کد مطلب:168 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:243

غـســـل
غسلهاي واجب



مسأله 359ـ غسلهاي واجب هفت غسل است:



1ـ غسل جنابت 2ـ غسل استحاضه 3ـ غسل حيض 4ـ غسل نفاس 5ـ غسل مسّ ميّت 6ـ غسل ميّت 7ـ غسل مستحبّي كه بواسطه نذر و قسم و مانند آن واجب شده است.







1ـ جنابت



مسأله 360ـ انسان با دو چيز جُنُب مي شود: اوّل جماع (آميزش جنسي) دوم بيرون آمدن مني، چه در خواب باشد يا بيداري، كم باشد يا زياد، با شهوت باشد يا بي شهوت.







احكام جنابت



مسأله 361ـ اگر رطوبتي از انسان خارج شود و نداند مني است يا رطوبت ديگر، چنانچه همراه با «جستن» و «شهوت» بوده باشد آن رطوبت حكم مني دارد و اگر اين دو نشانه، يا يكي از آنها را نداشته باشد حكم مني ندارد، ولي در زن و مريض لازم نيست كه با جستن بيرون آيد، بلكه اگر رطوبت هنگامي بيرون آيد كه به اوج شهوت









[74]



جنسي رسيده است، حكم مني دارد.



مسأله 362ـ غالباً بعد از بيرون آمدن مني بدن سست مي شود، ولي اين موضوع جزء شرايط قطعي و نشانه ها نيست.



مسأله 363ـ مستحبّ است بعد از بيرون آمدن مني بول كند تا ذرّات باقيمانده خارج شود و اگر نكند و بعد از غسل رطوبتي از او بيرون آيد كه نداند مني است يا رطوبت ديگر، حكم مني دارد و بايد دوباره غسل كند.



مسأله 364ـ اگر انسان جماع كند و به اندازه ختنه گاه يا بيشتر داخل شود، مرد و زن هردو جُنُب مي شوند، خواه بالغ باشند يا نابالغ، مني بيرون آيد يانه. اين در صورتي است كه جماع در قُبُل باشد و اگر در دُبُر باشد بنابر احتياط واجب بايد جمع كند بين غسل و وضو.



مسأله 365ـ اگر شك كند كه به مقدار ختنه گاه داخل شده يا نه، غسل بر او واجب نيست.



مسأله 366ـ هرگاه نعوذ باللّه با حيواني نزديكي كند و مني از او بيرون آيد، جُنُب مي شود و غسل كافي است، امّا اگر مني بيرون نيايد احتياط واجب آن است كه براي نماز و مانند آن، هم غسل كند و هم وضو بگيرد، مگر اين كه قبل از اين كار وضو داشته باشد كه در اين صورت تنها غسل كافي است.



مسأله 367ـ هرگاه مني از جاي خود حركت كند امّا از ريختن آن به بيرون جلوگيري بعمل آورد، يا به علّت ديگر بيرون نيايد غسل واجب نيست، همچنين اگر شك كند كه بيرون آمده يا نه.



مسأله 368ـ كسي كه آب براي غسل كردن ندارد مي تواند با همسر خود نزديكي كند و تيمّم براي او كافي است، خواه بعد از داخل شدن وقت نماز باشد يا قبل از آن.



مسأله 369ـ هرگاه در لباس خود مني ببيند و يقين نمايد از خود اوست بايد غسل كند و نمازهايي را كه يقين دارد با جنابت خوانده قضا نمايد، ولي آنچه را شك دارد لازم نيست قضا نمايد.









[75]



كارهايي كه بر جُنُب حرام است



مسأله 370ـ پنج كار بر جُنُب حرام است:



1ـ مسّ خطّ قرآن يا اسم خدا و پيامبران و امامان بنابر احتياط واجب، همانطور كه در وضو گفته شد.



2ـ رفتن به مسجدالحرام و مسجد پيغمبر(صلي الله عليه وآله)، هرچند از يك در داخل و از در ديگر خارج شود.



3ـ توقّف كردن در مساجد ديگر، امّا اگر از يك در داخل و از در ديگر خارج شود، يا براي برداشتن چيزي برود مانعي ندارد و احتياط واجب آن است كه در حرم امامان هم توقّف نكند.



4ـ داخل شدن در مسجد براي گذاشتن چيزي در آن.



5ـ خواندن يكي از آيات سجده، ولي خواندن غير آيه سجده از سوره سجده مانعي ندارد.



مسأله 371ـ سوره هايي كه سجده واجب در آن است چهار سوره است:



1ـ سوره الم سجده (سوره 32). 2ـ سوره حم سجده (سوره 41). 3ـ سوره والنّجم (سوره 53). 4ـ سوره اقرأ (سوره 96).







كارهايي كه بر جُنُب مكروه است



مسأله 372ـ شايسته است جُنُب چند چيز را ترك كند:



1 و 2ـ خوردن و آشاميدن، ولي اگر وضو بگيرد مكروه نيست. 3ـ خواندن بيشتر از هفت آيه از قرآن، حتّي از سوره هايي كه سجده واجب ندارد. 4ـ تماسّ بدن با جلد وحاشيه و فاصله سطور قرآن مجيد و همراه داشتن آن. 5ـ خوابيدن بدون وضو. 6ـ رنگ كردن موها به حنا و مانند آن. 7ـ ماليدن روغن و انواع كِرِم ها به بدن. 8ـ جماع كردن بعد از محتلم شدن.









[76]



احكام غسل جنابت



مسأله 373ـ غسل جنابت را هرگاه براي رفع جنابت و پاك شدن انجام دهد مستحبّ است، امّا براي خواندن نماز واجب مانند آن واجب مي شود. براي نماز ميّت سجده شكر سجده هاي واجب قرآن (هنگامي كه آيه سجده را از ديگري بشنود) غسل جنابت واجب نيست، بلكه در همان حال نيز انجام اين كارها جايز است، هرچند بهتر است كه براي نماز ميّت و سجده شكر و امثال آن غسل كند.



مسأله 374ـ هنگام غسل كردن لازم نيست نيّت واجب يا مستحب كند، همين اندازه كه به قصد قربت و اطاعت فرمان خدا انجام دهد كافي است.



مسأله 375ـ هرگاه يقين كند وقت نماز داخل شده و نيّت غسل واجب كند بعد معلوم شود كه پيش از وقت بوده، غسل او صحيح است، همچنين اگر به نيّت نماز واجب غسل كند، بعد معلوم شود وقت گذشته بوده است،غسل او صحيح مي باشد.







اقسام و احكام غسل



مسأله 376ـ غسل را خواه واجب باشد يا مستحب، به دو صورت مي توان انجام داد: ترتيبي و ارتماسي.



مسأله 377ـ غسل ترتيبي به اين صورت است كه بعد از نيّت، اوّل سر و گردن را مي شويد و بعد طرف راست و بعد طرف چپ را (بنابر احتياط واجب) و اگر عمداً يا از روي فراموشي يا ندانستن مسأله به اين ترتيب عمل نكند غسل را اعاده مي كند.



مسأله 378ـ بايد نصف ناف و نصف عورت را با طرف راست بدن و نصف ديگر را با طرف چپ بشويد، ولي بهتر است تمام آن را با هر دو طرف غسل دهد.



مسأله 379ـ براي اين كه يقين كند هر سه قسمت بدن يعني سر و گردن و طرف راست و طرف چپ را كاملاً غسل داده، كمي از قسمتهاي ديگر را با آن قسمت مي شويد و احتياط مستحبّ آن است كه طرف راست گردن را با طرف راست بدن و









[77]



طرف چپ گردن را با طرف چپ بدن بشويد.



مسأله 380ـ اگر بعد از غسل بفهمد مقداري از بدن را نشسته، چنانچه از طرف چپ باشد شستن همان مقدار كافي است و اگر از طرف راست باشد، احتياط آن است كه بعد از شستن آن دوباره طرف چپ را بشويد و اگر از سر و گردن باشد، بايد بعد از شستن آن دوباره طرف راست و چپ را بشويد.



مسأله 381ـ اگر بعد از تمام شدن غسل، شك كند كه اعضا را درست شسته يا نه، اعتنا نكند.



مسأله 382ـ غسل ارتماسي آن است كه بعد از نيّت، تمام بدن را يك دفعه يا به تدريج در آب فرو مي برد،خواه در مثل حوض استخر باشد و يا زير آبشاري كه آب آن يك مرتبه تمام بدن را فرامي گيرد، امّا غسل ارتماسي زير دوش معمولي ممكن نيست.



مسأله 383ـهرگاه مقداري از بدن بيرون آب باشد و نيّت غسل ارتماسي كند و در آب فرو رود كافي است، امّا اگر تمام بدن زير آب باشد و آن را تكان دهد مشكل است.



مسأله 384ـاگر بعد از غسل ارتماسي بفهمد مقداري از بدن شسته نشده، بايد دوباره غسل كند.



مسأله 385ـ در غسل ارتماسي بايد پاها را نيز از زمين بلند كند تا آب به زير آن برسد.



مسأله 386ـ اگر براي غسل ترتيبي وقت ندارد و مي تواند ارتماسي انجام دهد، واجب است ارتماسي انجام دهد.



مسأله 387ـ احتياط واجب آن است كه كسي كه روزه واجب گرفته، يا براي حج يا عمره احرام بسته، غسل ارتماسي نكند و سر خود را زير آب فرو نبرد، ولي اگر از روي فراموشي غسل ارتماسي كند، صحيح است و ضرر به روزه و احرام او نمي زند.



مسأله 388ـ در غسل ترتيبي مي تواند سه بار در آب فرو رود، يك بار به نيّت سر و









[78]



گردن، ديگري به نيّت طرف راست و ديگري را به نيّت طرف چپ.



مسأله 389ـ در غسل ارتماسي بايد تمام بدن پاك باشد(بنابر احتياط واجب) ولي در غسل ترتيبي پاك بودن تمام بدن لازم نيست، همين اندازه كه هر عضو پيش از غسل دادن پاك باشد، كافي است.



مسأله 390ـ سابقاً گفتيم عرق جُنُب از حرام نجس نيست و چنين كسي مي تواند با آب گرم غسل كند، ولي بهتر است با آب ملايم غسل كند كه عرق ننمايد.



مسأله 391ـ هرگاه مختصري از بدن شسته نشود، غسل باطل است، امّا شستن باطن، مانند داخل گوش و بيني و داخل چشم لازم نيست.



مسأله 392ـ هنگام غسل بايد هر چيز كه مانع رسيدن آب به بدن است برطرف كند و اگر احتمال عقلايي مي دهد مانعي باشد، بايد وارسي كند تا مطمئن شود مانعي نيست.



مسأله 393ـموهاي كوتاه را كه جزء بدن حساب مي شود بايد بشويد، بنابر احتياط واجب شستن موهاي بلند و زير آنها هر دو لازم است.



مسأله 394ـشرايطي كه براي وضو گفته شد مانند پاك بودن آب و غير آن در غسل هم شرط است، ولي در غسل لازم نيست كه از بالا به پايين بشويد و فاصله افتادن ميان شستن اعضا در غسل ترتيبي نيز اشكالي ندارد، مگر در مورد كسي كه نمي تواند بول و غائط خود را حفظ كند كه بايد پشت سر هم به جاآورد و فوراً نماز بخواند، همچنين در زن مستحاضه.



مسأله 395ـ كسي كه قصد دارد پول حمّامي را ندهد، يا بدون علم به رضايت او مي خواهد نسيه بگذارد بنابر احتياط، غسل او باطل است، همچنين اگر قصد دارد پول حرام يا پولي كه خمس آن را نداده به حمّامي بدهد.



مسأله 396ـ كسي كه زيادتر از معمول در حمّام آب مي ريزد، غسل او اشكال دارد، مگر اين كه تصميم داشته باشد حمّامي را با پول اضافي راضي كند.



مسأله 397ـ هرگاه شك كند غسل كرده يا نه،بايد غسل كند ولي اگر بعد از غسل









[79]



شك كند غسل او صحيح بوده يا نه، اعتنا به شك نكند.



مسأله 398ـ اگر در اثناء غسل، حَدَث اصغر از او سر زند (مثلاً بول كند)

بنابر احتياط واجب، بايد غسل را از سر گيرد و براي نماز و مانند آن، وضو

نيز بگيرد.



مسأله 399ـ هرگاه كسي جُنُب شده و نمازهايي خوانده است، بعداً شك كند غسل كرده يا نه، آن نمازها صحيح است، ولي براي نمازهاي بعد بايد غسل كند.



مسأله 400ـ چند غسل واجب، يا واجب و مستحب را مي توان با يك نيّت انجام داد، يعني يك غسل كند به نيّت جنابت و حيض و مسّ ميّت و غسل جمعه و مانند آن و از همه كفايت مي كند.



مسأله 401ـ با هر غسلي مي توان نماز خواند و وضو واجب نيست، خواه جنابت باشد يا غير آن، واجب باشد يا مستحب، ولي احتياط مستحب آن است كه در غير غسل جنابت وضو بگيرد.







2ـ استحاضه



مسأله 402ـ يكي از خونهايي كه از زن خارج مي شود خون «استحاضه» است و دراين موقع زن را «مستحاضه» مي گويند، بطور كلّي تمام خونهايي كه غير از حيض و نفاس و زخم و دمل است و از رحم زن خارج مي شود خون استحاضه است.



مسأله 403ـ خون استحاضه غالباً كم رنگ و سرد و رقيق است و بدون فشار و سوزش بيرون مي آيد، ولي ممكن است گاهي تيره رنگ يا سرخ و گرم و غليظ باشد و با فشار و سوزش خارج شود.



مسأله 404ـ استحاضه فقط دو قسم است: «قليله» و «كثيره»: استحاضه قليله آن است كه هرگاه زن پنبه اي را داخل كند، خون، آن را آلوده نمايد ولي از طرف ديگر خارج نشود، خواه خون در پنبه فرو رود يا نه، و استحاضه كثيره آن است كه خون، در پنبه فرو رود و از آن بگذرد و جاري شود.









[80]



احكام زن مستحاضه



مسأله 405ـ در استحاضه قليله بايد زن براي هر نماز يك وضو بگيرد (بنابراحتياط واجب) و واجب است از سرايت خون به ساير اعضا جلوگيري كند، امّا عوض كردن پنبه و دستمال واجب نيست، هر چند احتياط است. و در استحاضه كثيره واجب است سه غسل انجام دهد: يك غسل براي نماز صبح و ديگر براي نماز ظهر و عصر و سوم براي مغرب و عشا و بايد ميان اين نمازها جمع كند و احتياط مستحب آن است كه علاوه بر اين، براي هر نماز يك وضو بگيرد، قبل از غسل يا بعد از آن.



مسأله 406ـ هرگاه قبل از داخل شدن وقت نماز وضو يا غسل را انجام داده باشد بايد در موقع نماز بنابر احتياط واجب، آن را اعاده كند.



مسأله 407ـ هرگاه استحاضه قليله بعد از نماز صبح كثيره شود، بايد براي نماز ظهر و عصر غسل كند و اگر بعد از نماز ظهر و عصر كثيره شود، بايد براي نماز مغرب و عشا غسل كند.



مسأله 408ـ در تمام مواردي كه غسل بر او واجب مي شود اگر غسل كردن مكرّر براي او ضرر دارد، يا مايه مشقّت زياد است مي تواند به جاي آن تيمّم كند.



مسأله 409ـ در استحاضه «كثيره» يا «قليله» اگر قبل از اذان صبح براي نماز شب غسل كند يا وضو به جا آورد و نماز شب را بخواند احتياط واجب آن است كه بعد از داخل شدن صبح، دو مرتبه غسل و وضو را انجام دهد.



مسأله 410ـ هرگاه زن مستحاضه قليله، نماز ظهر و عصر يا مغرب و عشا را از هم جدا بخواند، بايد براي هر كدام يك وضو بگيرد و همچنين براي نمازهاي مستحب، ولي براي مجموع نماز شب، يك وضو يا غسل كافي است و براي خواندن نماز احتياط و سجده فراموش شده و تشهّد فراموش شده و سجده سهو كه بلافاصله بعد از نماز به جا مي آورد، غسل و وضو لازم نيست.



مسأله 411ـ زن مستحاضه بعد از آن كه خونش قطع شد، فقط براي اولين نماز بايد كارهاي استحاضه را انجام دهد.

مسأله 412ـ هرگاه نداند استحاضه او قليله است يا كثيره، بنابر احتياط واجب بايد قبل از نماز، خود را وارسي كند و اگر نمي تواند خود را وارسي كند، احتياط آن است كه هم وظيفه استحاضه كثيره را انجام دهد و هم قليله، امّا اگر حالت سابق او معلوم است كثيره يا قليله بوده مي تواند به وظيفه همان ادامه دهد.



مسأله 413ـ هرگاه زن مستحاضه بعد از نماز، خود را وارسي كند و خون نبيند، با وضويي كه دارد مي تواند نماز ديگر را بخواند، هرچند بعد از مدّتي دوباره خون بيايد.



مسأله 414ـ هرگاه زن مستحاضه بداند پيش از گذشتن وقت نماز بكلّي پاك مي شود و يا به اندازه خواندن نماز، خون قطع مي گردد، بنابر احتياط واجب بايد صبر كند و هنگامي كه پاك شد غسل كند، يا وضو بگيرد و نماز را بخواند.



مسأله 415ـ مستحاضه بايد بعد از غسل يا وضو فوراً مشغول نماز شود، ولي گفتن اذان و اقامه و خواندن دعاهاي قبل از نماز بلكه انتظار جماعت به اندازه معمول اشكال ندارد و در نماز نيز، مي تواند مستحبّات، مثل قنوت و مانند آن را انجام دهد.



مسأله 416ـ هرگاه خون به بيرون جريان دارد چنانچه براي او ضرر نداشته باشد بايد پيش از غسل و بعد از آن بوسيله پنبه و مانند آن از بيرون آمدن خون جلوگيري كند، ولي اگر اين كار مشقّت زياد دارد، لازم نيست.



مسأله 417ـ هرگاه در موقع غسل خون قطع نشود، ضرري براي غسل ندارد، خواه ترتيبي باشد يا ارتماسي.



مسأله 418ـ زن مستحاضه بايد روزه ماه رمضان را بگيرد و در صورتي روزه

او صحيح است كه غسل نماز مغرب و عشاي شبي كه مي خواهد فرداي آن

را روزه بگيرد به جا آورد و همچنين غسلهاي روزي را كه روزه است (بنابر

احتياط واجب).



مسأله 419ـ هرگاه زن روزه دار بعد از نماز ظهر و عصر مستحاضه شود براي روزه آن روز غسلي ندارد.



مسأله 420ـ اگر در بين نماز، استحاضه قليله زن، كثيره شود بايد نماز را رها كند و









[82]



غسل نمايد و از نو بخواند و در صورتي كه براي غسل وقت ندارد تيمّم كند، ولي اگر براي تيمّم هم وقت ندارد بايد همان نماز را تمام كرده و بنابر احتياط واجب قضا نمايد.



مسأله 421ـ هرگاه استحاضه كثيره زن، قليله شود، بايد براي نماز اوّل غسل كند و براي نمازهاي بعد وضو بگيرد.



مسأله 422ـ مستحاضه كثيره، هرگاه غسلهاي روزانه خود را انجام دهد براي اعمال ديگر مانند طواف و نماز قضا و نماز آيات و نماز شب، غسل ديگري بر او واجب نيست تنها بايد وضو بگيرد.



مسأله 423ـ زن مستحاضه مي تواند نماز قضا بخواند، ولي براي هر نماز بنابر احتياط واجب بايد يك وضو بگيرد، ولي براي خواندن نوافل روزانه، همان وضوي نماز واجب كافي است و همچنين براي تمام نماز شب يك وضو كفايت مي كند، به شرط اين كه پشت سر هم به جا آورد.



مسأله 424ـ هر خوني كه از زن خارج شود و شرايط حيض و نفاس را نداشته

باشد و مربوط به بكارت يا زخم يا جراحتّي در رحم نبوده باشد، خون

استحاضه است.



مسأله 425ـ هرگاه شك كند كه خون، از زخم است يا نه و ظاهر حال او سلامت است، خون استحاضه حساب مي شود، امّا اگر وضع حال او مشكوك باشد كه خون از زخم است يا غير آن، احكام استحاضه ندارد.







3ـ عادت ماهانه



مسأله 426ـ «حيض» كه گاهي از آن تعبير به «عادت ماهانه» مي كنند خوني است كه غالباً در هر ماه چند روزي از رحم خارج مي شود و به هنگام انعقاد نطفه، غذاي فرزند است. زن را در موقع ديدن خون حيض «حائض» مي گويند و در شرع مقدّس اسلام احكامي دارد كه در مسائل آينده خواهد آمد.









[83]



احكام زن حائض



مسأله 427ـ خون حيض نشانه هايي دارد: در بيشتر اوقات غليظ و گرم و رنگ آن تيره يا سرخ است و با فشار و كمي سوزش خارج مي شود.



مسأله 428ـ زنان سيّده و غير سيّده هر دو بعد از تمام شدن پنجاه سال يائسه مي شوند، يعني اگر خوني ببينند خون حيض نيست، مگر زناني كه از قبيله «قريش» محسوب مي شوند كه آنها بعد از تمام شدن شصت سال يائسه مي شوند.



مسأله 429ـ خوني را كه دختر پيش از تمام شدن نه سال و زن بعد از يائسه شدن مي بيند حكم حيض ندارد و اگر مربوط به زخم و جراحتّي نباشد. استحاضه است كه احكام آن قبلاً گفته شد.



مسأله 430ـ زنان باردار يا زناني كه بچّه شير مي دهند ممكن است حائض شوند.



مسأله 431ـ دختري كه نمي داند نه سالش تمام شده يا نه، اگر خوني ببيند كه نشانه هاي حيض را نداشته باشد، حيض نيست و اگر نشانه ها را داشته باشد و اطمينان حاصل كند كه حيض است، دليل بر اين است كه نه سالش تمام و بالغ شده است، ولي زني كه شك دارد يائسه شده يا نه، هر گاه خوني ببيند و نداند حيض است يا نه، بايد بنا بگذارد كه حيض است و هنوز يائسه نشده است.



مسأله 432ـ مدّت حيض كمتر از سه روز و بيشتر از ده روز نمي شود، حتّي اگر مختصري كمتر باشد حيض نيست.



مسأله 433ـ سه روز اوّل حيض بايد پشت سر هم باشد، بنابراين اگر مثلاً دو روز خون ببيند و يك روز پاك شود و دوباره ببيند، حيض نيست و اين كه مي گوييم بايد پشت سر هم باشد، معنايش اين نيست كه در تمام سه روز خون بيرون آيد، بلكه اگر در فضاي داخل فرج خون باشد كافي است.



مسأله 434ـ لازم نيست شب اوّل و شب چهارم را خون ببيند، ولي بايد در شب دوم و سوم قطع نشود و ادامه داشته باشد.



مسأله 435ـ هرگاه سه روز پشت سر هم خون ببيند و پاك شود چنانچه دوباره









[84]



خون ببيند و ايّامي كه خون ديده روي هم رفته از ده روز بيشتر نشود، تمام روزهايي را كه خون ديده حائض است، ولي روزهايي كه در وسط پاك بوده، حكم زنان پاك را دارد.



مسأله 436ـ اگر كمتر از سه روز خون ببيند و پاك شود، بعداً سه روز يا بيشتر خون ببيند با نشانه هايي كه گفته شد فقط خون دوم حيض است.



مسأله 437ـ زني كه مبتلا به خونريزي است اگر به طبيب مراجعه كند و او تشخيص دهد خون حيض يا خون زخم و مانند آن است، چنانچه به گفته طبيب اطمينان حاصل كند مي تواند بر طبق احكام آن عمل نمايد.



مسأله 438ـ كارهايي كه بر حائض حرام است به شرح زير است:



1ـ تمام عبادتهايي كه با وضو يا غسل يا تيمّم انجام مي شود، مانند نماز و روزه و طواف خانه خدا، ولي به جا آوردن عباداتي كه طهارت در آن شرط نيست مانند نماز ميّت مانعي ندارد.



2ـ تمام كارهايي كه بر جنب حرام است و در احكام جنابت گفته شد.



3ـ نزديكي كردن، كه هم براي مرد حرام است و هم براي زن.



4ـ طلاق در اين حالت نيز باطل و بي اثر است.



مسأله 439ـ هرگاه مرددر حال حيض با همسر خود نزديكي كند مستحبّ است كفّاره دهد و كفّاره آن، در ثلث اوّل روزهاي حيض، يك مثقال طلاي سكّه دار، يا قيمت آن است (مثقال شرعي 18 نخود مي باشد) و اگر در ثلث دوم باشد نيم مثقال و اگر در ثلث سوم باشد يك چهارم مثقال است، بنابر اين اگر ايّام عادت شش روز است دو روز اوّل يك مثقال، دو روز وسط نيم مثقال و دو روز آخر يك چهارم مثقال كفّاره دارد.



مسأله 440ـ هرگاه بخواهد قيمت طلا را بپردازد بايد به قيمت روزي كه مي پردازد حساب كند.



مسأله 441ـ بازي كردن با همسر در حال حيض، حرام نيست و كفّاره هم ندارد.









[85]



مسأله 442ـ هرگاه نزديكي را تكرار كند مستحبّ است كفّاره را نيز تكرار كند.



مسأله 443ـ اگر مرد در حال نزديكي بفهمد زن حائض شده، بايد فوراً از او جدا شود و اگر جدانشود، گناه كرده و بنابر احتياط مستحب بايد كفّاره نيز بپردازد.



مسأله 444ـ اگر مرد با زن حائض زنا كند، يا با زن حائض بيگانه اي به گمان اين كه همسر خود اوست نزديكي نمايد، احتياط آن است كه كفّاره دهد.



مسأله 445ـ كسي كه نمي تواند كفّاره بدهد بهتر آن است كه صدقه اي بدهد و اگر نمي تواند، بايد از گناه خود استغفار كند.



مسأله 446ـ هرگاه زن بگويد حائض هستم يا از حيض پاك شده ام، حرف او قبول است، مگر اين كه مورد سوءظن باشد.



مسأله 447ـ هرگاه زن در وسط نماز حائض شود نماز او باطل است و نبايد ادامه دهد، ولي اگر شك كند كه حائض شده يا نه، نماز او صحيح است.



مسأله 448ـ هنگامي كه زن از حيض پاك شود بايد براي انجام عبادات خود غسل كند و اگر دسترسي به آب ندارد تيمّم نمايد، دستور غسل حيض مثل غسل جنابت است و از وضو نيز كفايت مي كند، ولي احتياط مستحب آن است كه وضو هم بگيرد (خواه پيش از غسل باشد يا بعد از غسل).



مسأله 449ـ هنگامي كه زن از خون حيض پاك شود، طلاق او صحيح است و همسرش نيز مي تواند با او نزديكي كند، هر چند هنوز غسل نكرده باشد ولي احتياط مستحب آن است كه پيش از غسل از نزديكي خود داري كند، ولي كارهاي ديگري كه در وقت حيض بر او حرام بوده، مانند توقّف در مسجد و مسّ خطّ قرآن، تا غسل نكند بر او حلال نمي شود، بنابر احتياط واجب.



مسأله 450ـ نمازهاي روزانه كه زن در حال حيض نخوانده قضا ندارد، ولي روزه واجب را بايد قضا كند.



مسأله 451ـ هرگاه وقت نماز داخل شود و بداند يا گمان داشته باشد كه اگر نماز را تأخير بيندازد حائض مي شود، بايد فوراً نماز را بخواند.









[86]



مسأله 452ـ هرگاه زن در اوّل وقت به اندازه انجام واجبات يك نماز پاك باشد و نماز نخواند و حائض شود، آن نماز را بايد بعداً قضا كند و در اندازه «وقت براي انجام واجبات» بايد ملاحظه حال خود را نمايد، مثلاً براي مسافر به اندازه دو ركعت و براي حاضر، به اندازه چهار ركعت و كسي كه وضو ندارد، وقت وضو را نيز بايد در نظر بگيرد و همچنين تطهير لباس و بدن و اگر فقط به اندازه خود نماز وقت داشته باشد احتياط، قضا كردن نماز است.



مسأله 453ـ هرگاه در آخر وقت نماز پاك شود بايد غسل كند و نماز را بخواند، حتّي اگر به اندازه يك ركعت نماز وقت داشته باشد احتياط واجب خواندن نماز است و در صورت نخواندن، قضاي آن را به جاآورد.



مسأله 454ـ هرگاه در آخر وقت پاك شود، امّا وقت براي غسل ندارد فقط مي تواند تيمّم كند و يك ركعت نماز را در وقت و بقيّه را در خارج وقت به جا آورد نماز بر او واجب نيست، ولي اگر گذشته از تنگي وقت تكليفش تيمّم است، مثل اين كه آب براي او ضرر دارد بايد تيمّم كند و نماز را به جا آورد.



مسأله 455ـ هرگاه زن پاك شود و شك كند كه به مقدار كافي وقت براي نماز باقي مانده يا نه، بايد نمازش را بخواند.



مسأله 456ـ مستحبّ است زن حائض در وقت نماز خود را از خون پاك كند و دستمال و پنبه را عوض نمايد و وضو بگيرد، يا اگر نمي تواند تيمّم كند و در جاي نماز خود رو به قبله بنشيند و مشغول ذكر خدا و دعا و صلوات شود، امّا خواندن قرآن و همراه داشتن آن و مسّ حواشي و فاصله ميان خطوط آن و نيز خضاب كردن به حنا براي حائض شايسته نيست.







اقسام زنان حائض



مسأله 457ـ زنان حائض بر شش گونه اند:



1ـ صاحب عادت وقتيّه و عدديّه: يعني زني كه دو ماه پشت سر هم در وقت معيّن









[87]



خون حيض ببيند و شماره روزهاي او در هر دو ماه يك اندازه باشد، مثل اين كه دو ماه پشت سر هم از اوّل ماه تا هفتم، خون ببيند.



2ـ صاحب عادت وقتيّه: و آن زني است كه دو ماه پشت سر هم در وقت معيّن خون حيض ببيند، ولي شماره روزهاي او به يك اندازه نباشد، مثلاً يك ماه، پنج روز و يك ماه، هفت روز ببيند.



3ـ صاحب عادت عدديّه: و آن زني است كه شماره روزهاي عادت او در دو ماه پشت سر هم يك اندازه است (مثلاً هفت روز)، ولي وقت ديدن آن مختلف است، مثلاً يك بار از اوّل ماه و بار ديگر از دهم ماه شروع مي شود.



4ـ مضطربه: و آن زني است كه چندماه حائض شده ولي عادت معيّن پيدا نكرده و يا اگر سابقاً عادت داشته، به هم خورده و عادت تازه اي جانشين آن نشده است.



5ـ مبتدئه: و آن زني است كه براي اوّلين بار حائض مي شود.



6ـ ناسيه: و آن زني است كه عادت خود را فراموش كرده است. هر كدام از اينها احكامي دارند كه در مسائل آينده گفته مي شود.







1ـ صاحب عادت وقتيّه و عدديّه



مسأله 458ـ زناني كه عادت وقتيّه و عدديّه دارند همين كه در ايّام عادت خون ببينند حائض مي شوند و تا پايان ايّام عادت، احكام حائض را دارند، خواه نشانه هاي خون حيض در آن بوده باشد، يا نه.



مسأله 459ـ هرگاه زني در تمام ماه پاك نمي شود، ولي در دوماه پشت سر هم چند روز معيّن (مثلاً از اوّل تا هفتم ماه) خوني را كه مي بيند، نشانه هاي حيض را دارد، امّا بقيّه چنين نيست، او نيز بايد همان ايّام را عادت قرار دهد.



مسأله 460ـ زناني كه «عادت وقتيّه و عدديّه» دارند، اگر يكي دو سه روز جلوتر از زمان عادت يا بعد از آن خون ببينند بطوري كه بگويند عادت را جلو يا عقب انداخته، بايد به احكام زن حائض عمل كنند، خواه آن خون نشانه هاي حيض را









[88]



داشته باشد يا نه.



مسأله 461ـ زني كه «عادت وقتيّه و عدديّه» دارد، اگر چند روز پيش از عادت و چند روز بعد از عادت خون ببيند (بطوري كه در ميان زنها معمول است كه گاهي عادت را جلو يا عقب مي اندازند) و روي هم رفته از ده روز بيشتر نشود همه حيض است و اگر ده روز بيشتر شود، فقط خوني را كه در روزهاي عادت ديده حيض است و قبل و بعد از آن استحاضه مي باشد، همين طور اگر چند روز قبل از ايّام عادت به اضافه تمام عادت را خون ببيند، يا فقط چند روز بعد از عادت به اضافه تمام ايّام عادت را خون ببيند كه اگر از ده روز تجاوز نكند، همه اش حيض است و اگر تجاوز كند فقط ايّام عادت حيض محسوب مي شود.



مسأله 462ـ زني كه عادت دارد هرگاه سه روز يا بيشتر خون ببيند و پاك شود و دوباره خون ببيند و فاصله بين دو خون، كمتر از ده روز باشد و تمام روزهايي را كه خون ديده، بيش از ده روز نباشد، همه آن حيض است (امّا ايّامي كه در وسط پاك بوده، پاك محسوب مي شود) و اگر زيادتر از ده روز باشد آن خوني كه در عادت بوده حيض و ديگري كه نبوده، استحاضه است و اگر هيچ كدام در عادت نبوده آن خوني كه داراي صفات حيض است حيض و ديگري استحاضه است و اگر هر دو صفات حيض دارد، تا ده روز حيض محسوب مي شود بعد از آن استحاضه است.



مسأله 463ـ زني كه «عادت وقتيّه و عدديّه» دارد اگر در وقت عادت، خون نبيند و در غير آن ايّام به شماره روزهاي حيضش خون ببيند بايد همان را حيض قرار دهد، چه پيش از وقت عادت باشد، يا بعد از آن، به شرط اين كه نشانه هاي حيض را داشته باشد.



مسأله 464ـ زني كه «عادت وقتيّه و عدديّه» دارد، اگر در وقت عادت خون ببيند ولي شماره روزهاي آن كمتر يا بيشتر از ايّام عادت باشد قبل از وقت عادت، يا بعد از آن به شماره روزهاي عادت خون ببيند، فقط خوني را كه در وقت عادت ديده حيض قرار مي دهد.









[89]



مسأله 465ـ زناني كه «عادت وقتيّه و عدديّه» دارند اگر بيشتر از ده روز خون ببينند، آنچه را در روزهاي عادت ديده اند حيض است (خواه نشانه هاي حيض را داشته باشد يا نه) و آنچه بعد از روزهاي عادت ديده اند استحاضه است (خواه نشانه هاي حيض داشته باشد يا نه).







2ـ صاحب عادت وقتيّه



مسأله 466ـ زناني كه فقط «عادت وقتيّه» دارند يعني دو ماه پشت سر هم در وقت معيّن خون حيض ببينند سپس پاك شوند، ولي شماره روزهاي آن يك اندازه نباشد، بايد تمام آن را حيض قرار دهند به شرط آن كه از سه روز كمتر و از ده روز بيشتر نباشد.



مسأله 467ـ زني كه از خون پاك نمي شود، ولي دو ماه پشت سر هم در وقت معيّن خون او نشانه هاي حيض را دارد، امّا شماره روزهاي خوني كه نشانه حيض را دارد يك اندازه نيست، چنين زني نيز بايد تمام آنچه را نشانه حيض دارد حيض قرار دهد.



مسأله 468ـ زني كه دو ماه پشت سر هم در وقت معيّن، سه روز يا بيشتر خون حيض ببيند و بعد پاك شود، دو مرتبه سه روز يا بيشتر خون ببيند و مجموع روزهايي كه خون ديده از ده روز بيشتر نشود (ولي ماه دوم كمتر يا بيشتر از ماه اوّل باشد) چنين زني نيز بايد تمام آنچه را ديده حيض قرار دهد، ولي در روزهاي وسط كه پاك است حكم طاهر را دارد.



مسأله 469ـ زني كه «عادت وقتيّه» دارد اگر در وقت عادت خود، يا دو سه روز قبل يا بعد از عادت خون ببيند بطوري كه بگويند حيض را جلو يا عقب انداخته، بايد به حكم زنهاي حائض عمل كند، خواه آن خون نشانه هاي حيض را داشه باشد يا نه.



مسأله 470ـ زني كه «عادت وقتيّه» دارد اگر بيشتر از ده روز خون ببيند و نتواند تعداد روزهاي حيض را به واسطه نشانه هاي آن تشخيص دهد، بايد مطابق تعداد روزهاي عادت زنان خويشاوند خود حيض قرار دهد (اعم از خويشاوندان پدري يا









[90]



مادري، زنده يا مرده و اين در صورتي است كه همه يا اكثريّت قريب به اتفاق آنها يكسان باشند، امّا اگر در ميان آنها اختلاف است، مثلاً بعضي پنج روز و بعضي هشت روز عادت مي بينند، احتياط واجب آن است كه در هر ماه هفت روز را ايّام عادت خود قرار دهد.







3ـ صاحب عادت عدديّه



مسأله 471ـ زناني كه «عادت عدديّه» دارند يعني شماره روزهاي حيض آنها در دو ماه پشت سر هم يك اندازه است، ولي وقت آن تغيير مي كند، آنها بايد در همان چند روز به احكام حائض عمل كنند.



مسأله 472ـ زناني كه از خون پاك نمي شوند ولي دو ماه پشت سر هم چند روز از خوني را كه مي بينند نشانه حيض و بقيّه نشانه هاي استحاضه دارد و شماره روزهايي كه نشانه حيض دارد در هر دو ماه يك اندازه است، امّا وقت آن يكي نيست، بايد آن چند روزي كه نشانه حيض را دارد حيض قرار دهند.



مسأله 473ـ زني كه «عادت عدديّه» دارد اگر بيشتر از شماره عادت خود، خون ببيند و از ده روز بيشتر شود چنانچه همه خونهايي كه ديده يك جور باشد بايد از موقع ديدن خون به شماره روزهاي عادتش حيض و بقيّه را استحاضه قرار دهد و اگر چند روز آن نشانه حيض دارد بايد همان را حيض قرار دهد و اگر بيشتر از ايّام عادت او باشد از آخر آن كم مي كند و اگر كمتر از ايّام عادت او ست، بايد آن روزها را با چند روز بعد از آن كه روي هم رفته به اندازه عادتش شود، حيض قرار دهد و بقيّه را استحاضه.







4ـ مضطربه



مسأله 474ـ «مضطربه» يعني زني كه چند ماه خون ديده، ولي عادت معيّني پيدا نكرده است، اگر ده روز يا كمتر خون ببيند همه اش حيض است و اگر بيشتر از ده









[91]



روز ببيند چنانچه بعضي نشانه حيض داشته باشد و از سه روز كمتر و از ده روز بيشتر نباشد، حيض محسوب مي شود و اگر همه اش يك جور باشد مطابق عادت خويشاوندان خود عمل مي كند (اگر عادت همه يا اكثريّت قاطع آنها يكسان باشد) و هرگاه عادت آنها مختلف باشد، احتياط آن است كه عادت خود را هفت روز قرار دهد.







5ـ مبتدئه



مسأله 475ـ «مبتدئه» يعني زني كه دفعه اوّل خون ديدن اوست، اگر ده روز يا كمتر خون ببيند همه اش حيض است و اگر بيشتر از ده روز ببيند و همه اش يك جور باشد بايد عادت خويشان خود را، بطوري كه در مسأله قبل گفته شد، حيض قرار دهد و بقيّه را استحاضه.



مسأله 476ـ اگر مبتدئه بيشتر از ده روز خون ببيند كه چند روز آن نشانه حيض دارد، چنانچه خوني كه نشانه حيض دارد كمتر از سه روز و بيشتر از ده روز نباشد، آن خون حيض و بقيّه استحاضه است و اگر كمتر از سه روز باشد بايد آنچه را نشانه حيض دارد بگيرد و باقيمانده را به عادت خويشاوندان خود مراجعه كند، همچنين اگر آنچه نشانه حيض دارد بيش از ده روز باشد به تعداد عادت خويشاوند خود حيض قرار مي دهد و بقيّه استحاضه است.







6ـ ناسيه



مسأله 477ـ «ناسيه» يعني زني كه عادت خود را فراموش كرده، اگر ده روز يا كمتر خون ببيند همه اش حيض است و اگر بيشتر از ده روز ببيند، بايد روزهايي كه خون او نشانه حيض دارد حيض قرار دهد (به شرط اين كه كمتر از سه روز و بيشتر از ده روز نباشد) و اگر بيشتر باشد، يا همه روزها را يك جور ديده، احتياط واجب آن است كه هفت روز اوّل را حيض قرار دهد و بقيّه را استحاضه.









[92]



مسائل متفرّقه حيض



مسأله 478ـ «مبتدئه» و «مضطربه» و «ناسيه» و زني كه «عادت عدديّه» دارد، اگر خوني ببيند كه نشانه هاي حيض داشته باشد، بايد فوراً عبادت را ترك كند و چنانچه بعد بفهمد حيض نبوده، بايد عبادتهايي را كه به جا نياورده قضا كند، ولي اگر نشانه هاي حيض را نداشته باشد بر طبق حكم مستحاضه عمل مي كند تا ثابت شود كه خون حيض است، ولي زني كه «عادت وقتيّه» يا «وقتيّه و عدديّه» دارد به محض ديدن خون در ايّام عادت، عبادت را ترك مي كند.



مسأله 479ـ زني كه داراي عادت است (خواه وقتيّه و عدديّه باشد، يا فقط عادت وقتيّه يا عادت عدديّه)، هرگاه دو ماه پشت سرهم بر خلاف عادت خود، خوني ببيند عادتش بر مي گردد به آنچه در آن دو ماه ديده است.



مسأله 480ـ زني كه معمولاً ماهي يك مرتبه خون مي بيند اگر در يك ماه دوبار خون ببيند و آن خون نشانه هاي حيض را داشته باشد، چنانچه روزهايي كه در وسط پاك بوده كمتر از ده روز نباشد، بايد هر دو را حيض قرار دهد.



مسأله 481ـ هرگاه سه روز يا بيشتر خوني ببيند كه نشانه هاي حيض را دارد و بعد ده روز يا بيشتر خوني را ببيند كه نشانه هاي استحاضه را دارد و مجدّداً خوني را ببيند كه نشانه حيض را دارد، بايد تمام خونهايي را كه نشانه حيض داشته است حيض قرار دهد.



مسأله 482ـ هرگاه زن پيش از ده روز پاك شود و بداند كه در باطن خون نيست، بايد غسل كند و عبادتهاي خود را انجام دهد، اگرچه يقين داشته باشد پيش از تمام شدن ده روز دوباره خون مي بيند.



مسأله 483ـ هرگاه زن پيش از ده روز پاك شود ولي احتمال مي دهد كه در باطن خون است بايد به وسيله قدري پنبه خود را امتحان كند، چنانچه پاك بود غسل كند و عبادتهاي خود را انجام دهد و اگر پاك نبود، هرچند به خونابه آلوده باشد بايد مطابق احكامي كه سابقاً درباره حائض گفته شد عمل نمايد.









[93]



4ـ نفاس



مسأله 484ـ از موقعي كه نخستين جزء بچّه از شكم مادر بيرون مي آيد، هر خوني كه زن مي بيند خون «نفاس» است و زن را در اين حال «نفساء» مي گويند، بنابر اين خوني كه قبل از خارج شدن طفل مي بيند نفاس نيست.



مسأله 485ـ ممكن است خون نفاس يك آن بيشتر نيايد، ولي بيشتر از ده روز نمي شود.







احكام زن نفساء



مسأله 486ـ در خون نفاس احتياط واجب اين است كه خلقت بچّه تمام باشد، بنابر اين اگر خون بسته اي از رحم خارج شود و بداند كه اگر در رحم مي ماند انسان مي شد بايد ميان اعمال زني كه از خون پاك است و كارهايي را كه حائض ترك مي كند جمع نمايد.



مسأله 487ـ هرگاه شك كند چيزي از او ساقط شده يا نه، يا چيزي كه ساقط شده اگر مي ماند انسان مي شد يا نه، خوني كه از او خارج مي شود خون نفاس نيست، و لازم نيست جستجو كند.



مسأله 488ـ تمام كارهايي كه بر حائض حرام است بر «نفساء» نيز حرام است و آنچه بر حائض واجب، يا مستحب، يا مكروه مي باشد، براي او نيز همين حكم را دارد.



مسأله 489ـ نزديكي كردن با زن در حال «نفاس» حرام است و اگر شوهر با او نزديكي كند، احتياط مستحب آن است مطابق دستوري كه در حائض گفته شد كفّاره دهد، طلاق او نيز در اين حال باطل است.



مسأله 490ـ هنگامي كه زن از خون نفاس پاك شد بايد غسل كند و عبادتهاي خود را انجام دهد و هرگاه قبل از گذشتن ده روز از ولادت، دوباره خون ببيند چنانچه روزهايي كه خون ديده روي هم رفته ده روز يا كمتر از ده روز است، تمام آن نفاس









[94]



مي باشد روزهايي كه در وسط پاك بوده، عباداتش صحيح است.



مسأله 491ـ هرگاه زن ظاهراً از خون نفاس پاك شود و احتمال دهد كه در باطن خون وجود دارد، بايد با كمي پنبه خود را امتحان كند و اگر پاك بود غسل كند و عبادتهاي خود را انجام دهد.



مسأله 492ـ هرگاه خون نفاس از ده روز بگذرد چنانچه در حيض، عادت عدديّه دارد به اندازه آن نفاس، و بقيّه استحاضه است و اگر عادت ندارد تا ده روز نفاس، و بقيّه استحاضه است.



مسأله 493ـ زني كه عادت او در حيض كمتر از ده روز است، اگر بيشتر از روزهاي عادتش خون نفاس ببيند بايد به اندازه روزهاي عادت خود نفاس قرار دهد و بعد از آن، تا روز دهم بنابر احتياط واجب ترك عبادت كند، اگر خون از ده روز گذشت فقط به اندازه روزهاي عادتش نفاس است و بقيّه استحاضه و عباداتي را كه در اين چند روز ترك كرده، بايد قضا كند.



مسأله 494ـ بسياري از زنان بعد از وضع حمل يك ماه يا بيشتر خون مي بينند، چنين زناني اگر درحيض عادت دارند بايد به تعداد روزهاي عادتشان نفاس قرار دهند بعد از آن تا ده روز حكم استحاضه دارد، بعد از گذشتن ده روز اگر همزمان با ايّام عادت حيضش باشد بايد مطابق احكام حائض عمل كند (خواه نشانه هاي خون حيض را داشته باشد يا نه) و اگر همزمان با ايّام عادتش نباشد حكم استحاضه دارد، مگر اين كه خون داراي نشانه هاي حيض باشد.



مسأله 495ـ زناني كه تا يك ماه يا بيشتر بعد از وضع حمل خون مي بينند، اگر عادت ماهيانه ندارند ده روز اوّل نفاس است و ده روز دوم استحاضه و بعد از آن اگر نشانه هاي حيض را داشته باشد، حيض وگرنه آن هم استحاضه است.







5ـ مسّ ميّت



مسأله 496ـ هرگاه كسي بدن انسان مرده اي را بعد از سرد شدن و قبل از غسل،









[95]



مس كند (يعني جايي از بدن او با ميّت تماس پيدا كند) بايد غسل مسّ ميّت نمايد، خواه با اختيار باشد يا بي اختيار، حتّي اگر ناخن او به ناخن ميّت برسد، غسل واجب است.







احكام مسّ ميّت



مسأله 497ـ مسّ بدن مرده اي كه تمام آن سرد نشده موجب غسل نيست، هرچند محلّ مس سرد شده باشد، همچنين مسّ بدن ميّت بعد از تمام شدن غسلهاي سه گانه او، غسل ندارد.



مسأله 498ـ هرگاه موي خود را به بدن ميّت بزند، يا دست به موي ميّت برساند، احتياط واجب آن است كه غسل كند.



مسأله 499ـ اگر كسي بچّه سقط شده اي را كه چهارماه او تمام شده مس كند، غسل بر او واجب است اگر كمتر از چهار ماه تمام باشد، احتياط مستحب غسل است.



مسأله 500ـ هرگاه بچّه چهارماهه اي يا بيشتر مرده به دنيا بيايد، مادر او بنابر احتياط واجب بايد غسل مسّ ميّت كند.



مسأله 501ـ هرگاه بچّه اي بعد از مردن مادر به دنيا بيايد، احتياط واجب آن است كه بعد از بلوغ، غسل مسّ ميّت كند.



مسأله 502ـ بچّه نابالغ يا ديوانه هرگاه مسّ ميّت كند، بعد از بلوغ يا عاقل شدن غسل بر او واجب مي شود اگر كودك مميّز غسل كند، غسل او صحيح است.



مسأله 503ـ هرگاه از بدن زنده يا مرده اي كه غسلش نداده اند قطعه اي كه داراي استخوان است جدا شود (مثلاً يك دست و يا حتّي يك انگشت) هر كس آن را مس نمايد، بايد غسل مسّ ميّت كند، امّا اگر استخوان نداشته باشد غسل واجب نيست، همچنين براي مسّ استخوان تنها يا دندان كه از مرده يا زنده جدا شده غسل لازم نيست.









[96]



مسأله 504ـ غسل مسّ ميّت مثل غسل جنابت است و كفايت از وضو نيز مي كند، هرچند احتياط مستحبّ آن است كه وضو بگيرد.



مسأله 505ـ اگر چند ميّت را مس كند، يا يك ميّت را چند بار مس نمايد، يك غسل براي همه كافي است.



مسأله 506ـ كسي كه غسل مسّ ميّت بر او واجب شده، مي تواند به مسجد برود و سوره هايي كه سجده واجب دارد بخواند و با همسر خود نزديكي نمايد، ولي براي نماز و مانند آن بايد غسل كند، يعني كسي كه غسل مسّ ميّت بر او است مانند كسي است كه وضو ندارد.