کد مطلب:18048 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:161

باز هم دنيا
دنيا، مار خوش خط و خالي است كه عده اي، مفتون ظاهر فريبنده آن شده، از سموم كشنده اش (براي كسي كه اسير آن باشد) غافلند.

پيامبر «ص» درس مي دهد. او رسول آزادي است و وارستگي مي آموزد و دنيايي را كه پاي بند و دست و پاگير انسان از «طيران آدميّت» باشد، نكوهش مي كند. دنيا اگر «وسيله» رشد شود، خوب است و اگر «مانع» كمال گردد، زشت است.

دنيا، تيغ دو دمي است كه خوبي و بدي آن، بستگي به چگونگي استفاده از آن دارد.

پيامبر «ص» خسران انسان را در سايه اسارت دنيا مي داند و هشدار مي دهد. بشنويم از زبان حقگويش:

«اي ابوذر!...

سوگند به آنكه جان محمّد «ص» در دست اوست اگر دنيا به اندازه بال مگس يا پشه اي ارزش نزد خداوند داشت، حتّي يك جرعه آن را هم به «كافر» نمي داد. [1] .

اي ابوذر!...

خداوند به برادرم عيسي «ع» وحي كرد كه:

اي عيسي! دنيا را دوست مدار، كه من دوستش ندارم.

من آخرت را دوست دارم، كه خانه «بازگشت» است.

اي ابوذر!...

جبريل امين، تمام گنجينه هاي دنيا را سوار بر مركبي زيبا پيش من آورد و گفت: اي محمّد «ص»! اين گنجينه ها از تو، در عين حال، نصيب و بهره تو نزد خدا كم نمي شود.

گفتم: دوستم، جبرئيل! مرا نيازي نيست.

اگر سير باشم، سپاس خدا مي گويم.

و اگر گرسنه باشم، از خدا مي طلبم...» [2] .

اين نظر پيامبر نسبت به دنياست. گرچه تمام دنيا از آن او و مسخر براي آن حضرت بود و حتي رسول خدا «ص» در اين دنيا حكومت تشكيل داد و فرمان راند، ليك همه اينها براي خدا بود، نه خود دنيا.

پيامبر، با دنيازدگي و مجذوب مظاهر فريباي زندگي دنيوي شدن مقابله مي كند. او مي خواهد پيروان را از «اسارت» دنيا برهاند. تا «دنيا» براي انسان، بت نشود و حيات مادي، اصالت پيدا نكند.


[1] يا اءباذر! وَالَّذي نَفْسُ محمّدٍ بِيَدِهِ لَوْ اءنَّ الدُّنْيا كانَتْ تَعْدِلُ عِندَاللّهِ جُناحَ بَعُوضَةٍ اءو ذُبابٍ ما سَقَي الكافِرَ مِنها شَرْبَةً مِنْ ماءٍ.

[2] يا اءباذر! إ نَّ جَبْرَئِيلَ عليه السلام اءتانِي بِخَزائِنِ الدُّنْيا عَلي بَغْلَةٍ شَهْباءَ فقال لي: يا محمّد: هذِهِ خَزائنُ الدّنيا وَلاتُنْقِصُكَ مِن حَظِّكَ عِنْدَ رَبِّكَ، فَقُلْتُ: حَبِيبِي جَبْرَئِيلُ! لا حاجَةَ لِي بِها، إ ذا شَبِعْتُ شَكَرْتُ رَبِّي وَإ ذا جُعْتُ سَاءلْتُهُ.