کد مطلب:1639 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:148

احكام وصيت


2703- وصيت آن است كه انسان سفارش كند بعد از مرگش براي او كارهايي انجام دهند , يا بگويد بعد از مرگش چيزي از مال او ملك كسي باشد , يا اين كه چيزي از مال او را به كسي تمليك يا صرف در خيرات و مبرات كنند , يا براي اولاد خود و كساني كه اختيار آنان با او است , قيم و سرپرست معين كند , و كسي را كه به او وصيت مي كنند وصي مي گويند.



2704- كـسـي كـه نـمـي تواند حرف بزند , اگر با اشاره مقصود خود را بفهماند , براي هر كاري مي تواند وصـيـت كند بلكه كسي هم كه مي تواند حرف بزند , اگر با اشاره اي كه مقصودش را بفهماند وصيت كند صحيح است .



2705- اگـر نـوشـته اي به امضاء يا مهر ميت ببينند , چنانچه مقصود او را بفهماند و معلوم باشد كه براي وصـيـت كـردن نـوشـته , بايد مطابق آن عمل كنند ولي اگر بدانند كه مقصودش وصيت كردن نبوده و چيزهايي را نوشته است كه بعدا مطابق آن وصيت كند براي وصيت كافي نمي باشد.



2706- كسي كه وصيت مي كند , بايد بالغ و عاقل باشد , و سفيه نباشد , و از روي اختيار وصيت كند , پس وصيت بچه نابالغ صحيح نيست مگر آن كه ده سال داشته باشد و وصيت براي ارحامش يا صرف در خيرات عامه نموده باشد كه وصيت او در اين دو صورت صحيح است و اما اگر براي غير ارحامش وصيت كند يا آن كه بچه هفت ساله وصيت كند كه چيز مختصري از اموالش براي شخصي باشد يا به شخصي داده شود نفوذ وصيت محل اشكال است و مراعات احتياط در هر دو صورت ترك نشود , و اگر شخصي سفيه باشد وصيت او در امـوالـش نافذ نيست ولي در غير آن مثل وصيتش راجع به خصوصيات كارهايي كه پس از مرگ براي ميت انجام مي گردد نافذ است .



2707- كـسـي كـه از روي عـمـد مثلا زخمي به خود زده يا سمي خورده است كه به واسطه آن , يقين يا گـمـان بـه مـردن آن پيدا مي شود , اگر وصيت كند كه مقداري از مال او را به مصرفي برسانند و سپس بميرد وصيت او صحيح نيست .



2708- اگـر انسان وصيت كند كه چيزي از اموالش مال كسي باشد در صورتي كه او وصيت را قبول كند اگر چه قبولش در زمان زنده بودن موصي باشد آن چيز را بعد از مردن موصي مالك مي شود.



2709- وقـتي انسان نشانه هاي مرگ را در خود ديد , بايد فورا امانتهاي مردم را به صاحبانش برگرداند يا آن كه به آنها اطلاع دهد , به تفصيلي كه در مساله ( 2351 ) گذشت , و اگر به مردم بدهكار است و موقع دادن آن بدهي رسيده , و طلبكار هم مطالبه طلب خود را دارد , بايد بدهد , و اگر خودش نمي تواند بدهد , يـا موقع دادن بدهي او نرسيده , يا طلبكار هنوز مطالبه نكرده بايد كاري كند كه اطمينان نمايد بدهي او به طلبكار پس از مرگش داده مي شود مثلا در موردي كه بدهي او براي ديگران معلوم نيست وصيت كند و بر وصيت شاهد بگيرد.



2710- كـسـي كـه نـشـانه هاي مرگ را در خود مي بيند , اگر خمس و زكاة و مظالم بدهكار است و فعلا نـمي تواند بدهد , چنانچه از خودش مال دارد , يا احتمال مي دهد كسي آنها را ادا نمايد , بايد وصيت كند و هـم چـنين است اگر حج بر او واجب باشد , و اما اگر بتواند بدهي خود از وجوه شرعيه را فعلا بدهد , بايد فورا بدهد , هر چند نشانه هاي مرگ را در خود نبيند.



2711- كـسـي كـه نشانه هاي مرگ را در خود مي بيند , اگر نماز و روزه قضا دارد , بايد وصيت كند كه از مال خودش براي آنها اجير بگيرند , بلكه اگر مال نداشته باشد ولي احتمال بدهد كسي بدون آن كه چيزي بـگـيـرد آنـهـا را انجام مي دهد , باز هم واجب است وصيت نمايد , ولي اگر كسي داشته باشد - مانند پسر بـزرگتر - كه بداند چنانچه به او اطلاع دهد قضاي نماز و روزه او را انجام مي دهد , همين قدر كافي است كه به او اطلاع دهد و لازم نيست وصيت كند.



2712- كـسـي كه نشانه هاي مرگ را در خود مي بيند , اگر مالي پيش كسي دارد يا در جايي پنهان كرده اسـت كه ورثه نمي دانند , چنانچه به واسطه ندانستن , حقشان از بين برود , بايد به آنان اطلاع دهد و لازم نـيـست براي بچه هاي صغير خود قيم و سرپرست معين كند , ولي در صورتي كه بدون قيم مالشان از بين مي رود , يا خودشان ضايع مي شوند , براي آنان بايد قيم اميني معين نمايد.



2713- وصي بايد عاقل باشد , و در اموري كه راجع به شخص موصي است و هم چنين - بنابر احتياط - در امـوري كـه راجع به ديگران است بايد مورد اطمينان باشد , و وصي مسلمان بايد - بنابر احتياط - مسلمان بـاشـد و وصـيت به بچه نابالغ به تنهايي - بنابر احتياط - صحيح نيست اگر مقصود موصي آن باشد كه در حـال بچگي بدون اجازه ولي تصرف نمايد ولي اگر مقصود او اين باشد كه بعد از بلوغ يا با اذن ولي تصرف نمايد اشكال ندارد.



2714- اگـر كـسـي چـند وصي براي خود معين كند , چنانچه اجازه داده باشد كه هر كدام به تنهايي به وصيت عمل كنند , لازم نيست در انجام وصيت از يكديگر اجازه بگيرند و اگر اجازه نداده باشد , چه گفته باشد كه هر دو با هم به وصيت عمل كنند , يا نگفته باشد , بايد با نظر يكديگر به وصيت عمل نمايند , و اگر حـاضـر نـشـونـد كـه با يكديگر به وصيت عمل كنند , چنانچه منشا آن وجود مانع شرعي براي هر كدام از مـوافـقـت با ديگري نباشد , حاكم شرع آنها را مجبور مي كند و اگر اطاعت نكنند , يا منشا اختلاف وجود مانع شرعي براي هر كدام باشد , به جاي يكي از آنان شخص ديگري را معين مي نمايند.



2715- اگر انسان از وصيت خود برگردد مثلا بگويد ثلث مالش را به كسي بدهند , بعد بگويد به او ندهند وصـيت باطل مي شود , و اگر وصيت خود را تغيير دهد , مثل آن كه قيمي براي بچه هاي خود معين كند , بعد ديگري را به جاي او قيم نمايد , وصيت اولش باطل مي شود و بايد به وصيت دوم او عمل نمايند.



2716- اگـر كـاري كـند كه معلوم شود از وصيت خود برگشته مثلا خانه اي را كه وصيت كرده به كسي بـدهـنـد , بـفـروشد , يا ديگري را - با التفات به وصيت سابق - براي فروش آن وكيل نمايد , وصيت باطل مي شود.



2717- اگر وصيت كند چيز معيني را به كسي بدهند بعد وصيت كند كه نصف همان را به ديگري بدهند , بايد آن چيز را دو قسمت كنند و بهر كدام از آن دو نفر يك قسمت آن را بدهند.



2718- اگـر كسي در مرضي كه به آن مرض مي ميرد , مقداري از مالش را به كسي ببخشد و وصيت كند كه بعد از مردن او هم مقداري به كس ديگر بدهند , چنانچه ثلث او براي هر دو مال كافي نباشد و ورثه هم حـاضـر بـه اجـازه دادن مـقـدار زيـادي نـباشند بايد ابتدا مالي را كه بخشيده از ثلث خارج كنند و سپس باقيمانده آن را در مورد وصيت صرف نمايند.



2719- اگر وصيت كند كه ثلث مال او را نفروشند و عايدي آن را به مصرفي برسانند , بايد مطابق گفته او عمل نمايند.



2720- اگر در مرضي كه به آن مرض مي ميرد , بگويد مقداري به كسي بدهكار است , چنانچه متهم باشد كه براي ضرر زدن به ورثه گفته است , بايد مقداري را كه معين كرده از ثلث او بدهند , و اگر متهم نباشد اقرار او نافذ است و بايد از اصل مالش بدهند.



2721- كسي كه انسان وصيت مي كند كه چيزي به او بدهند لازم نيست در حال وصيت وجود داشته باشد , پـس اگـر وصـيـت كند به بچه اي كه ممكن است فلان زن حامله شود چيزي بدهند اگر آن بچه پس از مـرگ مـوصـي موجود باشد لازم است آن چيز را به او بدهند و اگر موجود نباشد , چنانچه از وصيت تعدد مـطلوب استفاده شود بايد در مصرف ديگري كه به نظر موصي نزديكتر به مورد وصيت باشد صرف شود و گـرنـه ورثـه مـي تـوانـنـد آن را ميان خود قسمت كنند , ولي اگر وصيت كند كه چيزي از مال او بعد از مرگش مال كسي باشد پس اگر آن شخص وقت مرگ موصي موجود باشد وصيت صحيح والا باطل است , و آنچه را كه براي او وصيت كرده , ورثه ميان خودشان قسمت مي كنند.



2722- اگـر انـسان بفهمد كسي او را وصي كرده , چنانچه به اطلاع وصيت كننده برساند كه براي انجام وصـيت او حاضر نيست , لازم نيست بعد از مردن او به وصيت عمل كند , ولي اگر پيش از مردن او نفهمد كـه او را وصـي كرده يا بفهمد و به او اطلاع ندهد كه براي عمل كردن به وصيت حاضر نيست , در صورتي كـه مـشقت نداشته باشد , بايد وصيت او را انجام دهد و نيز اگر وصي پيش از مرگ موصي موقعي ملتفت شود كه موصي به واسطه شدت مرض يا مانع ديگر نتواند به ديگري وصيت كند بنابر احتياط بايد وصيت را قبول نمايد.



2723- اگـر كـسي كه وصيت كرده بميرد , وصي نمي تواند ديگري را وصي آن ميت معين كند و خود از كار كناره نمايد , ولي اگر بداند مقصود ميت اين نبوده كه خود وصي مباشرت در انجام آن كار نمايد , بلكه مقصودش فقط انجام كار بوده , مي تواند ديگري را از طرف خود وكيل نمايد.



2724- اگـر كـسي دو نفر را با هم وصي كند , چنانچه يكي از آن دو بميرد , يا ديوانه , يا كافر شود , حاكم شـرع يك نفر ديگر را به جاي او معين مي كند , و اگر هر دو بميرند , يا ديوانه يا كافر شوند , حاكم شرع دو نفر ديگر را معين مي كند ولي اگر يك نفر بتواند وصيت را عملي كند , معين كردن دو نفر لازم نيست .



2725- اگـر وصـي نـتـواند به تنهايي كارهاي ميت را انجام دهد هر چند با وكيل گرفتن يا اجاره كردن ديگري حاكم شرع براي كمك او يك نفر ديگر را معين مي كند.



2726- اگـر مـقـداري از مـال ميت در دست وصي تلف شود , چنانچه در نگهداري آن كوتاهي كرده و يا تعدي نموده , مثلا ميت وصيت كرده است كه فلان مقدار به فقراي فلان شهر بده و او مال را به شهر ديگر برده و در راه از بين رفته ضامن است و اگر كوتاهي نكرده و تعدي هم ننموده ضامن نيست .



2727- هـر گاه انسان كسي را وصي كند و بگويد كه اگر آن كس بميرد فلاني وصي باشد , بعد از آن كه وصي اول مرد , وصي دوم بايد كارهاي ميت را انجام دهد.



2728- حجي كه بر ميت واجب است و بدهكاري و حقوقي را كه مثل خمس و زكاة و مظالم ادا كردن آنها واجب مي باشد , بايد از اصل مال ميت بدهند اگر چه ميت براي آنها وصيت نكرده باشد.



2729- اگر مال ميت از بدهي و حج واجب و حقوقي كه مثل خمس و زكاة و مظالم بر او واجب است زياد بـيـايد , چنانچه وصيت كرده باشد كه ثلث يا مقداري از ثلث را به مصرفي برسانند , بايد به وصيت او عمل كنند و اگر وصيت نكرده باشد , آنچه ميماند مال ورثه است .



2730- اگـر مـصـرفـي را كه ميت معين كرده , از ثلث مال او بيشتر باشد , وصيت او در بيشتر از ثلث در صـورتـي صـحـيح است كه ورثه حرفي بزنند يا كاري كنند كه معلوم شود وصيت را اجازه نموده اند و تنها راضي بودن آنان كافي نيست .



و اگـر مـدتـي بـعـد از مردن او هم اجازه نمايند صحيح است , و چنانچه بعضي از ورثه اجازه و بعضي رد نمايند وصيت فقط در حصه آنهايي كه اجازه نموده اند صحيح و نافذ است .



2731- اگـر مـصـرفـي را كه ميت معين كرده , از ثلث مال او بيشتر باشد , و پيش از مردن او ورثه اجازه نمايند , بعد از مردن او نمي توانند از اجازه خود برگردند.



2732- اگـر وصيت كند كه از ثلث او خمس و زكاة يا بدهي ديگر او را بدهند , و براي نماز و روزه او اجير بگيرند , و كار مستحبي هم مثل اطعام به فقرا انجام دهند , بايد اول بدهي او را از ثلث بدهند و اگر چيزي زيـاد آمد براي نماز و روزه او اجير بگيرند و اگر از آن هم زياد آمد به مصرف كار مستحبي كه معين كرده بـرسانند و چنانچه ثلث مال او فقط به اندازه بدهي او باشد , و ورثه هم اجازه ندهند , كه بيشتر از ثلث مال مصرف شود , وصيت براي نماز و روزه و كارهاي مستحبي باطل است .



2733- اگر وصيت كند كه بدهي او را بدهند و براي نماز و روزه او اجير بگيرند و كار مستبحي هم انجام دهـنـد , چـنـانـچه وصيت نكرده باشد كه اينها را از ثلث بدهند , بايد بدهي او را از اصل مال بدهند و اگر چيزي زياد آمد , ثلث آن را به مصرف نماز و روزه و كارهاي مستحبي كه معين كرده برسانند و در صورتي كـه ثلث كافي نباشد پس اگر ورثه اجازه بدهند بايد وصيت او عملي شود و اگر اجازه ندهند , بايد نماز و روزه را از ثلث بدهند , و اگر چيزي زياد آمد به مصرف كار مستحبي كه معين كرده برسانند.



2734- اگـر كسي بگويد كه ميت وصيت كرده فلان مبلغ به من بدهند چنانچه دو مرد عادل گفته او را تصديق كنند , يا قسم بخورد و يك مرد عادل هم گفته او را تصديق نمايد , يا يك مرد عادل و دو زن عادله , يـا چـهـار زن عـادلـه به گفته او شهادت دهند , بايد مقداري را كه مي گويد به او بدهند و اگر يك زن عـادلـه شهادت دهد , بايد يك چهارم چيزي را كه مطالبه مي كند به او بدهند و اگر دو زن عادله شهادت دهند , نصف آن را و اگر سه زن عادله شهادت دهند , سه چهارم آن را به او بدهند , و نيز اگر دو مرد كافر كـتـابـي كـه در ديـن خود عادل باشند گفته او را تصديق كنند , در صورتي كه ميت ناچار بوده است كه وصيت كند و مرد و زن عادلي هم در موقع وصيت نبوده , بايد چيزي را كه مطالبه مي كند به او بدهند.



2735- اگر كسي بگويد من وصي ميتم كه مال او را به مصرفي برسانم يا ميت مرا قيم بچه هاي خود قرار داده , در صورتي بايد حرف او را قبول كرد كه دو مرد عال گفته او را تصديق نمايند.



2736- اگـر وصيت كند چيزي از مال او براي كسي باشد , و آن كس پيش از آن كه قبول كند يا رد نمايد بـمـيـرد , تا وقتي ورثه او وصيت را رد نكرده اند مي توانند آن چيز را قبول نمايند ولي اين حكم در صورتي است كه وصيت كننده از وصيت خود برنگردد و گرنه حقي به آن چيز ندارد.