کد مطلب:18045 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:152

اندوه سازنده
آنچه گفته شد، غمي سازنده و اندوهي كارساز بود.

به فكر سوخت و سازهاي انساني بودن و در انديشه ضايعات جبران ناپذير، دلي غمبار داشتن، گريه بر «حبط اعمال»، غصه بر «تباهي عمر»، اندوه بر هدر رفتن نشاط و نيروي جواني...

ترسم از زلزله و طوفان نيست

آنچه مي افزايد،

ترس و اندوه مرا،

ريزش كنگره «ارزش»هاست.

لرزش پايگه «انسان» است.

غربت روح خداگونه انسان، در عصر

ظلمت زاويه اين دلهاست.

باز، ادامه كلام نبوي «ص»:

«اي ابوذر!...

هر كه بتواند بگريد، پس بگريد.

و اگر نتواند، قلبش را اندوهناك سازد و خود را به گريه بزند.

دلهاي سنگي، از خداوند دورند ولي نمي دانند.

اي ابوذر!... خداوند مي گويد:

من بر بنده ام دو «ترس» را با هم جمع نمي كنم و نيز دو «امنيت» را.

اگر كسي در دنيا از من ايمن باشد، در آخرت هراسناك خواهد بود.

و اگر در دنيا خوف و خشيت داشت، در آن دنيا، در قيامت، او را ايمن خواهم كرد.

وقتي در آخرت، گناهان افراد بر آنان عرضه شود، بعضي مي گويند: ما خائف و هراسناك بوديم. آنگاه بخشوده شوند؟...» [1] .


[1] يا أ باذر! مَنِ استَطاعَ أ نْ يَبْكِيَ فَلْيَبْكِ وَمَنْ لَمْ يَسْتطِعْ فَلْيُشْعِرْ قَلْبَهُ الْحُزنَ وَلْيَتَباكَ، إ نَّ الْقَلْبَ القاسيَ بَعِيدٌ مِنَ اللّهِ تَعالي وَ لكِنْ لا يَشْعُرُونَ.

يا أ باذر! يَقُولُ اللّه تَعالي: لا اءجْمَعُ عَلي عَبْدٍ خَوْفَيْنِ وَ لا أ جْمَعُ لَهُ أ مْنَينِ، فَإ ذا أ مِنَنِي فِي الدُّنْيا أ خَفْتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَإ ذا خافَنِي فِي الدُّنْيا اَّمَنْتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ....

يا أ باذر! إ نَّ الْعبْدَ لَيُعْرَضُ عَلَيْهِ ذُنُوبُهُ يَوْمَالْقِيامَة فِيمَنْ ذَنَبَ ذُنُوبَهُ، فَيَقُولُ: أ ما إ نِّي كُنْتُ خائِفا مُشْفِقا فَيُغْفَرُ لهُ.