .

- در همان آغاز حركت، سرانجام آن، براي امام حسين عليه السلام معلوم بود.

- «امام» كه بر قله ي كمال انساني جاي دارد از بطالت عبث و كثافت كينه و حقارت عناد به دور است.

در حقيقت نفي بيهودگي، كينه و لجاجت در وجود متعالي «امام» زمينه اي فراهم مي آورد كه در آن نظريه تعبد، جلوه نمايد و با توفيق تمام


از عهده ي توجيه حركتي كه پايان آن در ابتدا معلوم و ناخوش است، برآيد.

بنابراين، با پذيرش آگاهي امام حسين عليه السلام از انجام حركت، در صورتي راه به نظريه ي تعبد باز مي شود كه توجيه هاي ديگر مبتني بر امور ياد شده براي چنين كاري كه از همان ابتدا، انتهاي غم آلود پيدا بود، ممكن نباشد. في المثل نتوان گفت با انجام كاري كه مي دانست انجام خوش ندارد، به بيهودگي در افتاد. يا آن كه مي خواست كينه ي خود را تسكين دهد و با انجام كار بي سرانجام ولو به بهايي گزاف دشمن را به زحمت اندازد. يا آن كه از روي لجاجت مي خواست بر خلاف ميل دشمن اصرار ورزد.


[1] نكته ي مورد اتفاق درمورد علم امام، كه همه شيعيان اثني عشري يكصدا آن را قبول دارند علم امام، به همه ي احكام است. همه شيعيان گفته اند و مي گويند كه امام همه ي احكام الهي را مي داند چنان كه شيخ مفيد رحمه الله و نيز علامه حلي رحمه الله اتفاق مذكور را نقل كرده اند. رك به بحارالانوار، الشيخ محمد باقر المجلسي، مؤسسة الوفاء، بيروت، لبنان، 1403 ه ق، ج 2، ص 257 تا 259.

[2] «عصمت» از مسائل اساسي تشيع است كه بحث برنمي دارد و از اصول مسلم و مشخصه و مميزه ي تفكر شيعي به شمار مي رود.