کد مطلب:164 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:246

احكام تقليد
مسأله 1ـ هيچ مسلماني نمي تواند در اصول دين تقليد نمايد، بلكه بايد آنها را از روي دليل ـ به فراخور حال خويش ـ بداند ولي در فروع دين يعني احكام و دستورات عملي، اگر مجتهد باشد (يعني بتواند احكام الهي را از روي دليل به دست آورد) به عقيده خود عمل مي كند و اگر مجتهد نباشد بايد از مجتهدي تقليد كند، همان گونه كه مردم در تمام اموري كه تخصّص و اطّلاع ندارند، به اهل اطّلاع مراجعه مي كنند و از آنها پيروي مي نمايند.



و نيز مي تواند عمل به احتياط كند، يعني در اعمال خود طوري رفتار نمايد كه يقين كند تكليف خود را انجام داده است، مثلاً اگر بعضي از مجتهدين كاري را حرام و بعضي مباح مي دانند آن را ترك كند و يا اگر بعضي، آن را مستحب و بعضي واجب مي دانند آن را حتماً به جا آورد، ولي چون عمل به احتياط مشكل است و احتياج به اطّلاعات نسبتاً وسيعي از مسائل فقهي دارد، راه براي توده مردم غالباً همان مراجعه به مجتهدين و تقليد از آنهاست.



مسأله 2ـ حقيقت تقليد در احكام، استنادعملي به دستور مجتهد است، يعني انجام اعمال خود را موكول به دستور مجتهد كند.



مسأله 3ـ مجتهدي كه از او تقليد مي كند بايد داراي صفات زير باشد: مرد، بالغ، عاقل، شيعه دوازده امامي، حلال زاده و همچنين بنابراحتياط واجب عادل و زنده









[20]



باشد. (عادل كسي است كه داراي حالت خداترسي باطني است كه او را از انجام گناه كبيره و اصرار بر گناه صغيره باز مي دارد).



مسأله 4ـ در مسائلي كه مجتهدين اختلاف نظر دارند بايد از «اعلم» تقليد كند.



مسأله 5ـ «مجتهد» و «اعلم» را از سه راه مي توان شناخت:



اوّل: اين كه خود انسان اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلم را بشناسد.



دوم: اين كه دو نفر عادل از اهل علم به او خبر دهند، به شرط اين كه دو نفر عالم ديگر برخلاف گفته آنها شهادت ندهند.



سوم: اين كه آنچنان در ميان اهل علم و محافل علمي مشهور باشد كه انسان يقين پيدا كند او اعلم است.



مسأله 6ـ هرگاه شناختن «اعلم» بطور قطع ممكن نشود، احتياط آن است از كسي تقليد كند، كه گمان به اعلم بودن او دارد و در صورت شك ميان چند مجتهد و عدم ترجيح آنها از هركدام بخواهد مي تواند تقليد كند.



مسأله 7ـ براي آگاهي از فتواي مجتهد چند راه وجود دارد: اوّل، شنيدن از خود مجتهد يا ملاحظه دستخطّ او; دوم، ديدن در رساله اي كه مورد اطمينان باشد; سوم، شنيدن از كسي كه مورد اعتماد است; چهارم، مشهور بودن در ميان مردم بطوري كه سبب اطمينان شود.



مسأله 8ـ اگر احتمال دهد فتواي مجتهد عوض شده، مي تواند به فتواي سابق عمل كند و جستجو لازم نيست.



مسأله 9ـ در جايي كه مجتهد صريحاً فتوا ندارد، بلكه مي گويد احتياط آن است كه فلان گونه عمل شود، اين احتياط را «احتياط واجب» مي گويند و مقلّد يا بايد به آن عمل كند و يا به مجتهد ديگر مراجعه نمايد و امّا اگر فتواي صريحي داده، مثلاً گفته است اقامه براي نماز مستحبّ است، سپس گفته احتياط آن است كه ترك نشود، اين را «احتياط مستحبّ» مي گويند و مقلّد مي تواند به آن عمل كند يا نكند و در مواردي كه مي گويد «محلّ تامّل» يا «محلّ اشكال» است مقلّد مي تواند عمل به احتياط كند

يا به ديگري مراجعه نمايد. امّا اگر بگويد «ظاهر چنين است» يا «اقوي چنين است»، اين تعبيرها فتوا محسوب مي شود و مقلّد بايد به آن عمل كند.



مسأله 10ـ هرگاه مجتهدي كه انسان از او تقليد مي كند، از دنيا برود باقي ماندن بر تقليد او جايز است; بلكه اگر اعلم باشد واجب است، به شرط اين كه عمل به فتواي او كرده باشد.



مسأله 11ـ عمل كردن به فتواي مجتهد مرده ابتداءً جايز نيست هرچند اعلم باشد بنابر احتياط واجب.



مسأله 12ـ هركس بايد مسائلي را كه معمولاً مورد احتياج او واقع مي شود ياد گيرد يا طريقه احتياط آن را بداند.



مسأله 13ـ اگر مسأله اي پيش آيد كه حكم آن را نمي داند مي تواند عمل به احتياط نمايد، يا اگر وقت آن نمي گذرد صبر كند تا دسترسي به مجتهد پيدا كند، و اگر دسترسي ندارد يك طرف را كه بيشتر احتمال صحّت مي دهد انجام مي دهد و بعداً سؤال مي كند، اگر مطابق فتواي مجتهد بود صحيح است وگرنه بايد اعاده كند.



مسأله 14ـ هرگاه كسي مدّتي اعمال خود را بدون تقليد انجام داده، سپس تقليد كند، اگر اعمال سابق، مطابق فتواي اين مجتهد باشد صحيح است و گرنه بايد اعاده كند، همچنين است اگر بدون تحقيق كافي از مجتهدي تقليد نموده.



مسأله 15ـ هرگاه كسي در نقل فتواي مجتهدي اشتباه كرده بايد بعد از اطّلاع، صحيح آن را بگويد، و اگر در منبر و سخنراني گفته بايد آن را در جلسات مختلف تكرار كند تا كساني كه به اشتباه افتاده اند از اشتباه درآيند، امّا اگر فتواي آن مجتهد تغيير كرده، اعلام تغيير بر او لازم نيست.



مسأله 16ـ عدول، يعني تغيير تقليد از مجتهدي به مجتهد ديگر، جايز نيست بنابر احتياط واجب، مگر آن كه مجتهد دوم اعلم باشد و اگر بدون تحقيق عدول كرده بايد بازگردد.



مسأله 17ـ هرگاه فتواي مجتهد تغيير كند بايد به فتواي جديد عمل شود، امّا









[22]



اعمالي را كه مطابق فتواي سابق عمل كرده (مانند عبادات يا معاملاتي كه انجام داده) صحيح است و اعاده لازم ندارد، همچنين اگر از مجتهدي به مجتهد ديگر عدول كند، اعاده اعمال سابق لازم نيست.



مسأله 18ـ هرگاه مدّتي تقليد كرده امّا نمي داند تقليد او صحيح بوده يا نه، نسبت به اعمال گذشته اشكالي ندارد، امّا براي اعمال فعلي و آينده بايد تقليد صحيح كند.



مسأله 19ـ هرگاه دو مجتهد مساوي باشند، مي توان بعضي از مسائل را از يكي و بعضي را از ديگري تقليد كرد.



مسأله 20ـ فتوا دادن و اظهار نظر كردن در مسائل شرعي براي كسي كه مجتهد نيست (يعني قادر به استنباط احكام از مدارك و دلايل آن نمي باشد) حرام است و هرگاه بدون اطّلاع اظهار نظر كند، مسؤول اعمال تمام كساني است كه به گفته او عمل مي كنند.