کد مطلب:18078 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:117

حكمت هاي موسوي
راه جويي و آشنايي ابوذر با تعاليمي از صحف ابراهيم، به تعاليم موسي، كليم الله، راه يافت. ابوذر از پيامبر اسلام پرسيد:

اي فرستاده خدا! در «صُحف موسي» چه بود؟

فرمود: همه آن، عبرت و پند بود. از جمله اينها:

«شگفت از كسي كه به آتش دوزخ، يقين دارد، و... مي خندد!

شگفت از كسي كه مرگ را باور دارد، چگونه شادماني مي كند!

شگفت از كسي كه به حال دنيا و دگرگونيهايش بيناست، و مي بيند كه چگونه دنيا نسبت به اشخاص، در تغيير و تبديل است (و به كسي وفا نمي كند) چگونه به دنيا اطمينان مي كند.

شگفت از كسي كه به حساب فرداي قيامت يقين دارد، ليكن براي آن، كار نمي كند!...» [1] .

ابوذر پرسيد:

«يا رسول الله! آيا از آنچه بر تو نازل شده و از تعاليم قرآن، چيزي هست كه در صحف ابراهيم و موسي (عليهماالسلام) هم آمده باشد؟»

پاسخ حضرت چنين بود:

«اي ابوذر!... بخوان اين آيات را «قَدْ اَفلحَ من تَزكّي... به تحقيق، رستگار شد، كسي كه خود را پاك ساخت و خدايش را ياد كرد و نماز خواند، بلكه شما زندگي دنيا را مي گزينيد، در حالي كه آخرت، بهتر و پايدارتر است.» اينها يعني اين چهار آيه در كتابهاي آسماني پيشينيان آمده است، در صحف ابراهيم و موسي.» [2] .

گفتگو، اندكي ادامه دارد. امّا... يك لحظه توقف در برابر اين تابلوهاي سراسر حكمت و پند، مفيد است.

راستي...ابوذر در پي چيست و از رسول خدا «ص» چه مي پرسد و چه مي جويد؟ و پيامبر چه سخاوتمندانه، دهان پرگوهر خويش را به آغوش گهرياب ابوذر مي گشايد و دل اين صحابه عارف و آگاه و بينا را از مرواريدهاي حكمت و عرفان، لبريز مي سازد.

اين گفتگو، مروري است بر فلسفه خلقت و بعثت، گذري است بر واديهاي نوراني و بركت خيز مواعظ و حكمتهاي الهي و فهرستي است از آنچه «بايد آموخت» و «بايد به كار بست».

اگر سؤ ال ابوذر نبود، امروز «پاسخ پيامبر» را نداشتيم و از اين گنجينه هميشه گهرخيز و حكمت ريز، محروم بوديم. سؤ الهاي ابوذر، سبب ساز تراوش اين حكمتهاي متعالي از زبان عصاره خلقت براي ما امت آن آخرين رسول شد. رسول حق نيز سخنان عرشي خود را به ما فرشيان خاك نشين ارزاني داشت،...

سؤ الهاي ابوذر را خوانديم، و جوابهاي هادي امّت و پيامبر رحمت را.

فصلي خوش و با صفا و روحاني داشتيم، به بركت كلام وحي گونه خاتم رسولان و اينك، بخشهاي پاياني اين گفتگو:


[1] عَجَبٌ لِمَنْ اءيْقَنَ بِالنّار ثُمَّ ضَحِكَ، عَجَبٌ لِمَنْ اءيّقَنَ بِالْمَوْتِ كَيْفَ يَفْرَحُ، عَجَبٌ لِمَنْ اءبْصَرَ الدُّنْيا وَتَقَلُّبَها بِاءهْلِها حالا بَعْدَ حالٍ ثُمَّ هُوَ يَطْمَئِنُّ إ لَيْها، عَجَبٌ لِمَنْ اءيْقَنَ بِالْحِسابِ غَدا ثُمَّ لَمْ يَعْمَلْ.

[2] إ قرَاءْ يا اءباذر! «قَدْ اءفْلَحَ مَنْ تَزَكّي، وَذَكرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلّي، بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَياة الدُّنْيا، وَالاَّْخِرَةُ خَيْرٌ وَاءبْقي، إ نَّ هذا يعني ذِكْرُ هذِهِ الاْ رْبَعِ الاَّْياتِ لَفِي الصُّحُفِ الاُْولي، صُحُفِ إ بْراهِيمَ وَمُوسي».