کد مطلب:18053 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:146

دلهاي خائف
دلي كه كانون خوف و خشيت از خدا باشد. ارزشمند و مقدّس است.

گوهري است ناياب و گرانبها و ستودني! امّا، همه ارزش و اعتبار آن، به خلوص در خشيت و بي ريايي در خوف است. پيامبر خدا «ص» در حفظ و ارزش چنين دلي، به ابوذر رهنمود مي دهد:

«اي ابوذر...

از خدا پروا كن، و به مردم نشان مده كه از خداوند، خشيت و خوف داري كه تو را اكرام كنند و بزرگ بدارند، در حالي كه دلت به فجور گرفتار است (نفاق در «بود» و «نمود»!)

اي ابوذر...

در هر چيزي، نيّت صالح داشته باش، حتي در خوابيدن و خوردن!» [1] .

يعني حتي مادّي ترين چيزها و كارها را (همچون خور و خواب) مي توان بانيّت و انگيزه الهي، تبديل به عبادت و معنويت كرد. آنكه نمازش ريايي است، بي ارزش مي شود و آنكه طعامش براي خداست، ارزش مي يابد. و اين، تاءثير شگفت و دگرگون ساز نيّت در اعمال است.

«اي ابوذر!...

عظمت خداوند در دل و جانت بايد بزرگ باشد و او را به عظمت ياد كني...

اي ابوذر... خداوند را فرشتگاني است كه از خوف خدا همواره در حال «قيام» اند و تا روز رستاخيز بزرگ، يك لحظه هم سربلند نمي كنند، ذكر همگي شان اين است كه «سبحانك و بحمدك...» خدايا! تو پاك، و منزهي، تو را آنگونه كه شايسته اي، عبادت نكرده ايم...

اي ابوذر...

يك مؤ من اگر به اندازه هفتاد پيامبر هم عمل و عبادت داشته باشد، از هول و هراس قيامت آن را كوچك و كم مي شمارد. روز قيامت، چنان هول انگيز و وحشتناك است كه فرشتگان و رسولان به زانو درمي آيند حتّي پيامبر بزرگي همچون ابراهيم، اسحاق را فراموش كرده، مي گويد: خدايا! من ابراهيم، خليل توام! مرا از ياد مبر!...» [2] .

دل خائف، كه ميان بيم و اميد به سر مي برد، ارزش والايي دارد و سرمايه «مؤ من» است و در سايه همين خوف و خشيت است كه انسان از غرور عبادت مي رهد و تضرّع و نيايش و نياز به درگاه پروردگار پيدا مي كند.


[1] يا اءباذر! اِتَّقِ اللّهَ وَلاتُرِ النّاسَ اَنَّكَ تَخْشَي اللّهَ فَيُكْرِمُوكَ وَقَلبُكَ فاجِرٌ.

يا اءباذر! لِيَكُنْ لَكَ في كلّ شَي ءٍ نيَّةٌ صالِحةٌ حَتّي في النَومِ وَالا كل.

[2] يا اءباذر! لِتُعَظِّمْ جَلالَ اللّهِ فِي صَدْرِك....

يا اءباذر! إ نَّ للّهِ مَلائِكةً قِياما مِنْ خِيفَةِ اللّهِ ما رَفَعُوا رُؤُوسَهُمْ حَتّي يُنْفَخَ فِي الصُّورِ النَّفْخَةُ الاَّْخِرَةُ فَيَقُولُونَ جَمِيعا: سُبْحانَكَ (رَبَّنا) وَبِحَمْدِك ما عَبَدْناكَ كَما يَنْبَعِي لَك اءنْ تُعْبَدَ.

يا اءباذر! لَوْ كانَ لِرَجُلٍ عَمَلُ سَبْعِينَ نبِيّا لاَسْتَقَلَّ عَمَلَهُ مِنْ شِدَّةِ ما يَري يَوْمَئِذٍ، وَلَوْ اءنَّ دَلْوا مِن غِسْلِينٍ صُبَّ فِي مَطْلَعِ الشَّمْسِ لَغَلَتْ مِنْهُ جَماجِمُ مَنْ فِي مَغْرِبِها، وَلَوْ زَفِرَتْ جَهَنَّمُ زَفْرَةً لَمْ يَبْقَ مَلكٌ مُقرَّبٌ وَلا نَبِيُّ مُرْسَلٌ إ لا خَرَّ جاثِيا عَلي رُكْبَتَيْهِ يَقُولُ: رَبِّ (ارْحَمْ) نَفْسِي حَتّي يَنْسي إ بْراهِيمُ إ سْحقَ وَيَقُولُ: يا رَبِّ اءنا خَلِيلُكَ إ بْراهِيمُ فَلا تَنْسَني.