کد مطلب:170 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:257

امـــوات
احكـام امـوات



مسأله 515ـ مستحبّ است بعد از مرگ دهان ميّت را روي هم بگذارند كه باز نماند، چشمها و چانه ميّت را ببندند، دست و پاي او را صاف كرده و پارچه اي روي او بيندازند، براي تشييع جنازه او مؤمنين را خبر كنند، تا وقتي از محل مردن حركت نداده اند رو به قبله باشد و در دفن او عجله نمايند، ولي اگر يقين به مرگ او ندارند، بايد صبر كنند تا كاملاً معلوم شود.



مسأله 516ـ اگر ميّت زن حامله باشد و هنوز بچّه در شكم او زنده است و يا احتمال زنده بودن او را بدهند، بايد پهلوي چپ او را بشكافند و طفل را بيرون آورند، سپس پهلو را بدوزند و چنانچه دسترسي به اهل اطّلاع بوده باشد اين كار را زير نظر آنها انجام دهند.



مسأله 517ـ غسل و كفن و نماز و دفن ميّت مسلمان واجب كفائي است يعني،

اگر بعضي انجام دهند، از ديگران ساقط مي شود چنانچه هيچ كس انجام

ندهد، همه معصيت كرده اند و در اين مسأله تفاوتي ميان فرقه هاي مختلف مسلمانان نيست.



مسأله 518ـ هرگاه كسي مشغول وظايف بالا شود بر ديگران واجب نيست

اقدام نمايند، امّا اگر عمل خود را نيمه كاره بگذارد بايد ديگران تمام كنند

و هرگاه شك كند كسي اقدام به كارهاي ميّت كرده است يا نه، بايد خودش









[100]



اقدام كند.



مسأله 519ـ هرگاه كسي اقدام به غسل يا كفن و نماز و دفن ميّت كرده و ندانيم صحيح به جا آورده يا باطل، بايد بگوييم صحيح بوده، امّا اگر يقين داريم باطل انجام داده است بايد دوباره انجام دهيم.



مسأله 520ـ براي غسل و كفن و نماز و دفن ميّت بايد از وليّ او اجازه بگيرند، شوهر نسبت به زن خود از همه اَوْلي است، سپس كساني كه از ميّت ارث مي برند به ترتيبي كه در ارث بيان شده ولايت بر ميّت دارند و چنانچه در يك طبقه وارث مرد و زن باشند، احتياط اين است از هر دو اجازه بگيرند.



مسأله 521ـ اگر كسي بگويد من وصي يا وليّ ميّت هستم، يا وليّ ميّت به من اجازه داده كه اعمال او را انجام دهم و بدن ميّت در اختيار اوست، انجام كارهاي ميّت بايد با اجازه او باشد.



مسأله 522ـ هرگاه ميّت براي كارهاي خود شخص ديگري غير از ولي را معيّن كند، مثلاً وصيّت كند فلان شخص بر من نماز بخواند، واجب است به آن عمل شود و احتياط مستحب آن است كه از ولي هم اجازه بگيرد، امّا كسي كه ميّت، او را براي انجام اين كارها معيّن كرده واجب نيست اين وصيّت را قبول كند، اگرچه قبول بهتر است و اگر قبول كرد بايد به آن عمل كند.



مسأله 523ـ هرگاه بداند ولي راضي است، امّا صريحاً با زبان اجازه نداده است، همين اندازه كه اجازه او از ظاهر حال نمايان باشد كافي است.







6ـ غسل ميّت



مسأله 524ـ واجب است ميّت مسلمان را سه غسل بدهند: اوّل با آبي كه با سدر مخلوط باشد، دوم با آبي كه با كافور مخلوط است، سوم با آب تنها، ولي شهيد و بعضي ديگر غسل ندارند كه شرح آن بعداً خواهد آمد.

احكام غسل ميّت



مسأله 525ـ مانعي ندارد سدر و كافور به اندازه اي باشد كه آب را مضاف كند، ولي بايد به اندازه اي كم نباشد كه بگويند سدر و كافور با آب مخلوط نشده است و در صورتي كه مضاف شود بهتر اين است ميّت را اوّل با آن بشويند و بعد آب روي بدن او بريزند تا به صورت مطلق در آيد.



مسأله 526ـ هرگاه سدر و كافور به اندازه لازم پيدا نشود، بنابر احتياط واجب بايد همان مقدار كه به آن دسترسي دارند در آب بريزند و اگر آن هم پيدا نشود به جاي آن با آب معمولي غسل دهند.



مسأله 527ـ كسي كه براي حج يا عمره احرام بسته است هرگاه پيش از تمام كردن طواف و قبل از حلال شدن بوي خوش بر او، از دنيا برود بايد به جاي آب كافور او را با آب معمولي غسل دهند.



مسأله 528ـ كسي كه ميّت را غسل مي دهد بايد مسلمان و بالغ و عاقل باشد و مسائل لازم غسل را بداند و احتياط مستحب آن است كه شيعه دوازده امامي باشد.



مسأله 529ـ غسل ميّت بايد با قصد قربت،يعني براي خدا انجام داده شود.



مسأله 530ـ بچّه مسلمان اگر چه از زنا باشد غسل او واجب است و كسي كه از بچّگي ديوانه بوده و با همان حال بالغ شده، چنانچه پدر يا مادر او مسلمان باشد غسل او واجب است، همچنين كسي كه قبلاً مسلمان بوده و بعد ديوانه شده است.



مسأله 531ـ بچّه سقط شده اي را كه چهار ماه يا بيشتر دارد بايد غسل دهند و اگر كمتر از آن باشد بنابر احتياط واجب در پارچه اي بپيچند و بدون غسل دفن كنند.



مسأله 532ـ مرد نمي تواند زن را غسل دهد، همچنين زن نمي تواند مرد را غسل دهد، مگر زن و شوهر كه هر كدام مي تواند ديگري را غسل دهد، هرچند احتياط مستحب آن است كه اگر ضرورتي نيست اين كار را نكنند.



مسأله 533ـ مرد مي تواند دختر بچّه اي را كه سن او از سه سال كمتر است غسل دهد و زن هم مي تواند پسر بچّه اي را كه سه سال كمتر دارد غسل دهد.









[102]



مسأله 534ـ اگر براي غسل دادن ميّت مرد، مرد پيدا نشود زناني كه با او محرمند مي توانند او را غسل دهند، همچنين اگر براي غسل دادن ميّت زن، زن پيدا نشود مردهايي كه با او محرمند مي توانند او را غسل دهند و بهتر است از روي لباس باشد.



مسأله 535ـ هرگاه ميّت مرد را مرد غسل دهد و يا ميّت زن را زن غسل دهد، جايز است غير از عورت، بدن او را برهنه كند.



مسأله 536ـ نگاه كردن به عورت ميّت حرام است ولي غسل را باطل نمي كند.



مسأله 537ـ هرگاه عضوي از بدن ميّت ملاقات با نجس كرده باشد، بايد پيش از آن كه آن را غسل بدهند آب بكشند و احتياط مستحب آن است كه تمام بدن ميّت را پيش از شروع غسل از نجاست بشويند.



مسأله 538ـ غسل ميّت مثل غسل جنابت است و احتياط آن است كه تا غسل ترتيبي ممكن است غسل ارتماسي ندهند، ولي جايز است در غسل ترتيبي هر يك از سه قسمت بدن را به ترتيب در آب فرو برند. هرگاه زن حائض يا شخص جُنُب از دنيا برود همان غسل ميّت براي او كافي است.



مسأله 539ـ جايز نيست براي غسل دادن ميّت مزد بگيرند، ولي مزد گرفتن براي كارهاي مقدّماتي و نظافت او و مانند آن اشكالي ندارد.



مسأله 540ـ اگر آب پيدا نشود، يا بدن ميّت طوري باشد كه نمي توان آن را غسل داد و يا به خاطر هر مانع ديگر غسل ممكن نشود، بايد ميّت را عوض هر غسل يك تيمّم بدهند، به اين ترتيب كه تيمّم دهنده روبروي ميّت قرار مي گيرد و دست خود را بر زمين مي زند و به صورت و پشت دستهاي ميّت مي كشد.







احكام كفن كردن



مسأله 541ـ واجب است ميّت مسلمان را با سه پارچه كه يكي را لنگ و ديگري را پيراهن و ديگري را سرتاسري مي نامند كفن كنند.



مسأله 542ـ «لنگ» بايد از ناف تا زانو تمام اطراف بدن را بپوشاند و بهتر آن است









[103]



كه از سينه تا روي پا برسد و بنابر احتياط واجب «پيراهن» بايد از سر شانه تا نصف ساق، تمام اطراف بدن را بپوشاند و بلندي «سرتاسري» بنابر احتياط واجب بايد بقدري باشد كه بستن دو سر آن ممكن شود و پهناي آن به اندازه اي باشد كه يك طرف آن روي طرف ديگر قرار گيرد.



مسأله 543ـ كفن را بطور متعارف از واجب و مستحب مي توان از اموال ميّت برداشت، هرچند صغير داشته باشد، امّا زايد بر متعارف را نمي توان از حقّ صغير برداشت، مگر اين كه وصيّت كرده باشد، كه در اين صورت مي توان مقدار اضافي را از ثلث حساب كرد.



مسأله 544ـ مقدار واجب كفن و هزينه واجبات ديگر مانند غسل و حُنُوط و دفن را از اصل مال برمي دارند، و احتياجي به وصيّت ندارد و اگر ميّت مالي نداشته باشد، از بيت المال مي دهند.



مسأله 545ـ كفن زن بر عهده شوهر است، هرچند از خودش مال داشته باشد و زني كه طلاق رجعي گرفته هرگاه پيش از تمام شدن عدّه بميرد، كفن او نيز بر شوهر است.



مسأله 546ـ هرگاه ميّت مالي نداشته باشد، بر خويشاوندان او واجب نيست كفن او را بپردازند، هرچند واجب النّفقه آنها باشد، ولي اگر راه ديگري نباشد احتياط واجب آن است كه شخصي كه ميّت، واجب النّفقه اوست كفن او را بدهد.



مسأله 547ـ احتياط واجب آن است كه هريك از سه پارچه كفن بقدري ضخيم باشد كه زير آن پيدانباشد.



مسأله 548ـ كفن كردن با پارچه غصبي جايز نيست، هرچند چيز ديگري پيدا نشود و چنانچه با پارچه غصبي كفن كرده باشند و صاحب آن راضي نشود، بايد از تنش بيرون آورند، اگرچه او را دفن كرده باشند و اين بر عهده كسي است كه اين كار را كرده و نيز كفن كردن با پوست مردار و چيز نجس، جايز نيست، و احتياط واجب آن است كه با پارچه ابريشمي خالص، يا پارچه طلا بافت و پارچه اي كه از پشم و









[104]



موي حيوان حرام گوشت گرفته شده باشد كفن نكنند، مگر اين كه ناچار باشند.



مسأله 549ـ كفن كردن در پوست حيوانات هرچند حلال گوشت باشد در غير حال ضرورت اشكال دارد، ولي كفن كردن با پارچه اي كه از پشم يا موي حيوان حلال گوشت تهيّه شده اشكال ندارد، اگرچه احتياط مستحب ترك آن است.



مسأله 550ـ اگر كفن به نجاستي از خارج، يا از خود ميّت نجس شود بايد آن را بشويند،يا اگر كفن ضايع نمي شود قسمت نجس را ببرند و اگر ممكن نيست، چنانچه بتوانند آن را عوض كنند.



مسأله 551ـ كسي كه براي حج يا عمره احرام بسته اگر از دنيا برود بايد او را مثل ديگران كفن كنند و پوشاندن سر و صورت او اشكال ندارد.







احكام حَنُوط



مسأله 552ـ بعد از تمام شدن غسل، واجب است ميّت را «حَنُوط» كنند، يعني به محلهاي هفتگانه سجده (پيشاني، كف دستها، سر زانوها و سر دو انگشت بزرگ پاها) كافور بمالند و احتياط آن است مقداري از كافور روي اين اعضا بگذارند و بايد كافور، پاك و مباح و تازه باشد، بطوري كه عطر معمولي خود را حفظ كند.



مسأله 553ـ احتياط آن است كه اوّل كافور را به پيشاني ميّت بمالند، بعد به اعضاي ديگر و اين كار قبل از كفن كردن، يا در اثناي آن باشد، نه بعد از آن.



مسأله 554ـ كسي كه براي حج يا عمره احرام بسته است اگر از دنيا برود حنوط و هيچ بوي خوش ديگري براي او جايز نيست.



مسأله 555ـ زني كه شوهرش مرده و هنوز در عدّه وفات است، حرام است خود را خوشبو كند، ولي اگر بميرد حنوط او واجب است.



مسأله 556ـ احتياط آن است كه ميّت را با مشك و عنبر و عطرهاي ديگر خوشبو نكنند، حتّي براي حنوط، اينها را با كافور مخلوط ننمايند.



مسأله 557ـ اگر كافور به اندازه غسل و حنوط نباشد بنابر احتياط واجب غسل را









[105]



مقدّم دارند و اگر براي هفت عضو نرسد پيشاني را مقدم دارند.



مسأله 558ـ شايسته است قدري تربت حضرت سيّدالشّهداء(عليه السلام) را با كافور مخلوط كنند، امّا بقدري زياد نباشد كه آن را كافور نگويند.



مسأله 559ـ مستحبّ است دو چوب تر و تازه در قبر همراه ميّت بگذارند، خواه داخل كفن باشد يا بيرون آن.







نماز ميّت



مسأله 560ـ واجب است بر هر ميّت مسلمان و بالغ نماز بخوانند و بر بچّه نابالغ اگر كمتر از شش سال نداشته باشد نيز احتياط واجب آن است كه نماز بخوانند.



مسأله 561ـ نماز ميّت بايد بعد از غسل و حنوط و كفن كردن خوانده شود و اگر پيش از اينها، يا در بين اينها بخوانند باطل است، هرچند از روي فراموشي يا ندانستن مسأله باشد.



مسأله 562ـ در نماز ميّت، وضو و غسل يا تيمّم و پاك بودن بدن و لباس شرط نيست; ولي احتياط مستحب آن است كه تمام اموري را كه در نمازهاي ديگر لازم است رعايت كنند.



مسأله 563ـ واجب است نماز ميّت را رو به قبله بخوانند و نيز احتياط واجب آن است كه ميّت را مقابل نمازگزار به پشت بخوابانند بطوري كه سر او به طرف راست نمازگزار و پاي او به طرف چپ نمازگزار باشد.



مسأله 564ـ مكان نمازگزار بايد از جاي ميّت پست تر و بلندتر نباشد، ولي مختصر پستي و بلندي اشكال ندارد، همچنين نمازگزار نبايد از ميّت دور بايستد، ولي كساني كه به جماعت مي خوانند اگر دور باشند و به صف اتّصال داشته باشند اشكالي ندارد.



مسأله 565ـ نمازگزار بايد در مقابل ميّت بايستد و پرده و ديواري حائل نباشد، ولي









[106]



گذاردن ميّت در تابوت و مانند آن، اشكال ندارد.



مسأله 566ـ نماز ميّت را بايد ايستاده و با قصد قربت بخواند و در موقع نيّت، ميّت را معيّن كند مثلاً نيّت كند «نماز مي خوانم بر اين ميّت قربة الي اللّه» و اگر كسي نباشد كه بتواند نماز ميّت را ايستاده بخواند بايد نشسته بر او نماز خواند.



مسأله 567ـ هرگاه ميّت وصيّت كرده شخص معيّني بر او نماز بخواند، عمل به وصيّت او واجب است و لازم نيست از ولي اجازه بگيرد، هرچند احتياط مستحب آن است كه اجازه بگيرد.



مسأله 568ـ مكروه است بر ميّت چند مرتبه نماز بخوانند، بلكه اگر يك نفر چند مرتبه بخواند محلّ اشكال است، ولي اگر ميّت اهل علم و فضل و تقوا باشد مكروه نيست.



مسأله 569ـ هرگاه ميّت را عمداً يا از روي فراموشي يا به جهت عذري بدون نماز دفن كنند، يا بعد از دفن معلوم شود نمازي كه بر او خوانده شده باطل بوده است، واجب است با همان ترتيب به قبرش نماز بخوانند.







دستور نماز ميّت



مسأله 570ـ نماز ميّت پنج تكبير دارد و اگر نمازگزار پنج تكبير به اين ترتيب بگويد كافي است: بعد از نيّت و گفتن تكبير اوّل بگويد: اَشْهَدُ اَنْ لا إلهَ إلاَّ اللّهُ وَ اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّهِ و بعد از تكبير دوم بگويد: اللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد و بعد از تكبير سوم بگويد: اللّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤمِنينَ وَ الْمُؤمِناتِ و بعد از تكبير چهارم اگر ميّت مرد است بگويد: اللّهُمَّ اغْفِرْ لِهذَا الْمَيِّتِ و اگر زن است بگويد: اللّهُمَّ اغْفِرْ لِهذِهِ الْمَيِّتِ و بعد، تكبير پنجم را بگويد و بهتر است بعد از تكبير اوّل بگويد: اَشْهَدُ اَنْ لا إلهَ إلاَّ اللّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ اَرْسَلَهُ بِالْحَقِّ بَشيراً وَ نَذيراً بَيْنَ يَدَيِ السّاعَةِ و بعد از تكبير دوم بگويد: اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ بارِكْ عَلي مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ ارْحَمْ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد كَاَفْضَلِ مَا صَلَّيْتَ وَ بارَكْتَ وَ تَرَحَّمْتَ عَلي إبْراهيمَ وَ آلِ









[107]



اِبْراهيمَ إنَّكَ حَميدٌ مَجيدٌ وَ صَلِّ عَلي جَميعِ الاْنْبِياءِ وَ الْمُرْسَلينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصِّدّيقينَ وَ جَميعِ عِبادِ اللّهِ الصّالِحينَ بعد از تكبير سوم بگويد: اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤمِنينَ وَ الْمُؤمِناتِ وَ الْمُسْلِمينَ وَ الْمُسْلِماتِ الاْحْياءِ مِنْهُمْ وَ الاْمْواتِ تابِعْ بَيْنَنا وَ بَيْنَهُمْ بِالْخَيْراتِ إنَّكَ مُجيبُ الدَّعَواتِ إنَّكَ عَلي كُلِّ شَيْء قَديرٌ و بعد از تكبير چهارم اگر ميّت مرد است بگويد: اَللّهُمَّ إنَّ هذا عَبْدُكَ وَ ابْنُ عَبْدِكَ وَ ابْنُ اَمَتِكَ نَزَلَ بِكَ وَ اَنْتَ خَيْرُ مَنْزُول بِهِ اَللّهُمَّ اِنّا لا نَعْلَمُ مِنْهُ إلاّ خَيْراً وَ اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ مِنّا اَللّهُمَّ اِنْ كانَ مُحْسِناً فَزِدْ في اِحْسانِهِ وَ اِنْ كانَ مُسيئاً فَتَجاوَزْ عَنْهُ وَ اغْفِرْ لَهُ اَللّهُمَّ اجْعَلْهُ عِنْدَكَ في اَعْلي عِلِّيّينَ وَاخْلُفْ عَلَي اَهْلِهِ فِي الْغابِرينَ وَ ارْحَمْهُ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ و بعد، تكبير پنجم را بگويد ولي اگر ميّت زن است بعد تكبير چهارم بگويد: اَللّهُمَّ اِنَّ هذِهِ اَمَتُكَ وَ ابْنَةُ عَبْدِكَ وَ ابْنَةُ اَمَتِكَ نَزَلَتْ بِكَ وَ اَنْتَ خَيْرُ مَنْزُول بِهِ اَللّهُمَّ اِنّا لا نَعْلَمُ مِنْها إلاّ خَيْراً وَ اَنْتَ اَعْلَمُ بِها مِنّا اَللّهُمَّ اِنْ كانَتْ مُحْسِنَةً فَزِدْ في اِحْسَانِها وَ اِنْ كَانَتْ مُسيئَةً فَتَجاوَزْ عَنْها وَ اغْفِرْ لَها اَللّهُمَّ اجْعَلْها عِنْدَكَ في اَعْلي عِلِّيّينَ وَ اخْلُفْ عَلي اَهْلِها فِي الْغابِرينَ وَ ارْحَمْها بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ و اگر نماز بر چند نفر مرد بخواند، مي گويد: اَللّهُمَّ اِنَّ هوُلاءِ عَبيدُكَ وَ اَبْناءُ عَبيدِكَ وَ اَبْناءُ اِمائِكَ نَزَلُوا بِكَ وَ اَنْتَ خَيْرُ مَنْزُول بِهْ... و بقيّه ضميرها را جمع مذكر مي آورد. و در مورد چند زن ضميرها و اسماء اشاره را به صورت مؤنّث مي آورد و در تثنيه به صورت تثنيه.



مسأله 571ـ بايد تكبيرها و دعا را طوري پشت سر هم بخوانند كه نماز از صورت خود خارج نشود و احتياط واجب آن است كه در وسط نماز با كسي سخن نگويند.



مسأله 572ـ مستحبّ است نماز ميّت را با جماعت بخوانند، ولي كسي كه نماز ميّت را با جماعت بخواند بايد تمام تكبيرها و دعاهاي آن را بخواند و همان گونه كه گفته شد خواندن دعاهاي مفصّل بالا مستحبّ است و اگر كسي آن را حفظ ندارد، مي تواند از روي كتاب بخواند.







مستحبّات نماز ميّت



مسأله 573ـ مستحبّ است كسي كه نماز ميّت مي خواند با وضو يا غسل يا تيمّم









[108]



باشد و احتياط آن است در صورتي تيمّم كند كه وضو و غسل ممكن نباشد، يا اگر وضو بگيرد و غسل كند، به نماز ميّت نرسد، علاوه بر اين مستحبّ است امور ديگري را به اميد ثواب پروردگار در نماز ميّت رعايت كند: اوّل اگر ميّت مرد است امام جماعت يا كسي كه فرادي بر او نماز مي خواند مقابل وسط قامت او بايستد و اگر ميّت زن است مقابل سينه اش. دوم پابرهنه نماز بخواند. سوم در هر تكبير دستها را بلند كند. چهارم فاصله او با ميّت بقدري كم باشد كه اگر باد لباسش را حركت دهد، به جنازه برسد. پنجم اگر نماز را با جماعت مي خوانند امام جماعت تكبير و دعاها را بلند بخواند و كساني كه با او نماز مي خوانند، آهسته بخوانند ششم نمازگزار براي ميّت و مومنين زياد دعا كند. هفتم قبل از نماز سه مرتبه بگويد: «الصّلاة». هشتم نماز را در جايي بخواند كه عده بيشتري براي نماز ميّت حاضر مي شوند. نهم بهتر است نماز ميّت را در مسجد نخوانند، مگر در مسجد الحرام. دهم زن حائض اگر نماز ميّت را به جماعت بخواند در يك صف، تنها بايستد.







احكام دفن



مسأله 574ـ ميّت را بايد طوري دفن كنند كه بوي او بيرون نيايد و درندگان هم به او دسترسي پيدا نكنند، اگر ترس آن باشد كه جانور به جسد آسيب رساند بايد قبر او را با آجر و مانند آن محكم كنند.



مسأله 575ـ هرگاه دفن ميّت در زمين ممكن نباشد واجب است به جاي دفن، او را در بنا، يا تابوتي بگذارند و اطراف آن را ببندند.



مسأله 576ـ هنگام دفن كردن بايد ميّت را در قبر به پهلوي راست بخوابانند بطوري كه رو به قبله باشد.



مسأله 577ـ هرگاه كسي در كشتي بميرد چنانچه بدن او فاسد نمي شود و بودنش در كشتي مانعي ندارد بايد صبر كنند تا به خشكي برسند و او را در زمين دفن نمايند









[109]



وگرنه بايد او را غسل دهند و حنوط و كفن كنند و نماز بخوانند بعداً او را در چيزي كه حيوانات آبي نتوانند به بدن او دست يابند بگذارند و در آن را محكم كنند و به دريا بيندازند و اگر اين هم ممكن نشود چيز سنگيني به پايش ببندند و به دريا بيفكنند و واجب است او را تا ممكن است در جايي بيندازند كه فورا طعمه حيوانات دريا نشود.



مسأله 578ـ هرگاه خوف اين باشدكه دشمن قبر ميّت را بشكافد و بدن او را بيرون آورد و يا به آن آسيب رساند، چنانچه ممكن باشد بايد بطوري كه در مسأله پيش گفته شد او را به دريا بيندازند.



مسأله 579ـ مخارج محكم كردن قبر ميّت در جايي كه لازم است و همچنين هزينه انداختن در دريا را بايد از اصل مال ميّت بردارند.



مسأله 580ـ اگر زن كافري از دنيا برود و بچّه در شكم او نيز بميرد، چنانچه پدر آن بچّه مسلمان باشد بايد زن را در قبر به پهلوي چپ پشت به قبله بخوابانند تا روي بچّه به طرف قبله باشد، حتّي اگرهنوزروح به بدن بچّه داخل نشده باشد (يعني هنوز حسّ حركت پيدا نكرده است) بنابر احتياط واجب به همين دستور عمل كنند.



مسأله 581ـ دفن مسلمان در قبرستان غير مسلمان و دفن كافر در قبرستان مسلمان جايز نيست بنابر احتياط واجب، همچنين دفن مسلمان در جايي كه نسبت به او بي احترامي باشد حرام است، مانند جايي كه خاكروبه و كثافت مي ريزند.



مسأله 582ـ ميّت را نبايد در جاي غصبي دفن كنند و همچنين در جايي كه براي دفن وقف نشده است (مانند مساجد و مدارس ديني)، مگر اين كه از اوّل جايي را براي دفن در نظر بگيرند و از وقف مستثنا كنند.



مسأله 583ـ دفن ميّت در قبر مرده ديگر در صورتي كه موجب نبش نشود (يعني بدن مرده قبلي ظاهر نگردد) و زمين هم مباح يا وقف عام باشد مانعي ندارد.



مسأله 584ـ بنابراحتياط واجب چيزي كه از ميّت جدا مي شود، حتّي مو يا ناخن و دندان را بايد با او دفن كرد، ولي به صورتي كه موجب نبش قبر نشود، امّا دفن ناخن









[110]



و دنداني كه در حال حيات از انسان جدا مي شود واجب نيست، هر چند بهتر است.



مسأله 585ـ هرگاه كسي در چاه بميرد و بيرون آوردنش ممكن نباشد بايد درِ چاه را ببندند و همان چاه را قبر او قرار دهند و در صورتي كه چاه مال غير باشد، بايد به نحوي او را راضي كنند.



مسأله 586ـ هرگاه بچّه اي در رحم مادر بميرد و ماندنش در رحم براي مادر خطر داشته باشد، بايد به آسانترين راه ممكن او را بيرون آورند، حتّي اگر ناچار شوند او را قطعه قطعه كنند اشكال ندارد، اين كار بايد در درجه اوّل به وسيله شوهرش اگر اهل فن است و در درجه بعد زني كه اهل فن باشد انجام شود و اگر ممكن نيست، از مرد محرمي كه اهل فن است استفاده كنند و در غير اين صورت، ناچار بايد از مرد نامحرمي كه اهل فن است كمك بگيرند.



مسأله 587ـ هرگاه مادر بميرد و بچّه در شكمش زنده باشد بايد فورا بچّه را بوسيله كساني كه در مسأله پيش اشاره شد از هر طرفي كه سالم بيرون مي آيد بيرون آورند و دوباره شكم او را بدوزند و حتّي الامكان بايد اين كار زير نظر اهل فن انجام گيرد و اگر اهل فن نباشد، پهلوي چپ را مي شكافند و بچّه را فورا بيرون مي آورند.







مستحبّات دفن



مسأله 588ـ مستحبّ است به اميد اين كه مطلوب پروردگار باشد امور زير را در دفن ميّت رعايت كنند:



1ـ قبر را به اندازه قامت انسان متوسط گود كنند.



2ـ ميّت را در نزديكترين قبرستان دفن نمايند، مگر آن كه قبرستان دورتر، از جهتي بهتر باشد، مثل اين كه افراد خوب در آنجا دفن شده اند، يا مردم براي فاتحه بيشتر به آنجا مي روند.



3ـ هنگام دفن، جنازه را در چند قدمي قبر بر زمين بگذارند و تا سه مرتبه، كم كم نزديك ببرند و در مرتبه چهارم وارد قبر كنند.









[111]



4ـ اگر ميّت مرد است او را از طرف سر وارد قبر كنند و اگر زن است از طرف عرض بدن و به هنگام وارد كردن او پارچه اي روي قبر بگيرند.



5ـ جنازه را با آرامي از تابوت بردارند و با آرامي وارد قبر كنند، و دعاهايي كه دستور داده شده پيش از دفن و موقع دفن بخوانند.



6ـ قبر لحد داشته باشد، يعني آن راطوري بسازند كه خاك روي بدن ميّت نريزد،به اين ترتيب كه قسمت پايين قبررا باريكتر كنند و بعد از گذاشتن ميّت در قبر، بالاي آن خشت يا آجر بچينند و يا طرف قبله قبر را كمي از پايين توسعه دهند به اندازه اي كه ميّت در آن قرار بگيرد.



7ـ پشت سر ميّت مقداري خاك يا خشت بگذارند كه وقتي او را به طرف راست مي خوابانند به عقب برنگردد.



8ـ بعد از گذاشتن در قبر، گره كفن را باز كنند و صورت ميّت را روي خاك بگذارند و بالشي از خاك زير سر او قرار دهند.



9ـ كسي كه ميّت را در قبر مي گذارد با طهارت و سربرهنه و پا برهنه باشد و غير از خويشان ميّت، با پشت دست خاك بر قبر بريزند و بگويند: «اِنَّا لِلّهِ وَ اِنَّا اِلَيْهِ راجِعُونَ» و اگر ميّت زن است كسي كه با او محرم است او را در قبر بگذارد و اگر محرم نباشد خويشانش او را در قبر بگذارند.



10ـ پيش از آن كه «لحد» را بپوشانند دست راست به شانه ميّت بزنند و او را حركت دهند و سه مرتبه بگويند:



اِسْمَعْ اِفْهَمْ يا فُلانَ ابْنِ فُلان (و به جاي فلان ابن فلان اسم ميّت و پدرش را ببرند) مثلاً سه مرتبه بگويند: «اِسْمَعْ اِفْهَمْ يا مُحَمَّدَ بْنِ عَلِي» سپس به ترتيب زير او را به عقايد حقّه اسلامي تلقين دهند و بگويند:



«هَلْ اَنْتَ عَلَي الْعَهْدِ الَّذِي فارَقْتَنا عَلَيْهِ مِنْ شَهادَةِ اَنْ لا اِلهَ إلاَّ اللّهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ وَ اَنَّ مُحَمَّداً صَلَّي اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ سَيِّدُ النَّبِيّينَ وَ خاتَمُ الْمُرْسَلينَ وَ اَنَّ عَلِيَّاً اَميرُ الْمُؤمِنينَ وَ سَيِّدُ الْوَصِيّينَ وَ اِمامٌ افْتَرَضَ اللّهُ طاعَتَهُ عَلَي الْعالَمينَ، وَ اَنَّ الْحَسَنَ وَ









[112]



الْحُسَيْنَ وَ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ وَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّد وَ مُوسَي بْنَ جَعْفَر وَ عَلِيَّ بْنَ مُوسي وَ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ وَ عَلِيَّ بْنَ مُحَمَّد وَ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ وَ الْقائِمَ الحُجَّةَ الْمَهْدِيَّ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيْهِمْ اَئِمَّةُ الْمُؤمِنينَ وَ حُجَجُ اللّهِ عَلَي الْخَلْقِ اَجْمَعينَ، وَ اَئِمَّتُكَ اَئِمَّةُ هُديً اَبْرارٌ يا فُلانَ بْنَ فُلان (و به جاي فلان بن فلان، اسم ميّت و پدرش را بگويند) و بعد بگويند: اِذا اَتاكَ الْمَلَكانِ الْمُقَرَّبانِ رَسُولَيْنَ مِنْ عِنْدِ اللّهِ تَبارَكَ وَ تَعَالي وَ سَئَلاكَ عَنْ رَبِّكَ وَ عَنْ نَبِيِّكَ وَ عَنْ دينِكَ وَ عَنْ كِتابِكَ وَ عَنْ قِبْلَتِكَ وَ عَنْ اَئِمَّتِكَ فَلاْ تَخَفْ وَ لا تَحْزَنْ وَ قُلْ في جَوابِهِما: اَللّهُ رَبِّي وَ مُحَمَّدٌ صَلَّي اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ نَبِيّي وَ الاْسْلامُ دِيني وَ الْقُرآنُ كِتابي وَ الْكَعْبَةُ قِبْلَتي وَ اَميرُالْمُؤمِنينَ عَلِيُّ بْنُ اَبي طالِب اِمامي وَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ الُْمجْتَبي اِمامِي وَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ الشَّهيدُ بِكَرْبَلاءَ اِمامي وَ عَلِيٌّ زَيْنُ الْعابِدينَ اِمامي وَ مُحَمَّدٌ الْباقِرُ اِمامي وَ جَعْفَرٌ الصّادِقُ اِمامي وَ مُوسَي الْكاظِمُ اِمامي وَ عَلِيٌّ الرِّضا اِمامي وَ مُحَمَّدٌ الْجَوادُ اِمامي وَ عَلِيٌّ الْهادِيُ اِمامي وَ الْحَسَنُ الْعَسْكَرِيُّ اِمامي وَ الْحُجَّةُ الْمُنْتَظَرُ اِمامي هؤُلآءِ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيْهِمْ اَجْمَعينَ اَئِمَّتي وَ سادَتي وَ قادَتي وَ شُفَعائي، بِهِمْ اَتَوَلّي وَ مِنْ اَعْدآئِهِمْ اَتَبَرَّءُ فِي الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ، ثُمَّ اعْلَم يا فُلانَ بْنَ فُلان (و به جاي فلان بن فلان، اسم ميّت و پدرش را بگويند) بعد بگويند: إِنَّ اللّهَ تَبارَكَ وَ تَعالي نِعْمَ الرَّبُّ وَ اَنَّ مُحَمَّداً صَلَّي اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ نِعْمَ الرَّسُولُ وَ اَنَّ عَلِيَّ بْنَ اَبيطالِب وَ اَوْلادَهُ الْمَعْصُومينَ الاْئِمَّةَ الإثْنَي عَشَرَ نِعْمَ الاْئِمَّةُ وَ أَنَّ مَا جَاءَ بِهِ مُحَمَّدٌ صَلَّي اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ حَقٌّ وَ أَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ وَ سُؤالَ مُنْكَر وَ نَكير فِي الْقَبْرِ حَقٌّ وَ الْبَعْثَ حَقٌّ وَ النُّشُورَ حَقٌّ وَ الصِّراطَ حَقٌّ وَ الْميزانَ حَقٌّ وَ تَطايُرَ الْكُتُبِ حَقٌّ وَ أَنَّ الْجَنَّةَ حَقٌّ وَ النّارَ حَقٌّ وَ أَنَّ السّاعَةَ آتِيَةٌ لا رَيْبَ فيهَا وَ أَنَّ اللّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ. پس بگويند: اَفَهِمْتَ يا فُلانُ (و به جاي فلان اسم ميّت را بگويد) پس از آن بگويند: ثَبَّتَكَ اللّهُ بِالْقَوْلِ الثّابِتِ وَ هَدَاكَ اللّهُ اِلي صِراط مُسْتَقيم عَرَّفَ اللّهُ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ اَولِيائِكَ فِي مُسْتَقَرٍّ مِنْ رَحْمَتِهِ. پس بگويند: اَللّهُمَّ جافِ الاْرْضَ عَنْ جَنْبَيْهِ وَ اَصْعِدْ بِرُوحِهِ اِلَيْكَ وَ لَقِّهِ مِنْكَ بُرْهاناً اَللّهُمَّ عَفْوَكَ عَفْوَكَ».



11ـ قبر را به صورت مربع مستطيل بسازند به اندازه چهار انگشت از زمين بلند كنند و نشانه اي روي آن بگذارند كه شناخته شود و روي قبر آب بپاشند و بعد از









[113]



پاشيدن آب، كساني كه حاضرند دستها را بر قبر گذارند انگشتها را باز كرده در خاك فرو برند و هفت مرتبه سوره «إنّا انزلناه» بخوانند وبراي ميّت طلب آمرزش كنند. 12ـ اين دعا را بعد از آن بخوانند: «اَللّهُمَّ جافِ الاْرْضَ عَنْ جَنْبَيهِ وَ اَصْعِدْ اِلَيْكَ رُوحَهُ وَ لَقِّهِ مِنْكَ رِضْواناً وَ اَسْكِنْ قَبْرَهُ مِنْ رَحْمَتِكَ ما تُغْنِيهِ بِهِ عَنْ رَحْمَةِ مَنْ سِواكَ».



مسأله 589ـ مستحبّ است صاحبان عزا را تسليت گويند، امّا اگر مدّتي گذشته است و خاطره مصيبت فراموش شده و به واسطه تسليت مصيبت يادشان مي آيد ترك آن بهتر است و نيز شايسته است تا سه روز براي اهل خانه ميّت غذا بفرستند.



مسأله 590ـ سزاوار است انسان در مرگ خويشاوندان، مخصوصاً در مرگ فرزند شكيبايي را از دست ندهد و هر وقت ميّت را ياد مي كند «اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَيْهِ راجِعُونَ» بگويد و براي ميّت قرآن بخواند و طلب آمرزش كند.



مسأله 591ـ جايز نيست انسان در مرگ كسي صورت و بدن خود را بخراشد، و به خود لطمه بزند، و پاره كردن يقه در مرگ غير پدر و برادر نيز، جايز نيست.



مسأله 592ـ هرگاه مرد در مرگ زن يا فرزند، لباس خود را پاره كند يا زن در عزاي ميّت صورت خود را بخراشد بطوري كه خون بيايد، يا موي خود را بكند، بنابر احتياط واجب بايد مانند كفّاره قسم را بدهد، يعني يك بنده آزاد كند، يا ده فقير راطعام دهد و يا آنها را بپوشاند، بلكه اگر خون هم نيايد به اين دستور عمل نمايد.



مسأله 593ـ احتياط واجب آن است كه در گريه بر ميّت صدا را خيلي بلند نكنند.







نماز وحشت



مسأله 594ـ مستحبّ است به اميد اين كه مطلوب پروردگار باشد در شب اوّل قبر دو ركعت نماز وحشت براي ميّت بخوانند، به اين ترتيب كه در ركعت اوّل بعد از حمد يك مرتبه «آية الكرسي» و در ركعت دوم بعد از حمد ده مرتبه انّا اَنْزَلْناه بخواند و بعد از سلام نماز بگويد: «اللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَ ابْعَثْ ثَوابَهَا اِلَي









[114]



قَبْرِ فُلان» (و به جاي فلان، اسم ميّت را بگويد).



مسأله 595ـ نماز وحشت را در هرموقع از شب اوّل قبر مي تواند به جا آورد، ولي مناسبتردر اوّل شب بعد از نماز عشا است.



مسأله 596ـ اگر دفن ميّت به علتي به تأخير بيفتد بايد نماز وحشت را تا شب اوّل دفن او تأخير بيندازد.







احكام نبش قبر



مسأله 597ـ نبش قبر مسلمان يعني شكافتن قبر او حرام است، هر چند طفل يا ديوانه باشد و منظور از نبش قبر آن است كه آن را طوري بشكافند كه آثار بدن ميّت ظاهر شود و اگر بدن ظاهر نشود اشكال ندارد، مگر اين كه موجب هتك و بي احترامي باشد.



مسأله 598ـ اگر يقين داشته باشد بدن بكلي از بين رفته و خاك شده است شكافتن قبر اشكالي ندارد، مگر در قبور امامزاده ها و شهدا و علما و صلحا كه اگر سالها بر آن بگذرد نيز نبش قبر آنها جايز نيست.



مسأله 599ـ نبش قبر در چند مورد حرام نيست:



1ـ در صورتي كه ميّت در زمين غصبي دفن شده باشد و مالك زمين راضي نشود، همچنين اگر كفن يا چيز ديگري كه با ميّت دفن شده غصبي باشد، يا چيزي از اموال ميّت كه به ورثه تعلّق دارد با او دفن شده باشد و ورثه راضي نشوند كه آن چيز در قبر بماند (مانند انگشتر يا زينت آلات قيمتي) حتّي اگر راضي شوند و ماندن آن در قبر اسراف باشد بايد آن را بيرون آورند، امّا اگر ميّت وصيّت كرده كه دعا يا انگشتري را مثلاً با او دفن كنند در صورتي كه وصيّت او بيش از ثلث نباشد و اسراف محسوب نشود نمي توانند قبر را بشكافند.



2ـ در صورتي كه براي اثبات حقّي لازم باشد بدن ميّت را ببينند.









[115]



3ـ در موردي كه ميّت را در جايي دفن كرده اند كه نسبت به او بي احترامي است، مانند قبرستان كفّار، يا جايي كه كثافات مي ريزند.



4ـ براي انجام يك مطلب شرعي كه اهمّيّت آن از شكافتن قبر بيشتر است، مثل اين كه بخواهند بچه زنده اي را از شكم زن حامله بيرون آورند (البتّه معلوم است بچّه مدّت كمي بعد از مادر ممكن است زنده بماند).



5ـ در جايي كه بترسند درنده اي به بدن ميّت آسيب برساند، يا دشمن آن را بيرون آورد.



6ـ در موردي كه قسمتي از بدن ميّت با او دفن نشده و بخواهند دفن كنند، ولي احتياط واجب آن است كه آن قسمت را طوري دفن كنند كه بدن ميّت ظاهر نشود.



مسأله 600ـ هرگاه كسي وصيّت كند بدن او را در جاي معيّني دفن كنند و به وصيّت او عمل نكنند و در جاي ديگري دفن شود جايز نيست قبر او را نبش كنند و به جاي مورد وصيّت انتقال دهند.



مسأله 601ـ هرگاه كسي وصيّت كند كه بعد از دفن، قبر او را نبش كرده و بدن او را به مشاهد مشرفه يا نقطه ديگر ببرند عمل به چنين وصيتي مشكل است.



مسأله 602ـ تأخير دفن ميّت درصورتيكه موجب هتكوتوهين او باشد جايز نيست.







احكام شهيد



مسأله 603ـ غسل دادن ميّت مسلمان و كفن كردن او چنان كه گفته شد واجب است ولي دو گروه از اين حكم مستثنا هستند: اوّل «شهيدان راه خدا» يعني كساني كه در ميدان جهاد در راه اسلام، همراه پيامبر(صلي الله عليه وآله) يا امام معصوم(عليه السلام) يا نايب خاصّ او كشته شده اند، همچنين كساني كه در حال غيبت امام زمان(ارواحنا فداه) براي دفاع در برابر دشمنان اسلام كشته مي شوند، خواه مرد باشند، يا زن، بزرگ باشند و يا كودك، در اين گونه موارد غسل و كفن و حنوط واجب نيست، بلكه بايد آنها را با









[116]



همان لباسهايشان بعد از خواندن نماز دفن كنند.



مسأله 604ـ حكم مسأله سابق درباره كساني است كه در ميدان جنگ كشته شده باشند، يعني پيش از آن كه مسلمانان به او برسند جان داده است، امّا اگر به او برسند و زنده باشد، يا به صورت مجروح او را از ميدان جنگ خارج سازند و در بيمارستان يا غير آن از دنيا برود، گرچه ثواب شهيدان را دارد ولي حكم فوق شامل حال آنها نمي شود.



مسأله 605ـ در جنگهاي امروز كه ميدانهاي جنگ وسعت دارد و گاه كيلومترها يا فرسخها مسافت را در بر مي گيرد و گلوله هاي دشمن و مانند آن تا مسافت زيادي مي رسد، تمام اين صحنه كه مركز تجمّع سربازان است ميدان جنگ محسوب مي شود، ولي اگر دشمن بوسيله بمباران افرادي را دور از جبهه هاي جنگ به قتل برساند احكام بالا در مورد آنها جاري نيست.



مسأله 606ـ هرگاه به علّتي شهيد برهنه شده باشد بايد او را كفن كنند و بدون غسل دفن نمايند.



مسأله 607ـ دوم كساني كه قتل آنها به عنوان قصاص يا حدّ شرعي واجب شده است و حاكم شرع به آنها دستور مي دهد مراسم غسل ميّت را خودشان در حال حيات انجام دهند و سه غسل را طبق دستوري كه قبلاً گذشت به جا آورده، سپس دو قسمت از قسمتهاي سه گانه كفن را يعني لنگ و پيراهن را مي پوشند و مانند ميّت حنوط مي كنند و بعد از كشته شدن، قطعه سوم را بر آنها مي پوشانند و نماز بر آنها خوانده و به همان حال دفنشان مي كنند و لازم نيست خون را از بدن و كفن آنها بشويند، حتّي اگر بر اثر ترس و وحشت خود را نجس كنند، تكرار غسل لازم نيست.







غسلهاي مستحب



مسأله 608ـ غسلهاي مستحب در شرع اسلام بسيار فراوان است و از جمله،









[117]



غسلهاي زير است:



1ـ غسل جمعه كه از مهمترين و مؤكّدترين غسلهاي مستحب محسوب مي شود و بهتر است كه حتّي الامكان آن را ترك نكنند، وقت آن از اذان صبح روز جمعه است تا ظهر و اگر تا ظهر انجام نشود احتياط آن است كه بدون نيّت ادا و قضا و به قصد مافي الذّمّه تا عصر جمعه به جا آورند، و اگر در روز جمعه غسل نكنند مستحبّ است از صبح شنبه تا غروب، قضاي آن را به جا آورند و كسي كه مي ترسد در روز جمعه آب پيدا نكند مي تواند روز پنجشنبه غسل را به نيّت مقدّم داشتن انجام دهد.



2ـ غسل شبهاي ماه مبارك رمضان و آن عبارت است از غسل شب اوّل ماه و تمام شبهاي فرد (مانند شب سوم، پنجم و...) و از شب بيست يكم مستحبّ است همه شب غسل كنند، وقت اين غسلها تمام شب است، هرچند بهتر است كه همراه غروب آفتاب به جا آورند، ولي از شب بيست و يكم تا آخر ماه ميان نماز مغرب و عشا انجام دهند و احتياط آن است كه تمام غسلهاي ماه مبارك و غسلهايي را كه در مسائل آينده مي آيد به قصد رجاء يعني به اميد مطلوبيّت پروردگار به جا آورند.



3ـ غسل روز عيد فطر و عيد قربان و وقت آن از اذان صبح عيد است تا غروب و بهتر است آن را پيش از نماز عيد به جا آورند.



4ـ غسل شب عيد فطر و وقت آن از اوّل مغرب است تا اذان صبح و بهتر است در اوّل شب به جا آورند.



5ـ غسل روز هشتم و نهم ذي الحجّه كه روز «ترويه» و روز «عرفه» نام دارد.



6ـ غسل روز «اوّل، نيمه، بيست و هفتم (روز مبعث) و آخر ماه رجب».



7ـ غسل روز هيجدهم ذي الحجّه (عيد غدير).



8ـ غسل روز پانزدهم شعبان (ميلاد وليّ عصر عجّل اللّه تعالي فرجه) و هفدهم ربيع الاوّل (ميلاد پيغمبر اكرم(صلي الله عليه وآله)) و غسل روز عيد نوروز.



9ـ غسل بچّه اي كه تازه به دنيا آمده است.



10ـ غسل زني كه براي غير شوهرش بوي خوش استعمال كرده و غسل كسي كه









[118]



در حال مستي خوابيده است.



11ـ غسل كسي كه به تماشاي كسي كه به دار آويخته اند رفته و آن را ديده است، امّا اگر تصادفا نگاهش بر او بيفتد، يا براي مطلب لازمي مانند شهادت دادن رفته باشد غسل ندارد.



12ـ غسل توبه يعني هرگاه بعد از ارتكاب گناهي توبه كند، غسل به جا مي آورد. مسأله 609ـ غسل كردن براي وارد شدن در مكانهاي مقدس به اميد ثواب پروردگار مستحبّ است، از جمله براي داخل شدن در مكّه و مدينه، يا براي داخل شدن در مسجدالحرام و مسجد پيغمبر اكرم(صلي الله عليه وآله) و همچنين حرم امامان(عليهم السلام) و اگر در يك روز چند مرتبه مشرّف شود يك غسل كافي است و اگر كسي مي خواهد در يك روز داخل مكّه شود و به مسجد الحرام رود، يا داخل شهر مدينه شود و به مسجد پيغمبر(صلي الله عليه وآله)برود، يك غسل به نيّت همه كفايت مي كند. همچنين مستحبّ است غسل براي زيارت پيغمبراكرم(صلي الله عليه وآله) يا امامان از دور يا نزديك و براي نشاط عبادت و رفتن به سفر به قصد رجاء.



مسأله 610ـ انسان نمي تواند با غسلي كه به اميد مطلوب بودن به جا آورده نماز بخواند بلكه بايد احتياطاً وضو نيز بگيرد، ولي با غسلهايي كه مستحب بودن آن قطعي است مانند غسل جمعه مي توان نماز خواند.



مسأله 611ـ هرگاه چند غسل مستحبّي، يا چند غسل كه بعضي مستحبّ است و بعضي واجب و يا چند غسل واجب بر كسي باشد مي تواند يك غسل به نيّت همه آنها به جا آورد.