کد مطلب:1638 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:161

احكام وقف


2685- اگـر كـسـي چـيـزي را وقـف كند , از ملك او خارج مي شود , و خود او و ديگران نمي توانند آن را بـبـخـشند , يا بفروشند و كسي هم از آن ملك ارث نمي برد , ولي در بعضي از موارد كه در مساله ( 2102 و 2103 ) گفته شد فروختن آن اشكال ندارد.



2686- لازم نيست صيغه وقف را به عربي بخوانند , بلكه اگر مثلا بگويد , اين كتاب را بر طلاب علم وقف كردم , وقف صحيح است .



بلكه وقف , به عمل نيز محقق مي شود , مثلا چنانچه حصيري را به قصد وقف بودن در مسجد بيندازد , و يا سـاخـتـمـانـي را بـه طوري كه مساجد را به آن طور مي سازند به قصد مسجد بودن بسازد وقفيت محقق مي شود.



و در مـوقوفات عامه مثل مسجد و مدرسه يا چيزي كه براي عموم وقف كند , يا مثلا بر فقرا يا سادات وقف نـمـايـد , قـبول كردن كسي در صحت وقف لازم نيست , بلكه بنابر اظهر در موقوفات خاصه مثل وقف بر فرزندان قبول نيز معتبر نيست .



2687- اگـر ملكي را براي وقف كردن معين كند و پيش از آن كه وقف كند پشيمان شود , يا بميرد , وقف واقع نمي شود.



2688- كسي كه مالي را وقف مي كند , بايد از موقع وقف كردن مال را براي هميشه وقف كند , و اگر مثلا بـگـويـد ايـن مـال بعد از مردن من وقف باشد , چون از موقع خواندن صيغه تا مردنش وقف نبوده صحيح نيست .



و نيز اگر بگويد تا ده سال وقف باشد و بعد از آن نباشد , يا بگويد تا ده سال وقف باشد , بعد , پنج سال وقف نباشد و دوباره وقف باشد , وقف صحيح نيست .



2689- وقـف خاص در صورتي صحيح است كه مال وقف را به تصرف طبقه اول كساني كه براي آنها وقف شـده يـا وكيل , يا ولي آنها بدهد ولي اگر چيزي را بر اولاد صغير خود وقف كند و به قصد اين كه آن چيز ملك آنان شود , از طرف آنان نگهداري نمايد , وقف صحيح است .



2690- ظـاهـر ايـن اسـت كـه در اوقـاف عامه از قبيل مدارس و مساجد و امثال اينها قبض معتبر نباشد و وقفيت به مجرد وقف نمودن محقق مي شود.



2691- وقـف كننده بايد مكلف و عاقل و با قصد و اختيار باشد و شرعا بتواند در مال خود تصرف كند , بنابر ايـن سـفـيه ( يعني كسي كه مال خود را در كارهاي بيهوده مصرف مي كند ) چون حق ندارد در مال خود تصرف نمايد اگر چيزي را وقف كند صحيح نيست .



2692- اگـر مـالـي را براي بچه اي كه در شكم مادر است و هنوز به دنيا نيامده وقف كند صحت آن محل اشـكـال و لازم اسـت رعـايـت احتياط نمايند ولي اگر براي اشخاصي كه فعلا موجودند و بعد از آنها براي كـسـانـي كه بعدا به دنيا مي آيند وقف نمايد اگر چه در موقعي كه وقف محقق مي شود در شكم مادر هم نباشند مثلا چيزي را بر اولاد خود وقف كند كه بعد از آنان وقف نوه هاي او باشد و هر دسته اي بعد از دسته ديگر از وقف استفاده كنند صحيح است .



2693- اگـر چيزي را بر خودش وقف كند مثل آن كه دكاني را وقف كند عايدي آن را بعد از مرگ او خرج مقبره اش نمايند صحيح نيست .



ولي اگر مثلا مالي را بر فقرا وقف كند و خودش فقير شود , مي تواند از منافع وقف استفاده نمايد.



2694- اگـر بـراي چـيزي كه وقف كرده متولي معين نموده باشد , بايد مطابق قرار داد او رفتار شود , و اگر معين ننموده باشد , چنانچه بر افراد مخصوصي مثلا بر اولاد خود وقف كرده باشد , اختيار در استفاده از آن با خود آنان است و اگر بالغ نباشند اختيار با ولي ايشان است و براي استفاده از وقف اجازه حاكم شرع لازم نـيست ولي براي آنچه مصلحت وقف يا مصلحت نسلهاي آينده است - مثل تعمير كردن وقف و اجاره دادن آن به نفع طبقات بعدي - اختيار با حاكم شرع است .



2695- اگر ملكي را مثلا بر فقرا يا سادت وقف كند , يا وقف كند كه منافع آن به مصرف خيرات برسد , در صورتي كه براي آن ملك متولي معين نكرده باشد , اختيار آن با حاكم شرع است .



2696- اگـر مـلكي را بر افراد مخصوصي مثلا بر اولاد خود وقف كند كه هر طبقه اي بعد از طبقه ديگر از آن اسـتـفـاده كنند , چنانچه متولي وقف آن را اجاره دهد و بميرد اجاره باطل نمي شود , ولي اگر متولي نـداشـتـه بـاشد و يك طبقه از كساني كه ملك بر آنها وقف شده , آن را اجاره دهند , و در بين مدت اجاره بـمـيرند , چنانچه طبقه بعدي آن اجاره را امضاء نكنند اجاره باطل مي شود , و در صورتي كه مستاجر مال الاجاره تمام مدت را داده باشد مال الاجاره از زمان مردنشان تا آخر مدت اجاره را از مال آنان مي گيرد.



2697- اگـر مـلـك وقف خراب شود , از وقف بودن بيرون نمي رود مگر آن كه متعلق وقف عنوان خاصي بـاشـد كه آن عنوان از بين برود مثل اين كه باغ را به عنوان باغ وقف كرده باشد كه اگر آن باغ خراب شود وقف باطل مي شود , و به ورثه واقف بر مي گردد.



2698- ملكي كه مقداري از آن وقف است و مقداري از آن وقف نيست اگر تقسيم نشده باشد , هر كس كه امر وقف به دست او است مانند حاكم شرع و متولي و موقوف عليهم مي تواند با نظر خبره سهم وقف را جدا كند.



2699- اگـر مـتـولـي وقف خيانت كند , مثلا عايدات آن را به مصرفي كه معين شده نرساند , حاكم شرع اميني را به او ضميمه مي نمايد , كه مانع از خيانتش گردد و در صورتي كه ممكن نباشد مي تواند به جاي او متولي اميني معين نمايد.



2700- فـرشي را كه براي حسينيه وقف كرده اند , نمي شود براي نماز به مسجد ببرند, اگر چه آن مسجد نزديك حسينيه باشد.



2701- اگر ملكي را براي تعمير مسجدي وقف نمايند , چنانچه آن مسجد احتياج به تعمير نداشته باشد , و انـتـظـار هم نرود كه در آينده نه چندان دور احتياج به تعمير پيدا كند , و نيز ممكن نباشد كه عايدات آن مـلـك را جـمـع نموده و نگهدارند تا بعدها به تعمير مسجد برسد در اين صورت احتياط لازم آن است كه عـايدات آن ملك را در آنچه نزديكتر به مقصود واقف بوده صرف نمايند مانند تامين بقيه احتياجات مسجد يا تعمير مسجد ديگر.



2702- اگـر مـلكي را وقف كند كه عايدي آن را خرج تعمير مسجد نمايند و به امام جماعت و به كسي كه در آن مسجد اذان مي گويد بدهند , در صورتي كه براي هر يك مقداري معين كرده باشد , بايد همان طور مصرف كنند , و اگر تعيين نكرده باشد , بايد اول مسجد را تعمير كنند و اگر چيزي زياد آمد , متولي آن را بين امام جماعت و كسي كه اذان مي گويد به طوري كه صلاح مي داند قسمت نمايد ولي بهتر آن است كه اين دو نفر در تقسيم با يكديگر صلح كنند.