کد مطلب:183056 شنبه 1 فروردين 1394 آمار بازدید:172

مقدمه
ابعاد شخصيتي معصومان عليهم السلام از جمله امام سجاد عليه السلام چنان گسترده است كه در هر بعدي از نيازهاي بشري مي توان الگوي كاربردي، ارائه و تشنگان هدايت را از سرچشمه هاي فضائل آنان سيراب كرد. بي شك يكي از مشخصه هاي بشر از آغاز خلقت تا كنون - و قطعا تا پايان جهان - زندگي جمعي اوست; اجتماعي كه در آن هر كس بر اساس استعدادها و نحوه برخورداري از امكانات، موقعيتي مي يابد و در تعامل با ديگران نيازمندي هاي خود را رفع مي كند و در مقابل آن، نيازهاي ديگران را برطرف مي سازد. اعضاي جامعه بشري - كه ما هم عضوي از آن هستيم - هيچ كدام به تنهايي توان رفع نيازهاي ضروري براي تداوم حيات را ندارند. از اين رو با رو آوردن به «زندگي جمعي » هر كدام بنابر استعداد و توان خود، بخشي از نيازهاي ديگران را تامين مي كند تا در برابر، آنان هم نيازهاي وي را رفع كنند. امام سجاد عليه السلام به خوبي مي دانست كه بي نياز مطلق، خداست و غير او، همه به هم نيازمندند. لذا وقتي شنيد مردي مي گويد: خدايا! مرا از خلق خود بي نياز كن. فرمود:

«ليس هكذا، انما الناس بالناس ولكن قل: اللهم اغنني عن شرار خلقك [1] ; اين گونه نيست، مردم به مردم نيازمندند. اما بگو: خدايا! مرا از مردم بد كيش بي نياز كن.»

به اين دليل ما بايد به يك حقيقت مهم و در عين حال فراموش شده توجه كنيم و آن، حقي است كه جامعه (و افراد آن) به دليل ايفاي نقش در تداوم زندگي ما دارند. و اين، همان حقي است كه امام زين العابدين عليه السلام در كنار دو حق ديگر (حق خدا و حق خود) در رساله حقوق از آن ياد مي كند و حقوق گروههايي مثل رهبران، زيردستان، خويشان، نيكوكاران و توده هاي مردم مانند همسايه، رفيق، شريك، سائل و نيازمند و حتي حقوق اموال و... را تذكر مي دهد. و از همين جايگاه است كه انسانها جهت اداي اين حقوق موظف به «خدمت » به هم هستند. در واقع اسلام با اين ديد دقيق و عميق، خاستگاه «خدمت به خلق » را «حق خلق » مي داند و معتقد است مردم بايد خادم هم باشند چون به گردن هم حق دارند.

اين حق گاه چنان روشن است كه مردم را به پاسخگويي متقابل وادار مي كند، مانند حق پدر، معلم، و گاه به واسطه و پنهان است مانند حق نيازمندان، مستضعفان و... كه با دقت در زنجيره اجتماع مي توان حقوق آنها را نسب به خود كشف كرد و آنگاه است كه خدمت به آنان نيز ضروري مي شود.

درك اين تحليل وقتي راحت تر خواهد شد كه بدانيم مردي از امام زين العابدين عليه السلام درباره «حق معلوم » در آيه شريفه «والذين في اموالهم حق معلوم - للسائل والمحروم » [2] سؤال كرد و امام فرمود: «حق معلوم، چيزي است كه شخص از مال خود بيرون مي كند و آن غير از زكات و صدقه واجب است.» آن مرد پرسيد: با اين مال چه بكند؟ امام فرمود: «با آن صله رحم مي كند و به ضعيفان كمك مي نمايد و رنج ايشان را برطرف مي سازد و يا به برادر ديني اش محبت مي كند و گرفتاري او را برطرف مي سازد.» [3] .

امام سجاد عليه السلام با تعابير ديگر نيز اين پيوند و علقه اجتماعي بشر به هم را يادآور و «حق خدمت » ناشي از آن را هم متذكر مي شود. از جمله با عنوان «برادري مردم » چنين مي فرمايد: «بئس الاخ يرعاك غنيا و يقطعك فقيرا [4] ; بد برادري است كه در وقت توانگري به تو توجه دارد و در وقت نيازمندي از تو مي برد.» بر اساس برادري ديني و اجتماعي، مؤمنان موظف به رعايت مودت به هم هستند و ترك وظيفه امري مذموم شمرده مي شود و به معناي ضايع كردن حقوق ديگران است.


[1] تحف العقول عن آل الرسول، ص 278.

[2] معارج/24 و 25.

[3] وسايل الشيعه، ج 6، ص 69.

[4] زندگاني امام زين العابدين عليه السلام، عبدالرزاق موسوي مقرم، ص 316 نقل از لواقع الانوار، شعراني، ص 28.