کد مطلب:18042 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:161

راز برتري
خداوند، عادل است؛ ليكن به آنكه بيشتر كار و عبارت كند، پاداش بيشتر مي دهد. و اين نه تبعيض كه عين عدالت است. در درجات آخرت نيز همين گونه است.

رتبه هاي مختلف بندگان، نزد خدا و در بهشت، در گرو برتري و پيشگامي و استمرار هركس در عبادت و تقوا و جهاد و خدمت است. كلام نبوي را در اين باره بشنويم:

«اي اباذر!...

خداي سبحان در قيامت، گروهي را به بهشت مي برد و به آنان آن قدر (نعمت و مرتبت) عطا مي كند كه خسته مي شوند. درحالي كه برتر و بالاتر از آنان، گروهي در درجات رفيعتري قرار دارند.

وقتي چشمشان به آن والاتران مي افتد، آنان را مي شناسند، و مي گويند: خدايا! اين برادران، در دنيا با ما و همراه ما بودند. چه شد كه آنان را برما برتري بخشيدي؟

گفته مي شود:

هيهات! هيهات! وقتي شما سير بوديد، آنان گرسنگي مي كشيدند.

وقتي سيراب مي شديد، آنان تشنه بودند.

وقتي در خواب بوديد، چشم آنان (به عبادت و گريه) بيدار بود.

اي ابوذر!...

خداي بزرگوار، نور چشم و فروغ ديدگانم را در «نماز» قرار داده است. و همانگونه كه براي گرسنه، «طعام» و براي تشنه، «آب» را محبوب ساخته، نماز را نيز محبوب من قرار داده است.

گرسنه هرگاه غذا بخورد، سير مي شود.

امّا من... هرگز از «نماز» سير نمي شوم!...» [1] .

اين است راز برتري انسانهايي بر انسانهاي ديگر. قرب جستن به خدا از راه عبادت، سحرخيزي، شب بيداري، تهجّد.

چگونه مدعي عشق خداست، آنكه شب را، همه شب، تا سحر مي خوابد و درِ خانه خدا را نمي زند و با حلاوت مناجات و شيريني «ذكر خدا» بيگانه است؟ چگونه ادعاي مسلماني دارد، آنكه از درد و نياز همسايه و برادر ديني اش بي خبر است؟

«اي ابوذر!...

تا وقتي در حال نمازي، پيوسته در خانه خدا را مي زني.

و هركس، درِ هر خانه اي را زياد بكوبد، بالا خره باز خواهد شد!...» [2] .

هم نجوا شدن با صدّيقان متهجّد و نماز شب خوانان پرسوز، انسان را به رتبه آنان نيز مي كشد و مي رساند... امروز روز عمل است. نتيجه و نمره و پاداش در قيامت معلوم مي شود. دريغ و حسرت، بر آنان كه از مزرعه امروز، براي فرداي نيازمندي، برگ و بار و رهتوشه اي برندارند...

«... اي اباذر!

اگر هر نمازگزار، خبر داشت از نيكيهايي كه ميان آسمان و زمين بر او فرو مي ريزد و مي دانست كه در نماز، با چه كسي به سخن ايستاده است، هرگز دست از نماز نمي كشيد...» [3] .

آري... نماز، حضور در بزم ديدار الهي است و نشستن برمائده رزق معنوي پروردگار. از اين سفره رزق و مائده معنوي، بي بهره نمانيم...


[1] يا أ باذر! إ نَّ اللّهَ جلَّ ثَناؤُهُ لَيُدْخِلُ قَوْما الْجَنَّةَ فَيُعْطِيهِمْ حَتّي يَمَلَّوا وَفَوْقَهُمْ قَوْمٌ فِي الدَّرَجاتِ الْعُلي، فَإ ذا نَظَرُوا إ لَيْهِمْ عَرَفُوهُمْ فَيَقُولُونَ: رَبَّنا إ خْوانُنا كُنّا مَعَهُمْ فِي الدُّنْيا فَبِمَ فَضَّلْتَهُمْ عَلَيْنا؟ فَيُقالُ: هَيْهاتَ هَيهاتَ إ نَّهُم كانوا يَجُوعُون حِينَ تَشْبَعوُن وَيَظْمَؤُنَ حِينَ تَرْوُونَ وَيَقُومُونَ حِينَ تَنامُونَ وَيَشْخَصُونَ حِينَ تَخْفَضُونَ.

أ باذر! جَعَلَ اللّهُ جَلَّ ثَناؤُهُ قُرِّةَ عَيْنِي فِي الصَّلاةِ وَحَبَّبَ إ ليَّ الصَّلاةَ كَما حَبَّبَ إ لي الْجائِعِ الطَّعامَ، وَإ لي الظَّمْاَّنِ الْماءَ. وَإ نَّ الْجائِعَ إ ذا أ كَلَ شَبِعَ وَإ نَّ الظَّمْاَّنَ إ ذا شَرِبَ رَوِيَ، وَأ نا لا أ شْبَعُ مِنَ الصَّلاةِ.

[2] يا أ باذر! إ نَّكَ ما دُمْتَ فِي الصَّلاةِ فَإ نَّكَ تَقْرَعُ بابَ الْمَلِكِ الْجَبّارِ، وَمَنْ يُكثِرْ قَرْعَ بابِ الْمَلِكِ يُفْتَحْ لَهُ.

[3] ما مِنْ مُؤ مِنٍ يَقُومُ مُصَلِّيا إ لاّ تَناثَرَ عَلَيْهِ الْبِرُّ ما بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْعَرْشِ وَوُكِّلَ بِهِ مَلَكٌ يُنادي: يَا ابْنَ آدَمَ لَوْ تَعْلَمُ ما لَكَ فِي الصَّلاةِ وَمَنْ تُناجِي مَا انْفَتَلْتَ.