کد مطلب:18039 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:172

غرور علمي
يكي از بزرگترين شهامتها، اعتراف به «جهل» است. اگر چيزي را نمي دانيم، بدون توجيه و تاءويل، و شيره ماليدن سر خلق اللّه، بدون چرب زباني و سالوس بازي و پشت هم اندازي، صريح و باشجاعت، بگوئيم: «نمي دانم»!

اين، مشكلتر از به خاك رساندن پشت حريف در كشتي است و بيش از شكست دادن دشمن در ميدان رزم، نيرو مي طلبد؛ زيرا اينجا ما با دشمني، نيرومند، به نام «نفس» دست به گريبانيم كه در خانه دلمان جا دارد. هرچيزي آفتي دارد، و آفتِ علم، «غرور» است. غرور علمي، انسان را از اعتراف به جهل و ناداني باز مي دارد.

از رسول خدا بشنويم:

«... اي ابوذر!

وقتي از چيزي سؤ ال شد كه نمي داني، بگو: «نمي دانم».

كه هم از پيامدهاي ناجور آنچه نمي داني نجات يابي،

و هم از عذاب خداوند در قيامت!...» [1] .

آري... اين، شجاعت و قهرماني مي خواهد. دليري فقط در تيغ كشيدن و تير انداختن نيست. ميدان رزم، فقط جبهه بيروني جنگ با دشمن روياروي، نيست. «نفس» نيز حريفي است كه براي مبارزه، «حريف» مي طلبد.

پيامبر اسلام، عبور مي كرد. به جمعيتي كه پيرامون يك قهرمان جمع شده و به تماشاي وزنه برداي و زورآزمايي او ايستاده بودند، برخورد. فرمود:

«قهرمان كسي است كه بر «نفس» خود غالب شود!»

اعتراف به جهل، يكي از اين ميدانهاست كه قدرت و غلبه و شجاعت انسان، آزموده مي شود.


[1] يا أ باذر! إ ذا سُئِلْتَ عَنْ عِلمٍ لا تَعْلَمُهُ فَقُلْ: لا أ عْلَمُهُ، تَنْجُ مِنْ تَبِعَتِهِ، وَلاتُفْتِ بِما لا عِلْمَ لَكَ بِهِ، تَنْجُ مِنْ عَذابِ اللّهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ.